10062022پنج شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
به راستي که قدرت بدون خرد بدون عشق راه به ويراني راه به توحش مي‌بردو قرباني بيمار را به جنون توهم مي‌رساند خود کرده را تدبير نيسترهبر مافنگي رژيم خود - مخرب مافياي جهل و قتل و غارت که طي ۳۷ سال حکومت ستمگرانه؛ ايران، ايراني و ايرانيـت را به باد فنا داده، همين چند وقت پيش بود که در رابطه با انرژي هسته‌اي و ميزان حداقلي تعداد سانتريفوژهاي ضروري، قلدرانه و گنده گويانه دم از نياز به ۱۹۰ هزار سو!؟ زد. ولي چندي بعد که قافيه را سخت تنگ يافت، هم‌چون موشي آب کشيده، لب سکوت به نيش دندانهاي کشيده!؟ گزيده به برج عاج روسياهي خزيده، سعي وافر و جد بليغ نمود!؟ تا بلکه با نغمه جير جير افشان و افيون - نشان وافور، تسلي بخش خود و شرکاي شارلاتان ترش باشد. بالأخره بعد از مدتي که از خمار خطوط قرمز خط خطي شده‌اش، بيرون پريد و کماي رو به احتضار ناشي از عجز از صدور حکم حکومتي را نيز از سر نامبارک گذراند، هر چند با کمي حس سرافکندگي اما باز شروع به حرافي و حرافيدن کرد و با پررويي منحصربه‌فرد خود، چشم در چشمان مردماني مبهوت‌تر از هميشه، وقيحانه گفت که نه موافق توافق اتمي وين است و نه مخالف آن!؟ سرکرده گانگسترهاي مافياي فقيه در دوران نقاهتي که خود را هم‌چون خسي حيران و خاشاکي سرگردان بر امواج درياي توفاني نفرت همگاني مي‌يافت، از سر ببچارگي يک روز به مزدوران حلقه به گوش خود در شوراي پوشالي امنيت فقيه اميد مي‌باخت، روزي به مزدوران خود در مجلس دست‌نشانده، نظر مي‌انداخت و روزي ديگر به دکل ناقابل فورچونا دخيل مي‌بست!؟ تا مگر سپر بلاي جهالت ها و حماقتهاي تمام ناشدني‌اش باشند. جهالت ها و حماقتهاي ناشي از بختک فلج کننده‌ي چه بسيار عقده‌هاي بدخيم دوران پر‌تلاطم کودکي، نوجواني و جواني که بعضاً آن قدر شنيع بوده‌اند که هر چند که حتي در دوران کهولت هم مثل خوره در جانش افتاده‌اند. اما ولي امر تروريستهاي شيعه نما، همانند اعتياد مزمن به شيره ترياک، هنوز اين‌قدر عرضه نداشته که ذهن مشوش خود را از شرشان رهايي بخشد. و عاقبت الامر اين عبدالعبيد قدرت نامشروع به جاي کناره‌گيري و گورخود گم کردن، تنها راه بي‌چاره گي‌اش!؟ رادرتوسل نابکارانه به دامان لاشخورهاي باند تو-زرد پوتين در روسيه يافت. اينک پس از اعزام سرتروريست خاورميانه به مسکو و کسب اجازه و تکليف از ارباب، چند روزي ست که دوباره دم درآورده، هذيان مي‌گويد، لاطائلات مي‌بافد و هل من مبارز مي‌طلبد!؟ بدون ترديد اين جفتک پرانيهاي بدون پشتوانه مردمي که حکم تشنج بيماران دم مرگ را دارد، چون زوزه سگي لگد خورده نه تنها کسي را نمي‌ترساند بلکه همه را از اين جهت به تأسف و ترحم واداشته که عفريت سرکش قدرت غصبي!؟ چگونه مي‌تواند بنده خود را تا بدانجا برده‌ي خويش سازد که به مترسکي حقير تبديل شود. مترسکي چندان مفلوک که به خود اجازه مي‌دهد تا بدين مايه‌خوار و خفيف گردد. مترسکي چندان آبرو باخته که ديگر حتي رويي براي از رو رفتن هم ندارد!؟ آري؛ خود کرده را تدبير نيست. به راستي که قدرت غصبي، بدون شايستگي و حقانيت، بدون برخورداري از عشق و خرد، بدون گرايش به آزادي و عدالت، چندان راه به ويراني و توحش مي‌برد که قرباني بيمار را در جنوني توهم افزا به مرحله‌اي حادتر از مگالومانيا مي‌کشاند. ارژنگ داودي زنداني سـياسي -زندان رجايي شهر۲۵ شهريور.».
به ياد شاهرخ فقيد، عصر يكشنبه ۲۲ شهريور در زندان مخوف گوهردشت، بهت بغضي غريب در گلوي مبارزان نشسته، بهتي از آن دست كه گويي صلابت پايداري را به همهمه خيزش بر مي‌آورد. بغضي از آن دست مهيب كه نه خود مي شكند و نه كس را ياراي فرو دركشيدن است. بهت بغضي چندان غريب كه گويي از ۹ تووي ريل تاريك ترين كلمات، قبيل شكنجه، ترور ، تبعيد، زندان و… . به سوي نور پر پر مي‌زند. كلماتي كه هر چند نامبارك اند، اما در سيطره عريان ستم خودكامه گان ، يادآور بي‌بديل واژگان مباركي چون زندگي، آزادي، دمكراسي ، حقوق و عدالت‌اند. اينكه مي‌گويند مرگ حق است، شايد بر آتش دلسوختگان، خنكاي مرهمي‌باشد. اما هيچ مرگي در غربت زندان حق نيست. اما هيچ مرگ نابهنگامي ، هرگز حق نبوده و نخواهد بود. به ويژه مرگ مشكوك مبارزي سترگ در خفقان بندهاي در بسته پاسداران تباهي. ضايعه مرگ نابهنگام مبارزي در بند سپاهيان جهل در هر سن و سالي كه باشد نه تنها حق نيست بلكه ظلم مضاعف به انديشه آزادي وآزادي انديشه است. شاهرخ تنها ۵۰ بهار پرمشقت از زندگي را تجربه كرده بود كه با دلي بزرگ در گرو بهارآزادي در آوردگاه هميشه خونين رهايي، از ميان ما رخت بر بست. شاهرخ رفت. او ...به‌عنوان مبارزي الهام بخش، در دل تاريخ راستگاري ، جاودانه خواهد ماند. زيرا كه به فرهنگنامه « پايداري تا پاي جان » برگ زرين تري افزود. ايستاده بر بام بلند قله‌هاي برابري انسان، شاهرخ زماني به نيروي پر توان عشق از دخمه‌هاي نبرد زنجيرهاي حقد و كين با دستان كار و رهايي ، پر پروازي خونبار بر گشود و رفت. اما تا امحاي آخرين سنگر استبداد و استبداديان ، درخشش پيام هجرت غريبانه‌اش ادامه مبارزات حق‌طلبانه مردمان سراسر ايران زمين را به قدر آرمان والا و همت سربلندش ، هم‌چنان پابرجا و استوار نگه مي دارد. آسوده بخواب شاهرخ كه مرگ سرخ چون تويي ما را به پيروزي اميدوارتر و بر تداوم راه مبارزه مصمم‌تر سازد. مبارزه‌اي خونين با سلطه سياه سيطره‌اي كه شراره‌هاي سركش آتش پرفتنه‌اش از ميهن سوخته بر گذشته و سراسر خاورميانه را شرورانه دربرگرفته است. اسوده بخواب شاهرخ كه ياد و خاطره‌هاي تو در بند آدمخواران آزادي ستيز، عزم ما را بر ادامه نبرد نابرابر خود با رژيم اشغالگر و آدمكش فقيه راسخ‌تر مي دارد. آسوده بخواب شاهرخ كه عروج هر مبارزي از درون ميله‌هاي سرد زندان، ما را به درستي راه سرخ خويش، آگاه‌تر مي‌نمايد. آسوده بخواب شاهرخ كه ما بيداريم و چون تو تا آخرين نفس ايستاده‌ايم. آسوده بخواب شاهرخ كه تاريخ بيدار است با دستان قاهر انتقام. ارژنگ داودي - زندان گوهردشت دوشنبه ۲۳ شهريور ماه ۹۴ ».
دکل فورچونا يا سپر بلاي سرملا!؟شيطان رجيم يا شيطان رژيم!؟روزي نيست که در کشور ما خبري تعجب آورتر از خبر روز پيش، درز نکند. خبري حاکي از اين‌که دزدي دانه درشت‌تر، چنان رکورد جديدتري از خود بر جاي گذاشته که رکورد همه دانه درشتهاي پيشين را شکسته و با پر رويي هر چه وقيحانه‌تر، روي همه پيشينيان خود را کم نموده است!؟ صد رحمت به دوران شاهان و شاهنشاهيان که ظاهراً هرازگاهي همه‌ي دزدان به غير از شخص شاه را دستگير مي‌کردند و حتماً بر همين اساس بوده که ضرب‌المثل ”دزد نگرفته پادشاهه ”رايج شده است. در اين مرحله پيشنهاد مي‌گردد که ضرب‌المثل فوق تغيير يابد به چيزي شبيه ”دزد نگرفته شيخه“ و يابه عبارت دقيق‌تر ”دزد نگرفته شيخ علي شيره چيه“!؟ اما نه!؟ چون از آنجا که در باند 500نفره موسوم به شرکت سهامي خامنه‌اي و پسران، بدون استثنا همه سرکردگان همراه با خدمه و حشمه!؟ از انواع مصونيتهاي قضايي و اقسام حاشيه‌هاي امنيتي برخوردارند، هيچ‌يک از ضرب المثلهاي پيشنهادي، قهرا نمي‌تواند درست از آب درآيد!؟ مضاف بر اين از آنجا که آب حاکميت فقيه در طول مسير کج و معوج و پر از چاله و چوله‌ي خود!؟ از سرچشمه تا پاي چشمه، به انواع فسق و فجور آلوده است، بناچار بايد يادآور شد که البته و صد البته اين آلودگيهاي درون مرزي!؟ مزيد بر انواع غارتگريهاي برون مرزي؟ است که به نام يا به نفع انواع تروريستهاي بدخيم از جمله حماس، حزب‌الله و انصارالله، بشار اسد، سپاه بدر و... از آمريکاي لاتين تا شاخ آفريقا از کيسه ايرانيان نگون بخت، تاراج مي‌شود. باري، هر چند که در کشور بلازده ما رشته ناميمون تاراج، سري بسيار دراز دارد، اما پس از انقلاب 57 سر اين رشته که ظاهراً از تبديل به مفرغ شدن محموله طلاي کاميون کذايي در اوايل جنگ!؟ شروع گشته، اينک تا بدانجا کش آورده که براي تحت الشعاع قرار دهي و سرپوش‌گذاري بر هاپولي ۱۴.۵ميليارد دلاري!؟ هر روز به‌نحوي از انحاء يک دکل 78ميليون دلاري را علم مي‌کنند، دکلي چندان ناقابل که چيزي معادل هرينه ظهور زور زورکي باقر ابن!؟ مجتبي ابن علي خامنه‌اي ست. دکل قورچوناي مظلوم! وقيحانه سپر بلا شده تا مبادا با عنوان کردن هاپولي ۱۴.۵ميليارد دلاري!؟ و ايجاد شبهات آن‌چناني از سوي مشتي آدمهاي نديد بديد!؟ خداي ناکرده چشم حسود کور و گوش شيطان رجيم کر!؟ به تريج قباي شخص شيطان رژيم!؟ گير سه پيچه بخورد و خاطر معظم را مکدر بدارد. چندان که از سر ترس تنش بلرزد و از شدت نگراني خمار شود يا اين‌که بعضي از شبها اصلاً خوابش نبرد و يا اگر ببرد کابوس انقلاب سوم، خواب رنگين افيون نشان را بر وي حرام بدارد!؟ به راستي هم ميهنان، ماجراي 18ميليارد دلاري که در دوران عنترک جمهور فقيه احمدي‌نژاد پاکدست!؟ در ترکيه لو رفت و رجب طيب اردوغان از آن به‌عنوان گنج باد آورده ياد کرد به کجا انجاميد!؟ و اما: طنز قضيه بي‌انتهاي يغما در ميهن اهورايي آنجا طنزانه‌تر از همه چپاولگريها مي‌شود که شيخ علي شيره‌چي که پس از دوماه، هنوز در باب توافق وين جرأت ابرازنظر صريح پيدا نکرده و هنوز يکي به ميخ مي‌زتند يکي به نعلين!؟ درباب عايدات مترتب بر ترکمانچاي هسته‌اي، چنان هول برش داشته که درمفت بافي اخير خود درباره ميزان دلارهاي در حال آزاد شدن از تصدق سرهمان توافقي که هنوز نه به باره و نه با داره!؟ با ادبيات سفسطه مآبانه يک کلاهبردار تمام عيار حرفه‌اي، پيشاپيش وارد معرکه شده و ضمن نفي تلويحي رقم اعلان شده 150ميليارد دلار پول بلوکه شده تنها از 5ميليارد دلار به‌صورت قطعي سخن به ميان مي‌آورد، البته باز هم جاي شکرش باقي ست که نه تنها طلا را به مفرغ!؟ ببخشيد دلار را به ريال تبديل نکرد بلکه محض رضاي خدا هم که شده بر ما منت عظمي گذارده و آن را تا مبلغ حداکثر 50ميليارد، البته به‌صورت احتمالي!؟ کش و قوس هم داده است. نرمش قهرمانانه 5ميليارد دلاري!؟ آيا واقعاً در طول 20ماه مذاکرات به‌اصطلاح هسته‌اي، بيش از اين مبلغ هزينه اياب ذهاب‌ها، مفت بريها، مفت چريها و مفت... نشده است!؟ زهي بي‌شرمي، رو که رو نيست، صد رحمت به سنگ پا!؟ در هنگام بازجوييهاي متعدد شبانروزي در بندهاي 209يا 2-الف مستقر در زندان اوين و يا بند سپاه مستقر در زندان رجايي شهر در پاسخ به فحاشيها مي‌گفتم، خودتي، پدرته، رهبرته اما در اين مرحله چون روي سخن ام با بازجو و... . نيست بناچار بايستي مستقيم و بي‌پرده فاش بگويم که آهاي دزد معظم: ”خودتي، پدرته، هفت جدته“. ارژنگ داودي زنداني سياسي زندان رجايي شهر 18شهريور 1394».
با ياد خدا, ايرانيان پراكنده در سراسر گيتي , براي به پيروزي رساندن انقلاب سوم متشكل شويم, دريغ است ايران كه ويران شده كنام شغالان و گرگان شده هم ميهنان بدا بهحال نسلهاي آينده كشور اگر كه در فرصت نادر پيشاور, باز هم ما مردم عاطفي و احساساتي ايران زمين, آنقدر هيجان زده شويم كه مثل سال ۵۷ درست را از نادرست و راه را از چاه تشخيص ندهيم! ؟ چه زنده باشم و چه نباشم , هشيار باشيد و در عطف تاريخي قريب الوصول احساساتي عمل نكنيد. به ياد داشته باشيد كه به يقين , توبه گرگ فقط مرگ است! ؟ مبادا خامنهاي انگشت روي احساسات و عواطف تان بگذارد و باز هم مانند سال ۷۸ رياكارانه گريه سر دهد , اشك تمساح بريزد عذر تقصير بخواهد و يا مثل سال ۸۸ دغلكارانه, عجز و لابه نمايد « عليل ام, ذليل ام » بازي در بياورد و باري ديگر فريبتان دهد! ؟ هم ميهنان؛ به ياد داشته باشيد با وجودي كه سال ۵۷ شاه ستمكار, ضمن پذيرش مستبد بودن خود , عاجزانه به ايرانيان بپاخاسته گفت: « صداي انقلاب شما را شنيدم » و پس از ۳۷ سال ستمگري , وعدههاي فراوان داد. اما مبارزان نسل انقلاب كه تجربه سالهاي سياه حكومت وي را با پوست و گوشت و خون خود و ياوران از دست رفته , تا مغز استخوان لمس كرده بودند, فريب نخورده با تداوم پايداري و بذل جان , دوران ستمشاهي را براي هميشه به قعر زبالهدان تاريخ فرو فرستادند. اينك نيز بر همه ماست كه بيدار و هوشيار بوده , مدام در ذهن و نظر داشته باشيم كه ضرورترين پيششرط تحقق آرمان هاي ۲۰۰ ساله جنبش آزاديخواهي ايرانيان, رهانيدن ميهن از شر كليت باند ۵۰۰ نفره فقيه و امت نيم درصدي آن به سركردگي دوقلوهاي بهم نچسبيده رفسنجاني ـ خامنهاي و برچيدن بساط گسترده دروغ, دغل, جهل, جنايت, فساد, فحشا, دزدي , قتل, غارت و… . در ميهن اهوارايي است. هم ميهنان؛ اينك كه روند گسترش مبارزات سياسي براي تحقق آرمان هاي آزادي, دموكراسي, حقوق و عدالت چندان شتاب گرفته كه عنقريب به عطف تاريخي موعود مي رسيم , نبايد كه بهراسيم و نبايستي كه براي لحظهاي حتي به دل , ترديد راه دهيم. ايمان داشته باشيم كه آينده از آن ماست اگر كه همچون دوران انقلاب مشروطه , دوران نهضت ملي و دوران انقلاب ۵۷ باز هم جانانه در كنار هم بايستيم ولي اين بار به دور از هيجانات سياسي و صرفا بر اساس خود همگاني, تصميم بگيريم. اينك ضمن فرستادن پاك ترين درودها به پيشگاه مبارك يكايك جان در طبق اخلاص گذاردگان راه آزادي بشر به شرف تمامي مدافعان مردم, مدافعان زندگي, مدافعان آزادي, مدافعان دموكراسي , مدافعان حقوق برابر و مدافعان عدالت براي همه , سوگند ياد نموده , روي گردنم التزام ميدهم كه با همت بيدريغ مبارزان جان بر كف ميهن و بلافاصله پس از پيروزي انقلاب سوم يعني انقلاب دموكراتيك ايرانيان, چنان شرايط پويايي در كشور فراهم آيد كه بتوانيم با درس پذيري از كاميابي ها و ناكاميهاي جنبش ۲۰۰ ساله و تجارب اندوخته از ۱۱۰ سال مبارزات سراسر خونباري كه پس از انقلاب مشروطيت از سرگذراندهايم و نيز با تأسي به آموزههاي تاريخ معاصر جهان در باب چگونگي اعمال حاكميت دمكراتيك مردماني قانونمند بر سرنوشت خود, آزادي پايدار را براي يكايك ايرانيان به ارمغان آورده و بلافاصله آبادي رو به گسترش وجب به وجب خاك ميهن را بياغازيم. هم ميهنان؛ هر چند كه رژيم مردم ستيز و آزادي گريز مافيا براي بقا و رفاه حال خود و امت نيم درصدي! ؟ كشور را با ابداع انواع بحران هاي ريز و درشت, عامدانه به قهقرا برده و در اين راه با ندانم كاريهاي زايدالوصف, اكثريت مردم را روز به روز در خاك مذلت فقر و فلاكت, فروتر نشانده است, اما ايمان داشته باشيد تمام بحرانهاي موجود كه همگي ناشي از ناكفايتي , ناكارايي, ناكارامدي, نامردميهاي باند كم شمار ولي پر حيله و هياهوي فقيه فاسد و چپاولگريهاي بيحد و حصر رهبر, سران, خانواده و امت الوده آن است به راحتي و در يك بازه زماني حدالكثر ۵ ساله به نفع اكثريت تام و تمام ايرانيان , قابل حل و فصل خواهد بود. هم ميهنان بپاخاسته به پيش؛ پيروز باد انقلاب دموكراتيم ايرانيان ديرزيوي و شادزيوي همگان را آرزومندم زنده باد ايراني؛ پاينده باد ايران؛ در اهتزاز باد پرچم سه رنگ اهورايي؛ ارژنگ داودي معلم, شاعر, نوسينده زنداني سياسي زندان رجايي شهر ۱۴ مردادماه ۱۳۹۴

گردهمایی بزرگ مقاوت - ایران آزاد 2022

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان