09172021جمعه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
بعد از ماه‌ها انفرادی در اوایل سال ۸۶ وارد بندهای چند نفره‌ای ۲۰۹ اوین شدم. حدود دوازده نفری در آنجا بودند از جمله فرزاد کمانگر.
در شرایطی که یاس و نو امیدی ایران و منطقه را فرا گرفته و هرکس به نور شمعی به چشم معجزه می نگرد آیا خلق کهکشان پر از ستارگان را می شود توصیف کرد؟ ”سلام و درود بر نسلی که درد و رنج مقاومت به جان خرید تا سعادت و خوشبختی را بر خلق به ارمغان بیاورد.و سلام درود بر شما که هر چه بیشتر در راه خلق فدا کردید خود را بیشتر بدهکار مردم دانستید .درست بر عکس نسل آخوندهای حاکم بر ایران که هر چه بیشتر بر مردم خیانت کردند خود را بیشتر طلبکار میدانند باز هزاران درود و سلام بر شما باد که زمانی که اضداد شما (آخوندها)در فکر دزدی و غارت و چپاول از مردم ایران نسبت به هم سبقت می گرفتند شما در فکر خلق تابلوی زیبای کهکشان بودیدو آن را به بهترین شکل خلق کردید و ازین بابت هزاران بار خدای را شکر میکنم که بهترین ها را نسیب ما کرده و دشمنان ما را از افرادی دزد شیاد و شیطان صفت خلق کرده و برای بار دیگر ثابت کرد که هر کس هرچه در راه آزادی و رهایی مردمش فدا بکند بیشک چند برابر آن را پس میگیرید که کهشان بزرگ از آن نمونه هاست اگر چنین نبود حیات زندگی به چه دردی میخورد؟وجود خداوند عادل چه معنی داشت؟در شرایطی که یاس و نو امیدی ایران و منطقه را فرا گرفته و هرکس به نور شمعی به چشم معجزه می نگرد آیا خلق کهکشان پر از ستارگان را می شود توصیف کرد؟اما این همه زیبایی نه خلق السانه بود نه به صورت تصادفی خلق شده. باغی که باغبانش از جنس حنیف کبیر گرفته تا موسی و مریم و مسعود باشد و دها هزار بهترین زنان و مردان مبارز وطن و با خون خود آن را آبیاری بکنند واگر باز نیاز باشد لحظه ای کوتاه نمی آیند اگر چنان نبود باید به آن شک میکرد و به یاد داشته باشیم اگر اشرف مقاومت نمیکرد و اگر لیبرتی پایداری نمیکرد و اگر زندانیان بزرگی مثله آنای صارمی و خسروی (غلامرضا) و حاجی آقایی .. به چوبه دار بوسه نمیزدند، گر صدیقه مجاوری و ندا حسنی ....در عشق خود شعله ور نمی شدند .... اگر خورشید هم بودیم به خاکستر تبدیل میشدیم .ضمنا طبیعی و جای شک نیست که خفاشان شب پرست که بقای حیات خود را در ظلمت تاریکی جستجو میکنند با علائم طلوع خورشید آشفته شده و خود را دیوانه وار به در و دیوار خواهند کوبید . صالح کهندل- زندان رجايي شهر - 28م تيرماه 1395”
روزی فردی وارد کافه حاجی عزت شد و درخواست غذای مجانی کرد که برای او آبگوشتی آوردند و طرف در حین خوردن ان چشمش به تکه پارچه ای در داخل غذا افتاد و گفت: این دیگه چیه حاجی عزت؟؟! حاجی عزت ان تکه را از داخل غذا دراورد و با خونسردی کامل گفت: عزیزم تکه گونی است. مرد با تعجب گفت: تکه گونی داخل ابگوشت؟! حاجی عزت گفت: نکند انتظار داشتی هم ابگوشت مفتی بخوری و هم از داخل ان قالیچه سلیمان در بیاید؟چند مدتی است که رسانه های رژیم شب و روز صحبت از حقوق سرسام اور چند ده میلیونی و بعضا چند صد میلیونی میکنند و ناله سر میدهند که چرا و چگونه مقامات در دولت به اصطلاح تدبیر و امید به خود اجازه میدهند اینگونه به راحتی کامل از بیت المال دزدی های علنی بکنند. حال باید گفت: حکومتی که در تمام طول عمر خود تا توانسته انسانهای فداکار و دلسوز وطن را قلع و قمع کرده، یا مجبور به ترک وطن، یا انها را به زندان انداخته و دولت سراب ان با شیادی حقه بازی خود را به مردم تحمیل کرده انتظار دارد مدیران پاک دست و عابد و زاهد داشته باشد. نکند روحانی انتظار داشت به جای کفتاران و شغالها که به گرد او حلقه زدند و در رویای غارت و چپاول بیشتر مردم ایران هستند، کبوتران صلح و آزادی به دور ایشان حلقه بزنند، باید گفت: اقای روحانی از قدیم گفتند: از کوزه همان تراود که در اوست. صالح کهندل زندان گوهردشت(رجایی شهر کرج)”  
”در دوران نوجوانی از پدرم حکایتی شنیدم که: پدری با پسرش قصد سفر سوار بر اسب شدند و قبل از حرکت پدر گفت: پسرم از اسب پیاده شو از مادر ظرف مسی را بگیر که در راه به دردمان می خورد، پسر گفت به خاطر یک تکه ظرف مسی از اسب پیاده بشوم و از مادر درخواست بکنم ؟ من این چنین نمی کنم پدر لبخندی زد و پیاده شد و ظرف را گرفت و سوار بر اسب چند مسافتی که رفته بودند به مغازه رفت و ظرف را با پاکتی خرما معامله نمود در حین حرکت هر از گاهی پدر خرمایی به زمین می انداخت و پسر از اسب پایین می امد و خرما را بر می داشت چند ساعنی گذشت پدر پرسید: فرزندم چند بار از اسب پیاده شدی؟ پسر گفت: بیشتر از صد بار. پدر باز لبخندی زد و گفت: اگر یک بار به موقع از اسب پیاده می شدی دیگر نیاز به صد بار پیاده شدن نبود. 38 سال (ها) قبل مردم ایران بر علیه رژیم پهلوی انقلاب کردند تا به عدالت و آزادی برسند. و یک مشت آخوند بنیادگرا از راه رسیده و به هر ترفندی بود بر مردم ایران حاکم شدند و به خواسته اصلی آنان که آزادی بود تن ندادند و تا می توانستند آنها را سرکوب و شکنجه و اعدام کردند و برای اینکه به مردم پشت کرده بودند برای به دست آوردن مشروعیت به جنگ 8ساله ایران و عراق دامن زدند که سرانجام بعد از ویران کردن ایران و عراق در مقابل قطع نامه 598 تسلیم شده و جام زهر را سرکشیدند. چون خلاء مشروعیت همچنان رو به فزونی بود برای پر کردن آن به ساخت سلاح اتمی رفتند و خروجی آن هم برای مردم بهتر از جنگ 8 ساله نبود که به علت تحریم های بین المللی و فشار داخلی باز مجبور شدند جام زهر دیگری نوش جان بکنند و کار را به جایی رساندند که وزیر خارجه دولت سراب در مقابل وزیر خارجه کشوری که 37 سال از آن به شیطان بزرگ یاد می کردند و شب روز شعار مرگ بر امریکا سر می دادند زانو زده و با افتخار بر دستان او بوسه بزنند و هاشمی رفسنجانی که از سران کلیدی 37 سال رژیم نقش اساسی را بازی می کرد و در خیانت و جنایت دست کمی از دیگران نداشت به صحنه آمد و راه نجات را سجده کردن در مقابل کدخدای جهانی جست و جو کرد. و دخترش فائزه برای کسب اعتبار و مشروعیت به سراغ شهروندان بهایی مراجعه کرد که اوایل انقلاب پدر و مادر آنها به دست پدرش کشته یا به حبس های طویل مدت محکوم شده بودند. (بودن محاکمه در یک دادگاه مستقل) تازه انقدر طلبکارانه عمل کردند که انگار با ملاقات با خانواده انها به جماعت بهایی مشروعیت داده شده است... اگر به تاریخچه رژیم به خصوص بعد از خوردن جام زهر اتمی نگاه کنیم از مهره های کلیدی گرفته تا مهره های بدون پایه از هر جناح و رژیم هزاران نمومه به چشم می خورد که وارد فرهنگ (چاپلوسی، تملق، کرنش) در مقابل هر اندیشه و قدرتی شدند به جز خواسته مردم ایران و تا زمانی که در مقابل حقوق مردم ایران تسلیم نشوند تا آخر حیات خود مجبورند در برابر هر قدرتی کرنش و زانو خم کنند. با این روند هیچ جای شکی نیست که در آینده ای نه چندان دور به طور علنی در مقابل ابلیسی سجده کنند و با افتخار بر دستان آنها بوسه بزنند. اگر در اول انقلاب بر فرض مثال به حقوق مردم ایران تن داده بودند دیگر نیازی نبود دنبال ساختن دشمنان خیالی باشند و حال ادامه حیات خود در مقابل آنها دست به سینه قرار بگیرند. این قانون خدشه ناپذیر حیات است که هر یا اندیشه ای در مقابل حق تسلیم نشود و یا هر حکومتی به مردم خود پشت بکند مجبور می شود التماس اجنبیان را بکند و چشم خود را بر ترحم آنها می دوزد و بی شک آن هم محکوم به شکست است”.صالح کهندل - 25 خرداد 1395 زندانی سیاسی زندان گوهردشت (رجایی شهر کرج)

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان