12092021پنج شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
«به مناسبت مرگ مشكوك شاهرخ زماني در زندانيك ساعت قبل هم سلولي، همشهري وهم رزم قهرمان شاهرخ زماني، با حالت اضطراب به سراغم آمد وگفت: شاهرخ را هرچه صدا ميكنم جواب نمي دهد وهيچ حركتي ندارد، بي اختيار گفتم مگر ميشود اوحركتي نداشته باشد ؟ ....به سراغش رفتم وقتي چهره اش راديدم كه خون از دهان ودماغش بيرون زده بود وهيچ حركتي ندارد ، باور نكردم ، نه اين شاهرخ نيست وامكان ندارد او به خواب ابدي برود ، چون او را به اين جرم متهم كرده بودند كه مرده ها را زنده ميكند و آنها كه در خواب هستند بيدار ميكند، وچگونه امكان دارد كسي كه ازخواب نفرت دارد به خواب ابدي برود ؟ نه من باور ندارم كه او مرده است ، بلكه او مثل هزاران قهرمان ديگر شهيد وگرامي جاودانه شد وهر لحظه بر سر ظالمان فرياد ميزند ومردم را به مقاومت دعوت ميكند ...احساس كردم با نگاهي دوست داشتني در كنارم ايستاده وبازبان شيرين مادريش ( تركي) فرياد ميزند و ميگويد ( انقلابلارهيچ وقت اولمزلو) انقلابي هيچ وقت نمي ميرد ( بوني فقط انقلابيلارقانارلار) اين را فقط يك انقلابي ميفهمد.... من براي خوشبختي وشادي مردم مبارزه ميكنم وهيچ وقت نخواهم مرد.....آري شاهرخي كه من مي شناسم بزرگتر از مرگ است. او هرگز نخواهد مرد. وبراي احياي حقوق كارگران هميشه فريادخواهد زد. ‫صالح‬ كهندل ‫‏زندان گوهردشت كرج‬».
شيندن صداى نى در زندان رجائي شهر، جايي كه هر هفته دريك روز خاص چند نفر اعدام مى شوند،چند نفر أقدام به خود زنى مى كنند، چند نفراقدام به خودكشى ميكنند،چند نفر درنزاع ودرگيرى كشته ميشوند چيز گيج كننده والبته دل چسبى است ،بخصوص كه روزملاقات هم باشد چون فرقى ندارد كه تو ملاقات كننده داشته باشى يانه درهردو حالت ، حالت بد است ديروز غروب دراين شرايط دوباره صداى ناله ى نى ازاتاق صالح بلند شد حدس زدم كه ملاقات داشته است وقطعا دخترش پريا به ملاقاتش آماده است يا اينكه چون نزديك عيدنوروز است و زندانيان بازهم دور از خانواده هايشان سال را نوخواهند كردپس حال صالح گرفته است ؟ آيا اينكه چون امسال فرزاد آزاد شده ونزديك عيد كنار صالح نيست صالح هوس آزادى كرده ؟ نه هيچكدام صالح را كه من مى شناسم اينقدر به هم نمى ريزدحس كردم صالح در چهره ى پريا (دختركى لاغراندام وضعيف با ايدلوژى وافكاروانگيزه اى همچون رستم ) به ياد همسر ودختر ديگرش كه در ايران نيستند وشينده ام دراشرف بوده اند مي افتد، همسر و خانمان صالح ! از بس صالح مثل يك پدر به حرف هاى بچه ها گوش كرده و همچو مادر برايشان توش و غذا فراهم كرده است يادمان رفته است كه خودش هم خانواده اى دارد بى انصاف خودش هم كه حرف از دردهايش نمى زند فقط گاهى نى ميزند .......و به جان ما اتش مى زندانگارنه انگار درزندان هستيم صداى نى صالح همه ما را از زندان كوچ مى دهد هركسى به وسعت درك وفهمشكوچ مى كنديكى به ياد دلتنگى خانمان وفرزند و همسرمى افتد، يكى يادپدر ومادرخاله وعمه يكى ياد رفيقان شهيدشده اش ،يكى هم به يادمادرش ، مادرى به نام وطن، از نى زدن هيچ نمى دانم ، صالح ومجاهدين را هم نتوانستم بشناسماما يك چيز را مطمئن هستم ،اگرصالح آزادباشد، همسرودخترانش كنارش باشند، زاد و توشه و غذاي زندانيان راهم فراهم كرده باشدبازهم صالحهمينطور نى خواهد زد وآتش به جان خواهد زد،در فراق مادرى به نام وطن ازادبه اميد آزادى وطن هم بندى صالح كهندل٢٤ مرداد ٩٤
سال ۸۲ وقتي خبر زلزله بم را شنيدم،در اولين فرصت به همراه چند تن از دوستان خود را به بم رسانديم.فاجعه آنقدر بزرگ بود که از خود بي خود شده بوديم،تا تاريکي شب مشغول امداد رساني بوديم،با تاريک شدن کامل شب چون ديگر کاري از دستمان بر نمي آمد،ناچار به يکي از چادرهاي سپاه رفتيم که تعدادي از افراد سپاه مشغول شام خوردن بودند که با ديدن ما تعارف کردند بفرمائيد شام،ولي در چنان صحنه دردناکي مگر آب از گلو پائين ميرود تا چه رسد شام.يکي از دوستان که همه اش بي تابي ميکرد گفت: آخه چطور ميتوانيم اينجا راحت بشينيم در صورتي که هزاران نفر زن و مرد و بچه زير آوار طلب کمک ميکنند؟.... در همان حال فردي که بعدا متوجه شديم فرمانده قرارگاه ميباشد و وي را سردار خطاب ميکنند،با آرامش خاطر گفت: اين شهر به علت گناهان کبيره اي که مردمش مرتکب شده اند مورد غضب خدا قرار گرفته و من به خوبي ميدانم که در اين شهر چه کارهاي غير اخلاقي و اسلامي انجام دادند.ساعتي گذشت،جمع پاسداران جمع شد و هر کس جک يا خاطره اي تعريف ميکرد ميخنديدند تا حرفشان رسيد به اينجا که: در بوجود آمدن مرغ و تخم مرغ کداميک بر ديگري تقدم دارد؟ هر کدام نظر فيلسوفانه خود را ارائه کردند و نوبت به دوستمان رسيد با حالت اعتراضي گفت: اين حرفها مال شب چله و افراد بيکار و بي مسئوليت است وتقريبا چهار ماهي از اين واقعه دردناک گذشته بود که در تهران توسط وزارت اطلاعات دستگير شدم و به مدت يک هفته فقط به خاطر رفتنم به بم زير سخت ترين بازجويي بودم که خروجي آن چهار ميليون تومان جريمه و يک سال حبس و چهار ماه انفرادي که داستان مفصلي دارد حتما خيلي سوال ميکنند که يادآوري خاطره تلخي بعد از دوازده سال چه ضرورت دارد؟يا چه مشکلي از درد امروز جامعه ما را حل ميکند؟من هم موافقم ولي ميخواهم فاجعه فوق را با يک فاجعه بسا بزرگتر از آن را که سالهاست در حال نابود کردن منطقه خاورميانه ميباشد مقايسه بکنيم و هر وجدان بيداري قضاوت خود را داشته باشد،که در شرايط سخت افراد و جريانات نقششان چيست.در شرايطي که به علت ماجراجويي هاي رژيم آخوندي چندساليست که منطقه خاورميانه در آتش ميسوزد و تا بحال بيش از پانصد هزار نفر فقط در سوريه و عراق کشته و دهها ميليون نفر آواره و هر روز خبرهاي وحشتناکي مثل زنده زنده سوزاندن صدها نفر به گوش ميرسد و .... و در کشور عزيزمان ايران ميليون ها جوان معتاد به مواد افيوني مثل ارواح در خيابانها پرسه ميزنند و دهها ميليون بيکار با نااميدي کامل صبح را شام ميکنند و دهها هزار نفر کودکان،زن و مرد کارتن خواب زندگي واقعي را فراموش کردند و دهها هزار کودک نگون بخت خياباني که هر روز تعداد زيادي از آنها در جلوي چشم مردم مورد تجاوز جنسي جمعي قرار ميگيرند و هزاران نفر از دختران جوان توسط مهره هاي رژيم براي فروش به کشورهاي همجوار روانه ميشوند و چوبه هاي طناب دار هر روز نسبت به روز قبل براي اعدام جوانان بيشتر و بيشتر ميشود.انگار کشورمان مثل شهرهاي نفرين شده از در و ديوارش درد و بلا ميبارد با اين حالنمايندگان خدا روي زمين از نوع شيخ و شاه در شبکه هاي استعماري غرب مثل( آيت الله بي بي سي و صداي آمريکا و راديو فردا...)دنبال بحث هاي فلسفي(تقدم و تأخر مرغ و تخم مرغ ) هستند و ساعتها بحث ميکنند تا توجيه کنند هر حکومتي براي بقاء نياز به شکنجه دارد و اگر افراد و يا جريانات سياسي زنداني و شکنجه و اعدام شدند گناه خودشان بود ميتوانستند به ظلم ناشي از شيخ و شاه تن بدهند و شکنجه نشوند يا رژيم شاه نسبت به رژيم آخوندي حسنهاي زيادي دارد و شکنجه زمان شاه کمتر يا ضعيف تر از آخوندي بوده و در جمع بندي هم ميخواهند بگويند بزرگترين دشمن سازمان مجاهدين بوده که به هيچ وجه در مقابل شيخ و شاه کوچکترين نرمشي نشان نداد و به همين دليل مورد خشم نمايندگان خدا ( شيخ و شاه ) قرار گرفتندنتيجه اي که از مقايسه دو تابلوي فوق ميگيريم عبارتست از هميشه گناهکار مردم و نماينده واقعي آنها هستند که بعضي مواقع مورد غضب خداوند قرار ميگيرند که بلاي طبيعي مثل سيل،طوفان و زلزله نازل ميکند و اگر هم خداوند به هر دليلي ناديده بگيرد نمايندگان خدا ( شيخ و شاه ) به هيچ وجه کوتاهي نميکنند و بساط اعدام،شکنجه و زندان را فراهم ميکنند و اعتراض به چنين حکمي اعتراض به حکم خداست و مجازات دوچندان ميشود. اما اگر کسي بعد از يه عمر خيانت راديو بي بي سي شک به خيانت آن داشته باشد به شعور آن فرد بايد ترديد کرد و شيخ و شاه و آيت الله بي بي سي اتحاد يک مثلثي هستند که هيچ وقت با حذف يکي مثلث دوام ندارد. صالح کهندل ۱۷/۰۵/۹۴ زندان جهنمي گوهردشت

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان