07132020دوشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
نخست. رژیم مفلوک ۱. در روزتاریخی سی خرداد بزرگترین قدرت نمایی مردم تهران در مقابل شروع درندگی خمینی و اس اس های جوانش (در آلمان هیتلری مشابهش را هیتلریونگن خطاب میکردند)برگزار گردید. مردم با یک تظاهرات چند صد هزارنفری مسالمت آمیز آخرین شانس را میخواستند برای عقب نشینی خمینی از سرکوب و تست شانس آخر برای تحقق آزادی و مردمسالاری- که تنها علت انقلاب ضد سلطنتی تک حزبی ممرضا قزاق پور بود- یک سره کنند. آن تظاهرات بزرگ تاریخی بخاک و خون کشیده شد و دیگر راهی جز مقاومت سازمانیافه نماند. مگر در تمام انقلابات و جنبش های جهان همین پروسه ها پیش نرفت. هرجا که آن رژیم و آن امپراطوری دست به تفنگ در مقابل مردم غیر مسلح شد همین شد که آن رهبر سیک های سرکوب شده هند توسط شاه سلطان اورنگ زیب (خمینی آنزمان هند) در کتاب ظفرنامه اش- که به زبان فارسی و با تقلید از شاهنامه فردوسی بزرگ – گفت: چو کار از همه حیلتی در گذشت حلال است بردن به شمشیر دست.دویست و اندی سال پیش هم در مقابل سرکوب روزانه و کشتار و سرنیزه کشیدن پاسدارهای کت قرمز (رد جاکت) امپراطور استعمارگر انگلیس- ناگهان یک سروان میهن دوست بنام وبر در آمریکا طپانچه خود را کشید و تیری در هوا شلیک کرد که آنزمان رسانه های دنیا گفتند که آن تیری بود که جهان صدای آنرا شنید. آن صدا فراخوان به تشکیل کانونهای شورشی بود و مبارزه مسلحانه بود که تا آخر راه بزرگ و بزرگتر میشد و سرانجام باعث شکست آنگلیس و استقلال آمریکا گردید. ۲. رژیم گیج در ایران از همان ۳۰ خرداد تا همین ساعت مرتب میگوید که اینها تمام شدند. اما این چه تمام شده ای است که چهل سال است خواب را ازچشم سران این رژیم و دستگاه های امنیتی اش ربوده تا جاییکه هنوز هم دارد مستمرا هزاران فیلم و سریال و کتاب و نوشتار و مصاحبه و گفتگو علیه مجاهدین ترتیب میدهد. چهل سال و میلیونها ساعت کار در ارگانهای مختلف رژیم علیه این مقاومت بویژه در اداره کلی که در گشتاپوی آخوندها برای مجاهدین درست کرده اند با عنوان اداره کل نفاق. آره علیه همین «تمام شده ها»! که دارند خود حاکمیت ولایت مطلقه را تمام میکنند!. روزی نیست که صدای خود خلیفه دوم و تمامیت دستگاه نماز جمعه ای و اطلاعاتی و رسانه ای رژیم زنهار زنهار سر ندهند و هشدار ندهند که مواظب باشید جوانان جذب اینها نشوند. البته گیجی آنها قابل فهم و مشروع است. چون هم در داخل کشور و هم در سراسر جهان اینها تمام نمیشن که هیچ زیادتر هم میشن، هم سپاهی و بسیجی و حوزه جهلیه در سراسر کشور از دست شان به امان است و هم در مقابل سازمان ملل و کاخ سفید و در پاریس و لندن و استکهلم وووو با قدرت نمایی با شکوه خود رژیم را ذله کرده اند. اما رژیم مفلوک را نگاه کنید با کبریت های بی خطر و پرت و پلا گویش- که یک مینی بوس را هم پر نمیکنند- روزی نیست که با دسیسه مستقیم و غیر مستقیم وبا تشویق و تطمیع- یک گروه و دسته ای با نامهای بسیار گنده و گنده گویی در مقابل این بزرگترین مقاومت سازمانیافته تاریخ ایران علیه دیکتاتوری علم نکنند، مثل اینکه بگویی که راسو از فیل بزرگتر است و جوجه تیغی روی دوپا ایستاده از برج ایفل بلند تر است. انگار تشکیل مقاومت مغازه است که بگویی اینجا جای خوبی نیست ببریمش به خیابان دیگر و بگذاریمش به اسم دیگر. نه مقاومت در طول تاریخ شکل میگیرد و با پنج عنصر عشق و‌ آرمان- تشکیلات منسجم- رهبری ذیصلاح و مدیر و مدبر- گرای درست و پایدار و سرانجام پرداخت بالاترین بها از جان و هستی، می تواند بنیاد دیکتاتوری را فرو بریزد. همان طور که در بزرگداشت مرجان عزیز در مقابل پارلمان نروژ گفتم: در کنار درد مشترک که بقول شاملو باید فریادش کرد، باید به یک درک مشترک رسید و آن تعیین تکلیف بموقع برای پیوستن به صف بندی تاریخی در طرف حق و آزادگی در مقابل طرف نا حق و خود کامگی و فاشیسم است. مدت کوتاهی پس از پیروزی مرحله اول انقلاب بهمن- من ابتدا بعنوان معاون سفیر و سپس جانشین سفیر به سوئد آمدم و مستقرشده بودم. همان موقع هم اولین انتخابات رئیس جمهوری در ایران در حال تدارک بود و ما هم صندوق رای در سالن ساختمان سفارت گذاشته بودیم. تمام مفسران و اغلب رسانه ها میگفتند که جامعه ایران دو شقه شده است- دسته هایی از مسلمان مرتجع و سایرگروه های هم پیمان از توده ای گرفته تا مرتجعین رنگ و وارنگ پشت سر خمینی و در مقابل گروه های مترقی مسلمان وغیرمسلمان و چپ و ازا دیخواه و میهن دوست و مصدقی در پشت سر مسعود رجوی. اکثرا میگفتند که در این انتخابات رجوی شانس بسیار بالایی دارد. این تهدید آنقدر خمینی را نگران کرد که با صدور یک شبه فتوا، نوشت کسی که به قانون اساسی رای نداده حق کاندیداتوری ندارد. درحالیکه رای دادن به قانون اساسی که البته مجاهدین بخاطر اصل ننگین ولایت فقیه به آن رای نداده بودند، شرط کاندیداتوری نبود، التزام به قانون اساسی شرط کاندیداتوری بود که مجاهدین و مسعود رجوی برای اینکه زندگی مسالمت آمیز سیاسی را امکان پذیر کنند رسما به آن ملتزم شده بودند. از آنجایی که هیچکس در رژیم جرات نداشت کاندیدای مجاهدین، با حمایت گسترده ای که حول او شکل گرفته بود را حذف کند خمینی شخصا وارد شد تا از اتوریته ای که بسا فراتر از قوانین رژیم خودش بود، مسعود را حذف کند...این فراز دیگری از مبارزه مقاومت ما با فاشیسم دینی بود که یکسال ونیم بعد در تظاهرات بزرگ ۳۰ خرداد به بلوغ رسید. با این استراتژی درست بود که مجاهدین و رهبر آنها به همه جهان ثابت کردند که خمینی از تبار دمکراسی سالهای نوری دور است و از قماش پاپ قرون وسطی و هیتلر و موسیلینی و فرانکو و هیروهیتو و پل پوت است. حافظه تاریخ پاک نشده و نخواهد شد وقتی مسعود رجوی در زندانهای شاه میگفت: ارتجاع دینی و آخوندهای مرتجع بزرگترین تهدید و مشکل انقلاب ایران بعد از سقوط شاه هستند ... بی جهت نبود بیانات آتشین مسعود برای توده های بزرگ مردم در سالهای ۵۸ و ۵۹: مگر میخواهیم لعنت بشیم....... هدف انقلاب آزادی بود و بس.......۳.    همین استراتژی بود که حالا رژیم و خلیفه مفلوکش وقتی کارد به استخوانشان میرسد و برای اینکه از ریزش نیروهایشان جلوگیری ناگزیر اعتراف میکنند که تمام این نا آرامی ها و قیامها و مشکلات ناشی از مجاهدین است، بعد از قیام دی ماه ۹۶ خامنه ای شخصا به میدان آمد و گفت قیام حاصل سه مولفه بوده است یکی آمریکا، دیگری عربستان سعودی و سوم عامل داخلی آنها سازمان مجاهدین. بگذریم که حالا دادگاه آلمان هم گفته است که اراجیف رژیم مبنی براینکه سعودی به مجاهدین کمک کرده که به آلبانی منتقل شوند، کذب است و به فرانکفورتر آلگماینه معروفترین روزنامه این کشور دستور داد این دروغ و چند دروغ دیگر را حذف کند و الا ۲۵۰ هزار یورو جریمه خواهد شد. بعد از قیام آبان ۹۸ هم باز خامنه ای به صحنه آمد و سخنرانی کرد. به کلمات دقت کنید، از این صریحتر میشود آدرس مجاهدین را داد: «در میدان مسائل امنیتی، همین قبل از این قضایای چند روز قبل از قضایای آبانماه، این قضایای مربوط به بنزین و این حرفها، در یک کشور اروپایی، یک کشور کوچک اما شریر واقعاٌ خبیث در اروپا، یک عنصر آمریکایی با یک تعداد ایرانی مزدور، وطن فروش، جمع شدند دور هم علیه جمهوری اسلامی بنا کردند برنامه ریزی کردن و نقشه درست کردن. نقشه هم همان چیزی بود که ما چند روز بعدش در قضایای بنزین دیدیم یعنی مردم از حادثه بنزین اوقاتشان تلخ بود یک عده یی از مردم آمدند بیرون به عنوان اعتراض، به مجرد اینکه مردم، یک تعدادی از مردم البته خیلی هم نبودند وارد میدان شدند این فریب خوردگان، این مغرضین، این عمال دشمن همان برنامه را شروع کردند اجرا کردن. یعنی بیان تخریب کنند آتش بزنند آدم بکشند ویران کنند هم مراکز دولتی را هم مراکز مردمی را، جنگ راه بیندازند. این نقشه قبلی بود. البته اینکه میگم چند روز، قبل از این، این چند روز تجدید نقشه بود این کارهایی بود که از قبل کرده بودند افراد را آماده کرده بودند یک عده مزدور را پول داده بودند. این کارها را هم می کنند. هرچه بتوانند انجام می دهند».۴.    حالا این رژیم مفلوک هر جایی هم که خرش گیر می افتد و هر جنایتی میکند، به گردن مقاومت و مجاهدین می اندازد. همه داستان انفجار حرم امام رضا و قتل کشیشهای مسیحی در سال ۱۳۷۳ را به یاد دارند که چگونه این جنایت را به مجاهدین نسبت داد و بعدها در جنگ گرگها در درون رژیم اعتراف کردند که خودشان به این جنایت دست زده و بعد هم گردن مجاهدین انداخته اند. طبق مطالب منتشر شده در رسانه های بلژیکی، در طرح رژیم برای انفجار در اجتماع بزرگ ایرانیان در ویلپنت پاریس در تیرماه ۱۳۹۷ نیز قرار بوده است که رژیم ادعا کند این عملیات کار خود مجاهدین بوده است!! که با دستگیری دیپلمات تروریست اسدالله اسدی این طرح نقش بر آب شد.حالا هم بعد از اینکه در یکی از حلقات جنگ گرگها بر سر جانشینی گرگ پیر و فرتوت، گرگها همدیگر را میدرند، و برای راه باز کردن برای گرگ درنده تری به اسم رییسی، یکی از گرگها از طبقه چندم هتل به سمت پایین سرازیر میشود بنحو مسخره ای باز هم سر و کله مجاهدین پیدا میشود!سایت مشرق وابسته به باند خامنه ای روز ۳۱ خرداد (نصف روز بعد از قتل غلامرضا منصوری در رومانی): در مطلبی تحت عنوان «نقطه ارتباط منافقین، رومانی و مرگ منصوری کجاست؟» نوشت: «با توجه به نفوذی که گروهک منافقین در کشور رومانی داره هیچ بعید نیست ماجرای از پنجره هتل به بیرون پرت شدن قاضی غلامرضا منصوری سناریویی برای حمله به سران جمهوری اسلامی با کلید واژه "اگر می‌آمد نام چه کسانی را فاش می‌کرد" باشه...». روز بعد علیرضا زاکانی نماینده مجلس ارتجاع یک گام فراتر گذاشت و نوشت: «موضوع پرونده طبری یک مساله پیچیده است...اکبر طبری در ابتدای انقلاب به دلیل فعالیت در گروهک منافقان زندانی شد اما بعد از آزادی از زندان و با ساده انگاری عده ای، فرماندار شهرستان نور در مازندران شد و بعدازآن نیز با زبان‌بازی و رابطه وارد نهاد قضایی گردید. این فرد با فساد شبکه‌ای و ارتباطاتی که داشت خود را تا معاونت قوه قضایی نیز رسانده است» (سایت انتخاب اول تیر).دوم- مزدوران مفلوک تر۱.    ضرب المثل شیرین آذری میگوید بیله دیگ بیله چغندر، مزدوران این رژیم مفلوک هم از خودش مفلوک تر هستند. جماعت مفلوک تر خودش را به بیگناهی میزند اما وقتی هشتاد- نود درصد کارت زدن به مقاومت است و پخش جعلیات و ادعاهای مسخره و فحش و ناسزا علیه مقاومت، هر منطقی میگه که تو توی تیم رژیم باز میکنی- مثل نفر رزرو- دشمن دشمن شماره یک رژیم دوست رژیم است حتی اگر گاه گداری سوزنی هم به رژیم حواله کند، در این معامله تغییری ایجاد نمیکند. اینرا در همه مقاومت های اصلی و اصولی دنیا میتوان دید و چه تف و لعنت هایی که بعد از آزادی نصیب اینگونه افراد شده و یا در دادگاه های عادلانه ملی محاکمه و یا مطرود و مفلوک شده اند. حالا برخی از آنها مستقیم توسط گشتاپو و گشتاپوها استخدام شده بودند و چه غیرمستقیم و از روی حقد و حسد و کینه نسبت به مقاومت به خدمت دشمن در آمده بودند. مگر شما گزارشهای سازمانهای امنیتی آلمان و کشورهای دیگر اروپایی نشنیدید- که شنیدید- در باره کار اصلی گشتاپوی ولایت در خارج که مهمترینش هم همین یعنی تمرکز روی مقاومت ایران و استخدام اینگونه افراد است.۲.    این مقاومت که چهل سال شبانه روز درگیر نبرد سیاسی – نظامی- فرهنگی- اجتماعی و بین المللی با خلافت جهنمی خمینی و خامنه ای بوده- کی وقت وحوصله داشته که بیاید سرخود به شما مفلوک ترها حمله کند. این شما مفلوک ترها بودید که به فرموده یا به تحریک جانیان حاکم بر ایران عزیز، بی دنده و ترمز به پاچه یک مقاومت خونبار را گرفته اید. دیگر تهمت و فحش و لجنی نمانده که قی نکنید که همگی در قاموس قانون هم افترا وجرم و قابل تعقیب است. مقاومت تنها وقتی به شما مفلوک ترها پرداخته است که به فرموده مانع مسیر سرنگونی شده اید!۳.    همین هفته پیش بود که یک دادگاه آلمانی با شکایت نمایندگی شورای ملی مقاومت علیه فرانکفورتر آلگماینه مهمترین روزنامه آلمانی حکم داد که اگر دروغهای مفلوک ترها علیه مجاهدین را از سایتش پاک نکند باید در انتظار ۲۵۰ هزار یورو جریمه بدهد و یا شش ماه تا دوسال زندان برود. فرانکفورتر آلگماینه هم دست از پا درازتر افاضات مفلوک ها را پاک کرد. ۱۵ ماه قبل هم دادگاه حکم مشابهی در مورد اشپیگل مهمترین مجله آلمان داد که مطالب مفلوک ترها را پاک کند و اشپیگل هم دستور دادگاه را اجرا کرد. لینک هردو حکم ضمیمه است. ۴.    ما کی و در کجا ابتدا به ساکن به کسی به جدال با کسی برخاسته ایم. داستان بسیار ساده است ما هیچ وقت چیزی برای خودمان نخواسته ایم. فقط بر سر اصولمان یعنی استقلال و دمکراسی و حاکمیت مردم ایستادگی کرده ایم و کوتاه نیامده ایم، یا نظام مفلوک خودش وارد شده و یا مزدوران مفلوک تر را فرستاده تا بخاطر این ایستادگی ما را از ادامه مسیرمان بازدارد. مگر ما در سالهای ۵۸ و۵۹ اینهمه بردباری و خویشتن داری در مقابل خمینی نشان ندادیم، مگر ۷۰ نفر ما را نکشتند مگر ۳۰۰۰ نفر را دستگیر نکردند اما دندان سرجگر گذاشتیم که پروسه سیاسی را هر چه میشود طولانی تر بکنیم، اما مگر خمینی ول کن معامله بود. چون خمینی حرفش این بود که یا باید ولایت فقیه را بپذیرید ویا بروید به آن دنیا. در مورد اولین رییس جمهور خمینی مگر ما حداکثرصبر و بردباری را نشان ندادیم، مجاهدین و مقاومت همه گونه خدمتی در حق او کردند از زیر تیغ خمینی او را بیرون آوردند، رهبر مقاومت پایگاه امن و امکانات امنیتی خودش در تهران را در اختیار او گذاشت تا دست پاسداران نیفتد او را با امکانات و خلبانهای سازمان مجاهدین از ایران به پاریس منتقل کرد، او با اینکه در شورا بود از پشت سر به طرحهای شورا که خودش هم امضا و تصویب کرده بود از جمله طرح تاریخی صلح حمله میکرد و بنفع جنگ ضد میهنی تبلیغ میکرد و پاسداران جنایتکار را حافظان میهن توصیف میکرد، تا جایی که مجاهدین مجبور به خداحافظی با او شدند و بعد از خداحافظی هم تا وقتی که او همزمان با نامه نگاری به خمینی که میخواست بزرگی از سر گیرد، تعرض به مجاهدین و شورا را شروع نکرده بود، ما کلمه ای در مورد او نگفتیم و بعد از انبوهی دروغ پراکنی واتهام پراکنی علیه مقاومت، شورای ملی مقاومت از مسئول شورا خواست تا گزارش روابط شورا و بنی صدر و علت خداحافظی از او را برای اطلاع عموم تدوین نموده و به اطلاع عموم برساند که حاصل آن یک کتاب بسیار ارزشمند تاریخی در ۷۰۰ صفحه است.آن دو نفر هم که بدون هیچونه بحث و گفتگو و اطلاع قبلی یک روز دیدیم با یک اطلاعیه سراسر دروغ و اتهام علیه مجاهدین که در یک سایت معلوم الحال منتشر شد، باصطلاح استعفا دادند، که البته هیچ چیزی نبود جز انجام یک ماموریت و تعهد (رجوع شود به دو مقاله مفصل نگارنده) یا این شاعرک در زمین دشمن بازی کن است که علاوه بر اشعار تهوع آور و مستهجنی که امروز میگوید یک مشت شعرهای مستهجنی را هم که سالها قبل گفته است دوباره چاپ میکند، مطالبی که ما اصلا عکس العملی نشان نداده بودیم. جالب اینجاست که وقتی ما دلایل خدمتگذاری آنها به گشتاپوی ملایان را مستند و مستدل فاش میکنیم، میگویند وای بیایید که مجاهدین دارند فحش میدهند!!مگر ما که ۲۴ ساعت درگیر تلاش سیاسی و دیپلماتیک و اجتماعی در داخل و خارج کشور هستیم وقت و انرژی داشتیم که افاضات این شاعر بی شعور و امثالهم را بخوانیم و پاسخ بدهیم. تا اینکه رفته رفته ثابت شد که خط خط شیطان سازی و جنگ روانی وزارت اطلاعات رژیم است که نهادینه شده و اینها دارند آنرا در خارج پیش می برند.۵.    مفلوک ترها نه شما قدر منزلتی دارید که ما علیه شما اقامه دعوا کنیم و نه ما پول و وقت اضافی که خرج شما کنیم. احکام دادگاه علیه اشپیگل و فرانکفورتر آلگماینه در حقیقت حکم علیه مفلوک ترها و لاطائلاشان بود. دادگاه تکلیف اراجیف مفلوک ترها را تعیین کرد و گفت باید به سطل آشغال ریخته شود و به تبع حساب خود مفلوک ترها راهم روشن کرد. البته در چندین و چند دادگاه دیگر هم از آمریکا تا اروپا این حسابها روشن شده است. حالا دیگر به اختیار خود شماست که به جعلیات خود ادامه دهید مخصوصا توهین ها و تهمت ها و افتراهای زن ستیزانه تان که باید در یک هشتک «می تو» رسوایتان کرد. تهمت های وافتراهایی که آینه ای است از خوی بغایت پلید خودتان وعقده های فروخورده و نرینگی و سفلگی عمیق در درونتان.چندین سال است که شبانه روز دارید تهمت میزنید و توهین میکنید و زهر عناد و حسد و نا امیدی و تفرقه می پاشید. چرا که جهان بر وفق مراد دتان پیش نرفت. این مقاومت نه تنها جنگ را با زهرآتش بس به حلقوم خمینی پایان داد بلکه بر چندین و چند دولت مماشاتگر در دادگاه های خودشان پیروز شد و رژیم را با افشای اتمی اش و ۶۵ قطعنامه نقض فاحش حقوق بشر روی صندلی محکوم نشاند و در لیست تروریستی جهان طپاند. اقبال نمایندگان مجلس ملی آمریکا و مجالس دیگر را که دارید روزانه می بینید و پشتیبانی از طرح ده ماده ای خانم رجوی را که عصاره ایست از اعلامیه جهانی حقوق بشر.یکی از فعالانتان که من او را شارلاتان دوم مقیم استکهلم لقب داده ام (شارلاتان اول در لندن است)از فرط کسادی داشت به پسر شاه سرنگون شده پیغام میداد- در حقیقت تقاضای کار- که بلی شما خودتان خوبید ولی اطرفیانتان بدند شما یک مشاور (بخوانید مثل من!) احتیاج دارید! و فحش وناسزا را به هر رسانه ای میدهد که به او میکروفون نمیده. تنها یک بد بخت کیچن نشین را با گرفتن هزینه کیچن تی وی اش هر هفته چندین ساعت مینشیاند روبرویش که هی ازش تعریف کند و سپاس سپاس بگه و او هم با ان حالت روانی مرتب به زمین و زمان فحش بدهد. واقعا بنشیند به عزای خودش . این یارو – که مرا بیاد شخصیت اصلی کتاب موشها و آدمها اثر جان اشتاین بک و یا پسر عباسقلی خان در کتابهای دبستانی ما می اندازد- هربار اول برنامه در مطبخ اش میگوید توجه توجه که امروز روزچهارشنبه و روز خوشبختی است! چون قرار است شارلاتان بیاید یک ریز چهار ساعت جیغ و داد کند و بقول مقاله خوب دوست عزیزم حسین فرشید در اپیزود پایانی دائی جان ناپئون با آن دهن دریدگی و اشمئزاز توهین کند که در حقیقت بیشتر شبیه قی کردن به روی مخاطب است تا صحبت کردن. همین شارلاتان مدتی پیش با جعل نام من و چسپاندن حرفهای منتسب به من در فیس بوک یک پرویز خزایی دیگری که کارمند ایران خودرو در ایران بود- بیاناتی از من چاپ میکند که من دارم یک خواهر برادر موهوم در ایران را تشویق میکنم که جلوی هواداری خود و دیگران از این شارلاتان را بگیرید و نگذارید این ٔ دائی جان ناپلئونک رهبر جنبش داخل کشور شود! و رقیب شورای ملی مقاومت و سازمان و رهبران مقاومت بشود!!!. مشابه همین را در باره چندعضو دیگر شورا کرده بود. همه مدارک این جعل و تقلب موجود است که قابل تعقیب هم در نزد موسسه فیس بوک و هم در دادگاه به اتهام تقلب و جعل سند است. اما مفلوک ترها خیالتان راحت باشد رزم آوران آزادی و کانونهای شورشی دمار از روزگار رژیم در می آورند و ما هم رژیم و مماشات گران را در دادگاه های جهان و در نزد نمایندگان ملت های دمکراتیک و افکار عمومی جهان محکوم میکنیم و پوزه شان را به خاک میمالیم و آن وقت شمایید و ملت ایران و دادگاههای صالحه که باید پاسخگو باشید به خاطر مشارکت در جنایات این رژیم و سوخت رساندن به ماشین سرکوب و ترور آن. بروید به حال و روز خودتان بخندید که آمدید در کشورهایی که برای آزادی آنها میلیون نفر در کانون های شورشی و مقاومت های سازمانیافته جان باختند و به کشور آنها پناهنده شدید اما حتی احترام آن شهدا را حفظ نکردید و تنها کار عمدتان روز شب حمله و تهمت و عناد به خواهران و برادران ایرانی همرزم تاریخی آن شهدای مقاومت های جهان شد. بقول لرها «جفتم ودار سیتو» ترجمه: وای به حال و روزو روزگاران باد.
یک ضرب المثل معروف میگوید، «چوب را که بلند کنی گربه دزده فرار میکند»، برخی ها هم میگویند ”حرف را بنداز صاحبش بر میدارد”. این حکایت معاندین ضد مقاومت و کمک‌کار و عوامل مستقیم یا غیر مستقیم و خدمتگزاران وزارت اطلاعات است. از این قماش پر هستند در دل تاریخ همه مقاومت ها. تازه اینان که کوتوله های تاریخ ضد مقاومت سازمان یافته ایران زمین هستند. کنوت هامسن یکی از بزرگترین نویسندگان تاریخ نروژ، که جایزه نوبل ادبیات را گرفته بود، تنها در چند مقاله علیه ارتش آزادیبخش نروژ و مقاومت گونا رسونسه بو ها و ماکس منوس ها، قهرمانان ارتش آزادیبخش میلورگ که رهبر و اشرف ۳‌ آن ها در لندن مستقر بود و سازماندهی کل قیام و رهبری آن را بعهده داشت، یکباره منحوس و منفور تاریخ شد و نام نیکش به بدترین ها بدل گردید. او نوشته بود که هیتلر و نازیها از اینها و این مقاومت بهتر هستند و اینها فلان بهمان هستنند و نبایست از آنها پشتیبانی کرد....... همین برای سقوط او از اوج یک چهره شهیر ملی وطن به قعر پر ژرفای یک خود فروخته کافی بود. در یکی از خیابانهای مرکز پاریس پلاکاردی به درب خانه قدیمی او نصب است و شرح حالش را همه میدانند.روز یکشنبه ۲۸ اردیبهشت من در برنامه ارتباط مستقیم سیمای آزادی درباره طرحهای وزارت اطلاعات و مزدورانش، داستان زن مسنی را توضیح دادم که در زمان اشغال نروژ توسط نازی ها به همکاری با دشمن پرداخته و به جنبش مقاومت و ارتش آزادیبخش نروژ خیانت کرده بود و توسط این ارتش مجازات شده بود. متعاقبا یک مشت از خودفروختگان سیاسی که در خیانت به مقاومت خونبار مردم ایران ید طولایی دارند خودشان را مصداق این ماجرای تاریخی دانسته و داد و فغان برداشتند که پرویز خزایی ما را تهدید کرده است. آن شاعر آستانبوس گفت «دستور قتل ما را صادر کرده است». یکی دیگر هم نوشت ”از دوستان بخصوص کسانی که در نروژ هستند می خواهم که با ترجمه این ویدئو به زبان هر کشور آنرا در اختیار پلیس محلی قرار دهند که این تهدیدات جدی گرفته شود. من نمونه تهدیدات هواداران مجاهدین نسبت به خودم را جمع آوری کرده و بصورت جداگانه به اشتراک خواهم گذاشت” و شمار دیگری نیز از این ترهات نوشتند که تنها باید گفت الخائن خائف!!این نیز فراموش نشود که رژیم آخوندی از این هیاهوها و جنجال ها برای پیشبرد طرحهای تروریستی اش علیه مجاهدین و شورای ملی مقاومت و از جمله علیه شخص من بسیار سود می برد. همه میدانند که ما سه نفردر مقام ریاست سفارت بودیم که از همان آغاز ماجرای ربودن انقلاب بهمن به مقاومت سازمانیافته و موثر و تشکل شورای ملی مقاومت توسط شیر مرد تاریخ مقاومت ایران مسعود رجوی و یارانش پیوستیم. در شروع انقلاب من ابتدا معاون سفیر و سپس جانشین سفیر در سوئد شدم و سپس سفیر دو فاکتو در نروژ و از همان اول تمام سفارت را در اختیار مقاومت سرفراز ایران قرار دادم. دو همکار من، دو دیپلمات برجسته ای که به مقاومت پیوستند، پروفسور کاظم رجوی و محمد حسین نقدی در ژنو و رم توسط تروریستهای همین رژیم به شهادت رسیدند و من هم هدف دیگر آنها بوده ام، که تا کنون موفق نشده اند. مقامات نروژی بخوبی از این امر مطلع‌اند و هنوز هم بسیار مراقب وضعیت امنیتی من هستند. بگذریم، خواهش من از همه آنها که احساس خویشاوندی عقیدتی و سیاسی و اطلاعاتی با آن زن خائن نروژی یا خائنان فرانسوی و لهستانی و دیگر کشورهای تحت اشغال هیتلر میکنند اینست که هر چه سریعتر صحبتهای مرا به زبانهای زنده و مرده دنیا ترجمه کنند و در اختیار همه سرویسها قرار بدهند و اگر هم مشکل دارند این بنده در ترجمه به آنها کمک کنم. فقط ترجمه به عربی و دادن آن به حزب الله و حشدالشعبی و بقایای ابومهدی فراموش نشود، چون بقایای حاج قاسم بدبختی های زیادی دارند و فرصت ترجمه نمیکنند. در ضمن به عنوان یک حقوقدان میخواهم روی دو نکته تاکید کنم، شاید بدرد این ترسیدگان بخورد:اول اینکه خیال حضرات از این بابت جمع باشد که مجاهدین و شورای ملی مقاومت تا یقین نداشته باشند و ادله و مدارک و شواهد و شهود کافی و محکمه پسند نداشته باشند به کسی برچسب مزدوری و خیانت نمیزنند، بنابراین از حضور در هر دادگاهی که در اروپا به پرونده عوامل و مزدوران وزارت اطلاعات و نیروی تروریستی قدس رسیدگی کند استقبال میکنیم. همانطور که در بسیاری از پرونده های دیگر مثل لیست تروریستی رژیم و پشتیبانانش را که با کمک همین خائنان برای مقاومت ایران پرونده سازی کرده بودند در هم شکستیمدوم و مسأله اصلی اینکه حضور ماموران و مزدوران اطلاعات و نیروی قدس در این کشورهاست غیر قانونی است و باید اخراج شوند. این موضوعی است که ما از دادگاهها و مراجع قانونی در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی میخواهیم و باید به آن بپردازند. آنها منشاء تهدید برای پناهندگان و مخالفان واقعی ایرانی می باشند. اخراج عوامل رژیم ایران از اروپا یک پایه مستحکم حقوقی نیز دارد اتحادیه اروپا در اجلاس ۲۹ آوریل ۱۹۹۷ بعد از حکم دادگاه میکونوس تصمیم گرفت که ماموران اطلاعات آخوندی از کشورهای اروپایی اخراج شوند و به این گونه ماموران اجازه ورود به اروپا ندهند.اخراج این افراد خواست عموم ایرانیان آزاده و شرافتمند در خارج از کشور نیز می باشد. دهها هزار ایرانی بخصوص در سال گذشته در تظاهراتهای متعدد منجمله در واشنگتن، بروکسل، برلین، پاریس، لندن، خواستار اخراج ماموران و مزدوران اطلاعات آخوندی از این کشورها شدند. همپالکی های آنها که این روزها هیاهو راه انداخته اند که گویا من تهدیدشان کرده ام، در جمع آوری اطلاعات برای اقدامات تروریستی در سالهای گذشته نقش داشته اند. یک مورد آن علیرضا نقاش زاده است که رئیس پلیس آلبانی در اول آبان ۱۳۹۸ اعلام کرد مسئول گردآوری اطلاعات لازم برای انفجار مراسم نوروزی ۱۳۹۷مجاهدین در تیرانا بوده است. جالب اینکه او هم بدنبال مادرش در آلبانی می رفته است!!. و حالا آن شاعر کج مشاعر به دفاع از نقاش زاده پرداخته و میگوید «اصلا اطلاعات نیاز نداره به اینهمه آدم. رژیم خمینی باهوشتر از اینهاست..... بهرحال هر انتقادی به علیرضا نقاش زاده وارد باشه ولی او اطلاعاتی و رژیمی نیست.... این را من صحبت کردم با همین آقای نقاش زاده و صمیمانه ماجرا را گفت. وارد سیاست هم نمیخواد بشه داره زندگیش رو میکنه». الحمدلله نمردیم معنی زندگی را هم فهمیدیم. زندگی حتما احتیاج به تعطیلات و تفریحات هم دارد، بعضی ها هم تعطیلات نوروزی شان را به بازی با بمب گرفتن از دیپلمات و آوردنش به گردهمایی پاریس و یا جشن نوروزی مجاهدین و یا جمع آوری اطلاعات علیه مقاومت می گذارنند. تفریحات سالم تر از این چی؟! نمونه دیگرش میثم پناهی است که توسط دادگاه آلمان در سال ۲۰۱۶ محاکمه و به جرم جمع آوری اطلاعات از مجاهدین و منتقل کردن به رژیم به ۲ سال ونیم حبس محکوم شد! و یا داوود زاده لولویی که اکنون در دانمارک زندانی و در حال محاکمه است .... این یارو اگر دستش برسد یک دفاعیه برای آنها نیز خواهد نوشت که تنها رفته‌اند دنبال زندگی شان !!البته این حرف ها را قبل از آن به مدت دو دهه اداره حراست از قانونی اساسی آلمان و دستگاه اطلاعاتی هلند و سوئد و نروژ و .... بارها در گزارشات سالانه خود اعلام کرده اند که وزارت اطلاعات در خارج از کشور اعضای سابق سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت را استخدام می کند تا علیه مقاومت ایران به جمع آوری اطلاعات و شیطان سازی بپردازند. در قسمتی از گزارش سال ۲۰۰۲ اداره حراست قانون اساسی آلمان چنین می خوانیم«.... مانند گذشته، سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران کماکان «تمرکز ویژه» اصلی وزارت اطلاعات در آلمان هستند.... (وزارت اطلاعات) با عضوگیری از اعضای فعال یا قبلی این سازمانها، تلاش می کند اطلاعاتی در باره فعالیت های ضد رژیمی آنها، ساختار و کادرهای رهبری آنها کسب کند. علاوه بر این، تلاش می کند موقعیت آنها را با دخالت از طریق شیوه های مختلف و از طریق فعالیت های ضد تبلیغات متمرکز تضعیف کند. گزارش آلمان ادامه میدهد که: افسران اطلاعات و نیز کارمندانی که متعهد به همکاری در هیأت های دیپلماتیک و کنسولی در آلمان هستند، درگیر فعالیت های کسب اطلاعات هستند. آنها در تلاش هستند خبرچین هایی را عضو گیری کرده و از آنها به عنوان منبع استفاده کرده و یا از فعالیت هایی که توسط ستادهایشان در تهران کنترل می شود، حمایت لجستیک به عمل بیاورند». گزارش سالهای بعد نیز اکثرا حاوی نکات مشابهی است. همچنین گزارش ۲۰۱۹ سازمان پلیس امنیتی نروژ (پ اس ت) رژیم ایران را یکی از دشمنان اصلی خارجی کشور نروژ رقم زده است.بگذریم که دیر نیست که سرنوشت خائنان و همکاران و همدستان وزارت اطلاعات و نیروی قدس پس از آزادی ایران از دست اربابان آنها، مانند همکاران نازیها در جنگ دوم جهانی، توسط دادگاههای عادلانه رقم بخورد. بی مناسبت نیست که یک خاطره کوتاه و البته مهم از ششمین کنفرانس جهانی ضد اعدام در اسلو را هم به اطلاع هموطنان عزیز برسانم. در این کنفرانس که در سال ۲۰۱۶ تشکیل شده بود و در نوع خود بی نظیر بود تقریبا همه کشورهای جهان درسطح شخص اول کشور و دولت و پارلمان و یا درسطح وزیرخارجه و لااقل سفیر شرکت کرده بودند.سخنران افتتاحیه پاپ فرانسیس بود و سپس تک تک کشورهاییکه مجازات اعدام را لغو کرده بودند مستقیم و یا ازطریق تصویری سخنرانیهای خود را عرضه کردند. بویژه سخنرانی رابرت بادانتر وزیر اسبق دادگستری فرانسه و قهرمان لغو اعدام در فرانسه و هچنین وزیر خارجه فرانسه بسیار جالب بود چرا که فرانسه یکی از مهمترین کشورهای غربی در لغو مجازات اعدام در نهم اکتبر ۱۹۸۱ بود. در این کنفرانس همیچنین از کشورهایی که بتازگی مجازات اعدام را لغو کرده بودند قدردانی شد ومورد تشویق قرار گرفتند. از جمله رئیس جمهور مغولستان مستقیما روی اکران آمد و بعنوان تازه ترین کشور لغو کننده اعدام مورد تشویق و قدردانی قرار گرفت و سخنان خود را ایراد کرد.در این جلسه فرصتی برای نگارنده، بعنوان نماینده شورای ملی مقاومت ایران پیش آمد که یک سخنرانی کوتاه داشته باشم.در آنجا به صراحت گفتم که هم درگذشته دور وهم نزدیک و حتی در همین دوران معاصر- بویژه در همین اروپای آزاد شده از نازیسم و فاشیسم - بسیاری خائنان و پشت کرده ها و بریده گان از مقاومت ها را به مجازات اعدام رسانده اند. درهمین منطقه کنونی خاورمیانه هم هنوز اجرا میشده است....بعد با رفرانس به طرح ده ماده ای خانم رجوی برای ایران آزاد و بیان اینکه که این ده ماده عصاره فشرده‌ای است از اعلامیه جهانی حقوق بشر، اهداف این ده ماده و همچنین فشرده ای از برنامه دوران گذار در اساسنامه شورای ملی مقاومت را تشریح کردم.در پایان نکته ای گفتم که توجه و تحسین حضار و بویژه وزیر خارجه نروژ و چند کشور دیگر را بر انگیخت. گفتم در تاریخ همه انقلابها و مقاومت های سازمانیافته جهان، از دور دور و نزدیک و نزدیک، این اولین بار است که یک سازمان و تشکیلات منسجم و کثرت‌گرای یک مقاومت بزرگ قبل از رسیدن به قدرت و تشکیل دولت موقت دوران گذار، به صراحت مجازات اعدام را لغو کرده است. حتی در طول همین دوره مقاومت و تشکیل ارتش آزادیبخش ملی ایران بسیاری از نفوذی های رژیم با آمدن به داخل ارتش آزادیبخش ملی ایران در جوار خاک میهن، ماموریت قتل و تیراندازی و سرقت و خرابکاری برای رژیم فاشیسم خمینی را انجام دادند. اما نه تنها مجازات نشدند بلکه پس از دستگیری توسط رزمندگان ارتش آزادی، توسط مسعود رجوی فرمانده ارتش آزادیبخش و مسئول شورای ملی مقاومت بخشیده و آزاد شدند و یا تحویل صلیب سرخ جهانی داده شدند. از اینان چند تن چنان از این سعه صدر مقاومت برانگیخته شدند که داوطلبانه به ارتش آزادیبخش پیوستند و حتی تنی از آنان بعدا شهید شدند. در همانجا عده ای از حاضران به من گفتند، براستی که مقاومت شما برای دفاع از یک پرنسیپ (مخالفت با حکم اعدام) قیمت سنگینی داده است چون به تجربه وقتی شما در یک جنبش مقاومت که زیر سنگین ترین فشارها و ضربات است حکم اعدام را لغو میکنید، رژیم حاکم به جاسوسان و نفوذیها و دژخیمانش اطمینان خاطر میدهد که هر کاری هم که بکنید این جنبش شما را اعدام نمیکند و من به آنها گفتم رژیم تا کنون با سوء استفاده از این پرنسیپ و سنت تحمل و بردباری مقاومت، ضربات زیادی به ما زده است. اینرا نوشتم که هموطنان بویژه نسل جوان در مقابل شیطان سازی ولایت فاشیستی خمینی- خامنه ای از انواع معمم و مکلا و فکل کراواتی های مامور مستقیم یا یاری رسانان غیر مستقیمش، این افتخار که تنها نصیب مقاومت سازمانیافته ایران عزیزمان شده را برای نسل های آینده چون جان شیرین و با افتخار در حافظه خود حفظ کنند.و اما یک نکته آخر برای حسن ختام درباره این زشتکاران مددکار رژیم در خارج:اینها که از ترس تف کردن به صورت‌شان و تراشیده شدن سرشان در خیابانهای پر از مردم خشمگین ایران پس از آزادی ایران زمین، و یا محاکمه عادلانه در دادگاهای میهن آزاد شده، بقول لرها هیزه کرده اند (دل آشوب شده اند) دیشب که بخشی از ویدیوی سخنان من درباره خائن نروژی را پخش میکردند گاف بزرگی کردند. آنها این ویدئو را بنحو ابلهانه ای قصابی کرده بودند، اما بخشی از صحبت های مرا یادشان رفته بود سانسورکنند و آن جایی است که من میگویم: «دیدید که حتی نروژی ها با این خائن ها چکار کردند.(و ادامه دادم): حالا مقایسه کنید فرق کار آنها را با کار مجاهدین در مقابل این بریده ها و خائنان ضد مقاومت ایران! ننگتان باد»
امروز هشتم مه، هفتاد و پنحمین سال آزادی اروپای خونین است و پیروزی بسیار پر فدا و سراسر خون فشان مقاومت جهان و کانونهای شورش و نبرد مردم علیه نازیسم هیتلر. بیاد آن میلیونها شهید و زخمی و نا پدید شده که هرگزعزیزان خود را ندیدند. در تمام طول تاریخ مقاومت ها برای استقلال و آزادی و طرد استعمار و داستان مستند میلیونها فرزندان جان برکف علیه دیکتاتوریهای رنگارنگ- و درتمام دوران و در سراسر مناطق و قاره های زمین- یک سری اندک شارلاتان واداده و خزیده در خانه- و بقول آن ترانه بانوی بزرگ مرضیه «درایوان سلامت» نشسته و بریده- از کنار گود- با پز مخالف و ادعای اشپزخانه ای- فرزندان همه چیز بر سر دست گرفته و در سنگرهای طولانی مدت مبارزه مسلحانه و شورش کرده را- به زبان ساده لری ملالت کرده اند که:-    بابا ول کن برو خانواده ات را ملاقات کن-    تو گول خورده ای و خبری نیست، رهبران مقاومتی که تو به آنها پیوسته ای چنین و چنانند و اگر سر کار بیان بدترند ووووو. اینرا هم برای جورج واشنگتن فرمانده ارتش آزادیبخش ملی آمریکا میگفتند، هم برای پرزیدنت آبراهام لینکلن- شهید مبارزه علیه نژاد پرستی- هم برای مهاتما گاندی شهید مبارزه علیه حکومت تک حزبی هندواللهی- هم برای ژنرال دوگل رئیس حمهور منتخب دوره گذار در تبعید و بویژه علیه ژان مولن قهرمان و شهید کانون شورشی و ارتش آزادی در فرانسه و هم درباره سالوادور‌آلنده شهید بزرگ امریکای لاتین و هم در باره ستارخان و میرزای جنگل و مصدق و دکتر فاطمی شهید بزرگ جنبش استقلال و آزادی طلبی ایران. و باری، الان هم علیه رهبران مجاهدین- بزرگترین سازمان عضو تشکل چند حزبی و با ایدئولوژی های گوناگون و سکولار شورای ملی مقاومت ایران NCRI.مجاهدینی که از همان زندانهای شاه به آخوندها گفتند که مشکل (بخوانید جنگ) آینده ما با شما است. از همان روز اول که آن انقلاب مردمی خمینی خور شد- نفرینش بر حکومت تک حزبی شاه سلطان سایه خدا ممرضا قزاق پور باد، کسی که هرصدایی را خفه میکرد جز صدای آخوندهای مرتجع را که برایشان تمام امکانات را فراهم کرده بود تا هرچه میخواهند در ذهن مردم حقنه کنند. در حالیکه داشتن یک جزوه و خواندن یک کتاب روشنفکری و روشنگری جرم و جنایت و مستوجب عقوبت ملوکانه میشد....-    باری زمانیکه در اشرف مادرید هزاران نفر از اسپانیا و سراسر گیتی در یک سنگر و پایگاه مقاومت دورشان دیوار کشیده و محصور بودند- ژنرال فرانکو که اخیرا گور بگور شد و او را از یک گور ملی تاریخی بیرون انداختند- با آوردن یک سری محدود ازاعضای چند خانواده پشت در این اشرف اسپانیولی و این سنگر طولانی- با بلند گو «بچه هایشان»!! را میخواستند، در حالیکه هزاران هزار خانواده دیگر به وجود چنین فرزندانی که برای آزادی همین والدین و خانواده ها- در سنگرطولانی زمان- جان و هستی و راحتی و زندگی عادی خود را سردست گرفته بودند- افتخار میکردند.-    لیست کانون ها و تشکل ها و مقاومت ها و کانونهای شورشی این فرزندان بسیار طولانی و در حافظه تاریخی و مرکز اسناد و کتابخانه ها و آرشیوهای تمام کشورهایی که با نثار خون آزاد شده اند بسیار فراوان است. از همان بالای اروپا، فنلاند و نروژ و دانمارک تا هلند و بلژیک و فرانسه و ایتالیا و یوگسلاوی تا لهستان و بالتیک و یونان و تا تمام قاره های دیگر که الان در آزادی و استقلال و دمکراسی زندگی میکنند..... این فرزندان رشید و تاریخ ساز و آزادی ستان سالهای متمادی و یا هرگز والدین و اقوام و خویشان خود را ندیدند- چون قرار تلخ عموی نامهربان تاریخ بود که اینان برای آزادی و رهایی آنان همه چیز خود را بدهند که دادند تا دیگران آزادی و استقلال و رهایی و دمکراسی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود- را بدست آوردند.-    حالا میشنوید که یک عده محدود بقول هندی ها حرام خور( حرام لقمه بقول فارس ها) و سوپر سالوس و کف بر دهان و شارلاتان- بناگهان سوپر حقوق بشری (در حقیقت حقوق فشلی!) شده و ناله سر میدهند که چرا باید یک مبارز در سنگر مقاومت چندین سال بدیدار خانواده اش نرود (لابد در ایران!!) و یا چرا نمیگذارید که خانواده ها!! به سبک ژنرال فرانکوی فاشیست بیایند داخل این سنگر ها در اشرف یک و دو و سه و با بچه های سی و چهل و پنجاه ساله‌شان شب نشینی کنند! نه اینکه پدر و مادرهای جنبش های جدید در سنگر مقاومت در فنلاند (که هزاران کودک خود را به سوئد فرستادند تا بجنگند و زن و شوهر از هم جدا شدند) تا فرزندان آرتش آزادیبخش نروژ «میلگورگ» و پارتیزانهای ایتالیا و یوگسلاوی و مکیزار‌های مقاومت شورشی در فرانسه و یا قهرمانان ارتش آزادبیخش لهستان- در کوه و کمرها و هسته ها و سنگر های چندین ساله مرتب از پدر ومادر و اقوام خود مهمان نوازی میکردند! آنان که خود و مکانهای تشکیلاتیشان هدف و سیبل اول در توطئه های پاسداران اس اس نازی و موسیلینی و فرانکو و گشتاپو و سربازان گمنام امام زمان هیتلر و ضربات بریده ها و توابین و لو دادگان بودند. حرفشان این است که شما هم مثل این شارلاتانهای مفت چر و لق دهان و لو دهنده و تخم یاس و بد بینی بر زمین گستر –هیچ کاری نکنید و فقط شب و روز سایت ها و نوشته های تکراری و سرشار از تنبلی و افسردگی(دپرسیو) و کسالت روحی ما را بخوانید که برای درد مفاصل و روماتیسم و درد کمر ناشی از شب و روز یک جا بی عمل و حرکت نشستن خوب است. اما اینطور نباشه که در یک اکسیون و یک تظاهرات شرکت کنید- زنهار، زنهار، که گولتان میزنند و ممکن است در بازگشت به منزل سر بخورید و قوزک پایتان آسیب ببینید. اما ریش را سفت بچسبانید به صفحه کامپیوتر و دایم مردم را مایوس و بی عمل و حرکت کنید. در حالیکه از همان بزرگ ریش و پشم و شپش داران- خامنه ای- تا دلقک دربارش حسن روحانی و تا متخصصین اداره کل نفاقش در گشتاپوی امنیتی تا جن جمعه هایش فریاد میزنند و میگویند و مینویسند که یک کشور کوچک! اروپایی خبیث (آّلبانی و البته نام امریکا و اسراییل را هم به آلبانی و اشرف ۳ اضافه میکنند تا شکل مثلثی که خامنه ای گفت کشیده شود)- پشت این قضایا و اطلاع رسانی ها و افشاگریها و شورش ها هستند.آن مجاهد کرده کار خویش راتو چرنده هی بجنبان ریش راهی بزن بر طبل یاس و تفرقهکنج کیچن تیز کن آن نیش راتفو بر اینان باد که طبق اعتراف خودشان - بویژه خاطرات مجاهدان و مبارزان در بند با آنها- نامه توابیت امضا کرده و بریده و رفقای خود را لو داده بودند و در زندانهای خمینی- مانند کاپوهای یهودی در اردوگاه مرگ نازیسم- با گشتاپو و لاجوردی همکاری میکردند. طنز روزگار را ببینید که حالا اینان انتظار دارند بجای پاسخ خونخواهی از طرف مادران و پدران و خواهران و برادران آنها که اینان به آنان پشت کردند و لو داده و به کشتن دادند- ایران زمین این چرندگان را مانند «وارتان» که سخن نگفت وزیر شکنجه شهید شد و بقول شاملو«گل داد و سبزه داد، زمستان شکست و رفت»- مورد تمجید و تکریم هم قرار دهند!! بقول لرها: «تف د ریتو با!» و بقول کردها: «تفه نوترتون بو». ترجمه ساده و ملایم شده برای کمک به فشار و قند خون و کهولت عقلی و جسمی شان: تف به صورتتان باد!. تف به اصل و نسبتان باد!
هموطنان عزیز و سرفراز در طول تاریخ بشریت و تشکیل جامعه -از حدود ده هزارسال پیش- گاهی زمین و زمان، مانند مادری دلسوز اما نگران، برانگیخته شده و انگاری که از دست بشر کارش به تب و لرز وتشنج جسمی و روحی بکشد، دیگر نتوانسته فرزندان در دامان خود را سالم نگهداری کند و شاهد مرگ میلیونها از آنان به سوگ بزرگی نشسته است

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان