06182021جمعه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در مورد نقض حقوق بشر در ایران درآخرین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، جلسه ای با حضور آقای احمد شهید، گزارشگر ویِژه سازمان ملل درمورد نقض حقوق بشر در ایران، و با شرکت نمایندگان اقلیتهای قومی و دینی و مذهبی تشکیل گردید. این نمایندگان داستانهای سرکوب این اقلیتها، توسط این رژیم ددمنش و همه جناحهایش (گرگهای سیاه و گرگهای خاکستری) را به تفسیر و به تلخی تمام، گزارش کردند. نگارنده نیز طی سخنانی، ضمن همدردی با نمایندگان هموطن ما از طرف این اقلیتها (کرد، بلوچ، عرب، آذری، سنی، بهایی، یارسانی و دیگران)، خطاب به آقای شهید گفتم که حتی اکثریت مذهبی ایرانی، که پیروان شیعه در ایران هستند نیز قربانی بالاترین و مخوفترین سرکوبها قرار گرفته اند. تمامی پیروان این مذهب در ایران، که تقریبا صددرصدشان با تفسیر فاشیستی از مذهب شیعه در دکترین خمینی موافق نیستند، بیش از سه دهه است که قربانی سبعانه ترین جنایات قرار گرفته شده اند بدین شرح:1. در تاریخ مذهب شیعه هیچگاه اینقدر روحانی شیعه سرکوب و اعدام نشده است. از خانه نشین کردن مراجع بزرگ شیعه بدلیل عدم قبول دکترین شبه نازیستی ولایت مطلقه فقیه و اعتراض به قتل عام 1988 مجاهدین، تا خلع لباس و حبس و حصر و اعدام آنان که لیست بلند بالایی دارد. نمونه اش زندان و شکنجه و اذیت و آزار روحانی شیعه حجت الاسلام بروجردی است....،2. کشتار و اعدام و قتل عام بیش از یکصدوبیست هزار زندانی سیاسی که 90 درصد آنها شیعه مجاهد خلق ایران هستند که با تفسیر دمکراتیک، و بر اساس جدایی دین از دولت و برابری جنسی ودینی و قومی، و با پرداخت بالاترین بها، پادزهر تاریخی خمینسم شده اند.3. حبس و احکام اعدام برای متفکرین شیعه ای که علیه تفسیر مخوف خمینی و خلیفه دوم خامنه ای از شیعه و اسلام، با قلم و بیان خود قیام کرده اند. نمونه جدیدش آقای محمدعلی طاهری است، که صرفا بخاطر بیان نظرات فلسفی دینی خود، بعنوان یک متفکر مذهبی، زندانی شده است.4. دراویش و صوفیانی که نمایندگان جنبش تاریخی و ریشه دار صوفی گری و جهان بینی مترقی وآزاد اندیشی می باشند. اینان با تحمل سرکوب مطلق و بی رحمانه، هجوم به محافل و جلساتشان و با دستگیریهای گسترده آنان و ضرب و شتم و حبس، جمعی دیگر از ایرانیان متعلق به تفکر مترقی درویشی و صوفی گری میباشند. و با صدای بلند و خطاب به این اجلاس و به خود احمد شهید هشدار دادم که اگر امروز مولانای رومی، حافظ شیرازی، شیخ عطار نیشابوری و خواجه عبدالله انصاری و صدها نفر از این تفکر مترقی صوفی گری زنده بودند، آنان نیز الان دستگیر و در بند 209 زندان اوین محبوس شده و در گزارش سالیانه شما به سازمان ملل متحد نامشان درج شده، و سازمان عفو بین المللی برای آزادی و نجاتشان از اعدام فراخوان میداد!آیا این دو شعر درویش و صوفی، حافظ شیرازی و متفکر بزرگ تاریخ جهان مولانای رومی، مصداق «محارب» در قانون جزای ولایت مطلقه فاشیسم خمینیستی نیست؟:«زاهدم برد به مسجد که مرا توبه دهدتوبه کردم که نفهمیده به جایی نروم»! حافظ«ما ز قرآن مغز را برداشتیمپوست را بهر خران بگذاشتیم»! رومی پرویز خزایی هفته دوم ماه آوریل 2016- اسکاندیناوی
لغو سفر آخوند روحانی به اتریش از ترس تظاهرات مقاومت ایران سرانجام یکی دیگر از دوزاریهایی که مدتهای مدید در گلویشان گیر کرده و زنگ زده بود، با صدای باحالی افتاد، طوری که بقول رفسنجانی من چیزی می گیم شما چیزی می‌شنوید! و آن در دو کلمه مقرآمدن بر تأثیرات مقاومت سازمانیافته و پویا و نا ایستا است، هم در داخل و هم در خارج کشور. مقاومتی با همان پنج عنصرش: آرمان و عشق، تشکیلات، رهبری، گرای درست و پرداخت بالاترین بهای ممکن و ضروری. همان پنج عنصری که در تمام جنبشها و احزاب و بویژه مقاومتهای موفق، کم و بیش پنج ستون پایدار بوده است. پیشترها در باره تظاهرات بزرگ وتاریخی پاریس، در هنگام سفر پیشین این شیخ گچی و وزیر خارجه کریه الخنده اش- که بقول لرها "وقتی میخنه داره در ترمومیکه" یعنی وقتی میخنده انگاری داره ادامونو در میاره! –نوشتم. آن کارزار گسترده در آن روز در پاریس، در زیر ذره بین و بازتاب کلیه رسانه های مهم فرانسه و بسیاری رسانه های عمده جهان، درتاریخ دیاسپورا (آوارگی) اجباری از دست فاشیسم دینی مردم ایران، نقطعه عطفی بود و نگارنده به تفصیل همانروزها آنرا و مسیر و تأثیرات عظیم آنرا گزارش کرد. اگر چه که همین مقاومت سازمانیافته آخوند سوز- هرسال در کنفرانسها و گردهمائیهای بزرگ چون حضور هزاران ایرانی وطن دوست ومردم آزادیخواه در پاریس و یا در کنفرانسهای بزرگ بمناسبت روز جهانی زن و حقوق بشر به زبان عامیانه خودمان اشل میزند!. آنهم چه اشلی که بر طبق یک سنت زیبا و دلنواز ایرانی باید برای آن اسپند دود کرد و چشم حسود کور گفت. بقول لرهای عزیزم هنگام دودکردن این اسپند: " نومه خدا نومه علی چش حسید پوقه بلی!" بزبان اصیل عامیانه شان یعنی بنام خدا و بنام علی، چشم حسود مانند انفجارهسته بلوط بر آتش بپوکد!درود بر هموطنان آزاده و ایران دوست مقیم خارج کشور که همیشه ثابت می‌کنند که نیامده اند، در این هجرت و پناهندگی اجباری، جا خوش کنند و آن ملت بزرگ و متمدن در زنجیر جهل و ستم و فساد و جنایت را فراموش کنند. ملتی که اگر بخاطر سرکوب و جنایات و کشتار و ستم رفته بر آنان توسط خلافت خمینی-خامنه ای نبود- استفاده از کنوانسیون 1951 مبنی برحق پناهندگی و آسایش د ر دمکراسیهای جهان برایمان غیرممکن و غیر مشروع و غیرقانونی بود.پس ای هموطنان عزیز خارج کشور و این یاران و دوستان آزادیخواه مردم ایران، با هرقومیت و دین و اعتقاد و هر تابعیت و هویتی که دارید و در هر قاره ای که زندگی میکنید، به پیش! به پیش تا کوتاه کردن دست مماشاتگران و لابیهای معمم و مکلا، یخه نخودی و کراواتی ایرانی و غیر ایرانی و همچنین پای منحوس آخوندهای ایران سوز از اروپا و نقاط دیگر این گیتی!ضمنا با مشاهده لال مون گرفتن انصار الآخوند- (نه خود آخوندها که دیگر دیروز بالاترین مقاماتشان به اقرار تلخی نشستند حتی تأیید رئیس جمهور اطریش)- بلکه با مشاهده بق کردن ترکه‌های زیر دهل خلیفه وخلافت، فعلا حال کنید!پرویز خزایی

آهای نوروز ما!

منتشرشده در مقالات و نظرات
02 فروردين 1395
جشن های باستانی و ملی ایرانیان و سرزمین های آریائی مجاور- نماد و نمود اصالت و ژرفنای تمدن این سرزمین اهورایی است که هرچه بیشتر، شکوفایی و مقاومت فرهنگی و تاریخی بسا بیشتر!. حتی اقوام و قبایلی که این سرزمین ها را اشغال و برآن قرنها حکومت کردند- نه تنها نتوانسته اند از بینشان ببرند، بلکه خود شیفته آن شدند. جانشینان چنگیز مغول همگی فارسی آموختند و ایرانی شدند و حتی نظم و شعر فارسی سرودند. مغول های گورکانی در هند نیز قرنها زبان فارسی زبان رسمی شان بود و با این فرهنگهای نوروزی و سنت های اصیل آریایی عجین شدند و حتی شعرایی از میان همین شاهان پارسی زبان مغول و گورکان برخاست که بهادر شاه ظفر یکی از معروفترین آنان است. پس ای آخوندهای جاهل، فاسد، قاتل و ضد ارزش و فرهنگ، کورخوانده اید. نه شما از خلفای خونخوار و مغولان و گورکانیان قویتر هستید و نه این فرهنگ ژرف این سرزمین های باستانی و گهواره های تمدن آن، سرمویی سازگاری با نظام منحوس و عقب مانده و مادون قرون وسطایی شما دارد. این میهن واین تمدن ماندنی است و شما رفتنی هستید. آنهم چه رفتنی! نوروز همگی شاد و خرم باد! پرویزخزایی
یا ایها السیّدعلی!، انتخابات سراسری و دمکراسی ریشه دار، در نظامهایی متعلق به عصر جدید است، وقتی تو آنرا با سریشم محصول کارخانه حوزه قم، میچسبانی اش به ولایت مطلقه فقیه و آن قانون اساسی کذایی- که ولی فقیه را نماینده خدا برروی زمین و کاردار موقت حکومت مطلقه بر امت اسلام تا ظهور مهدی میداند- همانند آن است که دستگاه موتور پیشرفته برقی اتوموبیل "تسلا" و یا موتور "هیبرید" و یا دستگاه رد یاب هوشمند هدایت اتومبیل های مدرن این قرن و "جی پی اس" را بگذاری روی یک شتر و انتظار داشته باشی که آن زبان بسته، با سرعت 250 تا 300 کیلومتر در ساعت، در اتوبانهای آلمان جاده پیمایی کند!!. حاجی!، دمکراسی از کلمه یونانی "دمو" یعنی مردم ( نه از امت اسلامی!)، می آید و انتخابات را متفکرین عصر های روشنگری و جنبش های فکری آزادیخواهی در دنیا پایه گذاشتند، نه در پستوهای حوزه ای که تو پرت و پلا میگفتی. حتما نام ژان ژاک روسو و کتاب "قرارداد اجتماعی" را نشنیده ای و یا اینکه، تو که در زیر چتر فاشیسم دینی ولایت مطلقه فقیه، با پررویی و فضاحت مطلقه، سه قوه مجریه، مقننه و قضاییه را زورچپان کرده ای، باید بدانی که این از دست آورد های مرحوم شارل منستکیو و رساله "تفکیک قوا" است و نه بخشی از درس کتاب طریقه طهارت گرفتن توسط آخوندهای هم کیش ات، یا نظریه با پای چپ وارد مستراح شدن و یا طریقه تجاوز به دختران خردسال عقد شده، (حتی شیرخوار) و درس نجاسات و فتوای سوزاندن گاو مورد تجاوز قرار گرفته، در کتاب "تحریر الوسیله" و"توضیح المسایل" روح الله خمینی خلیفه اول و آخرت...(رجوع شود به هردو رساله خمینی که حی و حاضر الان درکتابخانه شخصی نگارنده برّوبر به من خیره شده اند).بنابراین دیدی که همین دمکراسی و جمهوری بازی و نمایش مضحک و آبرو رفته انتخابات، کار دستت داد. این انتخابات، بقول فرنگی ها، "انتخاب بین طاعون و وبا" است. بین دو جناح از کاست آخوندهای حاکم و نیمه حاکم، از نوع معمم و مکلا و عبا پوش و یا یخه نخودی- است که بهتر بود نام دیگری برای آن پیدا میکردی. القصه، در این بازار مکّاره جدید، گرگ های سیاه رنگ و گرگ های خاکستری رنگ، بجان همدیگرافتادند، آخه چون قرار بود که مردم تنها، بین این دو گروه وحوش درنده، انتخابی داشته باشند.باری، مع الاسف، - بقول امام راحل ات-، چون تو زور خمینی را نداشته و نداری، چون تو در منجلاب داخلی و منطقه ای و بین المللی روز بروز گوشه دیوار نشین تر میشوی، نتوانستی این بار بهتر مهندسی کنی و دیدی که گرگهای خاکستری در موضع بس ضعیف تری قرارت دادند. حتی اگر آرای دهات و شهرهای دورافتاده را سرهم کنی و خود را در موقعیت بالاتری قراردهی، ضربه سوء استفاده از نام انتخابات را حسابی خورده ای!. بنده میدانم که از علوم جدید مهندسی – از قبیل مهندسی الکترونیک، مهندسی ساختمان، مهندسی مکانیک و... – تو و آقا مجتبی تنها در رشته مهندسی انتخابات در حوزه مربوطه فارغ التحصیل و مجتهد فساد و جهل و جعل و ریا شده اید!بنابراین، اینکه دمکراسی بازی و کمدی انتخابات و تفکیک قوا، برایت مسئله ساز تر شد، شاید محصول نفرین روسو و منتسکیو بود و یا لعنت بزرگ تاریخ. درهرصورت- همانند آن دو جام زهر قبلی- هرچه بود، نوش جان و گوارای وجود!درپایان، شخص بنده پیشنهادم به شما این است (آهای بچه ها! فردا ببینید که شبدرقلی ها میگویند فلانی به خامنه ای نامه نوشته!!) که بقول هندی ها، "مهربانی کرو" و این موتورهای پیچیده و سنگین وزن "تسلا" و "هیبرید" را از روی کوهان این شتر بیچاره بردار، این جمل بیچاره را از اتوبان بین فرانکفورت و برلین فورا خارج کن تا بنزها و تسلا ها زیرش نگرفته اند و بپر روی کوهانه آن حیوان و بران در کوره راه و مال رو ها. البته اصلح این است که روی آن حیوان چپکی بشینی، یعنی روی مبارک بطرف کپل شتر کنی- همان کاری که با جوانان بیچاره میهن من بر روی الاغ میکنی و در شهر میچرخانی و سپس گاماس گاماس، این بقیه راه بسوی قرون وسطی را در مال رو ها بران و برو تا زمانیکه، نه چندان دور، ترا هم - مانند رهبرعقیدتی ات شیخ فضل الله نوری- این ملت بزرگ و مقاومت همیشه در صحنه اش، از گرده آن مرکب چهارپا پایین بیاندازد. پس وعده ما در اولین مال رو!. از آنجا که الان داری با شترت (جملک)، از اتوبان فرانکفورت- برلین خارج میشوی، بقول آلمانی ها "گوتن ریسن!" سفرخوش!.لرها وکردها (در زبان تقریبا مشترک "لکی")، بهترین اش را دارند که نه تنها دعای سفر نیست بلکه نفرین سر سفر است: "بسم الله و مِلّا!" (با کسر میم و تشدید روی لام) ترجمه: راه بیفت! اما با گردن که بنام خدا، بشکند!لکن برای تو که کم کمکی زبان عربی برای مصرف فوری بر منبر روضه در مشهد و تبریز آموخته بودی: رحلتک و مماتک سیعُدُّه!پرویز خزایی- هفته اول مارس 2016 اسکاندیناوی

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان