07082020چهارشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

آهای نوروز ما!

منتشرشده در مقالات و نظرات
02 فروردين 1395
جشن های باستانی و ملی ایرانیان و سرزمین های آریائی مجاور- نماد و نمود اصالت و ژرفنای تمدن این سرزمین اهورایی است که هرچه بیشتر، شکوفایی و مقاومت فرهنگی و تاریخی بسا بیشتر!. حتی اقوام و قبایلی که این سرزمین ها را اشغال و برآن قرنها حکومت کردند- نه تنها نتوانسته اند از بینشان ببرند، بلکه خود شیفته آن شدند. جانشینان چنگیز مغول همگی فارسی آموختند و ایرانی شدند و حتی نظم و شعر فارسی سرودند. مغول های گورکانی در هند نیز قرنها زبان فارسی زبان رسمی شان بود و با این فرهنگهای نوروزی و سنت های اصیل آریایی عجین شدند و حتی شعرایی از میان همین شاهان پارسی زبان مغول و گورکان برخاست که بهادر شاه ظفر یکی از معروفترین آنان است. پس ای آخوندهای جاهل، فاسد، قاتل و ضد ارزش و فرهنگ، کورخوانده اید. نه شما از خلفای خونخوار و مغولان و گورکانیان قویتر هستید و نه این فرهنگ ژرف این سرزمین های باستانی و گهواره های تمدن آن، سرمویی سازگاری با نظام منحوس و عقب مانده و مادون قرون وسطایی شما دارد. این میهن واین تمدن ماندنی است و شما رفتنی هستید. آنهم چه رفتنی! نوروز همگی شاد و خرم باد! پرویزخزایی
یا ایها السیّدعلی!، انتخابات سراسری و دمکراسی ریشه دار، در نظامهایی متعلق به عصر جدید است، وقتی تو آنرا با سریشم محصول کارخانه حوزه قم، میچسبانی اش به ولایت مطلقه فقیه و آن قانون اساسی کذایی- که ولی فقیه را نماینده خدا برروی زمین و کاردار موقت حکومت مطلقه بر امت اسلام تا ظهور مهدی میداند- همانند آن است که دستگاه موتور پیشرفته برقی اتوموبیل "تسلا" و یا موتور "هیبرید" و یا دستگاه رد یاب هوشمند هدایت اتومبیل های مدرن این قرن و "جی پی اس" را بگذاری روی یک شتر و انتظار داشته باشی که آن زبان بسته، با سرعت 250 تا 300 کیلومتر در ساعت، در اتوبانهای آلمان جاده پیمایی کند!!. حاجی!، دمکراسی از کلمه یونانی "دمو" یعنی مردم ( نه از امت اسلامی!)، می آید و انتخابات را متفکرین عصر های روشنگری و جنبش های فکری آزادیخواهی در دنیا پایه گذاشتند، نه در پستوهای حوزه ای که تو پرت و پلا میگفتی. حتما نام ژان ژاک روسو و کتاب "قرارداد اجتماعی" را نشنیده ای و یا اینکه، تو که در زیر چتر فاشیسم دینی ولایت مطلقه فقیه، با پررویی و فضاحت مطلقه، سه قوه مجریه، مقننه و قضاییه را زورچپان کرده ای، باید بدانی که این از دست آورد های مرحوم شارل منستکیو و رساله "تفکیک قوا" است و نه بخشی از درس کتاب طریقه طهارت گرفتن توسط آخوندهای هم کیش ات، یا نظریه با پای چپ وارد مستراح شدن و یا طریقه تجاوز به دختران خردسال عقد شده، (حتی شیرخوار) و درس نجاسات و فتوای سوزاندن گاو مورد تجاوز قرار گرفته، در کتاب "تحریر الوسیله" و"توضیح المسایل" روح الله خمینی خلیفه اول و آخرت...(رجوع شود به هردو رساله خمینی که حی و حاضر الان درکتابخانه شخصی نگارنده برّوبر به من خیره شده اند).بنابراین دیدی که همین دمکراسی و جمهوری بازی و نمایش مضحک و آبرو رفته انتخابات، کار دستت داد. این انتخابات، بقول فرنگی ها، "انتخاب بین طاعون و وبا" است. بین دو جناح از کاست آخوندهای حاکم و نیمه حاکم، از نوع معمم و مکلا و عبا پوش و یا یخه نخودی- است که بهتر بود نام دیگری برای آن پیدا میکردی. القصه، در این بازار مکّاره جدید، گرگ های سیاه رنگ و گرگ های خاکستری رنگ، بجان همدیگرافتادند، آخه چون قرار بود که مردم تنها، بین این دو گروه وحوش درنده، انتخابی داشته باشند.باری، مع الاسف، - بقول امام راحل ات-، چون تو زور خمینی را نداشته و نداری، چون تو در منجلاب داخلی و منطقه ای و بین المللی روز بروز گوشه دیوار نشین تر میشوی، نتوانستی این بار بهتر مهندسی کنی و دیدی که گرگهای خاکستری در موضع بس ضعیف تری قرارت دادند. حتی اگر آرای دهات و شهرهای دورافتاده را سرهم کنی و خود را در موقعیت بالاتری قراردهی، ضربه سوء استفاده از نام انتخابات را حسابی خورده ای!. بنده میدانم که از علوم جدید مهندسی – از قبیل مهندسی الکترونیک، مهندسی ساختمان، مهندسی مکانیک و... – تو و آقا مجتبی تنها در رشته مهندسی انتخابات در حوزه مربوطه فارغ التحصیل و مجتهد فساد و جهل و جعل و ریا شده اید!بنابراین، اینکه دمکراسی بازی و کمدی انتخابات و تفکیک قوا، برایت مسئله ساز تر شد، شاید محصول نفرین روسو و منتسکیو بود و یا لعنت بزرگ تاریخ. درهرصورت- همانند آن دو جام زهر قبلی- هرچه بود، نوش جان و گوارای وجود!درپایان، شخص بنده پیشنهادم به شما این است (آهای بچه ها! فردا ببینید که شبدرقلی ها میگویند فلانی به خامنه ای نامه نوشته!!) که بقول هندی ها، "مهربانی کرو" و این موتورهای پیچیده و سنگین وزن "تسلا" و "هیبرید" را از روی کوهان این شتر بیچاره بردار، این جمل بیچاره را از اتوبان بین فرانکفورت و برلین فورا خارج کن تا بنزها و تسلا ها زیرش نگرفته اند و بپر روی کوهانه آن حیوان و بران در کوره راه و مال رو ها. البته اصلح این است که روی آن حیوان چپکی بشینی، یعنی روی مبارک بطرف کپل شتر کنی- همان کاری که با جوانان بیچاره میهن من بر روی الاغ میکنی و در شهر میچرخانی و سپس گاماس گاماس، این بقیه راه بسوی قرون وسطی را در مال رو ها بران و برو تا زمانیکه، نه چندان دور، ترا هم - مانند رهبرعقیدتی ات شیخ فضل الله نوری- این ملت بزرگ و مقاومت همیشه در صحنه اش، از گرده آن مرکب چهارپا پایین بیاندازد. پس وعده ما در اولین مال رو!. از آنجا که الان داری با شترت (جملک)، از اتوبان فرانکفورت- برلین خارج میشوی، بقول آلمانی ها "گوتن ریسن!" سفرخوش!.لرها وکردها (در زبان تقریبا مشترک "لکی")، بهترین اش را دارند که نه تنها دعای سفر نیست بلکه نفرین سر سفر است: "بسم الله و مِلّا!" (با کسر میم و تشدید روی لام) ترجمه: راه بیفت! اما با گردن که بنام خدا، بشکند!لکن برای تو که کم کمکی زبان عربی برای مصرف فوری بر منبر روضه در مشهد و تبریز آموخته بودی: رحلتک و مماتک سیعُدُّه!پرویز خزایی- هفته اول مارس 2016 اسکاندیناوی
با الهام از عنوان نمایشنامه "چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد" اثر ادوارد آلبی. چند روز پیش، بهمراه یکی از یاران مسئول در مقاومت که مهمان ما بود، با ذکر و جمع آوری، و ایضا جمع و ضرب و تقسیم فعالیت های داخل و خارج کشوری دولت ولایت مطلقه و خلیفه خامنه ای، و دم دستگاه سیاسی- اجتماعی- امنیتی تبلیغاتی اش، به آماری دست یافتیم که حیرت آور بود، آنهم برای رژیمی، که در بوقهای جمیع رسانه های داخل کشور- ایضا در سایت های مستقیم خارج کشوری اش- چون اینترلینک و دیدبان، و سایت های غیر مستقیم اش که در آن ها حدود ده تا پانزده شبدر قلی مرتب قلم میزنند- مرتب میوزد و نقاره میزند که سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت متلاشی و تمام شده اند. باری حاج گشتاپو، که با اتکا پوشالین به این قافله فشل اندر فشل، میخواهد این ادعای زوار در رفته را برای روحیه دادن به دستگاه فاسد و سرکوبگر خود جا بیاندازد، ببینید یک قلم سیاهه فعالیت های سالانه و روزانه اش- به حساب و کتابی که خودش نشر و بروز میدهد- به چه شرح است:1. در بخش وزرات واواک و گشتاپو یک اداره کل بنام اداره نفاق ( او به مجاهدین منافقین میگوید) که سر به هزاران کارمند ثابت و مامور گشت و هزاران مزد بگیر خبر چین و جاسوس میزند، در این اداره نفاق، نه تنها مجاهدین بلکه تک تک هواداران و فعالان این مقاومت همه پرونده دارند و افرادی یک به یک آنها را دنبال میکند. آنها ماموریت جدی دارند که حتی یک هوادار مجاهدین را برگردانند و در گزارش روزانه و هفتگی آمار بدهند. به خانواده بسیاری از هواداران، مراجعه کرده و میگویند به فرزندتان در خارج بگویید که هر کاری میخواهد بکند، هر فعالیت سیاسی میخواهد بکند، اما با مجاهدین نباشد، همین کافی است.2. حتی برخی از خبرنگاران معروف، که اصل و نسب ایرانی داشتند، را به ایران دعوت کرده و از آنها خواسته اند، که یارو! علیه مجاهدین مطلب پخش کن یا حداقل بنفع آنها چیزی پخش نکن، ما همه اموال خانوادگی تو را آزاد میکنیم (هموطن عزیزم، باشد تا در زمان مناسب همه این اسناد فاش شود)3. یکی از این خبرنگاران دو ملیتی، که دو سه سال پیش، علیرغم همه خوش خدمتیهایش، بعنوان گروگان برای معامله و فشار سیاسی، توسط رژیم دستگیر شده بود، مقام بالاترش، در یک رسانه معروف آمریکایی، نوشت: من نمیدانم حکومت تهران از این خبرنگار ما چه میخواهد، او ( خبرنگار دستگیر شده) که با مجاهدین، که نقطه حساس رژیم ایران است، رویکرد انتقادی داشت!4. سفارتهایش را بنگرید که یکی از کارهای اصلی شان رصد کردن فعالیتهای مقاومت ایران است. چندی پیش یک محقق سرشناس کانادایی فاش کرد که سفارت رژیم به او مراجعه کرده است که 80 هزار دلار به تو میدهیم بیا یک گزارش حرفه ای!!! تهیه کن و ثابت کن مجاهدین پایگاه مردمی ندارند. البته آن محقق شریف رد کرده بود. قول میدهم که بسیاری از باصطلاح محققان ناشریف این پیشنهادها را پذیرفته اند و دم بر نیاورده اند5. در نیروی قدس بیا و شهرفرنگ را تماشا کن که چه قدر و تا کجا برای رزم آوران آزادی بخصوص در لیبرتی قیمت میدهد. یکی از وظایف تمامی گروه های بسیجی عرب زبان، و شبه نظامیان جنایتکارش در منطقه و عراق معطوف به مجاهدین است6. طبق گزارشهای سالانه مقامات امنیتی کشورهای غربی که بعنوان گزارش عمومی بعدا منتشر میشود- برای نمونه آلمان، سوئد، نروژ، و بسیاری دیگر- مهمترین فعالیت ماموران اطلاعاتی رژیم ایران در این کشورها بر روی جاسوسی علیه مجاهدین و شورا، کسب اطلاع در باره فعالیت های آنها، بدنام کردن آنان در کشور، نفوذ در مجامع ایرانی مقاومت و سعی در انصراف و برگرداندن آنان است. و یا تشویق به دادن اطلاعات به رژیم...... رجوع شود به این گزارشهای سالانه که پس از انتشار به آسانی قابل دسترس عموم میشود...کپی های آنها مرتب در آرشیو شورای ملی مقاومت به دقت بایگانی شده است.7. در ارتش سایبری اش، صدها نفر در داخل کارشان فقط خواندن و دنبال کردن خبرها و فعالیت های شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین است و پاسخ به نوشته های اعضای این مقاومت. پاسخ هایی با نام و اسم شهری در ایران، بیشتر بفراخور اینکه ما فعالان و قلم زنان جبهه گسترده مقاومت، از کدام قوم و جغرافیای ایران عزیزمان می آییم. مثلا برای نگارنده لر، یک سری از تهران، بنام های درست خودشان که از بریده استخدام شدگان بنام هستند، و یک سری از لرستان حتی با نشانی دادن که همشهری و هم ولایتی من هستند، خطاب بمن مطلب مینویسند. اینان برای تایید نشانی، هم به لری چیزی میگویند و هم اینکه از نام یک فامیل و یا دوستی قدیمی شاهد می آورند.8. ماهیانه صدها جلسه و سمینار و مراسم، از طرف انجمنهای حاجی گشتاپو ساخته که نام و مشخصاتشان علنی و معلوم و مشهوراست- علیه سازمان مجاهدین و شورا. برای مثال رژیم، در مقابل لیست شهدای بخون خفته مردم ایران در مقاومت علیه فاشیسم خمینیستی، که ما تاکنون از شمار بیش از یکصد و بیست هزار، نام و مشخصات بخشی از آنان را جمع آوری و در همه ملاقاتها و نشست ها در پارلمانها، جلسات و کنفرانس ها و در مجامع بین المللی و سازمان های حقوق بشری میگردانیم- او نیز لیستی از هفده هزار نفر از مزدوران و پاسداران و جلادان خود (مانند سرجلاد بزرگ لاجوردی، آدولف آیشمن رژیم، سردار سپهبد صیاد شیرازی، مارشال فون کیتل رژیم و جلاد مردم کردستان و قاتل مجاهدان) را تهیه کرده است. .....باری در یک قلم و یک حساب سرانگشتی- هرسال برای هرکدام از این بهلاکت رفته گان توسط مقاومت مردم ایران (مانند صدها هزارانشان که توسط مقاومت های مسلحانه کشورهای دیگر جهان بهلاکت رسیده اند)- یک مراسم سالگرد توسط و با بودجه وزارت اطلاعات برقرار میکند:- 17000 مراسم تقسیم به 365 روز میشود روزی 46 ممیز 57 کاما 53 کاما..... مراسم و یا ذکر و انتشار و روضه خوانی و مصاحبه برای آنان!!- بطور متوسط روزی ده ها جلسه سخنرانی و رپرتاژ از انجمنهای رنگارنگ رژیم مانند "نجات" (بخوانید نجات خامنه ای از سقوط) و " هابیلیان" و "قربانیان خشونت" ووووو که میگذارم روی 17 فقره9. بخش عظیمی از فیلم و سریال تلویزیونی علیه مجاهدین و مقاومت. بطور متوسط هر هفته، 10 فقره در رادیو، سریالهای تلویزیونی...... و فیلم سینمایی ....... و.....10. ذکر کلمه مجاهدین (به لسان آخوندی "منافقین")، در رسانه ها و سخنرانی ها و نمازهای جمعه بازار ولایت و بویژه شعار مرگ بر امریکا، مرگ بر اسراییل، و مرگ بر منافقین.... بطور تخمینی و سرانگشتی روزانه 5000 بار.11. در سالگرد قیام 88 و بویژه روز عاشورا – در میان انبوه عظیمی از مراسم و مصاحبه و نوشته- سران بالای نظامی – امنیتی رژیم چنین گفتند (نقل به مضمون): در روز های قیام و بویژه در روز عاشورا، منافقین برنامه داشتند که بعد از تغییر شعارهای "رای من کو" به شعارهای سرنگونی و توهین به رهبر و مقامات عالی- از پنج محور چند پادگان را خلع سلاح کرده و با این سلاح های مصادره شده، این پنج محور را به حرکت در آورند. اگر این امر اجرا میشد نظام رفته بود...... و یا در جایی دیگر..... نظام در چند قدمی سقوط بود...وووو اما در صحنه بین المللی و خارجی12. در اجلاس های سازمان ملل در نیویورک و سویس، بویژه در شورای حقوق بشر ژنو، هر بار ده ها مزدور از داخل کشور را، با صرف هزینه های هنگفت به سازمان ملل گسیل میدهد، تا تحت عنوان "انجمن قربانیان خشونت مجاهدین خلق" در مقاومتشان علیه فاشیسم خمینی، در سازمان ملل شکایت و شهادت بدهند!!..... رژیم سلطان-خلیفه خامنه ای، درست در مقابل هیئت پر افتخار شورای ملی مقاومت، به سفیر منحوس و سفارت پر نحوستش دستور میدهد این افراد را گله وار به دنبال خود به سالن اجلاس ملل متحد بکشاند... بخشی از آنان از روی یک نوشته کوتاه انگلیسی، که برای خواندن آن روزها طوطی وار از دست مجاهدین خلق عریضه میخوانند.13. در سایتهای مربوطه، هر روز بطور متوسطه 200 نوشته و تبلیغات علیه رهبری مجاهدین و رییس جمهور منتخب دوران انتقال شورا و علیه اعضای مقاومت14. در سایتهای دست دوم و سوم عمله اکره های با پرداخت یا بی پرداخت حاجی گشتاپو- روزانه بطورمتوسط 10 مطلب15. در فعالیت های تشکیلات لابی خارجی رژیم مانند "نایاک" "جنبش صلح" و غیره روزانه 16 فعالیت لابی گری علیه مقاومت16. بریده های اعزامی از دفتر حاج گشتاپو به خارج با ماموریت مشخص روزانه 12 فقره ملاقات و اکسیونهای متواتر17. حملات سبعانه و کشتار و موشک پرانی و حمله مسلحانه به اشرف و لیبرتی که یک پرونده بزرگ در تمام مراجع بین المللی و ملی جهان است و اخیرا نیز کنگره آمریکا در باره آن قانون تدوین کرده و رئیس جمهور آمریکا هم توشیح کرده است- بماند، که خود یکی از کارزارهای پر سر و صدا در این وانفسای جهانی است.حالا با این حساب تقریبا دقیق- و توضیحات مستند بالا، باز بپرسیم یا ایها الحاجی! چه خبرتان است؟ آیا حالا دیگر مقر می آیید که تنها خطر خود را – علیرغم آن همه قتل عام، اعدام و کشتار، آن همه موشک و تیر و تبر، آنهمه زد و بند دیپلماتیک، با دولت ها و قدرتها و لیست گذاری و مماشات و رشوه پردازی به ارباب بی مروت و بی همه چیز دنیا، تنها دشمن موثر اندر موثر و خطر جدی بر حیات خود را این مجاهدین و این مقاومت میدانید. راستی شما را چه شده است؟ و راستی شما کی هستید؟، مگر نه یک رژیم فاشیستی، قاتل، متجاوز و مفسد و فاسد، دزد و قاچاقچی و تا زانو غرق در خون بهترین فرزندان این خاک پاک و این ملت اصیل و بزرگ با آن تاریخ تمدن چندین هزارساله. و مگر نه در مقابلتان ما، یک عده همه چیز سر دست گرفته ایم که تا آخر آخر، برای سقوط محتوم و در تقدیر تاریخ برای شما – یک لحظه از پای نمینشینیم. بجنگ تا بجنگیم! چون حالا خوب معلوم شد که راستی چه کسی از مجاهدین خلق ایران میترسد. شما در تمامیت منحوس و مادون قرون وسطایی تان و ترکه های زیر دهل و هیزم آوران تبلیغاتی تان، که در حاشیه این میدان سرنوشت ساز، حقد و حسد و ترس شان کمتر از شما نیست، محکوم به سرنگونی و در انزوا خاموش شدن هستید. این در قانونمندی و تقدیر تاریخ بود که این ملت بزرگ و متمدن از این مرحله نیز بگذرد و ظهور پر نحوست شما مشروعه گرایان و مرتجعین دینی را نیز تجربه و از آن عبورکند. همانطور که جهان های دیگر از نرون وگالیگولا و پاپ مرتجع قرون وسطا و نازیسم و فاشیسم و استالینیسم و پل پوتیسم عبور کرد. شما در تکامل تاریخ هنوز از مرحله نئاندرتال یک سانتیمتر جلوتر نیامده اید.تبت خداعکم!لیزید خوفکم جمیعا حتی اطاحه النظام!بریده باد مکرتان! و افزون باد ترس جمیع معممین و مکلاهایتان، داخله مکانان و خارجه نشینانتان تا سرنگونی نظامتان.!پرویز خزایی هفته دوم فوریه 2016-اسکاندیناوی
یا ایهالحاج سید محمود علوی دامت فشلک!وسلام علی شعب الایرانی و لعنت الله علی نظام الملالی الحاکمین فی ایران! حاج اقا گشتاپو!. بعد از تحیات فوق الذکر- و بر سیاق پیامی که مسعود رجوی- فرمانده ارتش آزادیبخش، - دمار از روزگار خمینی و کل قبیله منحوستان- سالها پیش داده بودند، منهم پیامی کوتاه، برای شما، وزیر ساواک، واواک و گشتاپوی قوم ایرانسوزان، ذیلا میفرستم. در آن پیام بغایت بجا و حساب شده، ویژه یک رهبر جدی و هدایت کننده یک مقاومت جدی- نه افاضات ته آشپزخانه ای-، مسعود رجوی، وارث ستار و میرزا و مصدق - در مقدمه گفت (نقل به مضمون) که، اول اینکه من و ما همگی میخواهیم سربه تنتان نباشد و بالکل طرفدار سرنگونی تمام عیار شما هستیم، ولکن، برای به حداقل رسیدن خونریزی در سرازیری سرنگونی محتوم کل نظامتان، بهتر است چند نکته و کار را، در مرحله پیشا رحلت به زباله دان تاریخ، در مد نظر داشته و انجام دهید. پیامی شبیه به پیامهایی که فرمانده کل قوای دولت ضد برده داری آمریکا- زنده یاد آبراهام لینکلن- خطاب به جفرسون دیویس، فرمانده کل قوای مسلح نظام نژاد پرست و برده داری جنوب کشور نوشت و توصیه مشابهی در سرازیری شکست نظامی و سقوط محتوم نظامش به او کرد. و ایضا پیام خوزه سرواسیو آرتیگاس، فرمانده ارتش رهایی بخش اوروگوئه به طرف مقابل اسپانیایی خود... باری از این پیامها در صحنه نبرد و مقاومت، در تاریخ همه مقاومتهای جدی، بی شمار ومستند در سینه تاریخ و در آرشیو های کشورها قابل دسترسی است.یا حاجی گشتاپو، من میخواستم به حضور منحوس عرض و طول کنم که، در تظاهرات گسترده و بی سابقه شورای ملی مقاومت ایران، وسازمان محکم و پرتحرک و توان مجاهدین خلق ایران، در پاریس- همانطورکه خوب میدانی- بسیاری خیابانهای مهم قسمت مشهوری از پاریس، خالی از ترافیک موتوری، قرق شده و صدها مامور از این حرکت بزرگ حفاظت میکردند. تاکنون، - تا آنجا که جمع آوری شده است – تمامی رسانه های مهم فرانسه، بویژه همه تلویزیون های سراسری، و بسیاری رسانه های کاغذی و الکترونیکی این کشور، عظمت و شکوه آنان را بازتاب داده بودند. در بخش جهانی، کلیه خبرگزاریهای مهم و تلویزیون های مهم جهان، از قبیل سی ان ان، 24 ساعته، یورو نیوز و تمامی تلویزیونها و رسانه های مهم کشورهای خاورمیانه، از الجزیره تا همه و در شمال افریقا.....و روزنامه های مهم مانند نیویورک تایمز- با عکس بزرگی از قدمهای راه پیمایان بر تصاویر منحوس خامنه ای و روحانی بر آسفالت خیابان-، بازتابی را نشان میدهند که در نوع خود، در تاریخ این نبرد سی و شش ساله با نظام جهل و چپاول و جنایت، در شمار بزرگترین هاست. تقریبا همگی آنرا بسیارگسترده اعلام کرده اند. انعکاس از بخشی ازتجمع بزرگ در میدان تاریخی قهرمان ملت فرانسه، " دانفررشرو"، وقسمتی از مسیرراهپیمایی سه ساعته، در خیابان مشهور و تاریخی، بولوار بزرگ و طویل "مون پارناس"- آنجایی که مشاهیربزرگی ازجهان، چون ارنست همینگوی، پیکاسو و ژان پل سارتر، در کافه های تاریخی آن مینشستند- بویژه در "کافه سلکت"، و جهان را زیر نظر میگرفتند و خلق آثار میکردند- تا میدان بزرگ" انوالید" و وزارتخارجه و پارلمان بزرگ فرانسه. بخش بزرگی از مسیر این راه پیمایی باشکوه و پرقدرت و مرتب و متمدن، توسط مقامات این کشور قرق وحفاظت شده بود. در پیشاپیش، بخشی از خانواده های شهدا و ساکنان لیبرتی، و بعد عکس بزرگی از آخوند روحانی با عمامه ای که از طناب دار ساخته شده بود، یک تریلی پراز چوبه های دار، نمایندگان ملیت های مختلف کشور ایران با لباسهای محلی شان، نمایندگان کارکنان داخل ایران از پرستار و معلم و دانشجو و کارگروو و ایضا، مقامات بالایی از مجلس ملی و سنای فرانسه و پارلمان اروپا و وزیر سابق حقوق بشر کشور میزبان. شعارهای "نه به روحانی"، "مرگ بر خامنه ای"، "زنده باد آزادی" و " دمکراسی، آزادی با مریم رجوی" و سرود ایران گوش مردم آزادیخواه جهان را نوازش و گوش خامنه ای، خلیفه ظلم و جورو اخلاف خمینی را کر میکرد. بویژه وقتی طنین انداز شد آن سرود ملی مارسیز انقلاب فرانسه، و فریاد تسلیت به مردم داغدیده فرانسه، بعد از جنایات شنیع خلف نظام ولایت فقیه یعنی داعش- در خیابانهای زیبای پاریس. باری، میدیدیم که بسیاری از مردم پاریس در آن مناطق، با تمجید، تحسین و با حق شناسی، برای این حرکت بزرگ دست تکان میدادند و یا بعضی خود را بمیان نمایندگان واقعی ملت ایران میرساندند... اتفاقا حاجی! در هنگام پخش این سرود های ملی و شعارهای محکم به زبان فرانسه، بخشی از این ستون بسیار طولانی شیرزنان و شیرمردان تبعیدی ایران، درست در چند متری و مقابل "کافه سلکت" ایستاده بود. این کافه هنوز و هرروز پراست ازبخشی از نویسندگان،متفکران و هنرمندان معاصر فرانسه و جهان.... این کافه زیارتگاهی است از جنبش های پیشتاز ادبی، فلسفی و هنری دنیای تمدن و ترقی و نو آوری.حاجی!، رسانه های داخل کشوری تو هم مجبور به انعکاس شدند. اما سعی کردند که آنرا در یک تیتر فورمول بندی شده ارائه کنند. درتیتر اول همه رسانه هایتان، تقریبا یکدست نوشته بودید که " تظاهرات اندک منافقین! ...."..... حاجی اما بعد خیلی بد گاف داده اید. در جایی که تیتر میزنید" تظاهرات اندک منافقین در پاریس بمناسبت....از زبان رسانه های بین المللی و امریکایی...."، بناگهان در متنی، از قول همان رسانه ها عینا ترجمه کرده و مینویسید "به گفته خبرگزاری اسوشیتدپرس امریکا، تظاهرات بسیار گسترده ای! توسط منافقین....... د ر پاریس" ......!!!باری با این گاف فاحشی که دادی، حاجی، دیگر مرا از هرگونه توضیح بیشتر معاف کردی....تا اینجا: احسن لک مثیرالاشمئزاز الحیه! ( آفرین برریش تنفرانگیزت باد!)و اما بشنوید از رسانه های خارج کشوری تان، مانند عمدتا "دیدبان" و "اینترلینک" به زبان انگلیسی و فارسی. این سایت ها این روزها، تمامی مطالب ساکنان مینی بوس سرکار قندعلی ها و شبدرقلی ها را، با آب و تاب از بالا تا پایین منتشر میکنند. داستان از این هم مضحک تر است، برو ببین که، حتی با باز نشر این نوشته ها، میگوید که آهای مسعود رجوی چرا پاسخ این و آن از آنها را ندادی!؟. بویژه آخریش رله کردن نوشته یکی از شبدرقلی های، مطرح دوست و آنتن پرست، خطاب به مسعود رجوی است. آری، انترلینک بدنام و مهر برپیشانی، که مورد نفرت و بیزاری هر ایرانی میهن دوست و آزادیخواهی است، و همه میدانند که رسانه اصلی خارج کشوری مختص جنگ تبلغاتی علیه شورا و سازمان مجاهدین است –و خودش بهمراه آن یکی " دیدبان"، بصراحت خود را اینچنین معرفی میکند-، از سر کساد و بدبختی- این رده نویسی های اخیررا به اشتراک و باز نشرگذاشته بود!! و مرتب به مقاومت نهیب میزند که یاالله زود باش جواب این نوشته های مامانی را بده! حاج گشتاپو، به سر تا مغز نامبارکت قسم، که این شگرد ها را مردم اروپا خوب میشناسند و اعلامیه هایی که، بعضی بعنوان کنشگر و این و آن، علیه مقاومت های سازمان یافته شان میچرخاندند. حتی در حالیکه یک نوک سوزنی هم به نازیسم آدمکش هیتلر میزدند، اما جوالدوزها بود که از قلمشان بر تن جانفشانان در سنگرمیریخت....یارو! یک چیز دیگه درست کن! اینها قی های خشک شده آن سالهای خونین 1940-1945 است. میخواهی باز سند تاریخی در این بابت برایت رو کنم؟ میخواهی، از آرشیوهای مقاومت های همین اروپا، صد ها شبنامه و اعلامیه مشابه با روش و لسان و تهمت و جنگ روانی مشابه برایت چاپ بگیرم و بفرستم؟ و اینکه چگونه دستگاههای تبلیغاتی برادرت گوبلز، آنها را در ابعاد بزرگ بازچاپ و باز پخش کرده و به سبک آنزمان به اشتراک میگذاشت؟!در حول و حوش این تظاهرات پر بار و پر بازتاب، باز هم دیدیم که ترکه های زیر دهل ات، ابتدا به ساکن، رفتند، یک راست، سراغ آقای مسعود رجوی رهبر مقاومت خونین مردم ایران. رفتند سراغ صحبت های قدیم، بویژه پیام چند سال پیش و پراشاره و هجو و ایما و تمثیل ( الگوریک) مسعود رجوی به سران رو به زوالتان وبه حاجی درشت هایت. باری برای پیشگیری از انعکاس گسترده تنفرعمومی به سفر آخوند روحانی "رئیس جمهور" ات، و برای فضا سازی مترادف و مجازی حول حرکت ایرانیان آزاده در فرانسه و بخشی از اروپا، عوامل مستقیم و غیرمستقیم، با جیره و یا بی جیره ات، با نهیب "وریسیتو" ( بلند شوید به زبان شیرین لری)، دست به قلم با نام، بی نام، یا با نام مستعار شدند.من در سایت های "اینترلینک" و"دیدبان"ت، چندین و چند نوشته به "قلم" جمعی از اعضای ارتش سایبریت در داخل کشور دیدم که باور کن درست همانگ و هم آوا و آواز و تقریبا هم انشاء، با نوشته های آن چند نفر معاند و دشمن خونی مقاومت بودند، که توسط آن انگشت شمار ساکنان مینی بوس سرگردان، و شبدرقلی های آنتن شیفته، نوشته شده بود. یا للعجب، میگی نه خودت یک سری به آرشیوهای داخل وخارج بزن!غدر و مکر و رسوایی دیگر را بشنوید:اعضای این شورای ملی مقاومت و پشیبانان بیشمار آن، با یک آرمان و حول یک استراتژی، سیاست، تاکتیک و تکنیک، در یک مقاومت بغایت محکم و موثر و سازمان یافته - و تنها مقاومت جدی و گسترده که در بازتابهای رسانه ها غربی در باره تظاهرات پاریس در تایید آن خواندم-، حول مدیر و رهبران خود، هماهنگ تحلیل میکنند، همنوا سیاست گذاری میکنند، همقدم برنامه ریزی و پروژه های جاری را، بر اساس پختگی و همخوانی، در مقطع های زمان و مکان به اجرا میگذارند. آنها در هر شرایط داخل کشوری و بین المللی، میز و برنامه خود را چیده و با جلسه و بحث و تحلیل و تبادل نظر- به رویارویی با آن مصاف، که گاهی با سرعت برق، فرصت چندانی نمیدهد وچون بهمن و سونامی سرازیر و سرزیر میشود، می پردازند. این به لسان شبدرقلی های وارفته و کیچن نشینان های چرت زن و چرت نشان، چرت آور و چرت آموز!، که هشت نفرشان نمیتوانند حتی یک قورمه سبزی را بطور هماهنگ و بدور از حسادت و چشم و هم چشمی به مرحله نهایی طبخ برسانند، عیب و نقص است. اینان، با ادعاهای مرغ پخته خندان، مضحک و تمامی از سر حقد و حسادت و جاماندگی و به حاشیه رفتگی، در نوشته های گشتاپو خواه و واواک شاد کن و سید محمود علوی نشان- مرتب نشخوار میکنند که بله اعضای این مقاومت، در این سنگر نبرد سی و شش ساله و در این شرایط پر فتنه و طوفانی و سونامی زا- همه چیز را رجوی رهبرشان برایشان دیکته میکند! اینها این اصحاب بقول لرها "دگیس رته" یعنی وارفته و واداده، فکر میکنند که این مقاومت پر خون و خطر، انجمن معلمین شهرگوتمبرگ سوئد است، یا اتحادیه پرستاران اسلو. تازه خودشان، که سالهاست از یمن مقاومت های خونین غرب و بدلیل خونهای ریخته در ایران، پناهنده ومقیم غرب آزادشده، شده اند، باید بدانند (که شک دارم، چون جز سایت بازی بفارسی علیه مقاومت و مجاهدین از شبانه روزشان چیزی – سوای خورد وخوراک و چرت وخواب باقی نمی ماند)، که در احزاب و تشکیلات سیاسی اجتماعی کلیه کشورهای مترقی و دمکراتیک- که بهترینانشان متعلق به شمال اروپا ونوردیک است) واقعا چه میگذرد، تا بدانند که این دمکراسی ها، علاوه بر تشکیلات مقاومتشان در هشت دهه پیش، حالا هم دیسیپلین، مدیریت، رهبری حزب و دستگاه هدایت کننده یک تشکیلات، همین روند را کم بیش مشابه دارند. اعضای این تشکل ها، با اختیار و انتخاب و بحث و پخته کردن مقولات و رسیدن به اجماع (کونسانسوس)، برنامه های سیاسی و اجتماعی خود را پیش میبرند. نگارنده خود، بیش از سه دهه، تجربه عملی در این کشورها داشته ودارد. در مقاومت ها و جنگها و نبردها که دیگر نقش رهبرو فرمانده تعیین کننده اصلی است. باید با سازمانیافتگی حداکثر و مو لای درز نرفته، انظباط و حرکت هماهنگ و حساس در مقابل دشمن تا دندان مسلح و خونریزو توطئه گر، حرکت کرد. در یک سنگر مقاومت و یک نبرد نظامی، سیاسی، امنیتی، اجتماعی، فرهنگی و بین المللی، حرکات، حملات، دفاع، بیان و سخن و نوشتاری باید بطور هماهنگ در خدمت اهداف استراتژیک، سیاسی و تاکتیک ها قرار گیرد. والا بقول آن ژاندارم لرعزیز من " بگو ژآندارمری منحله دیگه". بدون شک ابتدا همه چیز در درون هسته اصلی و مدیریت مقاومت- بویژه و ایضا بویژه مقاومت مسلحانه- بررسی و حلاجی و به لسان انگلیس زبانان "همرینگ" و چکش کاری میشود، اما در پایان اکت و بیان بیرونی آنرا باید توسط دستگاه رهبری که در زبانهای اروپای به آن "سنترال بورد" به انگلیسی، "کونسی سانترال" به فرانسوی، "زنترال ورشتاد" به آلمانی، " سنترال استوره" به زبانهای اسکاندیناوی، " بوردو سانترال" به ایتالیایی و " خونتا سانترال" به اسپانیولی میگویند هم معرفی و هم فورمول بندی شود. مدیر، رهبر و مسول فرمول تصمیم نهایی را در فورمول بندی و جمله بندی آن تصمیم شورای مرکزی میگیرد. حتی در حکومتهای دمکراتیک، هم در پایان رهبر حزب، رئیس جمهور و نخست وزیر است که آخرین فورمول را تنظیم میکند. البته میدانم که این امر برای عده ای که در عمرشان کار تشکیلاتی عملی و شبانه روزی نکرده و بصورت فله ای و بی در و پیکر زیسته اند، بسیار عجیب و سوال برانگیز است.تک تک اعضای این مقاومت، و اعضا و پشتیبانان آن افرادی هستند با فلسفه، اعتقاد دینی و غیر دینی بسیار متفاوت، فرهنگ و سبک زندگی گوناگون، از همه گرایشهای ایدئولوژیکی، از همه ادیان و مذاهب ایران، از مسلمان شیعه و سنی، مسیحی (عمدتا ارمنی و آسوری)، زردشتی، کلیمی، بهایی، دراویش، ایزدیان و یارسانان....و همه تعلقات قومی- آذری، کرد، ترکمن، بلوچ، لر، عرب و فارس-. این خیل عظیم و بزرگترین تشکل آرمانی و مقاومت تاریخی ایران، وایضا بالاترین بها پرداخته، حول برنامه شورای ملی مقاومت، که بر اساس جدایی دین از دولت، و با الهام از اعلامیه جهانی حقوق بشر1948، تنظیم شده و خلاصه اصول اساسی و عصاره آن در طرح ده ماده ای اعلام شده توسط خانم مریم رجوی- به تمام زبانها ترجمه و ارائه و منتشرو فریاد زده شده است-، معلوم است که با این چراغ راهنما و برنامه مدون است که حول آن مبارزه میکنیم- در خط مدیر و مسول مسعود رجوی و رئیس جمهور دوران گذار برای تشکیل اولین مجلس موسسان در ایران آزاد و رها از ستم و جور و جهل و فساد و جنایات علیه بشریت خمینی و خلیفه دومش خامنه ای-، با دسیلپین و انسجام تشکیلاتی، تحت مدیریت رهبران این مقاومت این بار سنگین را بدوش کشیده، به سوی هدف غایی در این راه پر خطر و خون و توطئه و عناد عمله های مستقیم و غیر مستقیم و با جیره و بی جیره های حاج آقا گشتاپو و واواک رژیم سفاک خلافت ولایت مطلقه ایرانسوز پیش می برد. این افتخار همه ما اعضای این مقاومت پیشتاز و آخوند سوز است.و آخرین خطاب برای خدا ناحافظی با حاجی گشتاپو:یاایهالحاجی سید محمود علوی!:مره أخری انک تقول هذه صوت شریط کاسیت!لماذا لا تکتب به اسمک شخصیا؟ترجمه از لرستان سرفراز:ای حاجی سید محمود علوی!:بازم بگو نواره!راستی چرا بنام خودت به نوشتن ادامه نمیدهی؟!امضای این سخن بشرح زیر:الاحقر ملت بزرگ ایران و الخصم الدائم از بالاتا پائین و حاشیههاتان و بقول لرها و کردها " نوتر و نتور" تانپرویز خزایی هفته اول فوریه 2016 - اسکاندیناوی

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان