05302020شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
از چندماه پیش- گهگاهی به شکایات دستگاه دیپلماسی خلیفه مطلقه علیه ایالات متحده امریکا در دیوان بین المللی لاهه- با نیشخندی با حال فکر میکنم.
سخن کوتاه هفتهآن یکی شیراست اندر بادیهوآن یکی شیر است اندربادیهآن یکی شیراست که آدم میخوردوآن یکی شیراست که آدم؛ میخورد(مولای رومی)
  روز بیست و دو سپتامبر۱۹۸۰ است، بناگهان خانم فیلیپا- منشی سفارت در اسلو، سراسیمه وارد اطاق من میشود و میگوید: شنیدید که عراق به فرودگاه مهرآباد تهران حمله کرده است؟. میخکوب، تلویزیون و رادیوها را باز میکنیم. سیل خبرهای فوری و کوتاه جاری است. در اولین اخبار شامگاهی تلویزیون های سراسری نروژ، وتمامی اروپا و شاید کل جهان، خبر اول همین است، با نشان دادن صحنه هایی از شروع جنگ. پس از تیترها و خبرهای فوری آن، بناگهان سیل خبرنگاران، مصاحبه ای در فرودگاه پاریس با شاهپور بختیار و چند ژنرال بازنشسته لباس شخصی ایرانی، را نشان میدهند که از عراق با ایرفرانس به پاریس برگشته اند. این جمله بختیار- که نشان میدهد همانروز از بغداد برگشته اند- بهمین انشا‌‌ء، هنوز در گوشم طنین انداز است که به زبان فرانسوی میگوید: Si les occidentaux ne flirtent plus avec Khomeini il est fini maintenantاگرغربی ها دست از لاس زدن با خمینی بر دارند دیگر کارش تمام است.همین و همین، بهمین سادگی، با ذکرخاطره ای بس کوتاه برای شروع این گزارش گاهشماری، در ۱۵ بند فشرده و مختصر:نخست: خمینی با شعار صدور انقلاب اسلامی به جهان – مطابق برنامه ای که در کتاب حکومت اسلامی – بخوانید ”مین کامپ یا نبرد من” هیتلر- اول عراق را که اکثریت شیعه دارد، انتخاب میکند و مرتبا به مردم عراق توصیه میکند– توصیه؟ بروبالا، دستور میدهد-، آخه رهبر مسلمین جهان است ارواح دلش!- که از حکومت بعثی سوسیالیست -عربی صدام حسین پیروی نکنند، مالیات و پول آب و برق ندهند وووووو، وخود را برای استقرار حکومت اسلامی، (یعنی اولین قمر اتحاد جماهیر اسلامی در عراق) آماده کنند.... این ها را هم آیت الله منتطری، بعدها گفت و نوشت و از اینکار خمینی گله کرد وگفت دردسر با همسایگان و مردم منطقه درست نکن، و هم اخیرا پاسدار رضایی و سایرسران بصراحت اعتراف کردند....دوم: حکومت عراق، که سخت نگران شروع بنیادگرای اسلامی خمینیستی است، با یک اشتباه بزرگ- و تحت مشورت همین شاهپور بختیار و ژنرالهای رژیم گذشته، مبنی بر اینکه ارتش ایران از هم پاشیده و اگر حمله کنی خمینی سقوط میکند....، با حمله هوایی به فرودگاه تهران، جنگ را از نظر فیزیکی و حقوقی کلیک میزند...... مائده آسمانی برای خمینی نازل میشود، که درست همانروزها، به یک جنگ خارجی نیاز دارد، ( همانطور که در کتاب جورج اورول، بنام ”۱۹۸۴” آمده است)، تا اساس حکومت ولایت فقیه را بریزد- و نیروهای اصلی آن انقلاب صد درصد بهار ایران را- از سرراه بردارد.......سوم: بطور طبیعی و خود جوش، بقایای ارتش ایران و نیروهای ملی و مردمی برای راندن ارتش عراق، که بزودی نواحی مرزی و خرمشهر را اشغال کرده اند، وارد جنگ و دفاع میشوند....چهارم: مجاهدین خلق- که بزرگترین تشکل سیاسی اجتماعی هستند- با اینکه زیر شدیدترین سرکوب چماقداران و پاسداران و کمیته چی های خمینی قراردارند، در یک اطلاعیه رسمی جنگ را محکوم میکنند و برای دفاع از میهن، بسیج میدهند و خودشان، برای اخراج نیروهای خارجی اشغالگر در نواحی مرزی خوزستان- به جنگ می پردازند. طبق اسناد معتبر، خمینی، که رسما جنگ را یک مائده الهی توصیف کرده بود!- به پاسداران جاهل تازه سازماندهی شده- دستور محرمانه میدهد که مجاهدین را، که در حال جنگ با دشمن خارجی هستند، از پشت سر، هدف قرار دهند، تا از شرشان راحت شود...... با یک تیر دو هدف. این آغازاجرایی شدن فتنه استراتژیکی خمینی است.پنجم: جنگ ادامه دارد، تا۲۱ ماه بعد، که نیروهای عراقی از خاک ایران خارج میشوند. مردم ایران و جهان آماده اند که با اقامه دعوای حقوقی، برای گرفتن غرامت جنگی وارد عمل شده و مکانیسم های دادگاه بین المللی را بکار بیاندازند. اما این تازه اول کار است و خمینی، که جز رویای امت اسلامی و حکومت مطلقه فقیه برعالم، ذره ای حس میهن پرستی و منافع و مصالح ملی ندارد، بنا دارد که با ادامه این جنگ، به مدت شش سال دیگر، وبا به کشتن دادن صدها هزار، و زخمی کردن صدها هزار نفر دیگر، و ویرانی هزاران شهر و ده و روستای دیگر، با شعارهای ”فتح قدس از طریق کربلا” و ”جنگ جنگ تا آخرین خانه و آخرین نفر”، برنامه پلید پدرخواندگی فرا داعشی - خلیفه گری خود را محقق سازد. ششم: امام قلابی، که چند ماه قبل از شروع جنگ، به بهانه ناراحتی قلبی، از بیت المنحوس قم، به بیت العنکبوت جماران نقل مکان کرده، حالا دیگر جنگ خارجی را سرپوش و بهانه کرده، سرکوب تمام نهادها و احزاب دمکراتیک، که بعد از انقلاب ضد سلطنتی اندک فرصتی برای حضور پیدا کرده اند، را به اوج میرساند، وهم دمار از روزگار نیروهای انقلابی و مترقی و گرایش ها وادیان و مذاهب دیگر- در می آورد، تا حکومت تک حزبی مطلقه مربوطه را برقرار کند. قبل از آنهم که دولت موقت را، با بهره برداری از اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری دیپلماتهای آن، تارومار کرده بود. و حالا با خروج سربازان عراقی از ایران، بجای صلح و پایان خونریزی، با شعارهای مسخره و فریبکارانه: ”جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم” و ”فتح قدس” میخواهد در بغداد اولین قمر خود را یعنی «یک جمهوری اسلامی» برپا کند. آخوند حکیم هم، به عنوان ولی فقیه صفر کیلومتر، با شماره موقت آماده خدمتگذاری برای خلیفه ام القرا ست!هفتم: به بهانه این جنگ، هر تظاهرات و خواسته و یا نشریه و نوشته، و حرکت مسالمت آمیز اجتماعی، به خاک و خون کشیده شده و این «مائده آسمانی»، برای خمینی کارساز میشود. ”خفه شو! کشور در جنگ خارجی است و ملت در خطر است!” ووووو حمله و کشتن و دستگیری مجاهدین و نیروهای مترقی دیگر، که رفته رفته در حال ائتلاف هستند. کشتن هواداران بی سلاح مجاهدین و نیروهای مترقی، و همچنین هموطنان کرد و بلوچ و عرب و آذری و بهایی، با همین بهانه، با علم و کتل جنگ جنگ، به اوج میرسد. درست کاری که هیتلر کرد، و با سوء استفاده خمینی گونه از آتش گرفتن مجلس رایشتاگ آلمان، و بهمین بهانه، هم حکومت تک حزبی نازیونال سوسیالیزم، (حزب واحد نازیسم)، را تاسیس کرد و احزاب دیگررا منحل نمود و هم نابودی نسل دمکراسی خواهان، چپ ها و سوسیال دمکراتها و یهودیان را آغاز کرد (راه حل نهاییEnd Lösung ،)... بدین ترتیب راه حل برادر تشکیلاتی عقیدتی آدولف هیتلر، یعنی روح الله الموسوی الخمینی شباهت بسیار فاحشی، چون دوقلوهای یک هسته جنینی، بخود میگیرد. تنها تفاوت بین این دو برادر عقیدتی این است که هیتلر نام وسط – مثل موسوی- نداشت و در مرکز ثبت کلیسایی در اتریش غسل تعمید شده، و بنام ”آدولفوس هیتلر” ثبت نام شده است!. نه چرا! یک فرق دیگر: زبان آلمانی هیتلر خوب ولی زبان فارسی خمینی افتضاح بود!!هشتم: در این وانفسای دیکتاتوری و خفقان، مجاهدین، در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در یک تظاهرات شگفت انگیز، مسالمت آمیز، در تهران، تلاش میکنند، پروسه سیاسی در ایران را نجات دهند و نگذارند خفقان و دیکتاتوری از این بیشتر شود. اما خمینی شخصا دستور میدهد که تظاهرات را به خون بکشند، تیربارها در پشت بام های میدان فردوسی و در خیابانهای اطراف، جوانان این میهن را که چیزی جز آزادی نمیخواستند به خاک می اندازند، (یکی ازخواهران نگارنده، که بدلیل صدمه در این تظاهرات بعدا در بیمارستانی در نروژ جراحی شد، یک شاهد زنده در آن ماجراست). باری صدها تن کشته و هزاران تن دستگیر می شوند و اعدامهای دستجمعی از همان شب شروع میشود. در روزهای اول تیرماه، روزنامه های رژیم، عکس دختران دانش آموزی را منتشر کردند که بدون اینکه اسمشان را بدانند، آنها را اعدام کرده بودند و از والدین آنها میخواستند بیایند اسامی آنها را بگویند و وسایلشان را تحویل بگیرند.   نهم: دیگر راهی جز مقاومت در برابر این رژیم باقی نمی ماند. با الهام از اعلامیه جهانی حقوق بشر - که به صراحت در آن حق مشروع مقاومت و قیام و خیزش پذیرفته شده است- نیروهای مترقی و آزادیخواه، از مصدقی و چپ دمکراسی خواه (نه توده ای- اکثریتی که به فرموده برادر بزرگ در مسکو به پابوس پاسداران امام دجالان در جماران میرفتند و بعد هم به سلک زائران و راهیان کعبه خود در کاخ کرملین پیوستند!)، با محوریت مجاهدین و مسعود رجوی، و یارانی شهیر چون شکری پاکنژاد چپ مترقی، و بسیار گروه ها و شخصیت های ملی و روشنفکر و مبارز- شروع به هم پیوستگی و ائتلافی میکنند که میرود تا آلترناتیو دمکرایتک در مقابل غول از شیشه در آمده و جعبه شیطان، (پاندورا باکس)، ارتجاع مذهبی و فاشیسم دینی - شود. بدینسان پایه های ائتلاف تاریخی شورای ملی مقاومت ایران ریخته میشود.مسعود رجوی، در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ یعنی یک ماه بعد از قیام ۳۰ خرداد، در سالگرد قیام ۳۰ تیر، روز دفاع ملت از دولت ملی و دمکراتیک دکتر مصدق، تشکیل شورای ملی مقاومت را در تهران و از مخفیگاه خود اعلام میکند. در مرداد ماه، در حالیکه پاسداران و همدستان توده ای و اکثریتی آنها، دربدر دنبال مسعود رجوی میگردند، مسعود رجوی از پایگاه یکم شکاری در تهران با یک هواپیمای نظامی، به خلبانی کلنل بهزاد معزی، تهران را به سمت پاریس ترک میکند، تا رژیم سرکوبگر آخوندها را افشا و آلترناتیو دمکراتیک آنرا به جهان معرفی کند. یک ضربه بزرگ و غافلگیر کننده به رژیم آنهم از پایگاه یکم شکاری خودش!دهم: قتل و کشتار و جنایت در کردستان و تهران و سراسر ایران، و درنده خوئی خمینی سفاک، به اوج خود میرسد و بناچار اعضای سازمان مجاهدین و دیگر گروههای جدی مخالف، به کردستان ایران، که در آن زمان هنوز بخشی از آن آزاد شده و خارج از کنترل رژیم آخوندی بود، و یا به اروپا کوچ میکنند...... همانکاری که تمامی جنبش های مقاومت اروپای زیر تسلط و اشغال نازیسم هیتلری کردند و رهبرانشان به آنسوی دریا در جزیره انگلستان منتقل شدند..... از شارل دوگل فرانسوی گرفته تا رهبران مقاومت لهستان و بلژیک و هلند، همه و همه، حتی پادشاه مشروطه نروژ ”هاکن” (نه پادشاه حزب واحد رستاخیزی)، ابتدا در ناحیه ”الوروم” نروژ، در کوه ها و بیشه ها، مقاومت را رهبری کرد. ولی مدت کوتاهی، پس از اعزام نیروی ضربتی توسط حکومت نازیسم در اسلو، برای دستگیری او، با کمک مردم و با یک کشتی بهمراه یک ناخدای وطن پرست (بخوانید خلبان قهرمان مقاومت ایران، سرهنگ بهزاد معزی.... ) به لندن آورده میشود. تعظیم وتکریم این نگارنده نثارکلنل معزی، این ارتشی ملی و ازادیخواه وطن باد ! یازدهم: بالاخره در اوایل خرداد ۱۳۶۱نیروهای عراقی از خاک ایران خارج میشوند و شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق ایران، ادامه جنگ را غیرمشروع اعلام میکنند و بر ضرورت آتش بس و صلح دست میگذارند. اما خمینی، که موجودیتش به جنگ و بحران گره خورده است، خواهان جنگ تا فتح کربلا و فتح قدس میشود و دانش آموزان و نوجوانان میهن را بیرحمانه به روی میدانهای مین می فرستد. ۷ ماه بعد از خروج نیروهای عراقی از میهن، آقای مسعود رجوی، در دی ماه ۱۳۶۱ (ژانویه ۱۹۸۳) در مقر اقامت خودش در پاریس، طارق عزیز نایب نخست وزیر وقت عراق را به حضور می پذیرد. او، از سوی دولت عراق، در جستجوی صلح به نزد نماینده واقعی مردم ایران آمده است. قبلا هم ملک حسین پادشاه اردن در یک ملاقات با مسعود رجوی در پاریس پیشنهاد آنرا از طرف کشورهای منطقه داده است. حاصل این ملاقات چند ساعته بیانیه صلحی است که همان زمان به انگلیسی و فارسی دراطلاعیه رسمی و نشریات مقاومت ایران منتشر شد، به این بیانیه نگاه کنید، میهن پرستی مقاومت ایران و رهبرش مسعود رجوی در آن موج میزند.دوازدهم: متعاقبا در ۲۲ اسفند۱۳۶۱(مارس ۱۹۸۳)، مسئول شورا پس از بحث و گفتگو، طرح صلحی را در یک مقدمه و ۷ ماده، به اتفاق آراء به تصویب شورای ملی مقاومت میرساند، که دو حقیقت در آن موج میزند،: یکی پایان دادن به خونریزی و کشتار جوانان میهن، دیگر منافع ملی ایران. ننگ و نفرت بر خمینی و بازماندگان و فرزندان و نوادگان عقیدتی اش، که بیش از هر کس دیگر منافع ملی ما را به تاراج دادند.این طرح تصریح میکند که “شورای ملی مقاومت قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر و مرزهای زمینی و رودخانه ای مندرج در این قرار داد را مبنای صلح عادلانه و پایدار اعلام میکند». هرکس که به تاریخ این جنگ آشنا باشد میداند که دولت عراق قرار داد ۱۹۷۵ را، که بوضوح به سود ایران بود، را در هنگام شروع جنگ رد کرده و آنرا پاره کرده بود. با اینحال طرح صلح شورا به اندازه ای قدرتمند بود که دولت عراق متعاقبا بطور رسمی در رسانه های خود اعلام کرد طرح صلح شورای ملی مقاومت مبنای قابل قبولی برای مذاکرات صلح بین طرفین است.طبق این طرح «تعیین خسارتهای ناشی از جنگ به دیوان بین المللی لاهه جهت تعیین خسارتهای ناشی از جنگ و نحوه تادیه حقوق ایران» ارجاع میشود و «رای دیوان در این مورد لازم الاجرا خواهد بود».در اهمیت این طرح ملی و میهن پرستانه همین بس که ۱۵ سال پس از سرنگونی حکومت پیشین عراق، و در حالیکه بیشتر حکام عراق در این پانزده سال اساسا مزدوران رژیم آخوندی بوده اند، رژیم نه توانسته قرار داد ۱۹۷۵ را با دولت عراق به ثبت بدهد و نه توانسته است مساله خسارتهای ناشی از جنگ و تادیه حقوق ایران را حل و فصل کند.سیزدهم: بدنبال ملاقات صلح و طرح صلح شورای ملی مقاومت، مسئول شورا یک کارزار گسترده داخلی و بین المللی را به مدت چند سال رهبری مبکند، تا جنگ ضد ملی را در سطح بین المللی نامشروع نموده و در داخل کشور نیز بسیج جنگی رژیم را با شکست مواجه کند. مداحان خمینی بخاطر بیاورند که با ملودیهای مذهبی خوش آواز، جوانان و نوجوانان را برای فتح کربلا و قدس روانه کشتارگاه میکردند. حتی شبها در جبهه ها پاسداری ریشو را سوار بر یک اسب سفید در افق به نمایش در می آوردند و میخواندند: ”ای جبهه صاحب زمان آماده باش آماده باش!” منکه اعتقاد مذهبی ندارم اما در خیالم همیشه آرزومیکنم که یک امام زمان واقعی نسل شما آخونده های شیاد و جانی را بر کند که چنین از خدا و پیامبر و امامان شیعه سوء استفاده سخیف کرده و نوجوانان ایران را پرپر و قطعه قطعه در زیر شنی تانک ها و برروی میدانهای مین کردید!این طرح صلح توسط شش هزار شخصیت طراز اول جهان و سیاستمداران عمده و نمایندگان پارلمان های دمکراتیک سراسر عالم- مورد تایید و حمایت قرار گرفت. کتابی حاوی چندین هزار از این نام ها و نامه ها و امضا ها، همانموقع چاپ شد که اکنون در آرشیو شورای ملی مقاومت ثبت و بایگانی است.......در میان امضا کنندگان و حامیان این طرح افرادی مانند تونی بلر و گوردن براون و جک استراو (نخست وزیران و وزیر خارجه بعدی انگلستان) و خانم گروه هارلم بروتلند (نخست وزیر بعدی نروژ)، و گای ورهوفشتاد، معاون نخست وزیر بلژیک و نخست وزیر بعدی این کشور و بسیاری دیگر به چشم میخورند که بهمین بسنده میکنم...... اما خمینی قبول نمیکند و شش سال دیگر جنگ را، با به اوج رساندن ویرانی گسترده تر خاک و مال و منال ایران، و به کشتن دادن و زخمی کردن هزاران هزار جوان ایرانی در جبهه هایی که او آنرا حق علیه باطل اعلام کرد- ادامه داد. عکس های کلاسهای درسی مدارس و دبیرستانها، با انبوه گل بر صندلی ها- که گاهی تعداد صندلی های خالی بیش از نصف تعداد محصلین حاضر است- هنوز دل و روح و روان را ریش ریش میکند....... باش تا سوز ناله های مادران سر از سجده بر نداشته (به لسان با شکوه شاملو) ریش و ریشه تان را بسوزاند!چهاردهم: درست چهار سال بعد از خروج نیروهای عراقی از خاک ایران، و بعد از اینکه هم دولت عراق و هم جامعه جهانی طرح صلح شورا را به رسمیت می شناسد، و در حالیکه شورای امنیت ملل متحد چندین و چند قطعنامه برای پایان جنگ و برقراری صلح میدهد، و خمینی تنها طرفی است که آنرا رد میکند، مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران بر اساس یک مصوبه شورای ملی مقاومت در خرداد ۱۳۶۵(ژوئن ۱۹۸۶) مرکز خود را از پاریس به عراق و کنار مرزهای ایران منتقل میکند، تا نیروهای مقاومت را در آنجا سازماندهی کند. از چند ماه قبل رژیم آخوندی با، به گروگان گرفتن فرانسویهایی در لبنان، به دولت این کشور فشار میگذارد تا بر مسعود رجوی اعمال محدودیت نموده و او را وادار کند که این کشور را ترک نماید. با روی کار آمدن دولت دست راستی، به نخست وزیری ژاک شیراک، در فرانسه در مارس ۱۹۸۶ فشارهای دولت فرانسه بر مجاهدین بیشترمیشود. بعدها فاش شد که این دولت به رژیم ایران چراغ سبز داده است که، اگر علیه مسعود رجوی دست به اقدامات تروریستی بزند، چشم پوشی میکند. در همان ایام یک طرح تروریستی علیه رهبر مقاومت در نزدیکی مقر اقامت ایشان، و در محل تردد وی کشف و خنثی میشود. جالب است که در همان زمان نیز اطلاعات آخوندی و سرویسهای مربوطه محلی برخی از اپوزیسیون نماهای ایرانی را، برای اعمال فشار به مجاهدین و رهبر این مقاومت در مقر اقامتش به کار میگیرند که همان زمان در اطلاعیه های شورای ملی مقاومت به جهانیان اعلام میشود.با انتقال مسعود رجوی به عراق، ارتش آزادیبخش ملی ایران تشکیل میشود و به سرعت رشد و گسترش پیدا میکند، حضور مسعود رجوی در عراق هیچ مشروعیتی برای جنگ باقی نمیگذارد. بخصوص که مسعود رجوی در یک اقدام سمبلیک و هوشیارانه (من نگارنده غیر مذهبی، البته به جنبه های مذهبی و اعتقادی آن کاری ندارم)، پس از ورود به عراق مستقیما از فرودگاه به کربلا و نجف و زیارت امامان شیعه رفته و میگوید که ما در عراق به امام حسین پناه آورده ایم. این پیامهای روشنی برای همه طرفها منجمله صاحبخانه جدید است. اما مهمترین پیام آن به مردم ایران است، و ایضا به خمینی مرتجع و ستمگر که بر مذهب اکثریت مردم ایران چنگ انداخته و خود را تنها نماینده آن میداند. اکثریت مردمی که قرنهاست، براساس اعتقادات مذهب شیعه خود، بعنوان یک سمبل تاریخی در این مذهب، علایق دینی و عاطفی به امام حسین دارند. هموطن خوب توجه کنید در مقابل شعار های منحوس استراتژیک خمینی برای تشکیل ولایت فقیه در عراق که جنگ جنگ تا فتح کربلا، و بعدا قدس و بیت المقدس بود، مسعود رجوی با شعار صلح و پایان جنگ خانمانسوزی که خمینی شش سال دیگر ادامه داد، با همان اهرم سمبلیک دینی و عقیدتی، با هوشی تاریخی و با خلع سلاح ایدئولوژی مخوف خمینی تفسیرشده از اسلام و شیعه، و با این اکت استراتژیک، توی دهن خمینی میزند که ای دیو برگرده دین و مذهب اکثریت مردم ایران و عراق سوارشده، با این طرح صلح مورد قبول جامعه جهانی دیگر برای رفتن به کربلا نیازی به جنگ نیست، نیازی به این همه کشته نیست، و ادامه نامشروع این جنگ خانمانسوز بین عراق و ایران تنها کارتو خمینی است. کربلا و نجف با صلح در دسترس است. ای ستمگر ارتجاع قرون تیره وتار، ما داغ فتح عراق و جاهای دیگر را هم، با همین ارتش آزادیبخش ملی ایران به دلت مینشانیم، که نشاندیم. باری با حضور مسعود رجوی در عراق بسیاری از خلبانان و افسران ارتش دست از جنگ کشیدند. صلح به تمام معنا در دسترس بود...پانزدهم: در چنین شرایطی بود که ارتش آزادیبخش که، کاملا مستقل از ارتش و دولت عراق عمل میکرد و سلاحهایش را یا از رژیم غنیمت گرفته بود و یا اینکه خریداری کرده بود، ضربات جانکاهی به رژیم میزند. عملیات بزرگ چلچراغ و آزادی شهر مهران، و به اسارت در آمدن بیش از ۱۵۰۰ تن از نیروهای رژیم در۳۰ خرداد ۱۳۶۷ یک شوک بزرگ برای رژیم میشود. بسیاری از کارشناسان بین المللی و حتی وزارتخارجه آمریکا، رسما و علنا از رشد و گسترش ارتش آزادیبخش و پیشرفتهای آن و استقبال جوانان از آن شگفت زده بودند. طنز تاریخ را بشنوید که تمام نمایندگان مجالس و محافل کشورهای غربی، که با ما در گفتگو بودند، از کار ما حمایت میکردند و دولتهایشان هم برای جلوگیری از تحقق ”حکومت جهانی اسلام” خمینی، بخوانید استقرار نژاد ژرمنیک هیتلر بر سراسر جهان، علیه خمینی و ادامه جنگش به کشور عراق یاری میرساندند. چرا که آنروز هیتلر وموسیلینی و هیروهیتوی زمان خمینی بود و بس و نه کس دیگری....به این ترتیب مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی ایران مهمترین عامل داخلی در به شکست کشاندن جنگ طلبی فاشیسم مذهبی خمینی و ریختن زهر آتش بس به حلقوم خمینی و دق مرگ کردن او میشوند. البته او قبل از قالب تهی کردن، و بدیار لعنت و بدیدار ظالمان و ستمگران تاریخ رفتن- چند ده هزار مجاهد و مبارز را، در زندانها و گوشه و کنار ایران قتل عام میکند، تا این توشه ثقیل لعنت تاریخی را با خود، سوقاتی، برای آنان بخصوص تقدیمی به برادر ضحاک، با خود به گور ببرد. براستی که این یکی از بزرگترین افتخارات تاریخ مردم ایران است که، در چنین شرایط سهمگینی، یک مقاومت ملی و مردمی زنان و مردان فداکاری دارد که تا بن استخوان به آرمان آزادی و استقلال ایران وفادار هستند. اگر سرهنگ اشلوفنبرگ و نیروهای ملی و مردمی و مقاومت تازه قوام یافته بنام رزهای سفید، هم میتوانستند که چنین ارتش آزادیبخشی را تشکیل دهند، جهان و خود آلمان چنین با خاک یکسان و ویرانه ای بر دریایی از شش میلیون خون مردم دنیا نمیشد. سرهنگ وطن پرست کلنل اشلوفنبرگ حتی تا پای کشتن هیتلر رفت اما متاسفانه کیف انفجاریش درجایی که باید در زیر پای خمینی دوران یعنی هیتلر باشد قرار نگرفت و انفجارش کار را یکسره نکرد. آری و صد آری، اگر آن مقاومت قوام میگرفت و یک شورای ملی مقاومت، که شهدایی نامدارای مانند شهید ”سوفی شون” و برادرش ”هانس” پایه ریزی کردند موفق میشد- نمیگذاشتند که هیتلر، با شعار مین کامپی رفع فتنه دمکراسی خواهان، سوسیالیسم و جهود و استکبار جهانی از عالم- چنین جنگ مخوفی را بر بشریت تحمیل و قبل از همه کشور آلمان را به نابودی بکشاند.......، آیا در این صورت روند تاریخ مدرن بشریت بنحو بسیار مثبتی متفاوت نبود؟ کما اینکه اگر ارتش آزادیبخش ملی ایران در کار نبود و خمینی موفق میشد کنترل عراق را در دست بگیرد، و بعد به سراغ کشورهای دیگر در منطقه برود، آیا سرنوشت منطقه و جهان بنحو بسیاروحشت آوری، رقم نمیخورد.ای هم میهن آگاه، حالا با این گاهشمار پانزده گانه، که اسناد و مدارک آن کلمه به کلمه آن موجود است، و با در نظر گرفتن اینکه اخیرا داستان چگونگی شروع جنگ را از خود سران بازنشسته پاسدار و حتی در خاطرات شان بویژه در نامه ها و خاطرات جانشین تعیین شده خمینی – یعنی آیت الله منتطری شنیدید و خواندید- قضاوت کنید که داستان از اول تا کنون در چه روندی پیش رفته است. کی خائن است و کی خادم میهن سرفراز.حالا ببینید تا چه اندازه کر هماهنگ آخوندهای حاکم و برخی از اپوزیسیون نماهای خارجه نشین، که میخواهند جنگ ضد ملی را ملی و اقدامات مقاومت برای صلح را ضد ملی جلوه دهند، تا چه اندازه مسخره و بالکل آبرو باخته است. آنها تنها صدای هارترین باندهای حاکم را اکو و انعکاس میدهند، زیرا بشدت نگران سرنگونی رژیم و ورشکستگی خودشان هستند.بقول برشت: کسی که حقیقت را نمی داند نادان است و اما کسی که حقیقت را میداند و کتمان میکند، تبهکار است.هم وطن عزیزم، این گاهشمار پانزده بندی تقدیم است به شما و قیام قهرمانه تان برای پاک کردن مام میهن و منطقه وجهان از لوث خمینیسم ویرانگر و ایرانسوز و ضحاک و نرون و ادولف هیتلر دوران ما. پیروز باشید.
نخست: قیام.هم میهنان!قیام تاریخی شما، همچون قیام مشروطیت، قیامتان در پیروی از جنبش استقلال و آزادیخواهی مردم ایران، تحت رهبری پیشوای تاریخی ایران، دکتر محمد مصدق، وقیامتان در انقلاب صرفا دمکراتیک مردم ایران در بهمن ۵۷،- که بزودی، بدلیل نابودی بنیادهای سیاسی و مستقل اجتماعی در نظام پیشین و باز گذاشتن در خانه مکاران عمامه بسر و دست آخوندها، بنام اسلام- ملاخور شد، موسم ها و سرفصل های بسیارتعیین کننده ای در تاریخ پر فراز ونشیب این میهن دوست داشتنی و سرفراز بوده است. میدانید که انقلاب یک کودتا نیست که در عرض یکی دو روز یا یکهفته تعیین تکلیف شود. آنچه که، درطول این هفته های متمادی، درکشور ارمنستان اتفاق افتاد ناشی از قیام مردمی بود که در کشور، با داشتن یک قانون اساسی و نظام دمکراتیک، برعلیه یک نفر برخاستند و او را پایین کشیدند تا، برطبق همان قانون اساسی دمکراتیک، یک نخست وزیر دیگر انتخاب کنند. این بسیار فرق دارد با نظامی تا مغز استخوان توتالیتر و تک حزبی ( چه ظل اللهی و چه خلیفةاللهی)، که از اساس حاکمیت را فقط از آن یک ایدیولوژی و یک نفر میداند. کسی که خودرا نماینده خدا برروی زمین و مردم را چون افراد صغیر و دیوانه و مهجور، تابع ولایت مطلقه خود میشمارد، (نص صریح قانون اساسی رژیم)، و هیچگونه تظاهرات مسالمت آمیز را بر نمیتابد و کشتار و تجاوز و جنایات کهریزکی و به گلوله بستن و دستگیریهای گسترده تظاهرات در نظام سراپا فاشیستی آن، یک امر رایج است و البته زندانیان را هم خود کشی میکند!. ایضا ایضا، هزاران جنایات دیگر و مهمترین آنها قتل عام سال ۶۷ با یک سوال در برابر زندانی: ” با مجاهدین و رجوی هستی یا نه؟ انتخاب اولت مرگ و قتل عام است و خاوران و گورهای دستجمعی. بر همین اساس، متاسفانه و صد متاسفانه – ایکاش چنین نبود- در مقابل این ضحاک مار به دوش و عمامه به سر، بطور قانونمند، باید دراین قیام سراسری اخیر، مکانیسمی ریخت، و بنحوی سازماندهی کرد که هسته های مقاومت مردم- همانکاری که در همه کشورها علیه نازیها هفتاد و اندی سال پیش کردند- نگذارند که جوانان و مردم بدست دژخیمان و قاتلان مسلح، پرپر شوند و ما دوباره و سه باره و صد باره برای آن محکومیت جهانی بگیریم. مکانیسم دفاع در مقابل گلوله های اس اس و پاسدار در این قیام و مقاومت هم، در دل تاریخ معاصر جهان ریخته شده است و اعلامیه جهانی حقوق بشر آنرا مشروع میداند (رجوع شود به بند مهم آن در مقدمه این اعلامیه جهانی). بلی وبلی تشکیل و ترکیب قیام و هسته های مقاومت، که ما هزار اشرف و کانون شورشی مینامیم، و دیگران درسراسر تاریخ، نام ها و عبارات خود را برآن گذاشتند، همین است. آری به صدای بلند گفته ومیگوییم، و خواهیم گفت، که دیگر تاریخ ایران و مادران و پدران و خانواده ها، دیگر این روند گلوله در مقابل سکوت و راه پیمایی صلح آمیز را تاب نمی آورند. در جریان جنگ دوم، فرانسویها یک میلیون افراد هسته مقاومت در سراسر کشور داشتند و بقیه، از جمله لهستانی ها، نروژی ها، ایتالیایی ها، یونانی ها، یوگسلاوی ها، ووو، به این راه و روش روی آوردند. این همان راهی است که مجاهدین و شورای ملی مقاومت سالهاست در برابر دیو جماران وضحاک بیت نشین به پیش می برند، و الان مدتی است که، با عزم جزم، در صدد گسترش آن هستند. مگر تاریخ آنقدر کودن است ( مانند بعضی بی غم ها)، که بیاد نیاورد که در ابتدای پیروزی انقلاب چقدر رهبران مجاهدین و نیروهای جدی درصحنه، صبر و حوصله بخرج دادند و توصیه و نصیحت به دیو در قم و بعد در جماران کردند که اینقدر فرزندان واقعی آن قیام و انقلاب دمکراتیک را در خیابانها کور و ناقص ومجروح نکن و مغزشان را بر کف خیابانهای میهن عزیزمان نریز. و بعد سی خرداد و بعد قتل عام و بعد جنبش ها و قیامهای پی در پی دیگر و سرانجام همین قیام سراسری دیماه گذشته.......... ای خلیفه و ضحاک اول و دوم! راستی تا کی؟، حالا بخور: چوکار از همه حیلتی در گذشت حلال است بردن به شمشیر دستاین شعر رسای فارسی ترجمه رساترهمان بند در اعلامیه جهانی حقوق بشر است که میگوید: ”حقوق بشر را، با حاکمیت قانون، رعایت کنید، تا مردم مجبور نشوند که، بعنوان آخرین چاره، دست به شورش و طغیان بزنند” باری حرکت قیام ادامه دارد و همه چیز نشان میدهد که عمر خلیفه تهران نشین، ادامه ای طولانی ندارد که ندارد. بقول یکی از سرانشان در قم، اگر مردم قیام کنند همه آنها را به دریا میریزند و سران رژیم جایی ندارند که فرار کنند. دوم: برجاماین کارزار در تمامیتش دست آورد افشاگری تاریخی این مقاومت و سازمان محوری آن مجاهدین خلق است. از سال ۱۳۷۰ یعنی ۲۷ سال پیش، مجاهدین عزم جزم کردند که نگذارید فاشیسم دینی به سلاح اتمی دست پیدا کند. شانزده سال پیش شورای ملی مقاومت ایران، در یک کنفرانس مطبوعاتی در واشنگتن، دو سایت بسیار مهم اتمی رژیم یعنی نطنز و اراک را، که دور ازچشم تمام سازمانهای اطلاعاتی کره زمین فعالیت میکرد، را افشا و جهان در شوک فرورفت. مراجعه کنید به تیترهای صفحه اول بسیاری از روزنامه ها و رسانه های بزرگ و کوچک جهان و رسانه های تصویری مهم و درجه اول.در همان سالهاهم مقامات آمریکا و هم مسئولان آژانس بین المللی انرژی اتمی بارها تصریح کردند که اگر افشاگری اپوزیسیون نبود، ما از پروژه های اتمی رژیم بی خبر می ماندیم. جورج بوش رئیس جمهوروقت آمریکا گفت: بعد از همه این سالها،(غفلت ما درجهان)، اپوزیسون ایران چشم ما را باز کرد. بنابراین ما معتقدیم که رژیم،اگر به بمب اتمی دست نیافته است علت اصلی این بوده که این مقاومت مدام در کمین رژیم نشسته و حیله های آخوندی و سایت های جدید را کشف و افشا کرده است و همچنان یک تنه میکند. در تاریخ جهان یکبار، هفتاد و اندی سال قبل از این، آلبرت انشتین آلمانی و دانشمندان همدستش، برنامه ها و سایتهای اتمی رژیم نازیسم هیتلری در کشورشان را افشا و محرمانه به اطلاع رییس جمهور امریکا رساندند. در حالیکه ما، در کنفرانسهای مطبوعاتی، آنها را به کل بشریت و به کل جهان بطور روشن و آشکار دادیم، تا نگذاریم که هیتلر زمان، خمینی وجانشینش خلیفه دوم خامنه ای، این ضحاک زمان، بمب اتمی بسازد..... دست مجاهدین درد نکند و همچنان قاطع و کوبنده باد!حالا هم جهان نباید بگذارد که رژیم، با استفاده از سوراخهای برجام و امتیازهای ناموجهی که از دولت قبلی آمریکا دریافت کرده است، بمب اتم را روی دست مردم ایران وجهان بگذارد، تا خود را بهر قیمتی در قدرت نگهدارد وتروریسم و جنگهای تجاورکارانه اش را، برای گسترش ولایت مطلقه فقیه، با مال ومنال و هستی مردم ایران، در منطقه و با گروه های غیر ایرانی پیش ببرد، در سوریه و دیگر کشورها پایگاه نظامی زده و جنگ و کشتار صدها هزارتن از مردمان منطقه، استمرار یابد. این حرفی نیست که ما امروز بزنیم. این مواضع را مقاومت قبل از مذاکرات و در جریان مذاکرات قبل از امضای برجام و بعد از آن داشته است. درست در روزی که برجام در ۲۳ تیر ۱۳۹۴ امضا شد، خانم رجوی، رییس جمهور این مقاومت اعلام کرد: «دور زدن شش قطعنامه شورای امنیت ... راه فریبکاری ملایان و دستیابی آنها به بمب اتمی را نمی بندد. با این همه همین میزان عقب نشینی، هژمونی خامنه ای را، همچنان که مقاومت ایران از قبل خاطرنشان کرده است، در هم می شکند و تمامیت فاشیسم دینی را تضعیف و متزلزل می کند». خانم رجوی افزود «با توجه به وضعیت بغایت شکننده و بحرانی رژیم ملایان، اگر کشورهای۱+۵ قاطعیت بخرج می دادند، رژیم ایران هیچ چاره ای جز عقب نشینی کامل و دست کشیدن دائمی از تلاش برای دستیابی به بمب اتمی و مشخصاً دست برداشتن از هرگونه غنی سازی و تعطیل کامل پروژه های بمب سازی نداشت. اکنون هم باید با قاطعیت بر روی عدم دخالت و خلع ید از رژیم در سراسر منطقه خاور میانه پافشاری کنند و این ضرورت را بعنوان یک اصل بنیادین وارد هر گونه توافقی بنمایند»خانم رجوی همچنین تاکید کرد: «پولهای نقدی که به جیب رژیم ریخته می شود باید تحت کنترل شدید سازمان ملل صرف نیازمندی های مبرم مردم ایران بویژه حقوق اندک و پرداخت نشده کارگران و معلمان و پرستاران و تامین غذا و دارو برای توده مردم شود، در غیر این صورت خامنه ای پولها را کماکان در چارچوب سیاست صدور تروریسم و ارتجاع به عراق و سوریه و یمن و لبنان سرازیر می کند و قبل از همه، جیب پاسداران نظام را پُر تر از همیشه می کند». وی تاکید کرد: «براستی توافقی که حقوق بشر مردم ایران را نادیده بگیرد و بر آن تاکید و تصریح نکند، تنها مشوق سرکوب و اعدامهای بی وقفه از جانب این رژیم، لگد مال کردن حقوق مردم ایران و زیر پا گذاشتن اعلامیه جهانی حقوق بشر و منشور ملل متحد است». دیگر از این پاک و راست وروشن تر؟، حالا ای عوامل مستقیم و غیر مستقیم و سردرگمان بقول انگلیسی ها ”توپخانه لق”، هر چه میخواهید بهم ببافید و خود را خسته و فرسوده کنید. پس ملاحظه میکنید، هم میهنان، که همه حرفهایی که این روزها مطرح است از چند سال پیش مقاومت ایران بر آن تاکید کرده بوده است.اما از همه این حرفها گذشته. این رژیم بدبخت نمیداند که رژیم های با ابعاد نجومی بزرگتری از او را نه بمب اتم توانست نجات دهد ونه موشک قاره پیما. امروز فقط دنبالشان در سطل زباله تاریخ میگردیم.کلام آخر اینکه منافع مردم ایران و صلح و آرامش در منطقه و جهان حکم میکند که بساط اتمی رژیم جمع شود، از رژیم در منطقه خلع ید ودستان ناپاک تروریستی اش درجهان قطع گردد ومهمتراینکه سران این فاشیسم فاسد قاتل و ایرانسوز، بخاطر جنایاتشان علیه مردم ایران مورد مواخذه قرار گیرد و اجازه نیابند اموال مردم ایران را، در اتم بازی و موشک سازی و دخالت در منطقه و جهان، به تاراج دهند. سوم: راه حل سوماین راه حل، از سالها پیش تا همین امروز، توسط خانم مریم رجوی، پرزیدنت منتخب شورای ملی مقاومت برای دوره گذار ششماهه به مجلس موسسان و اولین انتخابات سراسری، مرتب و مستمر اعلام میشود. مبنی بر: نه به حمله نظامی خارجی به ایران، و نه به مماشات، و آری به سرنگونی خلافت خمینیستی بدست مردم ایران و مقاومت سازمانیافته اش. نمایش مسخره را ببینید که هم تبلیغات رژیم وهم اذناب مستقیم و غیر مستقیم آن، میگویند اگراز رژیم خلع ید در منطقه شود،اگر رژیم ایران سقوط کند، سناریوی سوریه تکرار وایران تجزیه میشود. خوب این حرف رژیم، برای نگران کردن مردم، و بعبارت دیگر برای ماندن خودش در قدرت، بسیار منطقی است. اما داستان از آنجا اشکال زشت و خنده دار پیدا میکند که عده ای، که خود را کنشگر و منتقد رژیم هم معرفی کرده اند، فریادشان چنان بلند است که نپرس. اینان آنچنان خاله صغرا و عمه کبرا را بمیدان میکشند که نپرس. باری معنی اش و ته اش همان حرف خامنه ای است که، اگر ما بریم، ایران حتما تجزیه میشه. البته چون اینان محقق و اپوزیسیون لایت (بروزن کولا لایت)، هم تشریف دارند، خیلی رنگ لعاب و مقداری انگبین هم قاطیش میکنند تا تلخی قورت دادن آن، شنونده و خواننده افاضات ایشان را دچار مشکل نکند!.تا رعب و وحشت، وادادگی و بی فعالیتی و ترس از مقاومت سازمانیافته را در دل هر ایرانی آزادیخواهی بنشانند. اگر به آنان گوش کنی باید ای ملت ایران، مبادا به فکر سرنگونی رژیم بیفتی و به مجاهدین و شورای مقاومت سازمان یافته گوش بدهی، چون سرنگونی یعنی مصادف شدن با تجزیه ایران!!. و ابولفه، بقول لرها، ته ته این افاضات پیچیده در مقوا هم اینست و بس، ایضا بقول ما لرها ”ریشونمووه بوان” روشان نمیشه بگن. راستی یک سوال از اینها: اگر رژیم آخوندی و دخالتهایش در سوریه نبود، اگر این همه در سوریه کشتار نمیکرد، اگر اصلا این رژیم سوریه را به حال خود رها کرده بود، مگر ۶-۷ سال پیش بشار اسد، مثل بن علی و مبارک سقوط نکرده بود، اگر رژیم ایران و مالکی و بشار اسد نبودند، مگر اصلا داعشی در این ابعاد و در این حجم شکل میگرفت، مگر این نبود که هزار سند و مدرک وجود دارد که در بسیاری از جاها، حتی تا همین الان رژیم ایران و بشار اسد و قبلا هم مالکی با داعش هماهنگی و همکاری میکردند. با مدارک متقن همکاری و تقویت و کمک رسانی مالی وتسلیحاتی، در افغانستان به طالبان و دیگر گروه های تروریستی منطقه....حالا بنظر شما اگر رژیم آخوندی سقوط کند وضع ایران مثل سوریه میشود؟ یا کشتار و جنگ داخلی در سوریه، که خود این رژیم باعث و بانی اصلی آن است هم به سمت پایانی خوش برای مردم بیگناه سوریه میرود وسقوط نوچه خونخوار آن بشاراسد را درپیش دارد؟. آخر مگر کسی بیشتر از این خلیفه تهران نشین می توانست به آب و خاک و منافع و مصالح ایران خسارت بزند وتمامیت ارضی و سماوی و داروندار این ملت و میهن تاریخی را به خطر بیاندازد. و ایضا منطقه را بخاک و خون بکشاند؟ هموطن به درایت و آگاهی تو ایمان کامل دارم.آنها که میگویند دست به رژیم ایران نزنید و الا جنگ میشود، بدجوری و البته آگاهانه سر در برف کرده اند و جنگی که هر روز این همه کشته به جای میگذارد را نمی بینند. جنگی که تمامیت آن ناشی از عملکرد رژیم ایران است. سرنگون کردن رژیم ایران بدست مردم و مقاومت ایران تنها راهی است که می توان از یک جنگ بسیار بزرگتر و خونبارتر در منطقه جلوگیری کرد و از هرگونه حمله خارجی به ایران عزیز. منطق درست تاریخ ایران همین است و بس. بقیه اش موهومات توده ای – اکثریتی و اصلاح طلبان قلابی حواشی رژیم در داخل و خارج است و یک سری که خود را به حاشیه خفت باری کشانده اند.باری اگر رژیم همچنان به جنگ در سوریه، پرتاب موشک از یمن به کشورهای منطقه ادامه دهد، و بخواهد در یمن و بحرین و بعدا در جاهای دیگر، با پول نفت و دارایی مردم ایران، و با پرداخت کلان به مزدوران غیر ایرانی خلافت اسلامی برقرار کند، و آنگاه دیگر یک ائتلاف منطقه ای و جهانی- همانند ائتلاف جهان کاپیتالیست و کمونیست در سالهای ۱۹۴۰ میلادی علیه هیتلر، و یک جنگ بزرگ و شاید جنگ جهانی را بدنبال داشته باشد.؟! تقصیر کیست؟ تکرارمیکنم که گوشهای کر وکرتر بشنوند: تقصیر کیست؟. بدانید که هیتلر، بعد از مدتهای مدید مماشات با او در غرب، یک روز اتریش را اشغال، یک روزناحیه مهمی در چکسلواکی را اشغال و کمکمک، در سکوت و مماشات چمبرلن و غرب در مقابل او، به ناگهان تمام لهستان را اشغال نظامی کرد و بلافاصله جنگ جهان سوز دوم کلیک خورد. اگر مقاومت قدرتمندی بود و مماشات لعنتی در کار نبود و جلوی هیتلر را در همان قدمهای اول میگرفت، چنین جنگ خونینی که بیش از شصت میلیون کشته به جای گذاشت، ضروری نشده و یا ابعاد آن بسیار محدود تر میشد. حالا آیا هیچ انسان با شرف و وطن پرست در آلمان پیدا میشد که، قبل از اینکه به آدولف هیتلر و نظام مطلقه اش لعن و نفرین کند و او را بانی جنگ و ویرانی بداند، به آلبرت انشتن، سرهنگ اشتوفنبرگ و شیرزن مقاومت مردم آلمان یعنی ”سوفی شون” شهید و برادر شهیدش هانس، ایراد بگیرد که تقصیر شما بود؟! ملاحظه میکنید هم میهنان؟! جنگ دوم جهانی در خارج آلمان یعنی درخاک لهستان اشغال شده و سرزمین ها و مرزهایی که هیتلر اشغال کرده بود اتفاق افتاد. باعث و بانی اول تا آخرآن روح الله خمینی آلمان، یعنی آدولف هیتلر بود.باری ای نق زنان گوشه آشپرخانه نشین، مگر ایران بعد از انقلاب مشروطیت تجزیه شد؟، مگر با پایان دیکتاتوری و عزل و تبعید رضا خان پهلوی- بدلیل دسیسه اتحاد و همکاری با هیتلر- در شهریور ۱۳۲۰ و حتی پیش از آن، برغم حضور نیروهای خارجی، در جنگ بین الملل اول، ایران تجزیه شد، مگر در جنبش آزادی و استقلال طلبی ایران تحت رهبری مصدق کبیرمان، کشور تجزیه شد؟ مگر در انقلاب ضد دیکتاتوری سلطنتی تک حزبی ایران تجزیه شد؟..... اینها مردم بزرگ ایران را نشناخته اند و یا آنها را بد میشناسانند. این مردم خروشان و طوفنده با عزمی به عظمت دماوند، علیه باعث و بانی همه این ایرانسوزی و ویرانی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ایران، و با خشم و نفرت از نظام قتل و جور و فساد، و باقلبی پر ازعشق به عظمت و آزادی ایران، برای دادخواهی و نجات ایران از چنگال خلیفه تهران نشین و برای استقلال و آزادی و سکولاریسم و جدایی دین از دولت، (که صریحا در اساسنامه شورای ملی مقاومت آمده و چاپ ومنتشر شده است و درطرح ده ماده ای خانم مریم رجوی به جهان اعلام شده است)، قیام کرده اند و با منطق قاطع تاریخ پیروز خواهند شد. بقول فردوسی درداستان سقوط ضحاک بدست فریدون و ارتش آزادیبخش آن زمان: سری پرز کینه دلی پر ز داد.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان