11302021سه شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
هاشم خواستار نماينده كانون معلمان ايران

هاشم خواستار نماينده كانون معلمان ايران

از زندان وکیل آباد مشهد
  برنامه ای از شبکه ی تلویز یونی ایرانیاران پخش که خانم ویکتوریا آزاد در آن برنامه ، بجای میدان آزادی از نام سابق آن در رژیم شاه یعنی میدان شهیاد نام برد.دشمنی با خواسته های بحق مردم برای هیچکس آبرو بوجود نمی آورد.
ملت قهرمان ایران: بین رژیم و سازمان مجاهدین خلق، دریایی از خون قرار دارد و همه میدانند که بزرگترین دشمن رژیم سازمان مجاهدین خلق است، چرا که از سازماندهی آهنین برخوردار و بگفته و اقرار خود حاکمان ،آنها در تمام شورش ها دست دارند،بالعکس نیروهای سلطنت طلب بسیار پراکنده و« سازمانده ای» نشده هستند. بنابراین حکومت تلاش میکند که مبارزین را به اردوگاه سلطنت طلب ها سوق داده و همینطور افراد نفوذی بسیاری نیز بداخل آنها فرستاده تا ضمن حمایت از شاهزاده و فحاشی به رژیم، به سازمان مجاهدین خلق نیز فحش بدهند.یعنی بجای تضاد با جمهوری اسلامی، تضاد اصلی را با سازمان مجاهدین خلق بوجود بیاورند هفته ی گذشته در گروه تلگرامی فرزانگان نوشته ی کوتاهی گذاشتم که یکی از اعضا نظرم را در باره ی سازمان مجاهدین خلق خواست. به او جواب دادم که جبهه ی ملی،نهضت ازادی،حزب ملت ایران،جاما،حزب‌ دموکرات کردستان،کومله، سازمان چریک های فدایی خلق، سازمان مجاهدین خلق و…گل های رنگارنگی هستند که در حکومت آزاد آینده هر یک از انهاتوسط ملت آبیاری شود رشد و نمو و در صورت عدم آبیاری خشکیده خواهد شد. چنان با فحاشی فردی بنام شیوا روبرو شدم که چنین فرد فحاشی را در عمرم ندیده بودم. او فحاشی میکرد و میگفت که چرا نام سازمان مجاهدین خلق را آورده ای ؟میگفت تو هاشم خواستار نیستی در حالیکه مطمئن بودم ،میداند که خودم هستم . بعدا هم که به او شیرفهم کردم که خودم هستم فقط فحش میداد.اعضای گروه هم بیشتر از او حمایت می کردند. او من و بعدا همسرم که اصلا هیچگونه اظهار نظری نکرده بود را ریمو کرد، در حالیکه خودشان ما را بدون اطلاع عضو کرده بودند. باتجزیه و تحلیل و تحقیقی که کردم متوجه شدم گروه فرزانگان توسط ارتش سایبری، برای شکار آزادیخواهان بوجود آمده است.پس گروه فرزانگان را در گروه حمایت از معلمین در بند معرفی و از همکاران خواستم که هوشیار باشند که این گروه توسط ارتش سایبری بوجود آمده است. شیوا مجددا در خصوصی و این گروه با فحاشی، مغلطه میکرد که باعکس العمل تند همکاران رو برو شد. اما او باید ماموریتش را انجام می داد و فقط فحاشی میکرد. به او میگفتم آرام باش مگر تو را از فحش درست کرده اند، یک جمله بدون فحش بگو تا جوابت را منطقی بدهم ، به کتش نمی رفت و فقط فحش میداد . این داستان تلخ برای معرفی دموکرات های کوتوله است. دو گروه مبارز در مبارزه بر علیه حکومت استبدادی و دیکتاتوری نه تنها با هم نمی جنگند که حتی انتقاد از همدیگر را نیز در خفا و بدور از چشم دشمن مشترک انجام میدهند. مبارزین درون یک کشور، دشمن اصلی را از فرعی جدا میکنند تا با هم جنگ و دعوا نداشته باشند، چرا که جنگ و دعوا با یکدیگر به سود دیکتاتور تمام میشود. در اشغال کشور چین توسط ژاپن دو گروه ملی گرا و کمونیسم به رهبری چاینکاچک و مایو ، ابتدا باهم متحد شدند تا ژاپن را شکست دادند ، چون ژاپن دشمن اصلی ملت چین بود و سپس این دو گروه با هم جنگیدند که به پیروزی مایو منتهی شد. در جنگ جهانی دوم دو اردوگاه متضاد، یکی اردوگاه سوسیالیسم به رهبری شوروی و دیگری اردوگاه سرمایه داری به رهبری آمریکا با هم بر علیه اردوگاه فاشیسم به رهبری آلمان هیتلری متحد شدند که منجر به شکست اردوگاه فاشیسم شد و سپس باهم وارد جنگی شدند که به جنگ سرد معروف و تا فروپاشی شوروی تا سال ۱۹۹۲ ،یعنی نزدیک ۵۰ سال ادامه داشت. در این ۴۰ سال جمهوری اسلامی تمام احزاب و سازمان ها را با یک انگی از میدان خارج و نابود کرد تا نتوانند نفس کشند. جبهه ی ملی را مرتد و نهضت آزادی و حزب ملت ایران و جاما و…را لیبرال خواندند(در ابتدای انقلاب، لیبرال از هرفحشی بدتر بود.) سازمان چریکهای فدایی خلق و… را کافروسازمان مجاهدین خلق را منافق که بگفته ی آقای خمینی، منافقین از کفار هم بدترند.اما سازمان مجاهدین خلق با منافق خواندن از میدان بیرون نرفته و روز بروز هم قوی تر می شد. اقای دکتر مهدی خزعلی که از اردوگاه اصولگراها بیرون امده،افشا کرد که در همان ابتدای انقلاب در حزب جمهوری اسلامی نقشه کشیدند که با عملیات ایذایی و اذیت و آزار و کشتار اعضا ، سازمان مجاهدین خلق را وادار به مبارزه ی مسلحانه کرده تا بتوانند آنها را سرکوب کنند. با بیان دو خاطره مسئله را روشن تر میکنم.در روز نوزده ی ابان ۹۷ که نیروهای امنیتی با فشار ملت قهرمان ایران مجبور شدند مرا از بیمارستان روانی سینا آزاد کنند، دو نفر از نیروهای امنیتی به سراغم آمدند و از من خواستند که چون سازمان مجاهدین خلق از تو حمایت کرده اند ، باید بر علیه آنها بیانیه بدهی و خط قرمز ما رهبری هم نیست بلکه سازمان مجاهدین خلق است. به آنها گفتم یعنی حکم اعدام خود را امضا کنم؟انها را به مقاله ای که در حمایت از معلم زندانی آقای عبدالرضا قنبری نوشته بودم و روز دستگیری یعنی اول ابان منتشر کرده بودم حواله دادم.باز پارسال در اردیبهشت ۹۷ که ماموران اطلاعات به باغم آمدند از من پرسیدند که چرا با شاهزاده رضا پهلوی همکاری نمی کنی؟ میخواهی الان شماره موبایل شاهزاده را بگیریم که با او صحبت کنی؟ که گفتم نه و … ملت قهرمان ایران: بین رژیم و سازمان مجاهدین خلق، دریایی از خون قرار دارد و همه میدانند که بزرگترین دشمن رژیم سازمان مجاهدین خلق است، چرا که از سازماندهی آهنین برخوردار و بگفته و اقرار خود حاکمان ،انها در تمام شورش ها دست دارند،بالعکس نیروهای سلطنت طلب بسیار پراکنده و« سازمانده ای» نشده هستند. بنابراین حکومت تلاش میکند که مبارزین را به اردوگاه سلطنت طلب ها سوق داده و همینطور افراد نفوذی بسیاری نیز بداخل انها فرستاده تا ضمن حمایت از شاهزاده و فحاشی به رژیم، به سازمان مجاهدین خلق نیز فحش بدهند. یعنی بجای تضاد با جمهوری اسلامی، تضاد اصلی را با سازمان مجاهدین خلق بوجود بیاورند.حتی برای اینکه این افراد اعتبار کسب کنند چه بسا که چند صباحی هم به زندان رفته تا بعد از آزادی با نام و نشانی که پیدا میکند و از حاشیه ی امن برخوردار می شوند، بتوانند با وجهه ی بهتری ماموریتشان را انجام دهند و چه بسا ناخودآگاه افراد دیگر نیز در خط نیروهای امنیتی قرار گرفته وبجای اینکه تضاد اصلی با رژیم برقرار کنند با سازمان مجاهدین خلق بوجود آورند . ( همان گونه که دولت سوریه ، ارتش آزاد سوریه را بمباران کرده تا انهاعقب نشینی کرده و داعش جایگزین آنها شود. چرا که داعش دشمن ارتش آزاد سوریه یعنی دشمن حکومت بشار اسد است.) اینها همان دموکرات های کوتوله هستند.اصلاح طلبانی همچون سیدمحمد خاتمی و تاجزاده و بهزاد نبوی و…با مواضعی که برای حفظ و بقای نظام موجود گرفته و از این نظام عبور نکرده اند نیز از دموکرات های کوتوله هستند. غرض از نوشتن این مقاله، حمایت و یا مخالفت با تشکیلات خاصی نیست بلکه بیان حقایق است تا هر کس بداند که در کدام اردوگاه مبارزه کرده و آیا دموکرات واقعی ست یا دموکرات کوتوله ، از طرفی فرد مبارز بتواند در دوران گذر به دموکراسی و دوران پس از گذر، مفید واقع شود.همه ی ما میدانیم که بعد از انقلاب ۵۷ ،اقوام ایرانی همچون هموطنان کرد و عرب و ترکمن و بلوچ و.. برای بدست آوردن حقوق حقه ی خود جنبش هایی داشتند که با سرکوب شدید جمهوری اسلامی روبرو شدند. آن خواسته ها نه تنها از بین نرفته که همه گیر شده و بعد از جمهوری اسلامی در حکومت آزاد و دموکراتیک اینده حتما این اقوام باید به حقوق حقه ی خود در چهارچوب جغرافیای ایران برسند. در این راه ممکن است بعد از فروپاشی جمهوری اسلامی تنشهایی بوجود بیاید که تنها دموکرات های واقعی ، خواهند توانست به حل مسئله کمک کنند و دموکرات های کوتوله هیچ جایگاهی نخواهند داشت. دموکرات های کوتوله همیشه از اپوزیسیون حرف میزنند تاشاید بتوانند اپوزیسیون قلابی درست کرده که یک سر نخ آن در دست نیروهای امنیتی باشد. به دموکرات های کوتوله با هر اسم و رسمی که دارند توصیه میکنم، محکم به همین جمهوری اسلامی بچسبند و آنرا حفظ و نگهداری کنند و امثال بنده هم در هر شرایطی احتیاج به حمایت آنها نداریم. ملت قهرمان ایران: قوه ی قضائیه ی ایران در حکومت آزاد و دموکراتیک آینده چنان مستقل خواهد بود که همچون ظروف مرتبطه احکام دادگاه های ما را تمام حکومت های آزاد و دموکراتیک از جمله اروپا و آمریکا قبول خواهند داشت و احکام دادگاه های آنها را ما قبول خواهیم داشت . بنابر این نقض هر گونه حقوق بشر،توسط حکومت آینده که دور از ذهن میدانم اما برای پیش بینی و پیشگیری میتواند نه تنها در دادگاه های ایران که در دادگاه های سایر کشورهای آزاد مطرح تا هموطنانمان به حقوقشان برسند.تنها مجلس شورای ملی آینده مجاز خواهد بود که روشن کند که چه احزاب و سازمان ها و گروه هایی اجازه ی فعالیت دارند یا ندارند. سید هاشم خواستار نماینده ی معلمان آزاده ی ایران سی تیر۱۳۹۸
چرا رفراندوم نه ، مجلس مؤسسان آری؟ کودتای رضاخان در سوم اسفند ۱۲۹۹ که کمتر از ۱۵ سال از عمرانقلاب مشروطیت نمی گذشت، مشروطه را تعطیل و منحل و نابود کرد. رضاخان در ابتدا میخواست ایران را همچون ترکیه جمهوری اعلام کند اما با مخالفت شدید روحانیت قم رو برو شد. چراروحانیت با جمهوری کردن ایران توسط رضاخان مخالفت کرد؟ قدرت در ایران همیشه دو بال داشت، یک بال شاه مستبد و بال دیگر روحانیت که نقش توجیه کننده همه بدبختی های جامعه بود و فقر و فلاکت را خواست خداوند و تقدیر خداوندی تفسیر میکرد! وهمیشه توجیه گر ظلم وستم و جنگ شاهان بود و برای رعیت مظلوم هیچ ثمری نداشته است. پند و اندرز روحانیون در مقابل ظلم و استثمارشاهان همچون قرص مسکن برای تسکین دردهای بی درمان رعیت مظلوم بود اما هرگز توان درمان بیماری های جامعه را نداشت. و اما اگر مخالفت آخوندهای قم با جمهوریت رضاخان نمی بود و کشور جمهوری میشد امکان نداشت که بعد از شهریور بیست، فرزند ارشد رضاخان، شاه یا رئیس جمهور شود. چه بسا همان فروغی در شهریور بیست رئیس جمهور میشد نه نخست وزیر و کشور ما ایران به این سرنوشت شوم دجار نمی شد. بعد از فضای باز سیاسی شهریور ۱۳۲۰ با فعال شدن احزاب چپ بخصوص حزب توده، روحانیت به وحشت افتاد، و ایادی انگلیس در ایران و همینطور درخود انگلیس و در سطح بین المللی مردم ایران و جهانیان را از نفوذ شوروی می ترساندند. ایادی انگلیس از طرف حزب توده به روحانیون و مجتهدین نامه های تهدید آمیزمیفرستادند که بزودی مساجد و حوزه های علمیه را خراب میکنیم و …. و از طرفی مجله تایمز آیت الله کاشانی را باد کرده و با عکس بزرگ بر روی جلدش مینویسد : رهبر مسلمانان خاورمیانه!! استعمار روحانیت را از بدنه حکومت که داشت به انقلاب مشروطه بر می گشت جدا و روحانیت را به رهبری آیت الله کاشانی در مقابل دولت دکتر مصدق قرار داد. در ۱۴ اسفند ۵۸ بر مزار دکتر مصدق آیت الله طالقانی گفت : به خانه آیت الله کاشانی رفتم، در خانه اش نبود.منتظر ماندم تا آمد که دیدم در دستش خربزه است. گفتم حضرت آیت الله مثل اینکه دشمن خربزه زیر بغل شما داده است؟ امروز بر همه روشن شده که آیت الله کاشانی آگاهانه در خدمت استعمار انگلیس بود و اگر قبلا کمی شک وجود داشت اکنون با انتشار اسناد توسط سازمان سیا شک به یقین تبدیل شده است. شاه برای قدردانی از زحمات آیت الله کاشانی در آخرین روزهای حیاتش از او عیادت میکند! کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ دست پخت امریکا و انگلیس و عوامل داخلیشان به رهبری شاه و روحانیت به رهبری آیت الله کاشانی بود. امروزه قدرت از محمد رضا شاه به بال دیگر استبداد یعنی هم خطان آیت الله کاشانی منتقل شده است. یعنی شاگردان و پیروان آیت الله کاشانی آن روز که۳۹ سال است بر ملت مظلوم و آب و خاک ایران حکومت می کنند! تمام احزاب و سازمانهایی که در حکومت شاه ممنوع و زیرزمینی و با حکومت شاه مبارزه میکردند، امروزه در جمهوری اسلامی ممنوع و زیرزمینی و با جمهوری اسلامی مبارزه میکنند! جالب است رضا پهلوی ولیعهد محمدرضا شاه خیلی خودش را دموکرات نشان داده و منتظر است که قدرت مجددا به همان بال قدرت شاهی بر گردد و زمانیکه مثل پدربزرگ و پدرش قدرت را قبضه کرد استبداد شاهی را مجددا احیا کند! همینجا لازم است به آقای رضا پهلوی و طرفدارانش بگویم که دیگر دوران شاه بازی و شیخ بازی گذشته و ملت ایران به بلوغ فکری رسیده و فریب دیکتاتوری شاه و شیخ را نخواهد خورد و برای رسیدن به آزادی و دموکراسی بدون شاه و شیخ مبارزه میکند، تا دگر بار استبداد زایش نکند. آقای رضا پهلوی اگر میخواهد بصورت شهروند عادی در ایران آزاد زندگی و رفت و آمد داشته باشد بهتر است جنایات پدرش را محکوم و با خانواده های اعدامی و زندانی پدرش اظهار همدردی و پشتیبان احزاب و سازمان های زیر زمینی رژیم شاه و جمهوری اسلامی باشد، و به طرفدارانش بگوید که در شبکه های مجازی و غیر مجازی ادب را رعایت کنند. اینکه آقای رضا پهلوی بگوید از جامعه ی مدنی ایران حمایت میکند دروغی بیش نیست، چرا که در راس جامعه مدنی همان احزاب و سازمان های زیر زمینی قرار دارند که در حکومت پدر ایشان هم زیر زمینی بودند. از عجایب است که آقای عبد خدایی از موتلفه-اسلامی (فکر کنم سال ۱۳۳۰ تیر به پای دکتر فاطمی زد) دکتر فاطمی وزیر خارجه مصدق را ترور کرد، ایشان عبد خدایی هنوز زنده است و در تلویزیون جمهوری اسلامی از ترور شهید حسین فاطمی که در تب ۴۰ درجه توسط محمد رضا شاه اعدام شد دفاع و به آن افتخار میکند!! در همین مشهد خیابانی که بعد از انقلاب مردم به نام دکتر فاطمی گذاشتن بعد از کودتای ۳۰ خرداد ۶۰ بنام دکتر بهشتی و بیمارستانی که بنام مصدق کبیر بود را به نام بیمارستان قائم نام نهادند!! شورای شهر تهران هم که مصدق را در آن اندازه نمی بیند که خیابانی به نام او کند! زمانیکه دکتر فاطمی را به زندان می بردند گماشتگان شعبان بی مخ ها از قماش همین برادران حزب الله امروزی با چاقو به او حمله میکنند که خواهر دکتر فاطمی “سلطنت خانم” خودش را به وسط انداخته و تا اندازه ای نیش چاقو را از بدن برادر دور و به بدن خودش پذیرا میشود، و رادیو تلویزیون جمهوری اسلامی حتی حاضر نمیشود برای یک بار هم که شده با خانواده دکتر فاطمی در چنین موارد مهمی گفتگو کند!چرا چونکه استبداد شاه و شیخ دو روی یک سکه هستند. یا بهتر است بگوییم حکومت شاه و شیخ ، حکومت خواهران دوقلویی است که یک خواهر رنگ و لعاب مدرنیسم و غربی و خواهر دیگر رنگ و لعاب مذهبی و شرقی را دارد. “دولت موقت بازرگان یک دولت محلل بود”. ( در اسلام اگر مرد زنش را سه طلاقه کند باید آن زن به عقد مرد دیگری در آمده و سپس بعد از طلاق دادن آن مرد مجددا به عقد همسر اولش در بیاید.) بازرگان همچون اکثر احزاب و سازمان ها و گروه ها و روشنفکران فریب روحانیت را خورد و یکی از آن فریب خوردگان اینجانب میباشد که به جمهوری اسلامی رای اری داده است. آیا اگر بازرگان نیت آقای خمینی و روحانیت را خوانده بود که هدف نهایی آنها دیکتاتوری است با آنها همکاری و نخست وزیری را قبول و رفراندوم جمهوری اسلامی آری یا نه را برگزار می کرد؟ مسلما نه. آقای خمینی قبل از انقلاب وعده تشکیل مجلسس موسسان را داده بود چی شد که مثل تمام وعده هایی که داده بود زیرش زد؟در غیاب احزاب و سازمانهایی که بشدت در رژیم شاه سرکوب و یا اعدام شده بودند ( روحانیت از این سرکوبهای وحشیانه بدلایل مشخص ذکر شده در بالا جان سالم بدر برده بود) آقای خمینی به جای مجلس موسسان به فکر مجلس خبرگانی افتاد که روحانیت در آن اکثریت مطلق را داشته باشند و بتواند نظریه ولایت فقیه اش که حکومت مورد نظرش بود و به دیکتاتوری و فساد امروز افتاد را به عوام بقبولاند. آیت الله طالقانی به عنوان اعتراض همیشه در مجلس خبرگان بر روی زمین می نشست و میگفت میترسم این قانون اساسی از قانون اساسی ۷۰ سال پیش هم بدتر شود. هنوز که هنوز است بعد از ۳۸ سال مردم میگویند آیت الله طالقانی به مرگ طبیعی نمرده است. حالا با همین حکومت کودتا و دیکتاتوری و در غیاب آزادی احزاب و سازمان ها و گروه ها و نبود آزادی بیان حتی در حد اندک میشود زیر نظر سازمان ملل رفراندوم بر گزار کرد؟!!!یعنی مجموعه حکومت و دولت با همین وزارت کشور و نیروی انتظامی و اطلاعات و سپاه و اطلاعات سپاه و بسیج با نظارت سازمان ملل میشود رفراندوم برگزار نمود؟!! مسلما نه. پس چه باید کرد و در ادامه چه خواهد شد؟ با عمیق شدن مبارزات مردم اولا ملت رهبر و یا رهبرانش را پیدا خواهد کرد. (آنهاییکه داخل ایران هستند با آنهایی که خارج ایران هستند هیچ تفاوتی ندارند.) دوم با عمیق شدن مبارزات ملت دو راه در پیش روی حاکمان به وجود خواهد آمد یا قبل از فروپاشی،حاکمان تسلیم ملت خواهند شد در این صورت نمایندگان ملت به تمام معنی قدرت را در دست خواهند گرفت و نهادهای مضر و زاید و موازی را منحل و یا ادغام خواهند کرد و بعد از یک پروسه زمانی کوتاه ، انتخابات مجلس موسسان را بر گزار خواهند نمود و یا ۲۲ بهمن دیگری در راه است که با عمیق شدن مبارزات ملت نیروهای نظامی کشورشکاف برخواهند داشت و دسته ای از ملت و دسته دیگر از حاکمان پشتیبانی خواهند نمود و با زد وخورد بین این دو دسته ملت به کمک نظامی های طرفدارش خواهد شتافت و پیروزی را از آن خود خواهد نمود. در هر دو صورت بعد از تعطیلی نهادهای سرکوبگر و مضر توسط رهبر و یا رهبران شناخته شده انقلاب پیش رو، دولت موقت تشکیل و در زمانی بس کوتاه انتخابات مجلس موسسان برگزار که در آن صورت دولت موقت نیز به تایید یا عدم تایید مجلس موسسان خواهد رسید. این مجلس نوع حکومت جمهوری آینده کشور را به همراه قانون اساسی نوین کشور به رفراندوم عموم خواهد گذاشت. (جمهوری فدرال یا دموکراتیک و یا جمهوری تنها) فراموش نباید کرد که این حاکمیت (جمهوری اسلامی) در ایران بسیار ناهمگون و شکننده است که با مبارزات ملت بسرعت ریزش کرده و در نهایت از هم خواهد پاشید. سید هاشم خواستار نماینده ی معلمان آزاده ی ایران — 20 بهمن, 1396

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان