05252020دوشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
نگاهی به ظهور سیاسی دجال زمان که بر فرش خون بر اریکه قدرت تکیه زد و پروسه سقوط پرشتاب او از "ماه" به چاه، به دلیل ماهیت عقب مانده و مادون ارتجاعی اش و سرانجام پایان مشروعیت سیاسی و "معنوی" او، درک مسیری که این رژیم به ناگزیر تا به امروز طی کرده است را آسان میسا آنچه امروز از آن به عنوان بحران اتمی رژیم نام برده میشود، در واقع خود زائیده کلان بحران مطالبات آزادیخواهانه نسلی بالنده از یک سو و رژیم واپسگرایی است که به دلیل فقدان مشروعیت سیاسی و مردمی، لاجرم برای حفظ بقای خود به آن روی آورده است. رژیم آخوندی از همان ابتدای این روند راه گریز را درسرکوب خونین خواسته های بر حق مردم و ایجاد تنش و صدور بحران می دید. بنابراین میتوان دریافت، که چرا دجال وقت خمینی جلاد از جنگ و خون ریزی به عنوان تنفس گاه حاکمیت ضد مردمی اش سود میبرد و جنگ را "نعمت الهی" میدانست. تعمیق این بحرانها، اوجگیری مقاومت سراسری و سازمان یافته در ارتش آزادی بخش ملی ایران و ایزولاسیون بین المللی رژیم، آخوندهای حاکم را در تنگنای مرگباری قرار داده بود، که چاره ای جز باج خواهی و یاغیگری بین المللی در مقابل خود نمی دیدند و پروژه بمب سازی رژیم از این نقطه آغاز میگردد، تا شاید خلاء مشروعیت مردمی را با تکیه بر این ابزار جبران نماید.
یاران مقاومت،دوستان عزیز،35 روز از آن سحرگاه خونین که ٥٢ قهرمان مجاهد خلق، ٥٢ عا شق شرزه و زیباترین شقایقهای باغ مقاومت به خون غلطیدند، میگذرد. دژخیمان تا دندان مسلح کفتاران عمامه بسر حاکم بر میهن اسیرمان با دنائتی خمینی گونه به دژ تسخیر ناپذیر اشرف تهاجم میکنند ودر اوج شقاوت انسانهایی را قتل عام میکنند، که بدون کوچکترین مبالغه میتوان از آنها به عنوان مصادیق بارز فدای بی چشمداشت و تجسم عینی شرافت و پاکباختگی انسان نام برد.
اساسا منشاء پیدایش داستانهای اساطیری و اسطوره ها را باید درنوع زندگی انسانها در شرایط خاص تاریخی و اجتماعی جستجو کرد. تاریخ بسیاری از ملتها حکایت از نیاز آنها به حماسه های ملی دارد تا در پرتو ان دل قوی دارند و برهرآنچه مظهر تباهی و ظلم است فایق آیند.
شناخت علمی و متدولوژیک ازپدیده های اجتماعی و بکارگیری آن در پراتیک بدون شک بسان آیینه ای است که عنصر مسئول اجتماعی را به مسیر درست رهنمون میشود. آگاهی بدون شک ندای پذیرش مسئولیت را در جان و ضمیر انسان فریاد میکشد وتنها در پاسخ به این نداست که ادراک و شناخت تبدیل به وجدان میگردد. وجدانی که عشق وعا طفه را در انسان آگاه بارور کرده و نهایتآ منشاء دینامیزم او میگیرد وهمچون سوخت یک موتور که لازمه حرکت آن است، به دانش و آگاهی او فعلیت میبخشد.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان