03312020سه شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
رمان از آشویتس تا تهران، تکرار دو حادثهء مرگبار از نازیسم هیتلری تا فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران است. بیان دو فاجعه تاریخی جنایت علیه بشریت و نسل کشی در قالب رمان است. این رمان سفری است به گذشته­ای نه چندان دور و برگشتی است دوباره به زمان حال که خواننده را با خود و در میان گذشته و حال همراهی می­کند. با یک بررسی و نِگرش تاریخی به عمق دو فاجعه که در فاصله زمانی 50 ساله رخ داده است، تشابهات بسیاری در ارتکاب این جنایت هولناک بین هیتلر و خمینی دیده می­شود. هر دو سودای کشورگشائی داشتند گاهی در هر شبانه روز صد ها زندانی و اسیر بی­گناه را آنهم با وحشی­ترین متدهای کشتار، بعد از سال­­ها شکنجه­های طاقت فرسا و حبس نابود می­کردند. هر دو جنایتکار هیچ استثنایی بین بیمار و کودک و زن و مرد، پیر و جوان قائل نبودند. قربانیان هر دو جنايت، اکثرا در گورهای دسته جمعی بی نام و نشان دفن، یا در کوره­های آدم‌سوزی خاکستر می­شدند، تا هیچ اثری از این جنایت در تاریخ ثبت نشود حتي در ایران به دستور خامنه اي روی گورهای جمعی را آسفالت و یا ساختمان بنا کردند. در یک بخش رمان زبان حال يك ”سردار سپاه” را نقل مي كند که سالیان در جبهه­های جنگ ایران و عراق حاضر و د­هها نشان افتخار از دست خمینی گرفته و در اکثر صحنه­های جنایات نظام پلید آخوندی حاضر بود. او بعدها به کشورهای غربی پناهنده شده و در مصاحبه­ای از این جنایات پرده برداشته بود : «دوست داشتم فریاد بزنم: من از مرگ نمی­ ترسم ؛ من صدها جسد پاره پاره دیده­ام، من عفریته­ی مرگ را باره ها در کنارم یا در مقابلم تماشا کرده­ام، صدای مرگ را صدها بار کنار گوشم شنیده­ام. ولی هیچوقت از مرگ نترسیده بودم. آنجا جنگ بود. دو طرف روبروی هم قرار داشتند، یکی می­کشت دیگری کشته می­شد. هر دو مسلح بودند. آنها برای دفاع از آب و خاکشان می­جنگیدند..... ”... ولی اینجا، اینجا چه مکانی است که فقط یک طرف می­کشد!؟ بخود آمدم بخودم نهیب زدم و گفتم آروم باش! خونسرد باش! صبر داشته باش و ... . اینجا چیزی و یا واژه­ای به نام رحم، بخشش و انسانیت و ... وجود خارجی ندارد. اینجا جهنم است! .... » کشتار یهودیان توسط حکومت نازی در آلمان و کشتار بیش از سی هزار زندانی سیاسی و عقیدتی بدست فاشیسم مذهبی ایران، نقبی و نوری است دیگر بر زوایای تاریک و عمق فاجعه آن کشتار بیرحمانه. هر چند این دو واقعه در زبان آمار و ارقام قابل قیاس نیستند ولی به تصویر کشیدن جزئیات مربوط به کشتار زندانیان سال 67 در ایران، از زبان یک ”سردار سپاه” تکرار موازی بودن تاریخ «جنایت علیه بشریت بدست بشر» در هر دو نظام و همخوانی در سبعیت نظامی که، نژاد و دین خود را برترین و خون خود را پاکترین می­دانست، می­باشد. به قربانیان تا سرحد مرگ شکنجه و یا گرسنگی می دادند تا تبدیل به اسکلت شوند. جلادان خمینی با بیش از هفتاد نوع شکنجه ضد بشری قربانیان خود را بعد از سالها از بین می­بردند. برای هر اعدام بیرحمانه، حتی هزینه گلوله را از بازماندگان آنها دریافت می­کردند. به زنان حامله هم رحم نمی­کردند. و دختران جوان را قبل از اعدام بزور به عقد جلادان پاسدار در می آوردند. تا این جنایت، به زعم خودشان جنبه شرعی پیدا کند. خون زندانیان را قبل از اعدام می­کشیدند و به پاسداران مجروح جنگ ناعادلانه ایران و عراق تزریق می­کردند. در این رمان از یک تراژدی بی همتا در تاریخ ایران و آلمان یاد می­شود که هر خواننده با وجدان را در غم عمیق فرو می­برد. هر دو جنگ به پایان رسید. اما تبعاتش سراسر جهان يا منطقه را تحت­الشعاع قرار داد. نزدیک به چهار میلیون دست لباس زنانه و مردانه متعلق به قربانيان نازيها كه از ورودي كوره هاي آدم سوزي جمع آوري شده بود وارد ایران شد. بازارهای سراسر ایران دگرگون گردید و در بازارها فروشنده ها با ترازو و قپان لباسها را می­کشیدند و با قیمتی نازل می­فروختند. اکثر زنان و مردان ایرانی که مشتاق خریدن بودند نمی­دانستند که چه بر سر صاحبان این لباسها آمده است. هرچند رمان ”از آشويتس تا تهران” بپايان رسيده است ولي بخش ايراني داستان، قتل عام سي هزار زنداني سياسي همچنان تا تشكيل دادگاهي مشابه دادگاه نورنبرگ براي جنايتكاران قتل عام هولوكاست ادامه دارد ....
به‌راستی که روحانی شیاد با بندبازی و سیرکی که تا به امروز برای کسب صندلی غصب شده ریاست جمهوری فرمایشی تا معرفی کابینه به اصطلاح «اعتدالی» راه انداخته است. نمایشی تمام عیار از عمق رذالت و لودگی حیرت‌آوری است که فقط از عهده آخوندهای خمینی صفتی مثل او برمی‌آید. نگاهی به تاریخچه آخوندها به‌خوبی روشنگر این است که غصب قدرت و ادامه حکومت بهر قیمت و به بهای نابودی و انهدام تمام عیار حرث و نسل مردم ایران و مردم کشورهای منطقه از عراق تا سوریه و لبنان و یمن و فلسطین و افغانستان شیوه مسلط حکومت مطلقه ولی‌فقیه بوده و هست و خواهد بود. که دکترین آن صدور ارتجاع و تروریسم در خارج و سرکوب وحشیانه در داخل به‌عنوان اهرم‌های حفظ قدرت تا به امروز بوده است. خمینی شیاد به مثابه بنیانگذار رژیم با شم ضدانقلابی خود این شیوه را با آغاز جنگ ضد ملی و ویرانگر با عراق پی نهاد و بعد از مرگ او خامنه‌ای در هر مقطعی برای سرپوش گذاشتن بر روی بحران‌های داخلی و بین‌المللی و سرکوب مردم دولت‌های مختلفی را تحت عناوین قلابی به‌اصطلاح سازندگی رفسنجانی، اصلاحات خاتمی، مهرورزی احمدی‌نژاد، اعتدالی روحانی روی کار آورد. شوربختانه این عناوین قلابی بهانه‌ای در ۳۸ سال گذشته برای مماشات دولت‌های غربی با رژیم آخوندی بوده است. اما اکنون شرایط داخلی و بین‌المللی تغییر اساسی کرده است. به یمن مقاومت و پایداری تنها آلترناتیو دمکراتیک و رزمندگان جان بر کف و مقاومت‌های مردمی و افزایش سطح آگاهی علیرغم سرکوب بی‌رحمانه حربه‌های زنگ‌زده و افشاء شده سالیان گذشته کارایی خود را از دست داده‌اند. ولی از آنجا که رژیم بسته و مطلقه ولی‌فقیه قادر به تغییرات حتی بسیار جزئی در سیاست خود نیست، ناچار است که همان سیاست شکست خورده را دنبال کند. کما اینکه اخیراً خامنه‌ای صریحاً در برابر تریبون رسمی گفت که تغییر رفتار رژیم که غربی‌ها مطرح می‌کنند معنی‌اش جز تغییر رژیم نیست. اما روحانی شیاد بسا وقیح‌تر از آن است که به واقعیت‌های انکارناپذیر تحولات گردن بگذارد. به عکس بجای آن ضریب وقاحت و فرومایگی و شارلاتانیزم سیاسی را به اوج رسانده تا آنجا که حتی عناصر و عوامل نزدیک به او هم از اینکه او چندین چهره دارد و به مینیمم قواعد بازی های سیاسی حتی در درون باندهای رژیم ملتزم و وفادار نیست، انگشت حیرت به دهان گرفته‌اند. ترکیب کابینه و مانورهای او که در برابر دیدگان مردم ایران و جهانیان عرضه کرده آنقدر مشمئزکننده است که به‌خوبی نشان می‌دهد که شهوت کسب قدرت و غارت ثروت‌های مردم تا کجا چشمان این آخوند را کور و گوش‌های او را کر کرده است. با این مقدمه مروری هرچند مختصر به مواضع او در جریان نمایش انتخابات و وعده و وعیدهای او به‌خوبی ماهیت این شیخک را نمایان می‌کند. او به اصطلاح در یکی از داغ‌ترین کمپین های انتخاباتی در همدان خطاب به جمعیت و با اشاره‌ای غیر مستقیم به رئیسی جلاد گفت که مردم ایران به کسانیکه در ۳۸ سال گذشته فقط اعدام و زندان بلد بودند رأی نمی‌دهند. در میتینگ‌های مختلف در شهرهای زنجان و ارومیه و ... دم از حقوق شهروندی و حقوق زنان می‌زد و قول می‌داد که زنان را در کابینه سهیم خواهد کرد.از رفع حصر موسوی و کروبی صحبت می‌کرد. سوار بر موج نارضایتی مردم از ولی‌فقیه و ارگان‌های مورد حمایت او از قبیل سپاه پاسداران و قوه قضاییه رژیم تحت امر خامنه‌ای آنها را به‌طور بی‌سابقه زیر ضرب می‌برد. صراحتاً می‌گفت که قوه قضاییه حق دستگیری افراد را بدون احراز قطعی جرم ندارد. از سپاه پاسداران به‌عنوان دولت تفنگدار یاد می‌کرد که مانع سرمایه‌گذاری خارجی و رشد و توسعه اقتصاد کشور است. آنها را مانع اجرای برجام و عامل بهم زدن آن می‌دانست. دم از سهیم کردن و احقاق حقوق هموطنان سایر ملیت‌ها و اهل سنت می‌زد. و ده‌ها و صدها مورد از این وعده‌های دروغین که اگر کسی واقعاً به پیشینه این شیخ دغلکار آگاهی نداشت، فکر می‌کرد که گویا قرار است او وضع موجود را زیر و رو کرده و کابینه ای دمکرات! و شایسته و مردم پسند در درون افعی ولایت برپا کند. اکنون او با رونمایی از کابینه ای خود در برابر مردم ایران و جهان به همه نشان داد که با چه شیادی روبرو هست. او تماماً دروغ گفته و از رو نمی‌رود. با رونمایی و معرفی کابینه که تا آخرین لحظه سعی در پنهان کردن آن داشت، آه و ناله و اعتراضات اصلاح‌طلبان قلابی رژیم که با رأی و حمایت آنها توانست به رئیسی جلاد غلبه کند را، در آورده است. عسگراولادی علیرغم انکار روحانی لو داد که تمام اعضا کابینه قبل از مجلس قلابی با مشورت خامنه‌ای چیده شده است. و او قبل از همه تائید و رضایت خامنه‌ای را در نظر گرفته است. شورای ملی مقاومت ایران در اطلاعیه افشاگرانه اخیر خود به درستی تصریح کرد که اکثریت قریب به اتفاق کابینه روحانی دارایی سوابق اطلاعاتی و امنیتی هستند که در سرکوب مردم در سالیان گذشته دست داشته‌اند. مجلس وحوش در نشست معرفی این وزیران بارها متشنج و به درگیری لفظی شدید میان باندهای متخاصم رژیم کشیده شد. به‌عنوان مثال پزشکیان به‌عنوان نائب رئیس مجلس گفت که این دولت برنامه‌ای کاری ارائه نمی‌دهد و توان پاسخگویی به مشکلات عدیده مردم را ندارد. پورمختار نماینده دیگر مجلس رژیم در مورد آذری جهرمی به عنوان وزیر ارتباطات گفت که او با توجه به سوابق خود وزارت ارتباطات را تبدیل به وزارت اطلاعات دیگری خواهد کرد. روزنامه باندهای مختلف رژیم ده‌ها مقاله در مورد سابقه این به اصطلاح وزیر جوان و کارآمد! نوشتند که او داروهای روانگردان برای اعتراف گیری زندانیان سیاسی از بیرون وارد میکرده است. او مسئول شنود در وزارت اطلاعات بوده و وسایل شنود و کنترل برای وزارت اطلاعات از خارج تهیه میکرده است. یک آخوند دیگر عضو مجلس گفت که روحانی می‌گوید برای معرفی افراد کابینه مستقل عمل کرده و از طرف هیچ کس (منظور ولی‌فقیه است) تحت فشار نبوده اما درست پس از بیست دقیقه از نطق خود می‌گوید که می‌خواستم سه وزیر زن در کابینه وارد کنم اما نشد. وی روحانی را به تناقض‌گویی آشکار و ایجاد سردرگمی متهم کرد. روحانی در یک تناقض فاحش در اثر فشار افکار عمومی و اوج‌گیری جنبش دادخواهی در میان جوانان و اقشار مختلف مردم و اعتراضات زندانیان سیاسی مقاوم پورمحمدی را از وزارت دادگستری حذف کرد تا رد گم کند ولی بلافاصله در تعریف او و تمجید او وی را دوست صمیمی و خدمتگذار و خادم مردم و مدافع حقوق بشر مردم! و عدالت! معرفی می‌کند. بلافاصله بجای او معاون وی علیرضا آوایی را که جزء هیئت مرگ در قتل‌عام ۱۳۶۷ در خوزستان بوده به عنوان وزیر جدید دادگستری معرفی می‌کند. به همین سیاق یک بسیجی خلص را که سه بار از طرف خامنه‌ای ترفیع درجه گرفته و به مقام سرتیپی در ارتش گماشته شده، به عنوان وزیر دفاع انتخاب کرد تا با عوام فریبی وانمود کند که با سپاه پاسداران زاویه دارد و اولین بار است که وزیر دفاع را از ارتش انتخاب کرده است. این در حالی است که بارها افزایش بودجه سپاه حتی تا سه برابر دولت احمدی‌نژاد را جزء افتخارات خود می‌داند. اینها فقط مشتی از خروار حرکات سرتاپا متناقض و مزورانه روحانی بوده که هر روز در رسانه‌های صوتی و تصویری رژیم موضوع درگیری باندهای متخاصم مافیایی رژیم آخوندی است. خلاصه کلام اینکه کابینه شتر گاو پلنگی که نه رضایت دار و دسته اصلاح‌طلبان قلابی و حامیان و نه باندهای متضاد خامنه‌ای را در بر دارد. علیرغم اینکه اکثریت مطلق آن با تائید خامنه‌ای بوده است.کابینه ای معیوب و غیر منسجم و غیر کارآمد و فاسدی که جز تشدید تضاد از بالای رژیم به کل بدنه‌ای نظام و فلج شدن کامل آن چشم‌اندازی در پیش رو ندارد. این کابینه طوری چیده شده که حتی علیرغم تصورات روحانی از جاذبه‌ای کمتری برای اروپاییانی که مایل به ادامه مماشات هستند، ندارد. مخصوصاً اینکه روحانی تمام سیاست و توش و توان خود را برای ادامه برجام بی‌فرجام گذاشته است. با گسترده شدن حلقه تحریم‌های جدید آمریکا و اوج گرفتن جنبش دادخواهی و پیشرفت مقاومت در صحنه داخلی و بین‌المللی هیچ چشم‌اندازی برای برون رفت از بحران‌های بیشمار و بی سابقه ای که رژیم آخوندی را در محاصره‌ای کامل قرار داده است، دیده نمی‌شود. اعتراضات مردمی از مال‌باختگان گرفته تا بازنشستگان و معلمان و کارگران و دانشجویان و تمامی اقشار مردم ایران توأم با فساد فراگیر در تمامی ارگانهای هیئت حاکمه آخوندی و ادامه غارت و چپاول و حیف و میل ثروت‌های مردم برای نگهداری بشار اسد جنایتکار در سوریه و تأمین مالی شبه نظامیان حوثی در یمن و حشد الشعبی در عراق و حزب الشیطان لبنان به بهای فقر شدید بالای ۹۶ درصد مردم (بنا بر اعترافات پاسدار قالیباف در نمایش انتخابات) جامعه ایران را به نقطه انفجاری و بحران رسانده است. نه شخص خامنه‌ای و نه مانورهای پوشالی روحانی شیاد قادر به نجات این رژیم نبوده و نخواهد بود. این رژیم سراپا فاسد جز سقوط محتوم در آینده‌ای نه‌چندان دور راه دیگری ندارد.
پس از گذشت ۳۸ سال از حاکمیت جهل و جنایت و تبهکاری های بی حد و مرز آخوندی بدلیل پوسیدگی مفرط ایدئولوژیکی و تاریخی از یک طرف و جنگ وجدال حاد نمایش انتخابات از طرف دیگر، امروزه مردم ایران و وجدان های بیدار جهانی آشکارتر از همیشه شاهد فوران تعفن و گنداب مشمئز کننده عملکرد باندهای مافیایی آخوندی هستند. مناظره های نمایش انتخابات علیرغم این که از طرف ولی فقیه و ارگان های سرکوبگر مرتبا به آنها اخطار می دادند که کاندیداها نباید از خط قرمزهای نظام ! عبور کنند ، تبدیل به یک رسوایی بی سابقه در انظار مردم ایران وجهانیان شد . و عریان تر از همیشه فساد وغارت و جنایت و فریب را از زبان خود سردمداران اصلی رژیم به نمایش گذاشت که نتیجه آن پوسیدگی این نظام رو به سقوط را نمایان کرد . بدون اغراق و بنا به اعترافات متعدد سران رژیم در جنگ باندی ، نقش مقاومت ایران به عنوان اصلی ترین عامل درونی در کشاندن پای رژیم به وضعیت وخیم کنونی به هیچ وجه قابل انکار نیست واثر تعیین کننده داشته است که این موضوع شرح وتفصیل جداگانه می طلبد فقط کافی است جهت یادآوری به سابقه دو زهرخوران آخوندی در جنگ ۸ساله وزهر خوران اتمی اخیر به عنوان شکست های استراتژی مهم رژیم یاد کنیم که هردو را پایداری و افشا گری مقاومت به شکست کشاند. امروزه ولی فقیه ارتجاع و تمامی دارو دسته های مافیائی آخوندی- پاسداری نظاره گر برباد رفتن تمامی سرمایه گذاری های کلان برای سرپا نگهداشتن خفقان و سرکوب و ادامه سلطه پایدار خود هستند که برای آن مردم و مقاومت ایران بهای سنگینی پرداخته اند . بدین جهت یادآوری شمه ای از سرمایه گذاری های کلان جهت حفظ بقای رژیم هرچند تکراری به نظر می رسد به درک وضعیت فعلی به عموم یاری می رساند . یکم – سرمایه گذاری روی ۸ سال جنگ ضد میهنی با عراق با بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار خسارت و بیش از ۳ میلیون کشته و مجروح  وآواره جنگی فقط از طرف ایران برای سرپوش گذاشتن به هر نوع آزادی خواهی و عدالت طلبی مردم و پیشتازان آنها که بنا به اعترافات صریح سران به درک واصل شده (مثل اردبیلی ورفسنجانی و ----) وهمچنین موضع گیری های آقای منتظری کاملا قابل اجتناب و پیشگیری بود . جمله معروف خمینی که نعره می کشید جنگ تا رفع فتنه در عالم –جنگ نعمت است را همگان به یاد دارند. دوم- سرکوب وحشیانه تمامی جنبش های سیاسی و اجتماعی و قومی و در رأس آنها سازمان انقلابی بویژه سرکوب خونین تظاهرات نیم میلیونی مردم در تهران و در مراکز شهرهای بزرگ در سال ۶۰ وکشتارها وشکنجه های وحشیانه بعداز آن وقتل عام۳۰،۰۰۰ زندانی بیگناه که بیلان آن در ۴دهه گذشته به پیش از۱۲۰،۰۰۰ اعدامی رسیده است . سوم- در کنار اعدام ها بی وقفه ، انباشتن مستمر زندان ها از قشرهای مختلف مردم و دارای مذاهب و عقاید مختلف و فعالین حقوق بشر بویژه سرکوب ضد بشری زنان و فعالین فرهنگی –کارگری – دانشجویی و--------- چهارم- ارتکاب بیش از ۴۵۰ ترور شخصیت های سیاسی در خارج کشور از مخالفان رژیم و قتل های معروف زنجیره ای از نویسندگان و روشنگران آنهم باصطلاح در دوره اصلاحات و گفتمان های خاتمی...... پنجم – سرمایه گذاری صدها میلیارد دلاری از دارایی به غارت رفته مردم ایران بر پروژه بمب سازی اتمی و صدور ارتجاع و تروریزم و فرقه گرایی در کشورهای مسلمان منطقه جهت تضمین بقای عمر رژیم به بهانه عمق استراتژیک حفظ نظام . ششم ـ بستن دهان ها و شکستن قلم ها و اعمال وحشیانه ترین سانسور قرن با شیوه های مافوق قرون وسطایی از طریق فیلتر سایت ها – پارازیت اندازی سرطان زا – شکستن ماهواره ها و ممنوعیت انتشارات آگاهی بخش ، بطوری که ایران زندان خبرنگاران و روزنامه نگاران درکل جهان ، مقام اول را از طرف سازمان حقوق بشری دریافت کرده است و رکورد دار اعدام نیز  نسبت به جمعیت آن می باشد هفتم ـ گسترش مداوم و روز افزون سازمان های سرکوب که دهها تشکیلات عریض و طویل را در بر گرفته که در رأس آنها سپاه پاسداران و وزارت بدنام اطلاعات و نیروی تروریستی قدس ، با تصرف بودجه های میلیاردی که بنا به اعتراف سران رژیم بیش از۶۰٪ منابع اقتصادی و قدرت سیاسی را در قبضه خود دارند که مأموریت اصلی آنها در داخل، سرکوب هر نوع آزادی خواهی و در منطقه و خارج ،گسترش سلطه ولی فقیه و فقط برای دوام و بقاء رژیم و انبوه مواردی دیگر، که آخوندها برای اعمال سلطه از هیچ وطن فروشی و دنائت و رذالت فروگذار نکرده اند که برجسته ترین آنها صرف میلیاردها دلار از دارایی مردم ایران و ذخایر انسانی برای از بین بردن بزرگترین مقاومت سازمان یافته مجاهدین و شورا که یک نمونه آن یک فقره معاملات ۸ میلیاردی با دولت فرانسه در مقابل شبه کودتای ۱۷ ژوئن و دستگیری خانم رجوی و ۱۵۰ نفر از یاران آنها که منجر به اعتراض و جنبش گسترده همگانی گردید که خسارت سیاسی و انسانی آن، زخمی بزرگ بر پیکره مقاومت ایران بود و یک معامله ننگین در تاریخ کشوری مثل فرانسه بود . وهمزمان با بمباران وحشیانه اشرف و کشتارهای بعد از آن و حملات موشکی به لیبرتی با صدها شهید و هزاران مجروح در زد و بند استعماری و قدرت های غربی و بردن مقاومت مشروع به لیست ظاله سیاه تروریستی که همه اینها در ادامه سرمایه گذاری های کلان واستراتژیک با صرف میلیاردها دلار از دارایی های محروم مردم ایران و خسارت بارترین آن عبارت بود از طولانی شدن عمر یک رژیم پوسیده و فاشیستی و عواقب ناگوار موجودیت این رژیم در منطقه ، همه این ها و بیشماران توطئه و جنایت و جنایت ،فقط وفقط برای این بوده است تا آخوندها و عمله و اکره آنها سوار بر ماشین دجالیت و شقاوت و شیادی، با دست باز تحت عنوان متولیان بلا منازع دین و مذهب اعتقادات ایرانی، نسل اندر نسل و سده ها به حکومت منحوس خود بی هیچ مانعی ادامه دهند وهیچ گاه پرده از ماهیت ننگین آنها کنار زده نشود تا آنها بتوانند به سلطه پایدار خود ادامه دهند . و اما امروز به یمن پایداری حماسی و تاریخ ساز مردم و مقاومت آنها صحنه سیاسی داخلی و خارجی و منطقه ای بطور کلی و به زیان رژیم دچار تحول اساسی و بنیادین شده است . امروز با این مردم به جان آمده از ستم و فقر و فلاکت و مقاومت آنها و مخالفین نظام نیستند که طی سالیان با پرداخت سنگین ترین هزینه ها به افشاء جنایت ها وعملکردهای خانمانسوز و ویرانگر این حاکمان می پرداختند بلکه این خود سران درجه اول رژیم هستند که در مخمصه انتخابات قلابی گیر افتاده و در سایه جنگ باندی، در وانفسای عمر رژیم به رسواترین شکل جنایات و چپاول ها و دزدی ها و دروغ های سالیان را در مقابل انظار مردم و جهانیان بر ملا می کنند. به طوری که مهار اوضاع از دست ولی فقیه طلسم شکسته خارج شده است حتی مجموعه دلواپسان آنها، از آژیر خطر کشیدن امامان باصطلاح جمعه و مراجع وابسته به ولی فقیه دردی را از درمان های ناعلاج رژیم درمان نمی کند. تهدیدهای سپاه جهل و جنایت هم دیگر کارایی قبلی را از دست داده است . کافی است فقط اندکی از فراوانی، افشاء گری های بی سابقه ای که در ۳ دوره از مناظره نمایش انتخاباتی را مرور کنیم تا به عمق پوسیدگی نظام ولی فقیه و شکست همه جانبه آنها پی برده شود . وقتی که روحانی شیاد در جلوی دوربین های رسمی رژیم کارنامه رئیسی جلاد را که کاندیدای اصلی ولی فقیه است به فضاحت بارترین صورت ممکن در ۳۸ سال گذشته فقط اعدام و زندان اعلام می کند و صراحتا و بصورت تحقیر آمیز به او می گوید که هیچ نوع سابقه مدیریتی و شناخت از امور ندارد جز اینست که زیر آب کل نظام و در درجه اول زیر آب ولی فقیه خودش را می زند . و وقتی رئیسی جلاد خطاب به روحانی او را غارتگر ۸ هزار میلیارد ذخیره صندوق فرهنگیان و به دروغ گویی در تمامی زمینه ها متهم می کند . آیا جز این که کل این حاکمیت منحوس و شخص دوم آن زیر سؤال می رود. درست است که صراحتا از اسم بردن ولی فقیه بنا بر مصلحت  کل نظام و ترس از قیام مردم یاد نمی شود ولی هر بچه محصل ابتدایی هم می داند  که مسئول تمامی این جنایات در درجه اول خود  ولی فقیه است و بس . یا به عنوان مثال دیگر . موقعی که پاسدار قالیباف به صراحت می گوید که فقط ٪۴ مردم، از وضع فعلی راضی هستند و ٪۹۶ مردم، دچار فقر و فلاکت و منزجر از رژیم هستند آیا به قول معروف جای آبادی برای رژیم از زبان اصلی ترین سردمداران رژیم باقی می گذارد؟ این است، آن سرنوشت شومی که امروزها در انتظار نظام پوسیده آخوندی است، که تماما نامشروع و ضد مردمی از همان آغاز روی کار آمدن خمینی ملعون بوده و در مراحل تکاملی خود سیر سقوط و قهقرا را در منجلاب فساد و بحران ها طی کرده است . در خاتمه چند نتیجه گیری را در معرض اطلاع و قضاوت خوانندگان محترم به استحضار می رسانم 0-         بازنده  اصلی این نمایش تحمیلی، باندهای متخاصم رژیم و در رأس آنها متزلزل شدن خیمه عمود نظام و برنده واقعی آن، مردم و مقاومت ایران است. از نظر مردم ایران و به اعتراف باندهای مافیایی هر دو جناح رژیم، فاسد – جنایتکار – شیاد و نامشروع هستند 1-         تنش و مخاصمات باندی با ادبیات قهر آمیز و خشن و بی سابقه در نوع خود، با اعمال نفوذ ولی فقیه و ارگان های امنیتی ونظامی مهار شدنی نیست . و وروز بروز به زیان کل رژیم عمیق تر شده و از این پس امکان زندگی مسالمت آمیز را  به مخاطره جدی انداخته است. 2-         صحنه این نمایش فقط تبدیل به افشاءگری باندها علیه یکدیگر و کل هیئت حاکمه شد و هیچ برنامه و راه حل سیاسی نه تنها ارائه نشد بلکه نمایشی بود از ورشکستگی و افلاس و عدم کارایی این رژیم قرون وسطایی، که نتیجه بلا فصل آن ریزش هرچه بیشتر نیروهای سرکوبگر و مزدور رژیم است . 3-         اثبات شد که خط مشی مقاومت سازمان یافته، از ابتدای روی کار آمدن خمینی اصولی و مردمی و بر حق بوده و تنها راه حل همانا نه بر جلاد و نه به شیاد و رأی به سرنگونی است . هرکس و هر جریان تحت هر عنوان، مردم به جان آمده را به نفع این و یا آن جناح تشویق به شرکت در این انتخابات قلابی کند. از دید  مردم ایران خدمت به ولی فقیه و کل نظام است و در پیشگاه مردم ایران خائن، و همدستی در جنایت است . 4-         اعتراض و تنفر اقشار مختلف مردم ایران از جوانان تا کارگران و ----- در میتینگ های انتخاباتی روحانی علیرغم کنترل شدید امنیتی این میتینگ ها در شهرهای ارومیه – همدان –کرمانشاه – تهران و در محل قربانیان معدن، بخوبی عمق حالت انفجاری جامعه و آمادگی مردم را برای سرنگونی تمامیت این رژیم نشان داد و این گواهی آشکار به عمله و اکره و شرکای داخلی و خارجی رژیم است  که مردم ایران تسلیم آخوندها نشده اند بلکه به محض این که فرصتی برای بروز عقاید خود داشته باشند عزم خود را برای سرنگونی رژیم نشان می دهند . بخصوص که پیشتازان آنها قوی تر و متشکل تر از هر زمان در صحنه پیکار حضور دارند و مؤسسان چهارم و فعالیت های داخلی شعار رزمندگان، در ایام اخیرگواه آشکار آن است که بیخود نبود، که کاندیدای مطلوب ولی فقیه به صراحت به روحانی گفت که شما حرف های اپوزیسیون نشسته در پاریس را می زنید. و بارها شاهد سریال های تلویزیونی رژیم و ترس و وحشت آخوندها از مجاهدین و مقاومت در ایام اخیر بودیم . شرایط برای سرنگونی رژیم آخوندها روز بروز آماده تر می شود . بکوشیم تا با اتحاد و همبستگی تمامی قشرهای گوناگون ایران این رژیم سفاک را به زباله دان تاریخ بیندازیم .
با مروری مختصر به مواضع و سخنرانی شرکت‌کنندگان در کنفرانس سه روزه مونیخ به‌وضوح روشن می‌شود که دست آورد کلیت رژیم آخوندی از این همایش بین‌المللی جز انزوای بی‌سابقه و مطلق رژیم آخوندی در سطح جهانی و منطقه‌ای نبوده است. اجماع و اشتراک نظر بی‌سابقه منطقه‌ای و بین‌المللی علیه تجاوزگری‌ها و صدور ارتجاع و تروریسم و بی‌ثباتی در منطقه و جهان از زبان بازیگران اصلی و مهم به‌قدری آشکار و شدید بود که بی‌تردید در طی ۳۸ سال حاکمیت ننگین آخوندی بی‌سابقه است؛ که خود حاکی از آغاز یک نقطه عطف در مسیر شتابان دوران سرنگونی آخوندها است. بی‌جهت نیست که عمله و اکره گوناگون رژیم آخوندی از هر دو باند حسرت دوران مماشات را می‌خورند و اما به مصداق ضرب‌المثل معروف آن سبو شکست و آن پیمانه به ریخت. بی‌گمان اگر دست آوردها و رنج و شکنج ۳۸ سال مقاومت بی‌امان فرزندان رشید خلق و تلاش‌های حماسی رئیس‌جمهوری مقاومت خانم مریم رجوی در عرصه بین‌المللی آن‌هم با پشتوانه بیش از ۱۲۰۰۰۰ هزار جاودانه فروغ به‌دقت و منصفانه بررسی شود. آنگاه معلوم می‌شود که نقش عنصر داخلی و مردمی مقاومت چه قدر در آرایش سیاسی کنونی مؤثر بوده است؛ که خود البته شرح و تفصیل مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود. و اما در میان هیئت‌های گوناگون دیپلماتیک، هیئت آمریکایی با وزن سنگین سیاسی از شرکت معاون رئیس‌جمهور تا وزیران خارجه و دفاع و سناتورهای بانفوذی همچون لیندزی گراهام و جان مک‌کین نقش ویژه‌ای در دوران جدید پس از مماشات داشت. معاون رئیس‌جمهوری آمریکا در سخنرانی خود رژیم را بزرگترین حامی تروریسم دولتی در جهان معرفی کرد و با صراحت و قاطعیت اعلام داشت که آمریکا با تمام قوا مانع دستیابی رژیم به سلاح اتمی خواهد شد او در دیدار با عبادی نخست‌وزیر عراق به وی گوشزد کرد که آمریکا به رژیم ایران اجازه دخالت و بی‌ثبات کردن عراق را نخواهد داد وی همچنین در دیدار با نخست‌وزیر ترکیه از همکاری ترکیه با متحدان منطقه‌ای آن علیه تروریسم انگشت گذاشت. که در ادامه این موضع‌گیری‌های تندوتیز وزیر خارجه ترکیه با شدیدترین لحن رژیم آخوندی را مقصر فرقه‌گرایی و بی‌ثباتی در منطقه دانست. قبل از آن رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه با صراحت اعلام کرده بود که رژیم آخوندی در صدد بی‌ثبات کردن عربستان و بحرین است. این موضع‌گیری یک چرخش آشکار از طرف ترکیه در سیاست منطقه‌ای علیه رژیم آخوندهاست و باعث خشم و به‌هم‌ریختگی آن‌ها شد به طوریکه بهرام قاسمی سخنگوی وزارت خارجه رژیم سراسیمه و هراسان به نحو ابلهانه‌ای و با تاکتیک فرار به جلو مدعی شد که رژیم آخوندی بیشترین نقش! را در مقابله با تروریسم و بی‌ثباتی در منطقه دارد. شدت ضربه به‌قدری شدید بود که اخیراً وزارت خارجه آخوندی سفیر ترکیه در تهران را فراخواند تا مراتب اعتراض خود را به دولت ترکیه اعلام دارد بدیهی است که این عکس‌العمل‌ها جز تشدید تضاد بین ایران و ترکیه هیچ منفعتی برای رژیم ندارد. در ادامه جلسه لیندزی گراهام سناتور بانفوذ و پر سابقه در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های خود صحبت از اعمال تحریم‌های جدید و سخت علیه رژیم کرد و تصریح نمود که اکثر نمایندگان کنگره و سنا آماده تصویب این طرح‌ها هستند. پا به‌پای این حملات تند سیاسی مقام‌های نظامی طراز اول ترکیه و آمریکا در یک نشست مشترک طرح همکاری‌های نزدیک را در رابطه به جنگ با داعش و مقابله با بحران سوریه را به بحث گذاشتند که نشان آشکار از چرخش مواضع ترکیه از همکاری تنگاتنگ با روسیه و جایگزین کردن و اولویت دادن نقش اصلی به آمریکا است که این ابتکار به حاشیه راندن رژیم آخوندی منجر می‌شود. به همین سیاق وزیران خارجه عربستان و اسرائیل نیز در سخنرانی‌های این کنفرانس مواضع شدیدی برعلیه سیاست‌های آخوندها داشتند. عادل الجبیر صریح‌تر و قاطع‌تر از هر زمان رژیم ملایان را منشأ صدور تروریسم و بی‌ثباتی در منطقه دانست و هشدار داد که رژیم ایران بزرگترین حامی تروریسم دولتی است و در یمن و بحرین و عربستان دخالت مستقیم دارد و مروج فرقه‌گرایی است (نقل به مضمون). او تصریح کرد که هیچ‌گونه رابطه سیاسی در صورتیکه رژیم ایران کاملاً دخالت‌های خود را بالکل ترک نکند عملی نیست. مهمتر اینکه رئیس کنفرانس مونیخ در پایان این اجلاس با صدور اطلاعیه به اتحادیه اروپا فراخوان داد که باید سیاست فعالی در قبال بحران سوریه از طرف اتحادیه به‌عمل‌آمده و درخواست نمود که این اتحادیه در راه ایجاد یک منطقه امن با سایر کشورهای ذینفع کوشا باشد. تا راه‌حل درست برای جلوگیری از هجوم میلیون‌ها پناهنده و سوری به کشورهای دیگر به عمل آید که این موضع‌گیری درست برخلاف نیت شوم رژیم است. به‌طورکلی مجموعه این مواضع منجر شد که صحنه به‌شدت علیه رژیم بچرخد و احتمال می‌رود که با انتقال مذاکرات صلح به ژنو زمینه طرد کامل رژیم آخوندی از بحران سوریه تکمیل شود؛ که یک ضربه آشکار به‌اصطلاح عمق استراتژیک رژیم است. در هفته‌های اخیر در یک تحول دیگر در لبنان، سعد حریری نخست‌وزیر در مراسم سالروز ترور پدرش در جمع بزرگی از هواداران خود به صراحت اعلام کرد که داشتن سلاح در دست حزب‌الله! مشروعیت ندارد. از نکات جالب اینکه ظریف به‌عنوان وزیر خارجه رژیم کاملاً منزوی و حتی یک دیدار در سطح مقامات اثرگذار از وی دیده و شنیده نشد؛ و او فقط در یک کنفرانس در اوج استیصال و درماندگی مدعی شد که زبان تهدید علیه رژیم جواب مطلوب نیست و کمکی به صلح و ثبات نمی‌کند (نقل به مضمون) و چند بار تکرار کرد که رژیم به دنبال سلاح اتمی نیست. با توجه به‌مراتب فوق که فقط خلاصه‌ای از فضای کنفرانس بود. به‌وضوح شاهد انزوای کامل و شکست سیاست خارجی آن بودیم به‌طور یقین بازتاب این شکست در درون و بیرون رژیم در روزهای آینده بیشتر و بهتر نمایان می‌شود. آخوندها برای سرپوش گذاشتن بر این شکست مفتضحانه طبق معمول با راه انداختن مانورهای پوشالی نظامی سعی در روحیه دادن به مزدوران خوددارند که البته نتیجه‌ای جز افزایش تنش با جامعه بین‌المللی نخواهد داشت. در این میان مجموعه این شرایط تضادهای درون باندهای رژیم را گسترش می‌دهد و اصلی‌ترین سرمایه روحانی که همانا برجام باشد بیش‌ازپیش رنگ‌باخته و طبیعتاً در جنگ باندی با ولی‌فقیه در آستانه انتخابات به‌شدت ضربه خورده است؛ که نتیجه آن تضعیف کل نظام و به هم خوردن تعادل کل رژیم به نفع مردم و مقاومت ایران می‌شود.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان