09222020سه شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
جام زهر اتمی آن‌چنان در تاروپود رژیم آخوندی رسوخ کرده که هم چنان موضوع درجه اول جدال باندهای متخاصم رژیم است؛ و کلیت رژیم را در یک بحران عمیق شونده فرو برنده است که پایانی متصور نیست. باند روحانی و رفسنجانی که تمامی سرمایه‌گذاری سیاسی و داخلی خود را هم در تاکتیک و هم در استراتژی منوط به حل‌وفصل بحران اتمی کرده بود این روزها شاهد آینده تیره‌وتار برجامی است که قرار بود تحریم‌ها را به‌کلی لغو کند. راه سرمایه‌گذاری و مراودات سیاسی و اقتصادی با آمریکا و کشورهای اروپایی را باز کند. رژیم را از انزوای بین‌المللی و منطقه‌ای خارج کند - بحران خطرناک و رکود و تورم فلج‌کننده اقتصادی را حل کند- چرخ‌های اقتصادی را بچرخاند و از ورشکستگی و گرانی و بیکاری میلیونی جوان‌ها مقابله کند. تا برای رژیم متزلزل و بی آینده فرصت تجدیدقوا و لاجرم ثبات و ماندگاری به ارمغان بیاورد. روحانی به‌تبع این سیاست می‌خواست دامنه برجام را گسترش داده و با اجرای برجام های یک و دو سه - در صورت توفیق رفورم‌های حتی بسیار سطحی از قبیل نوشتن منشور حقوق شهروندی و آزادی جزئی مطبوعات و رسانه‌ها ازنظر سیاسی و فرهنگی و اجتماعی به داخل سیستم ولی‌فقیه وارد کند. تا از پوسیدگی و سقوط محتوم رژیم جلوگیری به عمل‌آورده و نهایتاً در تقابل با جناح خامنه‌ای دست بالا را در رژیم برای قدرت و چپاول داشته باشد امانگاهی هرچند مختصر به تحولات وقایع درون و بیرون رژیم حاکی از شکست اهداف وی دارد که نتیجه بلافصل آن تضعیف بیش‌ازحد کلیت رژیم نیز شده است اکنون‌که بیش از سه سال از عمر چهارساله ریاست جمهوری وی سپری‌شده هیچ معجزه‌ای که بتواند دست‌مایه سیاسی وی در جنگ قدرت با ولی‌فقیه برای برتری باشد امکان بروز ندارد. خامنه‌ای مدت‌هاست که طی سلسله روضه‌خوانی‌های پی‌درپی و با فواصل زمانی اندک با الفاظ تند و بی‌سابقه در عمر رژیم آخوندی برجام را که تمامی سرمایه رفسنجانی و روحانی است زیر ضرب گرفته و تمامی باندهای قدرت وابسته به وی اعم ا زسپاه و ائمه جمعه و سایر مزدوران سرکوبگر در رسانه‌ها و مطبوعات تهاجم بی‌وقفه و سنگینی را علیه وی و برجام به راه انداخته‌اند به‌طوری‌که روحانی و رفسنجانی مدت‌هاست که قادر به مقابله جویی مؤثر با آن نیستند و آش برجام آن‌قدر شور شده که وزیر خارجه و سایر دولت‌مردان و خود روحانی هم قطع امید می‌کنند و سخن از بدعهدی آمریکا و دول غربی می‌کنند –نمونه‌های ابراز یأس و ناامیدی بسیار زیاد است و فقط کافی است که به دو نمونه برجسته آن اشاره شود از آن جمله می‌توان به موضع‌گیری رییس بانک مرکزی رژیم در مقابل دوربین‌ها و مطبوعات آمریکایی اشاره کرد که جنجال بزرگی برانگیخت و به‌صراحت گفت که نتیجه برجام صفر است؛ و یک بهانه شاخص به دست باند خامنه‌ای داد که جملات خود را علیه وی گسترش و تعمیق دهند و یا اخیراً مرد شماره یک دیپلماسی و همه‌کاره روحانی صحبت از بدعهدی آمریکا می‌کند و تهدید می‌کند که در صورت ادامه این روش برجام به خطر خواهد افتاد (نقل به مضمون)و اما در ماهها و روزهای اخیر خامنه‌ای عمله و اکره او هیچ حدومرزی را در تیغ کشی علیه روحانی و رفسنجانی ملاحظه نمی‌کنند. خامنه‌ای مرتب تکرار می‌کند که آمریکا قابل‌اعتماد نیست و همچنان دشمن است و به‌تبع وی علم الهدی نماینده پرقدرت خامنه‌ای در خراسان مرتباً به روحانی حمله می‌کند و اظهار داشته که روحانی ساده‌لوح است و این عزت نیست که غربی‌ها به ایران بیایند و اینجا سرمایه‌گذاری کنند... آخوند دیگر بنام حمید روحانی با لحن بی‌سابقه‌ای می‌گوید که روحانی باید به جرم خیانت محاکمه شود. احمد خاتمی امام‌جمعه موقت و عضو خبرگان رهبری به‌طور صریح و آشکارتر از هر زمان می‌گوید که بعد از صحبت‌های خامنه‌ای هر کس به دنبال مذاکره با آمریکا باشد ضد ولایت‌فقیه است؛ و شریعتمداری در کیهان روزی نیست که با توهین‌آمیزترین عبارات باند روحانی و رفسنجانی را به باد حمله نگیرد ولی مرتباً تکرار می‌کند که هم چرخ سانتریفیوژها از کار افتاد و هم‌سفره مردم خالی ماند و هم چرخ کارخانه‌ها متوقف شد.در آمریکا هم که طرف اصلی دعوای اتمی است دامنه مخالفت‌ها با برجام روزبه‌روز اوج بیشتری می‌گیرد؛ و مرتبا و پیگیرانه سیاستمداران و مطبوعات و اکثریت کنگره و سنا شخص اوباما را به خاطر مماشات بیش‌ازحد و امتیازهای بسیار غلط و نامشروع به رژیم زیر ضرب قرار می‌دهند. در روزهای اخیر افشای پرداخت چهارصد میلیون دلار پول نقد با هواپیما به‌عنوان باج در مقابل رژیم در ازای آزادی زندانیان اوباما را زیر ضرب انتقادهای گزنده قرارداده‌اند و مهم‌تر از آن افشای سند محرمانه قرارداد اتمی با رژیم که دولت اوباما با تمام قوا در مخفی نگهداشتن آن مصر بود عرصه را برطرفداران مماشات و قرارداد برجام تنگ‌تر کرده است. شواهد و قرائن سیاسی آشکارا حکایت از آن دارد که بعد از اتمام دوره ریاست جمهوری اوباما هیچ‌یک از کاندیداها حاضر نیستند به برجام امتیاز بدهند و جمهوری خواهان حتی صحبت از بطلان قرارداد می‌کنند بانک‌های بزرگ کماکان در اروپا و آمریکا از قراردادهای بانکی با رژیم و سرمایه‌گذاری در ایران امتناع می‌کنند. در جبهه اروپایی افشاگری اخیر و مهم دولت آلمان در مورد خریدهای اتمی بعد از قرارداد برجام و موضع‌گیری شخص صدراعظم ضربه شدید دیگری در اروپا به قرارداد برجام زده است. پا به‌پای خالی کردن پای برجام در داخل و خارج افزایش اعدام‌های جمعی وحشیانه مداوم و تشدید سرکوب در داخل و تلاش‌های تروریستی و صدور ارتجاع رژیم در سوریه و لبنان و یمن و عراق و بحرین اوضاع منطقه‌ای به‌شدت به زیان رژیم پیش می‌رود و ادعای دروغین روحانی مبنی بر اعتدال تبدیل به مضحکه عام و خاص شده است. باند روحانی و رفسنجانی در برابر حملات بی‌سابقه جناح ولی‌فقیه آچمز شده و روحانی علیرغم وعده و عید خود در مقابله جویی با حملات باند خامنه‌ای بسیار حقیر و ضعیف در تلویزیون رژیم ظاهر شد و نتوانست هیچ پاتکی را علیه باند رقیب به اجرا درآورد.سیل تهاجمات روزبه‌روز اوج بیشتری می‌گیرد و ارگان‌های رنگارنگ ولی‌فقیه از قبیل شورای نگهبان –نیروی تروریستی قدس و سپاه پاسداران و ائمه جمعه به زبان‌های مختلف صریح می‌گویند که نخواهند گذاشت روحانی برای دوره دوم رئیس‌جمهور شود و بی دلیل نیست که فرد ورشکسته و آبرو باخته مثل پاسدار احمدی‌نژاد درصدد کاندید شدن ریاست جمهوری آینده است با توجه به مطالب بالا به‌وضوح روشن است که تمامی باندهای رژیم در باتلاق بحران‌های منطقه‌ای ازجمله سوریه و بحران خارجی گرفتار آمده و هیچ راه برون‌رفتی برای خروج از آن برای رژیم مفلوک متصور نیست. راه‌حل همانا سرنگونی این رژیم در تمامیت آن است. اعتراضات و نارضایتی روزافزون مردم از بحران گرانی و بیکاری و سرکوب روزبه‌روز بیشتر می‌شود؛ و نشان از سیل بنیان‌کنی دارد که از راه خواهد رسید.
سی و هشت سال حاکمیت سیاه رژیم نشان داد که عملکرد آنها فقط نابودی وانهدام حرث و نسل و زیر ساخت های اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی بوده و هست. حاکمیت آخوندی به دلیل ساختار قرون وسطایی و ضد تاریخی خود از نخستین روزهای سلطه خود نشان داد که نه می خواهد و نه می تواند پاسخگوی خواسته ها و مطالبات بر حق انقلاب ضد سلطنتی مردم باشد. سی و هشت سال حاکمیت سیاه آنها نشان داد که عملکرد آنها فقط نابودی وانهدام حرث و نسل و زیر ساخت های اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی بوده و هست. و این تباهی را از طریق صدور ارتجاع و تروریسم و فرقه گرایی جهت حفظ حاکمیت در تهران از عراق تا سوریه و یمن و فلسطین و لبنان و افغانستان گسترش داده اند . دلیل دوام این حکومت تا به امروز نیز جز سرکوب وحشیانه و صدورارتجاع در منطقه وچشم پوشی مماشات قدرت های غربی خصوصا آمریکا بر جنایات رژیم نبوده است. اما اکنون پس از این همه تبهکاري و جنایات و خيانت بی سابقه در حق مردم ایران و منطقه ظرفیت ها ی این رژیم و ذخائر استراتژیک بقا آن به انتها رسیده و تمامی شواهد و قرائن نشان از فاز پایانی این رژیم خونخوار دارد .برای ولی فقیه و کلیت رژیم که در محاصره انبوه بحران های لا ینحل داخلی و خارجی قرار دارد هیچ راه برون رفتی در چشم انداز آتی قابل تصور نیست . در یک نگاه اجمالی امروزه حاکمیت آخوندی با چهار چالش عمده و جدی روبرو و سمت که به تربیت اولویت عبارت از یکم: بحران عمیق شونده اقتصادی دوم:‌بحران بین المللی و منطقه ای سوم: بحران و شکاف عمیق شونده در رأس و بدنه نظام چهارم:‌ بحران محیط زیست و بی آبی که البته شرح کامل و مفصل هر یک ا زاین بحران ها مستلزم نوشتارها و مقالات طولانی است که خود مثنوی هفتاد من كاغذ می شود ولی د راین نوشتار سعی می شود که فقط به رئوس و محورهای برجسته اشاره شود.یکم:‌بحران عمیق شونده اقتصادیبه طور خلاصه وضعیت اقتصادی رژیم پس از اعمال تحریمم های ناشی از افشاٌ برنامه اتمی و بدنبال آن کاهش بیش از حد قیمت نفت به وخامت گرایید – بقسمي که تبعات ناشی از آن به افزایش جمعیت بیکاران مخصوصا قشر جوان – تورم و رکود بی سابقه و گرانی طاقت فرسای و تعطیلی باقیمانده کارخانه ها و مراکز تولید فرسوده و اخراج میلیونی کارگران و زحمتکشان منجر شد که اکنون به نقطه ای رسیده که موضوع درجه اول جدال باندهای رژیم و تبدیل به بحران امنیتی درجه یک شده است و باند روحانی و رفسنجانی تمامی توان و کوشش خود را برای رفع این خطر عاجل در زهر خوران اتمی و اتصال به اقتصاد و سرمایه داری آمریکا وارد یا جستجو می کنند که کاملا دودر روی باند ولی فقیه است که اصرار بر تسلط سپاه و ادامه روش های قبلی دارد .هر دوجناح رژیم بشدت از قیام گرسنگان و بیکاران وحشت دارند ولی نیروی همدیگر را خنثی می کنند و روز به روز بر خطر قیام و طوفان خشم مردم و اعتراضات افزوده می شود. در کنار این ها فساد بی سابقه و بی حدو مرز سران رژیم وفاصله طبقاتی هولناک بین سردمداران رژیم و جامعه فقر زده ایران بر عمق نارضایتی و بحران می افزاید سیر تحولات نشان می دهد که باندهای متخاصم قادر به کمترین تغییر در این وضعیت کاملا فلج اقتصادی ندارند و و هر آن ممکن است که طوفان و سیل بنیان کن قیام همگانی دودمان آخوندها را از جا برکند بانک ها ورشکسته اند و به دلیل فسادو پولشویی بانک ها ی بین المللی و بزرگ بخاطر صدور تروریسم و نقض حقوق بشر و ماجراجویی موشکی همچنان داوطلب برقراری ارتباط و مراودات مالی با بانک های رژیم میشدند .ودرست بر خلاف تبلیغات روحانی مکار هیچ گرهی پس از برجام از نظر اقتصادی گشوده نشده و به همین دلیل است که هر دو باند متخاصم رژیم اعتراف می کند که از برجام جز خسارت و خفت چیز دیگری وصل نشده وحاصل آن جز تشدید تخاصمات باندی نیست.دوم: بحران منظقه ای و بین المللیپس از حمله وحشیانه به سفارت عربستان بدنبال تحولات یمن و بی عملی دولت آمریکا در جلوگیری از این تاخت و تاز عربستان سعودی که خطر را در نزدیگی مرزهای خود می دید دست به کار شد و ائتلافی بزرگ از کشورهای رژیم د رکشورهای مسلمان افزود . هسته های تروریستی رژیم در کویت و بحرین و عربستان و ... پی در پی ضربه خورده و کشتار مردم سوریه به دست پاسداران رژیم تنفر کشورهای مسلمان را برانگیخته است حزب الشیطان لبنان که بیش از دو دهه به عنوان بازوی صدور ارتجاع د رکشورهای مسلمان منطقه بدروغ به عنوان نیروی جنگنده برای خلق فلسطین مطرح شده بود به علت شرکت در کشتار مردم سوریه کاملا منزوی و از طرف کشورهای مسلمان منطقه یک گروه تروریستی شناخته شد و تمام حساب های بانکی آن در جهان و آمریکا و کشورهای منطقه بسته شد. رژیم آخوندها که از کشورهای مسلمان و امکانات آنها برای پولشویی و دور زدن تحریم ها استفاده می کرد از این زاویه شکست سختی خورده است. باند روحانی و رفسنجانی که نیاز مبرم رژیم برای آرامش و بهبود روابط مخصوصا با عربستان را به جد برای رفع وضعیت بحرانی لازم می دانند با مخالفت ولی فقیه و سپاه پاسداران مواجهند و این خود یک عامل تضاد بین باندهای متخاصم شده است به گواهی مواضع باندهای رژیم جام زهر اتمی و ادامه آن در درون رژیم هم به بن بست کشانده شده و تحریم های ناشی از تروریسم وحقوق بشر و موشکی نیز تمامی آرزوهای باند روحانی رفسنجانی را برای وصل کامل به آمریکا و اروپا بر باد داده و چشم انداز گشایش کاملا تیره و و تار است رژیم آخوندی در باتلاق سوریه گرفتار آمده و قادر به خروج از آن نیست به تلفات و شکست های پاسداران رژیم روز بروز افزوده می شود و رفسنجانی در یک موضع گیری آشکار گفت که کشورهای همسایه با ما به مخالفت برخاسته اند و تصریح کرد که در کشور سوریه وعراق به بن بست رسیدند و برای خروج از این وضعیت باید چاره ای کرد که البته این موضع گیری ها درست بر خلاف خط ولی فقیه است و خود یک عامل جنگ قدرت بین جناح ها شده است.سوم: تضادهای غیر قابل مهار درون رژیمجام زهر اتمی وشکست ولی فقیه در پی روی آمدن روحانی به عنوان رئیس جمهور تحمیلی به خامنه ای بخاطر ترس از قیام. و نتایج انتخابات قلابی رژیم در هفت اسفند و فروریختن اتوریته خامنه ایا حتما در حوزه های علمیه جهل و جنون و قرار گرفتن خامنه ای در رأس یک باند ولی فقیه رژیم روزمره بر عمق بحران و تضادهای درون رژیم می افزاید تقابل آشکار رفسنجانی روحانی و ولی فقیه با استفاده از تندترین و خشن ترین کلمات که در نوع خود در مقایسه با حذف و تصفیه بازرگان و بنی صدر و منتظری و خاتمی بسیار شدیدتر است خطر بزرگی را برای کلیت رژیم به ارمغان آورده و امکان زندگی مسالمت آمیز را از باند های رژیم سلب کرده است و تمام انرژی دستجات رژیم به جای حل موضوعات عدیده صرف جنگ و تبلیغ علیه یکدیگر می شود و او ضاع سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کاملا فلج است. اگر خامنه ای در فکر حذف و تصفیه باشد منجر به تلاش کلی نظام می گردد و اگر اوضاع به همین منوال و پیش برود. رویارویی جناح ها هیچ انرژی برای حل بحران ها باقی نخواهد گذاشت و این او ضاع هیچ دوامی و قوامی است و شرایط را برای قیام فراهم می کند- تلاش باندهای رژیم برای مهار زدن به تضادهای عمیق شونده همیشه ناکام می ماند. وباندهای متخاصم رژیم هر روز به آن اذعان می کنند ولی قادر به کنترل آن نیستند. آثار ضعف و طلسم شکستن ولی فقیه هر روز عمیق تر و ملموس تر می شود.چهارم:‌ بحران محیط زیست و بی آبیتخریب سیستماتیک محیط زیست و از بین رفتن و نابودی جنگل ها و مراتع و خشک شدن پی در پی رودخانه ها و دریا چه ها و تالاب ها در اثر بی لیاقتی و عدم مدیریت آخوندها تبدیل به یک معضل بزرگ اجتماعی شده است آلودگی هوا در استان ها و شهرهای بزرگ کشور چند سالی است که بیداد می کند و زندگی و محیط زیست مردم را در کنار سایر بلایا کاملا به خطر انداخته و تلفات جانی و بیماری های مزمن از حد و مرز گذشته است. علیرغم شعر و شعارها که مردم به جان آمده بخاطر بی آبی و آلودگی در شهرهای بزرگ مثل خوزستان و تهران و آذربایجان – دست به اعتراض نزنند. جواب مردم معترض طبق معمول رژیم آخوندی فقط سرکوب بوده و هست. به عنوان مثال فقط خشک شدن دریاچه ارومیه زندگی پنج میلیون نفر را در آذربایجان و کردستان به خطر جدی مواجه می کند. بی آبی در کشور از حد قرمزها گذشته و نود درصد ذخایر زیرزمینی به دلیل استفاده غیر استاندارد رژیم مصرف شده و بنا به گفته عیسی کلانتری وزیر کشاورزی سابق در عرض پنج سال آینده چهل و پنج تا پنجاه میلیون در معرض بی آبی قرار دارند و باید کوچ کنند و در پانزده سال آینده کل ایران تبدیل به کویر خواهد شد ولی طبق معمول آخوندها عاجز از حل این معضلات فقط و فقط به فکر سرکوب به هر قیمت و ادامه سلطه خود هستند نتیجه این که همچنانکه اشاره رفت – تا این رژیم هست هیچ معضل و تضاد بنیادین که محصول حکومت سرتاسر فساد است حل نشده و نخواهد شد تا این که در اثر تشدید این بحران ها قیام مردم بجان آمده این جرثومه و ننگ ابدی تاریخ را از صحنه روزگار حذف کند جنبش مقاومت ایران پس از سه دهه جانفشانی برای سرنگونی این رژیم اکنون آماده تر از هر زمان با تکیه بر نارضایتی مافوق تصور مردم سازماندهی قیام را هر روز بهتر از روز قبل پیش می برد. به این دلیل است که دستگاه تبلیغاتی رژیم با تمام قوا برای مقابله این وضعیت هر توطئه ای را برعلیه آن بکار می گیرد ولی مقاومت سازمان یافته آن بیدی نیست که با هر بادی بلرزد. رژیم آخوندها به مراحل پایانی خود نزدیک شده است.حمید معاصر
ازمجموعه به هم پیوسته بحران های ریز و درشت رژیم آخوندی که پس از شکست های زنجیره ای ولی فقیه ْ موجودیت آنها را به خطر انداخته، بحران فزاینده و خطرناک اقتصادی است . امروزه بر هیچ کس پوشیده نیست ،عامل اصلی که آخوندها را وادار به زهر خوردن اتمی کرد تا از مهمترین تضمین استراتژیک بقا‌ی رژیم بالاجباردست بردارند، همانا ترس از قیام میلیونی توده های بیکاران و گرسنگان ْ  بوده است وهست که با تحریم ها به مرز خطرناک رسیده است .  علاوه برآن فسادهای نجومی رژیم و سرکوب وحشیانه بر دامنه نارضایتی و تنفر مردم افزوده است   به قسمی که خامنه ای و سایر باندهای متخاصم و عمال ریز و درشت آنها مرتبا" از بحران اقتصادی به عنوان تدبیر امنیتی عاجل صحبت می کنند. تشدید بحران اقتصادی از ابتدا ی اعمال تحریم ها روند صعودی و رو به رشد داشته و دامنه اعتراضات میلیونی اقشار مختلف مردم تهیدست اعم از کارگران ، کارمندان ، بازاریان ، پرستاران ، معلمان و ...را روز به روز گسترده تر می شود .  راه حلی که هر دو باند متخاصم رژیم برای برون رفت از بحران ارائه می دهند در تقابل آشکار با یکدیگرند .خامنه ای در هر روضه خوانی مدام تأکید بر اقتصاد مقاومتی دارد .بدون آنکه یک تعریف علمی و یک برنامه ریزی مشخص اقتصادی برای مقابله با آن ارائه دهد.سینه چاکان و تئوری پردازان ولی فقیه نیز تا بحال مثل خود خامنه ای ، در این زمینه دستشان خالی است و به کلی گویی های بی معنی بسنده می کنند که البته انتظاری هم از آن ها نیست .اخیرا در یک شوی تلویزیونی آخوندها  ،یک تحلیل گر رژیم برای جا انداختن مقوله  "اقتصاد مقاومتی" زندگی یک روستایی را مثال می زند که آنها با دامداری و کشاورزی همه نیازهای معیشتی و سایر را با همان سرمایه خود حل و فصل می کنند و به هیچ منبعی برای ادامه زندگی وابسته نیستند . فرد مذکور به طور مضحکی این الگوی ساده روستایی را به عنوان راه حل "اقتصاد مقاومتی "ارائه می کرد که البته این افاضات همیشه اسباب تمسخر مردم آگاه ایران می شود. .   مردم به تنگ آمده از وضعیت وخیم اقتصادی و کارشناسان مستقل همگی می دانند که در لابلای روضه خوانی های بی سرو ته و ملال آور خامنه ای منظور او از شیوه "اقتصاد مقاومتی" ادامه تسلط کامل ارگان های نظامی و پاسداران و امنیتی و دفتر بیت بر امور زیر بنایی و اقتصاد کلان است که به هیچ کس پاسخگو نباشند و د رآمدهای مردم را یا د رحساب های مشخص خود و آقازاده ها پس انداز کرده یا صرف تروریسم و صدور ارتجاع و سرکوب مردم ایران و منطقه می کنند..فریبکاری و دجال گری آخوندها وعوامل آنها هیچ حد و مرزی نمی شناسد..پاسدار سبز علی رضایی که هر از گاهی تحت عنوان تئوریسین همه جانبه آخوندها در تلویزیون رژیم اظهار نظر می کند در یک مصاحبه   بی سروته و خالی از محتوا که در پانزده فروردین از تلویزیون رژیم پخش میشد ،در برابر انبوه سؤال های متعدد خبرنگار رژیم اندر تعریف" اقتصاد مقاومتی" پس از انبوهی پرت و پلا گویی بالاخره گفت که در اقتصاد مقاومتی مورد نظر اودولت باید یک پارچه عمل کند و هر وزیری مثلا به عنوان وزیر کشاورزی یا وزیر صنعت به تنهایی تصمیم نگیرند و بلافاصله د رادامه تکمیل حرفهایش در یک تناقض آشکار مدعی شد که به استان ها باید اختیارات لازم و بیشتر برای پیش برد اقتصاد مقاومتی داده شود .باند روحانی ـ رفسنجانی د ربرابر روش ولی فقیه  ، ساز دیگری می زنند و برای برون رفت از بحران اقتصادی علاج را در آویختن به دامن آمریکا و غرب می دانند و شخص روحانی با تمام توان خود مرتبا از پیروزی برجام و از تحقق برجام دو وسه و ... دم می زند.در کشاکش دو روش متفاوت طرف های متقابل دست همدیگر را با تمام قوا رو می کنند .روحانی با دروغ های آشکار که در وعده های میان تهی در باب رفع تحریم ها ی بانکی و نفتی وآمار دروغ اقتصادی سعی در جا انداختن راه حل خود دارد که البته خشم بیشتر ولی فقیه و طرفداران و ی را به همراه دارد . جنگ باندی و تک و پاتک های اخیر ولی فقیه با الفاظ بی سابقه و تیز و تند که تؤام با تهدید به حذف واتهام های سنگین مثل خیانت است .شعله نزاع باندی را به اوج رسانده و بدنبال خائن نامیدن رفسنجانی از طرف ولی فقیه پاسدار جعفری نیز دولت و مجلس دست نشانده روحانی را تهدید به حذف می کند .خبر های دست دوم و رسانه ها و سایت های هر دو باند به طور بی سابقه و د رحجم فراوان شدیدترین الفاظ ممکن را مستقیما و بدون کنایه به سران همدیگر رد و بدل می کنند.  این در حالی است که هر دو طرف دعوا می دانند که اگر زود نجنبند آن انفجار اجتماعی و طوفانی که هر دو از آن بدرستی می ترسند از راه خواهد رسیدو دودم آنها را بر باد خواهد داد .جالب این جاست که طرف آمریکایی درست بر خلاف روحانی هر روز بر موانع بزرگی که در راه است اشاره می کنند و ....این موضع گیری ها  بهانه به دست ولی فقیه و عمال او می دهد که هرچه بیشتر به رفسنجانی و روحانی بتازند . به عنوان نمونه مارک تونر در همین ایام به عنوان سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرد :" دولت آمریکا به رژیم ایران اجازه دسترسی به بازارهای مالی آمریکا را نمی دهد" .پل رایان رییس کنگره می گوید که "تحریم هاعلیه رژیم   بدلیل آزمایش موشکهای بالستیک باید سخت تر شود" .اوباما در کنفرانس هسته ای در میان نمایندگان پنج قدرت جهانی رییس آژانس اتمی می گوید که" لغو تحریم های اقتصادی علیه رژیم ایران احتیاج به مدت زمان بیشتری دارد".روحانی که مدعی بود که تحریم های بین المللی مالی د رمورد ایران برطرف شده است ْ بدنبال لغو سفر وی به اتریش رییس جمهوری اتریش تصریح نمود که اتریش توان واسطه گری برای تأمین نیاز رژیم برای رفع محدودیت از خدمات بانکی سولفیت را ندارد و البته  اتریش جز کوچکی از این مجموعه است .بر ملا شدن دروغ های روحانی در مورد راهگشایی برجام بهانه بدست رقیب داد  که با تمام توش و توان باند او و رفسنجانی را به باد حملات بی سابقه بگیرند که در نوع خود بی سابقه است .به عنوان یک نمونه از دهها و صدها نمونه ، تلویزیون رژیم در یک مصاحبه از کارشناس رژیم به استناد حرف های خامنه ای گفت که برجام خسارت محض است . حمید رسایی در مجلس فریاد می زند که آمریکا زیر آب تعهدات خود را زده و ظریف و لاریجانی هم به این امر اعتراف می کنند و جملاتی از قبیل برجام مایه ذلت است نه عزت در سطح گسترده ای بر زبان و قلم باندهای خامنه ای جاری است و رادیکال تر هم میشود. .  تازه ترین آنها لشکر کشی بیش از دویست نماینده   علیه مواضع روحانی و رفسنجانی است ودر نهایت این همان بن بستی ناگشودنی است که هر دو طرف رازمین گیر کرده و در یک جنگ فرسایشی تمام عیار بر شدت بحران وبلاتکلیفی می افزاید که نهایتا هیچ راه حلی جز سرنگونی رژیم باقی نمی گذارد..  کلام ‌آخر اینکه جا دارد که د رراستای هرچه روشن شدن حقایق  و اتفاقات تاریخی در مورد مقوله تحریم نمونه هایی ذکر شود که هرچه بیشتر به عمق بی کفایتی و وطن فروشی و خیانت رژیم آخوندی پی برده شود.   سابقه تحریم های معروف آمریکایی به عنوان ابر قدرت مسلط اقتصادی و نظامی جهان به دوران انقلابات سوسیالیستی برخی کشورها در اوایل قرن بیستم بر می گردد که بر علیه دیکتاتوری های دست نشانده آمریکا شوریده و دولت وقت آمریکا برای جلوگیری از نفوذ و گسترش سوسیالیزم در آ ن دوره کشورهای انقلاب کرده را تحریم می کردندکه نمونه روشن آن تحریم پنجاه ساله کوبا بود که امروز به دست او باما لغو شد  .همچنین مصداق بارز آن در کشورمان تحریم نفتی علیه دولت ملی دکتر مصدق بود ولی از آنجا که این نوع تحریم ها ناعادلانه و علیه ترقی خواهی بود دولت ها و ملت های آزاد شده از قید استعمار با همکاری و همدلی ومشارکت مردمی می توانستند فشارها وکمبودهای ناشی از این تحریم ها را به خاطر منافع استقلال طلبانه خود تحمل کنند و البته هر کدام از این کشورهای آزاد شده تجربه و برنامه مدونی با مشارکت مردمی برای مقابله با آن ارائه می دادند . در   دولت ملی دکتر مصدق مردم ایران شاهد همکاری صمیمانه با دولت در زمینه مقابله با تحریم بودند و دولت مصدق علیرغم تمامی فشارها و تهدیدها توانست با صدور اوراق قرضه ملی و با حمایت مردمی و برنامه ریزی عملی و واقعی برای تقویت تولید ملی  ، کشور را به نحو احسن اداره کند که نهایتا حربه استعمار با تحریم کارساز نیافتاد ومنجر به کودتا علیه دولت ملی شد.و اما تحریم امروز آخوندی از طرف دولت های غربی و آمریکا درست بر خلاف تحریم علیه انقلابات ضد استعماری علیه دکتر مصدق است این تحریم ناشی از ماجراجویی و صدور تروریسم وبنیادگرایی و تولید بمب هسته ای برای فقط بقای یک رژیم جنایتکار است که از قضا این تحریم ها باید تشدید هم بشود تا سرمایه مردم به هدرنرود.   به همین دلیل است که دار و دسته آخوندی هیچ گاه به خود اجازه نمی دهند حتی کلامی در مورد تحریم ها علیه دکتر مصدق و استفاده از تجارب آن برای مردم بازگو گنند .چون بخوبی واقفند که این دو تحریم کاملا از نظر ماهوی تفاوت بنیادین دارد. و حنای آخوندها برای جعل حقایق تاریخی در برابر مردم ایران رنگ باخته است  .امید است که با سرنگونی هرچه سریعتر آخوندها به تمامی بلاها و مصائب حاکمیت منحوس رژیم آخوندی خاتمه داده شود و ایران سراسر صلح و تمدن و آزادی شود.حمید معاصر
شادروان احمد شاملو شاعر نامدار ایران به محض مشاهده سرکوب وحشیانه آزادیها آن هم در اندک زمانی بعد از سرنگونی رژیم شاه بشدت برآشفت و شعری به یادماندنی و پر محتوا در وصف بربریت مافوق تصور گزمگان آخوندی سرود. سروده با این عنوان آغاز می شود “روزگار غریبی است نازنین. دهانت را می بویند مبادا که گفته باشی دوستت دارم. عشق را باید در پستو نهان کرد ... » و این سروده بیشتر وصف حال اعدام بیشمار مجاهدین عاشق آزادی و سرکوب وحشیانه آنها از همان روزهای نخستین حکومت آخوندی است. این شعر در افکار عمومی آن زمان تاثیری بسزایی گذاشت و به همین دلیل خشم و کینه آخوندها را برعلیه این شاعر توانا و متعهد برانگیخت و جزو اشعار ممنوعه گردید. آری تمامی عملکرد آخوندهای مکار و در راس آنها ولی فقیه به قول شاعر مردمی عجیب و غریب و پلیدی محض و خیانت و جنایت مافوق تصور بود. عجیب و غریب از این منظر که شکل و محتوی حکومتی که خمینی دجال به مردم تحمیل کرد هیچ شباهتی به سیستم های رایج و متداول حکومتی در جهان نداشت. کاملآ منحصر به فرد و پر از تناقض و برخلاف آرزوها و شعارهای مردم انقلاب کرده بود.او با شیادی تمام در ‍پاریس در جواب سئوالهای متعدد خبرنگاران در مورد نوع و محتوای حکومت خود جواب مشخصی نمی داد و یا به کلی گویی بسنده می کرد؛ و دجالانه سوار بر شعارهای مردم می گفت که اسلام!! بیشتر از همه به آزادیها عنایت دارد؛ و اما به محض اینکه بر اریکه قدرت مذهبی و سیاسی دست یافت با بی شرمی و وقاحت مافوق تصور به تمامی گفتارها و وعده های داده شده به مردم از جمله آزادی احزاب و گروهها و حقوق زنان پشت پا زد و به جای مجلس موسسان قانونگذاری خبرگان آخوندی برپا کرد و به موازات آن شورای نگهبان و شورای تشخیص مصلحت من در آوردی را که حتی یک کلمه هم در مورد آنها در ‍پاریس به زبان نیاورده بود تشکیل داد. در کنار اینها بطور ظاهری قوای قضاییه و مجریه و مجلس قانونگذاری را حفظ کرد اما استقلال آنها را کاملا از بین برد و تمام این سه قوه و نهادهای خود ساخته را به دست سرسپردگان خود داد؛ و همه اینها در حالی بود که بطور صریح و آشکار در ‍پاریس گفته بود که من طلبه ای بیش نیستم و به قم می روم و حکومت را به دست کارگزاران سیاسی واگذار می کنم. آیا فریب و نقض عهدهای آشکارتر از این هم می شد تصور کرد؟ و به این ترتیب بود که به قول رهبر مقاومت آقای مسعود رجوی بزرگترین جرم و نابخشودنی تر خمینی ورای همه جنایات وحشتناک وی خیانت به امید و اعتماد مردم بود؛ و به این ترتیب بود که تمامی ابزارهایی که تحت عناوین مختلف شکل گرفت به سلطه آخوندی در آمد و همه و همه در خدمت سرکوب و چپاول اموال مردم بوده و هستند و تمامی انتخابات این نهادهای عریض و طویل در طول 36 ساله حکومت جبار آخوندی تقلبی غیر آزاد و سراسر تحمیلی بوده و هست؛ و تنها هدفشان حفظ پایه های ولی فقیه و استبداد دینی و کلیت حاکمیت آخوندها و پاسداران و شکنجه گران مردم بوده و هست؛ اما اکنون پس 36 سال جنگ روزمره مردم و مقاومت بی امان پیشتازان مجاهد و مبارز تمامی ذخایر استراتژیک این رژیم اعم از صدور ارتجاع و تلاش برای ساخت بمب اتم و سیاست اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی رژیم به گل نشسته است؛ و رژیم آخوندها بنا به شواهد غیرقابل انکار در انظار داخلی و بین المللی مطرود و از هر نظر ورشکسته است؛ و تمامی مردم ایران به جز اندک مزدوران رنگارنگ رژیم در داخل و خارج در کمین سرنگونی این رژیم نشسته اند. در این وانفسا و طوفانهای سیاسی داخلی و منطقه ای موعد انتخابات قلابی مجلس و خبرگان آخوندی در راه است؛ و بدلیل مجموعه شرایط خطیری که اشاره شد موضوع انتخابات خبرگان که مسئولیت باصطلاح انتخاب رهبر را دارد تبدیل به موضوع سرنوشت و آینده تیره و تار کلیت رژیم شده است. کهنسال شدن خامنه ای و احتمال مرگ وی بخاطر بیماری سرطان در کنار مجموعه شکست های بزرگی که به دلیل اشتباهات و یکه تازیهای ولی فقیه رخ داده است وضعیت را بحرانی و بسیار متفاوت از انتخابات سال های گذشته کرده و همه جناح های متخاصم رژیم به بحرانی بودن و خطرناک بودن موجودیت رژیم مدام اذعان صریح و آشکار می کنند؛ و به همین دلایل است که این باصطلاح انتخابات مقطع فعلی تبدیل به جدال سرنوشت رژیم و جنگ هژمونی بین باند رفسنجانی و خامنه ای شده است.رفسنجانی و دارودسته او می خواهند ابتدا ولی فقیه را کنار زده و یا مهار کنند و سپس با آویختن به دامن آمریکا و غرب به زعم باطل خود رژیم سرا‍ پا درمانده و ورشکسته را از خطر سقوط نجات دهند. زهی خیال باطل با این مقدمه تا حدودی روشن است که چرا این انتخابات نمایشی برای باندهای متخاصم رژیم به موضوع سرنوشت تبدیل شده است. لذا بجاست که نگاهی مختصر هم به ساختار و عملکرد خبرگان آخوندی بیاندازیم.طبق قوانین و اساسنامه همین مجلس نمایندگان آن در هر انتخاباتی برای هفت سال انتخاب می شوند و تعداد آنها بطور میانگین 78 نفر بوده است؛ که باید مجتهد اعلم! بوده باشند که همه آنها از آخوندهای مسن و متحجر و دست چین شده ولی فقیه بوده و هستند و تماما با فیلتر شورای نگهبان و ارگانهای امنیتی و به بیت خامنه ای در یک انتخابات قلابی و نمایشی و غیر آزاد به مردم تحمیل شده اند؛ و مدت 28 سال یعنی 4 دوره به همین سیاق بر صندلی های غصب شده نمایندگان واقعی مردم تکیه زده اند. در اساسنامه این مجلس اصلی ترین وظیفه و فلسفه وجودی آنها کنترل رهبر و بررسی صلاحیت ها و عملکرد آن و در صورت عدم کفایت عزل رهبر و انتخاب رهبر جدید می باشد.این ارگان قلابی تنها کاری که در چهار دوره 7 ساله انجام داده تشکیل دو بار جلسه در سال بوده که آنهم کاملا سری و ‍پشت درهای بسته و بدون اطلاع رسانی به مردم بوده است. تنها تحرکی که از این باصطلاح فقهای اعلم دیده شده است که هیج ربطی به مسئولیت اصلی آنها نداشته و فرض را بر این گرفته اند که این رهبر نماینده امام زمان! و نماینده خدا در زمین و کاملا معصوم و مصون از خطا بوده است؛ و به همین دلیل هیچ لزومی در 30 سال گذشته ندیده اند که به حریم صلاحیت رهبری و عملکرد وی وارد شوند و این آن کارنامه خیانت است که اینها در پیشگاه ملت ایران از خود نشان داده اند. ارگانی کاملا بی خاصیت و دور از مسئولیت و تماما در خدمت حفظ ‍پایه های رژیم ولایت و شراکت در چپاول و کشتار و نابودی مردم ایران و مردم منطقه؛ و این در حالی بوده که ولی فقیه و سیاست های آن در طی این دوران طولانی مردم ایران را از نظر اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی 200 سال آزگار عقب برده است و موجب نابودی و ویرانی نه تنها ایران بلکه عراق و سوریه و لبنان و یمن و فلسطین نیز شده است. یکی نیست که از این باصطلاح خبرگان بپرسد که چرا این ولایت فقیه معصوم و عالیقدر و بصیر نمی پرسید چرا یکبار هم که شده در مورد عملکرد وی از او توضیح و تحقیق بعمل نیاورده و نمی آورد چرا از ولی خود نباید سئوال کنید که برای چه مدت 20 سال بیش از 400 میلیارد دلار به ساخت اتم از جیب ملت ایران به هدر دادی و دست آخر با ذلت تمام تسلیم شدی و این همه سرمایه بهدر رفت – چرا فی المثل تمامی رئیس جمهورها و رئیس مجلس های تو در 27 سال گذشته که با تقلب و دزدی در انتخابات غیر آزاد آنها را به مردم تحمیل کردی الان همه آنها از نظر تو یا نفوذی اند یا غرب زده و یا منحرف هستند مگر این همه اشتباه محاسبه را می شود توجیه کرد؟ و رفع و دجوع نمود. در حالی که 120 هزار اعدامی و 500 هزار زندانی یکی از جرم های ساختگی شان این بود که به این گماشتگان تو تسلیم نشدند؛ و خیلی خیلی زودتر از تو از همان ابتدا به عدم مشروعیت خودت و صلاحیت آنها انگشت گذاشته اند؛ و چرا 92 میلیارد ثروت مردم ایران را در اختیار مطلق خودت گرفتی و هیچ حسابی در مورد دخل و خرج آن که تماما سرمایه غارت شده مردم هست پس نمی دهی و هزاران شکست و رسوایی و فضیحت دیگر که اگر به کارنامه ریز آنها بپردازیم مثنوی 70 خرمن می شود که اگر دادگاهی برای بررسی جنایات این رهبر تشکیل شود باید دهها سال طول بکشد که تمامی جنایات و پرونده ها در آن بازبینی شود.این است آن کارنامه ننگین خبرگان که قرار بود رهبر را کنترل کند؛ و اما کلام آخر اینکه مردم ایران در این مقطع حساس بدلیل جنایات و خیانت های بیشمار این رژیم هر چه قاطع تر از گذشته این انتخابات قلابی را تحریم می کنند و به چیزی کمتر از سرنگونی این رژیم راضی نمی شوند. رژیم آخوندی به آخر خط رسیده و روسیاهی برای مماشات گران و حامیان این رژیم در چشم انداز است. حمید معاصز

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان