03312020سه شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
اکبر هاشمی رفسنجانی برای پیش بردن جنگ هژمونی با ولی فقیه ادبیات سیاسی خاص خود را دارد؛ که صد البته آغشته به عوام فریبی محض تؤام با گرد و خاک پاشیدن بر روی حقایق و کارنامه سراسر جنایت و خیانت و دزدی های اوست. از آنجا که محتمل است شورای نگهبان از تأیید صلاحیت وی برای انتخابات! خبرگان خودداری کند. به شیادی دم از حق الناس می زند و از احترام گذاشتن به رأی و انتخاب آزاد مردم صحبت می کنداو تلاش می کند از نفرت و انزجار شدید مردم علیه کل نظام به نفع ارتقاء موقعیت خود در رأس نظام بهره برداری کرده و جنگ قدرت خود را با ولی فقیه را به حساب دفاع ! از حقوق مردم گذاشته و نقش اپوزیسیون را در درون گرگ ها بازی کند و اما مردم آگاه ایران بخوبی میدانند که رفسنجانی در سراسر عمر ننگین این رژیم نفر دوم و شریک و مسئول در تمامی جنایت ها و خیانت علیه مردم بوده است. او تلاش می کند با استفاده از تجارب قیام سال هشتاد و هشت و احتمال تکرار مجدد آن در انتخابات پیش روی خبرگان و مجلس حریف را بترساند که شاید از این طریق از حذف خود و تقلب و مهندسی در انتخابات جلوگیری کند. او به خوبی به موقعیت متزلزل و ضعیف ولی فقیه پی برده و گمان می کند که خامنه ای قادر نخواهد بود سناریوی کروبی و موسوی را در مورد او اجرا کند علی الخصوص که او رئیس تشخیص مصلحت نظام است و هم اهرم دولت را دارد و هم عضو فعلی خبرگان نیز هست. و در مجموع سوابق و موقعیت وی قابل مقایسه با کروبی و موسوی نیست. درستی این ارزیابی رفسنجانی در شرایط فعلی و صحت و سقم آن الان معلوم نمی شود. و مهم تر از همه این پارامترها دوران بکلی عوض شده و مخصوصاً پس از زهر برجام کلیت رژیم در صحنه داخلی و بین المللی و منطقه ای با بحران های بی سابقه مواجه است که شرح آن بحث جداگانه ای دارد. مردم آگاه ایران و جهان بخوبی از آن با خبرند. رفسنجانی این شرایط را خوب می فهمد و می خواهد با یک تیر دو نشان بزند هم ولی فقیه را از هژمونی مطلق ساقط کند و موقعیت خود را تثبیت و رژیم رو به سقوط و بحران زده را از خطر سرنگونی برهاند .ا و برای این که ریسک شکست و از دور خارج شدن کامل سیاسی را از سر خود دفع کند از مدت ها پیش آماده سازی های لازم را شروع کرده است و در همین راستا حسن خمینی را که نزدیک به خط فکری اوست به جلو انداخت که به عنوان شاخص خانواده خمینی به خبرگان ارتجاع راه پیدا کند . چرا که حذف نوه خمینی هزینه های سنگین به طرف مقابل تحمیل می کند. این تاکتیک او برای ولی فقیه بسیار گران آمده و سر دژخیم قوه قضائیه در یک مقابله جویی آشکار با رفسنجانی گفت که او علامه تراشی می کند. که منطور لاریجانی به زیر علامت سؤال بردن درجه اجتهاد حسن خمینی بود. پا به پای این تلاش ها از مدت ها پیش از آخوندهای ریز و درشت امثال صانعی ها و موسوی اردبیلی ها و بسیاری از آخوندهای از قماش باصطلاح اصلاح طلب در حوزه ها و شهرها که منزوی و مطرود ولی فقیه هستند یار گیری می کند. در جبهه دیگر او از ریزشی های سرداران ریز و درشت سپاه و نیروهای سرکوبگر دیگر غافل نیست و طی جلسه ای با آنها به دلجویی و یارگیری از آنها تلاش کرده و یکی از این ریزشی ها خطاب به رفسنجانی می گوید که ما حاضریم به فرمان فرمانده روی مین هم برویم .که علائم اثبات وفاداری به رفسنجانی است. در صحنه خارجی او روی مواضع مماشات گران غربی و ریزشی های رژیم در خارج کشور و به اصطلاح دوزیستان های سیاسی که هم نان اپوزیسیون را می خورند و هم دل در گرو حفظ تمامیت رژیم از خط سرنگونی دارند البته که حساب باز کرده است . امروزها کم نیستند کسانی که در تلویزیون ها و رسانه های خارجی به طور مشمئز کننده ای از الان مردم را تشویق می کنند که در انتخابات شرکت کرده و به نفع روحانی و رفسنجانی و باند آنها رأی بدهند. خائنان و بریدگانی که تاریخ و مردم ایران هیچ گاه خیانت آنها را فراموش نمی کنند یکی دیگر از تاکتیک های رفسنجانی معرفی تعداد کثیری کاندیداها از تهران و شهرهای مختلف است که در مقایسه با سال های قبل بی سابقه است . او از این طریق می خواهد دست شورای نگهبان را در حذف فله ای کاندیداهای مورد نظر وی را ببندد. همه اینها شمه ای از تلاش های علنی و آشکار او در جنگ سرنوشت سازانتخابات است البته بدلیل جدی بودن این جنگ قدرت سرنوشت ساز رفسنجانی حتماً در پشت صحنه و غیر علنی هم تلاش های جداگانه ای که سرشت ناسالم دارند انجام می دهند. تلاش هایی از قبیل خرج کردن کلان و رشوه دادن ها ی نجومی از پول های غارت شده مردم برای خرید کاندیداهای مورد نظر که در سالیان گذشته هر دو جناح رژیم دست به این عمل کثیف زده اند و امروز ها هم بارها در صحن علنی مجلس و در رسانه ها به این ترفند رذیلانه باندها اعتراف می شود .بطور خلاصه هر دو طرف با بسیح تمامی امکانات نامشروع و غصب شده ملت ایران در مقابل هم صف آرایی کرده اند. و اما در این تلاطم و بحران سیاسی خطیر آنچه که به منافع مردم و مقاومت سازمان یافته آن مربوط است. یک آماده باش و هوشیاری سیاسی در خور شرایط با موضع گیری های اصولی لازم است که ا زاین شرایط به نفع مردم و در جهت اهداف سرنگونی تمامیت رژیم استفاده کند. رهنمود اصلی باید این باشد که نباید اجازه داد که باندهای مخاصم رژیم بطور ویژه باند رفسنجانی روحانی و حامیان آنها با عوام فریبی و شیادی سیاسی این جنگ قدرت را جنگی برا ی رفرم و اصلاحات موهوم قلمداد کنند و به تبع آن مردم ناراضی از ولی فقیه را به حمایت از خود در انتخابات بکشانند. فضایی که رفسنجانی برای آن خیلی چشم دوخته و می خواهد در صورت اجرای نیت شوم خود آن را حماسه سیاسی قلمداد کند و در نتیجه برای رژیم بزعم باطل خود یک فرجه طولانی مدت بقاء بخرد لازمه تقابل با این ترفند و حقه بازی سیاسی اینستکه که تمامی مردم و نیروهای سرنگونی طلب باید یک فراخوان عمومی برای تحریم کل انتخابات بدهند و با ذکر دلایل روشن و افشاگری های لازم این ترفند را خنثی کنند.اطلاعیه اجلاس میاندوره یی شورای ملی مقاومت ایران(30آذر94)، تأکید می کند: ”نمایش انتخابات مجلس و خبرگان نظام آخوندی در اسفندماه -که مثل دیگر انتخابات این رژیم پس از 30 خرداد 1360 کشاکشی بین سرسپردگان و عمله ولایت فقیه بر ضد مردم ایران است- ازسوی مردم و همه نیروهای آزادیخواه ایران تحریم و طرد می شود».جبهه مردم و مقاومت سازمان یافته ایران باید با بازگشایی و باز خوانی پرونده سی و شش ساله جنایت های این رژیم مخصوصاً برای نسل جوان کشور تمامی تلاش و کوشش خود را بکار گیرد و کسانی را که در داخل و خارج قصد دارند که تنور این انتخابات قلابی را گرم کنند افشاء کنند باید نشان داد که از افعی ولایت فقیه و حکومت باندهای تبهکار کبوتر آزادی متولد تشده و هرگز نخواهد شد باید شیادی های گذشته این رژیم مخصوصاً زمان خاتمی را که باند رفسنجانی و روحانی در صدد اجرای سناریوی مشابه آن هستند یادآوری. مگر این باند جزو حاکمان سی و شش ساله نبوده اند که در تمامی جنایات و وطن فروشی این رژیم عوامل اجرایی سطح بالای این حکومت بوده اند. اگر رفسنجانی و روحانی که بخشی از حاکمیت فعلی و سالهای گذشته هستند قصد رفرم داشتند چرا هیج حرکتی حتی در اندازه استانداردهای مینیمم در این سالها از اینها دیده نشده است. مگر زهر خوردن ولی فقیه و کلیت رژیم که به تمامی جناح ها تحمیل شد جزو رفرم است ؟ از شخص رفسنجانی در موضع رئیس تشخیص مصلحت نظام باید پرسید که طرح و برنامه رفرم! دروغین او چیست. اگر ذره ای صداقت دارد از همین موضع می تواند از قبیل این اطلاعیه بدهد و خواستار آزادی زندانیان سیاسی شود- خواستار آزادی مطبوعات و احزاب شود- خواستار لغو مجازات وحشیانه سنگسار و شکنجه و لغو اعدام شود . خواستار استقلال دانشگاهها شود و ...و همچنین از روحانی شیاد باید پرسید چه شده است که مقدار اعدام های وحشیانه که بیشتر از دوران احمدی نژاد و رکوددار در سطح جهان است کمترین اعتراضی نمی کنند چرا اسید پاشان را مجازات و دستگیر نکرد (علیرغم اینکه به وزیر کشور دستور داده بود در عرض دو روز عاملین را شناسایی و دستگیر کند) و هزاران چرای دیگر و وعده های پوشالی ک هیچکدام عملی نشده اند که هیچ بلکه وضعیت اقتصادی –سیاسی و فرهنگی و زیست محیطی در همه زمینه ها به گواهی همین نمایندگان و حوش در مجلس و کارشناسان خود رژیم روز به روز بدتر از قبل می شود به عنوان مثال در هشتاد سال گذشته هیچ وقت رکود اقتصادی به درجه امروزی نرسیده است.روحانی در جواب همه اینها همیشه به شیوه معمول آخوندها شعارهای تو خالی می دهد و اعداد و ارقام و آمار قلابی در همه زمینه ها به مردم ارائه می کند که خوشبختانه مردم آگاه ایران دست این آخوندهای شیاد را به خوبی خوانده اند. و هیچ گاه فریب وعده های دروغین او را نمی خورند دانشجویان آگاه و نمایندگان آنها در روز شانزده آذر بخوبی نشان دادند که ماهیت آخوند روحانی چیست، و مچ پوچ او را باز کردند.و اما نگاهی مختصر به مواضع کوسه اعظم و سرکرده مکاران هم به خوبی نشان می دهد که این جرثومه تمام عیار رذالت با چه شعارهایی به جنگ قدرت هژمونی می رود. او با شیادی تمام باندهای تبهکار و جانی رژیم اعم از مجلس و نمایندگان خامنه ای را فقط و فقط با لفظ خالی تندروی مورد خطاب قرار می دهد قاتلان مردم و اسید پاشان و دزدان و چماقداران و شکنجه گران از دید رفسنجانی تنها ایرادی که دارند آن است که قدری تندرو هستند. او هیچ وقت پا را فراتر از این نمی گذارد. اگر هم گاهاً گفته و می گوید . و این به اصطلاح انتقاد آبکی را هم نه به خاطر عملکرد ضد مردمی آنها می گوید بلکه فقط از زاویه انتقاد آنها به دخیل بستن رفسنجانی به آمریکا و غرب است که به آنها تندرو می گوید. و بالاترین حرفی هم که به ولی فقیه می زند اینستکه چون ایشان هم پیر و هم مریض هستند باید خبرگان آینده در فکر جانشین او باشد و اگر هم شد برگردیم به متن اول قانون اساسی که در آنجا از شورای رهبری صحبت شده است.حال بنگرید به کل نق زدن های رفسنجانی که در عالم سیاست و در چارچوب این رژیم آیا آبکی تر از این موضع گیری هم می توانید سراغ داشته باشید؟با توجه به مطالب فوق همانطور که از محتوای این جنگ قدرت معلوم است دعوا بر سر لحاف ملا یعنی سرکوب و چپاول مردم ایران است و نه بر سر منافع مردم ایران. و کلام آخر این که راه حل همانا سرنگونی تمام عیار رژیم بدست مردم و مقاومت ایران است .در این آزمایش سیاسی در تمامی شقوق متصور اعم از اینکه رفسنجانی پیروز شود یا نشود و خامنه ای شکست بخورد و یا دست به حذف و تصفیه بزند کلیت رژیم در سراشیب ضعف و سرنگونی قرار گرفته و چشم انداز تیره و تاری در پیش دارد. برای سرنگونی این رژیم تبهکار باید تمام توش و توان خود را بکار بگیریم.حمید معاصر
برگزاری اجلاس موفقیت آمیز اپوزیسیون سوریه در ریاض که به ابتکار عربستان عملی شد یک تحول کیفی و نقطه عطف در مبارزات خونبار مردم سوریه بود. نتایج مثبتی که از این اجلاس حاصل شد بیشتر از همه آخوندها را به وحشت انداخته است. بوق ها و رسانه های رژیم تا توانستند علیه این اجلاس و میزبان آن به لجن پراکنی پرداختند. از میان انبوه موضع گیریها فقط به یک نمونه از کیهان خامنه ای بیست و دوم آذر کافی است که هراس رژیم ولی فقیه از این اجلاس پی برده شود. (آمریکا قصد دارد با دعوت از اپوزیسیون سوریه به اجلاس نیویورک یک الگوی آلترناتیو سازی برای ایران و عراق هم درست کند – نقل به مضمون) دولت های غربی منجمله انگلیس و فرانسه و آلمان در کنار آمریکا از نتایج حاصله از این اجلاس و متن توافق نامه استقبال کردند. دولت روسیه هم که تنها دولت متحد رژیم آخوندی علیه انقلاب سوریه است هنوز موضع منفی در این مورد نگرفته است. جان کری قصد دارد و تلاش می کند تا مقامات روسیه را با مواضع کشورهای غربی همسو کند مواضع و منافع روسیه بر سر ماندن دیکتاتور سوریه در قدرت با مواضع رژیم فرق دارد. و روسیه هر آن ممکن است در اثر فشارهای دول غربی و کشورهای منطقه تغییر موضع داده و دست رژیم را به باصطلاح در حنا بگذارد. بنا براین رژیم آخوندها ممکن است در آینده نزدیک در دفاع از دیکتاتور سوریه تنها و تنها و منزوی در کل جهان بمانند مخصوصاً اینکه بمباران های روسیه از میان مردم عادی تلفات زیاد گرفته و افکار عمومی جهان در داخل و خارج روسیه علیه آن بسیج شده اند و آن را با شکست دخالت ها و اشغال نظامی افغانستان در سال های قبلی مقایسه می کنند. روسیه از این که بجای داعش مواضع رزمندگان را بمباران می کند و از طرفی هیچ پیشرفتی علیرغم جنایات بی شمار در روی زمین حاصل نشده در ادامه این سیاست با توجه به مجموع تحولات بین المللی یقیناً ناکام خواهد بود.از طرفی اتحاد گروههای اپوزیسیون سوریه و ارائه یک ترکیب مقبول از نمایندگان گروههای مختلف با پلاتفرم مشخص سیاسی مترقی که در برگیرنده منافع عالیه مردم و اقوام و گروههای مختلف باشد. حربه سکوت و سرکوب را از طرف مماشات گران و بی عملی آنها تا حدود زیادی سلب کرده است. تلاش رژیم آخوندی با تکفیری خواندن و تروریست خواندن! رزمندگان آزادی با شکست های مهلک آنها در زمینه نظامی تا این لحظه محکوم به شکست بوده است . مزدوران نیروی تروریستی قدس با از دست دادن سرکردگان آنها یعنی امثال پاسدار همدانی و سرکردگان درشت آنها و مجروح شدن قاسم سلیمانی متحمل شکست سختی شدند. تصمیمی که اخیراً خبرگزاری بلمبرگ با استناد به تصاویر ماهواره ای گزارش کرده است که نیروهای رژیم از مواضع خود عقب نشینی کردند.لازم به یادآوری است که قاسم سلیمانی همراه با پاسدار همدانی در یک نشست سری و محرمانه که بعداً افشا شد. به خامنه ای قول داده بودند با طرح عملیاتی! باصطلاح بزرگ در محرم کار ارتش آزادی را یکسره کنند. و بدنبال این شکست بود که پای پوتین را به ماجرای سوریه کشاندند. اینک هر دو در باتلاق سوریه گرفتار آمده اند. خبرهای مستند حاکی است که تلفات زیاد مزدوران حزب الشیطان باعث شده که آنها اجساد کشته شدگان را در سکوت و خفا در روستاهای دور افتاده دفن می کنند. و اما بعد از ترور پاریس و متعاقب آن دو عمل تروریستی دیگر در انگلیس و آمریکا مبارزه با داعش در ابعاد وسیع مهمترین مسئله روز دول غربی و متحدان آن در منطقه شده است لشکر کشی غرب برای سرکوب داعش در ابعاد کلان ادامه دارد .اکنون اتحاد علیه داعش روز بروز قوی تر می شود . و بجز رژیم آخوندها و پوتین همه سران دولت ها و افکار عمومی جهان به این نتیجه رسیدند که نابودی داعش از کانال سرنگونی بشار اسد می گذرد. و این آن چشم انداز محتومی است که عمق استراتژیک آخوندها را به خطر انداخته و می رود که جام زهر برشام را که صد البته مهلک تر از جام زهر برجام است به آخوندها تحمیل کند . شکست ولی فقیه و نیروی تروریستی قدس از پیشبرد مقاصد شوم آنها در سوریه بازتاب درونی خود را نیز در تحولات رژیم نمایان کرده است. اخیراً یک نماینده مجلس بطور بی سابقه در مجلس وحوش دیکتاتور سوریه را به باد حملات تند و تیز گرفت ودر محافل مختلف رژیم مخصوصاً باند رفسنجانی و روحانی و محافلی از ریزش های نظامی پاسداران سیاست خامنه ای را در سوریه زیر سؤال می برند .باشد که با فروریزی دیکتاتور خون آشام بشار اسد تمامی عمق استراتژیک رژیم در منطقه از سوریه تا عراق و لبنان و فلسطین و یمن در هم بریزد که نتیجه محتوم و بلافاصله آن سرنگونی تام و تمام رژیم در تهران است. تنها و تنها با سرنگونی پدر خوانده داعش یعنی ولی فقیه(خامنه ای) است که مردم ایران و منطقه و جهان از شر بنیادگرایی و تروریسم وحشی خلاص می شوند با تلاش و جان فشانی مقاومت مردم سوریه و مردم ایران این آرزو به تحقق می رسد.
.هرچند باندهای متخاصم آخوندی تضادهای فراگیری در همه عرصه های حکومتی با هم دارند، اما با توجه به بحران های خطرناک و غیر قابل انکاری که در مقابل خود به عینه می بینند در ارزیابی خطرات فروپاشی رژیم اتفاق نظر دارند. از میان انبوه هشدارها و اخطارهای سران رژیم فقط به یک نمونه از صدها نمونه اکتفا می کنیم. آنجا که حیدر مصلحی وزیر اطلاعات دوران احمدی نژاد به صراحت گفت که فتنه  به مراتب بزرگتری از فتنه 88 در راه است. تشدید تقابل در رأس نظام و تعیین تکلیف هژمونی قدرت بین رفسنجانی و خامنه ای است .جنگ قدرت بین خامنه ای و رفسنجانی پس از اتمام دو دوره ریاست جمهوری رفسنجانی از مراحل مختلفی عبور کرده است. گام اول به حاشیه راندن رفسنجانی ابا ممانعت وی از رفتن به مجلس شروع و تا حذف او از ریاست خبرگان و امامت  نماز جمعه و سرانجام حذف کاندیداتوری اش از ریاست جمهوری در سال 92 به اوج خود رسید. اما بدلیل موقعیت ویژه رفسنجانی ،تلاش های چند جانبه خامنه ای ودار و دسته چماقداران و آخوندهای  وابسته به خامنه ای برای حذف و خانه نشینی رفسنجانی ، کامل و عملی نشد. با تحمیل روحانی به خامنه ای  ،تلاش های چند ساله ولی فقیه برای یک دست نگاه داشتن رژیم که برای آن متحمل هزینه های سنگینی شده بود، به شکست سختی انجامید .علت آن ترس از تکرار قیام 88 بود. در این مدت هرچند فشارهای طاقت فرسا از طریق باند خامنه ای از قبیل دستگیری فرزندان هاشمی و آزار و اذیت و حمله و هجوم نفرات ریز و درشت خامنه ای به وی به اوج خود رسید اما رفسجانی عقب ننشست بلکه اکنون با گرفتن اهرم دولت خیز برداشته است تا در انتخابات در مجلس خبرگان و مجلس به اصطلاح شورای اسلامی هژمونی خامنه ای را در صورت موفقیت از دست وی خارج کند. رفسنجانی و روحانی بر این عقیده اند که خطر فکری آنها که همانا آویختن به سرمایه داری آمریکا و غرب است باعث بقای رژیم و مانع سقوط آن می شود.  خامنه ای و دار و دسته اش کاملا در تقابل آشکار با این خط هستند.   از همین منظر است که هردو باند رژیم انتخابات اسفند مجلسین را سرنوشت ساز می نامند. هرروز که به مقطع انتخابات نزدیک می شویم تخاصمات باندی با شدت و کیفیت شدیدتری بروز می کند. ولی فقیه طلسم شکسته تا این لحظه نشان داده است که کماکان بر انقباض و سرکوب و حذف پا می فشارد اما وی برای پیش بردن این خط در تعادل قوای درونی رژیم با موانع و ریسک های بسیار جدی روبروست. اکنون موقعیت رفسنجانی پس از شکست های پی درپی خامنه ای در عرصه سیاست داخلی و خارجی با داشتن اهرم دولت محکم تر شده است.با این مقدمه اکنون با نگاهی به نگرش و حربه های ولی فقیه برای مقابله با برون رفت از بحران سرنگونی و کنار زدن حریف که به کابوس دائمی وی تبدیل شده است می توان پی برد که چرا بن بست های رژیم کاملاً ناعلاج و نا گشودنی و راه حل هر دو جناح محکوم به شکست است.اول – بحران زهر اتمی – که داستانش به اذعان خود سردمداران رژیم مخصوصاً جناح خامنه ای مصداق ضرب المثل معروف خوردن هم چوب و هم پیاز شده است. بدین معنی که بزرگترین و مهم ترین پروژه استراتژیک رژیم برای تضمین بقا که داشتن بمب اتمی بود شکست خورده و به گفته اغلب کارشناسان دستکم حدود 300 میلیارد دلار سرمایه گذاری خائنانه و وطن فروشانه از کیسه ملت محروم ایران به هدر رفته و تحریم های کمر شکن ناشی از آن فلج اقتصادی تمام عیار را به دنبال آورده است. که تبعات ناشی از آن منجر به اثبات بی کفایتی مطلق رژیم از نظر داخلی و بین المللی و تؤ ام با نارضایتی عمیق مردم به ستوه آمده شده است . خامنه ای بالاجبار بمب را از دست داد تا از تحریم فلج کننده و انزوای کامل و از انفجار خشم توده های گرسنه در امان بماند. اما رفع تحریم ها بسادگی امکان پذیر نیست و دچار دست انداز وکندی شده و گزارش جدید آژانس و سنگ اندازی های دلواپسان رژیم از یک طرف به حل مسئله عاجل رژیم برای دست یابی به دلارهای نفتی نیانجامیده است. بعلاوه بعد از وقایع تروریستی در فرانسه و لشکر کشی غرب برای مقابله با داعش که در کانون آن سرنگونی بشار اسد نیز قرار دارد. اوضاع منطقه ای رژیم و صدور ارتجاع را تیره و تار کرده است. رژیم در باتلاق سوریه گرفتار آمده و ضربه سنگینی که بخاطر از دست دادن پاسدار همدانی و مجروح شدن پاسدار سلیمانی همراه با تلفات وسیع از سرکردگان سپاه خورده است میرود که شکست منطقه ای بزرگ و استراتژیک دیگری را برای رژیم به ارمغان بیاورد.و اما راه حل خامنه ای برای برون رفت از بحران اقتصادی شعار من در آوردی" اقتصاد  مقاومتی"  است و او در روضه های ایام اخیر خود در تقابل با روحانی و رفسنجانی چندین بار نعره زده است که راه حل برون رفت از بحران اقتصادی در ژنو- وین و لوزان نیست و راه حل در داخل کشور است. او به همین سیاق و تلویحاً به پاسداران که تمامی ارکان اقتصادی را قبضه کرده اند اطمینان خاطر می دهد و درست در مقابل خط رقیب که خواهان سرمایه گذاری غربی ها و کنار زدن سپاه حداقل در بخش نفت و صنایع بزرگ سود آور است قرار دارد. اما مشکل و عیب کار خامنه ای در این است که ولی فقیه بی سواد در حالی شعار پوچ و تو خالی اقتصاد مقاومتی! را مطرح می کند. که بنبه صنعتی و کشاورزی و تولیدی کشور کاملاً از هم پاشیده و بنا به تصریح حتی مقامات خود رژیم در خوش بینانه ترین صورت 40 درصد کارخانه های تولیدی تعطیل و 60 درصد باقی مانده تنها با 30 یا 40 درصد ظرفیت کار می کنند. 40 میلیون مردم فعال کشور بیکار هستند (تصریح خود مقامات رژیم در روستاها) و فساد و چپاول نجومی را پایانی متصور نیست و سراپای رژیم را در نوردیده است. به عنوان نمونه سالانه 20 میلیارد دلارقاچاق کالا از طریق سپاه پاسداران وارد کشور شده و امثال بابک زنجانی ها که یک نمونه از هزارها فساد است فقط 22 میلیارد را از پول محروم ایران به جیب خود و باندهای تبهکار ریخته است. و کشور با خشک شدن منابع آبی زیرزمینی و رودخانه ها و دریاها خط های قرمز بحران خشکسالی و بی آبی را چندین برابر پشت سر گذاشته است و معلوم نیست که خامنه ای مفلوک و درمانده با این وضعیت فوق العاده وخیم چطور دم از اقتصاد مقاومتی می زند! والبته که این تز مفتضح وبی پایه او آنقدر مضحک و مسخره است که آدمی را به یاد جمله معروف خمینی که می گفت اقتصاد مال خر است می اندازد و الحق که غیر از این هم از خامنه ای که جانشین خمینی است انتظار نمی رود.و حتی دار و دسته باصطلاح کارشناسان اقتصادی وابسته به ولی فقیه هیچ گاه این شعار را جدی نگرفته اند و تنها سلطان قاچاق قند و شکر یعنی آخوند فسیل مکارم شیرازی اندر دفاع از اقتصاد مقاومتی در یک روضه خوانی وقیحانه به مردم گرسنه پیشنهاد کرد که به جای سه وعده غذا یک وعده بخورند و مدعی شد که اگر هم گوشت مرغ نخورند هیچ طوری نمی شود و تازه نخوردن گوشت به گفته پزشکان باعث سلامتی است. زهی به این بی شرافتی و وقاحت.باند رفسنجانی و روحانی هم بیش از هر کس دیگری می دانند که شعار خامنه ای چقدر تهی و بی محتوا است بدین جهت هم هست که علیرغم تکرار این شعار طرفداران و کارشناسان این باند هیچ توجهی به این شعار نکرده اند.سوم – اصرار رفسنجانی و روحانی بر خط آویختن به آمریکا و غرب بمثابه نجات رژیم از سقوط خامنه ای را بر آن داشته که برای مقابله با حریف دو حربه دیگر را به عنوان اهرم فشار بکار گیرد و آن دو اهرم عبارت است از مرز بندی با قیام 88 به عنوان فتنه و نفوذ دشمن. از طریق اقتصادی و وابستگی به غرب. علیرغم تبلیغات سنگین دار و دسته ولی فقیه از قبیل کیهان شریعتمداری و سپاه پاسداران و امامان باصطلاح جمعه رفسنجانی حاضر به موضع گیری علیه قیام 88 و محکوم کردن سران فتنه ! نشده است و تا به امروز این حربه ها مؤثر واقع نشده است. رفسنجانی بخوبی به ضعف ولی فقیه پی برده و تسلیم وی نمی شود . اخیراً خامنه ای با حربه نفوذ بر علیه باند رقیب متمرکز شده و حول این شعار عوامل خود را بسیج کرده و حول این شعار شروع به دستگیری یک سری از روزنامه نگاران خط روحانی –رفسنجانی را کرده است و دعوار و زد و خورد سیاسی را هر روز شعله ور تر می کند تا آنجا که رفسنجانی را سر فتنه می نامند و دیپلماسی خارجی آنها را زیرضرب گرفته و به آنها صفت جاسوس – خیانت – مخالفت با ارزش های اسلامی – جاده صاف کن دشمن و منافقان جدید و ...خطاب می کنند و تا آنجا بحران عمیق می شود که در مراسم رسمی محرم با حضور خود خامنه ای دلواپسان حاضر در جلسه پاسدار لاریجانی و روحانی را به باد شعارهای تند و توهین آمیز می گیرند.دو رأس متخاصم هر روز علیه هم ب آشکارترین و صریح ترین صورت ممکن با الفاظ تند و خشن موضع می گیرند و هیچ کدام تا به امروز حاضر به عقب نشینی و آتش بس نیستند.همزمان با رشد بحران در درون رژیم اعتراضات و نارضایتی و تظاهرات اقشار مختلف روز به روز اوج بیشتری می گیرد زندانیان مقاوم علیرغم اعدام و شکنجه رعب اعدام و شکنجه را از هم دریده اند.و هر روز خانواده شهدا و زندانیان و اقشار به جان آمده در میادین معروف تهران و جلو زندان ها علیرغم ضرب و شتم و دستگیری و تهدید دست به قیام شجاعانه می زنند. در شهرهای بزرگ منجمله پایتخت و آذربایجان و خوزستان و کرمانشاه تظاهرات بزرگ و دامنه دار برگزار می شود که لرزه سرنگونی به اندام رژیم انداخته است و بهمین دلیل است که رژیم تنها راه چاره را در سرکوب و باز هم سرکوب داخلی و موشک باران تنها آلترناتیو خود یعنی رزمندگان مجاهد می بیند اما نه راه حل خامنه ای و نه راه حل رفسنجانی و روحانی که فکر می کنند با آویختن به غرب می توانند رژیم را از سرنگونی محتوم برهانند چاره دردهای بی درمان رژیم آخوندی است. به قول انقلابی معروف زمانی که پایینی ها نخواهند و بالایی ها نتوانند حکومت کنند لحظه قیام و انقلاب است. حمید معاصر
بدنبال پخش یک برنامه مستهجن و مبتذل از تلویزیون آخوندهای ضدفرهنگ و ادب که توهینی آشکار به فرهنگ غنی مردم غیور و آزادیخواه بود، مردم و جوانان دلیر در استانهای آذری نشین و پایتخت یکپارچه دست به یک قیام گسترده و جانانه زدند که تا این لحظه ادامه دارد و لرزه بر اندام پوسیده حاکمیت آخوندی انداخته است، رژیم وحشتزده ، سرکرده نیروی جنایتکار انتظامی را به منطقه فرستاد تا با سرکوب و شیوههای رذیلانه جلو گسترش این قیام را بگیرد و تعداد زیادی از هموطنان آذری و جوانان غیور دستگیر شدهاند، دامنه نفوذ و گسترش این قیام از دانشگاهها و بازار گرفته تا زندانیان مقاوم را دربر میگیرد. از اینکه پخش یک برنامه تلویزیونی موهن منجر به یک قیام و خیزش سیاسی گسترده شود، البته که گویای تمامی حقیقت و ابعاد آن نیست، بلکه واقعیت انکار ناپذیر اینستکه پس از 36 سال حاکمیت جهل و جنون و جنایت و فساد و در دوران زهرخوران اتمی و شکستهای خفتبار صدور ارتجاع به سوریه و عراق و یمن و ... مردم ایران و جوانان غیور و به جان آمده در هر فرصتی برآنند که بند از بند این رژیم تبهکار بگسلند. و این حرکت ابلهانه این رژیم یک فرصت مناسبی شد که از یک جرقه  ،حریق بزرگ ایجاد شود. مخصوصاً اینکه یک کانون استراتژیک نبرد، با  50 ساله سابقه درخشان و پشتوانه 120.000 هزار شهید ،  یک الگوی بی بدیل و بی نظیر در مقابل مردم ایران و منطقه و جهان قرار دارد که لیاقت و توانمندی جایگزینی این رژیم را سالیان است که به اثبات رسانده است.مضافاً براین مردم غیور آذربایجان با پشتوانه تاریخی 100 سال نبرد برای آزادی ایران از جنبش مشروطه تا به امروز با سردارانی چون ستارخان و باقرخان و شیخ محمد خیابانی و حنیف و موسی و در ادامه راه آنها فرماندهانی دلیر چون مهدی فتح الله نژادها و حسین ابریشمچیها (که شهدای اخیر این مقاومت هستند) نشان داده اند که پیشتازان برجسته ای دارند که به مبارزات آنها تداوم بخشیده و راه و رسم آنها را تا نیل به آزادی ادامه خواهند داد.خانم مریم رجوی رئیس جمهور منتخب شورای ملی مقاومت قیام هموطنان آذری را به شیواترین بیان مورد تحسین و تشویق قرار داده و اشاره درست و تاریخی به پیشتازی خلق دلیر آذربایجان در تاریخ 100 ساله ایران داشته و از سایر هموطنان خواست که به گسترش این جنبش بشتابند.همانطور که در بالا اشاره شد، توجه به محاصره رژیم آخوندی در چنبره انواع و اقسام بحرانها و گسست و تشتت و جنگ قدرت فلج کننده دررأس هیأت حاکمه ،  قدرت این رژیم و موقعیت شخص ولی فقیه بیش از هر زمان دیگری تضعیف شده و آسیبپذیری آن کاملاً آشکار گردیده است.  البته نتیجه بلافصل و انکار ناپذیر  آن ، مقاومتی است که در رأس و بدنه آن مجاهدین و انقلابیون مردم دلیر آذربایجان از نظر کمی و کیفی نقش برجستهای دارند.  این ویژگیهایی است که هراس رژیم آخوندی را از این جنبش پیشرو بیشتر میکند. با این مقدمه انتظار واقعی از هموطنان آذری اینست که با درک و اهمیت نقش خود همچنانکه اعلام کرده اند باید این جنبش را تداوم ببخشند و با توجه به گسترش نفوذ آذریها در پایتخت و سایر شهرهای دیگر ایران ، مردم استانهای شمال ، خراسان ، بلوچ ، کردستان و فارس را که همگی از ستم رژیم آخوندی به تنگ آمدهاند دعوت کرد تا به این جنبش بزرگ بپیوندند تا قیام سراسری علیه این رژیم آخوندها شعله ور شود.رژیم آخوندها مثل همیشه با همه رذیلتهای ضدانقلابی  اش و بکارگیری  انواع و اقسام توطئه ها قصد دارد با تکیه بر عوامل مزدور و شبکه اطلاعاتی خود، شعارها و مسیر این جنبش را منحرف و به هر ترتیب ممکن خنثی کند. مطمئناً مردم بپاخاسته اجازه نخواهند داد که این توطئه رژیم عملی شود. همزمان با این خیزش بدنبال قتل یک نوجوان خوزستانی مردم سراسر خوزستان فراخوان به قیام دادها ند و این فرصت بینظیری است که همراه با خانواده های شهدای این قیام و مادران عزادار که مدتهای طولانی در پایختت در جلو زندان اوین و مراکز و میادین مهم تهران با شجاعت تمام علیه این رژیم پرچم مقاومت را افراشته اند ،همسو شد تا شعله قیام سراسری شود.آزادیخواهان و ایران دوستان در داخل و خارج کشور  بایستی تمامی توان و توش خود بکار گیرند تا بتوان  شعله این جنبش را تا سرنگونی این رژیم فروزانتر کرد. نویسنده این سطور که از خطه ی مجاهد پرور آذربایجان است در خاتمه چند کلامی را خطاب به همشهریان عزیزم به آذری میآورم:عزیز هموطن لر، آذربایجان یورد ایرانن اویاخ گونه لیرده قربت دن نیر سلام گو ندریرم الله دان البته که هیچ وقت دشمن تن قوخ میاسزد شرکیمن سواشامسز پرچم ستار و باقر حنیف و موسی و حسین الزده محکم ساخلاین الله بیزننده دنیانن و ایرانن گوز سنیره باخر ملالان رژیم گت یلده اگر آذربایجان ایاقا قانی اوزاخدان قربا نیز اولازم و دعا الرم که ال ال ورخ و دشمن یره سالاخترجمه فارسی، هموطنان عزیز سرزمین آذربایجان چشم بیدار ایران است . از غربت برای شما سلام میفرستم. از خدا میخواهم که از دشمن هیچ وقت نترسید و مثل شیر بجنگید. پرچم ستارخان  و باقرخان و حنیف و موسی و حسین را محکم در دست بگیرید خدا با ما است مردم ایران و دنیا  به ما می گویند اگر خلق آذری بپا خیزد، رژیم ملایان رفتنی است . از دور و غربت ارادتمند و قربان شما هستم و دعا میکنم که دست در دست هم دشمن را به زمین بزنیم.حمید معاصر

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان