03312020سه شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
تاريخ نويسان و جامعه شناسان متعهد بدرستي به نقش حافظه تاريخي ملت ها در روند تكامل اجتماعي و مسير پيشرفت يا عقب ماندگي آنها تأكيد فراوان داشته و دارند. بدين جهت اگر ملت ها به تاريخ درست و واقعي كشور خود اشراف درست داشته باشند چه بسا امكان مي يابند كه به دور باطل تكرار فاجعه بار تاريخ گرفتار نشوند ودر پشت حكومت هاي فاسد و ديكتاتوري بعضا مشابه هم در برهه هاي مختلف تاريخ در جا نزنند و بقول معروف از تكرار تراژدي تاريخ جلوگيري كنند. بديهي است كه يك عامل كليدي و تعيين كننده مربوط است به حاكميت طولاني مدت ديكتاتورها و اعمال سانسور و اختناق و تحريف تاريخ انقلابات و خيزش ها ، كه در نهايت منجر به تكرار فاجعه ميشود كه در كنار آن عوامل مهم ديگري چون درجه بالاي بي سوادي مخصوصاً در كشورهاي جهان سوم و درصد پائين ترين سطح مطالعه سهم بزرگي در شكست ملت ها ايفا مي كنند.به عنوان مثال در تاريخ معاصر ايران وقايع مربوط به حاكميت منحوس سلسله پهلوي نمونه بارزي است كه كاملاً روشن مي سازد كه 57 سال حاكميت منحوس ديكتاتوري پدر وپسر دست نشانده استعمار از وقايع انقلاب مشروطه گرفته تا كودتاي ننگين 28 مرداد را سركوب و با اعمال سانسور شديد از اطلاع بخش بزرگي از مردم از تاريخ تحول انقلابي جلوگيري به عمل آوردند و نتيجه بلافصل آن اين شد كه نقش اسلاف خميني و آخوندهاي خميني صفت مثل كاشاني ها و فضل الله نوري ها در به شكست كشاندن جنبش مشروطه و حكومت ملي دكتر مصدق ناشناخته ماند و بخشي بزرگ از جمعيت مردم ايران از نقش اثر گذار تشكيلات وسيع طبقه آخوندها كه در طول تاريخ اغلب آنها جيره خوار دربار پادشاهان و ديكتاتورها و عوامل استعمار بودند ( باستثناي چند نفر منحصر به فرد چون مدرس و طالقاني ) بي اطلاع ماندند. و شخص خميني با اين پيشينه منفي دوباره به جاي انقلابيون واقعي سرنوشت انقلاب و رهبري آن را دزديد . نتيجه آن شد كه با وجود سازمان هاي پيشتازي چون مجاهدين و فدائيان عكس آخوند مرتجعي چون خميني در ماه ديده شد و به جاي حنيف نژادها و مسعود رجوي و بيژن جزني ها و نسل آنها خميني مرتجع به يمن تبليغات دروغ شبكه بزرگ آخوندي و بوق هاي استعماري چون بي بي سي انقلابي ترين مرد جهان معرفي شد و فاجعه بزرگي كه نتيجه آن 35 سال آزگار حكومت آخوندي با اين همه فجايع داخلي و بين المللي و منطقه اي شد .از اين منظر است كه اكنون بر عهده مقاومت سازمان يافته و روشنفكران و پيشتازان آگاه و متعهد است كه به نسل جوان امروزي كه لشكر اصلي قيام بر عليه رژيم آخوندها هستند مرتباً يادآوري مي كند كه تاريخچه اين انحرافات چيست و تهديدها و انحرافات يك انقلاب دموكراتيك و رو به جلو چه عوامل و چه كساني هستند تا اين بار بتوان يك انقلاب اصيل را به يمن بيداري و با اتكاء به تجارب و پيشينه تاريخي درست و تحريف نشده به سرانجام رساند.خوشبختانه در زمان حاضر به سایه پيشرفت ارتباطات و گسترش افراد تحصيل كرده جوان و وجود آلترناتيو و سازمان پرسابقه اي همچون مجاهدين اين نقيصه و گسست تاريخي برطرف شده است . ولي با اين وجود با توجه به وضعيت فوق العاده پيچيده جهاني و منطقه اي و سياست هاي بغايت غلط و مهلك كشورهاي غربي در قبال تحولات ايران امكان انحراف و توطئه چيني همان طور كه تا بحال ديده و تجربه كرديم باز هم منتفي نيست و بايد هوشيار بود و نسل جوان امروزي را از اين آفت ها آگاه ساخت كما اينكه در قيام بزرگ 88 كه واقعاً يك فرصت طلايي براي ريشه كن كردن آخوندها بود از دست رفت . با اين مقدمه كه البته ناكافي است لازم است مروري بر پيشينه دولت هاي جرثومه ولايت فقيه و شعارها و ترفندهاي آنها هر چند كه تكراري بنظر برسد كمك مي كند كه نسل امروز بين تغيير و سرنگوني در مقابل آفت هاي پيچيده سياسي آب بندي شود .مروري به پيشينه و شعارهاي دروغين دولت هاي آخوندي:دولت اول ناشي از قيام كه آنرا دولت موقت ناميدند توسط شخص خميني به مهندس بازرگان واگذار شد كه خميني در معرفي آن با يك دروغ بزرگ مذهبي و سياسي آن را دولت امام زمان ناميد تا جلوي هرگونه انتقاد و مخالفت با برنامه هاي اين دولت را كه در خور خواسته هاي انقلابي از نظر طبقاتي سياسي و اجتماعي نبود بگيرد تا برخر مراد سوار شده و بي مانع پايه هاي حكومت منحوس خود را تثبيت كند . اما همين خميني شياد در راستاي يك دست كردن حكومت ننگين خود با ترفند گروگان گيري و پز ضد آمريكايي دولت باصطلاح خود خوانده امام زمان را از دور خارج ساخت و در ادامه آن رئيس جمهور وارداتي خود بني صدر را هم كنار زد . و تتمه آزادي هاي سياسي قطره اي را هم كاملاً از بين برد . و در مرحله بعدي همزمان با راه انداختن جنگ ضد ملي ايران و عراق 8 سال تمام دولتي با سردمداري خامنه اي و موسوي سر كار آورد و با شعار كذايي "راه قدس از طريق كربلا می گذرد " تمامي هست ونيست مملكت را به كام جنگ فرو برد و يك اختناق بي حد و مرز توام با كشتار انقلابيون به ايران حاكم كرد كه نتيجه آن 3 ميليون كشته و آواره و خرابي صدها شهر و روستا با 1000 ميليارد دلار خسارت شد . و با خفت و خواري تمام جام زهر را سر كشيد و بجاي حسابرسي در مقابل مردم ايران از بابت اين خيانت بزرگ دست به كشتار 30000 هزار زنداني از مجاهدان و مبارزان زد تا بدين طريق انتقام خائنانه اين شكست را از مردم و پيشتازان آن بگيرد . پس از اين خيانت و جنايت بزرگ نوبت به دولت بعدي يعني دولتي به رياست جمهوري رفسنجاني رسيد كه او هم با حقه بازي و شيادي تمام بدون اينكه به عنوان فرمانده كل قوا در برابر جنايت و خيانت جنگ بي ثمر توضيح بدهد . اسم دولت خود را دولت سازندگي گذاشت . درطي 8 سال حكومت باصطلاح اين دولت سازندگي نه تنها هيچ خرابي مخصوصاً خرابه هاي عظيم جنگ بازسازي نشد بلكه يك طبقه زالو صفت از سرمايه داري فاسد آخوندي با تجار سنتي و از آخوندهاي نظير خود و آقازاده ها بوجود آمد كه فاصله طبقاتي بين اقشار مردم را به اوج خود رساند .او اين 8 سال را به چپاول و سركوب و ترورهاي مخالفان در داخل و خارج به پايان رساند و حكومت به دست يك شياد ديگر به اسم خاتمي افتاد كه شعار انتخاباتي و اصلي اين شياد اصطلاحات سياسي بود كه آنرا "دولت اصلاحات " ناميدند كه با حمايت همه جانبه دولت هاي غربي همراه بود و مماشات با اين رژيم سراپا خيانت و جنايت را به اوج خود رساندند تا آنجا كه با زد وبندهاي كثيف استعماري در اروپا و آمريكا مقاومت عادلانه مردم ايران را در ليست تروريستي قرار داده و كودتاي 17 ژوئن و قبل از آن بمباران و نابودي ارتش آزادي بخش را به اجرا در آوردند و با تمامي قوا كمر به نابودي مقاومت ايران در داخل و خارج و منطقه بستند كه به بهاي سنگين تمام شد که خوشبختانه با درايت و جانفشاني رهبري و رزمندگان و حاميان مقاومت، موفق نشدند.اما به ازاء اين خيانت بزرگ ، نه از اصطلاحات كذايي خبر شد و نه مينيمم تغييري در اين رژيم ايجاد شدو دست آخر هم اين شياد مدعي اصلاحات در برابر ولي فقيه تسليم شد و گفت كه دولت در نظام ولي فقيه يك "تدارك چي" بيش نيست . در اين دوره باصطلاح اصلاحات جنبش هاي بزرگ منجمله جنبش 18 تير دانشجويان به خاك و خون كشيده شد و بسياري از نويسندگان و منتقدان در همين دولت باصطلاح اصلاحات به طرز فجيعي قتل عام شدند و هيچ اتفاق خاصي نيفتاد و اين جنايت هاي بزرگ ماستمالي شده و با قرباني كردن يك مهره خودي بنام سعيد امامي كل پرونده جنايت مختومه اعلام شد. بعد از 8 سال بازي كلمات و شعارهاي بي محتوا چون گفتگوي تمدن ها وترهاتي از اين قبيل از شكم اين دولت باصطلاح اصلاحات موجود عجيب و غريبي بنام" پاسدار احمدي نژاد" با تقلب و جعل كه دكترين تمامي انتخابات قلابي رژيم بود سر برآورد . شعار اين پاسدار شكنجه گر و دولت او مقوله اي بنام" دولت مهرورزي" بود . اين دولت خلص پاسداري باصطلاح مهرورز، خشن ترين و قصی ترين دشمن مردم ايران در تاراج ثروت هاي ملي و گسترش تروريسم و اختناق بود. اين دولت باصطلاح مهر ورز 800 ميليارد دلار سرمايه نفتي ايران را كه بالاترين درآمد نفت در 100 سال گذشته بود صرف بمب هسته اي و صدور تروريسم کرد ویا به جيب اطرافيان ريخت. به گفته خود پاسدار احمدي نژاد بي دنده و بي ترمز دار و ندار مردم ايران را راهي دره سقوط كرد و قيام سال88 مردم ايران را براي سرنگوني رژيم با قساوت و بي رحمي تمام به خون كشيد كه همگان از جزئيات آن اطلاع دارند.دولت بعدي او يك شياد ديگر بنام آخوند حسن فريدون ملقب به حسن روحاني سكان دولت آخوندي را بدست گرفت اين بار او هم همچون اسلاف رياكار و دروغگوي خود با شعار پوسيده اعتدال و تدبير روي كارآمد كه نتيجه آن به اصطلاح دولت اعتدال يك قلم 2000 اعدامي در طي 2 سال حاكميت وي با انبوهي سركوبگري منجمله پديده شوم اسيد پاشي روي زنان و دختران ايران است كه اينها فقط بخش اندك از كارنامه ريا و دروغ و كشتار اين باصطلاح آخوند معتدل است براي جلوگيري از اطاله كلام اين نوشتار فقط يك مرور كوتاه و خلاصه اي از بيلان اين اراذل و اوباش بود كه بشود از آن نتيجه و محصول اين رژيم تبهكار را در ذهن نسل جوان امروزي زنده كرد . صد البته اين توضيحات مختصري براي نسلي كه در انقلاب حضور داشتند جنبه تكراري دارد . اما مخاطب اصلي اين تاريخچه مختصر نيروي عظيم جوان و دانشجو و تحصيل كرده ها هستندكه بيشترين درصد جمعيت 75 ميليوني ايران هستند كه آنها نيروي اصلي تغيير بحساب مي آيند كه شامل نسلي از 15 سال تا 30 ساله ها هستند كه بخشي ازتاريخ 36 سال حكومت ننگين آخوندي را شخصاً تجربه نكرده اند . و اين تاريخچه بيشتر اين نسل را مدنظر قرار داده تا با پيشينه اين رژيم تبهكار آشنا شوند . چرا كه آخوندهاي وقيح باشيادي تمام و با سوء استفاده از سياست به غايت غلط جهاني مماشات از يك طرف و تبحر در حقه بازي و جعل حقايق و فريب و سانسور يد طولائي دارند و بايد كه نسل جوان امروزي را نسبت به انحرافات و توطئه ها در اين مقطع حساسي كه آغاز دوران سرنگوني است حساس نمود .رهنمود اصلي براي نيروي تغيير اين است كه تمامي دستجات و نفرات و باندهاي گوناگون اين رژيم از آغاز تا به امروز تحت هر شعار و هر عنوان خائن – آدم كش – جلاد – دروغگو و فاسد و دشمن صلح و آزادي و عامل بدبختي تمام مردم ايران و مردم منطقه هستند . بنابراين در اين مقطع حساس كه رژيم غرق در بحران هاي مختلف دروني و بيروني است نسل قيام با تمامي قوا و با استفاده از تجارب قبلي فقط و فقط بايد به سرنگوني اين رژيم بيانديشد و فريب هيچ نوع شعار تو خالي را كه اين روزها باند روحاني و رفسنجاني همراه با حمايت مماشات گران ميدهند را نخورد . راه نجات فقط در سرنگوني تام و تمام اين رژيم تبهكار است و بس.
نوزدهمين همياري با سيماي آزادي كه به مدت 4 روز پياپي در اوايل مرداد ماه به اجرا درآمد ، جدا از كميت قابل توجه كمك ها و تعداد شركت كنندگان در نوع خود يك حماسه بزرگ ملي و ميهني درابعاد داخلي و بين المللي در راستاي كارزار سرنگوني بود .در اوج به هم خوردن تعادل باندهاي رژيم و تشتت در رأس و بدنه نظام كه ناشي از نوشيدن جام زهر اتمي و شكست در صدور ارتجاع و تروريسم در يمن و سوريه و عراق و....... بود ، در اردوي مقاومت و حاميان پرشور داخلي و بين المللي آن يك همبستگي ملي و شور و شوق زايد الوصفي به نمايش در آمد كه اشتياق و عشق و عطش سوزان بي نظير هموطنان را در داخل و خارج براي نيل به آزادي را در مقابل چشم جهانيان قرار داد . حداقل 4 نسل پياپي از مجاهدان و ياران و هم پيمانان آنها ساعت هاي طولاني وگاهاً روزهاي متمادي صف كشيده بودند تا كه به تنها صداي منحصر به فرد واقعي خود ياري برسانند كه اين حركت بخودي خود گواه بزرگي از ريشه داري مقاومت در بين 4 نسل دارد آري ، جنبشي كه 50 سال پيش با تابلوي درشت صداقت و فداي تمام عيار با اتكاء به يك ايدئولوژي انقلابي و تشكيلات پولادين و دموكراتيك پا گرفت به يمن ايثار تمام عيار و برخورداري از رهبري ذيصلاح در نسل هاي متوالي در نيم قرن حيات پربار مجاهدين توليد و باز توليد مي شود . هر چند كه در نيم قرن گذشته روزي و لحظه اي نبود ك از پيكر شكوهمند اين جنبش خون جاري نشود و ارتجاع و استعمار هم از هيچ لحظه اي براي از بين بردن اين جنبش و انواع و اقسام توطئه ها فروگذار كرده باشند كه هنوز هم ادامه دارد . البته اين آرزوي شوم هيچ گاه برآورده نشده و نخواهد شد. تاريخ اين مقاومت و تجارب آن در آينده نشان خواهد داد كه اين مقاومت چه دستاوردهاي ذيقيمتي براي بشريت و جنبش ها و نسل هاي آينده از خود بجاي گذاشته است . باري . يكي ازشگفتي هاي اين مقاومت كه در تاريخ انقلابات معاصر شايد منحصر به فرد باشد رشد و ظهور نسلي از مجاهدين و ياران آنها و علي الخصوص از زنان جوان برجسته است كه هيچوقت ايران را نديده اند و يا در ايام كودكي ايران را ترك كرده اند از اين نسل اكنون كه همگان در سيماي آزادي از حضور آنها مطلع شدند كه نرگس ها و ربيعه ها و الهام ها و .... نمايندگان آن ها بودند به آن درجه از رشد و ارتقاء و توان رهبري و تشكيلاتي رسيدند كه واقعاً تحسين و شگفتي تمام آزادي خواهان را بر مي انگيزاند . كساني كه هيچگاه وطني را كه براي آزادي آن مي جنگند از نزديك تجربه و لمس نكرده اند وهيچ خاطره اي ملموس از آن ندارند .  اينجاست كه اين سؤال كليدي در اذهان بدرستي شكل گيرد كه واقعاً چه انگيزه اي پشت اين نسل قرار گرفته كه اين چنين محصولاتي ارائه مي كند ؟ اين همان رازي است كه كنجكاوي هر بيننده و ناظري را بخود جلب مي كند و هر ناظري را در برابر اين سؤال قرار مي دهدكه مربي كيست و آموزگاران چيره دست كدام اند؟  آري نسل مسعود و مريم و تنها از اين نوع رهبري بي بديل بر مي آيد كه چنين نسل هايي را بپرورانند. آنان كه دستي در آتش دارند و با پرنسيپ ها و اصول تشكيلاتي مجاهدين كما بيش آشنايي دارندبخوبي ميدانند كه براي رسيدن به سطح و مدار رهبري كننده تشكيلات انقلابي مثل مجاهدين به چه ميزان از صلاحيت در زمينه هاي سياسي و ايدئولوژيك و تشكيلاتي بايد طي ساليان پرداخت بها دست يافت ودر اين كشاكش و نبرد سنگين و بي وقفه است كه مي توان پي برد كه رهبري اين جنبش از چه ظرفيتي  عظيم و شگرف و همه جانبه در پهنه انديشه و عمل انقلابي بايد برخوردار باشند  كه بتواند نسل هاي پي در پي در بالاترين سطح براي ادامه انقلاب پرورش بدهد . براستي قلم از وصف سرگذشت 50 ساله اين جنبش ناتوان است و اين كار را بايد به كاردان يعني تاريخ سازان و تاريخ نويسان و صاحب نظران حرفه اي گذاشت .يك پديده بسيار جالب و انگيزاننده ديگر اين همياري ورود نوجوانان عزيز كه آنها هم اغلب از نسل بزرگ شده در خارج كشور هستند كه نماد اراده يك خلق در زنجير را براي آزادي از شر ارتجاع در مقابل ديدگان جهانيان قرار ميداد نوجواناني كه عليرغم داشتن تمامي امكانات رفاهي سطح بالادر كشورهاي غربي مي توانند با بهره وري از امكانات ورزشي – علمي وهنري و انواع و اقسام وسايل تفريحي و رفاهي اصلاً هيچ فكري وهيچ انگيزه اي براي وطني كه نديده اند در سرنپرورانند و خود را درگير انديشيدن درباره سياهي هاي رژيم و خيانات آن نكنند .اما صد آفرين بر آنها باد كه بقول خودشان عموها و خاله ها و پدر و مادرخود را در مبارزه عليه رژيم تنها نمي گذارند و به ارتجاع و استعمار مي گويند كه اگر چه مي بري شاخ و برگ را با رشد جوانه چه ميكني !(ترانه معروف مرجان ) آري درخت انقلاب ريشه اي بسيار عميق در اعماق ايران زمين بزرگ دارد و اين نسل عزم كرده است تا ريش و ريشه آخوندها را ازبيخ و بن برندارد از پا ننشيند.و اما برگ زرين و افتخار آميز اين همياري حمايت سياسي و مادي زندانيان دست بسته و مقاوم زندان هاي مخوف رژيم جنايتكار است . آنهم در شرايطي كه براي زهر چشم گرفتن از  زندانيان و كل جامعه چوبه هاي دار 20 تايي 30 تايي روزانه برپا مي كنند. زندانيان مقاوم اعدام وحشيانه هم بندان خود را هم چون شير مرداني از غلامرضا خسروي تا جعفر كاظمي و حاجي بابايي را و ....... بياد دارند كه جرمشان فقط كمك مالي به سيما بودولي چه باك از دار و درفش و شكنجه كه بهاي عظيم آزادي است . از قضا اين مقاومت و اين جان بركفي همان چيزي است كه آخوندها بيشتر از همه چيز از آن وحشت دارند و جسارت و دليري و جانبازي وپذيرش خطر از زندانيان را معادل گسستن طلسم ترس واختناق مي دانند كه نتيجه بلافصل آن همانا قيام عظيم براي سرنگوني استحمید معاصر ـ برلین
اول – هر چند كه باندهاي مختلف ملايان با عوام فريبي و وقاحت تمام سعي دارند شكست استراتژيك اتمي را پيروزي نشان دهند اما ابعاد اين شكست فضاحت بار آنقدر بزرگ روشن است كه حتي كودن ترين عناصر وابسته به رژيم را قانع نمي كند چه رسد به مردم آگاه ايران در داخل و خارج و تمامي وجدان هاي بين المللي و حاميان مقاومت . ولي فقيه ارتجاع در ايام اخير چندين بار در روضه خواني هاي ملال آور خود نعره مي زد كه بازرسي از سايت هاي نظامي و بازجويي از دانشمندان و سايت موشك هاي بالستيك خط قرمز است در حاليكه در قرارداد 150 صفحه اي و قطعنامه جديد شوراي امنيت و مهمتر از همه در توافق اتمي محرمانه با آژانس اتمي پاي اين ذلت و شكست مهر گذاشته اند.دوم – تلاش هيئت حاكمه آخوندي براي مهار جنگ گرگها كه ناشي از اين شكست بزرگ است كاملاً بي اثر و آب در هاون كوبيدن است . روزنامه آرمان اخيراً با تيتر درشت نوشته بود كه توافق اتمي دلواپسان را متلاشي مي كند يك نمونه از صدها نمونه جنگ باندي در رسانه ها از طرفي ولي فقيه آنقدر ضعيف و شكننده شده است كه هيچ كدام از باندهاي رژيم خود را ملتزم به تبعيت از روضه ها و اخطارهاي آن نمي دانند و بعكس دامنه مخاصمات رژيم توقف ندارد و رو به تشديد فزاينده دارد و تمامي رأس و بدنه نظام پوسيده آخوندي را در بر گرفته تا آنجا كه ريزش نيروي سركوبگر بسيجي و پاسداران را و ساير نيروهاي دلواپس و سركوبگر را در چشم انداز دارد كه منجر به شكستن طلسم اختناق و راه افتادن سيل قيام ها خواهد شد .سوم – با توجه به متن قرارداد و طي مراحل عملي شدن راستي آزمايي و گذراندن پروسه بررسي هاي كنگره و سناي آمريكا حداقل 6 ماه پولي از بابت دارائي هاي بلوكه شده آزاد نخواهد شد . و موانع زيادي ممكن است اتفاق بيفتد كه اين پروسه طولاني شود اما جالب توجه اينست كه از هم اكنون سر چپاول اين پول باندهاي متخاصم به جان هم افتاده و آمار و ارقام هاي بسيار متفاوت و متناقض از اين پول مي دهند .در صورتيكه بعضي منابع بانكي و مالي خارجي و رسانه ها مقدار آن را 100 ميليارد دلار تخمين مي زنند در درون رژيم صحبت از 29 ميليارد دلار و يا مبالغي از اين حدود است و معلوم مي شود كه باندها بر سر چپاول اين پول از حالا نقشه مي كشند و چپاول آن موضوع جدال بي پايان باندي شده و خواهد بود . و در اين ميان آن چيزي كه از هم اكنون و بنا به تجربه روشن است پوچ و تو خالي بودن وعده و وعيدهاي روحاني دجال در زمينه بهبود معيشت و كار و زندگي مردم است.و هر ميزان از پول و اعتبارات بلوكه شده در صورت وصول مثل هميشه صرف صدور ارتجاع و تروريسم و يا به جيب باندها ي رژيم سرازير مي شود .به همين دليل ساده است كه نمايندگان كنگره و سناي آمريكا و مخالفان مماشات با رژيم بدرستي بر اين عقيده اند كه رژيم آخوندي اين پول ها را صرف تروريسم و صدور بنيادگرايي نموده و هيچ گونه كمكي به مهار رژيم درزمينه صدور ارتجاع و ثبات و صلح در منطقه و جهان نمي كند .چهارم – هم چنان كه در پيام مفصل و فراگير رهبر مقاومت آقاي مسعود رجوي تصريح و تأكيد شده است ، استخوان بندي تأسيسات اتمي رژيم دست نخورده باقي مانده و رژيم آخوندها به مصداق ضرب المثل (توبه گرگ مرگ است ) تا آنجا كه بتوانند دست به فريبكاري و تقلب خواهند زد. به علت پيشينه اين رژيم در دروغ و دغل و تقلب است كه افكار عمومي آمريكا و نمايندگان كنگره بدرستي تأكيد مي كنند كه به اين رژيم اصلاً اعتمادي نيست و بدرستي تأكيد مي كنند كه 20 سال پنهان كاري و دروغ و مخفي كاري رژيم دليل روشني است كه به اين رژيم نبايد اطمينان كرد . به عنوان نمونه روشن ولي فقيه ارتجاع همزمان با تصويب توافق نامه بصراحت گفت كه از صدور ارتجاع به عراق و بحرين و لبنان و سوريه و فلسطين و يمن دست بر نخواهد داشت . يك نمونه ديگر اظهارات صريح و روشن احمد شيرزاد نماينده سابق مجلس رژيم در مصاحبه با رسانه هاي فارسي زبان بود . كه صراحتاً گفت 20 سال ميلياردها دلار صرف اين پروژه به بهانه توليد برق شده و بطور معني دار گفت كه حتي يك لامپ هم از اين بابت روشن نشده است و تلويحاً گفت كه اين پروژه فقط و فقط براي بمب سازي بوده است . وي تصريح كرد كه اگر هم بپذيريم كه هدف توليد برق بوده اين پروژه اصلاً و ابداً مقرون به صرفه اقتصادي نبوده است .از خليفه ارتجاع از بابت هدر دادن حدود 300ميليارد دلار سرمايه هاي مردم ايران همراه با ساير خيانت ها و جنايات خود در حق مردم ايران بايد حسابرسي تاريخي بعمل آيد كه جز با سرنگوني ميسر نخواهد بودپنجم – متن طولاني و عجيب و غريب 150صفحه اي توافق با 12 سال كش و قوس مذاكرات رژيم با قدرت هاي جهاني يك شگرد و شيادي تمام عيار از طرف رژيم است كه با سوء استفاده از سياست مخرب مماشات صورت مسئله را پيچيده كرده و راه تقلب و شارلاتينسم را هم براي رژيم و هم ساير طرف حساب هاي سود جوي خارجي و شركت هاي معامله گر با رژيم باز مي گذارد جدا از محدوديت هاي زياد براي گريز از عواقب اين قرارداد نيمه خالي ليوان را هم بايد ديد . به عنوان مثال دولت هاي چين و شوروي با توجه به سوابقي كه با رژيم دارند آنچنان تمايلي در رقابت سياسي و اقتصادي با آمريكا و اروپا در جهت اجراي دقيق و مو به موي اين قرارداد از خود جديت نخواهند داشت .سرازير شدن فوري و سريع نمايندگان تجار محترم از اروپا به ايران مويد اين است كه سود و معامله با رژيم با ناديده گرفتن نقض حقوق بشر در ايران و اعدام هاي وحشيانه و صدور تروريسم به تمامي كشورهاي خاورميانه و دنيا آن خطري است كه اجراي كامل قرارداد را در مسير خلع يد كامل از بمب اتمي را مورد سؤال جدي قرار مي دهد خلاصه كلام اينكه با توجه به ماهيت رژيم و راه و رسم بغايت نادرست و مخرب مماشات قدرت هاي جهاني اين قرار داد نه از صلح و امنيت منطقه دفاع خواهد كرد و نه از تروريسم افسار گسيخته رژيم آخوندي جلوگيري به عمل خواهد آورد و نه برا ي مردم ايران گشايش اقتصادي و اجتماعي و .... به همراه خواهد آورد بهمين دليل است كه رئيس جمهور منتخب مقاومت ايران خانم مريم رجوي در همان موضع گيري نخستين خود با صراحت گفت كه اين قراردادي است با مشخصه باخت –باخت براي هر دو طرف .تنها راه برون رفت بحران همانا سرنگوني تمام و كمال اين رژيم است به قول رهبر مقاومت رژيم آخوندي بي اتمي و با اتمي سرنگون – سرنگونحمید معاصر ـ برلین
خامنه اي طي هفته هاي اخير و در فاصله هاي زماني كوتاه مرتب به صحنه آمد و هسته اصلي هر سخنراني وي جدا از دروغ پردازي و تناقض گويي هاي آشكار در مورد معضلات عديده رژيم و وحشت آشكار وي از چشم انداز سرنگوني رژيم را بر ملا مي كرد.او در سخنراني 19 ارديبهشت در جمع مزدوران خود گفت : امروزه ما در جنگ سياسي هستيم ،در جنگ اقتصادي هستيم، در جنگ امنيتي هستيم و مهمتر از همه اينها در معرض تهاجم فرهنگي هستيم و اگر اينها را نبينيم و نشناسيم غافل شده و شكست خواهيم خورد..صريح تر و روشن تر از اين نمي شد به تزلزل و بي ثباتي كه سراپاي رژيم آخوندي را در نورديده اذعان كرد.ساده لوحانه خواهد بود كه منظور خامنه اي از چهار جنگ جدي مورد نظر او را طرف حساب هاي خارجي و تهديد خارجي به شمار آوريم.بر عكس جبهه هاي گشوده شده مورد ادعاي ولي فقيه عليه رژيم ،در تمامي اين زمينه ها جنگي است به قدمت عمر رژيم فاسد آخوندي ميان مردم و مقاومت ايران و پيشتازان آن در ليبرتي كه امروزه بر شدت و حدت آن افزوده شده است. ترس و وحشت خامنه اي هم ناشي از شرايط خطيري است كه تماماً مقاومت مردم ايران و پيشتازانش با سنگين ترين بها به رژيم تحميل كرده اند. امروزه همگان ميدانند دليل طولاني شدن عمر اين رژيم چند دهه سياست مماشات دول غربي با رژيم ملايان بوده است كه اكنون به يمن پايداري و مقاومت و تلاش هاي رهبري داهيانه اين مقاومات بخصوص خانم رجوي، سياست مماشات به تنگي نفس سياسي گرفتار آمده است.خامنه اي كه در سخنراني هاي مداوم خود به جناح مقابل گوشزد مي كرد كه از سياه نمايي پرهيز كنند در همين ايام اخير فاش كرد كه از ديدن و شنيدن اعداد و ارقام نجومي قاچاق كالا كه سر بر بيش از25 ميليارد دلار ميزند شوكه شده و بدرستي اعتراف كرد كه اين حجم از واردات قاچاق رمق اقتصادي كشور را گرفته و آن را از پا در آورده است.از اين اظهارات صريح خامنه اي كه بگذريم سران باند روحاني و رفسنجاني هم تا آنجا كه به جنگ قدرت گرگ ها در درون رژيم بر مي گردد، اعترافات تكان دهنده اي از فساد و پوسيدگي نظام آخوندي در تمامي عرصه هاي حكومتي را كه تنها بخش ناچيزي از آن هاست به عمل مي آورند.به عنوان نمونه رفسنجاني در مورد فساد همه جانبه و نجومي هاي رژيم گفت كه افشاي همه ابعاد فساد به صلاح امنيت كشور نيست (بخوانيد امنيت رژيم ) و تصريح كه فساد هاي افشا شده فقط نوك كوه يخ است كه بيرون مي زند به همين سياق اخيراً عيسي كلانتري وزير ارشد در كابينه دوران رفسنجاني در يك افشاگري بي سابقه و در نوع خود هولناك با ارائه آمار و ارقام مفصل و كاملاً مستند(گفتگو با روزنامه شهروند) اثبات كرده كه تقريباً تمامي ذخيره آبهاي زيرزميني و سطحي بيش از حد استاندارد به مصرف رسيده و احداث بي رويه سدها و تخريب رودخانه ها و بي كفايتي رژيم آن قدر فاجعه بار است كه بين 45 تا 50 ميليون مردم جمعيت كشور در 3تا 5 سال آينده آب آشاميدني نخواهند داشت و مجبور به ترك و مهاجرت از ايران هستند و به وزير كشاورزي فعلي گفته است كه سخن از خودكفايي مزخرف است .آري اينست نمونه هاي اندكي از بيلان تبهكاري رژيم آخوندي در زمينه هاي مختلف كه حرث و نسل و تمامي امكانات مردم ايران را به توبره كشيده است.براستي بايد از آخوند دجال خامنه اي بايد پرسيد كه با چه ابزار و زيرساخت هايي دم از اقتصاد مقاومتي در مقابله با استكبار!! مي زند . در حالي كه به گفته خودشان تمامي بنيه كشاورزي و اقتصادي نابود شده و يا در حال نابود شدن است.خلاصه كلام اين كه آخوندها در تمامي زمينه ها اعم از اتمي و صدور ارتجاع و بحران هاي عظيم اقتصادي و اجتماعي را كه بر مردم ايران تحميل كرده اند نظاره گر بن بست همه جانبه خود هستندو عليرغم گسترش اعدام ها و سركوب هر روز شاهد اعتراضات معلمان ، كارگران ، پرستاران ، دانشجويان ، اقشار مختلف و زندانيان مقاوم ايران هستيم . اين همان شرايطي است كه آنچنان به بحران انقلابي دامن مي زند كه خامنه اي و سران رژيم را بدرستي به وحشت انداخته است. جا دارد كه از تمامي مردم ايران در داخل و خارج كشور بخواهيم كه دست در دست سازمان مجاهدين و شوراي ملي مقاومت و تمامي هم پيمانان و حاميان داخلي و خارجي آن بگذاريم و با تمامي توش و توان رژيم آخوندي را كه بيش از هر زماني پوسيده و متزلزل شده به زباله دان تاريخ بياندازيم . شركت در مراسم و گردهمايي امسال مقاومت در پاريس در شرايط حساس پاسخي مهم در انظار جهانيان به مسئله مبرم سرنگوني رژيم آخوندي است.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان