12062021دوشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
پس از گذشت ۳۸ سال از حاکمیت جهل و جنایت و تبهکاری های بی حد و مرز آخوندی بدلیل پوسیدگی مفرط ایدئولوژیکی و تاریخی از یک طرف و جنگ وجدال حاد نمایش انتخابات از طرف دیگر، امروزه مردم ایران و وجدان های بیدار جهانی آشکارتر از همیشه شاهد فوران تعفن و گنداب مشمئز کننده عملکرد باندهای مافیایی آخوندی هستند. مناظره های نمایش انتخابات علیرغم این که از طرف ولی فقیه و ارگان های سرکوبگر مرتبا به آنها اخطار می دادند که کاندیداها نباید از خط قرمزهای نظام ! عبور کنند ، تبدیل به یک رسوایی بی سابقه در انظار مردم ایران وجهانیان شد . و عریان تر از همیشه فساد وغارت و جنایت و فریب را از زبان خود سردمداران اصلی رژیم به نمایش گذاشت که نتیجه آن پوسیدگی این نظام رو به سقوط را نمایان کرد . بدون اغراق و بنا به اعترافات متعدد سران رژیم در جنگ باندی ، نقش مقاومت ایران به عنوان اصلی ترین عامل درونی در کشاندن پای رژیم به وضعیت وخیم کنونی به هیچ وجه قابل انکار نیست واثر تعیین کننده داشته است که این موضوع شرح وتفصیل جداگانه می طلبد فقط کافی است جهت یادآوری به سابقه دو زهرخوران آخوندی در جنگ ۸ساله وزهر خوران اتمی اخیر به عنوان شکست های استراتژی مهم رژیم یاد کنیم که هردو را پایداری و افشا گری مقاومت به شکست کشاند. امروزه ولی فقیه ارتجاع و تمامی دارو دسته های مافیائی آخوندی- پاسداری نظاره گر برباد رفتن تمامی سرمایه گذاری های کلان برای سرپا نگهداشتن خفقان و سرکوب و ادامه سلطه پایدار خود هستند که برای آن مردم و مقاومت ایران بهای سنگینی پرداخته اند . بدین جهت یادآوری شمه ای از سرمایه گذاری های کلان جهت حفظ بقای رژیم هرچند تکراری به نظر می رسد به درک وضعیت فعلی به عموم یاری می رساند . یکم – سرمایه گذاری روی ۸ سال جنگ ضد میهنی با عراق با بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار خسارت و بیش از ۳ میلیون کشته و مجروح  وآواره جنگی فقط از طرف ایران برای سرپوش گذاشتن به هر نوع آزادی خواهی و عدالت طلبی مردم و پیشتازان آنها که بنا به اعترافات صریح سران به درک واصل شده (مثل اردبیلی ورفسنجانی و ----) وهمچنین موضع گیری های آقای منتظری کاملا قابل اجتناب و پیشگیری بود . جمله معروف خمینی که نعره می کشید جنگ تا رفع فتنه در عالم –جنگ نعمت است را همگان به یاد دارند. دوم- سرکوب وحشیانه تمامی جنبش های سیاسی و اجتماعی و قومی و در رأس آنها سازمان انقلابی بویژه سرکوب خونین تظاهرات نیم میلیونی مردم در تهران و در مراکز شهرهای بزرگ در سال ۶۰ وکشتارها وشکنجه های وحشیانه بعداز آن وقتل عام۳۰،۰۰۰ زندانی بیگناه که بیلان آن در ۴دهه گذشته به پیش از۱۲۰،۰۰۰ اعدامی رسیده است . سوم- در کنار اعدام ها بی وقفه ، انباشتن مستمر زندان ها از قشرهای مختلف مردم و دارای مذاهب و عقاید مختلف و فعالین حقوق بشر بویژه سرکوب ضد بشری زنان و فعالین فرهنگی –کارگری – دانشجویی و--------- چهارم- ارتکاب بیش از ۴۵۰ ترور شخصیت های سیاسی در خارج کشور از مخالفان رژیم و قتل های معروف زنجیره ای از نویسندگان و روشنگران آنهم باصطلاح در دوره اصلاحات و گفتمان های خاتمی...... پنجم – سرمایه گذاری صدها میلیارد دلاری از دارایی به غارت رفته مردم ایران بر پروژه بمب سازی اتمی و صدور ارتجاع و تروریزم و فرقه گرایی در کشورهای مسلمان منطقه جهت تضمین بقای عمر رژیم به بهانه عمق استراتژیک حفظ نظام . ششم ـ بستن دهان ها و شکستن قلم ها و اعمال وحشیانه ترین سانسور قرن با شیوه های مافوق قرون وسطایی از طریق فیلتر سایت ها – پارازیت اندازی سرطان زا – شکستن ماهواره ها و ممنوعیت انتشارات آگاهی بخش ، بطوری که ایران زندان خبرنگاران و روزنامه نگاران درکل جهان ، مقام اول را از طرف سازمان حقوق بشری دریافت کرده است و رکورد دار اعدام نیز  نسبت به جمعیت آن می باشد هفتم ـ گسترش مداوم و روز افزون سازمان های سرکوب که دهها تشکیلات عریض و طویل را در بر گرفته که در رأس آنها سپاه پاسداران و وزارت بدنام اطلاعات و نیروی تروریستی قدس ، با تصرف بودجه های میلیاردی که بنا به اعتراف سران رژیم بیش از۶۰٪ منابع اقتصادی و قدرت سیاسی را در قبضه خود دارند که مأموریت اصلی آنها در داخل، سرکوب هر نوع آزادی خواهی و در منطقه و خارج ،گسترش سلطه ولی فقیه و فقط برای دوام و بقاء رژیم و انبوه مواردی دیگر، که آخوندها برای اعمال سلطه از هیچ وطن فروشی و دنائت و رذالت فروگذار نکرده اند که برجسته ترین آنها صرف میلیاردها دلار از دارایی مردم ایران و ذخایر انسانی برای از بین بردن بزرگترین مقاومت سازمان یافته مجاهدین و شورا که یک نمونه آن یک فقره معاملات ۸ میلیاردی با دولت فرانسه در مقابل شبه کودتای ۱۷ ژوئن و دستگیری خانم رجوی و ۱۵۰ نفر از یاران آنها که منجر به اعتراض و جنبش گسترده همگانی گردید که خسارت سیاسی و انسانی آن، زخمی بزرگ بر پیکره مقاومت ایران بود و یک معامله ننگین در تاریخ کشوری مثل فرانسه بود . وهمزمان با بمباران وحشیانه اشرف و کشتارهای بعد از آن و حملات موشکی به لیبرتی با صدها شهید و هزاران مجروح در زد و بند استعماری و قدرت های غربی و بردن مقاومت مشروع به لیست ظاله سیاه تروریستی که همه اینها در ادامه سرمایه گذاری های کلان واستراتژیک با صرف میلیاردها دلار از دارایی های محروم مردم ایران و خسارت بارترین آن عبارت بود از طولانی شدن عمر یک رژیم پوسیده و فاشیستی و عواقب ناگوار موجودیت این رژیم در منطقه ، همه این ها و بیشماران توطئه و جنایت و جنایت ،فقط وفقط برای این بوده است تا آخوندها و عمله و اکره آنها سوار بر ماشین دجالیت و شقاوت و شیادی، با دست باز تحت عنوان متولیان بلا منازع دین و مذهب اعتقادات ایرانی، نسل اندر نسل و سده ها به حکومت منحوس خود بی هیچ مانعی ادامه دهند وهیچ گاه پرده از ماهیت ننگین آنها کنار زده نشود تا آنها بتوانند به سلطه پایدار خود ادامه دهند . و اما امروز به یمن پایداری حماسی و تاریخ ساز مردم و مقاومت آنها صحنه سیاسی داخلی و خارجی و منطقه ای بطور کلی و به زیان رژیم دچار تحول اساسی و بنیادین شده است . امروز با این مردم به جان آمده از ستم و فقر و فلاکت و مقاومت آنها و مخالفین نظام نیستند که طی سالیان با پرداخت سنگین ترین هزینه ها به افشاء جنایت ها وعملکردهای خانمانسوز و ویرانگر این حاکمان می پرداختند بلکه این خود سران درجه اول رژیم هستند که در مخمصه انتخابات قلابی گیر افتاده و در سایه جنگ باندی، در وانفسای عمر رژیم به رسواترین شکل جنایات و چپاول ها و دزدی ها و دروغ های سالیان را در مقابل انظار مردم و جهانیان بر ملا می کنند. به طوری که مهار اوضاع از دست ولی فقیه طلسم شکسته خارج شده است حتی مجموعه دلواپسان آنها، از آژیر خطر کشیدن امامان باصطلاح جمعه و مراجع وابسته به ولی فقیه دردی را از درمان های ناعلاج رژیم درمان نمی کند. تهدیدهای سپاه جهل و جنایت هم دیگر کارایی قبلی را از دست داده است . کافی است فقط اندکی از فراوانی، افشاء گری های بی سابقه ای که در ۳ دوره از مناظره نمایش انتخاباتی را مرور کنیم تا به عمق پوسیدگی نظام ولی فقیه و شکست همه جانبه آنها پی برده شود . وقتی که روحانی شیاد در جلوی دوربین های رسمی رژیم کارنامه رئیسی جلاد را که کاندیدای اصلی ولی فقیه است به فضاحت بارترین صورت ممکن در ۳۸ سال گذشته فقط اعدام و زندان اعلام می کند و صراحتا و بصورت تحقیر آمیز به او می گوید که هیچ نوع سابقه مدیریتی و شناخت از امور ندارد جز اینست که زیر آب کل نظام و در درجه اول زیر آب ولی فقیه خودش را می زند . و وقتی رئیسی جلاد خطاب به روحانی او را غارتگر ۸ هزار میلیارد ذخیره صندوق فرهنگیان و به دروغ گویی در تمامی زمینه ها متهم می کند . آیا جز این که کل این حاکمیت منحوس و شخص دوم آن زیر سؤال می رود. درست است که صراحتا از اسم بردن ولی فقیه بنا بر مصلحت  کل نظام و ترس از قیام مردم یاد نمی شود ولی هر بچه محصل ابتدایی هم می داند  که مسئول تمامی این جنایات در درجه اول خود  ولی فقیه است و بس . یا به عنوان مثال دیگر . موقعی که پاسدار قالیباف به صراحت می گوید که فقط ٪۴ مردم، از وضع فعلی راضی هستند و ٪۹۶ مردم، دچار فقر و فلاکت و منزجر از رژیم هستند آیا به قول معروف جای آبادی برای رژیم از زبان اصلی ترین سردمداران رژیم باقی می گذارد؟ این است، آن سرنوشت شومی که امروزها در انتظار نظام پوسیده آخوندی است، که تماما نامشروع و ضد مردمی از همان آغاز روی کار آمدن خمینی ملعون بوده و در مراحل تکاملی خود سیر سقوط و قهقرا را در منجلاب فساد و بحران ها طی کرده است . در خاتمه چند نتیجه گیری را در معرض اطلاع و قضاوت خوانندگان محترم به استحضار می رسانم 0-         بازنده  اصلی این نمایش تحمیلی، باندهای متخاصم رژیم و در رأس آنها متزلزل شدن خیمه عمود نظام و برنده واقعی آن، مردم و مقاومت ایران است. از نظر مردم ایران و به اعتراف باندهای مافیایی هر دو جناح رژیم، فاسد – جنایتکار – شیاد و نامشروع هستند 1-         تنش و مخاصمات باندی با ادبیات قهر آمیز و خشن و بی سابقه در نوع خود، با اعمال نفوذ ولی فقیه و ارگان های امنیتی ونظامی مهار شدنی نیست . و وروز بروز به زیان کل رژیم عمیق تر شده و از این پس امکان زندگی مسالمت آمیز را  به مخاطره جدی انداخته است. 2-         صحنه این نمایش فقط تبدیل به افشاءگری باندها علیه یکدیگر و کل هیئت حاکمه شد و هیچ برنامه و راه حل سیاسی نه تنها ارائه نشد بلکه نمایشی بود از ورشکستگی و افلاس و عدم کارایی این رژیم قرون وسطایی، که نتیجه بلا فصل آن ریزش هرچه بیشتر نیروهای سرکوبگر و مزدور رژیم است . 3-         اثبات شد که خط مشی مقاومت سازمان یافته، از ابتدای روی کار آمدن خمینی اصولی و مردمی و بر حق بوده و تنها راه حل همانا نه بر جلاد و نه به شیاد و رأی به سرنگونی است . هرکس و هر جریان تحت هر عنوان، مردم به جان آمده را به نفع این و یا آن جناح تشویق به شرکت در این انتخابات قلابی کند. از دید  مردم ایران خدمت به ولی فقیه و کل نظام است و در پیشگاه مردم ایران خائن، و همدستی در جنایت است . 4-         اعتراض و تنفر اقشار مختلف مردم ایران از جوانان تا کارگران و ----- در میتینگ های انتخاباتی روحانی علیرغم کنترل شدید امنیتی این میتینگ ها در شهرهای ارومیه – همدان –کرمانشاه – تهران و در محل قربانیان معدن، بخوبی عمق حالت انفجاری جامعه و آمادگی مردم را برای سرنگونی تمامیت این رژیم نشان داد و این گواهی آشکار به عمله و اکره و شرکای داخلی و خارجی رژیم است  که مردم ایران تسلیم آخوندها نشده اند بلکه به محض این که فرصتی برای بروز عقاید خود داشته باشند عزم خود را برای سرنگونی رژیم نشان می دهند . بخصوص که پیشتازان آنها قوی تر و متشکل تر از هر زمان در صحنه پیکار حضور دارند و مؤسسان چهارم و فعالیت های داخلی شعار رزمندگان، در ایام اخیرگواه آشکار آن است که بیخود نبود، که کاندیدای مطلوب ولی فقیه به صراحت به روحانی گفت که شما حرف های اپوزیسیون نشسته در پاریس را می زنید. و بارها شاهد سریال های تلویزیونی رژیم و ترس و وحشت آخوندها از مجاهدین و مقاومت در ایام اخیر بودیم . شرایط برای سرنگونی رژیم آخوندها روز بروز آماده تر می شود . بکوشیم تا با اتحاد و همبستگی تمامی قشرهای گوناگون ایران این رژیم سفاک را به زباله دان تاریخ بیندازیم .
با مروری مختصر به مواضع و سخنرانی شرکت‌کنندگان در کنفرانس سه روزه مونیخ به‌وضوح روشن می‌شود که دست آورد کلیت رژیم آخوندی از این همایش بین‌المللی جز انزوای بی‌سابقه و مطلق رژیم آخوندی در سطح جهانی و منطقه‌ای نبوده است. اجماع و اشتراک نظر بی‌سابقه منطقه‌ای و بین‌المللی علیه تجاوزگری‌ها و صدور ارتجاع و تروریسم و بی‌ثباتی در منطقه و جهان از زبان بازیگران اصلی و مهم به‌قدری آشکار و شدید بود که بی‌تردید در طی ۳۸ سال حاکمیت ننگین آخوندی بی‌سابقه است؛ که خود حاکی از آغاز یک نقطه عطف در مسیر شتابان دوران سرنگونی آخوندها است. بی‌جهت نیست که عمله و اکره گوناگون رژیم آخوندی از هر دو باند حسرت دوران مماشات را می‌خورند و اما به مصداق ضرب‌المثل معروف آن سبو شکست و آن پیمانه به ریخت. بی‌گمان اگر دست آوردها و رنج و شکنج ۳۸ سال مقاومت بی‌امان فرزندان رشید خلق و تلاش‌های حماسی رئیس‌جمهوری مقاومت خانم مریم رجوی در عرصه بین‌المللی آن‌هم با پشتوانه بیش از ۱۲۰۰۰۰ هزار جاودانه فروغ به‌دقت و منصفانه بررسی شود. آنگاه معلوم می‌شود که نقش عنصر داخلی و مردمی مقاومت چه قدر در آرایش سیاسی کنونی مؤثر بوده است؛ که خود البته شرح و تفصیل مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود. و اما در میان هیئت‌های گوناگون دیپلماتیک، هیئت آمریکایی با وزن سنگین سیاسی از شرکت معاون رئیس‌جمهور تا وزیران خارجه و دفاع و سناتورهای بانفوذی همچون لیندزی گراهام و جان مک‌کین نقش ویژه‌ای در دوران جدید پس از مماشات داشت. معاون رئیس‌جمهوری آمریکا در سخنرانی خود رژیم را بزرگترین حامی تروریسم دولتی در جهان معرفی کرد و با صراحت و قاطعیت اعلام داشت که آمریکا با تمام قوا مانع دستیابی رژیم به سلاح اتمی خواهد شد او در دیدار با عبادی نخست‌وزیر عراق به وی گوشزد کرد که آمریکا به رژیم ایران اجازه دخالت و بی‌ثبات کردن عراق را نخواهد داد وی همچنین در دیدار با نخست‌وزیر ترکیه از همکاری ترکیه با متحدان منطقه‌ای آن علیه تروریسم انگشت گذاشت. که در ادامه این موضع‌گیری‌های تندوتیز وزیر خارجه ترکیه با شدیدترین لحن رژیم آخوندی را مقصر فرقه‌گرایی و بی‌ثباتی در منطقه دانست. قبل از آن رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه با صراحت اعلام کرده بود که رژیم آخوندی در صدد بی‌ثبات کردن عربستان و بحرین است. این موضع‌گیری یک چرخش آشکار از طرف ترکیه در سیاست منطقه‌ای علیه رژیم آخوندهاست و باعث خشم و به‌هم‌ریختگی آن‌ها شد به طوریکه بهرام قاسمی سخنگوی وزارت خارجه رژیم سراسیمه و هراسان به نحو ابلهانه‌ای و با تاکتیک فرار به جلو مدعی شد که رژیم آخوندی بیشترین نقش! را در مقابله با تروریسم و بی‌ثباتی در منطقه دارد. شدت ضربه به‌قدری شدید بود که اخیراً وزارت خارجه آخوندی سفیر ترکیه در تهران را فراخواند تا مراتب اعتراض خود را به دولت ترکیه اعلام دارد بدیهی است که این عکس‌العمل‌ها جز تشدید تضاد بین ایران و ترکیه هیچ منفعتی برای رژیم ندارد. در ادامه جلسه لیندزی گراهام سناتور بانفوذ و پر سابقه در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های خود صحبت از اعمال تحریم‌های جدید و سخت علیه رژیم کرد و تصریح نمود که اکثر نمایندگان کنگره و سنا آماده تصویب این طرح‌ها هستند. پا به‌پای این حملات تند سیاسی مقام‌های نظامی طراز اول ترکیه و آمریکا در یک نشست مشترک طرح همکاری‌های نزدیک را در رابطه به جنگ با داعش و مقابله با بحران سوریه را به بحث گذاشتند که نشان آشکار از چرخش مواضع ترکیه از همکاری تنگاتنگ با روسیه و جایگزین کردن و اولویت دادن نقش اصلی به آمریکا است که این ابتکار به حاشیه راندن رژیم آخوندی منجر می‌شود. به همین سیاق وزیران خارجه عربستان و اسرائیل نیز در سخنرانی‌های این کنفرانس مواضع شدیدی برعلیه سیاست‌های آخوندها داشتند. عادل الجبیر صریح‌تر و قاطع‌تر از هر زمان رژیم ملایان را منشأ صدور تروریسم و بی‌ثباتی در منطقه دانست و هشدار داد که رژیم ایران بزرگترین حامی تروریسم دولتی است و در یمن و بحرین و عربستان دخالت مستقیم دارد و مروج فرقه‌گرایی است (نقل به مضمون). او تصریح کرد که هیچ‌گونه رابطه سیاسی در صورتیکه رژیم ایران کاملاً دخالت‌های خود را بالکل ترک نکند عملی نیست. مهمتر اینکه رئیس کنفرانس مونیخ در پایان این اجلاس با صدور اطلاعیه به اتحادیه اروپا فراخوان داد که باید سیاست فعالی در قبال بحران سوریه از طرف اتحادیه به‌عمل‌آمده و درخواست نمود که این اتحادیه در راه ایجاد یک منطقه امن با سایر کشورهای ذینفع کوشا باشد. تا راه‌حل درست برای جلوگیری از هجوم میلیون‌ها پناهنده و سوری به کشورهای دیگر به عمل آید که این موضع‌گیری درست برخلاف نیت شوم رژیم است. به‌طورکلی مجموعه این مواضع منجر شد که صحنه به‌شدت علیه رژیم بچرخد و احتمال می‌رود که با انتقال مذاکرات صلح به ژنو زمینه طرد کامل رژیم آخوندی از بحران سوریه تکمیل شود؛ که یک ضربه آشکار به‌اصطلاح عمق استراتژیک رژیم است. در هفته‌های اخیر در یک تحول دیگر در لبنان، سعد حریری نخست‌وزیر در مراسم سالروز ترور پدرش در جمع بزرگی از هواداران خود به صراحت اعلام کرد که داشتن سلاح در دست حزب‌الله! مشروعیت ندارد. از نکات جالب اینکه ظریف به‌عنوان وزیر خارجه رژیم کاملاً منزوی و حتی یک دیدار در سطح مقامات اثرگذار از وی دیده و شنیده نشد؛ و او فقط در یک کنفرانس در اوج استیصال و درماندگی مدعی شد که زبان تهدید علیه رژیم جواب مطلوب نیست و کمکی به صلح و ثبات نمی‌کند (نقل به مضمون) و چند بار تکرار کرد که رژیم به دنبال سلاح اتمی نیست. با توجه به‌مراتب فوق که فقط خلاصه‌ای از فضای کنفرانس بود. به‌وضوح شاهد انزوای کامل و شکست سیاست خارجی آن بودیم به‌طور یقین بازتاب این شکست در درون و بیرون رژیم در روزهای آینده بیشتر و بهتر نمایان می‌شود. آخوندها برای سرپوش گذاشتن بر این شکست مفتضحانه طبق معمول با راه انداختن مانورهای پوشالی نظامی سعی در روحیه دادن به مزدوران خوددارند که البته نتیجه‌ای جز افزایش تنش با جامعه بین‌المللی نخواهد داشت. در این میان مجموعه این شرایط تضادهای درون باندهای رژیم را گسترش می‌دهد و اصلی‌ترین سرمایه روحانی که همانا برجام باشد بیش‌ازپیش رنگ‌باخته و طبیعتاً در جنگ باندی با ولی‌فقیه در آستانه انتخابات به‌شدت ضربه خورده است؛ که نتیجه آن تضعیف کل نظام و به هم خوردن تعادل کل رژیم به نفع مردم و مقاومت ایران می‌شود.
نگاهی به تاریخچه مماشات و وحشت آخوندها از تغییر این سیاست در یک بررسی واقع بینانه و مستند از رابطه دولت های مختلف آمریکا با رژیم آخوندها از ابتدا تاکنون سیاست مماشات وجه غالب سیاست آمریکا و تمامی دولت های غربی در قبال آخوندها بوده است . که در هردوره متناسب با شرایط و دیدگاههای سیاسی داخلی و بین المللی طرفین در اشکال  گوناگون عمل کرده است .نطفه اولیه مماشات و زد و بندسیاسی با چراغ سبز آمریکا و دول غربی برای سرقت رهبری انقلاب توسط خمینی  در اوایل کاشته شد . بدین معنی که جایگاه ژئوپولوتیک  ایران در خاورمیانه با داشتن طولانی ترین  مرز مشترک با شوروی سابق یکی از مهمترین عوامل اثر گذار در کنفرانس معروف به گوادالوپ در فرانسه بود که نهایتا آمریکا و کشورهای اروپایی بدنبال قیام درایران  تصمیم گرفتند که عنصر  مرتجعی که بنا حق رهبری انقلاب را ربوده به دلیل ماهیت ارتجاعی آن فرد مناسبی برای جلوگیری  از نفوذ شوروی و بلوک کشورهای  سوسیالیستی آن زمان می باشد.ودر جبهه بندی  جنگ سرد بین دو ابرقدرت زمان یعنی آمریکا و شوروی متحد مطلوبی برای آمریکا و متحدان آن می باشد .متأسفانه و شوربختانه تا آنجا که به منافع ارتجاع و استعمار و همسویی آنها بر علیه منافع عالی و انقلابات رهایی بخش مربوط است  تشخیص درستی داده بودندبی جهت نبود که مرور زمان نشان داد که عملکرد خائنانه و وطن فروشانه آخوندها تا چه حد بر زیان مردم ایران و به نفع غارتگران ایران شد .عمق خیانت آنقدر در زمینه های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و انسانی و ... از مرزهای متعارف گذشت که رهبرمقاومت آقای مسعود رجوی با ارائه انبوه فاکت های معتبر و اسناد و مدارک  مبسوط و غیر قابل  انکار در سال های اخیر با تفصیل و شرح کامل تاریخچه استعمار در ایران بصراحت اعلام کرد که از زمان حکومت قاجار تاکنون و هیچ کدام از حکومت های دیکتاتوری در ایران به اندازه رژیم خمینی و آخوندها مورد حمایت استعمارگران نبوده است . به همین منوال در طول سی و هشت سال حکومت ننگین آخوندی سیاست مماشات نه تنها علیرغم تمامی کش و قوس ها و تحولات سیاسی متوقف نشد بلکه بر ادامه آن تا به امروز از طرف آمریکا و دولت های غربی به زیان بارترین صورت علیه منافع ایران و مردم منطقه تا آخر زمامداری اوباما ادامه داشت .ودر طرف مقابل این مردم ومقاومت ایران بودند که تحت شدیدترین سرکوب ها و خیانت های همه جانبه و ویرانگر انسانی و اقتصادی و اجتماعی قرار گرفتند.که البته این سیاست شوم در ادامه حیات ننگین و ظالمانه خود پس از حمله به عراق و افغانستان و متعاقبا خیزش مردم سوریه به تبع مماشات با آخوندها دامن این خلق های محروم را نیز گرفت. و اصرار و پافشاری بر ادامه این سیاست خانمان برانداز بخاطر پاره ای از منافع حقیر و زود گذر  سیاسی و اقتصادی آنقدر به لحاظ زمانی طولانی شد که نتایج حاصل از آن منجر به پیدایش وحشی ترین نوع تروریسم کور در پنج قاره جهان از استرالیا تا آمریکا شد وچه خسارت های انسانی و ...که تا به امروز ببار نیاورده است . و به این زودی هم برطرف شدنی نیست . ادامه شوم این سیاست در درجه اول دامن مردم ایران و اکنون چندین سال است  که مردم عراق و افغانستان و یمن و لبنان و فلسطین و کشورهای منطقه را در بر گرفته و حاصل آن خسارت جبران نا پذیر از اقتصادی تا انسانی وسیاسی و فرهنگی است  که مردم این دیار را به خاک سیاه نشانده است .و جبران آن سالهای سال طول می کشد. کشته و بی خانمان شدن ابعاد میلیونی در عراق و سوریه ونابودی زیرساخت های  این کشورها فقط بخشی از این خیانت و جنایت بزرگ است . که منشأ آن از آخوندها سرچشمه گرفته شده است . چشم پوشی عامدانه و بسیار مشمئز کننده از صدور تروریسم بنیادگرای آخوندی آنهم بسیار مدت دار وطولانی تا آنجا پیش می رفت که آمریکا و دول غربی بطور شگفت انگیزی و غیر قابل باور از قربانی شدن پرنسیب های سیاسی و فرهنگی و انسانی خود بوسیله رژیم هیچ پروایی نداشتند نمونه ها و فاکت های این گونه اغماض بقدری در کمیت و کیفیت زیاده از حد متعارف است که فقط به ذکر چند نمونه از دهها و صدها مورد بسنده می شود. به عنوان نمونه همگان به یاد دارند که در سال های دهه 1980 میلادی بود که سپاه پاسداران  رژیم به صراحت مسئولیت  انفجار مقر تفنگداران آمریکایی در بیروت را از زبان فرمانده وقت آن یعنی رفیق دوست شنید  که گفت ایدئولوژی و مواد انفجاری آن مربوط به ایران است .ونمونه دیگر  انفجار و حمله تروریستی در سال های  اخیر به مقر نظامیان آمریکا در خود عربستان بود که آنهم دهها کشته و زخمی برجای گذاشت . درکمال ناباوری در هیچ کدام از این موارد دولت آمریکا عکس العمل لازم را علیرغم شواهد کافی در برابر رژیم نشان نداد .و برخوردی جدی با این مسئله نشد . آش آنقدر شور شد که تحقیقات لوئیس فری در مورد انفجار در عربستان به عنوان رئیس FBI پرده پوشی شد . که بعدها لوئیس فری افشاکرد که رسما از طرف رئیس جمهوری و مقامات امنیتی به وی دستور داده شده بود که از پی گیری پرونده انفجار صرف نظر شود که این رفتار یک شوک سیاسی به رئیس وقت FBI  وارد کرده بود که این خاطره شوم را همیشه در سخنرانی های مقاومت اعلام کرده است. و این در حالی است که اگر به جز رژیم اخوندی این اعمال تروریستی را علیه منافع و مردم و نظامیان آمریکایی در جايي، حتی در مقیاس بسیار کوچکتر از این ها انجام می داد  .بلافاصله جواب قاطع سیاسی و نظامی شدیدتری دریافت می کرد .تا دردنیا همگان بفهمند که با ابر قدرت آمریکا نمی شود از این شوخی ها و گستاخی ها کرد . و فاجعه بارتر از همه اینها که امروز نتایج آن در عراق و سوریه بیشتر و بیشتر ملموس شده است .قربانی کردن این کشورها پای سیاست مماشات و زد و بندبا آخوندها است . که احتیاجی به توضیح بیشتر ندارد .و اما پابه پای این سیاست بغایت ور شکسته و زیان بار در طول بیش از سه دهه که در میان تاریکی مطلق که جهانی را در کام خود فرو می برد یک شمع کوچک ولی پر نور و پر حرارت همیشه و در همه حال در میان این تباهی و سیاهی مدام می درخشید و خاموشی نداشت و آن شعله و شمع مقاومتی چون مجاهدین و یاران آنها بودند که بر علیه این تاریکی مهیب و غول آسا شوریدند  افشا کردند مقاومت کردند خسته نشدند –از بمباران ها و کودتاها و کشتارها هراسی بدل راه ندادند با تهمت ها و برچسب های ننگین به شکل ناباورانه و غیر متصورآن در برابر دشمنان بزرگ جنگیدند تا بقول مسعود رجوی در اثر مقاومت خود چشم جهانیان را بالاخره پس از سه دهه به این روش ظالمانه باز کردند. ویک شیر زن بی همتا بنام مریم رجوی با اندک یاران خود در اروپا و آمریکا و 5قاره جهان در میان کودتا و تهمت و فشار و رنج و خون آن چنان جنبشي به پا کرد  که هزاران هزار شخصیت برجسته و سیاسی و حقوقی و نظامی مخصوصا در خود آمریکا به تأیید این خط ومشی پیوستند تا این که پس از طی شانزده سال تلاش همه جانبه و عبور از هفتصد خوان توطئه با فدایی بی کران از پیکر رنجور و زخم خورده و خونی مقاومت ایران سیاست شوم مماشات را رسوا کرده و یک ضربه کاری به پیکر فرتوت آن وارد کردند. تغییر دوران و شکست این سیاست های ننگین با رفتن اوباما واقعی است . نیرویی عظیمی که خانم رجوی از مجموعه بزرگ از سیاست مداران و نظامیان و قانون گزاران و وجدان های بیدار  در آمریکا و در کشورهای اروپایی و مسلمان حول سرنگونی رژیم گرد آورده است .تعادل بین رژیم و مقاومت ایران را به سود مردم ایران در داخل و خارج را به هم زده است . پابه پای روی کار آمدن رئیس جمهور جدید که سیاست اعلام شده اش قاطعیت در برابر رژیم است .23 تن از مقامات کشوری و لشکری و سیاسی سابق طی پلاتفرم سیاسی بسیار سنجیده و دموکراتیک با ارائه فاکت های سیاسی روشن در 18 محور  خواستار به رسمیت شناختن مقاومت ایران از دولت جدید شدند. ضربه بقدری کارا و عمیق است  که سراپای رژیم آخوندی را که در بحران های ناشی از زهر اتمی و منطقه ای و اقتصادی و سیاسی دست و پا می زند به فغان آورده است و بدون فوت وقت ورق پاره های مهم این رژیم از قبیل جوان – تسنیم –ایسنا – کیهان –اسرار –رسالت و تلویزیون رژیم فغان برآوردند که مقامات سابق آمریکا از قبیل رودی جولیانی سناتور لیبرمن و ژنرال شلتون و جان بولتون و گینگریچ و ...  پشت مجاهدین و حمایت از آنها به سرنگون کردن رژیم رفته اند .....به تمامی دار و دسته های آخوندها علی الخصوص ولی فقیه ارتجاع آنهم بعد از مرگ رفسنجانی به عنوان لنگر تعادل رژیم باید گفت که باش صبح دولتت بدمد و این هنوز از نتایج سحر است –دوران طلایی مماشات با آخوندها طبق گفته صریح صادق زیبا کلام از باند روحانی با رفتن اوباما خاتمه یافته و تمامی ارتزاق آخوندی از این سیاست شوم در حال رخت بربستن است . رسوایی مماشات پس از رفتن  اوباما با افشای سی بار رفت و آمد تریتا پارسی به عنوات بسیجی کراواتی رژیم در آمریکا بالا گرفته و رسواتر از آن ديدار با موسويان در 3 مرحله بوده است كه يك ننگ پاك نشدني در مماشات با تروريست هاست. تازه این سندهای  خائنانه فقط جزیی ازمماشات و زد وبندبا رژیم ملایان است .وای به آن روزی که سند این جنایات در رابطه با عراق و سوریه و یمن نیز جز به جز به اطلاع جهانیان برسد . تغییر دوران و شکست سیاست قبلی آمریکا و شرایط بحرانی بین المللی رژیم از یک طرف و نارضایتی انفجاری مردم ایران راه را بر سرنگونی رژیم بیش از هر زمان دیگر در چشم انداز قرار داده است بکوشیم با ضربات کاری بر پیکر فرتوت رژیم آخوندی هرچه سریعتر به عمر ننگین این رژیم خاتمه داده شود
روحانی شیاد که با انبوهی وعده و وعید های تو خالی و با کلید پوسیده! تدبیر و امید، بالاجبار به عنوان رئیس جمهور، بر ولی فقیه تحمیل شد؛ اکنون که اواخر دوران خود را می گذراند با دستی کاملا خالی و کارنامه ننگین در همه زمینه ها و حوزه های حکومتی خیز برداشته است، که برای بار دوم نیز منصب غصب شده ریاست جمهوری را اشغال کند؛ و به عمر ننگین این رژیم که در محاصره انبوه بحران های فزاینده داخلی و خارجی دست و پا می زند، بیفزاید. اما مردم آگاه ایران و وجدان های بیدار بخوبی به یاد دارند که این شیاد بندباز امنیتی با سابقه، با چه شعارهای پر طمطراق از قبیل آزادی بیان و احزاب و مطبوعات و آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از موسوی و کروبی و زهرا رهنورد و رونق اقتصادی و مبارزه با بیکاری و حقوق شهروندی و تعامل با جهان و ... ، چه دود و دمی به پا کرده بود و کم نبودند افراد و دستجات بیرون و درون او را حلوا حلوا می کردند . و در مقابل چه فشارها و سرکوب های وحشیانه مخصوصا چهارده سال پایداری رزمندگان مقاومت و یاران آنها به مردم و پشتیبانان آنها تحمیل کرده و جنایات و جنگ افروزی های بی رحمانه رژیم در داخل و منطقه را پرده پوشی می کردند. در این فضای پرگرد و غبار سیاسی و بموازات این تبلیغات پوشالی و دروغین، روحانی حقه باز و عوام فریب از همان ابتدای کار تمامی اعتبار و مشروعیت ناداشته سیاسی خود را بر روی باز سازی رابطه آمریکا و غرب از طریق زهرخوران اتمی بنا کرده بود؛ تا علاجی برای برون رفت از خفگی اقتصادی و تحریم ها پیدا کند و از طرفی در جنگ قدرت با خامنه ای دست بالا را پیدا کند. روحانی یادش رفته بود که اسلاف او در منصب های ریاست جمهوری ولایت فقیه به چه سرنوشتی دچار شده اند و فراموش کرده بود که سلف او خاتمی در شرایط متفاوت داخلی و خارجی در حالیکه موقعیت بسیار برتری بر روحانی داشت: مجبور شد اعتراف کند که رئیس جمهوری در نظام ولایت فقیه تدارک چی ای، بیش نیست. در شرایط کنونی رژیم و با توجه به تجربه تمامی دوران های ریاست جمهوری و پروسه سه سال و نیم حاکمیت روحانی او باید به این نتیجه رسیده باشد که منصب رئیس جمهوری نه تنها در حد تدارک چی نظام ولی فقیه نیست حتی نقشی به مراتب نازل تر از نقش آبدارچی دربار ولایت دارد. و ما اکنون به تبع تغییر و تحولات در انتخابات آمریکا و پایان دوران شانزده ساله مماشات و دست آوردهای باد آورده و امدادهای غیبی! و امتیاز دادن های نامشروع به رژیم از کیسه مردم و مقاومت ایران شاهدیم که رویای روحانی در پیشبرد اهداف زهر خوران اتمی و اتصال به استکبار! به سراب تبدیل شده است. پیش از این هم در دوران طلایی ریاست اوباما خطوط سیاسی وی و رفسنجانی در تقابل حاد با جناح دلواپسان ولی فقیه تحت عنوان برجام های دو و سه و ... با موانع و حملات باندی گسترده تری مواجه بوده و هست. اکنون او که در آستانه پایان دوره اول دولت است؛ از طرفی با آینده ناروشن و تیره و تار برجام مواجه است و از طرف دیگر با اشراف به ضعف مفرط ولی فقیه طلسم شکسته، نمی خواهد از منصب ریاست و قدرت کنار زده شود. با توجه به شرایط فوق او به شگردها ی تبلیغاتی لو رفته و عوام فریب در روزهای اخیر دست زده است. که در عین حال بسیار ناشیانه است. از این جمله است برگزاری سمینارها و جلسات با بخشی از روحانیون و مریدان اهل سنت و دم زدن از برادری و برابری شیعه و سنی، آنهم در حالیکه سالیان سال است که هموطنان سنی مذهب از داشتن یک مسجد و نمازخانه در تهران محروم شده اند.  تبعیض و سرکوب و افروختن آتش جنگ فرقه ای در کشورهای مسلمان منطقه از حمله عراق و سوریه و عامل ظهور پدیده ای خطرناک همچون داعش و سرکوب اهل سنت مردم ایران در مناطق سنی نشین چون کردستان و بلوچستان و اهواز در دوران حکومت روحانی نه تنها کم نشده بلکه با شدت و حدت هر چه بیشتر ادامه دارد. دامنه فقر در مناطق سنی نشین بمراتب بیشتر از سایر شهرها بیداد می کند و آمار خودکشی ها در میان مناطق محروم سنی حتی در میان نوجوانان از دوازده ساله و در سنین جوانی با کمال تأسف سیر تصاعدی داشته است. گماشته مشاور زنان روحانی به نام شهین ملاوردی یکبار افشاْ کرد که دریکی از دهات مردم محروم سنی نشین بلو چستان تمامی مردان آن ده اعدام شده اند. با این وصف آخوند جنایت پیشه وقیح تر از آن است که این فجایع را در حق هموطنان سنی به روی نامبارک خود بیاورد. مضحک تر و مشمئز کننده تر از همه این ها تبلیغات و هیاهوی اخیر وی در مورد رونمایی از منشور حقوق باصطلاح شهروندی است. کسی نیست از این شیخک بپرسد از کی به فکر حقوق شهروندی افتاده است. در حالیکه رکوردار اعدام هستی و رقم اعدام های رسمی و علنی شده از مرز دو هزار و ششصد گذشته است. شیخک مزور و مکار یکبار درباره علت افزایش سیر صعودی اعدام ها در برابر رسانه های رژیم باوقاحت بی نظیر اعلام کرد که قوه قضائیه مستقل است و او در کار آنها دخالتی ندارد. اخیرا نیز پا به پای گفتاردرمانی های! مسخره و لو رفته که از اسلاف خود نظیر رفسنجانی و خاتمی آموخته است؛ دریک تناقض آشکار با تبلیغات و هیاهوی دروغین او اندر باب برابری شیعه و سنی، کشتار بی دفاع مردم حلب را به بشار اسد جنایتکار و به ارباب خود ولی فقیه تبریک گفت؛ در حالی که افکار عمومی و وجدان های بیدار در کشورهای مسلمان و جهان و دولت های متمدن فاجعه و کشتار مردم مظلوم مسلمان حلب را به عنوان جنایت علیه بشریت به ثبت رسانده اند. در یک رأی گیری در سازمان ملل در اوایل دی ماه صد و پنج کشور دنیا با حداکثر آرا به نفع تحقیقات در مورد جنایت علیه بشریت در حلب رأی دادند و بموازات آن شصت و سومین قطعنامه نقض حقوق بشر بر علیه رژیم به تصویب رسید. با توجه به موارد فوق است که شارلاتانیستم روحانی اندر باب حقوق شهروندی و در نزد افکار عمومی داخل و خارج مضحکه ای بیش نیست و درخارج کشور هیچ انعکاسی در مورد این تبلیغات پوچ و دروغین در رسانه ها جدی گرفته نشد. رقبای او در داخل در سطح وسیع، روحانی را به سخره گرفتند؛ به عنوان نمونه ای از این موضع گیری های باند ولی فقیه کافی است که به شکست مانور تبلیغاتی انتخاباتی وی پی برده شود. روزنامه کیهان شریعتمداری به طعنه به وی گوشزد می کند که حقوق شهروندی را ول کن و به حقوق های نجومی بچسب. روزنامه جوان متعلق به پاسداران آن را عوام فریبی و فرافکنی می خواند. روزنامه دیگری به نقل از وزیر اقتصادی وی نقل می کند که حقوق های نجومی بر مبنای قانون بوده است. و دهها مورد دیگر که هر روزه در رسانه های باند رقیب سر تیتر روزنامه های آنها است. لازم به یاد آوری است که مقاومت ایران طی اطلاعیه ای روشنگرانه مانورهای تبلیغاتی و لو رفته و بی حاصل روحانی را مانور در قبال جنبش رشد یابنده دادخواهی علیه قتل عام شصت و هفت و پرده پوشی محکومیت رژیم در مجمع عمومی ملل متحد بخاطر نقض فاحش حقوق بشر اعلام کرد. کلام آخر این که با توجه با واقعیت های انکار ناپذیر درون و بیرون رژیم هیچ ترفندی قادر نیست این رژیم را از بحران های لاعلاج فراگیر نجات بدهد. هردو جناح رژیم هیچ راه حل روشنی برای برون رفت از بحران سرنگونی ندارند .مردم ایران و مقاومت ایران خود را برای دوران پایانی رژیم هرروز آماده تر می کنند. دامنه اعتراض های اقشار مختلف بجان آمده از بحران اقتصادی ـ فساد بی حد و مرز باندهای رژیم علیرغم سرکوب وحشیانه رو به افزایش تصاعدی است روزی نیست که هزاران نفر از اقشار مختلف در جلوی مجلس ارتجاع و یا در مراکز شهرها و روستاها علیه بیدادهای لجام گسیخته و دزدی و غارت رژیم آخوندی اعتراض نکنند. سیر تحولات هم در درون رژیم و هم در بیرون آن با سرعت و شتاب بیشتر به ضرر موجودیت کل نظام آخوندی پیش می رود. باندهای رژیم مخصوصا ولی فقیه ارتجاع کنترل خود را از دست داده و قادر به حل معضلات مردم نیستند. جوانان غیور ایران در روز پاسداشت کوروش کبیر شعار می دادند حکومت آخوندی ـ فقط ظلم فقط جنگ. این شعار بسیار مردمی و موجز وصف حال حکومت ننگین سی و هشت ساله آخوندهاست که باید به دست مردم و مقاومت ایران به زباله دان تاریخ افکنده شود و آن روز دور نیست.

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان