12062021دوشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
.هرچند باندهای متخاصم آخوندی تضادهای فراگیری در همه عرصه های حکومتی با هم دارند، اما با توجه به بحران های خطرناک و غیر قابل انکاری که در مقابل خود به عینه می بینند در ارزیابی خطرات فروپاشی رژیم اتفاق نظر دارند. از میان انبوه هشدارها و اخطارهای سران رژیم فقط به یک نمونه از صدها نمونه اکتفا می کنیم. آنجا که حیدر مصلحی وزیر اطلاعات دوران احمدی نژاد به صراحت گفت که فتنه  به مراتب بزرگتری از فتنه 88 در راه است. تشدید تقابل در رأس نظام و تعیین تکلیف هژمونی قدرت بین رفسنجانی و خامنه ای است .جنگ قدرت بین خامنه ای و رفسنجانی پس از اتمام دو دوره ریاست جمهوری رفسنجانی از مراحل مختلفی عبور کرده است. گام اول به حاشیه راندن رفسنجانی ابا ممانعت وی از رفتن به مجلس شروع و تا حذف او از ریاست خبرگان و امامت  نماز جمعه و سرانجام حذف کاندیداتوری اش از ریاست جمهوری در سال 92 به اوج خود رسید. اما بدلیل موقعیت ویژه رفسنجانی ،تلاش های چند جانبه خامنه ای ودار و دسته چماقداران و آخوندهای  وابسته به خامنه ای برای حذف و خانه نشینی رفسنجانی ، کامل و عملی نشد. با تحمیل روحانی به خامنه ای  ،تلاش های چند ساله ولی فقیه برای یک دست نگاه داشتن رژیم که برای آن متحمل هزینه های سنگینی شده بود، به شکست سختی انجامید .علت آن ترس از تکرار قیام 88 بود. در این مدت هرچند فشارهای طاقت فرسا از طریق باند خامنه ای از قبیل دستگیری فرزندان هاشمی و آزار و اذیت و حمله و هجوم نفرات ریز و درشت خامنه ای به وی به اوج خود رسید اما رفسجانی عقب ننشست بلکه اکنون با گرفتن اهرم دولت خیز برداشته است تا در انتخابات در مجلس خبرگان و مجلس به اصطلاح شورای اسلامی هژمونی خامنه ای را در صورت موفقیت از دست وی خارج کند. رفسنجانی و روحانی بر این عقیده اند که خطر فکری آنها که همانا آویختن به سرمایه داری آمریکا و غرب است باعث بقای رژیم و مانع سقوط آن می شود.  خامنه ای و دار و دسته اش کاملا در تقابل آشکار با این خط هستند.   از همین منظر است که هردو باند رژیم انتخابات اسفند مجلسین را سرنوشت ساز می نامند. هرروز که به مقطع انتخابات نزدیک می شویم تخاصمات باندی با شدت و کیفیت شدیدتری بروز می کند. ولی فقیه طلسم شکسته تا این لحظه نشان داده است که کماکان بر انقباض و سرکوب و حذف پا می فشارد اما وی برای پیش بردن این خط در تعادل قوای درونی رژیم با موانع و ریسک های بسیار جدی روبروست. اکنون موقعیت رفسنجانی پس از شکست های پی درپی خامنه ای در عرصه سیاست داخلی و خارجی با داشتن اهرم دولت محکم تر شده است.با این مقدمه اکنون با نگاهی به نگرش و حربه های ولی فقیه برای مقابله با برون رفت از بحران سرنگونی و کنار زدن حریف که به کابوس دائمی وی تبدیل شده است می توان پی برد که چرا بن بست های رژیم کاملاً ناعلاج و نا گشودنی و راه حل هر دو جناح محکوم به شکست است.اول – بحران زهر اتمی – که داستانش به اذعان خود سردمداران رژیم مخصوصاً جناح خامنه ای مصداق ضرب المثل معروف خوردن هم چوب و هم پیاز شده است. بدین معنی که بزرگترین و مهم ترین پروژه استراتژیک رژیم برای تضمین بقا که داشتن بمب اتمی بود شکست خورده و به گفته اغلب کارشناسان دستکم حدود 300 میلیارد دلار سرمایه گذاری خائنانه و وطن فروشانه از کیسه ملت محروم ایران به هدر رفته و تحریم های کمر شکن ناشی از آن فلج اقتصادی تمام عیار را به دنبال آورده است. که تبعات ناشی از آن منجر به اثبات بی کفایتی مطلق رژیم از نظر داخلی و بین المللی و تؤ ام با نارضایتی عمیق مردم به ستوه آمده شده است . خامنه ای بالاجبار بمب را از دست داد تا از تحریم فلج کننده و انزوای کامل و از انفجار خشم توده های گرسنه در امان بماند. اما رفع تحریم ها بسادگی امکان پذیر نیست و دچار دست انداز وکندی شده و گزارش جدید آژانس و سنگ اندازی های دلواپسان رژیم از یک طرف به حل مسئله عاجل رژیم برای دست یابی به دلارهای نفتی نیانجامیده است. بعلاوه بعد از وقایع تروریستی در فرانسه و لشکر کشی غرب برای مقابله با داعش که در کانون آن سرنگونی بشار اسد نیز قرار دارد. اوضاع منطقه ای رژیم و صدور ارتجاع را تیره و تار کرده است. رژیم در باتلاق سوریه گرفتار آمده و ضربه سنگینی که بخاطر از دست دادن پاسدار همدانی و مجروح شدن پاسدار سلیمانی همراه با تلفات وسیع از سرکردگان سپاه خورده است میرود که شکست منطقه ای بزرگ و استراتژیک دیگری را برای رژیم به ارمغان بیاورد.و اما راه حل خامنه ای برای برون رفت از بحران اقتصادی شعار من در آوردی" اقتصاد  مقاومتی"  است و او در روضه های ایام اخیر خود در تقابل با روحانی و رفسنجانی چندین بار نعره زده است که راه حل برون رفت از بحران اقتصادی در ژنو- وین و لوزان نیست و راه حل در داخل کشور است. او به همین سیاق و تلویحاً به پاسداران که تمامی ارکان اقتصادی را قبضه کرده اند اطمینان خاطر می دهد و درست در مقابل خط رقیب که خواهان سرمایه گذاری غربی ها و کنار زدن سپاه حداقل در بخش نفت و صنایع بزرگ سود آور است قرار دارد. اما مشکل و عیب کار خامنه ای در این است که ولی فقیه بی سواد در حالی شعار پوچ و تو خالی اقتصاد مقاومتی! را مطرح می کند. که بنبه صنعتی و کشاورزی و تولیدی کشور کاملاً از هم پاشیده و بنا به تصریح حتی مقامات خود رژیم در خوش بینانه ترین صورت 40 درصد کارخانه های تولیدی تعطیل و 60 درصد باقی مانده تنها با 30 یا 40 درصد ظرفیت کار می کنند. 40 میلیون مردم فعال کشور بیکار هستند (تصریح خود مقامات رژیم در روستاها) و فساد و چپاول نجومی را پایانی متصور نیست و سراپای رژیم را در نوردیده است. به عنوان نمونه سالانه 20 میلیارد دلارقاچاق کالا از طریق سپاه پاسداران وارد کشور شده و امثال بابک زنجانی ها که یک نمونه از هزارها فساد است فقط 22 میلیارد را از پول محروم ایران به جیب خود و باندهای تبهکار ریخته است. و کشور با خشک شدن منابع آبی زیرزمینی و رودخانه ها و دریاها خط های قرمز بحران خشکسالی و بی آبی را چندین برابر پشت سر گذاشته است و معلوم نیست که خامنه ای مفلوک و درمانده با این وضعیت فوق العاده وخیم چطور دم از اقتصاد مقاومتی می زند! والبته که این تز مفتضح وبی پایه او آنقدر مضحک و مسخره است که آدمی را به یاد جمله معروف خمینی که می گفت اقتصاد مال خر است می اندازد و الحق که غیر از این هم از خامنه ای که جانشین خمینی است انتظار نمی رود.و حتی دار و دسته باصطلاح کارشناسان اقتصادی وابسته به ولی فقیه هیچ گاه این شعار را جدی نگرفته اند و تنها سلطان قاچاق قند و شکر یعنی آخوند فسیل مکارم شیرازی اندر دفاع از اقتصاد مقاومتی در یک روضه خوانی وقیحانه به مردم گرسنه پیشنهاد کرد که به جای سه وعده غذا یک وعده بخورند و مدعی شد که اگر هم گوشت مرغ نخورند هیچ طوری نمی شود و تازه نخوردن گوشت به گفته پزشکان باعث سلامتی است. زهی به این بی شرافتی و وقاحت.باند رفسنجانی و روحانی هم بیش از هر کس دیگری می دانند که شعار خامنه ای چقدر تهی و بی محتوا است بدین جهت هم هست که علیرغم تکرار این شعار طرفداران و کارشناسان این باند هیچ توجهی به این شعار نکرده اند.سوم – اصرار رفسنجانی و روحانی بر خط آویختن به آمریکا و غرب بمثابه نجات رژیم از سقوط خامنه ای را بر آن داشته که برای مقابله با حریف دو حربه دیگر را به عنوان اهرم فشار بکار گیرد و آن دو اهرم عبارت است از مرز بندی با قیام 88 به عنوان فتنه و نفوذ دشمن. از طریق اقتصادی و وابستگی به غرب. علیرغم تبلیغات سنگین دار و دسته ولی فقیه از قبیل کیهان شریعتمداری و سپاه پاسداران و امامان باصطلاح جمعه رفسنجانی حاضر به موضع گیری علیه قیام 88 و محکوم کردن سران فتنه ! نشده است و تا به امروز این حربه ها مؤثر واقع نشده است. رفسنجانی بخوبی به ضعف ولی فقیه پی برده و تسلیم وی نمی شود . اخیراً خامنه ای با حربه نفوذ بر علیه باند رقیب متمرکز شده و حول این شعار عوامل خود را بسیج کرده و حول این شعار شروع به دستگیری یک سری از روزنامه نگاران خط روحانی –رفسنجانی را کرده است و دعوار و زد و خورد سیاسی را هر روز شعله ور تر می کند تا آنجا که رفسنجانی را سر فتنه می نامند و دیپلماسی خارجی آنها را زیرضرب گرفته و به آنها صفت جاسوس – خیانت – مخالفت با ارزش های اسلامی – جاده صاف کن دشمن و منافقان جدید و ...خطاب می کنند و تا آنجا بحران عمیق می شود که در مراسم رسمی محرم با حضور خود خامنه ای دلواپسان حاضر در جلسه پاسدار لاریجانی و روحانی را به باد شعارهای تند و توهین آمیز می گیرند.دو رأس متخاصم هر روز علیه هم ب آشکارترین و صریح ترین صورت ممکن با الفاظ تند و خشن موضع می گیرند و هیچ کدام تا به امروز حاضر به عقب نشینی و آتش بس نیستند.همزمان با رشد بحران در درون رژیم اعتراضات و نارضایتی و تظاهرات اقشار مختلف روز به روز اوج بیشتری می گیرد زندانیان مقاوم علیرغم اعدام و شکنجه رعب اعدام و شکنجه را از هم دریده اند.و هر روز خانواده شهدا و زندانیان و اقشار به جان آمده در میادین معروف تهران و جلو زندان ها علیرغم ضرب و شتم و دستگیری و تهدید دست به قیام شجاعانه می زنند. در شهرهای بزرگ منجمله پایتخت و آذربایجان و خوزستان و کرمانشاه تظاهرات بزرگ و دامنه دار برگزار می شود که لرزه سرنگونی به اندام رژیم انداخته است و بهمین دلیل است که رژیم تنها راه چاره را در سرکوب و باز هم سرکوب داخلی و موشک باران تنها آلترناتیو خود یعنی رزمندگان مجاهد می بیند اما نه راه حل خامنه ای و نه راه حل رفسنجانی و روحانی که فکر می کنند با آویختن به غرب می توانند رژیم را از سرنگونی محتوم برهانند چاره دردهای بی درمان رژیم آخوندی است. به قول انقلابی معروف زمانی که پایینی ها نخواهند و بالایی ها نتوانند حکومت کنند لحظه قیام و انقلاب است. حمید معاصر
بدنبال پخش یک برنامه مستهجن و مبتذل از تلویزیون آخوندهای ضدفرهنگ و ادب که توهینی آشکار به فرهنگ غنی مردم غیور و آزادیخواه بود، مردم و جوانان دلیر در استانهای آذری نشین و پایتخت یکپارچه دست به یک قیام گسترده و جانانه زدند که تا این لحظه ادامه دارد و لرزه بر اندام پوسیده حاکمیت آخوندی انداخته است، رژیم وحشتزده ، سرکرده نیروی جنایتکار انتظامی را به منطقه فرستاد تا با سرکوب و شیوههای رذیلانه جلو گسترش این قیام را بگیرد و تعداد زیادی از هموطنان آذری و جوانان غیور دستگیر شدهاند، دامنه نفوذ و گسترش این قیام از دانشگاهها و بازار گرفته تا زندانیان مقاوم را دربر میگیرد. از اینکه پخش یک برنامه تلویزیونی موهن منجر به یک قیام و خیزش سیاسی گسترده شود، البته که گویای تمامی حقیقت و ابعاد آن نیست، بلکه واقعیت انکار ناپذیر اینستکه پس از 36 سال حاکمیت جهل و جنون و جنایت و فساد و در دوران زهرخوران اتمی و شکستهای خفتبار صدور ارتجاع به سوریه و عراق و یمن و ... مردم ایران و جوانان غیور و به جان آمده در هر فرصتی برآنند که بند از بند این رژیم تبهکار بگسلند. و این حرکت ابلهانه این رژیم یک فرصت مناسبی شد که از یک جرقه  ،حریق بزرگ ایجاد شود. مخصوصاً اینکه یک کانون استراتژیک نبرد، با  50 ساله سابقه درخشان و پشتوانه 120.000 هزار شهید ،  یک الگوی بی بدیل و بی نظیر در مقابل مردم ایران و منطقه و جهان قرار دارد که لیاقت و توانمندی جایگزینی این رژیم را سالیان است که به اثبات رسانده است.مضافاً براین مردم غیور آذربایجان با پشتوانه تاریخی 100 سال نبرد برای آزادی ایران از جنبش مشروطه تا به امروز با سردارانی چون ستارخان و باقرخان و شیخ محمد خیابانی و حنیف و موسی و در ادامه راه آنها فرماندهانی دلیر چون مهدی فتح الله نژادها و حسین ابریشمچیها (که شهدای اخیر این مقاومت هستند) نشان داده اند که پیشتازان برجسته ای دارند که به مبارزات آنها تداوم بخشیده و راه و رسم آنها را تا نیل به آزادی ادامه خواهند داد.خانم مریم رجوی رئیس جمهور منتخب شورای ملی مقاومت قیام هموطنان آذری را به شیواترین بیان مورد تحسین و تشویق قرار داده و اشاره درست و تاریخی به پیشتازی خلق دلیر آذربایجان در تاریخ 100 ساله ایران داشته و از سایر هموطنان خواست که به گسترش این جنبش بشتابند.همانطور که در بالا اشاره شد، توجه به محاصره رژیم آخوندی در چنبره انواع و اقسام بحرانها و گسست و تشتت و جنگ قدرت فلج کننده دررأس هیأت حاکمه ،  قدرت این رژیم و موقعیت شخص ولی فقیه بیش از هر زمان دیگری تضعیف شده و آسیبپذیری آن کاملاً آشکار گردیده است.  البته نتیجه بلافصل و انکار ناپذیر  آن ، مقاومتی است که در رأس و بدنه آن مجاهدین و انقلابیون مردم دلیر آذربایجان از نظر کمی و کیفی نقش برجستهای دارند.  این ویژگیهایی است که هراس رژیم آخوندی را از این جنبش پیشرو بیشتر میکند. با این مقدمه انتظار واقعی از هموطنان آذری اینست که با درک و اهمیت نقش خود همچنانکه اعلام کرده اند باید این جنبش را تداوم ببخشند و با توجه به گسترش نفوذ آذریها در پایتخت و سایر شهرهای دیگر ایران ، مردم استانهای شمال ، خراسان ، بلوچ ، کردستان و فارس را که همگی از ستم رژیم آخوندی به تنگ آمدهاند دعوت کرد تا به این جنبش بزرگ بپیوندند تا قیام سراسری علیه این رژیم آخوندها شعله ور شود.رژیم آخوندها مثل همیشه با همه رذیلتهای ضدانقلابی  اش و بکارگیری  انواع و اقسام توطئه ها قصد دارد با تکیه بر عوامل مزدور و شبکه اطلاعاتی خود، شعارها و مسیر این جنبش را منحرف و به هر ترتیب ممکن خنثی کند. مطمئناً مردم بپاخاسته اجازه نخواهند داد که این توطئه رژیم عملی شود. همزمان با این خیزش بدنبال قتل یک نوجوان خوزستانی مردم سراسر خوزستان فراخوان به قیام دادها ند و این فرصت بینظیری است که همراه با خانواده های شهدای این قیام و مادران عزادار که مدتهای طولانی در پایختت در جلو زندان اوین و مراکز و میادین مهم تهران با شجاعت تمام علیه این رژیم پرچم مقاومت را افراشته اند ،همسو شد تا شعله قیام سراسری شود.آزادیخواهان و ایران دوستان در داخل و خارج کشور  بایستی تمامی توان و توش خود بکار گیرند تا بتوان  شعله این جنبش را تا سرنگونی این رژیم فروزانتر کرد. نویسنده این سطور که از خطه ی مجاهد پرور آذربایجان است در خاتمه چند کلامی را خطاب به همشهریان عزیزم به آذری میآورم:عزیز هموطن لر، آذربایجان یورد ایرانن اویاخ گونه لیرده قربت دن نیر سلام گو ندریرم الله دان البته که هیچ وقت دشمن تن قوخ میاسزد شرکیمن سواشامسز پرچم ستار و باقر حنیف و موسی و حسین الزده محکم ساخلاین الله بیزننده دنیانن و ایرانن گوز سنیره باخر ملالان رژیم گت یلده اگر آذربایجان ایاقا قانی اوزاخدان قربا نیز اولازم و دعا الرم که ال ال ورخ و دشمن یره سالاخترجمه فارسی، هموطنان عزیز سرزمین آذربایجان چشم بیدار ایران است . از غربت برای شما سلام میفرستم. از خدا میخواهم که از دشمن هیچ وقت نترسید و مثل شیر بجنگید. پرچم ستارخان  و باقرخان و حنیف و موسی و حسین را محکم در دست بگیرید خدا با ما است مردم ایران و دنیا  به ما می گویند اگر خلق آذری بپا خیزد، رژیم ملایان رفتنی است . از دور و غربت ارادتمند و قربان شما هستم و دعا میکنم که دست در دست هم دشمن را به زمین بزنیم.حمید معاصر
تاريخ نويسان و جامعه شناسان متعهد بدرستي به نقش حافظه تاريخي ملت ها در روند تكامل اجتماعي و مسير پيشرفت يا عقب ماندگي آنها تأكيد فراوان داشته و دارند. بدين جهت اگر ملت ها به تاريخ درست و واقعي كشور خود اشراف درست داشته باشند چه بسا امكان مي يابند كه به دور باطل تكرار فاجعه بار تاريخ گرفتار نشوند ودر پشت حكومت هاي فاسد و ديكتاتوري بعضا مشابه هم در برهه هاي مختلف تاريخ در جا نزنند و بقول معروف از تكرار تراژدي تاريخ جلوگيري كنند. بديهي است كه يك عامل كليدي و تعيين كننده مربوط است به حاكميت طولاني مدت ديكتاتورها و اعمال سانسور و اختناق و تحريف تاريخ انقلابات و خيزش ها ، كه در نهايت منجر به تكرار فاجعه ميشود كه در كنار آن عوامل مهم ديگري چون درجه بالاي بي سوادي مخصوصاً در كشورهاي جهان سوم و درصد پائين ترين سطح مطالعه سهم بزرگي در شكست ملت ها ايفا مي كنند.به عنوان مثال در تاريخ معاصر ايران وقايع مربوط به حاكميت منحوس سلسله پهلوي نمونه بارزي است كه كاملاً روشن مي سازد كه 57 سال حاكميت منحوس ديكتاتوري پدر وپسر دست نشانده استعمار از وقايع انقلاب مشروطه گرفته تا كودتاي ننگين 28 مرداد را سركوب و با اعمال سانسور شديد از اطلاع بخش بزرگي از مردم از تاريخ تحول انقلابي جلوگيري به عمل آوردند و نتيجه بلافصل آن اين شد كه نقش اسلاف خميني و آخوندهاي خميني صفت مثل كاشاني ها و فضل الله نوري ها در به شكست كشاندن جنبش مشروطه و حكومت ملي دكتر مصدق ناشناخته ماند و بخشي بزرگ از جمعيت مردم ايران از نقش اثر گذار تشكيلات وسيع طبقه آخوندها كه در طول تاريخ اغلب آنها جيره خوار دربار پادشاهان و ديكتاتورها و عوامل استعمار بودند ( باستثناي چند نفر منحصر به فرد چون مدرس و طالقاني ) بي اطلاع ماندند. و شخص خميني با اين پيشينه منفي دوباره به جاي انقلابيون واقعي سرنوشت انقلاب و رهبري آن را دزديد . نتيجه آن شد كه با وجود سازمان هاي پيشتازي چون مجاهدين و فدائيان عكس آخوند مرتجعي چون خميني در ماه ديده شد و به جاي حنيف نژادها و مسعود رجوي و بيژن جزني ها و نسل آنها خميني مرتجع به يمن تبليغات دروغ شبكه بزرگ آخوندي و بوق هاي استعماري چون بي بي سي انقلابي ترين مرد جهان معرفي شد و فاجعه بزرگي كه نتيجه آن 35 سال آزگار حكومت آخوندي با اين همه فجايع داخلي و بين المللي و منطقه اي شد .از اين منظر است كه اكنون بر عهده مقاومت سازمان يافته و روشنفكران و پيشتازان آگاه و متعهد است كه به نسل جوان امروزي كه لشكر اصلي قيام بر عليه رژيم آخوندها هستند مرتباً يادآوري مي كند كه تاريخچه اين انحرافات چيست و تهديدها و انحرافات يك انقلاب دموكراتيك و رو به جلو چه عوامل و چه كساني هستند تا اين بار بتوان يك انقلاب اصيل را به يمن بيداري و با اتكاء به تجارب و پيشينه تاريخي درست و تحريف نشده به سرانجام رساند.خوشبختانه در زمان حاضر به سایه پيشرفت ارتباطات و گسترش افراد تحصيل كرده جوان و وجود آلترناتيو و سازمان پرسابقه اي همچون مجاهدين اين نقيصه و گسست تاريخي برطرف شده است . ولي با اين وجود با توجه به وضعيت فوق العاده پيچيده جهاني و منطقه اي و سياست هاي بغايت غلط و مهلك كشورهاي غربي در قبال تحولات ايران امكان انحراف و توطئه چيني همان طور كه تا بحال ديده و تجربه كرديم باز هم منتفي نيست و بايد هوشيار بود و نسل جوان امروزي را از اين آفت ها آگاه ساخت كما اينكه در قيام بزرگ 88 كه واقعاً يك فرصت طلايي براي ريشه كن كردن آخوندها بود از دست رفت . با اين مقدمه كه البته ناكافي است لازم است مروري بر پيشينه دولت هاي جرثومه ولايت فقيه و شعارها و ترفندهاي آنها هر چند كه تكراري بنظر برسد كمك مي كند كه نسل امروز بين تغيير و سرنگوني در مقابل آفت هاي پيچيده سياسي آب بندي شود .مروري به پيشينه و شعارهاي دروغين دولت هاي آخوندي:دولت اول ناشي از قيام كه آنرا دولت موقت ناميدند توسط شخص خميني به مهندس بازرگان واگذار شد كه خميني در معرفي آن با يك دروغ بزرگ مذهبي و سياسي آن را دولت امام زمان ناميد تا جلوي هرگونه انتقاد و مخالفت با برنامه هاي اين دولت را كه در خور خواسته هاي انقلابي از نظر طبقاتي سياسي و اجتماعي نبود بگيرد تا برخر مراد سوار شده و بي مانع پايه هاي حكومت منحوس خود را تثبيت كند . اما همين خميني شياد در راستاي يك دست كردن حكومت ننگين خود با ترفند گروگان گيري و پز ضد آمريكايي دولت باصطلاح خود خوانده امام زمان را از دور خارج ساخت و در ادامه آن رئيس جمهور وارداتي خود بني صدر را هم كنار زد . و تتمه آزادي هاي سياسي قطره اي را هم كاملاً از بين برد . و در مرحله بعدي همزمان با راه انداختن جنگ ضد ملي ايران و عراق 8 سال تمام دولتي با سردمداري خامنه اي و موسوي سر كار آورد و با شعار كذايي "راه قدس از طريق كربلا می گذرد " تمامي هست ونيست مملكت را به كام جنگ فرو برد و يك اختناق بي حد و مرز توام با كشتار انقلابيون به ايران حاكم كرد كه نتيجه آن 3 ميليون كشته و آواره و خرابي صدها شهر و روستا با 1000 ميليارد دلار خسارت شد . و با خفت و خواري تمام جام زهر را سر كشيد و بجاي حسابرسي در مقابل مردم ايران از بابت اين خيانت بزرگ دست به كشتار 30000 هزار زنداني از مجاهدان و مبارزان زد تا بدين طريق انتقام خائنانه اين شكست را از مردم و پيشتازان آن بگيرد . پس از اين خيانت و جنايت بزرگ نوبت به دولت بعدي يعني دولتي به رياست جمهوري رفسنجاني رسيد كه او هم با حقه بازي و شيادي تمام بدون اينكه به عنوان فرمانده كل قوا در برابر جنايت و خيانت جنگ بي ثمر توضيح بدهد . اسم دولت خود را دولت سازندگي گذاشت . درطي 8 سال حكومت باصطلاح اين دولت سازندگي نه تنها هيچ خرابي مخصوصاً خرابه هاي عظيم جنگ بازسازي نشد بلكه يك طبقه زالو صفت از سرمايه داري فاسد آخوندي با تجار سنتي و از آخوندهاي نظير خود و آقازاده ها بوجود آمد كه فاصله طبقاتي بين اقشار مردم را به اوج خود رساند .او اين 8 سال را به چپاول و سركوب و ترورهاي مخالفان در داخل و خارج به پايان رساند و حكومت به دست يك شياد ديگر به اسم خاتمي افتاد كه شعار انتخاباتي و اصلي اين شياد اصطلاحات سياسي بود كه آنرا "دولت اصلاحات " ناميدند كه با حمايت همه جانبه دولت هاي غربي همراه بود و مماشات با اين رژيم سراپا خيانت و جنايت را به اوج خود رساندند تا آنجا كه با زد وبندهاي كثيف استعماري در اروپا و آمريكا مقاومت عادلانه مردم ايران را در ليست تروريستي قرار داده و كودتاي 17 ژوئن و قبل از آن بمباران و نابودي ارتش آزادي بخش را به اجرا در آوردند و با تمامي قوا كمر به نابودي مقاومت ايران در داخل و خارج و منطقه بستند كه به بهاي سنگين تمام شد که خوشبختانه با درايت و جانفشاني رهبري و رزمندگان و حاميان مقاومت، موفق نشدند.اما به ازاء اين خيانت بزرگ ، نه از اصطلاحات كذايي خبر شد و نه مينيمم تغييري در اين رژيم ايجاد شدو دست آخر هم اين شياد مدعي اصلاحات در برابر ولي فقيه تسليم شد و گفت كه دولت در نظام ولي فقيه يك "تدارك چي" بيش نيست . در اين دوره باصطلاح اصلاحات جنبش هاي بزرگ منجمله جنبش 18 تير دانشجويان به خاك و خون كشيده شد و بسياري از نويسندگان و منتقدان در همين دولت باصطلاح اصلاحات به طرز فجيعي قتل عام شدند و هيچ اتفاق خاصي نيفتاد و اين جنايت هاي بزرگ ماستمالي شده و با قرباني كردن يك مهره خودي بنام سعيد امامي كل پرونده جنايت مختومه اعلام شد. بعد از 8 سال بازي كلمات و شعارهاي بي محتوا چون گفتگوي تمدن ها وترهاتي از اين قبيل از شكم اين دولت باصطلاح اصلاحات موجود عجيب و غريبي بنام" پاسدار احمدي نژاد" با تقلب و جعل كه دكترين تمامي انتخابات قلابي رژيم بود سر برآورد . شعار اين پاسدار شكنجه گر و دولت او مقوله اي بنام" دولت مهرورزي" بود . اين دولت خلص پاسداري باصطلاح مهرورز، خشن ترين و قصی ترين دشمن مردم ايران در تاراج ثروت هاي ملي و گسترش تروريسم و اختناق بود. اين دولت باصطلاح مهر ورز 800 ميليارد دلار سرمايه نفتي ايران را كه بالاترين درآمد نفت در 100 سال گذشته بود صرف بمب هسته اي و صدور تروريسم کرد ویا به جيب اطرافيان ريخت. به گفته خود پاسدار احمدي نژاد بي دنده و بي ترمز دار و ندار مردم ايران را راهي دره سقوط كرد و قيام سال88 مردم ايران را براي سرنگوني رژيم با قساوت و بي رحمي تمام به خون كشيد كه همگان از جزئيات آن اطلاع دارند.دولت بعدي او يك شياد ديگر بنام آخوند حسن فريدون ملقب به حسن روحاني سكان دولت آخوندي را بدست گرفت اين بار او هم همچون اسلاف رياكار و دروغگوي خود با شعار پوسيده اعتدال و تدبير روي كارآمد كه نتيجه آن به اصطلاح دولت اعتدال يك قلم 2000 اعدامي در طي 2 سال حاكميت وي با انبوهي سركوبگري منجمله پديده شوم اسيد پاشي روي زنان و دختران ايران است كه اينها فقط بخش اندك از كارنامه ريا و دروغ و كشتار اين باصطلاح آخوند معتدل است براي جلوگيري از اطاله كلام اين نوشتار فقط يك مرور كوتاه و خلاصه اي از بيلان اين اراذل و اوباش بود كه بشود از آن نتيجه و محصول اين رژيم تبهكار را در ذهن نسل جوان امروزي زنده كرد . صد البته اين توضيحات مختصري براي نسلي كه در انقلاب حضور داشتند جنبه تكراري دارد . اما مخاطب اصلي اين تاريخچه مختصر نيروي عظيم جوان و دانشجو و تحصيل كرده ها هستندكه بيشترين درصد جمعيت 75 ميليوني ايران هستند كه آنها نيروي اصلي تغيير بحساب مي آيند كه شامل نسلي از 15 سال تا 30 ساله ها هستند كه بخشي ازتاريخ 36 سال حكومت ننگين آخوندي را شخصاً تجربه نكرده اند . و اين تاريخچه بيشتر اين نسل را مدنظر قرار داده تا با پيشينه اين رژيم تبهكار آشنا شوند . چرا كه آخوندهاي وقيح باشيادي تمام و با سوء استفاده از سياست به غايت غلط جهاني مماشات از يك طرف و تبحر در حقه بازي و جعل حقايق و فريب و سانسور يد طولائي دارند و بايد كه نسل جوان امروزي را نسبت به انحرافات و توطئه ها در اين مقطع حساسي كه آغاز دوران سرنگوني است حساس نمود .رهنمود اصلي براي نيروي تغيير اين است كه تمامي دستجات و نفرات و باندهاي گوناگون اين رژيم از آغاز تا به امروز تحت هر شعار و هر عنوان خائن – آدم كش – جلاد – دروغگو و فاسد و دشمن صلح و آزادي و عامل بدبختي تمام مردم ايران و مردم منطقه هستند . بنابراين در اين مقطع حساس كه رژيم غرق در بحران هاي مختلف دروني و بيروني است نسل قيام با تمامي قوا و با استفاده از تجارب قبلي فقط و فقط بايد به سرنگوني اين رژيم بيانديشد و فريب هيچ نوع شعار تو خالي را كه اين روزها باند روحاني و رفسنجاني همراه با حمايت مماشات گران ميدهند را نخورد . راه نجات فقط در سرنگوني تام و تمام اين رژيم تبهكار است و بس.
نوزدهمين همياري با سيماي آزادي كه به مدت 4 روز پياپي در اوايل مرداد ماه به اجرا درآمد ، جدا از كميت قابل توجه كمك ها و تعداد شركت كنندگان در نوع خود يك حماسه بزرگ ملي و ميهني درابعاد داخلي و بين المللي در راستاي كارزار سرنگوني بود .در اوج به هم خوردن تعادل باندهاي رژيم و تشتت در رأس و بدنه نظام كه ناشي از نوشيدن جام زهر اتمي و شكست در صدور ارتجاع و تروريسم در يمن و سوريه و عراق و....... بود ، در اردوي مقاومت و حاميان پرشور داخلي و بين المللي آن يك همبستگي ملي و شور و شوق زايد الوصفي به نمايش در آمد كه اشتياق و عشق و عطش سوزان بي نظير هموطنان را در داخل و خارج براي نيل به آزادي را در مقابل چشم جهانيان قرار داد . حداقل 4 نسل پياپي از مجاهدان و ياران و هم پيمانان آنها ساعت هاي طولاني وگاهاً روزهاي متمادي صف كشيده بودند تا كه به تنها صداي منحصر به فرد واقعي خود ياري برسانند كه اين حركت بخودي خود گواه بزرگي از ريشه داري مقاومت در بين 4 نسل دارد آري ، جنبشي كه 50 سال پيش با تابلوي درشت صداقت و فداي تمام عيار با اتكاء به يك ايدئولوژي انقلابي و تشكيلات پولادين و دموكراتيك پا گرفت به يمن ايثار تمام عيار و برخورداري از رهبري ذيصلاح در نسل هاي متوالي در نيم قرن حيات پربار مجاهدين توليد و باز توليد مي شود . هر چند كه در نيم قرن گذشته روزي و لحظه اي نبود ك از پيكر شكوهمند اين جنبش خون جاري نشود و ارتجاع و استعمار هم از هيچ لحظه اي براي از بين بردن اين جنبش و انواع و اقسام توطئه ها فروگذار كرده باشند كه هنوز هم ادامه دارد . البته اين آرزوي شوم هيچ گاه برآورده نشده و نخواهد شد. تاريخ اين مقاومت و تجارب آن در آينده نشان خواهد داد كه اين مقاومت چه دستاوردهاي ذيقيمتي براي بشريت و جنبش ها و نسل هاي آينده از خود بجاي گذاشته است . باري . يكي ازشگفتي هاي اين مقاومت كه در تاريخ انقلابات معاصر شايد منحصر به فرد باشد رشد و ظهور نسلي از مجاهدين و ياران آنها و علي الخصوص از زنان جوان برجسته است كه هيچوقت ايران را نديده اند و يا در ايام كودكي ايران را ترك كرده اند از اين نسل اكنون كه همگان در سيماي آزادي از حضور آنها مطلع شدند كه نرگس ها و ربيعه ها و الهام ها و .... نمايندگان آن ها بودند به آن درجه از رشد و ارتقاء و توان رهبري و تشكيلاتي رسيدند كه واقعاً تحسين و شگفتي تمام آزادي خواهان را بر مي انگيزاند . كساني كه هيچگاه وطني را كه براي آزادي آن مي جنگند از نزديك تجربه و لمس نكرده اند وهيچ خاطره اي ملموس از آن ندارند .  اينجاست كه اين سؤال كليدي در اذهان بدرستي شكل گيرد كه واقعاً چه انگيزه اي پشت اين نسل قرار گرفته كه اين چنين محصولاتي ارائه مي كند ؟ اين همان رازي است كه كنجكاوي هر بيننده و ناظري را بخود جلب مي كند و هر ناظري را در برابر اين سؤال قرار مي دهدكه مربي كيست و آموزگاران چيره دست كدام اند؟  آري نسل مسعود و مريم و تنها از اين نوع رهبري بي بديل بر مي آيد كه چنين نسل هايي را بپرورانند. آنان كه دستي در آتش دارند و با پرنسيپ ها و اصول تشكيلاتي مجاهدين كما بيش آشنايي دارندبخوبي ميدانند كه براي رسيدن به سطح و مدار رهبري كننده تشكيلات انقلابي مثل مجاهدين به چه ميزان از صلاحيت در زمينه هاي سياسي و ايدئولوژيك و تشكيلاتي بايد طي ساليان پرداخت بها دست يافت ودر اين كشاكش و نبرد سنگين و بي وقفه است كه مي توان پي برد كه رهبري اين جنبش از چه ظرفيتي  عظيم و شگرف و همه جانبه در پهنه انديشه و عمل انقلابي بايد برخوردار باشند  كه بتواند نسل هاي پي در پي در بالاترين سطح براي ادامه انقلاب پرورش بدهد . براستي قلم از وصف سرگذشت 50 ساله اين جنبش ناتوان است و اين كار را بايد به كاردان يعني تاريخ سازان و تاريخ نويسان و صاحب نظران حرفه اي گذاشت .يك پديده بسيار جالب و انگيزاننده ديگر اين همياري ورود نوجوانان عزيز كه آنها هم اغلب از نسل بزرگ شده در خارج كشور هستند كه نماد اراده يك خلق در زنجير را براي آزادي از شر ارتجاع در مقابل ديدگان جهانيان قرار ميداد نوجواناني كه عليرغم داشتن تمامي امكانات رفاهي سطح بالادر كشورهاي غربي مي توانند با بهره وري از امكانات ورزشي – علمي وهنري و انواع و اقسام وسايل تفريحي و رفاهي اصلاً هيچ فكري وهيچ انگيزه اي براي وطني كه نديده اند در سرنپرورانند و خود را درگير انديشيدن درباره سياهي هاي رژيم و خيانات آن نكنند .اما صد آفرين بر آنها باد كه بقول خودشان عموها و خاله ها و پدر و مادرخود را در مبارزه عليه رژيم تنها نمي گذارند و به ارتجاع و استعمار مي گويند كه اگر چه مي بري شاخ و برگ را با رشد جوانه چه ميكني !(ترانه معروف مرجان ) آري درخت انقلاب ريشه اي بسيار عميق در اعماق ايران زمين بزرگ دارد و اين نسل عزم كرده است تا ريش و ريشه آخوندها را ازبيخ و بن برندارد از پا ننشيند.و اما برگ زرين و افتخار آميز اين همياري حمايت سياسي و مادي زندانيان دست بسته و مقاوم زندان هاي مخوف رژيم جنايتكار است . آنهم در شرايطي كه براي زهر چشم گرفتن از  زندانيان و كل جامعه چوبه هاي دار 20 تايي 30 تايي روزانه برپا مي كنند. زندانيان مقاوم اعدام وحشيانه هم بندان خود را هم چون شير مرداني از غلامرضا خسروي تا جعفر كاظمي و حاجي بابايي را و ....... بياد دارند كه جرمشان فقط كمك مالي به سيما بودولي چه باك از دار و درفش و شكنجه كه بهاي عظيم آزادي است . از قضا اين مقاومت و اين جان بركفي همان چيزي است كه آخوندها بيشتر از همه چيز از آن وحشت دارند و جسارت و دليري و جانبازي وپذيرش خطر از زندانيان را معادل گسستن طلسم ترس واختناق مي دانند كه نتيجه بلافصل آن همانا قيام عظيم براي سرنگوني استحمید معاصر ـ برلین

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان