05282022شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
روحانی شیاد که با انبوهی وعده و وعید های تو خالی و با کلید پوسیده! تدبیر و امید، بالاجبار به عنوان رئیس جمهور، بر ولی فقیه تحمیل شد؛ اکنون که اواخر دوران خود را می گذراند با دستی کاملا خالی و کارنامه ننگین در همه زمینه ها و حوزه های حکومتی خیز برداشته است، که برای بار دوم نیز منصب غصب شده ریاست جمهوری را اشغال کند؛ و به عمر ننگین این رژیم که در محاصره انبوه بحران های فزاینده داخلی و خارجی دست و پا می زند، بیفزاید. اما مردم آگاه ایران و وجدان های بیدار بخوبی به یاد دارند که این شیاد بندباز امنیتی با سابقه، با چه شعارهای پر طمطراق از قبیل آزادی بیان و احزاب و مطبوعات و آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از موسوی و کروبی و زهرا رهنورد و رونق اقتصادی و مبارزه با بیکاری و حقوق شهروندی و تعامل با جهان و ... ، چه دود و دمی به پا کرده بود و کم نبودند افراد و دستجات بیرون و درون او را حلوا حلوا می کردند . و در مقابل چه فشارها و سرکوب های وحشیانه مخصوصا چهارده سال پایداری رزمندگان مقاومت و یاران آنها به مردم و پشتیبانان آنها تحمیل کرده و جنایات و جنگ افروزی های بی رحمانه رژیم در داخل و منطقه را پرده پوشی می کردند. در این فضای پرگرد و غبار سیاسی و بموازات این تبلیغات پوشالی و دروغین، روحانی حقه باز و عوام فریب از همان ابتدای کار تمامی اعتبار و مشروعیت ناداشته سیاسی خود را بر روی باز سازی رابطه آمریکا و غرب از طریق زهرخوران اتمی بنا کرده بود؛ تا علاجی برای برون رفت از خفگی اقتصادی و تحریم ها پیدا کند و از طرفی در جنگ قدرت با خامنه ای دست بالا را پیدا کند. روحانی یادش رفته بود که اسلاف او در منصب های ریاست جمهوری ولایت فقیه به چه سرنوشتی دچار شده اند و فراموش کرده بود که سلف او خاتمی در شرایط متفاوت داخلی و خارجی در حالیکه موقعیت بسیار برتری بر روحانی داشت: مجبور شد اعتراف کند که رئیس جمهوری در نظام ولایت فقیه تدارک چی ای، بیش نیست. در شرایط کنونی رژیم و با توجه به تجربه تمامی دوران های ریاست جمهوری و پروسه سه سال و نیم حاکمیت روحانی او باید به این نتیجه رسیده باشد که منصب رئیس جمهوری نه تنها در حد تدارک چی نظام ولی فقیه نیست حتی نقشی به مراتب نازل تر از نقش آبدارچی دربار ولایت دارد. و ما اکنون به تبع تغییر و تحولات در انتخابات آمریکا و پایان دوران شانزده ساله مماشات و دست آوردهای باد آورده و امدادهای غیبی! و امتیاز دادن های نامشروع به رژیم از کیسه مردم و مقاومت ایران شاهدیم که رویای روحانی در پیشبرد اهداف زهر خوران اتمی و اتصال به استکبار! به سراب تبدیل شده است. پیش از این هم در دوران طلایی ریاست اوباما خطوط سیاسی وی و رفسنجانی در تقابل حاد با جناح دلواپسان ولی فقیه تحت عنوان برجام های دو و سه و ... با موانع و حملات باندی گسترده تری مواجه بوده و هست. اکنون او که در آستانه پایان دوره اول دولت است؛ از طرفی با آینده ناروشن و تیره و تار برجام مواجه است و از طرف دیگر با اشراف به ضعف مفرط ولی فقیه طلسم شکسته، نمی خواهد از منصب ریاست و قدرت کنار زده شود. با توجه به شرایط فوق او به شگردها ی تبلیغاتی لو رفته و عوام فریب در روزهای اخیر دست زده است. که در عین حال بسیار ناشیانه است. از این جمله است برگزاری سمینارها و جلسات با بخشی از روحانیون و مریدان اهل سنت و دم زدن از برادری و برابری شیعه و سنی، آنهم در حالیکه سالیان سال است که هموطنان سنی مذهب از داشتن یک مسجد و نمازخانه در تهران محروم شده اند.  تبعیض و سرکوب و افروختن آتش جنگ فرقه ای در کشورهای مسلمان منطقه از حمله عراق و سوریه و عامل ظهور پدیده ای خطرناک همچون داعش و سرکوب اهل سنت مردم ایران در مناطق سنی نشین چون کردستان و بلوچستان و اهواز در دوران حکومت روحانی نه تنها کم نشده بلکه با شدت و حدت هر چه بیشتر ادامه دارد. دامنه فقر در مناطق سنی نشین بمراتب بیشتر از سایر شهرها بیداد می کند و آمار خودکشی ها در میان مناطق محروم سنی حتی در میان نوجوانان از دوازده ساله و در سنین جوانی با کمال تأسف سیر تصاعدی داشته است. گماشته مشاور زنان روحانی به نام شهین ملاوردی یکبار افشاْ کرد که دریکی از دهات مردم محروم سنی نشین بلو چستان تمامی مردان آن ده اعدام شده اند. با این وصف آخوند جنایت پیشه وقیح تر از آن است که این فجایع را در حق هموطنان سنی به روی نامبارک خود بیاورد. مضحک تر و مشمئز کننده تر از همه این ها تبلیغات و هیاهوی اخیر وی در مورد رونمایی از منشور حقوق باصطلاح شهروندی است. کسی نیست از این شیخک بپرسد از کی به فکر حقوق شهروندی افتاده است. در حالیکه رکوردار اعدام هستی و رقم اعدام های رسمی و علنی شده از مرز دو هزار و ششصد گذشته است. شیخک مزور و مکار یکبار درباره علت افزایش سیر صعودی اعدام ها در برابر رسانه های رژیم باوقاحت بی نظیر اعلام کرد که قوه قضائیه مستقل است و او در کار آنها دخالتی ندارد. اخیرا نیز پا به پای گفتاردرمانی های! مسخره و لو رفته که از اسلاف خود نظیر رفسنجانی و خاتمی آموخته است؛ دریک تناقض آشکار با تبلیغات و هیاهوی دروغین او اندر باب برابری شیعه و سنی، کشتار بی دفاع مردم حلب را به بشار اسد جنایتکار و به ارباب خود ولی فقیه تبریک گفت؛ در حالی که افکار عمومی و وجدان های بیدار در کشورهای مسلمان و جهان و دولت های متمدن فاجعه و کشتار مردم مظلوم مسلمان حلب را به عنوان جنایت علیه بشریت به ثبت رسانده اند. در یک رأی گیری در سازمان ملل در اوایل دی ماه صد و پنج کشور دنیا با حداکثر آرا به نفع تحقیقات در مورد جنایت علیه بشریت در حلب رأی دادند و بموازات آن شصت و سومین قطعنامه نقض حقوق بشر بر علیه رژیم به تصویب رسید. با توجه به موارد فوق است که شارلاتانیستم روحانی اندر باب حقوق شهروندی و در نزد افکار عمومی داخل و خارج مضحکه ای بیش نیست و درخارج کشور هیچ انعکاسی در مورد این تبلیغات پوچ و دروغین در رسانه ها جدی گرفته نشد. رقبای او در داخل در سطح وسیع، روحانی را به سخره گرفتند؛ به عنوان نمونه ای از این موضع گیری های باند ولی فقیه کافی است که به شکست مانور تبلیغاتی انتخاباتی وی پی برده شود. روزنامه کیهان شریعتمداری به طعنه به وی گوشزد می کند که حقوق شهروندی را ول کن و به حقوق های نجومی بچسب. روزنامه جوان متعلق به پاسداران آن را عوام فریبی و فرافکنی می خواند. روزنامه دیگری به نقل از وزیر اقتصادی وی نقل می کند که حقوق های نجومی بر مبنای قانون بوده است. و دهها مورد دیگر که هر روزه در رسانه های باند رقیب سر تیتر روزنامه های آنها است. لازم به یاد آوری است که مقاومت ایران طی اطلاعیه ای روشنگرانه مانورهای تبلیغاتی و لو رفته و بی حاصل روحانی را مانور در قبال جنبش رشد یابنده دادخواهی علیه قتل عام شصت و هفت و پرده پوشی محکومیت رژیم در مجمع عمومی ملل متحد بخاطر نقض فاحش حقوق بشر اعلام کرد. کلام آخر این که با توجه با واقعیت های انکار ناپذیر درون و بیرون رژیم هیچ ترفندی قادر نیست این رژیم را از بحران های لاعلاج فراگیر نجات بدهد. هردو جناح رژیم هیچ راه حل روشنی برای برون رفت از بحران سرنگونی ندارند .مردم ایران و مقاومت ایران خود را برای دوران پایانی رژیم هرروز آماده تر می کنند. دامنه اعتراض های اقشار مختلف بجان آمده از بحران اقتصادی ـ فساد بی حد و مرز باندهای رژیم علیرغم سرکوب وحشیانه رو به افزایش تصاعدی است روزی نیست که هزاران نفر از اقشار مختلف در جلوی مجلس ارتجاع و یا در مراکز شهرها و روستاها علیه بیدادهای لجام گسیخته و دزدی و غارت رژیم آخوندی اعتراض نکنند. سیر تحولات هم در درون رژیم و هم در بیرون آن با سرعت و شتاب بیشتر به ضرر موجودیت کل نظام آخوندی پیش می رود. باندهای رژیم مخصوصا ولی فقیه ارتجاع کنترل خود را از دست داده و قادر به حل معضلات مردم نیستند. جوانان غیور ایران در روز پاسداشت کوروش کبیر شعار می دادند حکومت آخوندی ـ فقط ظلم فقط جنگ. این شعار بسیار مردمی و موجز وصف حال حکومت ننگین سی و هشت ساله آخوندهاست که باید به دست مردم و مقاومت ایران به زباله دان تاریخ افکنده شود و آن روز دور نیست.
شعار آرمانی و انگیزاننده فوق سالیان است که زینت‌بخش اختتامیه اغلب اطلاعیه‌ها و موضع‌گیری‌های رهبری مقاومت آقای رجوی می‌باشد. این شعار به‌ظاهر ساده نشان از عمق ایمان و بینش ژرف رهبری تاریخی مجاهدین دارد که تا بن استخوان به‌درستی و اصالت و حقانیت راهی که شهدا مظلومانه در آن جان‌باخته‌اند باور دارد. اکنون‌که پس از گذشت بیست‌وهشت سال از جنایات هولناک علیه بشریت و قتل‌عام بیش از سی هزار رزمنده آزادی یک سند تکان‌دهنده از آقای منتظری درباره این جنایت عظیم افشا شد اصالت عقیدتی و سیاسی این شعار بیشتر و بهتر قابل‌درک و لمس است. زلزله شدید سیاسی و اجتماعی این افشاگری به‌قدری دامنه‌دار و گسترده است که سرتاپای رژیم خونخوار آخوندی را با بحران بی‌سابقه مواجه کرده است. پرونده این جنایت به یک پرونده کاملاً ملی و بین‌المللی تبدیل‌شده است؛ و جدا از تحول کیفی در داخل کشور مرزهای بین‌المللی را هم درنوردیده است. روزنامه‌ها و نشریات معتبر بین‌المللی ازجمله واشینگتن پست و نشریه کنگره آمریکا (هیل) با درج آن این جنایت را به‌عنوان جنایت علیه بشریت به ثبت دادند؛ و پارلمانترهای آمریکایی و هزاران پارلمانتر از کشورهای مختلف اروپایی و کشورهای مسلمان طی نامه‌ای به سازمان ملل درخواست تحقیق و تفحص از این جنایت را در دستور کار خود قرار دارند. تلویزیون‌ها و رسانه‌های فارسی‌زبان خارج کشور نیز طی مصاحبه‌های فراوان حتی باکسانی که هیچ رابطه سیاسی با شورا و مجاهدین ندارند و چه‌بسا سابقه همکاری با رژیم آخوندها را دارند مصاحبه‌های متعددی به که همه آن‌ها با هر بینش و تفکر سیاسی که دارند این قتل‌عام را محکوم کرده‌اند. فرزند آقای منتظری علیرغم تهدیدها و بازجویی‌های مکرر تا این لحظه از اقدام خود نه‌تنها عقب‌نشینی نکرده بلکه تصریح کرده است که پرونده‌های زیادی از این نوع در دست دارد که در سراسر جهان پخش‌شده است و این در حالی است که عاملان این جنایت بیست‌وهشت سال تمام بود که نگذاشته بودند پرونده این جنایت حتی در ابعاد اندک فاش شود و به درون اجتماع راه پیدا کند. آری برخلاف تصورات باطل خمینی و خامنه‌ای خون‌آشام و سایر دیکتاتورهای تاریخ تا زمانی که یک انقلاب و جنبش اصیل همچون مجاهدین و یارانشان بر روی اصول و پرنسیپ های مبارزاتی پافشاری می‌کنند و آماده هرگونه پرداخت سنگین‌ترین بها هستند و مهمتر از اینها رهبران هوشیار و بیدار وشایسته ای دارند. خون شهیدان هیچ‌وقت به فراموشی سپرده نمی‌شود و سرانجام می‌جوشد و می‌خروشد و دژخیمان را با تمامی سبعیت و تصور باطل آنان در مقابل میز عدالت قرار می‌دهد عاملان این جنایت و در رأس آن‌ها خامنه‌ای مات و مبهوت قریب به دو هفته پس‌ازاین افشاگری خفقان مطلق گرفته بودند. تا این‌که خامنه‌ای به‌ناچار و بالاجبار موضع گرفت؛ و خطاب به اراذل‌واوباش خود گفت که عده‌ای می‌خواهند مجاهدین را تطهیر کنند و آن‌ها را مظلوم جلوه بدهند. بعد از خامنه‌ای آخوندها و عمال وی یک‌به‌یک و به تکرار اباطیل خامنه‌ای پرداختند و نقش خود را علیرغم میل خود در این جنایت دوباره با اعتراف خود مهر کردند؛ که برخلاف تصورآنها غلیان و آتشفشان خون شهیدان مظلوم در داخل و خارج اوج بیشتری گرفت و نسل جدید بیشتر و بیشتر به این جنایت عظیم پی برده و می‌برند.همانطوریکه اشاره شد به دنبال این افشاگری شکافی عمیق و بی‌سابقه در رأس و بدنه این رژیم ایجادشده و علی مطهری به‌عنوان نایب‌رییس مجلس ارتجاع از دژخیم پورمحمدی خواست که در برابر این جنایت موضع بگیرد. وی از جنایت خود دفاع کرده و با وقاحت تمام اعلام کرد که به این جنایت خود افتخار می‌کند. مطهری در جواب او را به مغلطه گویی متهم کرد. جلسه مجلس ارتجاع به دنبال این موضع‌گیری‌ها متشنج و سی نماینده مجلس ارتجاع طی نامه‌ای خواستار استعفا و کنار گذاشتن مطهری از هیئت‌رئیسه مجلس ارتجاع شدند.و بدین ترتیب است که بحران درون رژیم هرچه گسترده‌تر و عمیق‌تر می‌شود. به دنبال این وقایع بود که در یک افشاگری تکان‌دهنده مهدی خزعلی پسر آخوند خزعلی با ذکر جزئیات بیشتر و تکان‌دهنده‌تری با ارائه فاکت های مستند به افشا این جنایت در برابر دوربین‌های رسانه‌های خارجی پرداخت و در ادامه این افشاگری به افشای توطئه قتل کشیشان مسیحی به دست معاون وزارت اطلاعات پرداخت و پرده‌های دیگری از جنایت هولناک علیه بشریت را کنار زد. قبل از آنهم یکی از نادمین معروف رژیم پرونده بمب‌گذاری در حرم امام رضا را افشا کرد که رژیم آخوندی هر دوی این جنایت را برای شیطان سازی به مجاهدین نسبت می‌داد. به‌این‌ترتیب یک جام زهر مهلک‌تری بنام جام زهر حقوق بشر مؤثرتر و عمیق شونده تر از جام زهر اتمی و منطقه‌ای در راه است؛ که رژیم آخوندی غرق در بحران را با ضریب بیشتری به‌سوی سقوط حتمی می‌کشاند. به دنبال این سونامی و طوفان سیاسی عظیم جنبش دادخواهی عظیمی که با فراخوان خانم مریم رجوی به راه افتاده مورد استقبال فراوان و بی‌نظیر تمامی محافل سیاسی در داخل و خارج ایران قرارگرفته خانواده‌ها و مردم به‌جان‌آمده از ستم آخوندی در داخل کشور با شور و شوق فراوان اطلاعات جدیدی از مزار گمنام شهیدان و گورهای دسته‌جمعی به اطلاع عموم می‌رسانند. در محافل و اجتماعات گوناگون در ایران از کوچه و بازار گرفته تا ادارات و دانشگاه‌ها تابوی کلمه ممنوعه مجاهد از هم دریده شده و همه‌جا صحبت از این جنایت و خیانت و مظلومیت مجاهدین است و تتمه قداست کذایی خمینی دژخیم با علنی شدن صحبت‌های آقای منتظری که رسماً اعلام کرده است که مردم ا ز ولی‌فقیه چندششان می‌آید و تاریخ از خمینی به‌عنوان سفاک و خونریز یاد خواهد کرد. در میان مزدوران وزارت اطلاعات و سپاه و سایر ارگان سرکوب لطمه جدی خورده است؛ و یک ضربه روحی و روانی شدید دیگر به دستگاه سراسر ظلم و جنایت و سرکوب واردشده است؛ که آثار آن در تحولات آینده به‌خوبی مشاهده خواهد شد. جنبش دادخواهی که توسط خانم رجوی و با پشتیبانی عظیم داخلی و بین‌المللی به راه افتاده راه خود را به جلو باز خواهد کرد و با یقین و اطمینان بار خود را به زمین خواهد گذاشت کما این‌که قبل از این با رهبری خانم رجوی پرونده سنگین لیست سیاه را علیرغم ناممکنات به ممکن تبدیل کرد و از رده خارج نمود. آری این جنبش می‌رود که به یک ابزار کارای سرنگونی رژیم ارتقا پیدا کند؛ و در خاتمه بازهم از قول رهبر مقاومت تکرار می‌کنیم رود خروشان شهدا هرروز جوشان‌تر و خروشان‌تر ضامن پیروزی محتوم خلق ماست
جام زهر اتمی آن‌چنان در تاروپود رژیم آخوندی رسوخ کرده که هم چنان موضوع درجه اول جدال باندهای متخاصم رژیم است؛ و کلیت رژیم را در یک بحران عمیق شونده فرو برنده است که پایانی متصور نیست. باند روحانی و رفسنجانی که تمامی سرمایه‌گذاری سیاسی و داخلی خود را هم در تاکتیک و هم در استراتژی منوط به حل‌وفصل بحران اتمی کرده بود این روزها شاهد آینده تیره‌وتار برجامی است که قرار بود تحریم‌ها را به‌کلی لغو کند. راه سرمایه‌گذاری و مراودات سیاسی و اقتصادی با آمریکا و کشورهای اروپایی را باز کند. رژیم را از انزوای بین‌المللی و منطقه‌ای خارج کند - بحران خطرناک و رکود و تورم فلج‌کننده اقتصادی را حل کند- چرخ‌های اقتصادی را بچرخاند و از ورشکستگی و گرانی و بیکاری میلیونی جوان‌ها مقابله کند. تا برای رژیم متزلزل و بی آینده فرصت تجدیدقوا و لاجرم ثبات و ماندگاری به ارمغان بیاورد. روحانی به‌تبع این سیاست می‌خواست دامنه برجام را گسترش داده و با اجرای برجام های یک و دو سه - در صورت توفیق رفورم‌های حتی بسیار سطحی از قبیل نوشتن منشور حقوق شهروندی و آزادی جزئی مطبوعات و رسانه‌ها ازنظر سیاسی و فرهنگی و اجتماعی به داخل سیستم ولی‌فقیه وارد کند. تا از پوسیدگی و سقوط محتوم رژیم جلوگیری به عمل‌آورده و نهایتاً در تقابل با جناح خامنه‌ای دست بالا را در رژیم برای قدرت و چپاول داشته باشد امانگاهی هرچند مختصر به تحولات وقایع درون و بیرون رژیم حاکی از شکست اهداف وی دارد که نتیجه بلافصل آن تضعیف بیش‌ازحد کلیت رژیم نیز شده است اکنون‌که بیش از سه سال از عمر چهارساله ریاست جمهوری وی سپری‌شده هیچ معجزه‌ای که بتواند دست‌مایه سیاسی وی در جنگ قدرت با ولی‌فقیه برای برتری باشد امکان بروز ندارد. خامنه‌ای مدت‌هاست که طی سلسله روضه‌خوانی‌های پی‌درپی و با فواصل زمانی اندک با الفاظ تند و بی‌سابقه در عمر رژیم آخوندی برجام را که تمامی سرمایه رفسنجانی و روحانی است زیر ضرب گرفته و تمامی باندهای قدرت وابسته به وی اعم ا زسپاه و ائمه جمعه و سایر مزدوران سرکوبگر در رسانه‌ها و مطبوعات تهاجم بی‌وقفه و سنگینی را علیه وی و برجام به راه انداخته‌اند به‌طوری‌که روحانی و رفسنجانی مدت‌هاست که قادر به مقابله جویی مؤثر با آن نیستند و آش برجام آن‌قدر شور شده که وزیر خارجه و سایر دولت‌مردان و خود روحانی هم قطع امید می‌کنند و سخن از بدعهدی آمریکا و دول غربی می‌کنند –نمونه‌های ابراز یأس و ناامیدی بسیار زیاد است و فقط کافی است که به دو نمونه برجسته آن اشاره شود از آن جمله می‌توان به موضع‌گیری رییس بانک مرکزی رژیم در مقابل دوربین‌ها و مطبوعات آمریکایی اشاره کرد که جنجال بزرگی برانگیخت و به‌صراحت گفت که نتیجه برجام صفر است؛ و یک بهانه شاخص به دست باند خامنه‌ای داد که جملات خود را علیه وی گسترش و تعمیق دهند و یا اخیراً مرد شماره یک دیپلماسی و همه‌کاره روحانی صحبت از بدعهدی آمریکا می‌کند و تهدید می‌کند که در صورت ادامه این روش برجام به خطر خواهد افتاد (نقل به مضمون)و اما در ماهها و روزهای اخیر خامنه‌ای عمله و اکره او هیچ حدومرزی را در تیغ کشی علیه روحانی و رفسنجانی ملاحظه نمی‌کنند. خامنه‌ای مرتب تکرار می‌کند که آمریکا قابل‌اعتماد نیست و همچنان دشمن است و به‌تبع وی علم الهدی نماینده پرقدرت خامنه‌ای در خراسان مرتباً به روحانی حمله می‌کند و اظهار داشته که روحانی ساده‌لوح است و این عزت نیست که غربی‌ها به ایران بیایند و اینجا سرمایه‌گذاری کنند... آخوند دیگر بنام حمید روحانی با لحن بی‌سابقه‌ای می‌گوید که روحانی باید به جرم خیانت محاکمه شود. احمد خاتمی امام‌جمعه موقت و عضو خبرگان رهبری به‌طور صریح و آشکارتر از هر زمان می‌گوید که بعد از صحبت‌های خامنه‌ای هر کس به دنبال مذاکره با آمریکا باشد ضد ولایت‌فقیه است؛ و شریعتمداری در کیهان روزی نیست که با توهین‌آمیزترین عبارات باند روحانی و رفسنجانی را به باد حمله نگیرد ولی مرتباً تکرار می‌کند که هم چرخ سانتریفیوژها از کار افتاد و هم‌سفره مردم خالی ماند و هم چرخ کارخانه‌ها متوقف شد.در آمریکا هم که طرف اصلی دعوای اتمی است دامنه مخالفت‌ها با برجام روزبه‌روز اوج بیشتری می‌گیرد؛ و مرتبا و پیگیرانه سیاستمداران و مطبوعات و اکثریت کنگره و سنا شخص اوباما را به خاطر مماشات بیش‌ازحد و امتیازهای بسیار غلط و نامشروع به رژیم زیر ضرب قرار می‌دهند. در روزهای اخیر افشای پرداخت چهارصد میلیون دلار پول نقد با هواپیما به‌عنوان باج در مقابل رژیم در ازای آزادی زندانیان اوباما را زیر ضرب انتقادهای گزنده قرارداده‌اند و مهم‌تر از آن افشای سند محرمانه قرارداد اتمی با رژیم که دولت اوباما با تمام قوا در مخفی نگهداشتن آن مصر بود عرصه را برطرفداران مماشات و قرارداد برجام تنگ‌تر کرده است. شواهد و قرائن سیاسی آشکارا حکایت از آن دارد که بعد از اتمام دوره ریاست جمهوری اوباما هیچ‌یک از کاندیداها حاضر نیستند به برجام امتیاز بدهند و جمهوری خواهان حتی صحبت از بطلان قرارداد می‌کنند بانک‌های بزرگ کماکان در اروپا و آمریکا از قراردادهای بانکی با رژیم و سرمایه‌گذاری در ایران امتناع می‌کنند. در جبهه اروپایی افشاگری اخیر و مهم دولت آلمان در مورد خریدهای اتمی بعد از قرارداد برجام و موضع‌گیری شخص صدراعظم ضربه شدید دیگری در اروپا به قرارداد برجام زده است. پا به‌پای خالی کردن پای برجام در داخل و خارج افزایش اعدام‌های جمعی وحشیانه مداوم و تشدید سرکوب در داخل و تلاش‌های تروریستی و صدور ارتجاع رژیم در سوریه و لبنان و یمن و عراق و بحرین اوضاع منطقه‌ای به‌شدت به زیان رژیم پیش می‌رود و ادعای دروغین روحانی مبنی بر اعتدال تبدیل به مضحکه عام و خاص شده است. باند روحانی و رفسنجانی در برابر حملات بی‌سابقه جناح ولی‌فقیه آچمز شده و روحانی علیرغم وعده و عید خود در مقابله جویی با حملات باند خامنه‌ای بسیار حقیر و ضعیف در تلویزیون رژیم ظاهر شد و نتوانست هیچ پاتکی را علیه باند رقیب به اجرا درآورد.سیل تهاجمات روزبه‌روز اوج بیشتری می‌گیرد و ارگان‌های رنگارنگ ولی‌فقیه از قبیل شورای نگهبان –نیروی تروریستی قدس و سپاه پاسداران و ائمه جمعه به زبان‌های مختلف صریح می‌گویند که نخواهند گذاشت روحانی برای دوره دوم رئیس‌جمهور شود و بی دلیل نیست که فرد ورشکسته و آبرو باخته مثل پاسدار احمدی‌نژاد درصدد کاندید شدن ریاست جمهوری آینده است با توجه به مطالب بالا به‌وضوح روشن است که تمامی باندهای رژیم در باتلاق بحران‌های منطقه‌ای ازجمله سوریه و بحران خارجی گرفتار آمده و هیچ راه برون‌رفتی برای خروج از آن برای رژیم مفلوک متصور نیست. راه‌حل همانا سرنگونی این رژیم در تمامیت آن است. اعتراضات و نارضایتی روزافزون مردم از بحران گرانی و بیکاری و سرکوب روزبه‌روز بیشتر می‌شود؛ و نشان از سیل بنیان‌کنی دارد که از راه خواهد رسید.
سی و هشت سال حاکمیت سیاه رژیم نشان داد که عملکرد آنها فقط نابودی وانهدام حرث و نسل و زیر ساخت های اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی بوده و هست. حاکمیت آخوندی به دلیل ساختار قرون وسطایی و ضد تاریخی خود از نخستین روزهای سلطه خود نشان داد که نه می خواهد و نه می تواند پاسخگوی خواسته ها و مطالبات بر حق انقلاب ضد سلطنتی مردم باشد. سی و هشت سال حاکمیت سیاه آنها نشان داد که عملکرد آنها فقط نابودی وانهدام حرث و نسل و زیر ساخت های اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی بوده و هست. و این تباهی را از طریق صدور ارتجاع و تروریسم و فرقه گرایی جهت حفظ حاکمیت در تهران از عراق تا سوریه و یمن و فلسطین و لبنان و افغانستان گسترش داده اند . دلیل دوام این حکومت تا به امروز نیز جز سرکوب وحشیانه و صدورارتجاع در منطقه وچشم پوشی مماشات قدرت های غربی خصوصا آمریکا بر جنایات رژیم نبوده است. اما اکنون پس از این همه تبهکاري و جنایات و خيانت بی سابقه در حق مردم ایران و منطقه ظرفیت ها ی این رژیم و ذخائر استراتژیک بقا آن به انتها رسیده و تمامی شواهد و قرائن نشان از فاز پایانی این رژیم خونخوار دارد .برای ولی فقیه و کلیت رژیم که در محاصره انبوه بحران های لا ینحل داخلی و خارجی قرار دارد هیچ راه برون رفتی در چشم انداز آتی قابل تصور نیست . در یک نگاه اجمالی امروزه حاکمیت آخوندی با چهار چالش عمده و جدی روبرو و سمت که به تربیت اولویت عبارت از یکم: بحران عمیق شونده اقتصادی دوم:‌بحران بین المللی و منطقه ای سوم: بحران و شکاف عمیق شونده در رأس و بدنه نظام چهارم:‌ بحران محیط زیست و بی آبی که البته شرح کامل و مفصل هر یک ا زاین بحران ها مستلزم نوشتارها و مقالات طولانی است که خود مثنوی هفتاد من كاغذ می شود ولی د راین نوشتار سعی می شود که فقط به رئوس و محورهای برجسته اشاره شود.یکم:‌بحران عمیق شونده اقتصادیبه طور خلاصه وضعیت اقتصادی رژیم پس از اعمال تحریمم های ناشی از افشاٌ برنامه اتمی و بدنبال آن کاهش بیش از حد قیمت نفت به وخامت گرایید – بقسمي که تبعات ناشی از آن به افزایش جمعیت بیکاران مخصوصا قشر جوان – تورم و رکود بی سابقه و گرانی طاقت فرسای و تعطیلی باقیمانده کارخانه ها و مراکز تولید فرسوده و اخراج میلیونی کارگران و زحمتکشان منجر شد که اکنون به نقطه ای رسیده که موضوع درجه اول جدال باندهای رژیم و تبدیل به بحران امنیتی درجه یک شده است و باند روحانی و رفسنجانی تمامی توان و کوشش خود را برای رفع این خطر عاجل در زهر خوران اتمی و اتصال به اقتصاد و سرمایه داری آمریکا وارد یا جستجو می کنند که کاملا دودر روی باند ولی فقیه است که اصرار بر تسلط سپاه و ادامه روش های قبلی دارد .هر دوجناح رژیم بشدت از قیام گرسنگان و بیکاران وحشت دارند ولی نیروی همدیگر را خنثی می کنند و روز به روز بر خطر قیام و طوفان خشم مردم و اعتراضات افزوده می شود. در کنار این ها فساد بی سابقه و بی حدو مرز سران رژیم وفاصله طبقاتی هولناک بین سردمداران رژیم و جامعه فقر زده ایران بر عمق نارضایتی و بحران می افزاید سیر تحولات نشان می دهد که باندهای متخاصم قادر به کمترین تغییر در این وضعیت کاملا فلج اقتصادی ندارند و و هر آن ممکن است که طوفان و سیل بنیان کن قیام همگانی دودمان آخوندها را از جا برکند بانک ها ورشکسته اند و به دلیل فسادو پولشویی بانک ها ی بین المللی و بزرگ بخاطر صدور تروریسم و نقض حقوق بشر و ماجراجویی موشکی همچنان داوطلب برقراری ارتباط و مراودات مالی با بانک های رژیم میشدند .ودرست بر خلاف تبلیغات روحانی مکار هیچ گرهی پس از برجام از نظر اقتصادی گشوده نشده و به همین دلیل است که هر دو باند متخاصم رژیم اعتراف می کند که از برجام جز خسارت و خفت چیز دیگری وصل نشده وحاصل آن جز تشدید تخاصمات باندی نیست.دوم: بحران منظقه ای و بین المللیپس از حمله وحشیانه به سفارت عربستان بدنبال تحولات یمن و بی عملی دولت آمریکا در جلوگیری از این تاخت و تاز عربستان سعودی که خطر را در نزدیگی مرزهای خود می دید دست به کار شد و ائتلافی بزرگ از کشورهای رژیم د رکشورهای مسلمان افزود . هسته های تروریستی رژیم در کویت و بحرین و عربستان و ... پی در پی ضربه خورده و کشتار مردم سوریه به دست پاسداران رژیم تنفر کشورهای مسلمان را برانگیخته است حزب الشیطان لبنان که بیش از دو دهه به عنوان بازوی صدور ارتجاع د رکشورهای مسلمان منطقه بدروغ به عنوان نیروی جنگنده برای خلق فلسطین مطرح شده بود به علت شرکت در کشتار مردم سوریه کاملا منزوی و از طرف کشورهای مسلمان منطقه یک گروه تروریستی شناخته شد و تمام حساب های بانکی آن در جهان و آمریکا و کشورهای منطقه بسته شد. رژیم آخوندها که از کشورهای مسلمان و امکانات آنها برای پولشویی و دور زدن تحریم ها استفاده می کرد از این زاویه شکست سختی خورده است. باند روحانی و رفسنجانی که نیاز مبرم رژیم برای آرامش و بهبود روابط مخصوصا با عربستان را به جد برای رفع وضعیت بحرانی لازم می دانند با مخالفت ولی فقیه و سپاه پاسداران مواجهند و این خود یک عامل تضاد بین باندهای متخاصم شده است به گواهی مواضع باندهای رژیم جام زهر اتمی و ادامه آن در درون رژیم هم به بن بست کشانده شده و تحریم های ناشی از تروریسم وحقوق بشر و موشکی نیز تمامی آرزوهای باند روحانی رفسنجانی را برای وصل کامل به آمریکا و اروپا بر باد داده و چشم انداز گشایش کاملا تیره و و تار است رژیم آخوندی در باتلاق سوریه گرفتار آمده و قادر به خروج از آن نیست به تلفات و شکست های پاسداران رژیم روز بروز افزوده می شود و رفسنجانی در یک موضع گیری آشکار گفت که کشورهای همسایه با ما به مخالفت برخاسته اند و تصریح کرد که در کشور سوریه وعراق به بن بست رسیدند و برای خروج از این وضعیت باید چاره ای کرد که البته این موضع گیری ها درست بر خلاف خط ولی فقیه است و خود یک عامل جنگ قدرت بین جناح ها شده است.سوم: تضادهای غیر قابل مهار درون رژیمجام زهر اتمی وشکست ولی فقیه در پی روی آمدن روحانی به عنوان رئیس جمهور تحمیلی به خامنه ای بخاطر ترس از قیام. و نتایج انتخابات قلابی رژیم در هفت اسفند و فروریختن اتوریته خامنه ایا حتما در حوزه های علمیه جهل و جنون و قرار گرفتن خامنه ای در رأس یک باند ولی فقیه رژیم روزمره بر عمق بحران و تضادهای درون رژیم می افزاید تقابل آشکار رفسنجانی روحانی و ولی فقیه با استفاده از تندترین و خشن ترین کلمات که در نوع خود در مقایسه با حذف و تصفیه بازرگان و بنی صدر و منتظری و خاتمی بسیار شدیدتر است خطر بزرگی را برای کلیت رژیم به ارمغان آورده و امکان زندگی مسالمت آمیز را از باند های رژیم سلب کرده است و تمام انرژی دستجات رژیم به جای حل موضوعات عدیده صرف جنگ و تبلیغ علیه یکدیگر می شود و او ضاع سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کاملا فلج است. اگر خامنه ای در فکر حذف و تصفیه باشد منجر به تلاش کلی نظام می گردد و اگر اوضاع به همین منوال و پیش برود. رویارویی جناح ها هیچ انرژی برای حل بحران ها باقی نخواهد گذاشت و این او ضاع هیچ دوامی و قوامی است و شرایط را برای قیام فراهم می کند- تلاش باندهای رژیم برای مهار زدن به تضادهای عمیق شونده همیشه ناکام می ماند. وباندهای متخاصم رژیم هر روز به آن اذعان می کنند ولی قادر به کنترل آن نیستند. آثار ضعف و طلسم شکستن ولی فقیه هر روز عمیق تر و ملموس تر می شود.چهارم:‌ بحران محیط زیست و بی آبیتخریب سیستماتیک محیط زیست و از بین رفتن و نابودی جنگل ها و مراتع و خشک شدن پی در پی رودخانه ها و دریا چه ها و تالاب ها در اثر بی لیاقتی و عدم مدیریت آخوندها تبدیل به یک معضل بزرگ اجتماعی شده است آلودگی هوا در استان ها و شهرهای بزرگ کشور چند سالی است که بیداد می کند و زندگی و محیط زیست مردم را در کنار سایر بلایا کاملا به خطر انداخته و تلفات جانی و بیماری های مزمن از حد و مرز گذشته است. علیرغم شعر و شعارها که مردم به جان آمده بخاطر بی آبی و آلودگی در شهرهای بزرگ مثل خوزستان و تهران و آذربایجان – دست به اعتراض نزنند. جواب مردم معترض طبق معمول رژیم آخوندی فقط سرکوب بوده و هست. به عنوان مثال فقط خشک شدن دریاچه ارومیه زندگی پنج میلیون نفر را در آذربایجان و کردستان به خطر جدی مواجه می کند. بی آبی در کشور از حد قرمزها گذشته و نود درصد ذخایر زیرزمینی به دلیل استفاده غیر استاندارد رژیم مصرف شده و بنا به گفته عیسی کلانتری وزیر کشاورزی سابق در عرض پنج سال آینده چهل و پنج تا پنجاه میلیون در معرض بی آبی قرار دارند و باید کوچ کنند و در پانزده سال آینده کل ایران تبدیل به کویر خواهد شد ولی طبق معمول آخوندها عاجز از حل این معضلات فقط و فقط به فکر سرکوب به هر قیمت و ادامه سلطه خود هستند نتیجه این که همچنانکه اشاره رفت – تا این رژیم هست هیچ معضل و تضاد بنیادین که محصول حکومت سرتاسر فساد است حل نشده و نخواهد شد تا این که در اثر تشدید این بحران ها قیام مردم بجان آمده این جرثومه و ننگ ابدی تاریخ را از صحنه روزگار حذف کند جنبش مقاومت ایران پس از سه دهه جانفشانی برای سرنگونی این رژیم اکنون آماده تر از هر زمان با تکیه بر نارضایتی مافوق تصور مردم سازماندهی قیام را هر روز بهتر از روز قبل پیش می برد. به این دلیل است که دستگاه تبلیغاتی رژیم با تمام قوا برای مقابله این وضعیت هر توطئه ای را برعلیه آن بکار می گیرد ولی مقاومت سازمان یافته آن بیدی نیست که با هر بادی بلرزد. رژیم آخوندها به مراحل پایانی خود نزدیک شده است.حمید معاصر

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان