05282022شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
ازمجموعه به هم پیوسته بحران های ریز و درشت رژیم آخوندی که پس از شکست های زنجیره ای ولی فقیه ْ موجودیت آنها را به خطر انداخته، بحران فزاینده و خطرناک اقتصادی است . امروزه بر هیچ کس پوشیده نیست ،عامل اصلی که آخوندها را وادار به زهر خوردن اتمی کرد تا از مهمترین تضمین استراتژیک بقا‌ی رژیم بالاجباردست بردارند، همانا ترس از قیام میلیونی توده های بیکاران و گرسنگان ْ  بوده است وهست که با تحریم ها به مرز خطرناک رسیده است .  علاوه برآن فسادهای نجومی رژیم و سرکوب وحشیانه بر دامنه نارضایتی و تنفر مردم افزوده است   به قسمی که خامنه ای و سایر باندهای متخاصم و عمال ریز و درشت آنها مرتبا" از بحران اقتصادی به عنوان تدبیر امنیتی عاجل صحبت می کنند. تشدید بحران اقتصادی از ابتدا ی اعمال تحریم ها روند صعودی و رو به رشد داشته و دامنه اعتراضات میلیونی اقشار مختلف مردم تهیدست اعم از کارگران ، کارمندان ، بازاریان ، پرستاران ، معلمان و ...را روز به روز گسترده تر می شود .  راه حلی که هر دو باند متخاصم رژیم برای برون رفت از بحران ارائه می دهند در تقابل آشکار با یکدیگرند .خامنه ای در هر روضه خوانی مدام تأکید بر اقتصاد مقاومتی دارد .بدون آنکه یک تعریف علمی و یک برنامه ریزی مشخص اقتصادی برای مقابله با آن ارائه دهد.سینه چاکان و تئوری پردازان ولی فقیه نیز تا بحال مثل خود خامنه ای ، در این زمینه دستشان خالی است و به کلی گویی های بی معنی بسنده می کنند که البته انتظاری هم از آن ها نیست .اخیرا در یک شوی تلویزیونی آخوندها  ،یک تحلیل گر رژیم برای جا انداختن مقوله  "اقتصاد مقاومتی" زندگی یک روستایی را مثال می زند که آنها با دامداری و کشاورزی همه نیازهای معیشتی و سایر را با همان سرمایه خود حل و فصل می کنند و به هیچ منبعی برای ادامه زندگی وابسته نیستند . فرد مذکور به طور مضحکی این الگوی ساده روستایی را به عنوان راه حل "اقتصاد مقاومتی "ارائه می کرد که البته این افاضات همیشه اسباب تمسخر مردم آگاه ایران می شود. .   مردم به تنگ آمده از وضعیت وخیم اقتصادی و کارشناسان مستقل همگی می دانند که در لابلای روضه خوانی های بی سرو ته و ملال آور خامنه ای منظور او از شیوه "اقتصاد مقاومتی" ادامه تسلط کامل ارگان های نظامی و پاسداران و امنیتی و دفتر بیت بر امور زیر بنایی و اقتصاد کلان است که به هیچ کس پاسخگو نباشند و د رآمدهای مردم را یا د رحساب های مشخص خود و آقازاده ها پس انداز کرده یا صرف تروریسم و صدور ارتجاع و سرکوب مردم ایران و منطقه می کنند..فریبکاری و دجال گری آخوندها وعوامل آنها هیچ حد و مرزی نمی شناسد..پاسدار سبز علی رضایی که هر از گاهی تحت عنوان تئوریسین همه جانبه آخوندها در تلویزیون رژیم اظهار نظر می کند در یک مصاحبه   بی سروته و خالی از محتوا که در پانزده فروردین از تلویزیون رژیم پخش میشد ،در برابر انبوه سؤال های متعدد خبرنگار رژیم اندر تعریف" اقتصاد مقاومتی" پس از انبوهی پرت و پلا گویی بالاخره گفت که در اقتصاد مقاومتی مورد نظر اودولت باید یک پارچه عمل کند و هر وزیری مثلا به عنوان وزیر کشاورزی یا وزیر صنعت به تنهایی تصمیم نگیرند و بلافاصله د رادامه تکمیل حرفهایش در یک تناقض آشکار مدعی شد که به استان ها باید اختیارات لازم و بیشتر برای پیش برد اقتصاد مقاومتی داده شود .باند روحانی ـ رفسنجانی د ربرابر روش ولی فقیه  ، ساز دیگری می زنند و برای برون رفت از بحران اقتصادی علاج را در آویختن به دامن آمریکا و غرب می دانند و شخص روحانی با تمام توان خود مرتبا از پیروزی برجام و از تحقق برجام دو وسه و ... دم می زند.در کشاکش دو روش متفاوت طرف های متقابل دست همدیگر را با تمام قوا رو می کنند .روحانی با دروغ های آشکار که در وعده های میان تهی در باب رفع تحریم ها ی بانکی و نفتی وآمار دروغ اقتصادی سعی در جا انداختن راه حل خود دارد که البته خشم بیشتر ولی فقیه و طرفداران و ی را به همراه دارد . جنگ باندی و تک و پاتک های اخیر ولی فقیه با الفاظ بی سابقه و تیز و تند که تؤام با تهدید به حذف واتهام های سنگین مثل خیانت است .شعله نزاع باندی را به اوج رسانده و بدنبال خائن نامیدن رفسنجانی از طرف ولی فقیه پاسدار جعفری نیز دولت و مجلس دست نشانده روحانی را تهدید به حذف می کند .خبر های دست دوم و رسانه ها و سایت های هر دو باند به طور بی سابقه و د رحجم فراوان شدیدترین الفاظ ممکن را مستقیما و بدون کنایه به سران همدیگر رد و بدل می کنند.  این در حالی است که هر دو طرف دعوا می دانند که اگر زود نجنبند آن انفجار اجتماعی و طوفانی که هر دو از آن بدرستی می ترسند از راه خواهد رسیدو دودم آنها را بر باد خواهد داد .جالب این جاست که طرف آمریکایی درست بر خلاف روحانی هر روز بر موانع بزرگی که در راه است اشاره می کنند و ....این موضع گیری ها  بهانه به دست ولی فقیه و عمال او می دهد که هرچه بیشتر به رفسنجانی و روحانی بتازند . به عنوان نمونه مارک تونر در همین ایام به عنوان سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرد :" دولت آمریکا به رژیم ایران اجازه دسترسی به بازارهای مالی آمریکا را نمی دهد" .پل رایان رییس کنگره می گوید که "تحریم هاعلیه رژیم   بدلیل آزمایش موشکهای بالستیک باید سخت تر شود" .اوباما در کنفرانس هسته ای در میان نمایندگان پنج قدرت جهانی رییس آژانس اتمی می گوید که" لغو تحریم های اقتصادی علیه رژیم ایران احتیاج به مدت زمان بیشتری دارد".روحانی که مدعی بود که تحریم های بین المللی مالی د رمورد ایران برطرف شده است ْ بدنبال لغو سفر وی به اتریش رییس جمهوری اتریش تصریح نمود که اتریش توان واسطه گری برای تأمین نیاز رژیم برای رفع محدودیت از خدمات بانکی سولفیت را ندارد و البته  اتریش جز کوچکی از این مجموعه است .بر ملا شدن دروغ های روحانی در مورد راهگشایی برجام بهانه بدست رقیب داد  که با تمام توش و توان باند او و رفسنجانی را به باد حملات بی سابقه بگیرند که در نوع خود بی سابقه است .به عنوان یک نمونه از دهها و صدها نمونه ، تلویزیون رژیم در یک مصاحبه از کارشناس رژیم به استناد حرف های خامنه ای گفت که برجام خسارت محض است . حمید رسایی در مجلس فریاد می زند که آمریکا زیر آب تعهدات خود را زده و ظریف و لاریجانی هم به این امر اعتراف می کنند و جملاتی از قبیل برجام مایه ذلت است نه عزت در سطح گسترده ای بر زبان و قلم باندهای خامنه ای جاری است و رادیکال تر هم میشود. .  تازه ترین آنها لشکر کشی بیش از دویست نماینده   علیه مواضع روحانی و رفسنجانی است ودر نهایت این همان بن بستی ناگشودنی است که هر دو طرف رازمین گیر کرده و در یک جنگ فرسایشی تمام عیار بر شدت بحران وبلاتکلیفی می افزاید که نهایتا هیچ راه حلی جز سرنگونی رژیم باقی نمی گذارد..  کلام ‌آخر اینکه جا دارد که د رراستای هرچه روشن شدن حقایق  و اتفاقات تاریخی در مورد مقوله تحریم نمونه هایی ذکر شود که هرچه بیشتر به عمق بی کفایتی و وطن فروشی و خیانت رژیم آخوندی پی برده شود.   سابقه تحریم های معروف آمریکایی به عنوان ابر قدرت مسلط اقتصادی و نظامی جهان به دوران انقلابات سوسیالیستی برخی کشورها در اوایل قرن بیستم بر می گردد که بر علیه دیکتاتوری های دست نشانده آمریکا شوریده و دولت وقت آمریکا برای جلوگیری از نفوذ و گسترش سوسیالیزم در آ ن دوره کشورهای انقلاب کرده را تحریم می کردندکه نمونه روشن آن تحریم پنجاه ساله کوبا بود که امروز به دست او باما لغو شد  .همچنین مصداق بارز آن در کشورمان تحریم نفتی علیه دولت ملی دکتر مصدق بود ولی از آنجا که این نوع تحریم ها ناعادلانه و علیه ترقی خواهی بود دولت ها و ملت های آزاد شده از قید استعمار با همکاری و همدلی ومشارکت مردمی می توانستند فشارها وکمبودهای ناشی از این تحریم ها را به خاطر منافع استقلال طلبانه خود تحمل کنند و البته هر کدام از این کشورهای آزاد شده تجربه و برنامه مدونی با مشارکت مردمی برای مقابله با آن ارائه می دادند . در   دولت ملی دکتر مصدق مردم ایران شاهد همکاری صمیمانه با دولت در زمینه مقابله با تحریم بودند و دولت مصدق علیرغم تمامی فشارها و تهدیدها توانست با صدور اوراق قرضه ملی و با حمایت مردمی و برنامه ریزی عملی و واقعی برای تقویت تولید ملی  ، کشور را به نحو احسن اداره کند که نهایتا حربه استعمار با تحریم کارساز نیافتاد ومنجر به کودتا علیه دولت ملی شد.و اما تحریم امروز آخوندی از طرف دولت های غربی و آمریکا درست بر خلاف تحریم علیه انقلابات ضد استعماری علیه دکتر مصدق است این تحریم ناشی از ماجراجویی و صدور تروریسم وبنیادگرایی و تولید بمب هسته ای برای فقط بقای یک رژیم جنایتکار است که از قضا این تحریم ها باید تشدید هم بشود تا سرمایه مردم به هدرنرود.   به همین دلیل است که دار و دسته آخوندی هیچ گاه به خود اجازه نمی دهند حتی کلامی در مورد تحریم ها علیه دکتر مصدق و استفاده از تجارب آن برای مردم بازگو گنند .چون بخوبی واقفند که این دو تحریم کاملا از نظر ماهوی تفاوت بنیادین دارد. و حنای آخوندها برای جعل حقایق تاریخی در برابر مردم ایران رنگ باخته است  .امید است که با سرنگونی هرچه سریعتر آخوندها به تمامی بلاها و مصائب حاکمیت منحوس رژیم آخوندی خاتمه داده شود و ایران سراسر صلح و تمدن و آزادی شود.حمید معاصر
شادروان احمد شاملو شاعر نامدار ایران به محض مشاهده سرکوب وحشیانه آزادیها آن هم در اندک زمانی بعد از سرنگونی رژیم شاه بشدت برآشفت و شعری به یادماندنی و پر محتوا در وصف بربریت مافوق تصور گزمگان آخوندی سرود. سروده با این عنوان آغاز می شود “روزگار غریبی است نازنین. دهانت را می بویند مبادا که گفته باشی دوستت دارم. عشق را باید در پستو نهان کرد ... » و این سروده بیشتر وصف حال اعدام بیشمار مجاهدین عاشق آزادی و سرکوب وحشیانه آنها از همان روزهای نخستین حکومت آخوندی است. این شعر در افکار عمومی آن زمان تاثیری بسزایی گذاشت و به همین دلیل خشم و کینه آخوندها را برعلیه این شاعر توانا و متعهد برانگیخت و جزو اشعار ممنوعه گردید. آری تمامی عملکرد آخوندهای مکار و در راس آنها ولی فقیه به قول شاعر مردمی عجیب و غریب و پلیدی محض و خیانت و جنایت مافوق تصور بود. عجیب و غریب از این منظر که شکل و محتوی حکومتی که خمینی دجال به مردم تحمیل کرد هیچ شباهتی به سیستم های رایج و متداول حکومتی در جهان نداشت. کاملآ منحصر به فرد و پر از تناقض و برخلاف آرزوها و شعارهای مردم انقلاب کرده بود.او با شیادی تمام در ‍پاریس در جواب سئوالهای متعدد خبرنگاران در مورد نوع و محتوای حکومت خود جواب مشخصی نمی داد و یا به کلی گویی بسنده می کرد؛ و دجالانه سوار بر شعارهای مردم می گفت که اسلام!! بیشتر از همه به آزادیها عنایت دارد؛ و اما به محض اینکه بر اریکه قدرت مذهبی و سیاسی دست یافت با بی شرمی و وقاحت مافوق تصور به تمامی گفتارها و وعده های داده شده به مردم از جمله آزادی احزاب و گروهها و حقوق زنان پشت پا زد و به جای مجلس موسسان قانونگذاری خبرگان آخوندی برپا کرد و به موازات آن شورای نگهبان و شورای تشخیص مصلحت من در آوردی را که حتی یک کلمه هم در مورد آنها در ‍پاریس به زبان نیاورده بود تشکیل داد. در کنار اینها بطور ظاهری قوای قضاییه و مجریه و مجلس قانونگذاری را حفظ کرد اما استقلال آنها را کاملا از بین برد و تمام این سه قوه و نهادهای خود ساخته را به دست سرسپردگان خود داد؛ و همه اینها در حالی بود که بطور صریح و آشکار در ‍پاریس گفته بود که من طلبه ای بیش نیستم و به قم می روم و حکومت را به دست کارگزاران سیاسی واگذار می کنم. آیا فریب و نقض عهدهای آشکارتر از این هم می شد تصور کرد؟ و به این ترتیب بود که به قول رهبر مقاومت آقای مسعود رجوی بزرگترین جرم و نابخشودنی تر خمینی ورای همه جنایات وحشتناک وی خیانت به امید و اعتماد مردم بود؛ و به این ترتیب بود که تمامی ابزارهایی که تحت عناوین مختلف شکل گرفت به سلطه آخوندی در آمد و همه و همه در خدمت سرکوب و چپاول اموال مردم بوده و هستند و تمامی انتخابات این نهادهای عریض و طویل در طول 36 ساله حکومت جبار آخوندی تقلبی غیر آزاد و سراسر تحمیلی بوده و هست؛ و تنها هدفشان حفظ پایه های ولی فقیه و استبداد دینی و کلیت حاکمیت آخوندها و پاسداران و شکنجه گران مردم بوده و هست؛ اما اکنون پس 36 سال جنگ روزمره مردم و مقاومت بی امان پیشتازان مجاهد و مبارز تمامی ذخایر استراتژیک این رژیم اعم از صدور ارتجاع و تلاش برای ساخت بمب اتم و سیاست اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی رژیم به گل نشسته است؛ و رژیم آخوندها بنا به شواهد غیرقابل انکار در انظار داخلی و بین المللی مطرود و از هر نظر ورشکسته است؛ و تمامی مردم ایران به جز اندک مزدوران رنگارنگ رژیم در داخل و خارج در کمین سرنگونی این رژیم نشسته اند. در این وانفسا و طوفانهای سیاسی داخلی و منطقه ای موعد انتخابات قلابی مجلس و خبرگان آخوندی در راه است؛ و بدلیل مجموعه شرایط خطیری که اشاره شد موضوع انتخابات خبرگان که مسئولیت باصطلاح انتخاب رهبر را دارد تبدیل به موضوع سرنوشت و آینده تیره و تار کلیت رژیم شده است. کهنسال شدن خامنه ای و احتمال مرگ وی بخاطر بیماری سرطان در کنار مجموعه شکست های بزرگی که به دلیل اشتباهات و یکه تازیهای ولی فقیه رخ داده است وضعیت را بحرانی و بسیار متفاوت از انتخابات سال های گذشته کرده و همه جناح های متخاصم رژیم به بحرانی بودن و خطرناک بودن موجودیت رژیم مدام اذعان صریح و آشکار می کنند؛ و به همین دلایل است که این باصطلاح انتخابات مقطع فعلی تبدیل به جدال سرنوشت رژیم و جنگ هژمونی بین باند رفسنجانی و خامنه ای شده است.رفسنجانی و دارودسته او می خواهند ابتدا ولی فقیه را کنار زده و یا مهار کنند و سپس با آویختن به دامن آمریکا و غرب به زعم باطل خود رژیم سرا‍ پا درمانده و ورشکسته را از خطر سقوط نجات دهند. زهی خیال باطل با این مقدمه تا حدودی روشن است که چرا این انتخابات نمایشی برای باندهای متخاصم رژیم به موضوع سرنوشت تبدیل شده است. لذا بجاست که نگاهی مختصر هم به ساختار و عملکرد خبرگان آخوندی بیاندازیم.طبق قوانین و اساسنامه همین مجلس نمایندگان آن در هر انتخاباتی برای هفت سال انتخاب می شوند و تعداد آنها بطور میانگین 78 نفر بوده است؛ که باید مجتهد اعلم! بوده باشند که همه آنها از آخوندهای مسن و متحجر و دست چین شده ولی فقیه بوده و هستند و تماما با فیلتر شورای نگهبان و ارگانهای امنیتی و به بیت خامنه ای در یک انتخابات قلابی و نمایشی و غیر آزاد به مردم تحمیل شده اند؛ و مدت 28 سال یعنی 4 دوره به همین سیاق بر صندلی های غصب شده نمایندگان واقعی مردم تکیه زده اند. در اساسنامه این مجلس اصلی ترین وظیفه و فلسفه وجودی آنها کنترل رهبر و بررسی صلاحیت ها و عملکرد آن و در صورت عدم کفایت عزل رهبر و انتخاب رهبر جدید می باشد.این ارگان قلابی تنها کاری که در چهار دوره 7 ساله انجام داده تشکیل دو بار جلسه در سال بوده که آنهم کاملا سری و ‍پشت درهای بسته و بدون اطلاع رسانی به مردم بوده است. تنها تحرکی که از این باصطلاح فقهای اعلم دیده شده است که هیج ربطی به مسئولیت اصلی آنها نداشته و فرض را بر این گرفته اند که این رهبر نماینده امام زمان! و نماینده خدا در زمین و کاملا معصوم و مصون از خطا بوده است؛ و به همین دلیل هیچ لزومی در 30 سال گذشته ندیده اند که به حریم صلاحیت رهبری و عملکرد وی وارد شوند و این آن کارنامه خیانت است که اینها در پیشگاه ملت ایران از خود نشان داده اند. ارگانی کاملا بی خاصیت و دور از مسئولیت و تماما در خدمت حفظ ‍پایه های رژیم ولایت و شراکت در چپاول و کشتار و نابودی مردم ایران و مردم منطقه؛ و این در حالی بوده که ولی فقیه و سیاست های آن در طی این دوران طولانی مردم ایران را از نظر اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی 200 سال آزگار عقب برده است و موجب نابودی و ویرانی نه تنها ایران بلکه عراق و سوریه و لبنان و یمن و فلسطین نیز شده است. یکی نیست که از این باصطلاح خبرگان بپرسد که چرا این ولایت فقیه معصوم و عالیقدر و بصیر نمی پرسید چرا یکبار هم که شده در مورد عملکرد وی از او توضیح و تحقیق بعمل نیاورده و نمی آورد چرا از ولی خود نباید سئوال کنید که برای چه مدت 20 سال بیش از 400 میلیارد دلار به ساخت اتم از جیب ملت ایران به هدر دادی و دست آخر با ذلت تمام تسلیم شدی و این همه سرمایه بهدر رفت – چرا فی المثل تمامی رئیس جمهورها و رئیس مجلس های تو در 27 سال گذشته که با تقلب و دزدی در انتخابات غیر آزاد آنها را به مردم تحمیل کردی الان همه آنها از نظر تو یا نفوذی اند یا غرب زده و یا منحرف هستند مگر این همه اشتباه محاسبه را می شود توجیه کرد؟ و رفع و دجوع نمود. در حالی که 120 هزار اعدامی و 500 هزار زندانی یکی از جرم های ساختگی شان این بود که به این گماشتگان تو تسلیم نشدند؛ و خیلی خیلی زودتر از تو از همان ابتدا به عدم مشروعیت خودت و صلاحیت آنها انگشت گذاشته اند؛ و چرا 92 میلیارد ثروت مردم ایران را در اختیار مطلق خودت گرفتی و هیچ حسابی در مورد دخل و خرج آن که تماما سرمایه غارت شده مردم هست پس نمی دهی و هزاران شکست و رسوایی و فضیحت دیگر که اگر به کارنامه ریز آنها بپردازیم مثنوی 70 خرمن می شود که اگر دادگاهی برای بررسی جنایات این رهبر تشکیل شود باید دهها سال طول بکشد که تمامی جنایات و پرونده ها در آن بازبینی شود.این است آن کارنامه ننگین خبرگان که قرار بود رهبر را کنترل کند؛ و اما کلام آخر اینکه مردم ایران در این مقطع حساس بدلیل جنایات و خیانت های بیشمار این رژیم هر چه قاطع تر از گذشته این انتخابات قلابی را تحریم می کنند و به چیزی کمتر از سرنگونی این رژیم راضی نمی شوند. رژیم آخوندی به آخر خط رسیده و روسیاهی برای مماشات گران و حامیان این رژیم در چشم انداز است. حمید معاصز
برای ارزیابی از نتایج سفر آخوند روحانی به ایتالیا و فرانسه یک بررسی از انتظارات و مواضع و دیدگاههای روحانی مخصوصا پس از جام زهر برجام کافی است. که پی برده شود آیا این سفر توقعات و انتظارات کلیت رژیم بطور عام و روحانی به طور خاص را به نحوی که روحانی حول و حوش آن بسا سرمایه گذاری کرده و تبلیغات راه انداخته برآورده کرد یا نه . تمام داده ها و انعکاسات سیاسی و خبری به قطع و یقین هم در داخل و هم در خارج این سفر را نه تنها گره گشای انبوه معضلات اقتصادی و سیاسی رژیم حساب نکردند در خیلی موارد نیز مخصوصا جناح رقیب در داخل کشور نتایج آن را بعنوان ابزاری برای کوبیدن و زیر سئوال بردن خط دولت بکار گرفتند. کافی است فقط به چند نمونه از فاکت ها اشاره کنم. پاسدار نقدی چشم و چراغ خامنه ای به عنوان فرمانده بسیج به صراحت گفت که قرار دادهای بسته شده از طرف روحانی یک ضربه و خیانت به اقتصاد مقاومتی بود . کوچک زاده نماینده مجلس در طویله وحوش فریاد می زند آیا اولویت مردم ایران با 8 میلیون بیکار خرید هوا‍پیما آنهم در این ابعاد کلان بوده است. یکی دیگر فریاد زد قرار دادی که با پژو بسته شد قرارداد ترکمن چای است. دیگری می گفت که رئیس جمهور فرانسه برخلاف عرف معمول شخصا به استقبال روحانی نرفت و در تمامی امضاء پروتکل های اقتصادی این فقط روحانی بود که لبخند می زند و هیچ لبخندی از اولاند دیده نشد بسیجی های دست آموز خامنه ای نیز تحت عنوان دانشجو جلوی وزارت نفت رژیم تظاهرات گذاشته و بستن قراردادهای نفتی با شرکت های فرانسوی را با مقایسه تسلط انگلیس بر منابع نفت ایران قبل از ملی شدن نفت توسط دکتر مصدق ارزیابی می کردند.اینها فقط مشتی از خروار موضع گیریهای جناح مسلط رژیم علیه باند روحانی –رفسنجانی بود در مقابل تک حامیان ولی فقیه از پاتک روحانی یا اصلا خبری نبود یا در مقایسه با طرف مقابل بسیار ضعیف و ناچیز بود و خود روحانی هم نتوانست آن را حربه ای برای پیش بردن خط خود مخصوصا برای پیش بردن تبلیغاتی اش به کار گیرد.و اما در خارج این سفر با توجه به حذف و تصفیه فله ای کانددیداهای . روحانی-رفسنجانی از یک طرف و حضور پر قدرت تظاهرات حامیان مقاومت و مجاهدین در پاریس هیچ دستاورد قابل ملاحظه ای برای روحانی نداشت . تظاهرات بزرگ و منظمی که مقاومت در شرایط بحران امنیتی در فرانسه به نحو پیروزمند برگزار کرد. در وسیع ترین حد ممکن در رسانه های منطقه ای و بین المللی و اروپایی انعکاس داشت تعداد انعکاسها در همان روز نخست به بیش از 200 انعکاس رسید و پس از گذشت چندین روز از تاریخ تظاهرات این انعکاس ها همچنان ادامه داشته. نفس اجازه دادن پلیس و مقامات فرانسوی به تظاهرات مقاومت آنهم در شرایطی که در خود فرانسه امکان تجمعات بسیار محدود و در بعضی موارد کاملا ممنوع است. خود یک پارامتر قابل توجه بود که تعجب همه محافل سیاسی را در داخل و خارج برانگیخت. دولت فرانسه تا سه ماه دیگر در آن کشور شرایط اضطراری امنیتی اعلام کرده است. و این آن چیزی نیست جز شان بالای مقاومت و آلترناتیو در فرانسه و در میان افکار عمومی است. مخصوصآ بخاطر آوریم دوره ای را که خاتمی برای بند و بست با فرانسه از سر گذراند و چه توطئه هایی در فرانسه برعلیه مقاومت تا مرز نابودی بعمل آوردند. و این اتفاقآ برخلاف سرمایه گذاری روحانی بود در افکار و اوهام خود انتظار داشت حتما بطور جد سرمایه گذاری کرده بود که بتواند با قرارهای خائنانه اگر توانست دوباره برعلیه مقاومت زد و بند کند. درست برعکس در حجم انعکاس های تظاهرات مقاومت و اظهار نظرهای مثبت آنها در باره مقاومت یک ضربه سنگین به حیثیت ناداشته سیاسی کلیت رژیم و شخص روحانی بود. از میان صدها انعکاس در برگزاری موفقیت آمیز این تظاهرات بزرگ کافی است فقط به چند نمونه اکتفا کنیم.روزنامه گاردین فرانسه : چشم دوختن به رفرم و میانه روی در درون رژیم ایران یک کوته بینی محض است. پاسداران رژیم مسئول کشتار مردم سوریه و مرتکب جنایت جنگی می شوند.خبرگزاری آسوشیتدپرس : اتحادیه اروپا تحریم های جدید علیه برنامه موشکی را در دستور قرار داده و تحریم های حقوق بشر و صدور تروریسم سرجای خود باقی می ماند.کانال ZDF از کانال های اصلی آلمان : همزمان با حضور روحانی در پاریس نیروی مخالف رژیم روند رو به افزایش اعدام ها و نقض حقوق بشر به تظاهرات پرداختند.روزنامه معتبر السیاسه کویت: با اشاره به موضعگیری خانم رجوی استقبال از روحانی و پهن کردن فرش قرمز در حالی که روحانی پدرخوانده تروریسم است و به کشتار مردم سوریه و عراق و یمن و لبنان مشغول است محکوم به شکست است.سایت سولاپرس مصر: با اشاره به صحبت های خانم رجوی از برگزاری با شکوه تظاهرات مقاومت خبر داده و نوشته است که دیدار روحانی بسیار تحقیرآمیز ارزیابی شده است.تلویزیون العربیه : اپوزیسیون ایران از رئیس جمهور فرانسه خواست تا موضوع نقض حقوق بشر با روحانی در میان گذاشته شود. و خواهان محکومیت صدور تروریسم از جانب رژیم شدند. خبرنگار العربیه اضافه کرد پرونده حقوق بشر و تروریسم دولتی در سفر روحانی مطرح بود و 80 درصد مردم فرانسه مخالف این سفر بودند.در یک نمونه دیگر تمامی کانال های تلویزیون و مطبوعات همان روز در صدر اخبار خود انعکاس گسترده ای به تظاهرات مقاومت دادند.خلاصه کلام اینکه هر ناظر بی طرفی با مقایسه انعکاسات و اظهار نظرها از جوانب مختلف سیاسی و اقتصادی پی می برد که در این سفر نه تنها انتظارات حداقلی و سرمایه گذاری روحانی برآورده نشد بلکه در برخی موارد منجمله در داخل رژیم نتایج معکوس بار آورد و درست در مقابل آن اعتبار و وزن سیاسی مقاومت ایران بود که بیش از هر زمان درخشید. از نمونه های فراوان دست آوردهای این تظاهرات بزرگ می توان به حضور دهها سیاستمدار و قانون گزار و مقامات سابق فرانسه و اروپا اشاره کرد که یک عظمت خاصی در صف اول تظاهرات به این مقاومت می بخشید . مصاحبه ها و صحبت های آنها در مطبوعات محلی فرانسه و کل دنیا شنیده شد و انعکاس یافت.از نمونه های برجسته دیگر حضور گسترده جوانان پر شور مقاومت در خارج و حضور انبوه جوانانی که اخیرا و برای اولین بار از ایران در تظاهرات شرکت داشتند که نشان از گسترده گی و مقبولیت مقاومت درمیان نسل جوان دارد. اعضا و هواداران پرشور مقاومت از قشرهای ممتاز جامعه ایران و نمایندگان اقشار مختلف اجتماعی در کسوت جمعیت بزرگ حضور داشتند و شکوه و عظمت خاصی به این تظاهرات میدادند که هر بیننده ای ایرانی تشنه به آزادی در داخل و خارج را به آینده پرشکوه ایران و سرنگونی آخوندها امیدوار و سرشار از شوق می کرد.از همه مهمتر اینکه از میان مدعیان رنگارنگ باصطلاح اپوزیسیون دیگر رژیم هیچ خبری و عکس العملی دیده نشد و برای مردم ایران و جهان به عینه ثابت شد که تنها گروه مشروع و پا برجایی که برای آزادی مردم ایران مدت سه دهه است که بالاترین بها را پرداخته و می پردازد همانا مجاهدین و آلترناتیو شورا است. و کلام آخر اینکه تمامی مزدوران و پادوهای رژیم از هر نوع آن که آمدن روحانی به فرانسه را فرصت مناسبی برای ضربه زدن به مجاهدین ارزیابی می کردند بور شدند و امکان هیچ ارز اندامی نداشتند . لابد آنها هم فهمیده اند که آینده ای برای این رژیم دیگر باقی نخواهد بود.حمید معاصر
اکبر هاشمی رفسنجانی برای پیش بردن جنگ هژمونی با ولی فقیه ادبیات سیاسی خاص خود را دارد؛ که صد البته آغشته به عوام فریبی محض تؤام با گرد و خاک پاشیدن بر روی حقایق و کارنامه سراسر جنایت و خیانت و دزدی های اوست. از آنجا که محتمل است شورای نگهبان از تأیید صلاحیت وی برای انتخابات! خبرگان خودداری کند. به شیادی دم از حق الناس می زند و از احترام گذاشتن به رأی و انتخاب آزاد مردم صحبت می کنداو تلاش می کند از نفرت و انزجار شدید مردم علیه کل نظام به نفع ارتقاء موقعیت خود در رأس نظام بهره برداری کرده و جنگ قدرت خود را با ولی فقیه را به حساب دفاع ! از حقوق مردم گذاشته و نقش اپوزیسیون را در درون گرگ ها بازی کند و اما مردم آگاه ایران بخوبی میدانند که رفسنجانی در سراسر عمر ننگین این رژیم نفر دوم و شریک و مسئول در تمامی جنایت ها و خیانت علیه مردم بوده است. او تلاش می کند با استفاده از تجارب قیام سال هشتاد و هشت و احتمال تکرار مجدد آن در انتخابات پیش روی خبرگان و مجلس حریف را بترساند که شاید از این طریق از حذف خود و تقلب و مهندسی در انتخابات جلوگیری کند. او به خوبی به موقعیت متزلزل و ضعیف ولی فقیه پی برده و گمان می کند که خامنه ای قادر نخواهد بود سناریوی کروبی و موسوی را در مورد او اجرا کند علی الخصوص که او رئیس تشخیص مصلحت نظام است و هم اهرم دولت را دارد و هم عضو فعلی خبرگان نیز هست. و در مجموع سوابق و موقعیت وی قابل مقایسه با کروبی و موسوی نیست. درستی این ارزیابی رفسنجانی در شرایط فعلی و صحت و سقم آن الان معلوم نمی شود. و مهم تر از همه این پارامترها دوران بکلی عوض شده و مخصوصاً پس از زهر برجام کلیت رژیم در صحنه داخلی و بین المللی و منطقه ای با بحران های بی سابقه مواجه است که شرح آن بحث جداگانه ای دارد. مردم آگاه ایران و جهان بخوبی از آن با خبرند. رفسنجانی این شرایط را خوب می فهمد و می خواهد با یک تیر دو نشان بزند هم ولی فقیه را از هژمونی مطلق ساقط کند و موقعیت خود را تثبیت و رژیم رو به سقوط و بحران زده را از خطر سرنگونی برهاند .ا و برای این که ریسک شکست و از دور خارج شدن کامل سیاسی را از سر خود دفع کند از مدت ها پیش آماده سازی های لازم را شروع کرده است و در همین راستا حسن خمینی را که نزدیک به خط فکری اوست به جلو انداخت که به عنوان شاخص خانواده خمینی به خبرگان ارتجاع راه پیدا کند . چرا که حذف نوه خمینی هزینه های سنگین به طرف مقابل تحمیل می کند. این تاکتیک او برای ولی فقیه بسیار گران آمده و سر دژخیم قوه قضائیه در یک مقابله جویی آشکار با رفسنجانی گفت که او علامه تراشی می کند. که منطور لاریجانی به زیر علامت سؤال بردن درجه اجتهاد حسن خمینی بود. پا به پای این تلاش ها از مدت ها پیش از آخوندهای ریز و درشت امثال صانعی ها و موسوی اردبیلی ها و بسیاری از آخوندهای از قماش باصطلاح اصلاح طلب در حوزه ها و شهرها که منزوی و مطرود ولی فقیه هستند یار گیری می کند. در جبهه دیگر او از ریزشی های سرداران ریز و درشت سپاه و نیروهای سرکوبگر دیگر غافل نیست و طی جلسه ای با آنها به دلجویی و یارگیری از آنها تلاش کرده و یکی از این ریزشی ها خطاب به رفسنجانی می گوید که ما حاضریم به فرمان فرمانده روی مین هم برویم .که علائم اثبات وفاداری به رفسنجانی است. در صحنه خارجی او روی مواضع مماشات گران غربی و ریزشی های رژیم در خارج کشور و به اصطلاح دوزیستان های سیاسی که هم نان اپوزیسیون را می خورند و هم دل در گرو حفظ تمامیت رژیم از خط سرنگونی دارند البته که حساب باز کرده است . امروزها کم نیستند کسانی که در تلویزیون ها و رسانه های خارجی به طور مشمئز کننده ای از الان مردم را تشویق می کنند که در انتخابات شرکت کرده و به نفع روحانی و رفسنجانی و باند آنها رأی بدهند. خائنان و بریدگانی که تاریخ و مردم ایران هیچ گاه خیانت آنها را فراموش نمی کنند یکی دیگر از تاکتیک های رفسنجانی معرفی تعداد کثیری کاندیداها از تهران و شهرهای مختلف است که در مقایسه با سال های قبل بی سابقه است . او از این طریق می خواهد دست شورای نگهبان را در حذف فله ای کاندیداهای مورد نظر وی را ببندد. همه اینها شمه ای از تلاش های علنی و آشکار او در جنگ سرنوشت سازانتخابات است البته بدلیل جدی بودن این جنگ قدرت سرنوشت ساز رفسنجانی حتماً در پشت صحنه و غیر علنی هم تلاش های جداگانه ای که سرشت ناسالم دارند انجام می دهند. تلاش هایی از قبیل خرج کردن کلان و رشوه دادن ها ی نجومی از پول های غارت شده مردم برای خرید کاندیداهای مورد نظر که در سالیان گذشته هر دو جناح رژیم دست به این عمل کثیف زده اند و امروز ها هم بارها در صحن علنی مجلس و در رسانه ها به این ترفند رذیلانه باندها اعتراف می شود .بطور خلاصه هر دو طرف با بسیح تمامی امکانات نامشروع و غصب شده ملت ایران در مقابل هم صف آرایی کرده اند. و اما در این تلاطم و بحران سیاسی خطیر آنچه که به منافع مردم و مقاومت سازمان یافته آن مربوط است. یک آماده باش و هوشیاری سیاسی در خور شرایط با موضع گیری های اصولی لازم است که ا زاین شرایط به نفع مردم و در جهت اهداف سرنگونی تمامیت رژیم استفاده کند. رهنمود اصلی باید این باشد که نباید اجازه داد که باندهای مخاصم رژیم بطور ویژه باند رفسنجانی روحانی و حامیان آنها با عوام فریبی و شیادی سیاسی این جنگ قدرت را جنگی برا ی رفرم و اصلاحات موهوم قلمداد کنند و به تبع آن مردم ناراضی از ولی فقیه را به حمایت از خود در انتخابات بکشانند. فضایی که رفسنجانی برای آن خیلی چشم دوخته و می خواهد در صورت اجرای نیت شوم خود آن را حماسه سیاسی قلمداد کند و در نتیجه برای رژیم بزعم باطل خود یک فرجه طولانی مدت بقاء بخرد لازمه تقابل با این ترفند و حقه بازی سیاسی اینستکه که تمامی مردم و نیروهای سرنگونی طلب باید یک فراخوان عمومی برای تحریم کل انتخابات بدهند و با ذکر دلایل روشن و افشاگری های لازم این ترفند را خنثی کنند.اطلاعیه اجلاس میاندوره یی شورای ملی مقاومت ایران(30آذر94)، تأکید می کند: ”نمایش انتخابات مجلس و خبرگان نظام آخوندی در اسفندماه -که مثل دیگر انتخابات این رژیم پس از 30 خرداد 1360 کشاکشی بین سرسپردگان و عمله ولایت فقیه بر ضد مردم ایران است- ازسوی مردم و همه نیروهای آزادیخواه ایران تحریم و طرد می شود».جبهه مردم و مقاومت سازمان یافته ایران باید با بازگشایی و باز خوانی پرونده سی و شش ساله جنایت های این رژیم مخصوصاً برای نسل جوان کشور تمامی تلاش و کوشش خود را بکار گیرد و کسانی را که در داخل و خارج قصد دارند که تنور این انتخابات قلابی را گرم کنند افشاء کنند باید نشان داد که از افعی ولایت فقیه و حکومت باندهای تبهکار کبوتر آزادی متولد تشده و هرگز نخواهد شد باید شیادی های گذشته این رژیم مخصوصاً زمان خاتمی را که باند رفسنجانی و روحانی در صدد اجرای سناریوی مشابه آن هستند یادآوری. مگر این باند جزو حاکمان سی و شش ساله نبوده اند که در تمامی جنایات و وطن فروشی این رژیم عوامل اجرایی سطح بالای این حکومت بوده اند. اگر رفسنجانی و روحانی که بخشی از حاکمیت فعلی و سالهای گذشته هستند قصد رفرم داشتند چرا هیج حرکتی حتی در اندازه استانداردهای مینیمم در این سالها از اینها دیده نشده است. مگر زهر خوردن ولی فقیه و کلیت رژیم که به تمامی جناح ها تحمیل شد جزو رفرم است ؟ از شخص رفسنجانی در موضع رئیس تشخیص مصلحت نظام باید پرسید که طرح و برنامه رفرم! دروغین او چیست. اگر ذره ای صداقت دارد از همین موضع می تواند از قبیل این اطلاعیه بدهد و خواستار آزادی زندانیان سیاسی شود- خواستار آزادی مطبوعات و احزاب شود- خواستار لغو مجازات وحشیانه سنگسار و شکنجه و لغو اعدام شود . خواستار استقلال دانشگاهها شود و ...و همچنین از روحانی شیاد باید پرسید چه شده است که مقدار اعدام های وحشیانه که بیشتر از دوران احمدی نژاد و رکوددار در سطح جهان است کمترین اعتراضی نمی کنند چرا اسید پاشان را مجازات و دستگیر نکرد (علیرغم اینکه به وزیر کشور دستور داده بود در عرض دو روز عاملین را شناسایی و دستگیر کند) و هزاران چرای دیگر و وعده های پوشالی ک هیچکدام عملی نشده اند که هیچ بلکه وضعیت اقتصادی –سیاسی و فرهنگی و زیست محیطی در همه زمینه ها به گواهی همین نمایندگان و حوش در مجلس و کارشناسان خود رژیم روز به روز بدتر از قبل می شود به عنوان مثال در هشتاد سال گذشته هیچ وقت رکود اقتصادی به درجه امروزی نرسیده است.روحانی در جواب همه اینها همیشه به شیوه معمول آخوندها شعارهای تو خالی می دهد و اعداد و ارقام و آمار قلابی در همه زمینه ها به مردم ارائه می کند که خوشبختانه مردم آگاه ایران دست این آخوندهای شیاد را به خوبی خوانده اند. و هیچ گاه فریب وعده های دروغین او را نمی خورند دانشجویان آگاه و نمایندگان آنها در روز شانزده آذر بخوبی نشان دادند که ماهیت آخوند روحانی چیست، و مچ پوچ او را باز کردند.و اما نگاهی مختصر به مواضع کوسه اعظم و سرکرده مکاران هم به خوبی نشان می دهد که این جرثومه تمام عیار رذالت با چه شعارهایی به جنگ قدرت هژمونی می رود. او با شیادی تمام باندهای تبهکار و جانی رژیم اعم از مجلس و نمایندگان خامنه ای را فقط و فقط با لفظ خالی تندروی مورد خطاب قرار می دهد قاتلان مردم و اسید پاشان و دزدان و چماقداران و شکنجه گران از دید رفسنجانی تنها ایرادی که دارند آن است که قدری تندرو هستند. او هیچ وقت پا را فراتر از این نمی گذارد. اگر هم گاهاً گفته و می گوید . و این به اصطلاح انتقاد آبکی را هم نه به خاطر عملکرد ضد مردمی آنها می گوید بلکه فقط از زاویه انتقاد آنها به دخیل بستن رفسنجانی به آمریکا و غرب است که به آنها تندرو می گوید. و بالاترین حرفی هم که به ولی فقیه می زند اینستکه چون ایشان هم پیر و هم مریض هستند باید خبرگان آینده در فکر جانشین او باشد و اگر هم شد برگردیم به متن اول قانون اساسی که در آنجا از شورای رهبری صحبت شده است.حال بنگرید به کل نق زدن های رفسنجانی که در عالم سیاست و در چارچوب این رژیم آیا آبکی تر از این موضع گیری هم می توانید سراغ داشته باشید؟با توجه به مطالب فوق همانطور که از محتوای این جنگ قدرت معلوم است دعوا بر سر لحاف ملا یعنی سرکوب و چپاول مردم ایران است و نه بر سر منافع مردم ایران. و کلام آخر این که راه حل همانا سرنگونی تمام عیار رژیم بدست مردم و مقاومت ایران است .در این آزمایش سیاسی در تمامی شقوق متصور اعم از اینکه رفسنجانی پیروز شود یا نشود و خامنه ای شکست بخورد و یا دست به حذف و تصفیه بزند کلیت رژیم در سراشیب ضعف و سرنگونی قرار گرفته و چشم انداز تیره و تاری در پیش دارد. برای سرنگونی این رژیم تبهکار باید تمام توش و توان خود را بکار بگیریم.حمید معاصر

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان