05252022چهارشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

چهار رفیق شفیق!

منتشرشده در مقالات و نظرات
25 مرداد 1398
زندان های سیاسی ایران و بخصوص زندانهای تهران و دیگر کلان شهرهای ایران در دهه سیاه و خونین شصت، علاوه بر اینکه گنجینه ایی از سرمایه های انسانی نسل ما، و نسلی از مبارزین و روشنفکران جامعه را در اسارت خود داشتند،
انتشار بخشی از خاطرات شفاهی «محمدرضا مهدوی کنی» با صدای خودش و البته بعد از مرگ طولانیش! زوایا و نمای دیگری از شخصیت پرحاشیه و ماهیت بندباز این آیت الله هفت خط را به نمایش میگذارد.
در آستانه شروع سال تحصیلی جدید، یاد همه پرچمداران آزادی و دانش پژوهانی که طی ۳۵ سال گذشته، رو در روی «فاشیسم مذهبی» و پدرخوانده «داعش شیعی» ایستادند و جانبازی کردند را گرامی میداریم.
درست دو هفته پیش بود که رفت، چقدر سبکبال و بی پروا هم رفت... طوری که ناغافل توی دلم گفتم: ای ساربان آهسته ران!غلامرضا را میگویم، همان شیردل خوزستانی که بعد از ۴۰ ماه انفرادی و ۱۲ سال حبس و زندان و تحمل آن همه زجر و شکنج و تحقیر و تهدید و توهین، حتی تا پای چوبه دار هم داغ کرنش و تسلیم را به دل رذل ترین و بزدل ترین حاکمان دوران یعنی ملاهای عبا بدوش و پاسداران ظلمت و تباهی گذاشت و پرکشید و رفت.

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان