08052020چهارشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
درکنارماقربانیان رژیم جهل و جنایتبازماندگان شکنجه‌شدگان و خونین جامگان سربه دار عزاداران خاوراندادخواهان کشتارهای سیاسی دهه ۶۰ و تابستان ۶۷ مادران و پدران داغدار چشم به در دوخته و به انتظار نشستهوابستگان جان‌باختگان قتل‌های زنجیره‌ای حکومتزنان و مردان آزادیخواه اسیر و دربند محرومین از تحصیل بچه‌های کار بی کفش کارتن‌خواب‌های ستمدیده گرسنگان و بی‌خانمانان قبر خواب مالباختگان و غارت‌شدگان مالی کارگران و زحمتکشان تهیدست کشاورزان بی محصول کامیونداران اعتصابی بازاریان و اصناف غارت‌شدهکولبران دردمند آسیب دیدگان اجتماعفروشندگان چشم و کلیه معلمین آزاده متحصن دانشجویان ستاره‌دار محروم از تحصیل وکلا، فعالان و کنشگران سیاسی برعلیه زندان، شکنجه و اعدام جنایتکاران حاکم بر ایرانقاتلین بهترین فرزندان میهنناقضین حقوق بشر مجریان قوانین زن‌ستیز دین‌فروشان ریاکار آمرین سانسور، شکستن قلم و بریدن زبان عاملین به قهقرا کشاندن سرزمینمان غارتگران و چپاولگران سرمایه‌های کشور حراج‌کنندگان و بر باد دهندگان منابع ملی ویران کنندگان محیط‌زیست محتکرین دارو، مواد غذایی و مایحتاج عمومیمروجین خرافه و خرافه‌پرستی ستیزه گران بافرهنگ و تاریخ و هنر ایران سرکوبگران حقوق اقلیت‌های دینی و قومی رانت‌خواران و دزدان حکومتی آقازاده‌های مرفه بی‌درد بی‌خانمانی، بی‌پناهی و نداری بیانید همه فریاد شویم و هم‌صدا، در برابر رژیم غوغا سالار آخوندیدر کنار کانون‌های شورشی برانداز برای ایرانی آزاد و آباد * در واکنش به سلبریتی هنر بندان حکومتی تحت عنوان " در برابر تحریم با ما هم‌صدا شوید"۲۳ آبان ۱۳۹۷ 13.11.2018

دوام و قوام قیام

منتشرشده در مقالات و نظرات
22 مرداد 1397
شروع قیام مردم دردی ماه سال ۱۳۹۶ در بیش از ۱۴۲ شهر در سراسر ایران را باید نقطه عطفی مهم در مبارزات مردم میهنمان در برابر رژیم آخوندی دانست. این خیزش دامنه‌دار مردم به ستوه آمده از جنایت، فساد و دزدی‌های کلان اقتصادی که به‌سرعت به مطالبات سیاسی راه برد، دو حقیقت را به‌خوبی عیان کرد.اول اینکه، برخلاف تمام یاوه‌گویی‌ها، حضور و نقش بی‌بدیل کانونهای شورشی و مؤسسان چهارم ارتش آزادی در پیشبرد قیام آنچنان آشکاراست که آه و فغان سران حکومت را درآورده و کمتر فرصتی است که آنان خطر مجاهدین برانداز را گوشزد و ترس و وحشت خود از پیوستن مردم بپاخاسته به مقاومت خونین را بیان نکنند.پرواضح این که صحبت از مجاهدینی است، که رژیم سالهاست آنان را نابود شده و از بین رفته تبلیغ می‌کرد و با اجرای سیاست بایکوت خبری تام و تمام درباره آنها و گاها و یا بنا به اجبار شرایط و تحولات سیاسی روز، برای تخریب و شیطان سازی هرچه بیشتر، از آنان با عناوینی چون "گروهک مضمحل شده منافقین، که نفس‌های آخر خود را می‌کشد" نام می‌برد.مضحک‌تر از آن مزدوران و مأموران قلم به دست رژیم در خارج ازکشوربوده و هستند، زمانی که رژیم، از طریق تمامی تریبون‌های دولتی و نمازهای جمعه خود، به پیشتازی مجاهدین در قیام این چنین آشکارا اقرار و اعتراف می‌کند و برای دفع خطر براندازی از سوی مجاهدین در پی چاره‌جویی است، این بوزینگان با بلاهت مدعی می‌شوند که مجاهدین "فرصت‌طلبانه" قیام مردم را به‌حساب خود می‌ریزند و دلیل می‌آورند که حتی "یک شعار" هم به نفع مجاهدین در این اعتراضات و تظاهرات سر داده نشده است و این در حالی است که اخیرا امامان جمعه مشهد و پردیسان قم از نیروهای خودی خواسته‌اند که با شرکت در تظاهرات علیه گرانی مانع آن شوند تا که مجاهدین و براندازان نتوانند تظاهرات را به سمت براندازی و شعارهای ساختارشکن ببرند..البته در جواب چنین مهملاتی از سوی این قلم کشها تنها باید گفت، اگر بلاهت و کودنی و یا مزدوری را سقفی و مرزی می‌بود؟در اعتراض به کشتار هزاران زندانی مجاهد در تابستان سال ۱۳۶۷ طی سه روز (۶ تا ۸ مرداد ۱۳۶۷ در اوین و گوهردشت) آقای منتظری با جنایت دانستن آن، مجاهدین را " یک سنخ فکری“ خواند که با کشتار از بین نخواهند رفت.معنا و اثبات این گفته را، رژیم ددمنش آخوندی امروز به عینه می‌بیند که پس از آنهمه خون ریختن از مجاهدین و صدها توطئه تروریستی نافرجام به هدف نابودی آنان، درهرگوشه و نقطه‌ای از میهنمان که مردم آزادیخواه فریاد اعتراض سرمی دهند، کانونهای شورشی مجاهدین نقشی محوری و پیشتاز دارند، مگر نه این است که شعار" مرگ بر ارتجاع، مرگ بر خمینی، مرگ بر اصل ولایت‌فقیه، مرگ بر دیکتاتور، زنده‌باد آزادی" شعار مجاهدین، از زمان رودرویی با دیو جماران تا به امروز بوده و تا سقوط نظام جهل و جنایت نیز چنین خواهد بود؟آزادی و آزادیخواهی برای مجاهدین نه‌فقط یک شعار سیاسی صرف، که مرام و مقصود از آن، جز لاینفک و شالوده و پایه و اساس اعتقادات، آرمان، فلسفه وجودی و نگرش بنیادین آنان به انسان به‌عنوان آفریده شده تغییرگرمی‌باشد.تنها انسان آزاد و رها از یوغ بندگی و جبراست که می‌تواند با اراده و اختیار، قدرت خود را در مسیر تکامل و در جهت تغییر شرایط "آنچه که هست" به " آنچه که باید باشد"، تا برقراری قسط وعدالت، بکار برد.مجاهدین تا به امروز با سربلندی و مسئولیت‌پذیری و تعهد وایمان سرشار برای نیل رسیدن به آن، بهایی ماوراء تصور با صدق و فدای بدون چشمداشت پرداخته‌اند.نکته دیگر اینکه، آمدن مردم به خیابانها برای اعتراض به شرایط اسفبار اقتصادی، بی آبی، بی‌نانی، فقر، بیکاری و خواسته برحق آنان برای رفع این معضلات فاجعه‌آمیز همه و همه، شاید در نگاه اول و مطلوب اولیه آن، رسیدن به این خواسته‌های حداقلی باشد، اما در ورای آن می‌توان و باید که هدف غایی و حداکثری آنان، که همانا عزم و جزمشان برای رسیدن به "آزادی" است، را به‌خوبی دریافت.قریب به چهل سال است که رژیم هر ظلم و ستمی که توانسته بر این مردم روا داشته و به هر جنایتی که توانسته برعلیه آنان دست زده است.از توهین به کرامت انسانی و ستیز با انسانیت، زندان و شکنجه و اعدام‌های بیشمار تا حجاب اجباری، سرکوب شدید اعتراضات صنفی کارگری، فرهنگی، دانشجویی، نقض حقوق بشردرابعاد گسترده، نابودی محیط‌زیست، بر باد دادن اخلاق و فرهنگ ستیزی و بسیارمظالم دیگر.مردم امروز ازبیعدالتی، نابرابری، تبعیض، ویرانگری، چپاولگری، ارتشا و فساد یک مشت اراذل حکومتی و افراد وابسته به آن، به تنگنا رسیده‌اند، از این که می‌بینند سرمایه‌های ملی آنان خرج صدور ارتجاع و تروریسم در منطقه، منابع طبیعی متعلق به آنان و نسل آینده پیش‌پرداخت حفظ قدرت حاکمان نامشروع وطن‌فروش می‌شود، از این که فاصله طبقاتی، اعتیاد و فحشا و فقر بی داد می‌کند، آمار کودکان گرسنه کار و کارتن خوابها و قبرنشینان رو به افزایش سرسام آوراست، خشمگین‌اند.اینها تماما واقعیات اسفناک جامعه امروز ایران است، اما به‌واقع واقعی ترازهرخواستی، اراده مردم برای نیل رسیدن به "آزادی" است که در شعارهای "مرگ بر دیکتاتور، توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه، میمیریم، میمیریم ایران رو پس می‌گیریم"، نمود پیدا می‌کند.مردم ناامید و به جان آمده از ظلم و ستم آخوندی چیزی نمی‌خواهند بجزآزادی،آزادی بیان، آزادی تجمع، آزادی دفاع از حق خود، آزادی پوشش، آزادی احزاب، آزادی ادیان، آزادی انتخاب شدن و انتخاب کردن و آزادی ازهرقید و بند ظالمانه حکومتی و رفع هرگونه تبعیض.آزاد و رها شدن از بختک رژیم منفور آخوندی با تمام دار و دسته و جناح‌های حکومتی اصولگرا و اصلاح‌طلب.هر قلم و زبانی که تنها در پی برجسته کردن خواسته‌های حداقلی مردم است و به رضایتمندی به برآوردن شدن آن توصیه می‌کند، آگاهانه و یا ناآگاهانه در جهت انحراف و تضاد با خواست واقعی و اراده مردم عمل می‌کند که این امر درنهایت مطلوب رژیم درمانده و ستمگر آخوندی می‌باشد.مردم رنجدیده مصمم به براندازی هستند، چرا که نویدبخش آزادی و بهروزی مردم ایران در گروی "سرنگونی" این رژیم جنایتکار سراسر فاسد و برقراری حکومتی دموکراتیک بر پایه و اساس حق حاکمیت مردم، می‌باشد.همانطور که رهبر مقاومت آقای مسعود رجوی بارها تاکید کرده‌اند، مجاهدین نیز با افتخار امر سرنگونی رژیم در کلیت آن را همچنان وظیفه انقلابی خود دانسته و می‌داند و برای پیشبرد و تحقق آن تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون، خواهند ایستاد.مردم به‌واقع تشنه آزادی‌اند.پیش بسوی آزادی

ستم (و) کار

منتشرشده در مقالات و نظرات
12 ارديبهشت 1397
بمناسبت ۱۱ اردیبهشت (۱ می) روزجهانی کارهنگامی که سخن از کار و حقوق کارگری در رژیم ضد انسانی آخوندی می شود، ابعاد فاجعه تضییع حقوق این محروم ترین محرومان درجامعه بطور وحشتناکی به چشم می آید. شرایط طاقت فرسای امروز کارگران در ایران آخوند زده، پس از۱۳۲ سال از شروع جنبش کارگری، ابتدا در آمریکا و سرکوب وحشیانه آن توسط پلیس شیکاگو در روز اول ماه می ۱۸۸۶، که این روز را بمناسبت آن " روز جهانی کارگر" نامیدند، براستی لکه ننگی دیگر بر پیکرنکبت بار رژیمی است، که شیادانه با شعارحمایت ازمحرومان و ستم کشیدگان و برپایی حکومت مستضعفین، برمقدرات مردم حاکم شد.کارگران زحمتکش میهنمان تحت حاکمیت نظام آخوندی، پس ازقریب به ۴۰ سال، که سالهاست حتی امکان شرکت درتظاهرات و راهپمایی در روز کارگر را ندارند، با کمترین امید به بهبود شرایط اسفناک سیاسی و اوضاع اقتصادی خود روزگار را بسختی می گذرانند.فعالین کارگری دربرابراعتراضات برحق خود به شرایط ضد انسانی کار، فضای امنیتی حاکم و ایجاد ارعاب درمحیط های کارگری، فقدان امنیت شغلی مناسب ( بیش از۸۰ تا ۸۵ درصد قراردادها بصورت موقت، کارمعین و قراردادهای سفید امضا منعقد می شوند که طبق مواد ۷ و۱۰ قانون کار رژیم، تبدیل قراردادهای رسمی و دائم به موقت و پیمانی- ماهیانه، سه ماهه و یکساله- بشکل قانونی درآمده است)، خروج کارگاه های کوچک (کمتراز۱۰ کارگر) و مناطق آزاد ازشمول حمایت های قانون کار، اجرای سلیقه ای قوانین کار و تامین اجتماعی، عدم پرداخت حق بیمه ازسوی کارفرمایان و یا فروش و واگذاری کارخانجات و کارگاه ها به بخش خصوصی، خود را در برابرموج فزاینده خشونت عوامل رژیم می یابند.رژیم ضد کارگری آخوندی ازآن جایی که هیچگونه حق اعتراضی را برای کارگران برسمیت نمی شناسد، دربرابرهرگونه تجمع اعتراضی آنان، بطور نمونه اعتراض به پایین نگهداشتن عمدی دستمزدها وعدم پرداخت بموقع آن، که کارفرما طبق تبصره ۱ماده ۱۳ قانون کارملزم به اجرای آن درتحت هر شرایطی می باشد وعدم اجرای آن تعقیب قانونی وی را در پی خواهد داشت، همچنین خواست قانونی مطالبه حقوق و دستمزد معوقه خود، که دربسیاری ازموارد به ۱۸ماه ویا حتی بیش ازآن نیز می رسد، ابتدا تهدید به اخراج ازکار و درصورت پافشاری بر احقاق حقوق خود بدلیل واهی اقدام "علیه امنیت ملی" و یا "فعالیت تبلیغی علیه نظام " و "اخلال درنظم عمومی" مورد ضرب وشتم و دستگیری ومحکومیت به زندان های طویل المدت می شوند.شرایط زنان کارگر در رژیم زن ستیز آخوندی بمراتب فاجعه بارتر نسبت به کارگران مرد می باشد.بیش از۸۰ درصد زنان کارگربا قراردادهای سفید امضا مشغول بکار می باشند که طبق آن قبل از شروع کارمجبوربه پذیرش تسویه حساب می شوند وهنگام انعقاد قرارداد با دان چک وسفته به کارفرمایان، عملا به خواسته آنان، به عدم حق اعتراض دربرابرتضییع حقوق حداقلی خود، بناچارتن می دهند .زنان محروم کارگر، به دلیل آسیب پذیربودن موقعیت اجتماعى خود در مشاغلی بکار گرفته می شوند که عمدتا توان ونیروی بدنی بالایی را طلب می کند، که درازای انجام آن غالبا نیز حقوق و دستمزد کمتر و پائین تری را نسبت به کارگران مرد دریافت می کنند.زنان شاغل درکارگاه ها و تولیدی های کوچک با کمتراز۱۰ کارگر، که از پوشش قانون کارمحرومند، ازهیچگونه حق بیمه وخدمات پزشکی رایگان برخوردار نیستند و بدلیل نابرابرى دستمزدهاى پرداختى بطورمضاعف مورد تبعیض و اجحاف بی سابقه قرارمی گیرند.معضلات اقتصادی و فقربی پایان درجامعه، نابرابری و تبعیض ها و همچنین عدم توان تامین معاش خانواده ها توسط قشر کارگر از جمله عواملی هستند که پدیده کودکان خیابانی، که بیش از۸۰ درصد از "کودکان کار" را شامل می شود، بوجود آورده است. این درحالی است که طبق قانون کار رژیم، بکارگیری کودکان زیر"پانزده" سال ممنوع می باشد.با وجود چنین ممنوعیتی، که تنها بر روی کاغذ وجود دارد، "کودکان کار" که تعدادشان به بیش از۴ میلیون نفر تخمین زده می شوند، بخصوص درکارگاه ها و تولیدی های کوچک با کمتر از۱۰ کارگر که ازشمول قانون کارخارج شده اند، بعنوان نیروی کار ارزان و تحت شرایط بسیارطاقت فرسای محیط کار، بکارگرفته می شوند. برای کارگران محروم میهنمان، رفع هرگونه فاصله طبقاتی میان زحمتکشان وغارتگران و چپاولگرانی که ازسود حاصل دسترنج وعرق جبین آنان بصورت زالو وار زندگی می کنند و فقرشدید و نابرابری های اقتصادی، تنها با سرنگونی نظام جبار و ستمکار آخوندی، که برسرنوشت کارگران و محرومان جامعه حاکم شده و با تصویب قوانین ارتجاعی ظالمانه ضد کارگری، هدفی جزحفظ منافع و سود بیشتر برای سرمایه داران حکومتی ( ولی فقیه و کارگزاران رژیم، سرداران سپاه و برادارن اطلاعاتی قاچاقچی) را ندارد، محقق می شود.آنان دیگربه وعده های توخالی رژیمی که به دروغ داعیه اسلام دارد، اسلامی که پیامبرش مومنان را به انصاف و برابری در پرداخت دستمزد به کارگران اکیدا توصیه کرده و بدلیل ارزش و اهمیت کار و تلاش، بردستان پینه بسته کارگران بوسه می زد، اهمیت نمی دهند و بیش از این فریب شعارهای دولت آخوند شیاد روحانی برای بهبود شرایط خود را نمی خورند و با توجه به نقش مخرب و امنیتی تشکلات دولتی کارگری مانند شورای عالی کار و شوراهاى اسلامى کار و انجمن هاى صنفى، که مانعی جدی درجهت ایجاد تشکل ها و سندیکاهای مستقل کارگری می باشند، به این امربخوبی واقف شده اند که این خود کارگران مبارزهستند، که بایستی با هشیاری و اتحاد عمل وحمایت از فعالین کارگری مستقل و متشکل درمحافل و نهادهای کارگری، مبارزه ای متحد و متشکل سازمان دهند تا به خواسته های برحق خود دست یابند.حکایت غم انگیز"سفره های خالی ازنان" کارگران محروم که درسال جاری تنها ۲۵ درصد افزایش دستمزد نسبت به سال گذشته (۴۸۷هزارتومان ازسوی شورای عالی کار) خواهند داشت که این افزایش دستمزد با توجه به تورم افسارگسیخته درکشور( بنا به گزارش رسمی بانک مرکزی تا پایان سال جاری ۵،۲۱ درصد برآورد شده) تنها چیزی حدود ۶ درصد کمتراز افزایش نرخ تورم می باشد و این درحالی است که مدیران ارشد حقوقهای نجومی دریافت می کنند وهمچنین سرنوشت دردناک میلیونها جوان تحصیلکرده بیکار و"بی امید" به آینده ای روشن، تنها با سرنگونی نظام پلید آخوندی، پایانی خوش خواهد یافت.کارگران مبارز وحق طلب با وجود رنجها ومشقات و پیکرفرسوده ونحیف ازبدوش کشیدن بارسنگین امرارمعاش مصمم هستند تا به مبارزه سخت خود برای رسیدن به حقوقشان تا سرنگونی رژیم ستمگر آخوندی ادامه دهند و تا روزی، که به اهمیت و منزلت کار بها داده و به مقام وارزش و مرتبت کارگرارج نهاده شود، از پای ننشینند . قطعا فرا رسیدن آن روز نزدیک خواهد بود.با ایمان به رفع ظلم ستم کاران علیه ستم دیدگان در ایران آزاد فردا کارگر، زحمتکش روزت مبارک

سال ۱۳۹۷ سال واقعیت ها

منتشرشده در مقالات و نظرات
07 فروردين 1397
با فرا رسیدن خجسته بهارسال ۱۳۹۷، امید رهایی مردم ایران از دوران ظلمت حکومت آخوندی، این غارتگران فرهنگ ایران و بیگانگان با تمدن ایرانی که کمر همت به نابودی آن بسته اند، در ضمیر روح و جان آزادیخوهان چنان جاری شده که می رود تا تیشه بر ریشه این درخت منحوس زده و شر این جرثومه زشتی و پستی و جانیان بالفطره را از سرخود و برای همیشه کوتاه کند. سالی که گذشت، سال قیام مردم ایران بود، در ۷ دی ماه، که جهان را بواقع به شگفتی وا داشت.قیامی که نقطه عطفی بود در مسیر سرنگونی و عبور از رژیم، در کلیت و تمامیت آن.خیابانی شدن اعتراضات مردم جان به لب رسیده ازمظالمی که بر آنان رفته و علیه تعدی و تجاوزکارگزاران رژیم به جان ومال و ناموس آنان، تمامی ارکان رژیم را به سراسیمگی انداخت که همچنان درشوک قیام مردم بسرمی برد.سال ۱۳۹۶ برای رژیم سال وحشت ازسرنگونی بود وبرای مردم سال برخاستن.رژیم که همچنان با شیادی داعیه دفاع ازمستضعفین را دارد و براین گمان بود که ازپایگاه اجتماعی بسیاری در شهرهای کوچک و محروم برخورداراست، با قیام دی ماه ضربه را دقیقآ ازجایی خورد که هیچگاه انتظارش را نداشت و بخوبی پیام وعزم سرنگونی مردم جانباخته ومالباخته در ۱۴۲ شهر را دریافت.طنین شعارهمگانی "مرگ براصل ولایت فقیه" قیام کنندگان در بیش از یک هفته و در کف خیابانها، ضربه ای بود کاری بر بنیان و اساس حکومت آخوندی.قیام دی ماه، حلقه پایانی اعتراضات اقشار گوناگون مردم تحت ستم بود در پیوند با اوج گیری جنبش دادخواهی کشتارسال ۱۳۶۷.جنگ و دعواهای جناحهای حکومتی بر سرحفظ و یا تقسیم قدرت برای چپاول هرچه بیشتر سرمایه های ملی و مردمی، با اعتراف به نقش آفرینی مقاوم ترین و جدی ترین دشمن خود، سازمان مجاهدین خلق ایران، در قیام دی ماه، به اتحاد عمل آنان درسرکوب و کشتار قیام کنندگان راه برد.با این وجود رژیم نتوانسته و نخواهد توانست که خود را از کابوس سرنگونی برهاند چرا که قیام، هرچند بدلیل سرکوب و دستگیری و کشتار ازشدت و حدت اولیه آن کاسته شده، همچنان زنده و درجریان است. در بیرون از مرزهای ایران نیزسیاستهای ماجراجویانه و دخالتگرانه رژیم، که عامل اصلی بی ثباتی و هرج ومرج درمنطقه و خطربالقوه بنیادگرایی اسلامی است، می رود تا مهرپایانی برآن زده شود.خط بطلان کشیدن برسیاست مماشات و چرخش سیاست استمالت به سوی برخورد قاطعانه ازسوی دولت آمریکا در برابر رژیم و طرح گنجاندن بازوی نظامی و اقتصادی آن یعنی سپاه پاسداران در لیست گروههای تروریستی و حمایت ازخواسته های دموکراتیک قیام کنندگان، وضعیت رژیم را در سال گذشته ازهرنظر شکننده تر و درتنگناهای سیاسی واقتصادی بیشتری قرارداد، بطوریکه این فشارها بیش از پیش مسیرسرنگونی را هموارترخواهد کرد.سال ۱۳۹۷ برای رژیم سال برخورد با واقعیات می باشد.در چشم انداز سال جدید،از یکسو فقدان کامل مشروعیت کلیت نظام نزد مردم، عدم توان و اراده به پاسخگویی اعتراضات حق طلبانه و بی پایان کارگران، کشاورزان و دیگر اقشارمردم محروم و مال باخته و خیل عظیم گرسنگان، جوانان بیکار، مطالبات (نه صرفا) صنفی فرهنگیان و دانشجویان و اعتراضات زنان برعلیه حجاب اجباری و تضییق حقوقشان و مهمتراز همه رشد و فعالیتهای بی وقفه کانون های شورشی در فضای بسته و اختناق در داخل،از سوی دیگر فشارهای عدیده سیاسی و اقتصادی در سطح منطقه ای و بین المللی و اجماع برای خلع ید از رژیم در سوریه، عراق، لبنان و یمن و اذعان کشورهای اروپایی به تهدید بالقوه برنامه موشکی رژیم و جنگ افروزی با نزدیکتر کردن هرچه بیشتر سیاستهای خود به آمریکا، یکدست تر شدن کابینه دونالد ترامپ رئیس جمهورآمریکا با تصدی پستهای کلیدی توسط مخالفین سرسخت سیاست باج دهی وتحمل و چشم پوشی در برابر رفتارهای مخرب رژیم و احتمال قریب به یقین ازبین رفتن برجام بدلیل مخالفت دولت ترامپ نسبت به آن بخش از مفاد این قرارداد که تنها خواسته های رژیم را تامین کرده، که درصورت وقوع آن فشار مضاعفی را به اقتصاد در شرف واژگونی رژیم وارد آورده و موجب ازهم پاشیدگی کامل شیرازه آن خواهد شد،همچنین حضور چشمگیر و اعتلای روزافزون مقاومت خونین و سازمان یافته بعنوان آلترناتیو دموکراتیک برحق با پرچمداری داهیانه و شجاعانه خانم مریم رجوی بعنوان رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت، و نقش بی بدیل اشرفیان و اشرف نشانان همیشه حاضر درمصاف با این نظام جهل و جنایت از جمله فاکتهای واقعی هستند که سرنگونی رژیم را بسا پرشتاب ترخواهد کرد.با توجه به شرایط اسفناک و مشکلات و معضلات داخلی که رژیم در چنبره آن گیرکرده و امکان برون رفتی هم ازآنها بسادگی برایش متصورنخواهد بود و همچنین پایان یافتن سیاست مماشات، به تاسی از پیام نوروزی خانم مریم رجوی به هموطنان خود در داخل بخصوص جوانان که با اراده وعزم آنان، آمدن بهار آزادی، را نوید دادند، ایمان بیاوریم که در پس شب سرد و تاریک زمستان، خورشید طلوعی دیگر خواهد داشت و امید و شادی و بهار واقعی به میهنمان بازخواهد گشت که آن زمان خط پایانی خواهد بود بررنجها و زخمهای مردم ستمدیده کشورمان.در پایان با کلام مولانا دراین ایام نوروزی خطاب به جوانان قیام آفرین و کانون های شورشی که امید و باوربه آمدن بهار آزادی دارند و به تمام ایرانیان آزادیخواه که دل در گروی آزادی میهنمان دارند، باید گفت: "نوروز بمانید که ایام شمائید، آغازشمائید و سرانجام شمائید.آن صبح نخستین بهاری که زشادی می آورد ازچلچله پیغام شمائید ... هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان