08052020چهارشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
   بیش از سی روز است که زندانیان سیاسی زندان رجایی شهرکرج (گوهردشت) دست به اعتصاب غذا زده اند. این اعتصاب غذا با یورش وحشیانه ماموران زندان به سالن۱۲ بند۴ به هدف انتقال زندانیان به بند دیگر زندان (سالن۱۰ بند۴) شروع شد. این جابجایی غافلگیرانه که با مجروح کردن زندانیان وغارت و تخریب وسائل شخصی آنان انجام گرفت بطور واقع بنا به بیانیه ای که زندانیان سیاسی وعقیدتی در این مورد خطاب به هموطنان خود نوشته اند تجاوزآشکار به"ابتدائی ترین حقوق آنان" از سوی زندانبانان جنایتکارمی باشد. براستی این همه تعدی و تجاوز به حقوق زندانی در زندانهای رژیم برای چه می باشد؟ مگرنه اینست که این جانیان توانسته اند جسم آنان را، که بسیاری ازبیماری های سخت رنج می برند و بعضا هم قادربه حرکت نیستند، به اسارت بگیرند، پس دیگراعمال محدودیتها ومحرومیت های غیرانسانی به چه خاطراست؟ حرکت ددمنشانه توهین و تحقیرزندانیان با به یغما بردن الزامات اولیه زندگی ازجمله پول و یا وسائل شخصی و محرومیت آنان ازابتدایی ترین و حداقل حقوق انسانی آنان، باردیگراین حقیقت را به اثبات می رساند که سیاست حذف و نابودی زندانیان با اعمال شکنجه های جسمی و روحی، حبس های طولانی مدت، تبعید و درنهایت اعدام ازسوی این رژیم پلید وضد بشری تا زمانی که نبض مقاومت درون سیاهچالها، درقامت آخرین زندانی مقاوم و تا سرنگونی این رژیم نکبت بار، می زند،همچنان ادامه خواهد داشت. مقاومت برای کسب حداقل حقوق انسانی، همان بهانه ای است برای قانون شکنی ها و سرکوب هرچه بیشتر توسط عمال جنایتکار رژیم. اعمال فشار ومحدودیتهای ناقض حقوق تعریف شده بین المللی زندانی سیاسی-عقیدتی، با انتقال به بندی که مجهز به دهها دوربین مداربسته و دستگاههای شنود برای کنترل هرچه بیشترمی باشد،عمق وحشت رژیم آخوندی نسبت به اسیران دربند را هرچه بارزترمی کند. هنگامی که دستگاه قضایی رژیم وعوامل آن در زندان هیچ گونه حد و مرزی را دراعمال ظلم وستم به زندانیان را نمی شناسد و تمامی مرزهای جنایت و شقاوت را درمی نوردند،این زندانیان هستند که با اعتصاب غذای خود ومایه گذاشتن ازجان خود، برگ دیگری ازمقاومت را به نمایش می گذارند. اعتصاب غذا، آن هم درمدت بیش از۳۰ روز، انتخاب ومبارزه ای است جانکاه میان بی عدالتی و پذیرش تحقیراز یک سو وصیانت ازحقوق و کرامت انسانی ازسوی دیگر. پیام این حرکت و پذیرش تبعات سنگین آن حتی تا سرحد مرگ اعتصاب کننده، برای رژیم این است که، هرچند ظالمانه به اسارت درآمده ام، اما اگرلازم باشد،رفتنم را با ایستادگی برحق و آرمانم خود انتخاب می کنم، انتخابی میان مرگ و زندگی . درخاتمه خطاب به زندانیان اعتصاب کننده، بایستی گفت، ایمان داشته باشید که شما دراین رزم جانکاه قطعا تنها نیستید، ایرانیان آزاده و اشرف نشانان با شما و درکنارشما، تا تحقق خواسته های برحق و رساندن پیام مظلومیت شما به جهانیان وبخصوص آنانی که بیشرمانه همچنان در پی سیاست مماشات با این رژیم دیکتاتوری، چشم خود را براین وضعیت "شرم آور" (سازمان عفو بین الملل) بسته اند، با قلم و قدم همراه هستند وازپای نخواهند نشست. دعای ما بدرقه رزم جانکاه وتحمل رنج وشکنج شما رضا محمدی ۸ شهریور ۱۳۶۹(۳۰ اوت ۲۰۱۷)        
پس ازسقوط نظام پهلوی دربهمن ماه سال ۱۳۵۷ خمینی توانست با فریب و درفقدان نیروهای سیاسی و مبارزآن زمان ازجمله سازمان مجاهدین خلق ایران، رهبری انقلاب را بسرقت ببرد و با دروغ و نیرنگ وخلف وعده، هرآنچه که تا آن زمان در پاریس گفته بود، را پس بگیرد و با مقید کردن مردم به رای گیری درباره پاکتی دربسته که محتوی آن براکثریت رای دهندگان پوشیده بود (جمهوری اسلامی آری یا نه)، پایه های حکومت ارتجاعی خود را تحت نام اسلام بنا کند. خمینی دجال که پیش ازاین با مکروحیله اعلام کرده بود که به قم می رود و سودای حکومت کردن نخواهد داشت، پس از رفراندوم و اعلام رای نود ونه وهشت درصد برای تشکیل حکومت جدید، از دل آن رفراندوم، حکومت "ولایت فقیه" را بیرون آورد که بعد ها با اضافه کردن صفت "مطلقه " خود را جانشین تمام عیارخدا و پیامبرو نایب امام زمان بر روی زمین خواند و برای خود وحکومتش مشروعیت الهی وآسمانی قائل شد وتمامی قدرت سیاسی را درخود متمرکز کرد، مشروعیتی که بدلیل عدم مراجعه به "رای مردم " دراساس فاقد آن بوده است.شیخ مرتضی مطهری حاصل عمر امام دجال، بعنوان یکی ازمهمترین نظریه پردازان حکومت جمهوری اسلامی پیش ازبه قدرت رسیدن "رای مردم "را برای انتخاب مرجع، رهبر و ولی فقیه، برخلاف سلطان و برخلاف شاه، امری لازم و ضروری می دانست، امری که درمورد انتخاب خمینی شیادانه نادیده گرفته شد.مطهری پایه های نظری ولایت وفقاهت را نه "کسب قدرت وحاکمیت سیاسی " بلکه تنها در نقش "نظارتی داشتن ولی فقیه " می داند که بعنوان ایدئولوگ حکومت، که براساس ایدئولوژی اسلام شکل گرفته، برامرانطباق قوانین با ایدئولوژی اسلامی و درست اجرا شدن آن از سوی قوای حکومتی نظارت داشته و خود نمی تواند شخصا درچنین حکومتی نقش "حاکم مطلق " برمردم را داشته باشد.صرفنظرازاین گونه نظرات فریبکارانه وعدم اعتقاد قلبی گوینده به آن، که تنها به هدف زمینه سازی برای حاکمیت مادام العمرآخوندهای مرتجع برمقدرات وسرنوشت مردم ابرازشده بود، تمرکزقدرت تام وتمام سیاسی ومذهبی درخمینی وی را قادرساخت که خود را حتی فراترازقوانین مصوبه دولت مورد تائید خود بنشاند و "حرف، حرف من است " را اعمال کند وخودسرانه مخالفین حکومت ستم پیشه خود را که ازهیچگونه جنایت وخیانتی برعلیه مردم کوتاهی نکرده بود ومهمترین خواسته های اولیه واهداف انقلاب که همانا حاکمیت مردم و رای مردم و آزادی های اساسی بود را به هیچ گرفته بود، با اتهام "محاربه " ازصحنه حذف کند.معنای لغوی محاربه و یا مفسد فی الارض که درلغتنامه دهخدا به معنای "جنگیدن " با خدا وافساد فی الارض به معنی "تباه کاری بر روی زمین " آمده شده، درفقه و حقوق اسلامی جرم محسوب شده و "محارب " به مجازات سنگین اعدام و یا قطع دست و پا محکوم می باشد.طبق قوانین جزایی رژیم، محاربه شامل موارد زیرمی باشد:-اسلحه کشیدن برای ترساندن مردم (ماده ۱۸۳)- برهم زدن امنیت ازطریق سرقت مسلحانه وقطع الطریق (ماده ۱۸۶)- ریختن طرح براندازی حکومت اسلامی (ماده ۱۸۷)- نامزد شدن برای یکی ازپستهای حساس کودتا (ماده ۱۸۸)- تشکیل یا اداره یا عضویت در دسته یا جمعیت به قصد برهم زدن امنیت کشور (ماده ۴۹۸)(برگرفته از ویکی پدیا)همان گونه که درابتدای مطلب به آن اشاره شد، رژیم ضد مردمی خمینی ازابتدای کار، پایه های خود را برخدعه و نیرنگ، فریبکاری وهمچنین پنهانکاری و درتخاصم با اصل حق حاکمیت مردم چیده بود و ازآن جایی که این حکومت ننگین بطورمشخص و بدون کمترین شک وتردیدی به دیکتاتوری واستبداد دینی به معنای اخص ختم شده بود، نه تنها تشکیل آن بلکه ادامه حیات آن نیز "فاقد هرگونه مشروعیتی " بوده، بطوریکه ایستادن هرفرد وسازمانی دربرابرآن، برای تحقق آزادی و دموکراسی وبه هدف انتقال قدرت به صاحبان اصلی آن یعنی مردم، دقیقآ در راستای مبارزه علیه ستم دینی که نافی مصالح عمومی مردم و بنا بر روح وحقیقت دین داری (مبارزه با ستم وستمگر) وظیفه ای انقلابی و تاریخی بود و درهمین راستاست که باید مبارزه عادلانه سازمان مجاهدین خلق برای تحقق آزادی وعدالت با رژیم مستبد وجبارخمینی ومیراث داران وی را، که تحت نام واعتبار دین، استبداد برقرارکرده و به حقوق مردم تجاوزکرده وهمچنان به جنایات خود ادامه می دهند، ارزیابی کرد.درمدت دو سال و نیم پس ازانقلاب (۲۲ بهمن ۵۷ تا ۳۰ خرداد ۶۰) یا همان فازسیاسی، سازمان مجاهدین خلق ایران با اعلام خطرشکل گیری ارتجاع در پوشش دین، درگیریک مبارزه سیاسی تمام عیارومسالمت آمیز با انحصارطلبان و تمامیت خواهان شد و توانسته بود که رژیم خمینی را با پذیرش ریسک وخطراز بین رفتن موجودیت خود درزمینه های گوناگون عقیدتی، سیاسی، اجتماعی واقتصادی به چالش بکشاند و در برابرچنین مستبد جباری بایستد.خمینی دجال که به انحا مختلف درپی قبضه کردن قدرت سیاسی ومذهبی خود بود، ازآنجایی که مجاهدین را دشمن بالقوه خود می دانست اما ناتوان ازپاسخگویی به خواسته های نسل انقلاب وفاقد هرگونه توان وکشش رویارویی سیاسی با مجاهدین بود، با "محاربه "خواندن آنان فرمان به نابودی حرث و نسل مجاهدین داد و این سرآغازی شد بر روند وخط سیرجنایت حکومتی "علیه بشریت " بطوراعم و (دراینجا) "مجاهدین " بطوراخص.در بالا به قوانین جزایی محاربه و موارد آن اشاره شد.آنچه که دراین باره درمورد مجاهدین صدق می کند این است که سوای ماده ۱۸۷"ریختن طرح براندازی حکومت اسلامی "، اسلامی که خمینی مرتجع وضد بشرداعیه آن را داشت ومجاهدین نیزبا "افتخار " تمام هستی خود را برسر براندازی حکومت آخوندی گذاشتند، دیگرموارد آن ازجمله "سلب امنیت ازمردم وقصد ترساندن مردم " هیچگاه شامل مجاهدین نمی شد و بکارگیری واطلاق "محاربه " درمورد مجاهدین صرفا به دلایل جرم سیاسی بوده ("بغی " که ازدید بسیاری ازفقها انتصاب محاربه فی الارض به "باغی " غلط می باشد) که دراساس، بدلیل فقدان مشروعیت سیاسی ومذهبی رژیم، ابدا موضوعیتی نداشت وتنها به منظور و به هدف شیطانی نسل کشی آنان بود واستناد به آن مردود وعمل به آن درحکم جنایت بوده است.به گواهی اسناد متقن وشهادت شهود، اتفاقا این خمینی بود که (بقول آقای منتظری) هرگونه "مخالفت و یا انتقادی " را در برابر رژیم ارتجاعی خود سرکوب کرد و درفازسیاسی وتا مقطع ۳۰ خرداد ۶۰ درموضع قدرت مطلق سیاسی ومذهبی، به هدف ایجاد ترس و وحشت، با گسیل چماقداران حکومتی خود به خیابانها، مخل امنیت درجامعه و بزرگترین مانع در روند مشارکت سیاسی مسالمت آمیزافراد و گروهها شده و بر روی مردم معترض ومخالفین خود اسلحه کشیده وبیش از ۵۰ نفرازهواداران مجاهدین را به شهادت رسانده بود واین مجاهدین بودند که طی دوسال ونیم دربرابرجنایات حکومت سیاست "مدارا وخویشتن داری وصبرانقلابی " پیشه گرفتند وتنها پس ازآن بود که "درمقام دفاع " ازخود برآمدند وجواب گلوله جانیان را با گلوله دادند وهیچ زمانی قصد تعرض به "مردم بی دفاع " را نداشتند.درادامه اشاره ای کوتاه به استناد قراردادن حکم "محاربه " خمینی جلاد درمورد نسل کشی مجاهدین که توسط وارثان شوم وی وایادی جنایتکارحکومتی تفسیربه رای شد وخط سیرآن جنایت، آورده می شود که ازهرجهت بسیارگویاست."پیش از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰" ۳ دی ۱۳۵۸ نخستین اعدام مجاهدیندر پی سیاست سرکوب انقلابیون ازجمله نیروهای مجاهدین توسط مرتجعین حاکم ازهمان فردای انقلاب، رژیم دردیماه ۵۸ دست به اعدام دو تن ازهواداران مجاهدین زد که این شروع جنایات گسترده و بی وقفه حکومت دربرابرمجاهدین بود.برادارن عسگری که درشهرنورآباد ممسنی ازمحبوبیت زیادی برخورداربودند و به هواداری از مجاهدین شهرت داشتند، با توطئه عوامل رژیم و به جرم دخالتشان درکارتقسیم زمین فئودالها دستگیرو به شیرازفرستاده شدند.این دو برادربه حکم آخوند جنایتکاراسدالله بیات، حاکم شرع، به اعدام محکوم شدند که این حکم در ۳ دیماه ۵۸ بدلیل وحشت رژیم ازاعتراضات مردم ممسنی به اجرای آن، با ارسال پرونده به دادگاه عالی قم، درآن شهر به اجرا درآمد واین گونه اولین حکم اعدام درمورد مجاهدین صادرو پس ازگذشت تنها یک سال ازسقوط سلطنت پهلوی اجرایی شد.مشهد، ۱ خرداد ۱۳۵۹آخوند خزعلی، عضو شورای نگهبان:"ما تشنه به خون مجاهدین هستیم. باید شاهرگهای اینها را ببندیم ولی چون خونشان کثیف است باید بریزیم دور. کوبیدن اینها مهمترین کاراست ".روزنامه انقلاب اسلامی ۸ آذر ۱۳۵۹،ابولقاسم سرحدی زاده، وزیرسابق کار و رئیس اداره زندانها:"مجاهدین اصالتی ندارند. اینها کسانی هستند که با همه نمودهای انقلاب مخالفت کردند. ما باید ۶ گورستان درست کنیم و همه آنها را دفن کنیم. با ضد انقلاب باید با خشونت سیاه مبارزه کرد، حالا مراحل نرم است "."پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰"۲۹ شهریور ۶۰محمدی گیلانی قاضی شرع در مورد مجازات مجاهدین چنین می گوید:"..... محارب پس از دستگیری توبه اش پذیرفته نمی شود. کیفرهمان کیفری است که قرآن تعیین می کند. کشتن به شدیدترین وجه، حلق آویزکردن به فضاحت ترین حالت ممکن.دست راست و پای چپ آنها بریده شود. اسلام اجازه می دهد اینها را که درخیابان تظاهرات مسلحانه می کنند، دستگیرشوند و درکنار دیوارهمان جا آنها را گلوله بزنند. ازنظراصل فقهی لازم نیست به محاکم صالحه بیاورند. برای اینکه محارب بودند. اسلام اجازه نمی دهد که بدن مجروح این گونه افراد باغی به بیمارستان برده شود، بلکه باید تمام کشته شود. اسلام اجازه می دهد حتی اگر زیرتعزیرآنها جان هم بدهند کسی ضامن نیست که عین فتوای امام است، (عین این نظردر ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۱ نیزازسوی وی بیان شده بود)"..... ما مجبورین مجاهدین را تعزیرکنیم تا جای سلاح را بگویند. اسلام اجازه می دهد حتی اگرزیر تعزیرجان هم بدهند کسی ضامن نیست. این عین فتوای امام است (اطلاعات ۸ مهر ۱۳۶۱)".روزنامه اطلاعات ۱۱ مهر ۱۳۶۰مواضع رفسنجانی در باره برخورد با مجاهدین:"..... برطبق فرامین الهی ۴ حکم بر اینها لازم الاجرا می باشد:۱- کشته شوند۲- به دارکشیده شوند۳- دست و پایشان قطع شود۴- اینها ازجامعه جدا شوند، (آیه ۳۳ سوره مائده، ماده ۱۹۰ قانون مجازات اسلامی).اگر دراوایل انقلاب ۲۰۰ نفر از اینها را می گرفتیم و اعدامشان می کردیم، امروزاین قدرنمی شد ".روزنامه کیهان ۷ بهمن ۱۳۶۰مشکینی، رئیس مجلس خبرگان:"..... هرکس درخیابان و درهرجای دیگرعلیه حکومت اسلامی قیام کرد، درهمان جا باید حکم اعدامش صادرشود ".روزنامه اطلاعات ۱۳ مرداد ۱۳۶۱لاجوردی:"..... کسانی که جرمشان محرزمی شود وخودشان اعتراف می کنند که با اسلحه زدیم آدم کشتیم، برای دادگاه دیگرزمان نمی خواهد. ظرف مدت ۲ ساعت که ازدستگیری می گذرد، محاکمه اش پایان می یابد و حکم صادرمی شود و اجرا می گردد "."زمان قتل عام زندانیان سیاسی سال ۶۷"روزنامه اطلاعات ۱۲ مرداد ۱۳۶۷ جنتی دربحبوحه کشتار زندانیان درتابستان خونین ۶۷:"..... ازامام امت تقاضا می کنیم که دستورات قاطع خود را برای اجرای عدالت اسلامی درمورد منافقین مفسد که علیه نظام جمهوری اسلامی دست به جنایت زده اند را هرچه زودترصادر فرمایند.جنتی مدتی بعد (۲۹ مرداد ۶۷) در باره مجاهدین نیزگفت که همه شان مجرم هستند و با اینها باید به عنوان تشکیلات برخورد کرد و نه به عنوان یک شخص چون همه اعضای یک پیکرند و باید با آن پیکر برخورد کرد (مواد ۱۸۷ و ۱۸۶ قانون مجازات اسلامی)".روزنامه رسالت، ۱۲ آذر ۱۳۶۷رفسنجانی رئیس جمهور وقت رژیم:"..... در دنیا همواره مردمانی هستند که با سرکوب اصلاح می شوند. ما باید آنها را تنبیه کنیم واین فضای رعب و وحشت باید برای این افراد نامتعادل وخائن وجود داشته باشد ".رادیو رژیم ۱۵ آذر ۱۳۶۷خامنه ای درارتباط با کشتارخونین ۶۷:"...... و اما اعدام ها، اعدام های دسته جمعی درایران.... ما درجمهوری اسلامی مجازات اعدام داریم .... این آدمی که از داخل زندان با حرکات مجاهدین که حمله مسلحانه کردند به داخل مرزهای جمهوری اسلامی ارتباط دارد، او را به نظر شما باید برایش نقل و نبات ببرند، خوب ما محکوم به اعدامش می کنیم ".رادیو رژیم ۳۰ دیماه ۱۳۶۷موسوی اردبیلی، رئیس دیوان عالی کشور و رئیس شورای عالی قضایی پیشین رژیم درمورد نقش بی بدیل خمینی درکشتار زندانیان سیاسی درسال ۶۷:"..... با یک حکم فتوای امام مسائل مثل آب خوردن حل می شود. به طورمثال قوه قضائیه درعرض ۸-۷ روز چهره اش عوض شد. مثلا پرونده یی که یک سال درسیستم قضایی مانده بود درعرض ۲۴ ساعت حکم داده شد. چهار نفراعدام شدند، دو تا دست بریده شد، سه نفربه زندان رفتند،...آنهایی که لازم بود تعزیرشدند.... ما با استفاده ازاین امرحضرت امام، با ایجاد محاکم فوری درعرض سه روز، چهار روز، پنج روز مساله را خاتمه می دهیم. این از برکت وجود ولی فقیه در راس نظام است ".روزنامه اطلاعات ۱۰ خرداد ۱۳۶۹محمد یزدی، رئیس قوه قضائیه:"..... در باره گروهها که امام به قلم خود مرقوم داشته اند تا برسد حکم قضایی درباره مجاهدین که مجموع سازمان و تشکیلات محکوم شده نه فرد فرد تا درتطبیق عنوان محارب ومفسد روی افراد تردید شود که این جا مساله مهمی وجود دارد.... به این ترتیب و براساس این فتوا هرکس که به نحوی در ارتباط با مجاهدین باشد و یا ازآنان هواداری کند، حکمش اعدام است.....".این چند نمونه بخوبی نشان می دهد که فرمان نسل کشی خمینی جلاد درمورد مجاهدین چگونه توسط تمامی دست اندرکاران جنایتکار "آن زمان واین زمان " حکومت ننگین آخوندی توجیه وتفسیر به رای شد و با چه شقاوت ودنائتی مثال زدنی به اجرا گذاشته شد.آنچه که طی این سالیان و بخصوص درتابستان خونین سال ۶۷ درپشت دیوارهای بتونی زندانها برمجاهدین رفت، بدون هیچگونه شک و تردیدی مصداق بارز "جنایت علیه بشریت " می باشد که رژیم قصد "رازنگهداشتن " آن ومزدوران خارج کشوری آن درپی "بخشش وبه فراموشی سپردن " آن جنایت می باشند.با فراخوان جنبش دادخواهی توسط خانم مریم رجوی درسال گذشته و ارتقا و گسترش روزافزون آن، ترس و وحشت ازپاسخگویی دربرابرعدالت و دادگاه صالحه تمامی ارکان رژیم آخوندی را فرا گرفته، چرا که خوب می دانند زمان، زمان حسابرسی از "جلاد " است واراده وخواسته برحق بازماندگان "قربانی " بطورقطع تحقق خواهد یافت.نه بخشش و نه فراموشی که دادخواهیبا یاد احمد شاملو:... باش تا نفرین دوزخ ازتوچه سازدکه مادران سیاهپوش- داغ داران زیباترین فرزندان آفتاب وباد-هنوزسرازسجاده هاسر برنگرفته اند...
بازهم مرداد ماه، یاد و یادواره جانباختگان دراین ماه سبعیت وشقاوت خمینی وخمینی صفتان، لکه ننگی را برتارک هرآنچه که "انسانیت" نامیده می شود، نشاند،راز و رمز"مقاومت" و "فدیه جان" برسرآرمان نهادن، معنا و ارزشی والا یافت،نتوان چشم از"روزهای آغازین دومین هفته" آن برتافت،پایانی برشمارش ثانیه ها و دقایق آن نیست،"مظلوم کشی" نسل مجاهد با "فرمان مرگ" خمینی جلاد، آغازینی دوباره یافت،"نفرین نامه" خمینی سفاک، صفحات تاریخ مقاومت مردم ایران را به خباثت خود رنگین کرد روح پلید خمینی درکالبد هیئت مرگ، ازهرآن کس که خود را "مجاهد خلق" نامید،"کینه کشی"کرد بی مناسبت نیست، برای رفع اتهام "روایت یکسویه و زیاده گویی" ازتمام قلمهایی که درباره این جنایت نوشتند وخواهند نوشت، ادامه کلام را بدست آقای منتظری و به کتاب خاطرات ایشان* بسپاریم.درابتدا:"مرحوم امام به انقلاب اسلامی اعتقاد وعلاقه مفرط داشتند و آن را همچون فرزند خود بحساب می آوردند وکوچکترین"مخالفت وحتی انتقاد" به آن را "تحمل" نمی کردند (ص ۳۶۰).درمیانه راه:س: پس درواقع هدف شما ازاین برخوردها و نوشتن این نامه ها یک اقدام انسانی و نوعی مصلحت بینی برای نظام وانقلاب و بیان یک حکم شرعی بوده است؟ج. بله، دقیقآ همینطور بوده است، هدف من دفاع ازمجاهدین خلق نبود، هدف من پایداری ازارزشهایی بود که خودمان آنها را قبول داشتیم ونباید حب وبغض ها باعث خدشه دارشدن آنها می شد، هدف من "محفوظ ماندن شخصیت امام وچهره ولایت فقیه" بود که نباید به نام آن بعضی کارها انجام می شد، مجرد هواداری ازمجاهدین شرعا مجوزاعدام نیست و درجمهوری اسلامی حقوق همه طبقات باید حفظ شود (ص ۳۴۸).  در نهایت: "من حاضرم با امام تا لب جهنم بروم ولی حاضر نیستم به جهنم بروم. من نمی‌ خواستم شریک درظلم باشم. درهمان زمان (بعد ازپذیرش قطعنامه) بعضی تصمیم گرفتند که "یک‌ باره کلک" مجاهدین را بکنند به همین خاطرنامه‌ای ازامام گرفتند که افرادی ازمنافقین که ازسابق در زندان هستند طبق تشخیص دادستان وقاضی ونماینده اطلاعات هرمنطقه به رای اکثریت آنان اگرتشخیص دادند که "سرموضع" هستند اعدام شوند. یعنی این سه نفراگردو نفرازآن‌ها نظرشان این بود که فلان فرد"سرموضع"است ولواین‌ که به یک سال یا دوسال یا پنج سال یا بیشترمحکوم شده باید اعدام می‌شد. این نامه منسوب به امام تاریخ ندارد، اما نامه روزپنجشنبه (۶مرداد) نوشته شده بود و روزشنبه (۸ مرداد) توسط یکی ازقضات به دست من رسید".......(ص ۳۴۵)."چند روز بعدهم یکی ازقضات خوزستان به نام حجه¬الاسلام آقای محمد حسین احمدی آمد پیش من خیلی ناراحت بود می‌ گفت: درآن‌ جا دارند "تند‌تند" اعدام می‌‌‌ کنند. افتاده‌اند به جان زندانیان" (ص۳۴۶).بعد من به آیت الله موسوی اردبیلی که آن زمان رئیس شورای عالی قضایی بودند، پیغام دادم "مگر قاضیهای شما اینها را به پنج و یا ده سال زندان محکوم نکرده اند، مگرشما مسئول نبودی، آنوقت تلفنی به احمد آقا می گویی که اینها را درکاشان اعدام کنند یا دراصفهان؟ شما خودت می رفتی و با امام صحبت می کردی که کسی مثلا مدتی در زندان است و به پنج سال زندان محکوم شده و روحش هم از عملیات منافقین خبرندارد چطورما او را اعدام کنیم؟ مگرکه آن که جرم تازه ای مرتکب شده باشد که براساس آن جرم او را محاکمه کنیم.(خمینی درپاسخ به سؤال موسوی اردبیلی، از پسرش احمد، برای رفع شک و تردید دراین باره "که آیا این حکم شامل زندانیانی که حکم ‌دارند و یا آنانی که حتی محکومیتشان به پایان رسیده، نیزمی‌شود؟ با شقاوت تمام می گوید: "هرکس درهرمرحله اگر برسرنفاق باشد حکمش اعدام است سریعاً دشمنان اسلام را نابود کنید"). بالاخره مدتی ملاقاتهای زندان را تعطیل کردند و برحسب گفته متصدیان با استناد به این نامه حدود دو هزاروهشتصد یا سه هزاروهشتصد نفر زندانی، تردید ازمن است، از زن و مرد را درکشوراعدام کردند، حتی افرادی که نمازمی خواندند، روزه می گرفتند، طرف را می آوردند به اومی گفتند "بگوغلط کردم" اوهم به شخصیتش برمی خورد و"نمی گفت"، گفتند پس توسرموضع هستی و او را اعدام می کردند. درهمین قم یکی ازمسئولین قضایی آمد پیش من وازمسئول اطلاعات قم گله می کرد که می گوید "تند تند" اینها را بکشیم از شرشان راحت شویم، من می گویم آخرپرونده های اینها را بررسی کنیم و یک تجدید نظری درحکم اینها بکنیم، می گوید حکم اینها را "امام" صادر کرده وما فقط باید "تشخیص موضع" بدهیم. به بعضی از افراد می گویند تو سرموضعی ؟ اوهم که نمی داند قضیه ازچه قراراست می گوید بله فوری او را می بردند اعدام می کنند. (صفحات ۳۴۵،۳۴۶)بازخوانی خاطرات آقای منتظری، هرچند بقول ایشان با نوعی"مصلحت بینی" برای نظام وانقلاب بیان شده، اما درتوصیف جنایتی که در زندانهای جمهوری"جهل وجنایت"، بخصوص کشتارسال۶۷، بوقوع پیوسته، بسیارگویاست و نیازی به شرح و بسط اضافی ندارد.به منظورنشان دادن عمق جنایت وشقاوت سردمداران رژیم از راس تا ذیل، "چه آمروچه مامور" درقتل عام زندانیان سیاسی درتابستان خونین سال۱۳۶۷، شاید بشود برجمله "بگوغلط کردم و نمی گفت" کمی تامل ومکث کرد.دراین جا مقتضی است که این سؤال مطرح شود که بواقع "چه رفتاروکرداری ازمجاهدین" سر زده بود که می بایستی بابت انجام آن ازسوی نمایندگان جنایتکارخمینی دجال درهیئت مرگ، که به گفته آقای منتظری بزرگترین جنایتی که درجمهوری اسلامی ازاول انقلاب انجام شده، بدست آنها انجام گرفته بود (فایل صوتی صحبتهای ایشان دردیداربا اعضای این هیئت) درمعرض انتخاب "رفتن و ماندن" قراربگیرند وازارتکاب به آن طلب بخشش می کردند اما "نه" گفتند؟بگم غلط کردم که:دربرابرخمینی شیاد این سارق قرن، که اهداف انقلاب را بسرقت برد و خلف وعده کرد،ایستادم،دربرابرتمامیت خواهان وانحصار طلبان قدعلم کردم،برای پاسداری ازآخرین قطرات آزادی های بدست آمده، آماج ضربات چوب وچماق، چماقداران حکومتی قرارگرفتم، برای احقاق حقوق خود ومشارکت در روند سیاسی، دستگیر و زندانی وشکنجه شدم،در برابر تعدی به پسران و دختران جوان درخیابانها و تجاوز به زنان و دخترانمان در زندانها اعتراض کردم،براثرشکنجه های وحشیانه قرون وسطایی شما جانیان دچارجنون شدم،با تن تب دار بر برانکاو با پیکرمعلول و پاهای فلج و بردوش یاران به پای دار رفتم، بهای "مجاهدت در راه مردم" را با خون خود پرداختم......نه هرگز،آن کس که می بایستی"غلط کردم" بگوید نه من، که خمینی دجال است که به اعتماد مردم خیانت کرد، ناقوس صدایش مرگ بود و قلم وکلام را به گلوله بست،نه هرگز،هرآنچه که کردم نه غلط که "عین راستی بوده و درستی، نه پشیمان که به آن "مفتخرم"، درد من نه "توهین به شخصیتم" که اجحاف به "مجاهد گونه" زیستن بود و به همین جرم هم"سربه دار" شدم.نه هرگز، ما نخواهیم گذاشت که حاکمان مرتجع، تاریخ را آن طور که خود می خواهند، بنویسند. آری در تابستان خونین مرداد ماه سال ۱۳۶۷ اسیران در بند و سر به داران با مظلومیت رفتنشان، آئین و رسم "رستن وشکفتن" را تا به ابد جاری وساری کردند.به یاد۳۰ هزارگل سرخ  *نگاه کنید به خاطرات آیت‌الله منتظری، اتحاد ناشران ایرانی دراروپا"
لایحه تحریم های گسترده علیه رژیم آخوندی، که اخیرأ با ۴۱۹ رای موافق دربرابر۳ رای مخالف مجلس نمایندگان آمریکا وهمچنین با ۹۸ رای موافق دربرابرتنها ۲ رای مخالف درمجلس سنا به تصویب رسیده بود، روزچهارشنبه۱۱مرداد۱۳۹۶ (۲ آگوست۲۰۱۷) توسط دونالد ترامپ رئیس جمهورآمریکا به امضا رسید تا به قانون تبدیل شود. نگاهی اجمالی به متن این لایحه تحریم، اهمیت چنین تحریم گسترده ای، که کارگزاران رژیم ازآن با عناوینی همچون "مادرتحریمها " وسیاهچاله تحریمها " نام می برند، را بخوبی نشان می دهد.اولین نکته مهم و بیسابقه دراین لایحه، تحریم رژیم آخوندی درکنارکشورهای روسیه وکره شمالی، که بگفته مقامات ارشد آمریکا یکی از بزرگترین تهدید اتمی جهان بشمار می رود، می باشد که دراین میان بیشترین وسنگین ترین تحریمها را متوجه رژیم آخوندی کرده است.نکته با اهمیت دیگراین تحریمها واعمال آنها، هرچند درباره موضوعات اصلی هم چون "برنامه موشکی، تروریسم و نقض حقوق بشر " می باشد، درعین حال با وارد نمودن واضافه کردن جمله تکمیلی "سایرمقاصد ایران "، که می تواند دیگرتحرکات خصمانه ازسوی رژیم را نیزشامل شود، این امکان را برای مقامات دولت آمریکا فراهم آورده تا ازحق گسترش تحریمها دردیگرزمینه ها برخوردارشوند.از دیگراهداف مهم این لایحه قانونی خلع ید از رژیم درکشورهای منطقه ازجمله عراق، سوریه و یمن می باشد و برای رسیدن به این هدف در بخش۳ آن وزرای امورخارجه، دفاع، خزانه داری وهمچنین مدیرآژانس اطلاعات ملی را موظف می کند، ۱۸۰ روز پس از قانونی شدن این لایحه وهردوسال یک باربطورمشترک راهبردی را درجهت مقابله با تهدیدها و فعالیتهای متعارف وغیرمتقارن علیه ایالات متحده ومتحدان کلیدی آن درخاورمیانه، شمال آفریقا و ماورای آن تدوین کرده و به کمیته های مربوط به کنگره تسلیم کنند.در باره فعالیتهای بی ثبات کننده رژیم درمنطقه (تروریسم) وهمچنین درباره ارزیابی قابلیتهای نیروهای رژیم (بخصوص موشکی) بند۶ این لایحه، رئیس جمهورآمریکا را موظف به ارائه گزارشی (طی۹۰ روز) در باره افراد و نهادهایی که درارتباط با برنامه های موشکی رژیم فعالیت می کنند، کرده واز وی می خواهد که چنین گزارشی را پس از۱۸۰روزمجددا به سنا ارائه دهد.از دیگرموارد قابل توجه ای که دراین بند قید شده، همانا تعمیم دادن تحریمها بطوراتوماتیک به "هرفردی " که جایگزین فرد پیشین خود، که پیش ازاین بدلیل مسئولیتش درپیشبرد برنامه موشکی شامل تحریم ها شده بود، می باشد.ازاین طریق هرگونه راه فراری برای رژیم، که با فریبکاری "تغییرمهره ها " تا کنون توانسته بود برنامه موشکی خود را همچنان به پیش ببرد، نیزبسته خواهد شد. بخش۵ این تحریمها با عنوان "اعمال تحریمهای مرتبط با تروریسم درارتباط با سپاه پاسدارن " شاید مهمترین بخش این تحریمها باشد.ماده۳ بند الف این بخش، صریحا ازسپاه پاسداران که ازمهمترین پایه ها واهرم حفظ قدرت در رژیم آخوندی می باشد، بعنوان بازوی اجرایی رژیم درخارج ازمرزهای ایران درپیشبرد فعالیتهای بی ثبات کننده درمنطقه، برنامه های موشکی بالیستیک وحمایت ازاقدامات تروریستی بین المللی، نام برده واین نهاد ضد خلقی را درتمامیت آن (نیروی قدس سپاه پیش از این شامل تحریم ها شده بود) شامل این تحریمها دانسته است.دراینجا نیزرئیس جمهورآمریکا موظف به "اعمال " این تحریمها طی۹۰ روز درباره سپاه پاسداران و نیروهای خارجی تحت امرآن شده است. بر طبق فرمان اجرایی ۱۳۲۲۴ که دربخش۴ این لایحه به آن اشاره شده، افرادی که مرتکب اعمال تروریستی و یا حتی تهدید به ارتکاب آن شوند ویا اینکه از تروریسم حمایت کنند، شامل این تحریم ها خواهند شد واین امر بدین معناست که نه تنها اعضای سپاه پاسداران بلکه "هرفرد دیگری وهرگونه رابطه ای " با سپاه پاسداران، حمایت ازتروریسم محسوب خواهد شد.فرمان اجرایی۱۳۲۲۴ درحقیقت همان لیستی است که بعد ازواقعه ۱۱ سپتامبر۲۰۰۱ توسط جورج دبلیو بوش رئیس جمهوروقت آمریکا بوجود آمد و نام گروههایی همچون القاعده وهمچنین کشورهای حامی تروریسم درآن گنجانده شده بود واین لیست سوای لیست وزارت امورخارجه آمریکا می باشد.هرچند نام سپاه پاسداران درلیست گروههای تروریستی وزارت امورخارجه گنجانده نشده اما تمامی اقداماتی که دراین لیست برعلیه افراد و گروههای حامی تروریست آمده نیز شامل گروههایی که درلیست فرمان اجرایی ۱۳۲۲۴ آورده شده اند، می شود.در مورد نقض حقوق بشرنیزکه شامل کشتارغیرقانونی، شکنجه و دیگرموارد آشکار نقض آن می باشند، این لایحه وزیرامورخارجه را طی۹۰ روز موظف به ارائه فهرستی ازافراد و نهادهایی، که اعمالشان ناقض حقوق بشرمی باشند، کرده تا نام آنان دراین لیست گنجانده شود.نکاتی که بطورمختصردرباره متن لایحه قانونی تحریمها به آنان اشاره شد را بایستی که به فال نیک گرفت، چرا که اجرایی شدن آنها می تواند ضربه سنگینی را متوجه تمامیت سپاه پاسداران، مهمترین رکن قدرت درنظام آخوندی، کند.با توجه به این واقعیت که سپاه پاسدارن تحت امرخامنه ای ولی فقیه ارتجاع، بعنوان "دولتی دردولت " با چنگ انداختن برمنابع ملی ازجمله نفت وگازوغیره وغارت آنان، از درآمدهای سرشارمالی برخورداراست واین درآمد ها را نه خرج رفاه مردم ستم کشیده درداخل بلکه آن را هزینه جنگ افروزی خود وصدور تروریسم درمنطقه و یا خارج کردن سرمایه های مردم وانباشتن آنها درحسابهای شخصی سردمداران سپاه دربانک های خارج از کشور می کند، این "سخت ترین بسته تحریمی تاریخ " بگفته پل رایان رئیس مجلس نمایندگان آمریکا (کارگزاران رژیم هم این تحریم ها را بسیارسخت ترازتحریمهای پیش ازبرجام خوانده اند)، خواهد توانست راه به مسدود شدن منابع مالی وهرچه ضعیف ترشدن نقش سپاه ببرد ومانع بزرگی را در برابرسیاستهای مداخله جویانه و دست اندازی رژیم درمنطقه ایجاد کند وبرشتاب سرنگونی وتغییر رژیم بیافزاید. خانم مریم رجوی رئیس جمهوربرگزیده مقامت در پیام خود در ارتباط با قانونی شدن این تحریمها بدرستی به این نکته اشاره کردند که:"اعمال این تحریمها بایستی با اقدام فوری علیه مسئولان اعدام و شکنجه و به ویژه قتل عام زندانیان سیاسی درسال ۱۳۶۷ و در راس آنها خامنه ای ولی فقیه رژیم تکمیل شود. آنها باید به خاطر۳۸ سال جنایت علیه بشریت درمقابل قانون قرار بگیرند. به رسمیت شناختن حق وخواست مردم ایران برای سرنگونی آخوندها واستقرارآزادی و دموکراسی درایران بزرگترین کمک به صلح و آرامش درمنطقه وجهان است ".اجماع جهانی دربرابرسیاستهای افسارگسیخته ومداخله جویانه رژیم آخوندی وحمایت وشناسایی مقاومت خونین ومشروع مردم ایران بمثابه جدی ترین آلترناتیو بایستی که با اجرایی شدن این تحریمها شکل جدی تری به خود بگیرد.به امید پیروزی رضا محمدی ۳ آگوست ۲۰۱۷

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان