12152019یکشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
ای صبا گر بگذری بر کوی مهر افشان دوستیار ما را گو سلامی، دل همیشه یاد اوست (حافظ) هر زندگی و اتفاقی شروعی دارد و پایانی و هر انتخابی هم شعوری دارد و سرانجامی. نوشتن درباره کسی که هیچگاه او را از نزدیک ندیده و افتخار مصاحبت و معاشرت با وی را نداشته اما مهرش در قلبت جاری است، هم سخت است و هم آسان . سخت است چراکه نتوانی به دلیل بی‌مایگی قلم و بی‌بضاعتی کلام از عهده آن به‌خوبی بربیایی. بااین‌حال درباره کسی چون مجاهد خلق سید محمد سیدی کاشانی (بابا)، نوشتن آسان است. از بابا نوشتن چیزی نیست به‌جز ارج نهادن بر ارزش‌های انسانی و خصوصیات والای منحصربه‌فرد. چراکه بابا ساده بود و بی‌پیرایه، فروتن و بزرگ‌منش الگویی شایسته برای صداقت در کلام، تواضع در رفتار و ایمان به پندار وفادار به آرمانهای انسانی حضورش غرورآفرین بابا، مجاهد راستین خلق بود در برابر دوست بی‌ادعا، در برابر دشمن خلق بی‌محابا. همواره به انتخابش در زندگی می‌بالید و احساس افتخار می‌کرد. خاطره خوش وصلش به سازمان را که به‌سادگی بیان می‌کرد، با سفر به زمان،۵۰ سال پیش‌ازاین، را می‌شد در برق چشمانش خواند و در شور و شعف کلامش شنید، از رضایتمندی و غرور به آن انتخاب شایسته. "شروعی باشکوه تنها با سه کلمه " در اولین دیدار با محمد آقا، با قلبش عاشق شد و باخردش ستایشگر آرمان و اندیشه‌ای انسانی. در ابتدا سه کلمه بود:"چیه این زندگی؟ "آتش‌به‌جان و ضمیرش افتاد، تکانش داد، بار تعهد آزادی خلقش را با مجاهدت بر دوش گرفت، تا آخرین دم. از همه‌چیزش گذشت، مدرک و مقام، آسایش و رفاه، دوست و آشنا، تا به خود‌آیی رسید.مگر نه این است که "تعهد روشنفکر و هنرمندان جامعه "خوف انگیز و آسایش برهم زن و خانه‌خراب‌کن کژی‌ها و کاستی‌هاست" بقول شاملو. هنرش مبارزه، مبارزه‌اش هنر،یکدست سلاح و دست دیگر کلمه اتاق شکنجه و نفیرهرشلاق، ظرفی و واژه‌ای برای سرود رزم و پایداری. شعر مقاومت را اعتباری بود و مایه اوج حیات.حیثیت شعر ناب مقاومت را در برابر هرزه نویسان نادم چه جانانه پاس داشت. ایمانش بسان پولاد، مانند آب، زلال، بی‌ریا. عاشق راستین مردم و سازمانی که در هوای پاکش نفس می‌کشید،به سوگندش تاآخرین‌نفس در برابر آرمان‌های ایدئولوژیکی، خط‌مشی و ضوابط تشکیلاتی وفادارماند و مسئولیت‌پذیر. نه یک روز که نیم‌قرن، مرامش افتادگی و خضوعنجیب بود و شریف و بزرگوار. اهل بذل و بخشش جان، صاحب‌خانه‌ای بی‌خانمان، آواره کوی یار و همواره بدهکار. درهرشرایطی حرمت امانت دریای رنج و خون مجاهدین درراه خدمت به خلق، در مسیر نیل به جامعه بی طبقه توحیدی را نگه داشت. گرچه جسمش نحیف از تیر و تبر دشمن و زخم خنجر حرام‌لقمگان نامرد و خائنین پس فطرت، اما دریغ از یک آه دشمن‌شاد کن، چراکه روحش نه حقیر و ذلیل که عظمتش به بزرگی آسمان بود. باشرافت برسراصول مبارزاتی‌اش ایستاد، تا بی‌شرفان بریده مزدور را نه خصم که انکار باشد.پاک‌سیرت بود و امین واژه‌ها، کلام و سرود و نوای عشق. چه زیبا آخرین قطعه سمفونی مقاومت را با دست توانا و دست خط خود نوشت. قطعه‌ای که در کلام و سخنش عشق به زندگی و راز و رمزماندگاری و پایداری به مقاومت جاری و ساری است،آینه‌ای است شفاف در برابر جمع بی‌همه‌چیز و درمانده، مفتخوران فاسد، نفس به حرامان، اجساد متعفن وآنکه مست بود اگر ...خورد ...فراوان خورد مستانا، که نانش دیرزمانی است آغشته به خون شهیدی کبیر و باوفا، جیره روزانه‌اش نزد دیگر یغماگر شرف و حیا. و در انتها یک اردنگی بر پوزه‌های رقت‌انگیز" بهترین شاعرمزدوردنیا" که دراصطبل های عفونت به سرنوشتی ذلت‌بار وفلاکت بار و منفعل دچار آمد. مجاهد خلق سید محمد سیدی کاشانی آغاز و پایانی شکوهمند بود. ای غایب از نظر، به خدا می سپارمت جانم بسوختی و به دل دوست دارمت (حافظ) بدرود بابا با احترام رضا محمدی ۹ دی ۱۳۹۷
"ملاخور" ( شدن) معانی گوناگونی دارد، ازجمله بنا به تعریف (فرهنگ لغات عامیانه جمال‌زاده و یادداشتی به خط دهخدا) "ارزان فروخته شدن میوه یا چیزی دیگر به سبب فراوانی که در دسترس همه قرار گیرد"
درکنارماقربانیان رژیم جهل و جنایتبازماندگان شکنجه‌شدگان و خونین جامگان سربه دار عزاداران خاوراندادخواهان کشتارهای سیاسی دهه ۶۰ و تابستان ۶۷ مادران و پدران داغدار چشم به در دوخته و به انتظار نشستهوابستگان جان‌باختگان قتل‌های زنجیره‌ای حکومتزنان و مردان آزادیخواه اسیر و دربند محرومین از تحصیل بچه‌های کار بی کفش کارتن‌خواب‌های ستمدیده گرسنگان و بی‌خانمانان قبر خواب مالباختگان و غارت‌شدگان مالی کارگران و زحمتکشان تهیدست کشاورزان بی محصول کامیونداران اعتصابی بازاریان و اصناف غارت‌شدهکولبران دردمند آسیب دیدگان اجتماعفروشندگان چشم و کلیه معلمین آزاده متحصن دانشجویان ستاره‌دار محروم از تحصیل وکلا، فعالان و کنشگران سیاسی برعلیه زندان، شکنجه و اعدام جنایتکاران حاکم بر ایرانقاتلین بهترین فرزندان میهنناقضین حقوق بشر مجریان قوانین زن‌ستیز دین‌فروشان ریاکار آمرین سانسور، شکستن قلم و بریدن زبان عاملین به قهقرا کشاندن سرزمینمان غارتگران و چپاولگران سرمایه‌های کشور حراج‌کنندگان و بر باد دهندگان منابع ملی ویران کنندگان محیط‌زیست محتکرین دارو، مواد غذایی و مایحتاج عمومیمروجین خرافه و خرافه‌پرستی ستیزه گران بافرهنگ و تاریخ و هنر ایران سرکوبگران حقوق اقلیت‌های دینی و قومی رانت‌خواران و دزدان حکومتی آقازاده‌های مرفه بی‌درد بی‌خانمانی، بی‌پناهی و نداری بیانید همه فریاد شویم و هم‌صدا، در برابر رژیم غوغا سالار آخوندیدر کنار کانون‌های شورشی برانداز برای ایرانی آزاد و آباد * در واکنش به سلبریتی هنر بندان حکومتی تحت عنوان " در برابر تحریم با ما هم‌صدا شوید"۲۳ آبان ۱۳۹۷ 13.11.2018

دوام و قوام قیام

منتشرشده در مقالات و نظرات
22 مرداد 1397
شروع قیام مردم دردی ماه سال ۱۳۹۶ در بیش از ۱۴۲ شهر در سراسر ایران را باید نقطه عطفی مهم در مبارزات مردم میهنمان در برابر رژیم آخوندی دانست. این خیزش دامنه‌دار مردم به ستوه آمده از جنایت، فساد و دزدی‌های کلان اقتصادی که به‌سرعت به مطالبات سیاسی راه برد، دو حقیقت را به‌خوبی عیان کرد.اول اینکه، برخلاف تمام یاوه‌گویی‌ها، حضور و نقش بی‌بدیل کانونهای شورشی و مؤسسان چهارم ارتش آزادی در پیشبرد قیام آنچنان آشکاراست که آه و فغان سران حکومت را درآورده و کمتر فرصتی است که آنان خطر مجاهدین برانداز را گوشزد و ترس و وحشت خود از پیوستن مردم بپاخاسته به مقاومت خونین را بیان نکنند.پرواضح این که صحبت از مجاهدینی است، که رژیم سالهاست آنان را نابود شده و از بین رفته تبلیغ می‌کرد و با اجرای سیاست بایکوت خبری تام و تمام درباره آنها و گاها و یا بنا به اجبار شرایط و تحولات سیاسی روز، برای تخریب و شیطان سازی هرچه بیشتر، از آنان با عناوینی چون "گروهک مضمحل شده منافقین، که نفس‌های آخر خود را می‌کشد" نام می‌برد.مضحک‌تر از آن مزدوران و مأموران قلم به دست رژیم در خارج ازکشوربوده و هستند، زمانی که رژیم، از طریق تمامی تریبون‌های دولتی و نمازهای جمعه خود، به پیشتازی مجاهدین در قیام این چنین آشکارا اقرار و اعتراف می‌کند و برای دفع خطر براندازی از سوی مجاهدین در پی چاره‌جویی است، این بوزینگان با بلاهت مدعی می‌شوند که مجاهدین "فرصت‌طلبانه" قیام مردم را به‌حساب خود می‌ریزند و دلیل می‌آورند که حتی "یک شعار" هم به نفع مجاهدین در این اعتراضات و تظاهرات سر داده نشده است و این در حالی است که اخیرا امامان جمعه مشهد و پردیسان قم از نیروهای خودی خواسته‌اند که با شرکت در تظاهرات علیه گرانی مانع آن شوند تا که مجاهدین و براندازان نتوانند تظاهرات را به سمت براندازی و شعارهای ساختارشکن ببرند..البته در جواب چنین مهملاتی از سوی این قلم کشها تنها باید گفت، اگر بلاهت و کودنی و یا مزدوری را سقفی و مرزی می‌بود؟در اعتراض به کشتار هزاران زندانی مجاهد در تابستان سال ۱۳۶۷ طی سه روز (۶ تا ۸ مرداد ۱۳۶۷ در اوین و گوهردشت) آقای منتظری با جنایت دانستن آن، مجاهدین را " یک سنخ فکری“ خواند که با کشتار از بین نخواهند رفت.معنا و اثبات این گفته را، رژیم ددمنش آخوندی امروز به عینه می‌بیند که پس از آنهمه خون ریختن از مجاهدین و صدها توطئه تروریستی نافرجام به هدف نابودی آنان، درهرگوشه و نقطه‌ای از میهنمان که مردم آزادیخواه فریاد اعتراض سرمی دهند، کانونهای شورشی مجاهدین نقشی محوری و پیشتاز دارند، مگر نه این است که شعار" مرگ بر ارتجاع، مرگ بر خمینی، مرگ بر اصل ولایت‌فقیه، مرگ بر دیکتاتور، زنده‌باد آزادی" شعار مجاهدین، از زمان رودرویی با دیو جماران تا به امروز بوده و تا سقوط نظام جهل و جنایت نیز چنین خواهد بود؟آزادی و آزادیخواهی برای مجاهدین نه‌فقط یک شعار سیاسی صرف، که مرام و مقصود از آن، جز لاینفک و شالوده و پایه و اساس اعتقادات، آرمان، فلسفه وجودی و نگرش بنیادین آنان به انسان به‌عنوان آفریده شده تغییرگرمی‌باشد.تنها انسان آزاد و رها از یوغ بندگی و جبراست که می‌تواند با اراده و اختیار، قدرت خود را در مسیر تکامل و در جهت تغییر شرایط "آنچه که هست" به " آنچه که باید باشد"، تا برقراری قسط وعدالت، بکار برد.مجاهدین تا به امروز با سربلندی و مسئولیت‌پذیری و تعهد وایمان سرشار برای نیل رسیدن به آن، بهایی ماوراء تصور با صدق و فدای بدون چشمداشت پرداخته‌اند.نکته دیگر اینکه، آمدن مردم به خیابانها برای اعتراض به شرایط اسفبار اقتصادی، بی آبی، بی‌نانی، فقر، بیکاری و خواسته برحق آنان برای رفع این معضلات فاجعه‌آمیز همه و همه، شاید در نگاه اول و مطلوب اولیه آن، رسیدن به این خواسته‌های حداقلی باشد، اما در ورای آن می‌توان و باید که هدف غایی و حداکثری آنان، که همانا عزم و جزمشان برای رسیدن به "آزادی" است، را به‌خوبی دریافت.قریب به چهل سال است که رژیم هر ظلم و ستمی که توانسته بر این مردم روا داشته و به هر جنایتی که توانسته برعلیه آنان دست زده است.از توهین به کرامت انسانی و ستیز با انسانیت، زندان و شکنجه و اعدام‌های بیشمار تا حجاب اجباری، سرکوب شدید اعتراضات صنفی کارگری، فرهنگی، دانشجویی، نقض حقوق بشردرابعاد گسترده، نابودی محیط‌زیست، بر باد دادن اخلاق و فرهنگ ستیزی و بسیارمظالم دیگر.مردم امروز ازبیعدالتی، نابرابری، تبعیض، ویرانگری، چپاولگری، ارتشا و فساد یک مشت اراذل حکومتی و افراد وابسته به آن، به تنگنا رسیده‌اند، از این که می‌بینند سرمایه‌های ملی آنان خرج صدور ارتجاع و تروریسم در منطقه، منابع طبیعی متعلق به آنان و نسل آینده پیش‌پرداخت حفظ قدرت حاکمان نامشروع وطن‌فروش می‌شود، از این که فاصله طبقاتی، اعتیاد و فحشا و فقر بی داد می‌کند، آمار کودکان گرسنه کار و کارتن خوابها و قبرنشینان رو به افزایش سرسام آوراست، خشمگین‌اند.اینها تماما واقعیات اسفناک جامعه امروز ایران است، اما به‌واقع واقعی ترازهرخواستی، اراده مردم برای نیل رسیدن به "آزادی" است که در شعارهای "مرگ بر دیکتاتور، توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه، میمیریم، میمیریم ایران رو پس می‌گیریم"، نمود پیدا می‌کند.مردم ناامید و به جان آمده از ظلم و ستم آخوندی چیزی نمی‌خواهند بجزآزادی،آزادی بیان، آزادی تجمع، آزادی دفاع از حق خود، آزادی پوشش، آزادی احزاب، آزادی ادیان، آزادی انتخاب شدن و انتخاب کردن و آزادی ازهرقید و بند ظالمانه حکومتی و رفع هرگونه تبعیض.آزاد و رها شدن از بختک رژیم منفور آخوندی با تمام دار و دسته و جناح‌های حکومتی اصولگرا و اصلاح‌طلب.هر قلم و زبانی که تنها در پی برجسته کردن خواسته‌های حداقلی مردم است و به رضایتمندی به برآوردن شدن آن توصیه می‌کند، آگاهانه و یا ناآگاهانه در جهت انحراف و تضاد با خواست واقعی و اراده مردم عمل می‌کند که این امر درنهایت مطلوب رژیم درمانده و ستمگر آخوندی می‌باشد.مردم رنجدیده مصمم به براندازی هستند، چرا که نویدبخش آزادی و بهروزی مردم ایران در گروی "سرنگونی" این رژیم جنایتکار سراسر فاسد و برقراری حکومتی دموکراتیک بر پایه و اساس حق حاکمیت مردم، می‌باشد.همانطور که رهبر مقاومت آقای مسعود رجوی بارها تاکید کرده‌اند، مجاهدین نیز با افتخار امر سرنگونی رژیم در کلیت آن را همچنان وظیفه انقلابی خود دانسته و می‌داند و برای پیشبرد و تحقق آن تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون، خواهند ایستاد.مردم به‌واقع تشنه آزادی‌اند.پیش بسوی آزادی

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان