08052020چهارشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
سخنرانی خانم مریم رجوی در اجلاس سه روزه شورای ملی مقاومت ایران

سخنرانی خانم مریم رجوی در اجلاس سه روزه شورای ملی مقاومت ایران

سخنرانی خانم مریم جروی در اجلاس سه روزه شورای ملی ...

برلین ـ گردهمایی جهانی ایران آزاد در رسانه های بین المللی

برلین ـ گردهمایی جهانی ایران آزاد در رسانه های بین المللی

روز جمعه ۲۷تیرماه۱۳۹۹، گردهمایی جهانی ایران آزاد، ...

تصاویر زیبایی از گردهمایی جهانی ایران آزاد ـ همزمان در برلین

تصاویر زیبایی از گردهمایی جهانی ایران آزاد ـ همزمان در برلین

حضور پرشور اشرف نشانان و ایرانیان آزاده در میدان ب...

مسعود رجوی: قدردانی از رزمندگان و زحمتکشان

مسعود رجوی: قدردانی از رزمندگان و زحمتکشان "کهکشان ۹۹"

قدردانی از رزمندگان و زحمتکشان ”کهکشان ۹۹ “ و درخش...

سخنرانی خانم مریم رجوی در گردهمایی جهانی ایران آزاد

سخنرانی خانم مریم رجوی در گردهمایی جهانی ایران آزاد

روز جمعه ۲۷تیرماه ۱۳۹۹، گردهمایی جهانی ایران آزاد،...

خبرهای صفحه اول

انفجار مهیبی  بیروت را بشدت لرزاند و بندر بیروت را نابئد کرد

14.05.1399

انفجار مهیبی بیروت را بشدت لرزاند و بندر بیروت را نابئد کرد

فته میشود دهها تن در منازل و ساختمانهای اطراف کشته شده اندسعد الحریری گفته است این انفجار، بندر بیروت را هدف قرار داده است

انتقال مصطفی صالحی از بازداشت شدگان دیماه ۹۶ جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی

14.05.1399

انتقال مصطفی صالحی از بازداشت شدگان دیماه ۹۶ جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی

یکی از بازداشت شدگان قیام دیماه ۹۶ جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شده است.

رژیم زن ستیز آخوندی، دوچرخه‌سواری زنان را در مشهد ممنوع کرد

14.05.1399

رژیم زن ستیز آخوندی، دوچرخه‌سواری زنان را در مشهد ممنوع کرد

رئیس هیئت دوچرخه سواری استان خراسان رضوی: ستاد امر به معروف و نهی از منکر با اخذ مجوزهای مربوطه، ممنوعیت دوچرخه سواری زنان را اجرایی کرد و حتی تصویب شد دوچرخه سواری بانوان در مکان‌های عمومی و در ملاعام نیز ممنوع باشد

آمار جانگداز قربانیان کرونا در ۳۴۷ شهر کشور بیش از ۸۱ هزار و ۴۰۰ نفر است

13.05.1399

آمار جانگداز قربانیان کرونا در ۳۴۷ شهر کشور بیش از ۸۱ هزار و ۴۰۰ نفر است

وزارت بهداشت رژیم: موارد بستری و ابتلا در مازندران در ۶ هفته گذشته دو برابر شده که واقعا نگران کننده است

فراخوان به عموم زحمتکشان و نفتگران برای حمایت از کارگران و کارکنان اعتصابی پالایشگاهها و تأسیسات نفتی

13.05.1399

فراخوان به عموم زحمتکشان و نفتگران برای حمایت از کارگران و کارکنان اعتصابی پالایشگاهها و تأسیسات نفتی

کمیسیون کار شورا از سازمان بین المللی کار و از سندیکاها و اتحادیه‌های کارگری و مدافعان حقوق کارگران می‌خواهدرژیم ضد کارگری آخوندی را محکوم و از اعتراضها و اعتصابهای کارگران ایران حمایت کنند

دود و دم اطلاعات آخوندی در مورد دستگیری جمشید شارمهد

13.05.1399

دود و دم اطلاعات آخوندی در مورد دستگیری جمشید شارمهد

شنبه شب ۱۱ مرداد آخوند علوی وزیر اطلاعات در تلویزیون رژیم با قدرت‌نمایی و ادعای انجام یک فقرهٔ «عملیات پیچیده» دیگر توسط سربازان بدنام، از دستگیر کردن جمشید شارمهد به‌عنوان یک عامل «مورد حمایت جدی دو سرویس آمریکا و اسرائیل» خبر داد که از آمریکا عملیات مسلحانه و خرابکارانه در ایران را هدایت می‌کرد.

آدام ارلی: زمان حمایت از اپوزیسیون ایران که تهران خواستار نابودی آن است فرا رسیده است

13.05.1399

آدام ارلی: زمان حمایت از اپوزیسیون ایران که تهران خواستار نابودی آن است فرا رسیده است

سفیر آدام ارلی، سخنگوی پیشین وزارت‌خارجه آمریکا طی مقاله‌ای در سایت اینترنشنال پالیسی دایجست گفت: رژیم ایران بر سر دوراهی است. طی دو سال و نیم گذشته رژیم ایران شاهد سه قیام سراسری بوده است.

جو ویلسون، عضو مجلس نمایندگان آمریکا، خواستار تعیین سازمان بدر و شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران در عراق به عنوان «سازمان‌های تروریستی» شد

12.05.1399

جو ویلسون، عضو مجلس نمایندگان آمریکا، خواستار تعیین سازمان بدر و شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران در عراق به عنوان «سازمان‌های تروریستی» شد

جو ویلسون، عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان ایالات متحده و عضو کمیته‌های روابط خارجی و نیروهای مسلح این مجلس، از تصویب لایحه تخصیص بودجه وزارت دفاع برای سال ۲۰۲۱، که شامل متمم‌‌‌های اضافه شده توسط او در زمینه ممنوعیت تامین مالی شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران در عراق است، استقبال کرد.  جو ویلسون پیشتر رژیم ایران را یک بازیگر شرور نامیده بود.

جنون رژیم آخوندی : حمایت ایران اینترنشنال از مجاهدین و  شکایت حقوقی

12.05.1399

جنون رژیم آخوندی : حمایت ایران اینترنشنال از مجاهدین و شکایت حقوقی

محمدحسن آصفری عضو کمیسون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اقدام شبکه ایران اینترنشنال در پوشش گردهمایی (مجاهدین) گفت:

زندان تهران بزرگ(فشافویه) : جان باختن حداقل۵ زندانی براثر کرونا و ابتلای بیش از ۷۰ زندانی

12.05.1399

زندان تهران بزرگ(فشافویه) : جان باختن حداقل۵ زندانی براثر کرونا و ابتلای بیش از ۷۰ زندانی

گسترش کرونا در زندان فشافویه – تهران بزرگ ابعاد فاجعه بارتری به خود گرفته است و تنها در هفته اخیر 5زندانی جان باختند. این وضعیت به دنبال تصمیم جنایتکارانه رژیم برای انتقال هزار زندانی از تیپ 2 به تیپ 5 زندان به وجود آمده است.

چشم انداز قیام و شورش گرسنگان در رسانه های رژیم

12.05.1399

چشم انداز قیام و شورش گرسنگان در رسانه های رژیم

رسانه حکومتی ستاره صبح -۱۱مرداد۹۹ : جوانان به تنگ آمده‌اند و منتظرند، پیش‌بینی خیزش اجتماعی سراسری

آمار جانگداز قربانیان کرونا در ۳۴۷شهر کشور بیش از ۸۱هزار و ۴۰۰نفر است

10.05.1399

آمار جانگداز قربانیان کرونا در ۳۴۷شهر کشور بیش از ۸۱هزار و ۴۰۰نفر است

وزارت بهداشت رژیم: موارد بستری و ابتلا در مازندران در ۶هفته گذشته دو برابر شده که واقعاً نگران‌کننده است. حریرچی: برای ما یک میلیارد دلار گذاشتند که کمتر از ۳۰۰میلیون به‌دست ما رسید. . . می‌گوییم کنکور برگزار شود مخالفان جمهوری اسلامی می‌گویند نباید برگزار شود اگر بگیم کنکور برگزار نشود، همانها می‌گویند ما از اول گفتیم اینها ضددانش هستند ارتجاع سیاه هستند. در اصفهان شمار بیماران بستری شده در آی‌سی‌یو با شیب تندی افزایش یافت. کاشان و شهرستانهای چادگان، خوانسار، سمیرم،...

فرهنگ و هنر

SETTING
(وصف حال یک تواب و نه یک مزدور نفوذی) وقتی می خواستم از آن حصار لعنتی ابلیسان خونخوار بیرون بیایم، دو دلخوشی بیشتر نداشتم. یکی دور ماندن از نگاه های شماتت بار و پر از نفرت زندانیان سر موضع و دیگر اینکه برادر و خواهرم با بچه های شان بی تابانه منتظرند تا غرق بوسه ها در آغوشم بگیرند و بگویند: دایی جان را، عموجان را ببوسید. هیچ کس نبود. دو ریالی ام افتاد که می دانند چه آشغالی می خواهد بیرون بیاید که نه به دایی و عمو که به هیچ آدمیزاد با شرفی نمی برد. مرده شوی این آزادی و زندگی که من دارم. به خاطر آزادی رفتم در آن نفرین شده، ضد همان آزادی آمدم بیرون. هرچه در من می ارزید دادم تا این خلاصی با ننگ و عذاب برای خود بخرم. هیچ عاقلی به چنین معامله گران و پرضرر نمی رود که من رفتم. ای لعنت بر این ملایان، پاسداران و بازجویان و تواب های کاسه داغتر از آش که به چه روزگارم انداختند که نه شب دارم و نه روز. یک لحظه از سایه ها و ارواح کبود و خونین تن با چوبه های بر پشت خود خلاص نمی شوم. تا می آیم نگاهی به التماس و شرمندگی کنم از فراز دارها با لبخندی تلخ و پر سرزنش تمام جوارحم را به لرزه در می آورند. آنها همه جا با من هستند. الان چند نفری به صف نشسته اند روبرویم و قاه قاه می خندند. یک لیوان آب راحت نمی توانم بخورم. پیکر عزیزانی که به مرگ دادم شان روی آب شناور می شوند. مادر و پدر و کس و کارشان از لیوان می پرند و تا حد خفگی گلویم را می فشارند. فریاد ضجه آورشان که ای قاتل نامرد دیوانه ام می کند. نمی دانستم چون از آن حصار بیرون آیم در چنگ کابوس ها گرفتار می شوم. حق است که این جسد گندیده که بوی آخوند و پاسدار و بازجوی و تواب های بدتر از بازجو را گرفته جلو سگ های هار بیاندازند. من دیگر بیشتر از این ارزشی ندارم. من با خیانت و آدم فروشی آزادی خود را از گرگ ها و گرازها خریدم. الآن همه باید بدانند من ضعیفی بودم و خود نمی دانستم. نه موقعیت را می شناختم و نه دشمن را. فکر می کردم چون با نام مستعار در فضای مجازی دلیری می کنم یاران گمان می برند که ما هم بله. جلو بازجوی ریشو که نشستم خود را باختم. اما او هنوز نمی فهمید که من چه در سر دارم. شروع کردم به ناز و ادا و فلسفه بافی و گران فروشی. ضعیف و ترسو بودم اما پدر سوخته و قالتاق هم بودم. زبانباز و خر رنگ کن هم بودم. یک خائن بازیگر تمام عیار بودم. امتیاز بازجو این بود که قدرت داشت، تازیانه داشت و آنچه نداشت حس و قلب بود. فکر می کردم که به چند تن لو دادن راضی می شود ولی او بیشتر و بیشتر می خواست. زانو زده بودم و تسلیم شده بودم.زندانیانی بودند بنا به ایمانی که داشتند تا حد خائن نشدن نقش تواب را انتخاب می کردند تا بیرون بیایند و به جنبش بپیوندند تا مبارزه را ادامه دهند. اما من شخصیتی پست و متقلبی داشتم. بدین حیله که سر موضعم هستم از یارانم حرف ها کشیدم.  قهوه چی آمد بالای سرش که آقا حالتان خوش نیست؟ می خواهید یک لیوان آب بیاورم؟. از شنیدن لیوان آب چه فریادی کشیده بودم که بیرونم کرد. سرگردان بودم. بوی متعفن خودم عذابم می داد. بوی مرده شوی و گورکن را گرفته بودم. دلم می خواست به جایی بروم که جز مرگ، کسی بدان دسترسی نداشته باشد. در حیرتم از بی‌رگ‌ها و بی غیرت ها که از بازجو بدتر شده اند. در آزادی هم به مزدوری خود ادامه می دهند. دیدنی ست آن بدبخت و پستی که در خارج کشور هم نان خیانت می خورد و خم به ابرو نمی آورد. مصداق یک خودفروش تمام عیار می شود و دلخوش که در خارج کشور محبوب مشکوکان است. دو هفته است که اطلاعات سپاه را به لطایف الحیل دست به سر کرده ام. بی شرف‌ها بیرون از زندان هم ولم نمی کنند که باید برایشان جاسوسی کنم. در برنامه های دروغ تلویزیونی آنها شرکت کنم. دیگر از من برخاسته نیست. هوای درد و رنج و شکنج این مردم نه تنها نمی گذارد بلکه کارنامه خیانتم را هم به دستم داه است. متأسفانه راه فرار ندارم و نمی توانم به خیانت هم ادامه دهم. من یک خائن سرافکنده و پشیمانم که فقط در پی راه جبرانم. چه بی همه چیز هستند آنان که به خیانت خود ادامه می دهند.  به اتاقش برگشت. طناب را از پیش آماده کرده بود. صندلی گذاشت و طناب را انداخت به قلابی که در سقف بود. سر دیگر طناب را به گردن خود حلقه کرد. آمد که با لگد صندلی را به سویی پرتاب کند که ناگهان جیغ و فریاد زنی را از خیابان شنید. دریچه مشرف به خیابان را باز کرد. چند تا پاسدار و لباس شخصی جوانی را هل می دادند در یک مینی بوس. زنی فریاد می زد که پسرم کاری نکرده. کتاب خواندن هم جرم است؟ سر بیرون کرد و با تمام وجود نعره زد: «جلاد ها ولش کنید. مملکت را که زندان کرده اید. مرگ بر آدمکشان دزد فاسد. مرگ بر اصل ولایت فقیه» دوتا از پاسدارها و یک لباس شخصی بدو آمدند طرف در ورودی خانه اش. با فریاد گفت: «بیایید که دیگر خوشنامی و نجات من در زندان شما و زیر چوبه دار شماست».  صدای کف زدن مردم را شنید.
تعدادی با عناوین روشنفکر و هنرمند و فعال سیاسی، اخیرا بیانیه یی برخلاف عادت مألوف در دادخواهی قتل عام تابستان سال ۱۳۶۷ صادر فرموده اند که در نهایت از آن بوی نامطبوعی صادر می‌شود که ما از طریق امثال مصداقی با آن آشنا هستیم. اعم از آگاهانه یا ناآگاهانه این بو خوشایند رژیم و وزارت ننگین اطلاعات اوست. از دور هم که نیشگونی به دشمن سرسخت آنها (سازمان مجاهدین خلق) گرفته شود، راضی و مورد امتنان قرار خواهد گرفت. این نکته یی ادعایی نیست چرا که سالیان است که ما آن را به اشکال و شیوه های مختلف آزموده ایم. برای فهم بیشتر از مسئله کافی ست که خوانندگان عزیز این نوشتار به مقاله بسیار ارزنده و منطقی و روشنگر رفیق «زینت میرهاشمی» با عنوان «دادخواهی یا موضعگیری سیاسی»؟ که هم اکنون روی سایت همبستگی ملی در دسترس است، رجوع کنند. مقاله ایشان واقعا خواندنی ست. من آن را کافی و وافی می دانم. آنچه نگارنده می خواهد مطرح کند این است که بیش از یک قرن است که روشنفکران ایران در شرایط مختلف در پی آزادی و دموکراسی و عدالت نسبی اجتماعی بوده و هستند. دراین رهگذر تلفات و صدمات بی شمار دیده اند. آدمی مثل«جلال آل احمد» کتابی در این زمینه دارد بنام «خدمت و خیانت روشنفکران» بهتر آن بود که گفته می شد «خدمت، خطا و خیانت روشنفکران». بحث مبسوطی ست که در این مختصر جای آن نیست. واقعا بسیار کجروی ها حاصل خطاها بوده است و نه فقط خیانت. خطاهایی که تأثیرات آن کم از خیانت نبوده است. بنابراین روشنفکر هم می تواند آمیب شود و تغییر شکل دهد. البته به این تغییر شکل دادن ها نمی توان تحول و تکامل فکری گفت. آنگونه تغییرات که امروزه به برکت استبداد بدوی و لگام گسیخته مشتی ملا و مکلای مافیایی به وفور می توان دید. این بیانگر یک بحران عمیق اجتماعی – سیاسی و نیز شخصیتی ست. زیرساخت و بنیاد شخصیتی که ضعیف بود حیات آمیبی هر آن در کمین فرد است. مشخصه یک روشنفکر آگاه، تیزبینی و ژرفنگری و نیز به همه جانبهٌ یک امر نگریستن است. پای اصول و حساسیت های الزامی زمانی که می رسد روشنفکر دستخوش رفیق بازی نمی شود. برای امضایش ارزش و اعتبار قایل است. در بیانیه کذایی آدم به امضاهایی می رسد که باورش آسان نیست. طرف روزگاری فکر و اندیشه و عملکردهای مترقی داشت. چگونه ممکن است چنین فردی به تله مزدوری چون مصداقی معلوم الحال بیافتد؟ من به سهم خود اعتراف می کنم که مصداقی خائن در چاچولبازی و مردم فریبی چیزی کم و کسر ندارد بل از ملایان هم پیشی گرفته است. چرا باید در پهنه غربت به تدریج حل و سرد شویم؟ چرا باید در جاهایی که نباید، باری به هرجهت برخورد کنیم؟ به سهم خود عمرم را با روشنفکران کشورم سپری کرده ام. بنابراین هرگز دلم نمی خواهد که کوره سوزان احساس مسئولیت در قبال مردم ایران در آنان سرد شود. این به سود دیکتاتورهای بی رحم فاسد حاکم است و بس. حق داریم زندگی کنیم و خوب هم زندگی کنیم اما مثل یک روشنفکر آگاه و متعهد به میهنش. عبور ما دراین مرحله سخت و ناگوار تاریخی، عبور روی یک تیغه نازک است که غفلت برنمی دارد. روشنفکر جنوبی در غرب دستخوش سیاست های احزاب چپ که فقط نام چپ را یدک می کشند نمی شود زیرا می داند که مجموعه شرایط و نیازهای یک جامعه جنوبی با غرب بسی متفاوت است. روشنفکر برخاسته از جامعه ستمدیده و استبداد زده ایران نمی تواند مثل روشنفکر غربی بیاندیشد. ما هنوز باید راه های ناهموار و پر از مانع و رادع را بکوبیم و به پیش رویم. درود به مسعود و مریم که این پرچم را افراشتند و زیر انبوهی صدمات و مشکلات و رجزخوانی های ملاپسند آن را بر زمین نگذاشته اند. ای روشنفکر! با مجاهدین نیستی نباش اما با ملت خود و خواسته های او باش و جدی هم باش.

من شورشی یم، شورشی

منتشرشده در مقالات و نظرات
27 خرداد 1399
شعر زیر ۲۱ سال پیش در شماره ۴۷۱ به تاریخ سه شنبه ۳۰ آذر ۱۳۷۸ در نشریه مجاهد بچاپ رسیده است. چون فرشته به علت جراحی چشم فعلن نمی تواند مقاله تایپ کند (شرمنده ام که تایپ کردن نمی دانم ) و نیز بدین خاطر که خوشبختانه امروزه یکایک آحاد مقاومت ایران به حق و بجا یک شورشی جدی در برابر رژیم مستأصل و سخت هراسنده از مقاومت سرفراز ایران، این شعر را به جای یک مقاله باز پخش می کنم.   من شورشی یم، شورشی   پیرم اما پلنگم بر قله می نشینم تا به جای ماه تاریکی ها را شکار کنم. مرا از ناسازگارهای روزگار چه باک پیرم اما پلنگم مهاجم چون توفان غرنده چون رعد دلشکستگی های من و چون من حکایت تازه یی نیست تا هستم از پای نمی افتم مگر جلادان و ستمکاران از پای افتاده اند؟ بگذار سرخوردگان سر به یاوه و هرزه برداشته ــ آن دیروز «پا لنگان» امروز به سوراخ موش نشسته ـــ کاشفانه و خائفان و خادمان زمانه یی باشند که جز چیرگی بیرحم سرمایه بر آن   دلربایی دیگری نیافته است. دردا و شگفتا درست بدان هنگام که امپراتوران مغرور عصر از جنگ و گریز موش ها به شادی، فتح قهقهه سر می دهند شما مدعیان دیروز همان موش هایی شده اید که نه جنگ و گریز که به بازی تکه پنیری نه دُم که تن و جان را به تله می دهید. من شورشی یم، شورشی و شوریده تر از شما (که شوریده نُمایید) عصیانگری زخم آجین اما مطمئن. از موعظه تمامی پدران مقدس سرمایه، بیزارم در برابر آنان که چون به سخن درآیند، فریب دهند و چون عمل کنند، بکشند و به تاراج برند. پیرم، اما پلنگم شکسته دل و بی تردید، ایستاده ام اگرم سلاح برکف نیست از ناتوانی من است اینک که می توانم هم چنان با کلمات و کلمات و کلمات نابکاران را به رگبار می بندم. نه بیمارم، نه دیوانه شوریده حالی شورشی یم با بیدادگران در جنگ   با ستمدیدگان، همراه. ای آتشفشان همیشه سرکش، ای قلب من! رفیقان نیمه راه، رفیق نبودند تیمار خوار دردمندان و دلشکستگان نبودند آنان خانه شاگردان روزهای خود بودند. پس بمان ای پیر! که چون یاران هم پلنگی و هم شورشی.
رژیم فاشیستی ملایان بعد از قتل عام دهه۶۰ بر این گمان باطل بودند که کمر سازمان مجاهدین خلق را چنان شکسته اند که دیگر کمر راست نخواهد کرد. تشکیل ارتش آزادیبخش چونان صاعقه ارکان تبهکاران را بلرزه درآورد. این برای آنان چنان غیرمترقبه بود که شعاع فروزان خطر را در تمامی اندام نظام منعکس کرد.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان