07102020جمعه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
نمی دانم برای چندمین بار باید به تأکید گفت که بعد از سی و هشت سال حاکمیت خونبار ، فاسد و سلطه جوی و توسعه طلب فاشیست های معمم و مکلا ؛ دیگر جای ابهامی باقی نمانده است . یا با زبان یا قلم و یا قدم در کار مبارزه جدی و بی غل و غش با آنان هستیم و یا آنکه به بهانه مبارزه و مخالفت ، مسیر را به سود رژیم یا جناحی از رژیم مستقیم یا غیرمستقیم سوق دهیم . به بهانه هایی چون اصلاح طلبی و پرهیز از خشونت ، ورزش دراز مدت دموکراسی و یا فعالیت فرهنگی بدون پوش سیاسی . بی اعتنا به مسئولیت الزام آور و سنگین اکنونی ، به نوعی سر مردم را گرم و شیره بمالیم و وعده های سر خرمن بدهیم . از حیث علمی و عینی ، کسی که به صحنه سیاسی می آید خواه ناخواه هر قدر که زرنگ باشد ؛ نمی تواند موضع واقعی خود را پوشیده بدارد و خواه ناخواه دم خروس از یک جای قبای گفتارش بیرون می زند. کسی که به صحنه سیاسی می آید عنصری سیاسی ست و نه به زیج و لاک خود و یا مثلا در برج عاج نشسته . لااقل از دهه چهل خاصه در زمینه شعر ، اصطلاح « در برج عاج نشسته » متداول شد و این اصطلاح شامل شاعرانی بود که مطلقا کاری به خیر و شر سیاسی و اجتماعی نداشتند ، گرد سیاست نمی گشتند و در عوالم خود سیر و سلوک می کردند. این در حوزه سیاسی مطرح نیست به ویژه کسی که با زبان یا قلم به صحنه می آید و اپوزیسیون به تمام معنا فعال و کوشنده و رو به اعتلای روز افزون را هدف قرار می دهد ، تا آنجا که از محبوبیت ملی و بین المللی آن ؛ نگران هم می شود. ماهیت و درد چنین فردی آشکار است . آنکه در هر پایگاه سیاسی باشد اما خواهان یک مبارزه جدی با تمامیت رژیم است ، هر اندازه که بی خبر از قانونمندی های امر مبارزه باشد ؛ می داند که اپوزیسیون آلترناتیو را زیر سئوال و شک و تردید بردن نوعی خدمت به نظام حاکم است. آنانکه یک جای کارشان لنگ است و ریگی در کفش دارند ، برای فریب افکار عمومی می دانند که چگونه با مفاهیم و کلمات بازی کنند و معرکه بگیرند. آخر آنقدر رژیم فاشستی حاکم بی آبروست که کسی جرأت دفاع از آن ندارد مگر آویزان به جناح یا چهره یی مزور از آن مجموعه کثیف و تبهکار شود، که اگر شد خود را خراب و کثیف کرده است. مگر مردم به تنگ و عصیان درآمده ایران و مجاهدین و مبارزان راستین باید شاهد چه تعداد آدم های حراف حقه باز و عوامفریب باشند ؟ . یکی می گوید اگر مجاهدین خلق کهکشان راه نمی انداختند ، رژیم هم در مقام تلافی ، لیبرتی را موشکباران نمی کرد !! واقعا زهی بی شرمی . این یاوه و ژاژخاری را کسی به زبان می آورد که یکی از دردهایش این بود که چرا مجاهدین ، حضرت کم نظیرش را در صحنه ، کنار شخصیت های بین المللی جای نمی دهند . دیگری وقت مطرح شدن محتوای فایل صوتی آقای منتظری حول قتل عام برابر با جنایت علیه بشریت ( تابستان 67 ) ، از سر کین و بغض و خدمتگزاری هرچه بیشتر ؛ فورا کنترل خود را از دست داده ؛ می رود سراغ رهبر مقاومت تا به خیال خام خود او را برابر با خمینی خونخوار کند و با این معادل سازی به شدت احمقانه و رذیلانه زهر بدنامی آن جنایت هولناک را بگیرد. و آن دیگر در حقیقت نه یقه یک حزب را که خلق محروم کردستان را می گیرد که اسلحه برداشتن موجب بمباران و اعدام دسته جمعی می شود!! . کوتاه سخن اینکه فعالیت سیاسی و برگذاری اجتماعات بزرگ باعث خشم و تلافی رژیم می شود ، پس همه « پشت ها به کت ، دست ها روی زانو » و مبارزه مسلحانه یک خلق تحت ستمی که بیش از صد سال سابقه مبارزاتی دارد که دیگر نگفتنی ست مگر آنکه « پشت ها به کت ، دست ها روی زانو » !! . امروزه برای آنانکه در صحنه سیاسی اظهار وجود می کنند ، دو خط بیشتر نداریم : یا معتقد به مقاومت و مبارزه با تمامیت شوم رژیم هستند و یا با هر ترفند و بازی با کلمات می خواهند خط سازش را به پیش ببرند. وظیفه ما روشنگری و افشاگری واقعیت های پنهان و آشکار است .
«هر جا که عدالت باشد، ما پیروزیم» مسعود رجوی عوارض روان فردی و روان اجتماعی در دوران شوم و مهاجم و قاتل و فتنه انگیز خمینیسم، نه آنچنان است که بتوان آن را در یک نوشتار بیان کرد. ما امروز با جامعه یی سرکوب شده در تمامی سطوح هستی فردی و جمعی روبرو هستیم که گویی با یک بیمارستان روانی ویا یک زندان بزرگ پر از رنج و عذاب و شکنجه. ملایان ناکس بدرفتار و تفنگداران از خودشان نه کمتر بدتر، ساختار روحی جامعه ایرانی را به زشت ترین و مکارترین شیوه ها برهم ریخته اند تا به حساب خام خودشان، مردمی مرده و مطیع و بی خطر و اعتراض در روی داشته باشند؛ اما مردم ایران با همه مصایب و ابتلائات واقعا وحشتناک و کمرشکن، نشان داده اند که این رژیم سراپا فاسد و پلید و جنایتکار را نمی خواهند. البته در برابر این اکثریت چشمگیر عظیم، کسانی هم هستند که خادم و خدمه حاکمان باشند و در پروسه دشوار مبارزاتی خاصه در مقاطع به شدت بحرانی، خمیرمایه درونی را بیرون بریزند و مزدور و وظیفه خور رژیم بشوند. به هیچوجه مبالغه نیست که طی بیش از سه دهه تمامی سنگینی بار طاقت فرسای یک مبارزه تمام عیار روی دوش مقاومت سرفراز ایران خاصه سازمان مجاهدین خلق بوده و همچنان هست. محتوای دادگاه اخیر برلین که به محکومیت دو مزدور جاسوس بنام میثم پناهی و سعید رحمانی منجر شد و در آن اتفاقا مجاهدین نقش شاکی را نداشتند بلکه این پلیس امنیتی آلمان و دادگاه برلین بود که موقعیت پرتلاش وزارت بدنام رژیم را در برابر سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت؛ برملا کرد. این برملایی که در حقیقت رسوایی دیگری ست برای ملایان حاکم، برای نخستین بار نیست. به قول رهبر مقاومت مسعود، هرجا که عدالت باشد پیروزی از آن ماست.نکته قابل ملاحظه اینکه ما سال هاست شاهد تشبثات بی وقفه رژیم و مزدوران آن هستیم و می دانیم که رژیم چه می خواهد؟ پر و بال مقاومت را کندن و منزوی کردن آن از طریق تمامی شیوه های بی شرمانه جعل و قلب و تصریف حقایق تا حریفی برایش در میدان نباشد و شب بتواند کپه مرگش را بی دغدغه خیال بر بالین بگذارد. اصولا تجربه طولانی مبارزاتی نشان داده است هرکس از سازمان یا حزبی بیرون می زند برای توجیه و تبرئه خود، هرچه معایب و اشکال است متوجه سازمان می کند؛ یعنی آقا یا خانم سراپا بی عیب و نقص بوده اند!!.عدالت همیشه و همه جا نیست. در جهان اقتصاد و سیاست سوداگرانه، عدالت هم اگر سنبه عدالتخواه از حیث مدارک و استدلال قوی نباشد، می تواند خود هم به پای سود و سرمایه و مصالح حسابگرانه سیاسی و ارتباطی؛ قربانی شود. سال هاست که مقاومت ایران به اشکال و با مدارک گوناگون مستند، نقش نفوذی و تخریبی وزارت بدنام ملایان و مزدوران حقیرش را افشا کرده و به اطلاع افکار عمومی و جهانیان رسانده است. در مقابل رژیم هم سعی کرده است که این مقاومت از پای درنیامدنی را چوپان دروغگو معرفی کند. در این رهگذر نه فقط با گرد و غبارهای عفن ریز و درشتِ مزدوران و بریده مزدوران و دلال ها و واسطه های کمپانی ها روبرو بوده ایم که متأسفانه حاسدان و معاندان زمینگیر و بی تحرک سیاسی هم مزید بر علت بوده اند. در همین جهان و همین غرب به دنبال «منافع ملی»! بودن هرجا که عدالت بوده است، سازمان مجاهدین سرفراز خلق و متحدانش همچون سازمان پایدار چریک های فدایی خلق و کلا شورای ملی مقاومت ایران؛ پیروز و سربلند از کوره داوری؛ درخشان و حق به جانب بیرون آمده است.
بی هیچ جانبداری متعصبانه، به حق؛ گردهمآیی بزرگ «بورژه» در نوع خود با ویژگی چشمگیر آن، در نهایت درخشندگی و سرشاری از پیام های امیدمند با موفقیت کامل بپایان رسید. واقعا از هر جهت دیدنی و آموزنده بود. دیدنی بود که شکوه عظیم دریای انسانی آزادگان ایران و جهان را به نمایش گذارده بود، بی هیچ پیرایه و حشو و زواید در خور سوژه حقد و حسد رژیم و مزدورانش. وارد سالن که می شدی، انگار که به دریایی از شادابی و طراوت و جنب و جوش آزادیخواهان داخل شده یی. به ذهن پیری چون نگارنده چنین رسید که این سالن بزرگتر از سال های پیش آماده کارزار تاریخی سالانه نمی شد مگر آنکه انسان هایی هدفمند و پرتوان با تحمل روزها و شب ها آن را برای ما آراسته و آماده کرده باشند. و حضور شیفتگان پرشمار حکایت از یک بسیج بزرگ مردمی می کرد. نگارنده براین بسیج و آماده کنندگان سلام می کنم. رژیم فاشیستی ملایان پاچه ورمالیده و شیطان صفت حاکم بر ایران، شریف ترین و دلاورترین فرزندان آزادی ستان ایران ستمکش را به موشک ها بستند تا مگر فروغ این کهکشان را بی فروغ کنند و خوشا که چونان دگر پندارهای پیشین شان، پندار محتضری بیهوده دست و پازن از آب درآمد. چرا که فهم مسیر دشوار و پرفراز و نشیب تاریخ از شعور و درک آنان بیرون است. آنان ضد تاریخند. ارزش مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت در همین نکته پر از راز و رمز و رنج و تعب نهفته است که فقط ایمان راسخ می طلبد و حوصله یی به ظرفیت رنج درازنای تاریخ ستمدیدگان جامعه بشری. فرخنده بادا مجاهدین خلق که پرورده مکتب آزادگی و مقاومت تمام عیار در برابر مهیب ترین و سنگین ترین مصائب روزگار استبداد زده اند. وقتی مجاهد راستین خلق باشی، با جثه یی به ظاهر نحیف می توانی پشت پهلوانان و پیلتنان ناجوانمرد و نامردمی را بخاک آوری. این همان شگفتی یا معجزه یی ست که نگارنده به سال ها شاهد آن بوده و هستم. اینهمه شگفتی و اعجاب و حضور درخشان ایمان و ایثار با صرف انرژی های بیرون از توان یک انسان حاصل نمی شد اگر مکتب انسانساز و رهبران و انقلاب درونسازمانی نمی بود. رنجمایه دردناک و تأسفبار شکست های پی در پی تاریخی ایران، بی هیچ تعارف و ملاحظه؛ بیانگر ناصافی ها و ناصداقت ها و فرصت طلبی های اخلاقی ملتی ست که همواره زیر سیطره بدترین استبدادهای غیرقابل تصور، به صحنه آمده و زحمت زحمتکشان سیاسی و انقلابی را به هدر داده است. انقلاب اخلاقی درونسازمانی مجاهدین خلق حامل چنین دقت و توجه لازم بوده است که امروز ما نتیجه آن را در «بورژه» دیدیم. بگذار جیره خواران حقیر رژیم مستأصل فاشیستی خفه کننده ملت ایران همصدا با دیگر اضداد، این شکوه معجزه انسانی را مطابق ظرفیت ناچیز خود با پول و امثالهم قیاس و تبلیغ کنند. تازگی ندارد. همواره دیکتاتورها سمپاش های خود را نیز داشته اند. کهکشان «بورژه» از حیث جمعیت و ارزش های پیامی، نه آنچه بود که هرساله بود. این تجمع عظیم، نشان داد که مقاومت ایران با پرچمداری یک بانوی آگاه و خستگی ناپذیر خواهان جدی سرنگونی رژیمی نامتعارف است که همراه با تسمه کشیدن بی رحمانه از گرده ملت مظلوم ایران، می خواهد با تعدی و تجاوز و تفرقه افکنی و دسته بندی از تهی مغزان منطقه؛ با به آشوب کشیدن خاور میانه؛ کام کارتل ها و تراست های استعماری را شیرین کند تا بلکه با حمایت آنان بماند. هر رژیم دیکتاتوری با هر مقدار از سرکوب و تاراج منافع ملی و حمایت بین الدولتی، بالاخره فرصتی محدود دارد. این محدودیت در ذات و عملکرد احمقانه و در عین حال خوشباورانه دیکتاتورها مستتر است. آلترناتیو نظام ملایان خواهان صلح و امنیت و برابری و برادری و حسن همجواری و همزیستی با تمامی ملل منطقه و جهان است. ما هواداران می گوییم که برای سرنگونی این جرثومه خون و فساد و فتنه، بی توجه به تبلیغات دشمنان رهایی خلق ، استقبال می کنیم از هر دستی که این هدف را مدد کند و شر فاشیست ها را از سر ایران و جهان کوتاه.
رژیم دد منش بر این گمان ابلهانه و ناگزیر بود که با موشکباران لیبرتی، کهکشان امسال را تعطیل و یا حد اقل مختل می کند موشکباران زندان لیبرتی برای نابودی دلیرترین و مسئولیت پذیرترین جانبازان میهن در بند ما، تازگی ندارد؛ اما در این بار از ویژگی های خاصی برخوردار است که ما هواداران مقاومت ایران، برداشت و نظریات خود را در مورد رئوس آن به شرح زیر به اطلاع آزادیخواهان ایران و جهان می رسانیم: 1 ــ مقاومت ایران طبق برنامه باشکوه کهکشان، گرم کار و تدارک است.2 ــ این تدارک در شرایطی ست که رژیم اوباش فاشیستی حاکم غرق بحران های همه جانبه و مزمن درگیر چنگول زدن به چهره رسوا و شیطانی خویش است. بنا براین بهترین تضمین بقا! و تداوم جنایات مختلف خود اینکه ظریف را به کشورهای اروپا بفرستد با چوب حراج منابع و معادن ملی ایران.3 ــ هر روزه رژیم شاهد اعتراضات و اعتصابات و تنفر و انزجار ملت در بند ایران است.4 ــ تجلی حس عصیانگر جامعه به ویژه در حماسه آفرینی و مقاومت و پیروزی زندانیان سیاسی ایران، قابل ملاحظه است.5 ــ برخلاف برخورداری از حمایت زشت و منفعت جویانه استعمارگران، رژیم روز به روز در نزد آزادیخواهان و مدافعان حقوق بشر؛ مورد اعتراض و رسوایی رو به تزاید است.6 ــ در چنین شرایط و تنگنای ملی و بین المللی، مقاومت سرفراز و پر افتخار ایران؛ به ایستادگی شکوهمند و استثنایی خود ادامه می دهد و جایگاهی با ارزش تر از پیش میان ملل خاصه ایران و منطقه کسب می کند.7 ــ رژیم دد منش بر این گمان ابلهانه و ناگزیر بود که با موشکباران لیبرتی، کهکشان امسال را تعطیل و یا حد اقل مختل می کند.8 ــ مثل دفعات پیش، زمینه ساز ذهنی جنایت را به عهده کثیف ترین و بی رگ ترین سوگلی وزارت بدنام اطلاعات واگذار کرد تا تحت عنوان مصاحبه با یک جنایتکار معلوم الحال، به حساب خواب شتری خود و اربابانش؛ با زبان بازی و شیادی با دوپا کشتزار افتخارات معاصر ایران را با نفی انقلاب و انقلابیون شخم زند و ایفای نقش بز پازن را بازی کند تا موشک ها از جوی بپرند به بازماندگان شریف ترین انقلابیون زمان.9 ــ با تمامی تلاش ها و قوای ممکن در منطقه برای راه انداختن کشتار و تروریسم و تفرقه میان ملت ها و اقوام تا به حال جز رسوایی و شکست و پاسخ قاطع «نهـ» از ملل و دولت ها، نتیجه یی برایش حاصل نشده است.10 ــ لازم است تکرار کنیم که این جنایت صرفا به خاطر کهکشان امسال مرتکب شدند تا مگر اذهان را پریشان کنند.با توجه به رئوس ذکر شده به اختصار، وظیفه ملی و انسانی ما ایرانیان است که با شرکت در کهکشان «بورژه» به جنایتکاران پاسخ شایسته و بایسته را بدهیم؛ زیرا رژیم تبهکار و فاشیستی ملایان که قوی ترین حربه وجودی او سیاست زشت و مشکوک ابرقدرت های استعماری سودجوست، خواهد دید که کهکشان در پیش پرشورتر و معترض تر از پیش روی پیکره لرزان او، آوار خواهد شد.ما با درود به پایداران بی نظیر مقاومت ایران در صف مقدم، هموطنان را به کهکشان «بورژه» پرانرژی تر از پیش، فرا می خوانیم. فرشته و رحمان کریمی

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان