12162019دوشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
روی سخن این نوشتار عناصر و محافل مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به رژیم نیست بل با آنانی ست که در یک وجهه روشنفکرانه و غیر وابسته به مجاهدین خلق که می رسند همان حرف هایی را می زنند که وابستگان.
  ــ مجاهدین خلق ، آزمون تاریخی خود را پشت سر دارند . طبیعی ست که خائنان مشوق خمینی که دستانشان تا مرفق به خون پاک ترین فرزندان ایران زمین آلوده است ، آن را نبینند و هماره به انکار برخیزند. ــ هر دم از این باغ بری می رسد مانده تر از مانده تری می رسد . ــ شهر شهر فرنگه ، خائنان از همه رنگه از هر سوی که بنگری ، ولوله یی به جان صحنه سیاسی ایران در خارج کشور افتاده است که آن سرش ناپیداست . آدم به حیرت از خود می پرسد که مگر چه خبر شده است که هر سری از سوراخی درآمده به جیغ و داد ؟ . اعلامیه پشت اعلامیه و مصاحبه پشت مصاحبه . گویی که میراث مرده یی به وقت تقسیم است . بی مبالغه فقط سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت هست که آرام و متین به روال همیشگی سر در کار خود یعنی مبارزه بی امان با رژیم دارند و بر این هیاهوهای برای هیچ به خونسردی پوزخند می زنند . و این نیست مگر آنکه نتیجه یک اعتماد به نفس مطمئن است که هیچ چرخش سیاسی نمی تواند بدان خللی وارد کند .    عامل این ولوله و هیاهو سیاست دولت آقای ترامپ است و مهمتر قیام قیام آفرینان ایران و حضور فعال کانون های شورشی . حقیقتا افق دید خائنان درمانده تا بدان حد کوتاه است که به دلیل حضور شخصیت های بین المللی در کنار مریم قهرمان بدین باور رسیده اند که منتخب آقای ترامپ ، مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت است و لاغیر پس باید خرابشان کرد . کاش منِ هوادار هم این اطمینان را داشتم تا پیرانه سر رقصی میانه میدان کنم . از بچگی شنیدیم که گفتند : سیاست پدر و مادر ندارد . برای خائنان و درماندگان سخت است باور کنند که مجاهدین خلق متکی بر توان مبارزاتی خویشتن می باشند و اینکه دست حمایت قدرت ها از پشت خمیده رژیم برداشته شود . همواره عوامل و موجبات سیاسی در تغییر محاسبات خرد و کلان می باشد و بنابراین نمی توان یک ارزیابی و برداشت مطمئن یگانه داشت . این سیاست بازان قشری و حرفه یی هستند که به کمترین نسیم سیاسی ، توفان در فنجان ظرفیت شان می افتد که واقعا مثل شهر شهر فرنگه عهد کودکی مان باید دوید به تماشا .  بدنامان سابقه دار در خارج کشور پر رویی را چنان از حد گذرانده اند که انگار کاکا رستم کوچه خالی از داش آکل گیر آورده است . مطمئنم که اگر این وقیحان در داخل کشور دهان بدین ترهات باز می کردند از هر سوی از آزادیخواهان تو دهنی می خوردند تا دیگر جرأت نکنند که با زدن چوب در لجنزار خود ، مشام خلق را بیازارند . آدم چه بگوید ؟ آنانکه به ننگ و نفرین ابدی با خمینی دجال جلاد بیعت کردند و آشکارا تیتر زدند که ضد انقلابیون را به پاسداران انقلاب معرفی کنید و تحویل دهید ، امروز نگران سقوط رژیم اند که موجب جوی خون راه افتادن خواهد شد !! به دست چه کسانی ؟ مجاهدین خلق ایران !! . زهی بیشرمی ، زهی وقاحت و دریدگی اخلاقی . اینان از یاد برده اند و نمی خواهند بیاد بیاورند که در سالیان پیش ، این مسعود قهرمان بود که به رزمندگان مجاهد خلق گفت اگر پوتین پای ارتشیان و پاسداران اسیرشده پاره است ، پوتین خود را به آنان دهید و اسرا را آزاد کرد تا به ایران بروند . این مریم قهرمان است که در ملاٌ بین المللی و در حضور شخصیت های سرشناس بین المللی به کرّات از لغو اعدام و هر گونه شکنجه سخن گفته است . چون ارباب سیاسی شان خمینی در نوفل لوشاتو دروغ های گنده گفت ، پس دیگران هم دروغ می گویند . این قیاس مع الفارق است ، این قیاس به نفس است . این است که قاتلان و شاگرد قاتلان نقش خویشتن را در جوی خون می بینند و وحشت می کنند . این خائنان جنایتکار از ذهنیتی بیمار و مضطرب برخوردارند که اگر ژن ملایی نداشتند باید امروز به دنبالشان در بیابان ها و تیمارستان ها می گشتند . در تقلای این بی بته های سیاسی یک نکته ظریف پنهان هم نهفته است که بدینگونه که می بینیم ، بی قرارشان کرده است . آنان باور کرده اند و جدی گرفته اند که رژیم به دست قیام آفرینان و کانون های شورشی ، سقوط خواهد کرد . باور کرده اند که در عرصه انقلاب این رزم آوران مجاهد خلق و مبارزان راستین اند که بی هراس از جان به نبرد جانانه برخواهند خاست و بنابراین به زعم فطرت ناپاک خود ، ایران فردا را در جوی خون می بینند . نه جانم از این خبرها نیست . شمایان اگر عمر نمرود داشته باشید نمی توانید مجاهد خلق را آنچنان که هست و من بیست و چند سال است که امتحان کرده ام ؛ بشناسید . از جنس خمینی و خامنه یی هستید و متحد آنان . سابقه مشعشع تان بر این امر دلالت دارد .    دیگر مانده است تا خمینی و جلاد خوش سابقه اش !! لاجوردی هم از اعماق دوزخ اعلامیه بدهند و علیه مجاهدین خلق مصاحبه راه بیاندازند .  
روی سخن این نوشتار عناصر و محافل مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به رژیم نیست بل با آنانی ست که در یک وجهه روشنفکرانه و غیر وابسته به مجاهدین خلق که می رسند همان حرف هایی را
  هر جنبش آزادیبخش ملی که واقعا نه فقط در تحریر و تقریر بل در عرصه یک مبارزه تنگاتنگ، جدی و سرنوشت ساز با تمام توان و بود و نبودش با رژیم استبدادی حاکم به قصد سرنگونی آن به جنگ برمی خیزد، التزام استراتژیکی و تاکتیکی ایجاب می کند که از هر چیز، هر اتفاق و موضوعی که به سود هدف نهایی ست؛ با هوشیاری استفاده سیاسی و تبلیغاتی کند. با کم بها ندادن به موقعیت سیاسی جهانی، عامل تعیین کننده، مردم تحت ستم ایران هستند که باید بدانان آگاهی، امید و تقویت اراده و تصمیم و غلبه بر یأس و نومیدی داد تا به مرحله قیام سراسری برسد. وظیفه هر سازمان یا جنبشی این است که نگذارد رژیم ستمگر و مکار حاکم با شعبده بازی های تبلیغاتی، حقیقت هر امری را پوشیده بدارد و به منزله یک پیروزی خود؛ بخورد مردم دهد. ما در اینجا می خواهیم درباره موضعگیری مقاومت ایران بر سر «برجام» به اختصار سخن بگوییم: رژیم توسعه طلب و به شدت دغلکار ملا – پاسدار بعد از افشاگری مقاومت ایران، به مدت دوازده سال (کم نیست آ) به مدد سیاست سازشکارانه قدرت های جهانی، با آنان تحت عنوان مذاکره نشست و برخاست؛ گذاشت؛ و این خود یک ضعف پوشیده سرکرده رژیم یعنی خامنه یی جنایتکار بود زیرا او در برابر بین الشرّ حزب اللهی اش ادعا می کرد که پروژه غنی سازی اتمی صلح آمیز است و حق مسلم ماست؛ یعنی مذاکره بردار نیست. وقتی مقاومت سرفراز ایران با افشاگری های پی در پی خود جای شکی باقی نگذاشت که رژیم در کار تدارک بمب اتم هست، راه انکار برای قدرت های مماشاتگر جهانی باقی نماند. شروع کردند به دلجویی و تشویق رژیم با وعده پاکت های تشویقی چاق و چله تا رژیم را پشت میز مذاکره بنشانند. افاقه در رژیمی که آن را کاملا لوس و از خود راضی بار آورده بودند؛ نکرد. فشار کشورهای عربی و اسرائیل و مجلسین آمریکا شروع شده بود. ناچار شدند دست به تحریم بزنند. خامنه یی در لفظ خود را از تب و تاب نمی انداخت اما زیر جلی اجازه داده بود که به اصطلاح جناح شیاد اصلاح طلب! شروع کند به چراغ سبز زدن. امروز به زبان خودشان برای عموم آشکار کرده اند که هر عمل و تصمیمی با موافقت خامنه یی بوده است و بس (این را که مقاومت ایران از ابتدا می دانست). تحریم ها رژیم را به تنگی نفس انداخت و لاجرم ناچار شدند به مذاکره که دوازده سال! آن را کش دادند. حاصلش قرارداد ناقص و ابتر «برجام» شد. مذاکره کنندگان چونان فاتحان به ایران آمدند که ما پیروز شدیم!!. آیا در اینجا مقاومت ایران برای خنثا و بی تأثیر کردن این شعبده نمی بایست به مردم ستمدیده ایران بگوید و تفهیم کند که در حقیقت خامنه یی و رژیم او، عقب نشینی کرده و جام زهر نوشیده است؟ این عین حقیقت بود و نه صرفا تبلیغات ضد رژیم. غنی سازی را حق مسلم خود در بوق می کردند و حالا طی قرارداد برجام برای ده سال این حق!! را از خود سلب کرده بودند. اگر این را جام زهر نوشیدن ندانیم پس چه نام و عنوانی دارد؟ گردش زمان اول حامی رژیم یعنی اوباما را جاروب کرد و به کناری زد. او آشکارا می گفت و می خواست که رژیم ملایان بعد از امضای قرارداد می تواند قدرت فائقه منطقه شود. اوباما البته مثل حامیان و لابی ها و ایادی ریز و درشت رژیم، برای فریب و تحریک اذهان؛ همواره کلمه ایران را بکارمی بردند مثل اینکه هیتلر، فرانکو و سالازار را پشت نام آلمان واسپانیا و پرتقال پنهان کنیم؛ یعنی پای از میان رفتن کشور است و نه رژیم فاشیستی و دیکتاتوری!!. حالا در آمریکا، شخصیتی مصدر کار است که بیرون از سیستم حاکم سازشکار به کاخ سفید رسیده است و می خواهد نه ایران را که رژیم را از طریق اقتصادی از پای درآورد. واقعیت قرارداد را در معرض دید ودقت جهانیان قرار داده و خواهان تکمیل آن است. تبلیغ می کنند که تحریم فشار برمردم می شود. اینهم دروغ بزرگی ست زیرا اوباما که تحریم ها را برداشت و بیش از یک میلیارد تقدیم رژیم کرد، از آن چه دست مردم را گرفت؟. مگر روز به روز گرانی بیشتر نشد؟ مگر مردم ایران (نه از سفره خوران رژیم) با مشکلات رو به تزایدی رو به رو نشدند؟. پس این تبلیغاتی ست به سود رژیم و نه مردم ایران. بینش علمی و دیالکتیکی سیاسی نمی گوید که به زانو درآمدن این رژیم، ایده آل مردم به عصیان درآمده ایران است؟ اگر هدف سرنگونی ست و نه تصحیح رژیم (که ناممکن بودن آن به اثبات رسیده است) ایجاب نمی کند که از این پروژه مطرح شده حمایت کنیم؟ این حمایت از آمریکا و آقای ترامپ نیست بلکه سرفصلی ست برای توسعه و اعتلای قیام مردم که روز به روز فراگیرتر و شعله ورتر می شود. همچنانکه رژیم حاکم از هر امکان حد اقل و حد اکثر برای بقای خود استفاده می کند، نیروی مردمی مقابل هم بی آنکه دستخوش رمانتیسم سیاسی روشنفکرانه شوند؛ باید و باید که از امکانات بهره بگیرند. هدف مقاومت ایران قیام است و سرنگونی و از این رهگذر خلع سلاح تبلیغاتی دشمن. از سوی دیگر می بینیم که هرگاه در عرصه جهانی، رژیم جنایتکار، فاسد و توسعه طلب به مخمصه و تنگنا می افتد؛ طبل های جنگ جنگ به صدا درمی آید!. طبّالان همانا عناصر و بنگاه های سیاسی در خارج کشور هستند که نمی خواهند این رژیم سقوط کند. بخش قابل ملاحظه یی از آنان از جیره خواران پنهان یا آشکار رژیم هستند. در میانشان سوسول «سوسیالیست!!» های مشکوک و قلابی هم هستند که یحتمل از تیره فاسد شده توده – اکثریتی ها می باشند. این صدای عوامفریبانه»آی جنگ می شود، جنگ » از زمان بوش پسر بلند شد تا در دوره اوباما به تناوب اوج گرفت. حالا صدا آنچنان بلند است که گوش خمینی دجال را هم در جهنم کر می کند. آقای ترامپ تا مقامات ذی ربط دولت او، بارها و بارها گفته اند که از طریق محاصره اقتصادی با رژیم برخورد و مقابله می کنند. کسی سخنی از جنگ نگفته است. اتفاقا این بوش و اوباما بود که به تزویر می گفتند: «همه چیز روی میز است» و در زیر میز چشمک می زدند. تا آنجا که من شنیده و خوانده ام هنوز در این دولت جدید آمریکا کسی این جمله را بکارنبرده است. درد این خائنان حرفه یی خرفتی و نافهمی نیست بلکه خیانت و خدمتگزاری به رژیمی ست که بوی گند آن دارد به مشام خودشان هم می رسد. این بی شرمان باید بدانند که این اربابان خودشان هستند که سال هاست سیاست جنگ طلبانه را در منطقه و هر جای جهان که توانسته اند راه انداخته اند. ملایان و سرکردگان سپاه هرگز در تعقیب منافع ملی و مردمی نبوده و نیستند. نه خود چون هیتلر بنیه نظامی، اقتصادی و صنعتی دارند و نه جهان اجازه می دهد وگرنه آنان خواب امپراتوری داشته و دارند. امروز صورت مسئله روشن است و ابهامی ندارد. جوش و خروش مردم دلیر کازرون نمودار دیگ بزرگ ایران است که در چه غلیانی تا به حد انفجار رسیده است. این دست و پا زدن ها، این برطبل های خیانت و رذالت کوبیدن ها ره به جایی نخواهد برد و نمی تواند مانع حرکت تاریخ شود. به فرض محال اگر کار به جنگ کشانده شود، تردید نیست که عامل و بسترساز آن رژیم تبهکار و فاشیستی حاکم است و لاغیر.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان