12162019دوشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
گردهمایی عظیم مقاومت ایران نگارنده، خیانت سیاسی را بخصوص اگر تداوم یابد و به صورت حرفه یی درآید، آن را فراتر از خیانت به یک تشکیلات و جنبش؛ خیانت به شئون و ضرورت های ملی و توهین به حیثیت و اعتبار تاریخی یک ملت می دانم. آیا این پسندیده است که در خارج کشور عده یی علیه عده یی دیگر هیاهو راه بیاندازند و به جان هم بیافتند؟ انعکاس چنین منظری نه جریانی را اعتبار می بخشد و نه جریانی را بی اعتبار می کند. هرودت که در لشکرکشی اسکندر به ایران حضور داشته به تفرقه و عدم وحدت ایرانی اشاره می کند تا برسد به دیگر مستشرقان خارجی. مردم ایران گناهی نداشته و ندارند. این سیستم های حاکم بوده است که برای بقا، عامل تفرقه افکنی شده بودند. امروز این بذر مسموم اختلاف و تفرقه را دستگاه های متعدد اطلاعاتی رژیم ملایان چنان در خارج کشور به عناوین مختلف پاشانده اند که موجب سر در گمی بخشی از مردم شده است. یعنی همان سیاست استعماری کهن به دست ارتجاع حاکم: «تفرقه بیافکن، حکومت کن». خب، آنان را که این آتش فتنه را باد می زنند چه می توان نامید؟ اگر یکی ادعا کند که نگران فردای ایران هستیم!! من می گویم دروغ می گویید. نشسته اید در خارج کشور در رفاه و آسودگی و ایران و مسایل ایران برایتان فقط یک سوژه و بهانه است تا قصد باطنی خود را پیاده کنید. شما یک روز هم برای نمونه در باره زحمتکشان، محرومان و دردمندان ایران نیاندیشیده اید و ککتان هم نمی گزد. این البته جدا از خائنان است که مشغول انجام وظیفه اند. وظیفه یی که آنقدر زشت و ننگین است که باید خودشان را پشت موضوعات انحرافی پنهان کنند. من نمی دانم چگونه کسی که خود را مستقل می داند، تعدادی خائن و روان پریش خائن را زیر پر و بال خود می گیرد؟ ما دیگر در سنی نیستیم که سرمان شیره بمالند. همه چیز را می بینیم آنهم بدون عینک و کم و بیش واقف بر خیلی امور هستیم. امروز مردم ایران در نقطه جوش و طغیان هستند. اگر وحدت ملی به هر دلیل ممکن نیست لااقل باید از صف آرایی های تقابلی و کاملا بی حاصل پرهیز کرد. به طور مثال می گویم یک نفر در خط آقای رضا پهلوی هست اما نمی خواهد آن را علنی کند. چرایش با خودش هست که فهم آن برای ما مشکل نیست. این فرد می آید به حساب خودش چنگول بزند به جریانی که در سطح ملی و بین المللی مطرح و از اعتبار بالایی برخوردار است. تعدادی خائن را زیر پر و بال رسانه خود می گیرد و آنتنی می کند. برایم عجیب است اگر نفهمد که دارد باد غربال می کند زیرا با این تشبثات نمی شود جلو حرکت تاریخ را گرفت. اگر مجموعه شرایط ایجاب کرد که آن جریان به پیروزی برسد، صدها از این واحدهای لجن پراکن، سرانجام به ول معطلی خود خواهند رسید. دوم آنکه این شخص مفروض باید بداند که فقط به سلطنت طلبان خدمت نمی کند بلکه خواه نا خواه کام رژیم را هم شیرین شیرین می کند. و اما جریان مورد هدف خائنان از ریز تا درشت، مقاومت پایا و پوینده ایران است و در رأس آن سازمان پر افتخار مجاهدین خلق. گفتم که این خائنان موظف به انجام وظیفه اند و دیگر کارشان از چند گفتار و نوشتار گذشته است وگرنه خوب می دانند که سال هاست دارند مضامینی را اینجا و آنجا و هرجا که بشود تکرار می کنند و ارزنی ارزش و تأثیر نداشته و نخواهد داشت. رژیم تبهکار تا توانسته علیه مقاومت ایران در داخل کشور، نوشتار و گفتار و مصاحبه تا برسد به فیلم و سریال ها پیاده کرده است. اگر ذره یی نتیجه داشت دیگر لزومی به بیشتر کردن آن نبود. اگر خائنان فکر می کنند که مثلا با این منبر رفتن ها کمی از جلوه اجتماع بزرگ سالانه مقاومت در ویلپنت را می کاهند، سخت در اشتباهند. اگر برای جایی هم می خواهند هوو کشی کنند باز هم جمیعا ول معطل اند. اینجاست که می گویم موظف به انجام وظیفه اند. وظیفه یی که حکم حرفه سیاسی پیدا کرده است. آخر بی انصاف ها مردم ایران دارند در آتش بیداد ملایان و پاسداران می سوزند، جا به جای مملکت عصیان می کنند و شمایان در خارج کشور می خواهید با کلمات آلوده، فیل را از پای درآورید؟  همواره خائنان در مسیر تکامل جوامع بشری و جنبش های رهایی بخش حضور داشته و دارند. اما نه بدینگونه و در این سطح به شدت مبتذل و حقیر و زهرآگین که مقاومت ایران با آن روبروست. در نهضت ملی رادمرد بزرگ مصدق هم مواجه با خائنان شد آنهم در بدترین موقع تاریخی ایران. خائنانی که از مصدق و نهضت او بریدند و به ارتجاع و استعمار پیوستند و از کودتا استقبال کردند کسانی بودند که می شد آنان را کسی به حساب آورد: مظفر بقایی، مکی، حائری زاده، آخوند کاشانی و ... . در دوران خمینی و خمینیسم، خائنان مهره های کوچک حقیری بیش نیستند که در پیگیری خیانت خود می خواهند اسم و رسمی قابل ملاحظه پیدا کنند!!. وقتی نظامی فاسد و مبتذل بر سر کار است که می کوشد جامعه را به نهایت ابتذال بکشاند، باید هم ما شاهد اینگونه خائنان سطح پایین باشیم.  نکته قابل ملاحظه اینکه خائنان در مواقعی فعال تر از پیش می شوند که رژیم فاسد جنایتکار حاکم بیشتر در غرقاب بحران های همه جانبه و علاج ناپذیر داخلی، منطقه یی و بین المللی فرو و فروتر می رود و متقابلا احیا و اعتبار مقاومت ایران افزون و افزون تر می شود.  عقابان در پروازند و وزوز مگسان بلند. ارابه دشمن کوب مقاومت در پیشروی ست و زمینگیران و خائنان در رجز خوانی. پس بگذار بخوانند که به گوش رژیم خوش تر آید. فردا نیز روزگار دیگری ست.  
بهار من ، بهار شمایان به روز آزادی . در این هوای سرد بارانی صفای خوش بهاران را در کجای جغرافیای با بادهای شمالی در جُمجمه ، جستجو توانم کرد ؟ جلگه های تشنه نور روح و دل که پر پر می زند در قفس طلایی خدایان سرمایه .   چگونه شاد بمانم با سفره های هفت سین ستم در ایرانم چگونه آرام بمانم با گرسنه سفره های زحمتکشان در فریادم ؟ اگر دلم خوش است و قراری می گیرد به شوق کوش و جوش شمایان است ای یاران ! که ویرانه کرده اید به عزم و رزم خود این سیاه زمستان بی شرم استبداد را . راحت نمی گذارید به روزی بی تلاش جغدان شوم خونخوارهٌ سرا سر دروغ و زشت .   بهار من ، بهار شمایان به روز آزادی چون وزد به چهارفصلش صدای مردمی اگر جنازه ام بماند به تبعیدگاه ناگزیر یادهایم در بادهای بهاران خاوران جاری شود من از پیروزیان عصر خویشتنم .  
ایرانیان قدیم به مناسبت هر ماه، جشنی داشته اند. هجوم و استیلای بیگانگان بر ایران بعد از استقرار نه تنها نتوانستند سنت های ایرانی را از میان بردارند بلکه خود رنگ و بوی ایرانی هم گرفتند. کوتاه سخن اینکه ملایان دین دکان بودند که یا به اتکای قدرت حاکم و یا قدرت نمایی های خودشان، در مقام مقابله با ایرانیگری برآمدند. وقتی می گوییم ملایان، البته منظور همگان نیستند. دقیقا ملایانی از جنس همین جماعت حاکم مدنظر است. اسلام، دین زرتشت را به رسمیت می شناسد اما ملایان سیطره جوی برملت با سفسطه و مغلطه؛ زرتشتی را آتش پرست معرفی می کنند. زرتشت و زرتشتیان برای آتش حرمت ویژه یی قایل هستند که با مفهوم پرستش متفاوت است. کشف آتش در حیات بشری موجب عظیم ترین تحول شد و شکل دشوار زندگی را آسان تر کرد. این بخش از ملایان مورد نظر هر چه را که با قوانین دین دکانشان همخوانی نداشت به اسم اسلام خراب و لوث کردند. چنین است که امروزه در خارج کشور عده یی عملکرد ملایان حاکم را ملاک داوری خود قرارداده اند. غافل از آنکه چه در مکاتب دینی و چه فلسفی و سیاسی، دیندار و صاحب مکتب مطرح است و نه چند و چون بنیادی که متناسب با سیر زمان و الزامات آن تغییر پذیر است. ملایان به هر جمعیت و فرقه و دین و آئین، پیرایه ها می بستند تا مبادا رونق دکان را از دست بدهند. هدف آنان تسلط بر اذهان جامعه و تحت نفوذ خود قرار دادن بوده است. مزدکیان، مانویان را زنادقه می خواندند. زندیق معرب زندیک است. زند ترجمه و شرح و تفسیر اوستا به زبان ساسانی ست. توجه کنید تبحر اینگونه شیاطین تا به کجا بوده است؟ دیگر هر نافرمانی را متهم به زندیق یعنی کافر بودن می کردند. تاریخ معاصر ایران شاهد برخورد خشن اینگونه ملایان با اقلیت های مذهبی و قومی فراوان بوده است. در شیراز که ما شاهد بودیم، بارها و بارها به تحریک و دستور ملایان، اراذل و اوباشان به یهودیان، بهاییان و حتا زرتشتیان و خانقاه های درویشان حمله ور می شدند. چهل سال است که این جنس جَلَب به قدرت رسیده است و دیدیم و می بینیم که چه ها کرده و می کنند. اگر از حیث فرهنگ و اخلاق و مناسبات اجتماعی، ایران به قهقرا نرفته است به سبب مقاومت مردم ایران به ویژه و در صف مقدم مقاومت زنان و جوانان بوده است. چهارشنبه سوری از جمله مراسم ملی ست که ایرانیان در عهد این جانوران فاسد بی رحم بیش از پیش آن را احیا و گرامی می دارند زیرا نیک آگاهند که هر بوته آتش، آتش به جان و ارکان ملایان حاکم است. پیش از پیدایش مراسم چهارشنبه سوری، ایرانیان قدیم مراسمی داشتند بنام «سده». در شاهنامه فردوسی آمده است که در زمان هوشنگ دومین پادشاه پیشدادیان این مراسم متداول شده بوده است. هوشنگ به تصادف از جرقه اصطکاک دو سنگ، آتش را می شناسد و از آن به بعد ایرانیان در دهم بهمن ماه هر سال آتش انبوهی بر می افروختند و گرد آن به شادی می پرداختند.چند روز دیگر چهارشنبه سوری هست. ایرانیان آزادیخواه و عاصی از رژیم ملایان حاکم، مصمم اند که این جشن ملی را به قیام ملی دیگری مبدل کنند هرچند قیام دیماه به اشکال مختلف اعتراضی تا به امروز تداوم داشته است اما چهارشنبه سوری همچون روشنای آتش، درخشندگی ویژه خود را خواهد داشت که جلز و ولز ملایان حاکم را در خواهد آورد. بگذار تا سوداگران استعماری دست از کسب و کار خود برندارند. در نهایت این ملت ایران است، این کارگران و زحمتکشانند، این زنان و دختران و جوانان دلیر پیشتاز هستند که تجلی کانون های شورشی؛ سرانجام ایران را آزاد خواهند کرد. پیش بسوی چهارشنبه سوری، قیام ملاسوز دیگری!
چراغ قیام ستمدیدگان نمی شود خاموشصدای دختران انقلاب می رسد بگوش نگاه کن که دریا به جذر و مدّ خویشتن است مگر شود که ایران بی مدّ و پیام و سروش؟ هماره به خویشتن می گویم جهان را نیست همدردی اما خوش است ایام من با هزار نهیب و خروش عقب نمان ز تحول، آسوده خیال مباش تو هم به قدر توانت، بیا و بکوش مرا عذاب می دهد صدای زحمتکشان میهنم در آرامش دیار امن که همواره ام بخروش مثال مرغ پرکنده بر درخت فریادم چو خُمخانهٌ عاشقان در غُل و جوش به من امید بده ای آسوده مانده در غربت که گام زنی برای وطنت به سعی و کوش افتاده یی هستم زیر دست و پای روزگار دستم نمی رسد که خویشتن را کشم به دوش اینک زنم جامی از شما ای عاصیان میهنم گویم به هر خیابان انقلاب: نوشا نوش سوخت رحمان در آتش و خاکسترش بمانده هنوز شما بمانید تا به روز فتح، با کوشش و هوش

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان