12152019یکشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
امروز سی تیر است. یاد آور روز تاریخی سی تیر هزار و سیصد و سی و یککه بزرگمرد نهضت ملی ایران به اعتراض استعفا داد. قیام پرخروش مردم اورا به نخست وزیری باز گرداند. ایکاش آن سردار پیر در روز بیست و هشتممرداد ماه سی ودو با یک پیام رادیویی مردم را به خیابان ها برای مقابله باکودتاچیان فرا خوانده بود که مسیر ایران بدینجا ختم نشود.
دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر کز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست مولوي حضرت مولانا که در حد خود و زمانه اش با فلاسفه و حکماي يونان قديم آشنا مي بوده، مضمون پرمعناي فوق را از « ديوژن » حکيم، معاصر اسکندر و معلم او ارسطو برگرفته است. ديوژن در اريستوکراسي يونان قديم، چهره آشنا و درخشان و پرپيام عصر خود بود. او عارفي وارسته و بلند نظر و پيام دهنده يي به بشريت بود که صوفي وشانه زندگي مي کرد. هست و نيست او با آن انديشه فراخناي مرتفع دريک خمره بزرگ و کاسه يي خلاصه مي شد. اين زندگي و زيستن براي معاصران و عابران گيج کننده و نا مفهوم بود. آمده است که وقتي اسکندر مقدوني با کوکبه و دبدبه از خيابان آتن مي گذشت. همه کور و در تعظيم بودند. اسکندر، ديوژن را ديد که بي اعتنا به مقام و مرتبه او تکيه برديوار تن به آفتاب داده است. آمد بالاي سر حکيم و گفت: « ديوژن حکيم از اسکندر کبير چه تقاضا دارد ؟» ديوژن از فراغت پر اطمينان و مستحکم فکري و روحي خود گفت: « اينکه آفتاب را از ديوژن دريغ مدارد» يعني جلو آفتاب را گرفته يي، برو کنار!. راست يا دروغ مي گويند اسکندر گفت: « اگر اسکندر نبودم، ترجيح مي دادم که فقط ديوژن باشم ». اسکندر نمي دانست که گاه ميان دو آدم مطرح زمان، چه فاصله پرناشدني هست. مسلما اگر اسکندر، اسکندر نبود با کمک هفت پشتش هم نمي توانست به گـَرد ديوژن برسد. اما اسکندر از اين انصاف و فهم و مروت برخوردار بوده است که براي حفظ شئون حاکميت و تشخص خود، قدردانسته و با کلمات، حريف را لوث و حقير و مسئول نارسايي ها نکرده است. تجربه ساليان به من نشان داده و فهمانده است که هرمجاهد خلق يک ديوژن است اما نه آفتابگير و بي عمل. هست ونيستش دريک ساک کوچک هم جا مي گيرد اما روح بلند و استوار او زير شديدترين و مخوف ترين تهديدات و هجوم ها و طعن ولعن ها چونان خيمه يي آسمان آسا، برجهان سايه افکن مي شود.
زیر باران ، امروز همه جا می بینم پوستر صلح جهانی زده اند ! آسمانی نیلی و کبوترهای سپیدی در پرواز . روز همبستگی ملت هاست یا دولت ها ؟ زیر باران ، امروز در واشنگتن ، مسکو لندن و پاریس و برلین و چهل شهر بزرگ دیگر عابرینی می بینم کز دیدن آن نیلی بی ابر وسیع و کبوترهایش و عبارات درشت صلحش زَهره در خنده شان آب شده ست . مثل اینکه باران رگبار شده ست سرپناهی می جویم : زیر چتر اخبار خون هنوز در اشرف تازه ست . در لیبرتی ، قهرمانان مجاهد در فریاد . و بس جوانان وطن بر سر ِدار . روز صلح جهانی ست امروز !
 رحمان كريمي شاعر و نويسنده مبارز ميهنمان, در مراسم بزرگداشت شهداي قتل عام اشرف در روز 15 سپتامبر 2013 در برلين ضمن سخنان پرشورش چنين گفت : هر اشرفي در قلب ماست، خاك اشرف را ميتوانند شخم بزنند و زيرو رو كنند ولي نام و تاريخ اشرف آن را هرگز، چون بتاريخ سياسي ايران، تاريخ سياسي كشورهاي عربي و ... پيوسته است. هيچ اتفاق سياسي ابتدا بساكن نيست، خلق الساعه نيست، كسي يكشب خواب‌نماي فلان عمل براي فردا نمي شود، همواره هر عمل سياسي دو زمينه دارد يك پيش زمينه عيني و يك پيش زمينه ذهني، پيش زمينه عيني را ما سالهاست در هجوم رژيم فاشيستي ملايان و همدستان حقير جنايتكارشان در عراق شاهد بوده ايم آخرين آنها 5 هجوم سنگين خونبار بود، اما اين آخرين تهاجم در 10 شهريور با يك پيش زمينه ذهني و جنگ رواني و تبليغاتي همراه شد، در اروپا و امريكا و... مزدوران بسيج شدند

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان