11282021یکشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
بی هیچ جانبداری متعصبانه، به حق؛ گردهمآیی بزرگ «بورژه» در نوع خود با ویژگی چشمگیر آن، در نهایت درخشندگی و سرشاری از پیام های امیدمند با موفقیت کامل بپایان رسید. واقعا از هر جهت دیدنی و آموزنده بود. دیدنی بود که شکوه عظیم دریای انسانی آزادگان ایران و جهان را به نمایش گذارده بود، بی هیچ پیرایه و حشو و زواید در خور سوژه حقد و حسد رژیم و مزدورانش. وارد سالن که می شدی، انگار که به دریایی از شادابی و طراوت و جنب و جوش آزادیخواهان داخل شده یی. به ذهن پیری چون نگارنده چنین رسید که این سالن بزرگتر از سال های پیش آماده کارزار تاریخی سالانه نمی شد مگر آنکه انسان هایی هدفمند و پرتوان با تحمل روزها و شب ها آن را برای ما آراسته و آماده کرده باشند. و حضور شیفتگان پرشمار حکایت از یک بسیج بزرگ مردمی می کرد. نگارنده براین بسیج و آماده کنندگان سلام می کنم. رژیم فاشیستی ملایان پاچه ورمالیده و شیطان صفت حاکم بر ایران، شریف ترین و دلاورترین فرزندان آزادی ستان ایران ستمکش را به موشک ها بستند تا مگر فروغ این کهکشان را بی فروغ کنند و خوشا که چونان دگر پندارهای پیشین شان، پندار محتضری بیهوده دست و پازن از آب درآمد. چرا که فهم مسیر دشوار و پرفراز و نشیب تاریخ از شعور و درک آنان بیرون است. آنان ضد تاریخند. ارزش مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت در همین نکته پر از راز و رمز و رنج و تعب نهفته است که فقط ایمان راسخ می طلبد و حوصله یی به ظرفیت رنج درازنای تاریخ ستمدیدگان جامعه بشری. فرخنده بادا مجاهدین خلق که پرورده مکتب آزادگی و مقاومت تمام عیار در برابر مهیب ترین و سنگین ترین مصائب روزگار استبداد زده اند. وقتی مجاهد راستین خلق باشی، با جثه یی به ظاهر نحیف می توانی پشت پهلوانان و پیلتنان ناجوانمرد و نامردمی را بخاک آوری. این همان شگفتی یا معجزه یی ست که نگارنده به سال ها شاهد آن بوده و هستم. اینهمه شگفتی و اعجاب و حضور درخشان ایمان و ایثار با صرف انرژی های بیرون از توان یک انسان حاصل نمی شد اگر مکتب انسانساز و رهبران و انقلاب درونسازمانی نمی بود. رنجمایه دردناک و تأسفبار شکست های پی در پی تاریخی ایران، بی هیچ تعارف و ملاحظه؛ بیانگر ناصافی ها و ناصداقت ها و فرصت طلبی های اخلاقی ملتی ست که همواره زیر سیطره بدترین استبدادهای غیرقابل تصور، به صحنه آمده و زحمت زحمتکشان سیاسی و انقلابی را به هدر داده است. انقلاب اخلاقی درونسازمانی مجاهدین خلق حامل چنین دقت و توجه لازم بوده است که امروز ما نتیجه آن را در «بورژه» دیدیم. بگذار جیره خواران حقیر رژیم مستأصل فاشیستی خفه کننده ملت ایران همصدا با دیگر اضداد، این شکوه معجزه انسانی را مطابق ظرفیت ناچیز خود با پول و امثالهم قیاس و تبلیغ کنند. تازگی ندارد. همواره دیکتاتورها سمپاش های خود را نیز داشته اند. کهکشان «بورژه» از حیث جمعیت و ارزش های پیامی، نه آنچه بود که هرساله بود. این تجمع عظیم، نشان داد که مقاومت ایران با پرچمداری یک بانوی آگاه و خستگی ناپذیر خواهان جدی سرنگونی رژیمی نامتعارف است که همراه با تسمه کشیدن بی رحمانه از گرده ملت مظلوم ایران، می خواهد با تعدی و تجاوز و تفرقه افکنی و دسته بندی از تهی مغزان منطقه؛ با به آشوب کشیدن خاور میانه؛ کام کارتل ها و تراست های استعماری را شیرین کند تا بلکه با حمایت آنان بماند. هر رژیم دیکتاتوری با هر مقدار از سرکوب و تاراج منافع ملی و حمایت بین الدولتی، بالاخره فرصتی محدود دارد. این محدودیت در ذات و عملکرد احمقانه و در عین حال خوشباورانه دیکتاتورها مستتر است. آلترناتیو نظام ملایان خواهان صلح و امنیت و برابری و برادری و حسن همجواری و همزیستی با تمامی ملل منطقه و جهان است. ما هواداران می گوییم که برای سرنگونی این جرثومه خون و فساد و فتنه، بی توجه به تبلیغات دشمنان رهایی خلق ، استقبال می کنیم از هر دستی که این هدف را مدد کند و شر فاشیست ها را از سر ایران و جهان کوتاه.
رژیم دد منش بر این گمان ابلهانه و ناگزیر بود که با موشکباران لیبرتی، کهکشان امسال را تعطیل و یا حد اقل مختل می کند موشکباران زندان لیبرتی برای نابودی دلیرترین و مسئولیت پذیرترین جانبازان میهن در بند ما، تازگی ندارد؛ اما در این بار از ویژگی های خاصی برخوردار است که ما هواداران مقاومت ایران، برداشت و نظریات خود را در مورد رئوس آن به شرح زیر به اطلاع آزادیخواهان ایران و جهان می رسانیم: 1 ــ مقاومت ایران طبق برنامه باشکوه کهکشان، گرم کار و تدارک است.2 ــ این تدارک در شرایطی ست که رژیم اوباش فاشیستی حاکم غرق بحران های همه جانبه و مزمن درگیر چنگول زدن به چهره رسوا و شیطانی خویش است. بنا براین بهترین تضمین بقا! و تداوم جنایات مختلف خود اینکه ظریف را به کشورهای اروپا بفرستد با چوب حراج منابع و معادن ملی ایران.3 ــ هر روزه رژیم شاهد اعتراضات و اعتصابات و تنفر و انزجار ملت در بند ایران است.4 ــ تجلی حس عصیانگر جامعه به ویژه در حماسه آفرینی و مقاومت و پیروزی زندانیان سیاسی ایران، قابل ملاحظه است.5 ــ برخلاف برخورداری از حمایت زشت و منفعت جویانه استعمارگران، رژیم روز به روز در نزد آزادیخواهان و مدافعان حقوق بشر؛ مورد اعتراض و رسوایی رو به تزاید است.6 ــ در چنین شرایط و تنگنای ملی و بین المللی، مقاومت سرفراز و پر افتخار ایران؛ به ایستادگی شکوهمند و استثنایی خود ادامه می دهد و جایگاهی با ارزش تر از پیش میان ملل خاصه ایران و منطقه کسب می کند.7 ــ رژیم دد منش بر این گمان ابلهانه و ناگزیر بود که با موشکباران لیبرتی، کهکشان امسال را تعطیل و یا حد اقل مختل می کند.8 ــ مثل دفعات پیش، زمینه ساز ذهنی جنایت را به عهده کثیف ترین و بی رگ ترین سوگلی وزارت بدنام اطلاعات واگذار کرد تا تحت عنوان مصاحبه با یک جنایتکار معلوم الحال، به حساب خواب شتری خود و اربابانش؛ با زبان بازی و شیادی با دوپا کشتزار افتخارات معاصر ایران را با نفی انقلاب و انقلابیون شخم زند و ایفای نقش بز پازن را بازی کند تا موشک ها از جوی بپرند به بازماندگان شریف ترین انقلابیون زمان.9 ــ با تمامی تلاش ها و قوای ممکن در منطقه برای راه انداختن کشتار و تروریسم و تفرقه میان ملت ها و اقوام تا به حال جز رسوایی و شکست و پاسخ قاطع «نهـ» از ملل و دولت ها، نتیجه یی برایش حاصل نشده است.10 ــ لازم است تکرار کنیم که این جنایت صرفا به خاطر کهکشان امسال مرتکب شدند تا مگر اذهان را پریشان کنند.با توجه به رئوس ذکر شده به اختصار، وظیفه ملی و انسانی ما ایرانیان است که با شرکت در کهکشان «بورژه» به جنایتکاران پاسخ شایسته و بایسته را بدهیم؛ زیرا رژیم تبهکار و فاشیستی ملایان که قوی ترین حربه وجودی او سیاست زشت و مشکوک ابرقدرت های استعماری سودجوست، خواهد دید که کهکشان در پیش پرشورتر و معترض تر از پیش روی پیکره لرزان او، آوار خواهد شد.ما با درود به پایداران بی نظیر مقاومت ایران در صف مقدم، هموطنان را به کهکشان «بورژه» پرانرژی تر از پیش، فرا می خوانیم. فرشته و رحمان کریمی
در کهکشان مقاومت ایران خورشیدی می درخشد که حضور تابانش معنای رهایی از ظلمت است. در کهکشان مقاومت ایران خورشید بانویی از تبار دلاوران تاریخ سخن می گوید که هر کلامش از جنس آفتاب و طنین رسای پر صلابتش لرزه می افکند بر برج و باروی جنیان، و هشدار می دهد سوداگران خون و سود را به احتراز از قلعهٌ جن و جادو. در کهکشان مقاومت ایران سلسله امواج ستارگان در مدار خورشید پرخروش شادمانه در ازدحام و اعتراض. در کهکشان مقاومت ایران مزدوران خائن و خائنان مزدور چه مرگبار ساعاتی می گذرانند تا تمام شود مگر مجلس خورشیدی سایه افکن بر ظلمت اهریمنان اربابی. در کهکشان مقاومت ایران ستمدیده ملت های در تاراج چونان شهابان ثاقب در کلام خورشیدی و هلهلهٌ شورانگیز ستارگان به همراهی، شعله ور می مانند. در کهکشان مقاومت ایران سربلند بادا آنانکه همه چیزشان، حتا شعرشان در سپید چشمی دشمن و مزدورانش «بی مقدار» است. بگذار تا امروز «مقدار» در منقار کرکسان به وزن درآید. باید با مقاومت، حوصله کرد فردا با آیین و پندار دیگری در راه است. در کهکشان مقاومت ایران جنایتکاران دین ابزار شرارتی بار دیگر رسوا و هراسان می شوند. رحمان کریمی
هر رژیم دیکتاتوری به نسبت شرایط خود و اپوزیسیون، سیاست مقابله و تعرض را برنامه‌ریزی می‌کند. اینکه خود تا چه اندازه استحکام دارد و با اقبال مردم روبروست و اپوزیسیون در چه حد از توان سیاسی و ایدئولوژیکی، پایداری و مقاومت می‌نماید. هیچ رژیم دیکتاتوری برای یک اپوزیسیون ضعیف و ناتوان از مبارزه جدی، نمی‌آید سرمایه‌گذاری‌های سنگین و وقت و انرژی فرسای؛ بنماید. نظام پوسیده و متزلزل و بحران‌زده ملا – پاسدار حاکم گرفتار موقعیت استثنائی ست. از حیث اجتماعی به‌شدت مورد نفرت اقشار و طبقات زحمتکش جامعه تحت ستم ایران است. بحران اقتصادی، سیاسی و بین‌المللی و تقابل روبتزاید جناح‌ها؛ تهدیدی جدی و ویرانگر است. از سوی دیگر رژیم با اپوزیسیونی روبرو و در مقابله است که طی هجوم‌های وحشیانه به او از زمان خمینی دجال روزگار تا به امروز باآنکه تلفات و لطمات کمرشکن دیده، از پای درنیامده است. برعکس، هر زمان تواناتر و گسترده‌تر و محبوب‌تر هم صحنه ملی و هم منطقه یی و هم جهانی را در اشغال نفوذ و پیام‌های درخشان انسانی و آزادی‌خواهانه خود گرفته است؛ و بی‌هیچ تردید به اثبات رسانده است که نه‌فقط یک تشکل ظاهری اپوزیسیون بل آلترناتیو بی‌چون‌وچرای رژیم اوباش فاشیستی حاکم است. این همان نقطه و گره‌گاه ترس و وحشت و بغض و کین جنون‌آمیز سردمداران رژیم است. مگر جز مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت و ارتش بی‌سلاح آزادی‌بخش، دیگرانی درصحنه نیستند که تهدیدی برای رژیم باشند؟ عملاً می‌بینیم که حداکثر تلاش رژیم برای طیف‌های دیگر، نفوذ در آن‌ها و عضوگیری کردن میان آن‌هاست.رژیم درمانده بعد از سال‌ها یورش‌های نظامی هوایی و زمینی همراه با توطئه‌های سنگین و استفاده از تمامی امکانات دیپلوماسی بیرون از قاعده و استانداردهای بین‌المللی، به‌خوبی دریافته است که نابودی این آلترناتیو ممکن نیست؛ بنابراین از طریق وزارت بدنام و جاسوس پرور اطلاعات و دیگر ارگان‌ها و بلندگوهای اطلاعاتی و تبلیغاتی، دل‌سوخته‌اش را بدین خوش کرده است که بلکه با جنگ سنگین و وسیع و بی‌سابقه تبلیغاتی خود، سازمان پرافتخار مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران را بی‌اعتبار و بی‌ارزش کند. این امر نیاز به خدمتگزارانی بیرون از چهره‌های درون نظام دارد تا بتواند توسط این عناصر خائن و خودفروخته به اهداف شوم و ضد ملی خود برسد.تجربه احزاب و سازمان‌ها و جنبش‌های رهایی‌بخش جهان در جوامع استبدادزده نشان داده است که هراندازه عمر مبارزاتی طولانی‌تر و سخت‌تر می‌شود، به ارقام خائنان نیز اضافه می‌گردد. کسی که بیرون می‌زند اگر از فطرت انسانی برخوردار نباشد، کینه او به جنبش حتی از دشمن اصلی هم بیشتر می‌شود. او به‌نوعی به پوچی و بی‌هدفی مطلق می‌رسد. غرایز خودخواهی در او به اوج اعلا می‌رسد. در مطرح‌شدن و کسب شهرت، نام و ننگ برایش یکی می‌گردد. فحشم بده بلکه مطرح شوم!! البته خیانت هم حد و اندازه‌ای دارد هرچند که خائنان، مصداق یکدیگرند و وجه مشترکی دارند. نهایت بعضی می‌خواهند در خیانت، ژنرال و مارشال چهار ستاره! شوند؛ یعنی مصداق مصداقان شود. اینجاست که حضرتش با رهنمود و طرح بس احمقانه فرمانده‌اش چنان دسته‌گلی به آب می‌دهد که خود او را آب می‌برد. او که تاکنون در پندار خام خویش، نبوغ خود را در بوق می‌دید و همواره می‌خواست خیانتش را پشت درخت حنظل حاشا و انتقاد پنهان کند، به‌یک‌باره با طرح جدید وزارت بدنام؛ ماهیتش برای هر ذی‌شعور ایرانی که ریگی در کفش ندارد عریان و آفتابی می‌شود. شک و تردیدها و شاید و بلکه ها از میان می‌رود و مأموریت آن‌قدر قد می‌افرازد که باکله به زمین می‌خورد؛ و سوزش تیر خلاص را در شقیقه آرام و بی‌رگ خود احساس می‌کند.نگارنده به ماوقع این طرح وزارت بدنام بنام مصاحبه با یک ساواکی جنایتکار نپرداختم زیرا اعضای محترم شورای ملی مقاومت و دیگر یاران هوادار به طرز مقنعی پرداخته‌اند که آخرین آن از عضو برجسته شورا و سخنگوی سازمان چریک‌های فدایی خلق پایدار آقای مهدی سامع بود که مستدل و منطقی و عینی ماهیت و اهداف احمقانه و ول‌معطل مصاحبه‌کننده و مصاحبه‌شونده که اینک هردو از یک آخور می‌خورند را به‌خوبی برملا کرد. کلاً این‌گونه تشبثات مذبوحانه رژیم و وزارت بدنامش حکایت از بحران‌زدگی خودشان و ترس و وحشت بی‌درمان از مقاومت سرفراز ایران‌زمین است و لاغیر.رحمان کریمی

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان