05272020چهارشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
تازه ترین سخنان «مقام معظم» مبنی بر ضرورت برپایی یک «دولت حزب الهی» و یا درخواست باند وی از شیخ حسن روحانی برای «استعفا» در وهله نخست اذعان به شکست سیاست های راهبردی رژیم در زمینه راه اندازی باندهای «اصلاح طلب و اصولگرا» می باشند. به یقین سخنان اخیر وی نه از سر «جهالت» و یا بی توجهی، بلکه عامدانه و هدفدار بوده است. ولی فقیه بخوبی به عمق بی بتگی دولت شیخ حسن روحانی و باندهای بادمجان دورقاب چین حکومت برای برون بردن نظام از این شرائط بحرانی واقف می باشد. براین اساس طی بیش از دو دهه شاهد بوده ایم که اتاق های فکر در بیت ولی فقیه، چارچوبی تحت این عناوین قلابی، با هدف کشاندن هرچه بیشتر جامعه به بازی های حکومت طراحی کرده بودند.اوج شکست این سیاست از فردای قیام دیماه ۹۶ و بعد از آن آبان ۹۸، به یقین دیگر برای حاکم عنان گسیخته هیچ شک و شبهه ای باقی نگذاشته که وی بازی را به مردم ، مقاومت ایران و مجاهدین باخته است. نیم نگاهی به خواسته های فرودستان و گرسنگان در جامعه استبداد زده ما و همچنین بالارفتن بار طبقاتی که خود را در شعارهای رادیکال مردم به نمایش میگذارند ، صدالبته بهترین ادله براین ادعا می باشد. دراین راستا است که وی زنگ های خطر را برای آینده نظام بصدا درآورده و تلاش میکند تا قبل از مرگ، به حداقل چفت و بست هایی برای بقای این حکومت صدپاره و تکه تکه شده دست یابد. براین اساس وی راهکار نهایی را یکبار دیگر در سیاست شکست خورده و بکارگیری نیروهای سرکوبگر، بخوانیم عناصر حزب الهی می بیند. چشم انداز نهایی این سیاست همان بروی کارآوردن عناصری از «سپاه» و یا «دوایر امنیتی» و یا بقول خودش از جنس «پاسدار سلیمانی» می باشد که بخشا بدلیل شرائط «خطیرنظام»، اکنون لباس شخصی شده اند. نمونه هایی مانند پاسدار قالیباف، محسن رضایی و یا پاسدار احمدی نژاد که تماما تجربه شده اند، از جمله این قماش اند.  ولی فقیه زهرخورده و طلسم شکسته در این رابطه میگوید «علاج مشکلات کشور، دولت جوان حزب‌اللهی است». مخاطب اول وی در این سخنان «دولت تدبیرو امید» با هدف برنامه ریزی برای نمایش انتخابات سال آینده برسر کرسی «ریاست قوه مجریه» است. همچنین ترجمان این جملات به معنای آن است که خامنه ای راهکار را در افزایش انقباض و درهرچه بیشتر در لاک دفاعی فروبردن نظام یافته است.  این همان پاشنه آشیل تمامی دیکتاتورها در پایان حکومت و در پروسه سرنگونی است. در نبود آلترناتیوی در داخل رژیم و بدلیل سوختن تمامی کارت های حکومت، انهم بدلیل حضور گسترده مقاومت ایران و کانون های شورشی در داخل، اکنون می توان گفت که «علی مانده» و مشتی سپاهی سرکوبگر بعنوان اخرین شانس نظام. در یک مقایسه تاریخی، همان آخرین برگ دیکتاتوری شاه در ماه های پایانی است که بدلیل سنبه پر زور مردم و لغایت از سر استیصال و بدلیل عدم اقبال عمومی، ارتش دست نشانده را با مشتی ژنرال برسرکار آورد. ویژگی های دولت به اصطلاح «حزب الهی» نیز در تاریخ معاصر ما، برهمگان روشن است، یعنی شدت گرفتن سرکوب، ترور، صدور بنیادگرایی، جنگ های نیابتی با انضمام افزایش پروژه های موشکی و اتمی با هزینه های میلیاردی از درآمدهای ملی. براین منطق نیز از هم اکنون و در صورتی که این رژیم تا آن زمان هنوز بر مسند قدرت باشد، این سیاست راه به افزایش شدید فقر، رانت خواری، باندبازی و فلاکت در جامعه ۸۳ میلیونی ایران خواهد برد. خامنه ای به اشتباه براین باور است که این حربه پوسیده، راه علاج دردهای بی درمان حکومت می باشد، در حالیکه وی عامدانه به فاکتوری بسیار مهمی یعنی «عمق تنفر مردم» از نیروهای وابسته به حکومت توجه نمیکند. هدف غایی او، همان حفظ نظام در این پیچ خطرناک به هر قیمت است.براین سیاق ولی فقیه براین باور است که در پس دولت «حزب الهی» می توان به «حکومت اسلامی» از نوع آخوندی رسید، یعنی حذف جمهوریت و به کرسی نشاندن «ریاست پارلمانی» که ابزار و زمینه های آن نیز عطف به آخرین نمایش رژیم در اسفند ماه گذشته، آماده شده اند.
 اگر بدنبال وقاحت نجومی از نوع آخوندی می گردید، لطفا سری به تازه ترین سخنان «مقام معظم» در زمینه «شکست دادن ویروس کرونا» در بلاد جمهوری آخوندی بزنید. ابعاد دروغگویی که به یقین بخشی از «سیاست های راهبردی» خامنه ای است، طی سه ماه گذشته و از فردای بروز پاندمی این ویروس مرگبار دیگر حد و مرزی نمی شناسد. سخن از سیاستی ضد مردمی و عوام فریبانه است که حاکمیت در کلیت اش آن را «بی دنده و ترمز» به پیش می برد.ولی فقیه زهرخورده که طی هفته های گذشته از بیرونی شدن بشدت در راس بود، دراین باره می گوید: «کرونا در آمریکا و اروپا در مقایسه با دیگر کشورها دیرتر شیوع پیدا کرد یعنی این کشورها فرصت داشتند خود را آماده مواجهه با این ویروس کنند اما آن چنان که باید و شاید نتوانستند که آمار بالای مبتلایان و فوت‌شدگان در آمریکا و برخی کشورهای اروپایی و مشکلات مختلف مردم در این کشورها از جمله بیکاری، این ناتوانی‌ها را اثبات می‌کند».ترجمان این جملات بدان معنا است که پنداری در حاکمیت «گل و بلبل» آخوندی اساسا بحرانی بنام کرونا با تبعات مخرب اجتماعی، آمار روبه رشد مبتلایان، سوء مدیریت، نبود زیر ساخت های درمانی و پزشکی، فساد دولتی و غارت حکومتی وجود خارجی ندارد. در ثانی خامنه ای در حالی دسته گل به رژیم اش میدهد که بنابرداده های سازمان مجاهدین خلق «تا تهیه این مطلب» آمار قربانیان کرونا در ایران آخوند زده اکنون به بالای «۴۰ هزار ۲۰۰ نفر» رسیده است. دراین راستا جا دارد تا ولی فقیه برای «تفنن» هم که شده، چند قدمی رنج زحمت نموده و از «کاخ سلطنتی» بیرون رفته و نیم نگاهی نیز به شهرها و مردم دردمند که اکنون نه تنها به نان شب ، بلکه به دارو و امکاات پزشکی محتاج اند ، بیاندازد. آخوند روحانی در این رابطه اعتراف می کند: «این حاشیه‌نشین‌ها که در شهرها بزرگ می‌بینیم سر چهارراه می‌رویم یک بچه‌ای است که به عنوان تکدی آنجا ایستاده ۲ نفره ۵ نفره ۶ نفره و یا به صورت باند هستند و اینها رئیس و تشکیلات برای خودشان دارند این کار دولت است باید بجنگد باید با آن مبارزه کند و نباید بگذارد»!!صحنه های دردآور کودکان کار، زباله گردن ، حاشیه نشینان و سالخورگان که بدلیل رشد مرگبار ویروس در دستگاه های تنفسی در حال پرپرشدن می باشند و یا شهرهایی که از ساده ترین و اولیه ترین امکانات محروم بوده و در حال جان دادن می باشند ، منطقا باید عرق شرم برپیشانی هر مسئول حکومتی بیاندازد. اما در دیکتاتوری ولی فقیه اینگونه نیست، حاکمان «شرم و حیا » را یکجا «قورت» و بجای آن تا بخواهیم «دروغ ، ریا و مکر» را برای عادی نشان دادن بحران، در دستور کار رژیم قرارداده اند.سخن از شهرها یی ماند تهران، کاشان ، سمنان، قم و اصفهان و یا استان هایی مانند مازندران، گیلان، خوزستان، استان مرکز، است که اکنون فرسنگ ها از خط قرمز بحران نیز عبور کرده اند. برای نمونه یک عضو کمیته مبارزه با کرونا می‌گوید: «استان های تهران، خوزستان، سمنان و حتی مازندران و گیلان دوباره موارد جدید بیماری رو به افزایش است...در استانی مانند استان خوزستان بیداد می کند...امروز شهر تهران در وضعیت قرمز قرار دارد» (ایسنا ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹).چنین اعترافاتی را می توان با قدری سرکشی به رسانه های حکومتی بوفور یافت و مورد تائید قرار داد، زیرا ابعاد فاجعه به مانند قایقی است که از هر طرف سوراخ و عننقریب در حال غرق شدن می باشد.اما سوال نهایی آنکه واقعا مسئول این وضعیت ضد انسانی که با خود رکود تولیدی و اقتصادی، افت ارزش پول ملی و به تبع آن بیکاری و فقر و فلاکت و وجود ۶۰ میلیون فقیر در جامعه گسترده کرده، بر عهده کیست؟ وجود ۱۴ میلیون بیکار، تورم ۴۲ درصدی، ورشکستگی ۷۰ درصدی واحد ها ی تولیدی و صنعتی و یا سقوط ارزش های فرهنگی و اجتماعی با کیست؟. بله انگشت اتهام نخست بسوی شخص اول این نظام ضد مردمی و فاسد می باشد که پس از چهل سال حاکمیت، جامعه را به لبه پرتگاه سقوط در تمامی زمینه ها کشانده است. فرصت ها را یکی پس از دیگری سوزانده و درآمدهای ملی را بعوض هزینه کردن برای ساختارهای محکم و مردمی، در تنور سرکوب جامعه، ترور، کشور گشایی، بمب اتم و برنامه های مخرب موشکی ریخته است.خامنه ای چنان از بدبختی و مصیبت در دیگر کشورها سخن می گوید که پنداری حکومت وی، سرآمد «پیشرفت، دمکراسی و حقوق بشر» در دنیا بویژه در زمینه بهداشت و درمان و رشد و شکوفایی اقتصادی است. وی واقعا شرم را خورده و حیا را دو دستی قورت داده است.به یقین در پشت این بحران، خشم و انزجار توده ها و فرودستان نفهته است، این واقعیت را بسیاری از ابواب جمع «اصالاحات قلابی» نیز فهم کرده و نسبت به بروز قیام و مالا سرنگونی نظام بدست گرسنگان و محرومان ، یکی پس از دیگری هشدار می دهند. روزنامه حکومتی آرمان (۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۹) در این رابطه اعتراف می کند: «همگی باید توجه داشته باشیم که مبادا مقابل شورش گرسنگان غافلگیر نشویم. بنابراین لازم است که نگاه‌مان را تغییر دهیم».

ضربه ای کاری بر ماشین ترور ولایت

منتشرشده در مقاومت
15 ارديبهشت 1399
به یقین اعلام ممنوعیت حزب الله در آلمان ضربه ای کاری بر دستگاه ماشین ترور، پولشویی و مافیای توزیع مواد مخدر برای دیکتاتوری خامنه ای در خاک اروپا محسوب می شود. سخن از بازوی تروریستی یک نظام توتالیتر و سرکوبگر است که رد پای آن به همراه نیروی تروریستی قدس ، در بسیاری از ترورها علیه فعالان سیاسی و اعضاء مقاومت ایران و یا تمامی جنگ های نیابتی رژیم آخوندی در منطقه قابل رویت است. نیم نگاهی به بحران سوریه و کشتار کودکان و زنان و سالمندان، بخاک و خون کشیدن مردم و معترضین درعراق و یا در یمن، هیچ جای شک و شبهه ای بر فعالیت های مخرب این گروه باقی نمی گذارند.هدف رژیم نیز از راه اندازی و به بازی گرفتن حزب الشیطان، نخست داشتن ابزار فشار برای پیشبرد سیاست های مخرب خود در زمینه تروریسم و صدور بنیادگرایی به کشورهای همسایه و اسلامی است. به لحاظ تاریخی نیز سازماندهی این جریان تروریستی از سوی دیکتاتوری ولی فقیه به اوائل دهه هشتاد میلادی و به هنگام جنگ داخلی درلبنان برمی گردد.در آن دوران بجریان انداختن سیاستی بنام «هلال شیعه» از سوی خمینی در دستور کار حکومت قرارگرفت و سپاه پاسداران و بعدا نیروی تروریستی قدس نیز متولی سازماندهی، تامین مالی، لجستیک، آموزش های عقیدتی و نظامی این گروه گردیدند. در رابطه با میزان کمک های مالی رژیم آخوندی به حزب الشیطان، داده های بین الملل سخن از «۷۰۰ میلیون دلار» در سال را دارند. پاسدار محسن رفیق دوست، از بنیانگذاران سپاه پاسداران و فرمانده سپاه در دولت میرحسین موسوی در این رابطه اعتراف کرده: «من خود در جریان آموزش حزب الله بوده ام و حتی خودم سازماندهی می کردم». این سخنان در حالی است که ماله کش اعظم نظام در سیاست خارجی همواره در یک دروغگویی، تنها از «حمایت های معنوی» رژیم برای این گروه سخن می گوید!!.همچنین با نیم نگاهی به آرم این جریان و کپی برداری آن از آرم سپاه پاسداران، که صد البته به لحاظ فکری در یک «لابراتوار» تهیه شده اند و یا اساسنامه این جریان تروریستی که بصراحت بر «برپایی حکومت اسلامی» در لبنان با الگوبرداری از رژیم آخوندی تاکید ویژه دارد، می توان بخوبی به ماهیت واقعی این «فرزند خلف» خمینی و خامنه ای پی برد.سایت المنار متعلق به حزب الشیطان (۲۴ ژوئیه ۲۰۰۶) بخشی از سخان شیخ حسن نصرالله را انتشار داده که در آن وی با اشاره به اعلام تحریم ها ی مالی و بانکی علیه حزب الله و ضمن تاکید بر دریافت «موشک و سلاح» از رژیم آخوندی گفته است: «این محدودیت‌ها تأثیری در وضعیت حزب‌الله ندارد چون تمام منابع مالی حزب‌الله نه از بانک‌ها بلکه از سوی ایران تأمین می‌شود».رژیم آخوندی از طرق مختلف نیز از مجموعه منابع و روابط مالی، اقتصادی و تجاری این جریان برای دور زدن تحریم ها استفاده میکند. نمونه هایی مانند تاسیس بانک در استانبول، تولید و توزیع مواد مخدر از طریق شبکه های مافیایی در آمریکای لاتین مانند «مکزیک ، پاراگونه ، ونزوئلا، و کلمبیا و یا در کانادا و پروژه هایی مانند «کاساندرا» در خاک آمریکا می باشند.دراین رابطه پیشترسایت رادیو فرانسه (۲۰ دسامبر ۲۰۱۷) به نقل از نشریه "پولیتیکو" از جمله افشاء کرده بود: «حزب‌الله لبنان افزون بر نقشی که به عنوان یک سازمان نظامی-سیاسی در لبنان و خاورمیانه دارد، مبدل به یک سندیکای فعال بین‌المللی در زمینه اَعمال جنایتکارانه همچون قاچاق مواد مخدر، قاچاق اسلحه، و پولشویی شده است. آخرین نمونه ی این اقدامات مخرب نیز از سوی دوایر امنیتی در کانادا کشف گردیده است. دراین رابطه ( العربیه ۲۸ مارس ۲۰۱۹) می نویسد: «طبق دلایل پلیس کانادا و اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا، «لااویچینا» یکی از بزرگترین مافیای مواد مخدر با جناح تجاری نخبگان سازمان حزب الله لبنان،همکاری نزدیک داشته و این حزب تمام خدمات را برای این شبکه خطرناک مواد مخدر ارائه داده است».بهرحال از هر منظر که به مجموعه داده های فوق نظری اجمالی بیافکنیم، بخوبی می توان به مجموعه سیاست های مخرب رژیم آخوندی و پیشبرد آنها از طریق دست نشاندگان تروریستی اش در منطقه رسید. از این منظر هرگونه محدویت و یا ممنوعیت و لیست گذاری علیه فعالیت های مخرب رژیم آخوندی در کشورهای اروپایی، کمک بزرگی به مبارزات مردم ایران برای رسیدن به دمکراسی و حقوق بشر می باشد، زیرا قطع دستان دیکتاتوری ولی فقیه در زمینه های یاد شده، به مانند برداشتن خاک ریزها در میدان و در راستای تضعیف حکومت و بنفع هموار شدن سیل خروشان مردم در داخل شهرهای میهن امان هستند.
پرتاب موشک بالستیک تحت پوشش «ارسال ماهواره» از سوی سپاه، اکنون این سوال را در میان بسیاری از ناظران بین المللی پدیدار کرده که خامنه ای بواقع در این شرائط بحرانی داخلی و در حالی که شیرازه های جامعه بدلیل رشد قربانیان کرونا و نبود امکانات درمانی، پزشکی و معیشتی در حال از هم گسستن میباشد، بدنبال چه هدفی است؟. رژیم از «قدرت نمایی» سخن به میان می آورد و فرمانده این ارگان سرکوبگر که در میان مردم به «جغجغه نظام» معروف است، می گوید، سپاه اکنون «فضایی» شده! شیخ حسن روحانی به انضمام ابواب جمع و نان خوران ولایت نیز یکی پس از دیگری در حال ارسال «تلگرام تبریک» به «ظل الله» هستند.همچنین داده های بین المللی نیز تا به امروز وجود «ماهواره» در مدار داده شده از سوی رژیم آخوندی را تائید نکرده اند، اما این واقعیت را که حکومت دست به «شلیک موشک بالستیک» با هدف «ارسال ماهواره » به فضا زده است را مورد نکوهش قرارداده و محکوم نموده اند.براین منطق خامنه ای در قماری دیگر «قطعنامه ۲۲۳۱» از سوی شورای امنیت ملل متحد را عامدانه نقض کرده و پیش بینی می شود که این پرونده برای دومین بار در این شوار بازگشایی شود. دلیل آن نیز بسیار ساده است، زیرا در قطعنامه بصراحت بر عدم کاربرد نظامی برای پروژه های موشک های بالستیک از سوی رژیم اخوندی تاکید شده است.بدین سان با اعترافات اخیر فرمانده سپاه مبنی بر کاربرد «نظامی ماهواره» فرضی و نیز «این اتفاق در سپاه یک پروژه نیست بلکه یک ابر پروژه می باشد»، راه برای گشودن این پرونده تروریستی در جامعه بین الملل هزچه بیشتر هموار گردیده است. بهرحال در چنین معادله چند مجهولی، آنچه که به مردم و مقاومت ایران بر میگردد، واقعیتی بنام نیاز شدید خامنه ای به صدور بحران در دوران پایانی است. از این منظر می توان به قاطعیت اذعان نمود که زنگ های خطر با بالاگرفتن بحران ویروس ولایت در شهرهای میهن برای دیکتاتوری ولی فقیه بصدا درآمده است. دراین راستا حاکمیت که خود مسئول اصلی این وضعیت بحرانی برای جان میلیون ها هموطن دردمند می باشد، با گسیل نیروهای امنیتی، بسیج و سپاه سرکوبگر به شهرها، تحت عنوان «مبارزه با ویروس کرونا »، علائم صف کشی دفاعی و به تبع آن ضربه پذیری نظام را به بیرون ساطع کرده است.همچنین افزایش شدید اعدام ها طی روزهای اخیر و یا فشار مضاعف بر زندانیان سیاسی و عقیدتی و کرونایی کردن آنان در سیاهچال های حکومتی، صدور احکام طویل المدت برای زندانیان، دستگیری های کور و راه اندازی دادگاه های بلخ، تماما ادله ای برابعاد «سرکوب گسترده» در ایران را دارند.  هراس ولی فقیه از شورش مردم بجان آمده با کاتالیزاتور «کانون های شورشی» علیه این وضعیت وخیم می باشد.زیرا سیاست های «امید درمانی و دروغ درمانی» شیخ حسن روحانی نیز دیگر افاقه نمی کنند و بدین سان از نگاه مردم، دیگر فرقی میان «اصولگرا و یا اصلاح طلب» وجود ندارد و سپاه پاسداران نیز عملا «حاکم بلا منازع» در کشور می باشد.  تحریم ها کمر حکومت را شکسته اند و رژیم در حال هزینه نمودن از «صندوق های متعدد دولتی» است. کسب و کار و بقول علما «اقتصاد، تولید و تجارت» نیز با رکود بی سابقه ای روبرو شده و تورم و گرانی به موازات فقرو اوجگیری فلاکت بیداد می کنند و چشم اندازی نیز برای خروج حکومت از این بحران ها، حتی درصورت برداشتن تحریم ها تا سالیان متمادی وجود ندارد. به موازات آن نیز صادرات نفت رژیم نیز بدلیل وجود تحریم ها و یا اشباع شدن بازارهای جهانی نه تنها به سقوط بهای این ماده حیاتی راه برده، بلکه برای حکومت در بهترین حالت به صفر نزدیک گردیده است. نشانه های این ادعا همان «فریز» کردن میلیون ها بشکه در آب های بین المللی و پرداخت هزینه های سنگین ابرای اجاره نفتکش های بین المللی و یا ارزان فروشی های دولت آخوند روحانی با بشکه ای زیر ۱۰ دلار می باشند.از هر منظر که به صحنه داخلی نظر بیافکنیم، به بن بست های لاعلاج حاکمیت در فردای قیام آبان ۹۸ خواهیم رسید. درچنین صحنه ای است که باید به عربده کشی های منطقه ای، تحرکات تروریستی سپاه در آب های بین المللی، شلیک موشک به کشورهای منطقه، دزدی دریایی، گروگانگیری و یا شلیک موشک بالستیک از سوی دیکتاتوری ولی فقیه نظر افکند تا به نیاز مبرم وی برای صدور بحران به خارج از مرزها و وارنه نشان دادن ضعف ، زبونی و بی آیندگی حاکمیت پی برد. خامنه ای با موشک و یا بدون موشک بالستیک محکوم به شکست است و این جبر زمان برای تمامی دیکتاتورها بویژه نوع مذهبی و خون ریز آن می باشد.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان