10022020جمعه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
باافزایش تنش میان رژیم آخوندی و جامعه بین الملل برسر موضوعاتی مانند اتمی، موشکی، سرنگون نمودن هواپیمای اوکرائینی، صدور ترویسم و کشور گشایی و یا نقض حقوق بشر در ایران، حال سوال اینجاست که بواقع با این پدیده شوم در ام القرای بنیادگرایی در خاورمیانه چه باید کرد؟ پاسخ مردم و مقاومت ایران به این سواال کلیدی بسیار ساده و روشن است و آن چیزی بجز سرنگون نمودن بساط دیکتاتوری ولی فقیه و رسیدن به یک جامعه ای آزاد و دمکراتیک برپایه منشور ملل متحد و مبنی بر حسن همجواری و احترام به حقوق بشر نمی باشد. اما آنچه که به جامعه جهانی برمی گردد، به یقین نگاه بسیاری از دولتها و نه ملت ها به رژیم آخوندی ، نگاهی مملو از «مماشات» و «سازش» با حکومتی است که متاسفانه تا به امروز در سایه آن بسیاری از اهداف و برنامه های مخرب خود را به پیش برده است. یک نمونه آن، همان دستیابی به «بمب اتم» برای برهم زدن تعادل منطقه ای و بین المللی با ضریب «موشک های بالستیک» می باشد.با نیم نگاهی به تازه ترین داده های آژانس بین المللی اتمی بخوبی می توان به عمق این واقعیت که خامنه ای تنها چند ماه تا ساخت بمب اتم فاصله دارد رسید. این گزارش با تمام کاستی ها و با نگاهی مملو از «استمالت » تاکید کرده است: «ذخیره اورانیوم غنی شده ایران تقریبا به ۸ برابر حد مجاز رسیده است». این گزارش در ادامه می افزاید: «ذخیره اورانیوم غنی شده ایران تا روز ۲۰ مه (۳۱ اردیبهشت) به ۱۵۷۱.۶ کیلوگرم رسیده بود. آژانس بین المللی انرژی اتمی پیش از این میزان ذخیره اورانیوم غنی شده ایران تا روز ۱۹ فوریه (۳۰ بهمن) را ۱۰۲۰.۹ کیلوگرم گزارش کرده بود».براین اساس می توان به این نتیجه منطقی رسید که رژیم آخوندی تنها طی یک سال گذشته ضمن عبور از مرزهای تعین شده در برجام ، غنی سازی اورانیوم را تا مرز «۵۰۰ درصد» افزایش داده است، زیرا براساس توافق اتمی، رژیم تنها اجازه غنی سازی و ذخیره سازی «۳۰۰ کیلوگرم» را دارد.کارشناسان مسائل اتمی بدرستی براین باور هستند که این میزان از اورانیم غنی سازی شده اکنون ولی فقیه را در موقعیت دستیابی و ساخت حداقل «یک بمب اتم» طی چهار ماه آینده قرار می دهد. مضافا براین واقعیت نیز باید به رشد فزاینده غنی سازی و رسیدن به سطح «۴،۵ درصد» اشاره نمود که خود بینه ای براین تلاش رژیم در زمینه ساخت بمب اتمی است.همچنین آژانس بین المللی اتمی از دو مکان نام برده است که رژیم آخوندی تا به امروز اجازه بازدید و دسترسی کارشاسان را به آن نداده است، امری که آینه تمام قدی از تمامی پنهانکاری های ولی فقیه می باشد.  حال اگر به داده های رژیم از فردای خروج ایالات متحد از برجام نیم نگاهی بیافکنیم، علاوه بر واقعیت بالا، به چند شاخصه دیگر نیز در راستای ساخت بمب اتم خواهیم رسید. نخست خودداری رژیم از«فروش مازاد آب سنگین و اورانیوم غنی سازی شده» و دیگر «راه اندازی سانتریفیوژ های مدل آی آر ۹ به بالا» .این اقدامات مخرب از سوی دیکتاتوری خامنه ای در حالی است که ماله کشان نظام از بام تا شام بر شیپور «حفظ برجام» می دمند، درحالیکه عطف به توافق اتمی، گام های حکومت طی یک سال گذشته تماما ضد برجام و با هدف دستیابی به سلاح اتمی بوده است. در فردای برجام خانم رجوی ضمن هشدار به جامعه جهانی مبنی بر سیاست های پنهانکارانه رژیم تاکید کرده بودند: «دور زدن شش قطعنامه شورای امنیت راه فریبکاری ملایان و دستیابی آنها به بمب اتمی را نمی بندد» و راه حل همان «فعال کردن مکانیزم ماشه توسط شورای امنیت ملل متحد و اعمال مجدد شش قطعنامه این شورا» می باشد.بهرحال با این روند مخرب و خزنده از سوی دیکتاتور مذهبی، جامعه جهانی اکنون در مقابل دو سوال اساسی قرارگرفته است. نخست دادن پاسخی مناسب به تلاش های رژیم در زمینه ساخت سلاح اتمی و دیگری پروژه موشک های بالستیک که آخرین آن با محمل «آزمایش ماهواره ای» طی هفته های گذشته به آزمایش رسید.سخن آخر آنکه ما اکنون با رژیمی روبرو هستیم که نه تنها مردم خود را در کوچه و خیابان به گلوله می بندد و شدید نوع نقض حقوق انسانی را علیه ایرانیان اعمال می نماید ، بلکه بزرگترین تهدید علیه ثبات و امنیت منطقه نیز می باشد. ماحصل سیاست های این هیولای خون آشام ، چیزی بجز بروز جنگ های نیابتی، تروریسم و حمایت از گروه های بنیادگرا با تامین مالی آنان نیست. با چنین داده هایی اکنون وظیفه ای سنگین بر دوش جامعه بین الملل نسبت به تمامی تعهدات آنان به منشورهای ملل متحد قرارگرفته است. به یقین عدم اعمال سیاستی قاطع در زمینه تحریم ها و بویژه تحریم های تسلیحاتی و موشکی و یا عدم همکاری قدرت های جهنی در شورای امنیت ملل متحد برای توقف این وضعیت بحرانی، به معنای چراغ سبز به دیکتاتوری ولی فقیه برای ادامه این روند و عنقریب رسیدن به بمب اتمی است.

مجلسی بی خاصیت از قماش رهبر

منتشرشده در مقاومت
07 خرداد 1399
ظاهرا «قبله عالم» کمر بسته تا در آخرین روزهای حیات، نظام آخوندی را یکدست نماید. نیم نگاهی به ترکیب مجلس کنونی که قرار است تا امور قوه مقننه را تا چند روز دیگر بدست بگیرد، شکل، شمایل و سوابق نمایندگان ایندوره، تماما موئید این واقعیت است که حضرت اینبار نه هوس رطب شیرین، بلکه شوری خیار کرده است.
تازه ترین سخنان «مقام معظم» مبنی بر ضرورت برپایی یک «دولت حزب الهی» و یا درخواست باند وی از شیخ حسن روحانی برای «استعفا» در وهله نخست اذعان به شکست سیاست های راهبردی رژیم در زمینه راه اندازی باندهای «اصلاح طلب و اصولگرا» می باشند. به یقین سخنان اخیر وی نه از سر «جهالت» و یا بی توجهی، بلکه عامدانه و هدفدار بوده است. ولی فقیه بخوبی به عمق بی بتگی دولت شیخ حسن روحانی و باندهای بادمجان دورقاب چین حکومت برای برون بردن نظام از این شرائط بحرانی واقف می باشد. براین اساس طی بیش از دو دهه شاهد بوده ایم که اتاق های فکر در بیت ولی فقیه، چارچوبی تحت این عناوین قلابی، با هدف کشاندن هرچه بیشتر جامعه به بازی های حکومت طراحی کرده بودند.اوج شکست این سیاست از فردای قیام دیماه ۹۶ و بعد از آن آبان ۹۸، به یقین دیگر برای حاکم عنان گسیخته هیچ شک و شبهه ای باقی نگذاشته که وی بازی را به مردم ، مقاومت ایران و مجاهدین باخته است. نیم نگاهی به خواسته های فرودستان و گرسنگان در جامعه استبداد زده ما و همچنین بالارفتن بار طبقاتی که خود را در شعارهای رادیکال مردم به نمایش میگذارند ، صدالبته بهترین ادله براین ادعا می باشد. دراین راستا است که وی زنگ های خطر را برای آینده نظام بصدا درآورده و تلاش میکند تا قبل از مرگ، به حداقل چفت و بست هایی برای بقای این حکومت صدپاره و تکه تکه شده دست یابد. براین اساس وی راهکار نهایی را یکبار دیگر در سیاست شکست خورده و بکارگیری نیروهای سرکوبگر، بخوانیم عناصر حزب الهی می بیند. چشم انداز نهایی این سیاست همان بروی کارآوردن عناصری از «سپاه» و یا «دوایر امنیتی» و یا بقول خودش از جنس «پاسدار سلیمانی» می باشد که بخشا بدلیل شرائط «خطیرنظام»، اکنون لباس شخصی شده اند. نمونه هایی مانند پاسدار قالیباف، محسن رضایی و یا پاسدار احمدی نژاد که تماما تجربه شده اند، از جمله این قماش اند.  ولی فقیه زهرخورده و طلسم شکسته در این رابطه میگوید «علاج مشکلات کشور، دولت جوان حزب‌اللهی است». مخاطب اول وی در این سخنان «دولت تدبیرو امید» با هدف برنامه ریزی برای نمایش انتخابات سال آینده برسر کرسی «ریاست قوه مجریه» است. همچنین ترجمان این جملات به معنای آن است که خامنه ای راهکار را در افزایش انقباض و درهرچه بیشتر در لاک دفاعی فروبردن نظام یافته است.  این همان پاشنه آشیل تمامی دیکتاتورها در پایان حکومت و در پروسه سرنگونی است. در نبود آلترناتیوی در داخل رژیم و بدلیل سوختن تمامی کارت های حکومت، انهم بدلیل حضور گسترده مقاومت ایران و کانون های شورشی در داخل، اکنون می توان گفت که «علی مانده» و مشتی سپاهی سرکوبگر بعنوان اخرین شانس نظام. در یک مقایسه تاریخی، همان آخرین برگ دیکتاتوری شاه در ماه های پایانی است که بدلیل سنبه پر زور مردم و لغایت از سر استیصال و بدلیل عدم اقبال عمومی، ارتش دست نشانده را با مشتی ژنرال برسرکار آورد. ویژگی های دولت به اصطلاح «حزب الهی» نیز در تاریخ معاصر ما، برهمگان روشن است، یعنی شدت گرفتن سرکوب، ترور، صدور بنیادگرایی، جنگ های نیابتی با انضمام افزایش پروژه های موشکی و اتمی با هزینه های میلیاردی از درآمدهای ملی. براین منطق نیز از هم اکنون و در صورتی که این رژیم تا آن زمان هنوز بر مسند قدرت باشد، این سیاست راه به افزایش شدید فقر، رانت خواری، باندبازی و فلاکت در جامعه ۸۳ میلیونی ایران خواهد برد. خامنه ای به اشتباه براین باور است که این حربه پوسیده، راه علاج دردهای بی درمان حکومت می باشد، در حالیکه وی عامدانه به فاکتوری بسیار مهمی یعنی «عمق تنفر مردم» از نیروهای وابسته به حکومت توجه نمیکند. هدف غایی او، همان حفظ نظام در این پیچ خطرناک به هر قیمت است.براین سیاق ولی فقیه براین باور است که در پس دولت «حزب الهی» می توان به «حکومت اسلامی» از نوع آخوندی رسید، یعنی حذف جمهوریت و به کرسی نشاندن «ریاست پارلمانی» که ابزار و زمینه های آن نیز عطف به آخرین نمایش رژیم در اسفند ماه گذشته، آماده شده اند.
 اگر بدنبال وقاحت نجومی از نوع آخوندی می گردید، لطفا سری به تازه ترین سخنان «مقام معظم» در زمینه «شکست دادن ویروس کرونا» در بلاد جمهوری آخوندی بزنید. ابعاد دروغگویی که به یقین بخشی از «سیاست های راهبردی» خامنه ای است، طی سه ماه گذشته و از فردای بروز پاندمی این ویروس مرگبار دیگر حد و مرزی نمی شناسد. سخن از سیاستی ضد مردمی و عوام فریبانه است که حاکمیت در کلیت اش آن را «بی دنده و ترمز» به پیش می برد.ولی فقیه زهرخورده که طی هفته های گذشته از بیرونی شدن بشدت در راس بود، دراین باره می گوید: «کرونا در آمریکا و اروپا در مقایسه با دیگر کشورها دیرتر شیوع پیدا کرد یعنی این کشورها فرصت داشتند خود را آماده مواجهه با این ویروس کنند اما آن چنان که باید و شاید نتوانستند که آمار بالای مبتلایان و فوت‌شدگان در آمریکا و برخی کشورهای اروپایی و مشکلات مختلف مردم در این کشورها از جمله بیکاری، این ناتوانی‌ها را اثبات می‌کند».ترجمان این جملات بدان معنا است که پنداری در حاکمیت «گل و بلبل» آخوندی اساسا بحرانی بنام کرونا با تبعات مخرب اجتماعی، آمار روبه رشد مبتلایان، سوء مدیریت، نبود زیر ساخت های درمانی و پزشکی، فساد دولتی و غارت حکومتی وجود خارجی ندارد. در ثانی خامنه ای در حالی دسته گل به رژیم اش میدهد که بنابرداده های سازمان مجاهدین خلق «تا تهیه این مطلب» آمار قربانیان کرونا در ایران آخوند زده اکنون به بالای «۴۰ هزار ۲۰۰ نفر» رسیده است. دراین راستا جا دارد تا ولی فقیه برای «تفنن» هم که شده، چند قدمی رنج زحمت نموده و از «کاخ سلطنتی» بیرون رفته و نیم نگاهی نیز به شهرها و مردم دردمند که اکنون نه تنها به نان شب ، بلکه به دارو و امکاات پزشکی محتاج اند ، بیاندازد. آخوند روحانی در این رابطه اعتراف می کند: «این حاشیه‌نشین‌ها که در شهرها بزرگ می‌بینیم سر چهارراه می‌رویم یک بچه‌ای است که به عنوان تکدی آنجا ایستاده ۲ نفره ۵ نفره ۶ نفره و یا به صورت باند هستند و اینها رئیس و تشکیلات برای خودشان دارند این کار دولت است باید بجنگد باید با آن مبارزه کند و نباید بگذارد»!!صحنه های دردآور کودکان کار، زباله گردن ، حاشیه نشینان و سالخورگان که بدلیل رشد مرگبار ویروس در دستگاه های تنفسی در حال پرپرشدن می باشند و یا شهرهایی که از ساده ترین و اولیه ترین امکانات محروم بوده و در حال جان دادن می باشند ، منطقا باید عرق شرم برپیشانی هر مسئول حکومتی بیاندازد. اما در دیکتاتوری ولی فقیه اینگونه نیست، حاکمان «شرم و حیا » را یکجا «قورت» و بجای آن تا بخواهیم «دروغ ، ریا و مکر» را برای عادی نشان دادن بحران، در دستور کار رژیم قرارداده اند.سخن از شهرها یی ماند تهران، کاشان ، سمنان، قم و اصفهان و یا استان هایی مانند مازندران، گیلان، خوزستان، استان مرکز، است که اکنون فرسنگ ها از خط قرمز بحران نیز عبور کرده اند. برای نمونه یک عضو کمیته مبارزه با کرونا می‌گوید: «استان های تهران، خوزستان، سمنان و حتی مازندران و گیلان دوباره موارد جدید بیماری رو به افزایش است...در استانی مانند استان خوزستان بیداد می کند...امروز شهر تهران در وضعیت قرمز قرار دارد» (ایسنا ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹).چنین اعترافاتی را می توان با قدری سرکشی به رسانه های حکومتی بوفور یافت و مورد تائید قرار داد، زیرا ابعاد فاجعه به مانند قایقی است که از هر طرف سوراخ و عننقریب در حال غرق شدن می باشد.اما سوال نهایی آنکه واقعا مسئول این وضعیت ضد انسانی که با خود رکود تولیدی و اقتصادی، افت ارزش پول ملی و به تبع آن بیکاری و فقر و فلاکت و وجود ۶۰ میلیون فقیر در جامعه گسترده کرده، بر عهده کیست؟ وجود ۱۴ میلیون بیکار، تورم ۴۲ درصدی، ورشکستگی ۷۰ درصدی واحد ها ی تولیدی و صنعتی و یا سقوط ارزش های فرهنگی و اجتماعی با کیست؟. بله انگشت اتهام نخست بسوی شخص اول این نظام ضد مردمی و فاسد می باشد که پس از چهل سال حاکمیت، جامعه را به لبه پرتگاه سقوط در تمامی زمینه ها کشانده است. فرصت ها را یکی پس از دیگری سوزانده و درآمدهای ملی را بعوض هزینه کردن برای ساختارهای محکم و مردمی، در تنور سرکوب جامعه، ترور، کشور گشایی، بمب اتم و برنامه های مخرب موشکی ریخته است.خامنه ای چنان از بدبختی و مصیبت در دیگر کشورها سخن می گوید که پنداری حکومت وی، سرآمد «پیشرفت، دمکراسی و حقوق بشر» در دنیا بویژه در زمینه بهداشت و درمان و رشد و شکوفایی اقتصادی است. وی واقعا شرم را خورده و حیا را دو دستی قورت داده است.به یقین در پشت این بحران، خشم و انزجار توده ها و فرودستان نفهته است، این واقعیت را بسیاری از ابواب جمع «اصالاحات قلابی» نیز فهم کرده و نسبت به بروز قیام و مالا سرنگونی نظام بدست گرسنگان و محرومان ، یکی پس از دیگری هشدار می دهند. روزنامه حکومتی آرمان (۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۹) در این رابطه اعتراف می کند: «همگی باید توجه داشته باشیم که مبادا مقابل شورش گرسنگان غافلگیر نشویم. بنابراین لازم است که نگاه‌مان را تغییر دهیم».

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان