07022020پنج شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
در فردای کشته شدن پاسدار قاسم سلیمانی بسیاری از کارشناسان مسائل منطقه ای وتروریسم براین نکته کلیدی متحد القول بودند که دیکتاتوری ولی فقیه دیگر از این ضربه استراتژیک کمر راست نخواهد کرد. روند تحولات در عراق و شکل گیری دولت جدید که با قول اصلاحات و مبارزه با فساد، فقر، تروریسم و کوتاه کردن دستان آلوده نیروی تروریستی قدس و بازوان خونین آن مانند «کتائب و عصائب و حشد الشعبی» به میدان آمده، این واقعیت را به بیرون ساطع کرده است که مصطفوی الکاظمی براین پاک سازی و اجرایی نمودن این سیاست مصر می باشد. براین منطق نخستین جریانی که در این میان بازی را به طرف های مقابل باخته است، همان رژیم آخوندی با مطامع بلند کشورگشایی و کشیدن هلال شیعه تا دریای مدیترانه می باشد.براین اساس شاهد بوده ایم که طی روزهای گذشته نیروهای گارد ویژه عراق در یک عملیات ضربتی، حداقل ۱۴ تن ازفرماندهان این گروه های وابسته به دیکتاتوری ولی فقیه در جنوب بغداد را خلع سلاح و دستگیر کرده اند. هدف از این عملیات «سری» که با پشتیبانی نیروهای آمریکا در این کشور انجام گرفته ، مبارزه با «گروه های تروریستی» اعلام گردیده و بدین سان بر سیاست نخست وزیر جدید در این کشور مهر تائیدی نیز زده است. در بیانیه فرماندهی نیروهای مشترک از جمله تاکید شده است: «اطلاعات به دست آمده از حملات راکتی قبلی، و همچنین رصد برخی فعالیت‌ها منجر به شناسایی محلی شد که شامگاه پنجشنبه هدف عملیات بود».در این رابطه و در حالیکه رژیم آخوندی تلاش زیادی بخرج می دهد تا ابعاد این کلان ضربه را کوچک نشان داده و آن را به مانند همیشه «کم اهمیت » جلوه دهد ، اما واقعیت در پشت این ضربه بسیار فراتر از تمامی تبلیغات دیکتاتوری در تهران می باشد. سخن از علائم چرخشی اساسی در مقابل زیاده روی و باج خواهی های رژیمی است که اکنون سراسر منطقه بحرانی خاورمیانه را در سایه سیاست مماشات و بضرب ترور و دلارهای نفتی به خاک و خون کشیده است. نفوذ و گسترش رژیم آخوندی در عراق به یک اشتباه محاسبه استراتژیک در سیاست خارجی ایالات متحده، با سرنگون نمودن دولت سابق در این کشور بر می گردد. بدین سان با پدیدار شدن یک خلاء بزرگ سیاسی ، نظامی و امنیتی و در سایه هرج و مرج ایجاد شده در فردای اشغال عراق ، دو جریان بنیادگرا که اتفاقا در هم تنیده شده اند، به این کشور پا گذاشتند. نخست ورود نیروی تروریستی قدس به فرماندهی قاسم سلیمانی و دیگری داعش.رژیم آخوندی در سایه سیاست مخرب مماشات براین باور بود که با «بمب وترور » می تواند قدرت سیاسی و امنیتی را در بغداد بدست بگیرد. مهمترین سد و مانع اصلی در مقابل این زیاده خواهی ها نیز، نخست مقاومت ایران و مجاهدین در اشرف قهرمان به مثابه سد اصلی در مقابل صدور بنیادگرایی بودند. دراین راستا نیز حذف این بزرگترین نیروی معاصر علیه رژیم آخوندی در این کشور نیز به «اوجب واجبات» خامنه ای تبدیل گردیده بود. همچنین برپایی نیروهای تروریستی در کشورهای عراق ، لبنان ، یمن و بخش هایی از خاک افغانستان تماما با هدف ایجاد «اتحاد جماهیر اسلامی» و گسترش بنیادگرایی هار مذهبی دنبال شده اند. دراین راستا نیروی تروریستی قدس به سرکردگی قاسم سلیمانی که بخشی از مدافعان سلطنت مدفون شده از آن با عناوینی همچون «ژنرال میهن پرست»!! نام می برند ، نقش اصلی را ایفا کرده بود. سلیمانی یا همان «مرد دوم» در درون رژیم آخوندی در ۱۳ دیماه سال گذشته به همراه «ابو مهدی المنهدس» از فرماندهان حشد الشعبی در حومه بغداد هدف شلیک موشک های آمریکا قرار گرفته و کشته شد. تبعات این کلان ضربه را ما طی ماه های گذشته در منطقه خاورمیانه بویژه در سوریه، یمن و بتازگی در عراق مشاهده میکنیم. این سخن بدان معنا است که ضربه بسیار استراتزیک بوده و خامنه ای با تمامی بذل و بخشش ها و دادن درجه های قلابی به فرماندهان روحیه باخته سپاه، تا به امروز نتوانسته به ادامه سیاست صدور تروریسم در عراق سروسامان دهد و هر روز با پذیرش ضرباتی جدیدتر، در حال عقب نشینی می باشد. به موازات این واقعیت نیز باید به خیز بزرگ مردم عراق طی سال گذشته علیه مطامع و دخالت های رژیم آخوندی در این کشور اشاره نمائیم. عمق تنفر و انزجار میلیون ها تن از مردم بجان آمده که هر روز شاهد قتل های زنجیره ای، ترور، بمب گذاری و بی رحمانه ترین اعمال ضد انسانی از سوی نیروی تروریستی قدس و بازوان خونین آن بوده اند را در آتش زدن تصاویر «خامنه ای و قاسم سلیمانی» در خیابان های شهرهای مهمی مانند بغداد، العماره ، کربلا ، نجف و بصره بخوبی می توان رویت نمود. مضافا برآن نیز تبری جستن علمای شیعه از دیکتاتوری ولی فقیه در شهرهای مذهبی و نبود هرگونه پایگاهی برای موج سواری آخوند ها، بر بن بست های خامنه ای در این کشور دو چندان ضریب زده است. از داده های فوق می توان این نتیجه اجمالی را گرفت که رژیم آخوندی در دوران سرنگونی اکنون در حال از دست دادن مهمترین خاکریزهای خود در منطقه می باشد. ضربات پی در پی به قوای رژیم در سوریه، خروج بخش بزرگی از سپاه و چرخش متحدین رژیم در این کشور، سیاست نوین در عراق علیه بازوان ترور رژیم آخوندی، شکست حوثی ها در یمن و قفل شدن سیاست های تروریستی خامنه ای، به انضمام نبود دلارهای نفتی و ورشکستگی مالی، دیگر رمقی برای ولی فقیه زهر خورده وو طلسم شکسته و ادامه این سیاست های مخرب وی باقی نگذاشته است. به یقین دیر و دور نیست تا مشت آخر را مردم و مقاومت ایران بر سر این دیکتاتوری خون ریز وارد نمایند.
باافزایش تنش میان رژیم آخوندی و جامعه بین الملل برسر موضوعاتی مانند اتمی، موشکی، سرنگون نمودن هواپیمای اوکرائینی، صدور ترویسم و کشور گشایی و یا نقض حقوق بشر در ایران، حال سوال اینجاست که بواقع با این پدیده شوم در ام القرای بنیادگرایی در خاورمیانه چه باید کرد؟ پاسخ مردم و مقاومت ایران به این سواال کلیدی بسیار ساده و روشن است و آن چیزی بجز سرنگون نمودن بساط دیکتاتوری ولی فقیه و رسیدن به یک جامعه ای آزاد و دمکراتیک برپایه منشور ملل متحد و مبنی بر حسن همجواری و احترام به حقوق بشر نمی باشد. اما آنچه که به جامعه جهانی برمی گردد، به یقین نگاه بسیاری از دولتها و نه ملت ها به رژیم آخوندی ، نگاهی مملو از «مماشات» و «سازش» با حکومتی است که متاسفانه تا به امروز در سایه آن بسیاری از اهداف و برنامه های مخرب خود را به پیش برده است. یک نمونه آن، همان دستیابی به «بمب اتم» برای برهم زدن تعادل منطقه ای و بین المللی با ضریب «موشک های بالستیک» می باشد.با نیم نگاهی به تازه ترین داده های آژانس بین المللی اتمی بخوبی می توان به عمق این واقعیت که خامنه ای تنها چند ماه تا ساخت بمب اتم فاصله دارد رسید. این گزارش با تمام کاستی ها و با نگاهی مملو از «استمالت » تاکید کرده است: «ذخیره اورانیوم غنی شده ایران تقریبا به ۸ برابر حد مجاز رسیده است». این گزارش در ادامه می افزاید: «ذخیره اورانیوم غنی شده ایران تا روز ۲۰ مه (۳۱ اردیبهشت) به ۱۵۷۱.۶ کیلوگرم رسیده بود. آژانس بین المللی انرژی اتمی پیش از این میزان ذخیره اورانیوم غنی شده ایران تا روز ۱۹ فوریه (۳۰ بهمن) را ۱۰۲۰.۹ کیلوگرم گزارش کرده بود».براین اساس می توان به این نتیجه منطقی رسید که رژیم آخوندی تنها طی یک سال گذشته ضمن عبور از مرزهای تعین شده در برجام ، غنی سازی اورانیوم را تا مرز «۵۰۰ درصد» افزایش داده است، زیرا براساس توافق اتمی، رژیم تنها اجازه غنی سازی و ذخیره سازی «۳۰۰ کیلوگرم» را دارد.کارشناسان مسائل اتمی بدرستی براین باور هستند که این میزان از اورانیم غنی سازی شده اکنون ولی فقیه را در موقعیت دستیابی و ساخت حداقل «یک بمب اتم» طی چهار ماه آینده قرار می دهد. مضافا براین واقعیت نیز باید به رشد فزاینده غنی سازی و رسیدن به سطح «۴،۵ درصد» اشاره نمود که خود بینه ای براین تلاش رژیم در زمینه ساخت بمب اتمی است.همچنین آژانس بین المللی اتمی از دو مکان نام برده است که رژیم آخوندی تا به امروز اجازه بازدید و دسترسی کارشاسان را به آن نداده است، امری که آینه تمام قدی از تمامی پنهانکاری های ولی فقیه می باشد.  حال اگر به داده های رژیم از فردای خروج ایالات متحد از برجام نیم نگاهی بیافکنیم، علاوه بر واقعیت بالا، به چند شاخصه دیگر نیز در راستای ساخت بمب اتم خواهیم رسید. نخست خودداری رژیم از«فروش مازاد آب سنگین و اورانیوم غنی سازی شده» و دیگر «راه اندازی سانتریفیوژ های مدل آی آر ۹ به بالا» .این اقدامات مخرب از سوی دیکتاتوری خامنه ای در حالی است که ماله کشان نظام از بام تا شام بر شیپور «حفظ برجام» می دمند، درحالیکه عطف به توافق اتمی، گام های حکومت طی یک سال گذشته تماما ضد برجام و با هدف دستیابی به سلاح اتمی بوده است. در فردای برجام خانم رجوی ضمن هشدار به جامعه جهانی مبنی بر سیاست های پنهانکارانه رژیم تاکید کرده بودند: «دور زدن شش قطعنامه شورای امنیت راه فریبکاری ملایان و دستیابی آنها به بمب اتمی را نمی بندد» و راه حل همان «فعال کردن مکانیزم ماشه توسط شورای امنیت ملل متحد و اعمال مجدد شش قطعنامه این شورا» می باشد.بهرحال با این روند مخرب و خزنده از سوی دیکتاتور مذهبی، جامعه جهانی اکنون در مقابل دو سوال اساسی قرارگرفته است. نخست دادن پاسخی مناسب به تلاش های رژیم در زمینه ساخت سلاح اتمی و دیگری پروژه موشک های بالستیک که آخرین آن با محمل «آزمایش ماهواره ای» طی هفته های گذشته به آزمایش رسید.سخن آخر آنکه ما اکنون با رژیمی روبرو هستیم که نه تنها مردم خود را در کوچه و خیابان به گلوله می بندد و شدید نوع نقض حقوق انسانی را علیه ایرانیان اعمال می نماید ، بلکه بزرگترین تهدید علیه ثبات و امنیت منطقه نیز می باشد. ماحصل سیاست های این هیولای خون آشام ، چیزی بجز بروز جنگ های نیابتی، تروریسم و حمایت از گروه های بنیادگرا با تامین مالی آنان نیست. با چنین داده هایی اکنون وظیفه ای سنگین بر دوش جامعه بین الملل نسبت به تمامی تعهدات آنان به منشورهای ملل متحد قرارگرفته است. به یقین عدم اعمال سیاستی قاطع در زمینه تحریم ها و بویژه تحریم های تسلیحاتی و موشکی و یا عدم همکاری قدرت های جهنی در شورای امنیت ملل متحد برای توقف این وضعیت بحرانی، به معنای چراغ سبز به دیکتاتوری ولی فقیه برای ادامه این روند و عنقریب رسیدن به بمب اتمی است.

مجلسی بی خاصیت از قماش رهبر

منتشرشده در مقاومت
07 خرداد 1399
ظاهرا «قبله عالم» کمر بسته تا در آخرین روزهای حیات، نظام آخوندی را یکدست نماید. نیم نگاهی به ترکیب مجلس کنونی که قرار است تا امور قوه مقننه را تا چند روز دیگر بدست بگیرد، شکل، شمایل و سوابق نمایندگان ایندوره، تماما موئید این واقعیت است که حضرت اینبار نه هوس رطب شیرین، بلکه شوری خیار کرده است.
تازه ترین سخنان «مقام معظم» مبنی بر ضرورت برپایی یک «دولت حزب الهی» و یا درخواست باند وی از شیخ حسن روحانی برای «استعفا» در وهله نخست اذعان به شکست سیاست های راهبردی رژیم در زمینه راه اندازی باندهای «اصلاح طلب و اصولگرا» می باشند. به یقین سخنان اخیر وی نه از سر «جهالت» و یا بی توجهی، بلکه عامدانه و هدفدار بوده است. ولی فقیه بخوبی به عمق بی بتگی دولت شیخ حسن روحانی و باندهای بادمجان دورقاب چین حکومت برای برون بردن نظام از این شرائط بحرانی واقف می باشد. براین اساس طی بیش از دو دهه شاهد بوده ایم که اتاق های فکر در بیت ولی فقیه، چارچوبی تحت این عناوین قلابی، با هدف کشاندن هرچه بیشتر جامعه به بازی های حکومت طراحی کرده بودند.اوج شکست این سیاست از فردای قیام دیماه ۹۶ و بعد از آن آبان ۹۸، به یقین دیگر برای حاکم عنان گسیخته هیچ شک و شبهه ای باقی نگذاشته که وی بازی را به مردم ، مقاومت ایران و مجاهدین باخته است. نیم نگاهی به خواسته های فرودستان و گرسنگان در جامعه استبداد زده ما و همچنین بالارفتن بار طبقاتی که خود را در شعارهای رادیکال مردم به نمایش میگذارند ، صدالبته بهترین ادله براین ادعا می باشد. دراین راستا است که وی زنگ های خطر را برای آینده نظام بصدا درآورده و تلاش میکند تا قبل از مرگ، به حداقل چفت و بست هایی برای بقای این حکومت صدپاره و تکه تکه شده دست یابد. براین اساس وی راهکار نهایی را یکبار دیگر در سیاست شکست خورده و بکارگیری نیروهای سرکوبگر، بخوانیم عناصر حزب الهی می بیند. چشم انداز نهایی این سیاست همان بروی کارآوردن عناصری از «سپاه» و یا «دوایر امنیتی» و یا بقول خودش از جنس «پاسدار سلیمانی» می باشد که بخشا بدلیل شرائط «خطیرنظام»، اکنون لباس شخصی شده اند. نمونه هایی مانند پاسدار قالیباف، محسن رضایی و یا پاسدار احمدی نژاد که تماما تجربه شده اند، از جمله این قماش اند.  ولی فقیه زهرخورده و طلسم شکسته در این رابطه میگوید «علاج مشکلات کشور، دولت جوان حزب‌اللهی است». مخاطب اول وی در این سخنان «دولت تدبیرو امید» با هدف برنامه ریزی برای نمایش انتخابات سال آینده برسر کرسی «ریاست قوه مجریه» است. همچنین ترجمان این جملات به معنای آن است که خامنه ای راهکار را در افزایش انقباض و درهرچه بیشتر در لاک دفاعی فروبردن نظام یافته است.  این همان پاشنه آشیل تمامی دیکتاتورها در پایان حکومت و در پروسه سرنگونی است. در نبود آلترناتیوی در داخل رژیم و بدلیل سوختن تمامی کارت های حکومت، انهم بدلیل حضور گسترده مقاومت ایران و کانون های شورشی در داخل، اکنون می توان گفت که «علی مانده» و مشتی سپاهی سرکوبگر بعنوان اخرین شانس نظام. در یک مقایسه تاریخی، همان آخرین برگ دیکتاتوری شاه در ماه های پایانی است که بدلیل سنبه پر زور مردم و لغایت از سر استیصال و بدلیل عدم اقبال عمومی، ارتش دست نشانده را با مشتی ژنرال برسرکار آورد. ویژگی های دولت به اصطلاح «حزب الهی» نیز در تاریخ معاصر ما، برهمگان روشن است، یعنی شدت گرفتن سرکوب، ترور، صدور بنیادگرایی، جنگ های نیابتی با انضمام افزایش پروژه های موشکی و اتمی با هزینه های میلیاردی از درآمدهای ملی. براین منطق نیز از هم اکنون و در صورتی که این رژیم تا آن زمان هنوز بر مسند قدرت باشد، این سیاست راه به افزایش شدید فقر، رانت خواری، باندبازی و فلاکت در جامعه ۸۳ میلیونی ایران خواهد برد. خامنه ای به اشتباه براین باور است که این حربه پوسیده، راه علاج دردهای بی درمان حکومت می باشد، در حالیکه وی عامدانه به فاکتوری بسیار مهمی یعنی «عمق تنفر مردم» از نیروهای وابسته به حکومت توجه نمیکند. هدف غایی او، همان حفظ نظام در این پیچ خطرناک به هر قیمت است.براین سیاق ولی فقیه براین باور است که در پس دولت «حزب الهی» می توان به «حکومت اسلامی» از نوع آخوندی رسید، یعنی حذف جمهوریت و به کرسی نشاندن «ریاست پارلمانی» که ابزار و زمینه های آن نیز عطف به آخرین نمایش رژیم در اسفند ماه گذشته، آماده شده اند.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان