07052020یکشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
شنبه گذشته تاریخی ترین و بی سابقه ترین گردهمایی ایرانیان، با حضور فعال و پرشور یاران و اعضاء خانواده بزرگ مقاومت ایران و تمامی آنانیکه برای دمکراسی، حقوق بشر، کرامت انسانی و رهایی از بنیادگرایی هار مذهبی و بویژه خلیفه ارتجاع حاکم برمیهنمان دلبسته اند، با پیروزی درپاریس برگزار شد. ایرانیان، صرفنظر از هرقوم و ملیتی و گذشته از هر دین و آئین و مرام و عقیده و مسلکی متحدا به مریم رجوی و آرمانهای انسانی او، به دیدگاه های ارزشمند و جهانشمول وی و همچنین به برنامه ده ماده ای مقاومت ایران برای فردای ایران آزاد آری گفتند و خواهان سرنگونی این رژیم ضد بشری شدند. همچنین موج خروشان عاشقان آزادی در مراسم بزرگ امسال ایرانیان در ویلپنت پاریس بواقع قابل وصف نیست. سخن از ایرانیان آزاده، اشرف نشانان و حامیان جهانی مقاومت ایران است که مشتاقانه خود را از چهارسوی جهان به پاریس رساندند تا دیگر بار با تمامی ارزشهای مقاومت ایران، با خیل شهدا و زندانیان سیاسی، با یاران بیقرارمان در رزمگاه لیبرتی و با مردم تحت ستم میهنمان تجدید عهد کنند. تجدید عهدی با مریم رجوی برای ایرانی عاری از سلاح اتمی ورساندن پیام تاریخی « نه » به خامنه ای پلید، این خلیفه ارتجاع و آدمخوار و تمامی باندهای اندرونی و بیرونی رژیم و همچنین به سیاست مخربی بنام مماشات. « شرايط بحراني رژيم، در شكستهاي خامنه‌اي و در تنزل موقعيت او ديده مي‌شود. خامنه‌اي در يکپارچه‌سازي هيأت حاكمه رژيمش شکست‌خورده است. تن‌دادن او به روي كار آمدن آخوند روحاني، نمود اين شكست است. اما اين شكست، در وهلة اول نه به‌خاطر تحريمهاي بين‌المللي بود و نه بر اثر بحران اقتصادي، بلكه مهمترين علت، مقاومت و قيام شما مردم ايران بوده است.حالا ولي فقيه و رئيس‌جمهور رژيم روزانه در حال تيغ‌كشيدن به روي يكديگرند و اين جنگ گرگها، در مرحلة پاياني است. رفسنجاني آشكارا به شورايي‌شدن ولايت‌فقيه فراخوان مي‌دهد. در خبرگان ارتجاع، براي اولين بار يك قطب رقيب ولايت فقيه پا گرفته است، باند مدافعان خامنه‌اي به ميزان زيادي شقه و تجزيه‌شده است، يعني محوري كه بايد رژيم را در تنش و توفان، حفظ كند، خودش لرزان است» (بخش هایی از سخنرانی مریم رجوی 13 خرداد 1394) همچنین حضور فعال بیش از 600 تن از نمایندگان، سیاستمداران، اندیشمندان و فعالان حقوق بشر از سراسر گیتی در این میتینگ بزرگ که به باور بسیاری از کارشناسان و ناظران مسائل ایران، سنگ بنایی برای تحولی جدی در رابطه با دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران است، خود مبین آگاهی و بیداری وجدان های انسانی است.نمایندگان ملت های جهان متحدا بر دو نکته ی اساسی تاکید نمودند. نخست بر اعتبار سازمان مجاهدين بعنوان یک اپوزيسيون معتبر و سپس به رسمیت شمردن و مذاکره با شورای ملی مقاومت ایران به مثابه آلترناتیو تاثیرگذار در روند آتی تحولات ایران.شرکت گسترده نمایندگان جامعه بین المللی همچنین پاسخ محکمی از سوی جامعه جهانی به یاوه گوئی های رژیم ولایت فقیه در رابطه با مقاومت ایران و بویژه تبلیغات از بام تا شام رژیم مبنی بر «عدم استقبال عموم در داخل و خارج از مجاهدین و شورای ملی مقاومت» می باشد. در این صحنه پرشکوه جا دارد تا از حضور فعال انسان های شریف و آزاده ازکشورهای اسلامی و عربی و بویژه از خلق مظلوم سوریه نام ببریم که در همبستگی با مردم ایران آن روی دیگر سکه همبستگی خلق های منطقه را به تصویر کشیدند. انسان های دردمند از جور ستم بنیادگرایی هار مذهبی و دیکتاتوری که اکنون این منطقه استراتژیک در جهان را به یمن حمایت های مالی، لجستیک و نظامی ابوداعش حاکم برایران، به خاک خون کشانده است.آنان در سیمای مقاومت ایران و در اهداف و برنامه های انسانی و دمکراتیک مجاهدین بدنبال راه حل برون رفتن از این بحران هستند، راه حلی بومی منشعب از 50 سال مبارزات آزادیخواهانه در دو نظام استبدادی و سرکوبگر برای رهایی از جنگ و خون ریزی و برادر کشی.نگاهی به صحنه یمن، عراق و بویژه سوریه و بشار اسد، حاکم خون ریز آن، پاسخ به دلائل وجودی این نیاز و همچنین جستجو برای دستیابی به همبستگی خلق ها را بهتر به تصویر می کشد. بقول خانم رجوی: «اميدواريم كه خامنه اي در كنار اسد در دادگاه جنايي بين المللي به جرم ارتكاب جنايت در حق 300 هزار تن از فرزندان مردم سوريه، محاكمه شود». بهرحال با این میتینگ پرشکوه یکبار دیگر حقانیت و محبوبیت مقاومت ایران برای بسیاری به اثبات رسید. همچنین بسیاری از ناباوران دنیای سیاست اکنون به یقین رسیده اند که «ام القرای تروریسم» اکنون در ضعیف ترین و بحرانی ترین دوران حکومت خودکامه خود بسر میبرد. خامنه ای امروز بازنده اصلی این تحولات است و در بن بستی خود ساخته به لحاظ اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، داخلی و بین المللی در تله افتاده است. فضای شدید «امنیتی – نظامی» در کشور، سرکوب خونین حقوق بشر و افزایش اعدام ها در دوران آخوند روحانی به بیش از 1800 اعدام، شکاف در بالای حاکمیت و عدم مشروعیت در پائین و همچنین وجود مقاومت سازمان یافته و و کار کشته و آماده، به این بن بست ضریب زده است و میدان هرگونه حرکت از ولی فقیه شقه شقه شده را سلب کرده است. دراین کارزار است که چشم انداز پیروزی مقاومت و مردم ایران هرروز شفاف تر و روشن تر از گذشته می شود.24 خرداد 1394

پاسخ کلوخ‌انداز سنگ است

منتشرشده در مقالات و نظرات
21 ارديبهشت 1394
در پی تلاش یک مأمور اطلاعات آخوندی برای تعرض به فریناز خسروی، دختر جوان دلیری که با قربانی کردن جان خود وجدان‌های بسیاری را بیدار نمود، موج گسترده‌ای از خشم و تنفر عمومی علیه بنیاد فاسد ولایت‌فقیه در بسیاری از شهرهای ایران به‌ویژه مهاباد به راه افتاده است. در اعتراض به این اقدام تنفرانگیز که به‌یقین تنها از دیدگاه زن‌ستیز آخوندی برمی‌خیزد، مردم و جوانان دلیر این شهر در یک خیزش همگانی پاسخ کوبنده‌ای به دستگاه جور و فساد خامنه‌ای دادند.تعرض به زنان و دختران آزاده میهنمان بخشی از سیاست رسمی آخوندهای شریر است. همان حکومتی که در زندان‌ها به ‌طور سیستماتیک دختران و نوباوگان مبارز و مجاهد را مورد تعرض و تجاوز جسمی و روحی قرار می‌دهد، اکنون برای گرفتن انتقام از مردم و ایجاد جو رعب و وحشت، چنین شیوه‌هایی را به خیابان‌ها و اماکن عمومی بسط داده است.در این رابطه شورای ملی مقاومت در اطلاعیه‌ای ازجمله می‌نویسد: «خیزش مردم دلیر مهاباد در اعتراض به جان سپردن فریناز خسروانی یک دختر 26 ساله، از کارکنان هتل تارا، صورت گرفت که در روز 14 اردیبهشت ‌ماه به‌ منظور مقابله با تعرض یک مأمور اطلاعات آخوندی و برای فرار از دست او به‌ ناچار خود را از طبقه چهارم هتل به پایین پرت کرد و در دم جان سپرد. فریناز خسروانی، لیسانس کامپیوتر با اشتغال در این هتل خانواده خود را سرپرستی می‌کرد». مردم خشمگین مهاباد طی درگیری‌های گسترده با نیروهای سرکوبگر انتظامی بخش‌هایی از هتل تارا، یکی از مراکز اطلاعات رژیم در این شهر را به همراه تعدادی از خودروهای مزدوران به آتش کشیدند. خیزش بزرگ مردم به‌جان‌آمده در این خطه که اکنون به شهرهای دیگر استان کشیده است، به‌یقین زنگ‌های خطر را برای متولیان دیکتاتوری مذهبی به صدا درآورده است. اوج این فشارهای اجتماعی را به‌خوبی می‌توان در سخنان هراس آلود آخوند اژه ای سخنگوی دستگاه قضائیه حکومت به‌خوبی دید. وی با اعتراف به وجود این عمل شنیع مأمور اطلاعاتی حکومت و در پاسخ به اين سؤال که اعتراف متهم اين پرونده که معاون اجتماعی ناجا از آن خبر داده، چه بوده است ازجمله گفت: «اجمالاً اينکه تقصير دارد، در اين قضيه فی‌الجمله روشن است، ولی فعلاً بايد اجازه بدهيم موضوع رسيدگی و جزئيات روشن شود». (سایت حکومتی عصر ایران 19 اردیبهشت 1394) همچنین هراس و دلواپسی حکومت سرکوبگر به حدی است که خامنه‌ای سراسیمه دست به بسیج گسترده نیروهای وحشت‌زده خود از شهرهای مختلف استان زده و عملا «حکومت‌نظامی اعلام‌نشده‌ای» را در این شهر برپا نموده است. سنگ بزرگ مردم مهاباد بر سر و روی نیروهای سرکوبگر رژیم با شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و«مرگ بر بسیجی» همان پاسخی است که یقین در زیرپوست بسیاری از شهرهای میهنمان و در میان اقشار گسترده‌ی مردم، کارگران، دانشجویان و معلمان آزاده نهفته است. در این رابطه خانم مریم رجوی طی پیامی ازجمله: «از مردم مهاباد به خاطر اين حركت اعتراضي تقدير كرد و از عموم مردم و جوانان خواست به حمايت از آنان قيام كنند.خانم رجوي گفت: رژيم زن‌ ستیز آخوندي با همه مزدوران و مأموران فاسدش، در مقابل عزم زنان و مردان ايران به ‌شدت ناتوان است و از آنان می‌هراسد. وي از زنان و جوانان ايران خواست تا در مقابل تعرضات ايادي رژيم، به ‌ويژه عليه زنان و دختران شريف ميهنمان به اعتراض برخيزند و اجازه ندهند كه عرض و ناموس و جان‌های جوانان ايران این‌چنین قرباني جنایت‌های اين رژيم شود». جوهر و مضمون این خیزش مردمی را به‌یقین باید در اوج نارضایتی عمومی علیه تمامیت دیکتاتوری فساد و چپاولگر ولی‌فقیه جستجو نمود. به‌ ویژه آنکه همزمان با این خیزش بزرگ، شهرهای مختلف میهنمان شاهد اعتراض سراسری و گسترده معلمان و حرکات اعتراضی کارگران آزاده است. همان قشر شریف و مورد اعتماد مردم که با شعارهای خود « می‌زنم فریاد، هرچه بادا باد» به‌خوبی فریاد حق‌ طلبانه و آزادی‌ خواهانه بسیاری از مردم را به گوش دیکتاتور حاکم بر پایتخت رساندند. خیزش‌های اخیر مردم به‌ جان ‌آمده در شهرهای مختلف کلیت رژیم و به‌ ویژه شخص رهبر را به چالشی برای تعین و تکلیف کشانده و آن را به‌شدت به هراس دوچندان انداخته است. وضعیت رژیم به‌قدری بحرانی است که خامنه‌ای در سخنانی برای جمعی از بسیجیان و دلواپسان نظام آخوندی، چشم‌انداز تیره تار حکومت را این ‌چنین تعریف می‌کند: «کشور درگیر جنگ سیاسی است، درگیر جنگ اقتصادی است، درگیر جنگ امنیتی است و بالاتر از همه درگیر جنگ فرهنگی است؛ یعنی یک جنگ است؛ یعنی این را اگر کسی نداند، آن‌وقت خواب خواهد ماند؛ اگر کسی نداند خواب خواهد ماند.همین‌قدر که ندانید دشمن درصدد حمله است و این حمله از کجا است و چگونه است، باید مطمئن باشید شکست می‌خورید؛ باید بدانید که دشمن چه‌کار می‌کند. امروز صحنه‌ی کشور این است».(سایت حکومتی خراسان نیوز 19 اردیبهشت 1394) بله تنها کسی که در وهله نخست معنا و مفهوم این حرکات اعتراضی و خیزش‌های مردمی را به‌ خوبی فهمیده است، همان ولی ‌فقیه طلسم شکسته است. این خامنه‌ای است که روزی چند بار از "دشمن" (بخوانیم همان مردم و مقاومت ایران) حتی با افزایش وحشیانه دستگیری‌ها و اعدام‌ها و به‌ویژه پس از زهر خوران لوزان که اکنون آمار آن به 150 نفر رسیده است، تودهنی می‌خورد. هراس خامنه‌ای از دشمن و جنگ تمام ‌عیار مردم قابل‌فهم است، وی همان دیکتاتوری است که هستی و نیستی این میهن را در قمار اتمی به تاراج داده و دست‌آخر با زانوان خونین بهای آن را می‌خواهد با افزایش سرکوب، اعدام و تعرض به زنان و دختران میهنمان از جیب مردم ایران بپردازد. اما به‌یقین مردم ایران به یمن پایداری و استقامت اشرفیان قهرمان در زندان لیبرتی معنی و مفهوم مقاومت و آن سخن زیبای «فریاد می‌زنم، هرچه بادا باد» را به‌خوبی دریافت کرده‌اند. بسترهای بزرگ اجتماعی که اکنون به حرکت درآمده‌اند به‌ زودی به‌ مانند زلزله‌ای علیه بنیان دستگاه جبار حکومتی به راه خواهند افتاد و پاسخ آن کلوخ‌انداز را با سنگ و مشتی آهنین خواهند داد.این جبر زمان است و هیچ دیکتاتوری را از آن گریزی نیست.19 اردیبهشت 1394
بحران در رأس رژیم آخوندی هفته گذشته با سخنان جنجالی آخوند روحانی آن‌هم در آستانه دور جدید مذاکرات اتمی میان کشورهای 5 بعلاوه یک با دیکتاتوری ولی‌فقیه شدت و سمت‌وسوی تازه‌ای به خود گرفت. امنیتی‌ترین رئیس‌جمهور، نظام که خود سالیان سال بر مسند، شورای عالی امنیت ملی، رژیم تکیه زده و در بسیاری از، تاریک‌خانه‌های، حکومت نقش‌های کلیدی داشته است، دستگاه سرکوبگر و خشن آخوندی را بر حذر داشت تا از «امنیتی کردن جامعه» پرهیز کنند. سخنان رئیس‌جمهور ارتجاع که با خود موجی از نارضایتی و اعتراض را در میان سران باندهای متخاصم و به‌ویژه، رهبر معظم، در برداشت، به‌خوبی بیانگر اعتراف به تنفر عمومی و همچنین واقعیتی بنام، حکومت ترور و وحشت، در درون جامعه پویای ایران است که نه‌تنها وی، بلکه تمامی متولیان رژیم نسبت به آن اشراف دارند.روحانی در این سخنرانی که در جمع سرکردگان ارشد نیروی انتظامی بیان می‌کرد ازجمله گفت: «پلیس موظف به اجرای اسلام نیست... اگر غیرازاین باشد، در مخمصه فکری قرارگرفته و مردم را نیز گرفتار خواهیم ساخت».به‌یقین بیان این جملات از سوی رئیس‌جمهوری نظام آخوندی نه از سر دلسوزی برای مردم و وضعیت بحرانی و سرکوب‌شده جامعه است، بلکه از موضع، دلواپسی، برای آینده تیره و تاریک حکومتی است که سرکوب، خشونت، ترور، دستگیری‌های کور، شکنجه و اعدام در تاروپود آن به‌مانند غده‌های سرطانی رشد و نمو کرده است.همچنین متولی نظامی از این وضعیت ظاهر به فقطان آمده که بنا به بسیاری از داده‌ها، وی شخصا از آمران سرکوب و امنیتی کردن جامعه در حاکمیت سی‌وشش‌ساله آخوندی است. در کارنامه حسن فریدون که بعد به حسن روحانی تغییر نام داده است، می‌خوانیم: عضو «ستاد پژوهشی مرکز تحقیقات استراتژیک و همچنین نماینده استان تهران در مجلس خبرگان رهبری از سال 1378 و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از سال 1370 است. روحانی از سال 1368 تا 1384 دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و رئیس تیم هسته‌ای و مذاکره‌کننده ارشد ایران با سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و بریتانیا در مورد برنامه هسته‌ای ایران، از سال 1368 تا 1392 عضو شورای عالی امنیت ملی به نمایندگی از رهبر جمهوری اسلامی ایران ‏ و از سال 11371 تا 1392 رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز بوده است.وی سابقه پنج دوره نمایندگی در مجلس را دارد و نایب‌رئیس مجلس در دوره چهارم و دوره پنجم، بوده است ». (دانشنامه ویکی‌پدیا) به‌هرحال این سخنان آتش جنگ گرگ‌ها در درون نظام آخوندی را یک‌بار دیگر شعله‌ور‌تر نمود. در‌ی این سخنان بود که ولی‌فقیه طلسم شکسته ناچارا با سناریوی سخنرانی مشابهی برای سرکردگان نیروهای امنیتی و سرکوبگر رژیم تلاش نمود تاآب رفته را به جوی بازگرداند. خامنه ای در این سخنان هراس آلود با کنایه به رئیس جمهور خود به زبان بی زبانی آن سخن طنز «چیزی نگویید که یکهو یه چیزی بشه!» را بیان کرد. وی از جمله گفت: «نيروي انتظامي بايد براي ابعاد مختلف ناامني برنامه داشته باشد و با آنها مقابله کند. يك مسأله مهمي كه وجود دارد و بنده بارها تكرار كردم، مسأله اقتدار نيروي انتظامي است، نيروهاي انتظامي در مسئوليت خود كه ايجاد امنيت است، مظهر حاكميت جمهوري اسلاميست، مظهر اين امنيت و عامل وسط ميدان اين امنيت عبارتست از نيروي انتظامي، بنابراين بايستي اقتدار داشته باشه. بايد بتوانيد مقتدرانه عمل كنيد. با قاطعيت بتوانيد عمل كنيد». (تلویزیون حکومتی 5 اردیبهشت 1394) تاکید ولی فقیه بر، اقتدار و امنیت، به یقین از یک سو به معنای هرچه بیشتر و بیشتر بر سرکوب و امنیتی کردن جامعه از سوی دستگاه ها و ارگان های سرکوبگر رژیم است و از سوی دیگر هشداری به متولیان حکومتی بویژه باند رفسنجانی – روحانی براین امر که از صدقه سر همین نیروی سرکوبگر و از صدقه سر همین بگیر و ببندها و سرکوب خونین است (بخوانیم مظهر حاکمیت جمهوری اسلامی) که هنوز شما برمسند قدرت مانده اید. بهرحال از هر منظر که به این دورجدید از جنگ باندهای درون نظام آخوندی بنگریم، به یقین به مخرج مشترکی خواهیم رسید که سخن از بی آیندگی و هراس کلیت نظام آخوندی از بازشدن سرکلاف نقض حقوق بشر در جامعه است. درپی این سخنان بود که آخوند های ریز و درشت باند خامنه ای یکی پس از دیگری به میدان آمده و هرکدام به نوعی، رئیس جمهور، حکومت را بدلیل تلاش برای، جدایی دین از سیاست، زیر ضرب گرفتند. آخوند مکارم شیرازی یا همان، سلطان شکر، در ایران (سایت حکومتی تابناک 7 اردیبهشت 1394) با اشاره به اینکه، بیان چنین سخنانی روحیه نیروهای انتظامی، را تضعیف می کند، گفت: «نباید زحماتی! ازسوی نیروی انتظامی در حصوص تهذیب اخلاق و منکرات انجام شده نادیده گرفته شود».همچنین کریمی قدوسی نماینده باند خامنه ای در مجلس حکومتی، امنیتی ترین رئیس جمهوری نظام را زیر ضرب برد (رادیو حکومتی فرهنگ 8 اردیبهشت 1394) و از جمله گفت: «آقای روحانی اگر حرف خود را پس نگیری، در محضر الهی و شهدا استغفار نکنی، از علمای اسلام و ملت عذرخواهی نکنی، دست از این‌گونه مواضع مخرب برنداری، به‌زودی از پای خواهی افتاد و اسلام بر سرت آن خواهد آورد که بر دیگران آورد». به یقین نه خامنه ای توان، از پای، درآوردن باند مقابل را دارد و نه باند مقابل خواهان تغییر اساسی در کلیت نظام ولایت فقیه است. هرآنچه که به این وضعیت بحرانی در درون رژیم بر میگردد را باید به یقین در چارچوب جنگ قدرت برسر سهم بیشتر ارزیابی نمود. بویژه آنکه موضع خامنه ای در کلیت رژیم اکنون بشدت ضربه خورده است. تسلیم در مذاکرات لوزان بخوبی مبین چنته خالی رهبر نظام آخوندی در قمار اتمی است. شکست ناشی از سیاست های مخربی که به عقیده باند مقابل راه به شکست های زنجیره ای در زمینه های اقتصادی، مالی و منطقه ای برده است.لذا براین منطق است که باند رفسنجانی – روحانی در تلاش اند تا هرچه زودتر صندلی های قدرت را در درون رژیم درباره بچینند. همچنین نزدیک شدن انتخابات مجلس حکومتی و نیز خبرگان رهبری که نقش راهبردی برای هردو باند را دارند، به این پروسه جنگ قدرت ضریب می زند. براین سیاق باند رفسنجانی فشار بر ارگان هایی که جزء تيول خامنه ای می باشند را منطقی ترین راه ورود برای ادامه این جنگ فرسایشی در درون نظام آخوندی می داند.11 اردیبهشت 1394
خامنه‌ای که در قمار اتمی تا به امروز هم " چوب " و هم " پیاز " را خورده، به‌شدت نگران آن است که مهار اوضاع از دستش رها شود. به‌یقین رها شدن سرکلاف سرکوب خونین و خشنی که وی در جامعه و به‌ویژه پس از زهر خوران لوزان و شکست‌های زنجیره‌ای در منطقه به راه انداخته، خود به‌اندازه کافی گویای وضعیت ضربه خورده " مقام معظم " است. وضعیتی که اکنون دیگر نه‌تنها مردم میهنمان و همچنین باندهای درگیر در درون حکومت، حتی آن‌طرف " آبی‌ها " نیز به‌خوبی آن را گرفته و درک کرده‌اند. راه‌اندازی موج اعدام‌ها در کنار دستگیری فعالان سیاسی و اجتماعی به بهترین وجه گوشه‌ای از این ضعف مفرط و اوضاع به‌شدت هراسان نظام آخوندی را به نمایش می‌گذارد. ابعاد " انتقام‌گیری " و ایجاد " رعب و وحشت " در جامعه به حدی است که اکنون رژیم آخوندی روزانه و به‌طور متوسط 12 نفر را به جوخه‌های اعدام می‌سپارد. در این رابطه دبیرخانه شورای ملی مقاومت (31 فروردین 1394) طی اطلاعیه‌ای ازجمله می‌نویسد: «رژیم ضد بشری آخوندی همزمان با اعدام‌های جمعی در زندان‌های قزل‌حصار و کرج و دیگر شهرهای کشور 16 زندانی را نیز در مشهد و بیرجند به دار آویخت. 12 تن از محکومان در روز 27 فروردین به‌طور جمعی در زندان وکیل‌آباد مشهد و چهار زندانی دیگر در روز بعدازآن در زندان بیرجند اعدام شدند.به‌این‌ترتیب شمار اعدام‌ها در فاصله روزهای 23 تا 29 فروردین به 81 تن یعنی روزانه حدود 12 اعدام بالغ می‌شود». به‌یقین این میزان از آمار اعدام‌ها در ایران، بیانگر واقعیت‌های دیگری نیز در زیرپوست شهرهای میهنمان است که همان وضعیت به‌شدت انفجاری و بحرانی جامعه است. جامعه‌ای که با تمامی سرکوب خونین و موج دستگیری‌ها و راه‌اندازی دستگاه‌های مخوف پلیسی و همچنین با وجود ارگان‌های سرکوبگری همچون سپاه پاسداران، بسیج و لباس شخصی‌ها و با وجود هزینه‌های میلیاردی برای سرپا نگه‌داشتن نیروهای به‌شدت روحیه باخته رژیم، هرگز تصمیم ندارد تا سر تعظیم در مقابل حاکمان جبار و خون‌ریز فرود آورد.جامعه‌ای که اقشار به‌جان‌آمده آن در هر کوی و هر برزنی مترصد " فرصت " برای ریختن به خیابان‌ها هستند و آنان را از داغ و درفش ولایت ابایی نیست. با این منطق است که خامنه‌ای نیاز جدی و برگشت‌ناپذیری به ابعاد گسترده سرکوب دارد. ولی‌فقیه خون‌ریز به منطق تمامی دیکتاتورها راه‌حل را تنها و تنها در" سرکوب گسترده " جامعه می‌داند. ابزار و دستان خونین وی برای آن نیز همان دستگاه قضائیه، مجلس و دولت سراسر فساد، به انضمام تمامی دستگاه‌ها و ارگان‌های سرکوبگر حکومت است. نگاهی به رویدادهای هفته گذشته به‌خوبی سخن از آمادگی جامعه پویای میهنمان برای خیزش و جارو کردن این بساط را دارد. از اعتراضات گسترده کارگران و زحمت‌کشان به‌جان‌آمده در جای‌جای میهن اسیرمان تا فریادهای اعتراضی جوانان، زنان و دانشجویان در محیط‌های آکادمیک و به‌ویژه خیزش بزرگ معلمان و اعتصاب سراسری آنان برای زندگی بهتر طی روزهای گذشته به‌یقین آینه تمام قدی از بحران لاعلاج ولی‌فقیه است.معلمان آزاده در بیش از 100 شهر کشور دست به خیزشی قهرمانانه زدند. درحالی‌که دیکتاتوری ولی‌فقیه تلاش می‌کند تا در رسانه‌ها و دستگاه‌های تبلیغاتی خود حرکات اعتراضی مردم به‌جان‌آمده را صرفاً " صنفی " قلمداد نماید، اما متولیان نظام آخوندی به‌خوبی می‌دانند که در بطن و جوهر این اعتراضات و خیزش‌ها همان " تنفر عمومی " و نارضایتی گسترده از این رژیم ضد مردمی و سرکوبگر است. به‌ویژه آنکه در هیچ اعتراض صنفی، ندیده و نشنیده‌ایم که معترضین شعار" معلم زندانی آزاد باید گردد " و یا " سکوت ما بلندتر از فریاد است " را سر بدهند. این تناقضی است که در وهله نخست و به‌یقین متولیان نظام آخوندی در دستگاه سانسور و سرکوب باید بدان پاسخ دهند.خانم رجوی در این رابطه گفت: «درحالی‌که معلمان با فقر و تنگدستی طاقت‌فرسا دست به گریبان‌اند سرمایه‌های مردم ایران صرف پروژه‌های ضد میهنی صدور بنیادگرایی و تروریسم، تولید بمب اتمی، تقویت ماشین سرکوب و سپاه پاسداران و نیروی تروریستی قدس می‌شود یا توسط سردمداران رژیم و خانواده‌هایشان چپاول می‌گردد».بودجه رسمی ارگان‌های نظامی و سرکوب و صدور تروریسم، سه برابر بودجه آموزش‌وپرورش با حدود یک‌میلیون معلم و 13 میلیون دانش‌آموز است. خارج از بودجه رسمی نیز میلیاردها دلار از طریق خامنه‌ای و امکانات کلان اقتصادی که در اختیار پاسداران و اطلاعات آخوندی است و هیچ کنترلی بر آن‌ها نیست صرف این ارگان‌ها می‌شود». پیام به معلمان آزاده 27 فروردین 1394 خصلت بزرگ و مهم این اعتراضات، همان سراسر و متشکل بودن آن است.این قشر شرافتمند و سرکوب‌شده در جامعه دارای وزن، اعتبار و محبوبیت خاصی در میان مردم هستند و در این راستا است که فراخوان مجدد آن‌ها برای برپایی تجمعات اعتراضی برای هفته آینده 12 اردیبهشت، معنی و مفهوم بیشتری پیدا می‌کند. در راستای این فراخوان و درحالی‌که گشتاپوی آخوندی دست به دستگیری شماری از فعالان سازمان معلمان کشور زده است، آنان اعلام کرده‌اند " درصورتی‌که به خواسته‌های آنان ترتیب اثر داده نشود، بار دیگر دست به اعتراض خواهند زد ".به‌یقین هرگونه اشتباه محاسبه دیکتاتوری ولی‌فقیه در صدور خط سرکوب خونین، به معنی ریختن بنزین بر شعله‌ی خواسته‌های به‌حق این بخش زحمت‌کش و درنهایت جرقه‌ای است به باروت انفجاری جامعه. این امر را ولی‌فقیه در قیام سال 88 به‌خوبی تجربه کرده است. همان قیامی که طی آن مردم با شعارهای " مرگ بر اصل ولایت‌فقیه " پاسخ دندان‌شکنی به خلیفه ارتجاع دادند.لذا براین منطق می‌توان گفت که با آغاز سال جدید و به یمن چراغ راهگشایانه ای که یاران ما در رزمگاه لیبرتی روشن کرده‌اند، یعنی" مقاومت می‌کنم، پس هستم " نتیجه این دور یک به صفر به نفع مردم و مقاومت ایران شده است. مهرداد هرسینی1 اردیبهشت 1394

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان