07052020یکشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
در پی شکل‌گیری ائتلاف کشورهای عربی علیه مطامع توسعه‌طلبانه رژیم آخوندی و با شکست‌های پی‌درپی نیروهای وابسته به رژیم آخوندی در یمن، سرانجام خامنه‌ای برای دلداری دادن نیروهای به‌شدت هراسان و ضربه خورده نظام، شخصاً وارد صحنه شد. وی در سخنانی که از آن وضعیت تیره‌وتاریک سیاست‌های کلی دیکتاتوری مذهبی به چشم می‌خورد، با حمله شدید به کشورهای اسلامی و به‌ویژه عربستان سعودی سرفصل " بحرانی " دیگر را در منطقه آشوب‌زده خاورمیانه ضریب زد. ولی‌فقیه ارتجاع که در جمع مشتی بسیجی سخن می‌گفت، برای نخستین بار شخصاً به اوضاع یمن و شکست‌های رژیم در این کشور و همچنین کشورهای منطقه پرداخت و افزود: «قطعاً بینی سعودی‌ها به خاک مالیده خواهد شد. ما با سعودی‌ها اختلافات متعدّدی در مسائل گوناگون سیاسی داریم؛ امّا این را همیشه می‌گفتیم که سعودی‌ها در کار سیاست خارجی‌شان یک وقار و متانتی نشان می‌دهند؛ این وقار و متانت را هم از دست دادند. چند جوان بی‌تجربه، امور آن کشور را در دست گرفتند و دارند آن جنبهٔ توحّش را غلبه می‌دهند بر جنبهٔ متانت و ظاهرسازی؛ این به ضررشان تمام خواهد شد. من هشدار می‌دهم به سعودی‌ها، از این حرکت جنایت‌آمیزی که در یمن می‌کنند باید دست‌بردارند؛ این در این منطقه قابل‌قبول نیست».سایت حکومتی تابناک 22 فروردین 1394 سخنان ولی‌فقیه غرق در بحران در حالی بیان می‌شود که علیه سیاست‌های اشغالگرایانه و کشورگشایانه رژیم، اکنون جبهه‌ای سیاسی و نظامی از کشورهای اسلامی و عربی که در آن قدرت‌های منطقه مانند ترکیه، عربستان، مصر و پاکستان مشارکت دارند، شکل‌گرفته است. با نگاهی به این جبهه و هدف آن برای جلوگیری از رشد بنیادگرایی و تروریسم که به‌یقین نه‌تنها مربوط به یمن، بلکه فراتر از آن کشورهای درگیر در بحران مانند عراق و سوریه در خاورمیانه و همچنین لیبی در شمال آفریقا را شامل خواهد شد، دل‌شوره عجیبی در دل متولیان رژیم آخوندی به راه افتاده است. پیام‌های مکرر رژیم به ائتلاف عربی – اسلامی برای توقف عملیات در یمن و رفتن بر سر میز " مذاکره " خود بهترین پاسخ به وضعیت درمانده رژیم آخوندی در این بحران‌های خودساخته را دارد. درحالی‌که هفته گذشته نیروهای ائتلاف عربی از دستگیری دو تن از فرماندهان سپاه پاسداران در یمن خبر داده بودند و یا ارسال سلاح و مهمات و تجهیزات نظامی درپوش حلال احمر به نیروهای وابسته به رژیم یعنی حوثی‌ها که از سوی مقاومت ایران چندی قبل افشاء گردید، جملگی بر نقش و سیاست‌های جنگ افروزانه و توسعه‌طلبانه ولایت‌فقیه در منطقه استراتژیک باب المندب و گرفتن این شاهراه حیاتی تأکیددارند. ترجمان این جملات آنکه طرح گازانبری رژیم برای گرفتن شبه‌جزیره عربستان از طریق اشغال یمن و سپس به دست گرفتن این تنگه استراتژیک به معنی بلعیدن کشورهایی همچون مصر و یا منطقه شمال آفریقا نیز است.«تلویزیون العربیه با استناد به افشاگری مقاومت ایران گفت: بنا به گزارشی امنیتی که مخالفان رژیم ایران آن را در داخل ایران تهیه‌کرده و توسط روزنامه الشرق‌الأوسط منتشرشده نیروی قدس سپاه پاسداران نزدیک به 50 تن کمک تسلیحاتی و لجستیکی را در ماه گذشته تحت پوشش کمک‌های هلال‌احمر به حوثی‌ها تحویل داده است». سایت مجاهدین خلق 25 فروردین 1394 روند تحولات و ضربات وارده به نیروهای رژیم به‌قدری شدید است که متولیان حکومت از رئیس‌جمهور تا وزیر خارجه، رئیس دستگاه قضائیه و امامان جمعه یکی پس از دیگری اکنون پرچم سفید بلند کرده و با التماس خواهان " مذاکره " میان حوثی‌ها و نیروهای ائتلاف شده‌اند. برای مثال پاسدار لاریجانی هفته گذشته در این رابطه گفته بود:«ایران با هرگونه مداخله ارتش کشورهای منطقه ازجمله پاکستان مخالف است و آن را به زیان ملت مسلمان پاکستان می‌داند و موضع ایران، حل مسئله یمن از طریق گفت‌وگوهای ملی داخلی طرفین است و هرگونه مداخله‌ای می‌تواند موضوع را پیچیده‌تر کند». خبرگزاری حکومتی ایرنا 16 فروردین 1394به‌هرحال سخن از چشم‌انداز تیره‌وتار سیاست‌های " راهبردی مقام معظم " در منطقه خاورمیانه است که از طریق آن رژیم آخوندی تلاش داشت تا بر سر میز مذاکرات اتمی، امتیاز گرفته و حتی‌المقدور پروسه زهر خوران اتمی را به عقب بیاندازد.حال با سر کشیدن زهر لوزان و انتشار آن " تسلیم‌نامه "، به‌یقین چنته خامنه‌ای نیز در این راستا خالی‌شده و متولیان حکومت به‌خوبی دریافته‌اند که این اهرم پوسیده دیگر پاسخگو به شرایط و روند شتابان تحولات در منطقه نیست. در ثانی خامنه‌ای که هرگز تصور پیدایش و شکل‌گیری یک ائتلاف بزرگ منطقه‌ای علیه بنیادگرایی هار خود را نمی‌کرد، به‌یکبار نظام آخوندی را در میدانی مملو از مین و در مختصاتی جدید دیده است. لذا بر این منطق است که خامنه‌ای با به میدان آمدن و ایراد سخنانی که از آن برای هزارمین بار بوی خون، مرگ و نفرت می‌آید و همچنین برای نخستین بار پس از مرگ خمینی، عربستان و به‌تبع آن مابقی کشورهای ائتلاف عربی – اسلامی را به راه انداختن جنگ و بلوا، ترور و آشوب تهدید کرده است.واقعیت دیگر درنیزاین است که موقعیت ولی‌فقیه در درون هرم قدرت نظام آخوندی پس از شکست قضیه اتمی به‌شدت ضربه خورده است. از این فراتر وضعیت وخیم و روحیه باخته نیروهای رژیم است که پنداری با سر به " دیوار بتونی " خورده باشند، گیج و مات و مبهوت از تحلیل این اوضاع درمانده‌اند. به‌یقین سخنان " رهبر معظم " علاوه بر تأکید بر تروریسم و جنگ، مصرف و وجه داخلی هم دارد و به روایت بهتر برای " آرام کردن دلواپسان " نظام نیز قابل‌خرج است؛ زیرا آنان به‌خوبی می‌بینند که چگونه چنته رهبر فکری‌شان هم درزمینهٔ داخلی و هم در زمینه‌های منطقه‌ای و اتمی یکی پس از دیگری خالی‌شده است. نگاهی به داده‌های اتمی و همچنین شکست نیروهای رژیم در سوریه و یمن و همچنین فشار بر نیروی تروریستی قدس و پاسدار سلیمانی در عراق برای خروج از تکریت و درنهایت بازگشت وی به تهران، جملگی تحولاتی هستند که به‌یقین از چشم " دلواپسان نظام " به دور نمانده است.مهرداد هرسینی25 فروردین 1394
با گذشت قریب یک هفته از انتشار متن " بیانیه لوزان " میان کشورهای 5 بعلاوه یک و دیکتاتوری مذهبی و به‌ویژه درحالی‌که باندهای درونی رژیم در حال " جر دادن " یکدیگر بر سر " ترجمه انگلیسی به فارسی " آن می‌باشند، ولی‌فقیه طلسم شکسته همچنان در " تاریک‌خانه بیت معظم " پنهان و گوئیا برای فرار از پاسخگویی به این شکست بزرگ، هنوز تصمیمی برای آرام کردن " دلواپسان نظام " نگرفته است! پنهان‌کاری و خانه‌نشینی خامنه‌ای صرف‌نظر از تمامی هارت‌وپورت‌های پیشین و به‌ویژه سخنرانی‌های شداد و غلاظ بر سر" تعداد سانتریفیوژ ها " و یا " خطوط قرمز نظام درزمینهٔ اتمی " خود سخن از چنته خالی ولی‌فقیه طلسم شکسته دارد. این بدان معناست که وی نه می‌تواند و نه می‌خواهد تقصیر شکست‌های استراتژیک رژیم اش بر سراین قمار اتمی را به گردن بگیرد و بر این منطق بهترین مسکن برای دردهای بی‌درمان نیروهای زهوار درفته و شوکه شده حکومت را درهمان سیاست " سکوت " جستجو می‌کند.در این راستا خامنه‌ای برای بدر رفتن از پاسخگویی تا به امروز یک دوجین از عوامل و کارگزاران خود در سپاه، ستاد مشترک و مجلس را برای آرام کردن اوضاع به‌شدت ضربه خورده موقعیت اش، روانه میدان کرده است. تمامی این گماشتگان ولی‌فقیه بلااستثناء بر یک نکته تأکید کرده‌اند که " بیانیه لوزان " به نفع! نظام است. فراتر از این نیز محمدجواد ظریف که این" دسته‌گل " را به مقام معظم رهبری داده است، در تلویزیون حکومتی ظاهر شد و با بی‌شرمی تمام بیانیه لوزان را " چرک‌نویس " خواند!!صرف‌نظر از این صف کشی و شقه و شکاف در میان باند خامنه‌ای، خاطرمان هست که وی به‌عنوان متولی اصلی قمار اتمی در آخرین سخنرانی خود در مشهد به‌صراحت گفته بود: « این‌که آمریکایی‌ها تکرار می‌کنند که «ما قرارداد با ایران می‌بندیم، بعد نگاه می‌کنیم ببینیم اگر به قرارداد عمل کردند تحریم‌ها را برمی‌داریم» این حرف، حرف غلط و غیرقابل قبولی است؛ این را ما قبول نداریم. رفع تحریم‌ها جزو موضوعات مذاکره است، نه نتیجه مذاکرات». سایت حکومتی انتخاب 10 فروردین 1394با نگاهی به داده‌های بیانیه لوزان به‌خوبی می‌توان دریافت که تیم مذاکره‌کننده تحت رهبری ولی‌فقیه دست بر قضا به همان " نتیجه " رسید، سخن آنکه تحریم‌های علیه رژیم آخوندی که اساسا در 4 بخش اتمی، نظامی، تروریستی و حقوق بشر استوارشده‌اند، فقط در صورت اعلام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مبنی بر شفافیت و همکاری نظام آخوندی، فقط و آن‌هم درزمینهٔ اتمی " تعلیق " و نه " لغو " خواهند شد.نکته دیگر به تعداد سانتریفیوژها و اولدورم بلدرم های پیشين خامنه‌ای در این رابطه برمی‌گردد. باز خاطرمان هست که ولی‌فقیه (تاریخ 16 خرداد 1393) در سخنانی ازجمله گفت: « هدف آن‌ها [قدرت‌های جهانی] این است که در موضوع ظرفیت غنی‌سازی، جمهوری اسلامی ایران را به 10 هزار سو راضی کنند، البته ابتدا از 500 سو و 100 سو شروع کردند، که 10 هزار سو محصول حدود 10 هزار سانتریفیوژ از نوع قدیمی است که داشتیم و داریم، درحالی‌که به گفته مسئولان مربوطه، نیاز قطعی کشور، 190 هزار سو است».پایگاه خبری خامنه‌ای 16 خرداد 1393 بلافاصله پس‌ازاین سخنرانی خبرگزاری رویتر در همان تاریخ به نقل از یک دیپلمات غربی گزارش کرد: «رهبر بالاتر از تمام گروه‌ها است. او احساس کرده که باید خطوط قرمز خود را به شکل عمومی مطرح کند تا طرفین درگیر در مذاکرات هیچ سوءتفاهمی نداشته باشند. ازآنجاکه این سخنرانی نکات فنی روشن و واضح داشته است،‌ حالا ایرانی‌ها و غیر ایرانی‌ها به‌روشنی می‌دانند که چه چیز قابل‌مذاکره است و چه چیزی نیست». آنچه از بیانه لوزان استنتاج می‌شود، همه‌چیز است، به‌جز جملات فوق ولی‌فقیه و یا قرابتی از آن. در آن بیانیه به‌روشنی آمده است که سقف سانتریفیوژ های رژیم از مرز 5060 عدد تجاوز نخواهد کرد. همچنین رژیم تنها یک مرکز غنی‌سازی اورانیوم برای این تعداد سانتریفیوژ خواهد داشت که نام آن " نطنز " خواهد بود. نکته دیگر نیز به میزان و حجم اورانیوم‌های غنی‌شده برمی‌گردد که بر اساس بیانیه لوزان، سقف نهایی درصد غنی‌سازی به میزان 3,75 درصد بیشتر نبوده و قریب 10 تن اورانیوم غنی‌شده موجود، به سوخت تبدیل‌شده و درنهایت به خارج از کشور مثلا روسیه فرستاده خواهد شد. ازجمله تعهدات دیگر رژیم، قبول امضاء پروتکل الحاقی است که به جامعه بین‌المللی اجازه سرکشی و کنترل‌های سرزده به سایت‌های رژیم را می‌دهد. با یک نگاه اجمالی به این داده‌ها به‌خوبی می‌توان پی برد که رژیم آخوندی در دو گام آشکار، نخست در ژنو و سپس در لوزان، از خواسته غنی‌سازی 20 درصدی نخست به 5 درصد و اکنون به 3,75 درصد عقب‌نشینی کرده است. همچنین هرآن چه که به سایت فردو که به‌کرات متولیان رژیم از " خطوط قرمز" از آن نام می‌بردند، برمی‌گردد، این سایت به‌مانند شیر" بی دم یالی " بیشتر نخواهد شد؛ زیرا در تأسیسات فردو به‌صراحت تأکید شده است که رژیم تنها اجازه دارد 1000 سانتریفیوژ در این مرکز و بدون غنی‌سازی نگهداری نماید. به سخن دیگر آنکه فردو عملاً به یک " مرکز تحقیقات فیزیک اتمی " یا همان " پارک تفریحی " تبدیل خواهد!. از آنجائی که تیم مذاکره هسته‌ای به‌کرات اندر کرات تأکید دارد که بیانیه لوزان را پیش از انتشار به تصویب " سران نظام " رسانده است، (بخوانیم شخص خامنه‌ای) لذا بر این منطق می‌توان گفت که ولی‌فقیه در یک عقب‌نشینی آشکار پذیرفته است که بخش اعظمی از دستگاه و پروژه‌های اتمی رژیم باید برچیده شود. همان پروژه میهن بربادده و مخربی که قریب 12 سال، تمامی زیربناهای اقتصادی، مالی و تجاری کشور را تخریب نمود و به سخنی دیگر، بیش از 300 میلیارد دلار هزینه بر گردن مردم محروم و اسیر ما گذاشته است.پروژه‌ای که سفره‌های مردم را از نان شب تهی کرد و لشکر بیکاران را در خیابان‌ها و معابر در معرض دید همگان قرارداد و کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی را یکی پس از دیگری به تعطیلی کشاند. همان پروژه‌ای که حساب‌های پس‌انداز مافیای قدرت و متولیان حکومت را مملو از دلارهای نفتی نمود و بر این سیاق بود که طرح لشکرکشی‌های تروریستی و بنیادگرایانه خامنه‌ای در خاورمیانه ضریب خورد و ولی‌فقیه برای داشتن اهرم فشار بر سر میز مذاکره، گروه‌های تروریستی را از عراق و سوریه و لبنان تا یمن و شاخ آفریقا مسلح و به جان مردم محروم منطقه انداخت. تسلیم شدن ولی‌فقیه و چشم‌انداز نوشیدن جام زهر بر سربرنامه‌های اتمی در آینده نزدیک به‌یقین فی سبیل الله نبوده است. در اینجا باید به نقش محوری مجاهدین و شورای ملی و به‌ویژه خانم مریم رجوی برای افشاء جهانی این سیاست ضد ملی اشاره و از آن قدردانی کرد. به‌یقین قطع دستان خونین ولی‌فقیه در هر زمینه‌ای و ازجمله زمینه‌های استراتژیکی به‌مانند اتم، تروریسم و بنیادگرایی باعث شور و شعف ملی مضاعف ایرانیان است و چراغی است برای باز شدن فضای اجتماعی و به حرکت درآمدن مردم علیه این نظام ضد مردمی و خون ریز.18 فروردین 1394
دیکتاتوری ولی فقیه در یک اشتباه محاسبه استراتژیک و در تلاشی بیست ساله سرانجام یمن را با سیاست‌های کشور گشایانه و صدور انقلاب خود از طریق نیروهای دست نشانده و بنیادگرا به آتش کشید. سخن از اشغالگری بغایت خطرناک و صدوربنیادگرایی از سوی ولی فقیه طلسم شکسته و غرق در بحرانی است که متاسفانه در سایه سیاست مماشات و بی تفاوتی طرف‌های مقابل، عملاً دستان خونین خود را برای هرگونه دخالت آشکار در کشورهای همسایه و مسلمان از طریق نیروی تروریستی قدس و حمایت‌های مالی، لجستیک و تسلیحاتی از گروه‌های بنیادگرا در منطقه خاورمیانه و بویژه از حوثی‌ها در شاخ آفریقا، دراز کرده است. برای مثال در زمستان 2013 دولت یمن اعلام کرد که دو کشتی حامل سلاح از سوی رژیم آخوندی بنام‌های" جیهان یک و دو" را در آب‌های این کشور توقیف کرده است. خبرگزاری یمن (19 بهمن 1391) گزارش کرد: «نماینده دائمی این کشور در سازمان ملل پیام رئیس جمهور یمن را به رئیس شورای امنیت سازمان ملل تسلیم کرد که در آن خواسته شده است تا کمیته نظارت بر تحریم بین المللی ایران هیاتی برای بررسی محموله کشتی‌های عازم یمن به این کشور اعزام کند». سخن از رژیمی است که به تائید جامعه جهانی" پدرخوانده تروریسم و داعش " است. اهرم‌هایی مانند حوثی‌ها در یمن، حزب الشیطان در لبنان، نیروی تروریستی بدر و شبه نظامی در عراق، دخالت‌های مستقیم نیروی تروریستی قدس در سوریه برای حفظ دیکتاتوری بشار اسد خونریز و حمایت از گروه‌های تروریستی مانند داعش، عصائب الحق و کتائب و راه اندازی نیروی جدید دیگری در یمن به نام انصارالله، ابزارهای دیکتاتوری ولی فقیه برای پیشبرد این سیاست در منطقه است.در این رابطه پاسدار حسین سلامی، جانشین سرکرده سپاه می‌گوید: «انصارالله درست مانند حزب الله می‌اندیشد و عمل می‌کند. انصارالله نسخه ای مشابه حزب الله در لبنان است و آن هم در منطقه ای سوق الجیشی»سایت حکومتی مشرق 7 دیماه 1393 دیکتاتوری تروریستی ولی فقیه از سال 1991 در تلاش برای پیداکردن جای پایی برای دخالت‌های مستقیم در یمن بود و با توجه به روابط دو طرفه میان حوثی‌ها و رژیم آخوندی و به ویژه جذب سران آن‌ها و تعلیم و آموزش سران قوم حوثی در ایران، قرعه این بازی مداخله جویانه اینبار بنام این گروه بنیاد گرا افتاد.حوثی‌ها یا همان انصار الله می‌باشند که در اصل از مریدان حکومت آخوندی و از دست نشاندگان ولی فقیه در این کشور بحران زده‌اند. از افتخارات حسین بدرالدین الحوثی که از وی بعنوان رهبر و پایه گذار این گروه بنیاد گرا در یمن نام برده می‌شود، همان پیروی از خمینی و ولایت فقیه حاکم بر میهنمان است. وی که در سال 2004 در درگیری با نیروهای دولتی صالح، رئیس جمهور وقت یمن، کشته شد، بهترین داوطلب برای راه اندازی گروهی بنیادگرا به مانند " حزب الله لبنان " در یمن بود. در این رابطه حسین الحوثی در دهه شصت شمسی " برای آشنایی با اندیشه‌های خمینی به قم سفر کرد و به یکی از مریدان وی تبدیل گشت " (دانشنامه ویکی پدیا) وی در سال 1991 به خواست رژیم آخوندی حزب حق را تأسیس کرد ودر انتخابات پارلمانی این کشور شرکت نمود. حسین الحوثی در سال 1997 از این حزب جدا شد و گروهی بنیادگرا بنام" جوانان مؤمن " را با الگو برداری از حزب الشیطان برپا نمود که از آن پس این گروه مورد حمایت مستقیم رژیم آخوندی قرارگرفت. طرح خامنه ای برای اشغال یمن که بواقع براه انداختن آتشی دیگر در منطقه بحرانی خاورمیانه است سرانجام طی روزهای گذشته با واکنش و اقدام مشترک سهمگین از سوی کشورهای عربی روبرو شد و رژیم آخوندی را با تمامی باندها و دستجات اش آچمز کرد. برای مثال کشورهای مصر، عربستان، کویت، ترکیه، اردن و همچنین حاشیه خلیج فارس در یک برنامه مشترک در شرم الشیخ حمایت خود را از حملات ائتلاف منطقه ای علیه نیروهای دست نشانده رژیم آخوندی در یمن اعلام کردند.وزیر خارجه مصر در سخنانی در این رابطه گفت: «تقویت عملیات نظامی در یمن یک ضرورت است. مصر از این عملیات حمایت می‌کند و با نیروی دریایی و هوایی در این جنگ شرکت دارد و در صورت نیاز نیروی زمینی مصر نیز آماده شرکت می‌باشند. مصر نمی‌پذیرد که کسی علیه حاکمیت قانون در یمن کودتا کند».سایت مجاهدین خلق 6 فروردین 1394 آخوندها که اصلاً و ابداً انتظار چنین واکنشی از سوی کشورهای منطقه ای را نداشتند، در نخستین موضعگیری ها ضمن ابراز وحشت و هراس، به مانند سنوات همیشگی دست به سیاست شانتاژ و تهدید زدند. در این رابطه رئیس کمیسیون مجلس رژیم می‌گوید: «این آتش افروزی بدون تردید پیامدهای خطرناکی به دنبال دارد. دود این آتش به چشم خود عربستان خواهد رفت چراکه جنگ همیشه محدود به یک نقطه باقی نمی‌ماند».سایت حکومتی فرهنگ نیوز 6 فروردین 1394 به یقین با شدت بخشیدن سیاست صدور انقلاب از سوی رژیم آخوندی به کشورهای منطقه بویژه در عراق، سوریه، لبنان و آخرین آن در یمن، اکنون بحران ساخته و پرداخته دیکتاتوری ولی فقیه در این خطه ابعاد تازه ای بخود گرفته ومنطقه را به کام جنگی دیگر فروبرده است. خاطرمان هست که در پی مرگ خمینی و با شکست سیاست‌های جنگ افروزانه و توسعه طلبانه نظام آخوندی علیه کشور همسایه عراق، استراتژی نوین حکومت برای صدور انقلاب بر محورایجاد نیروهای دست نشانده در کشورهای همجوار و اسلامی قرار گرفت. براین سیاق ولی فقیه برای حفظ موجودیت خود و برای فرار از بحران‌های ناعلاج داخلی و منطقه ای بین المللی، سیاست تشکیل " حکومت‌های اقماری" را در دستور کار قرار داده است. نمونتا درعراق و سوریه اکنون ما شاهد دخالت‌های مستقیم نیروی تروریستی قدس و شبه نظامیان دست نشانده رژیم هستیم و یا در لبنان ولی فقیه با با برپایی حزب الشیطان و در یمن با راه اندازی بنیادگراهای حوثی دست به اشغال این کشورها زده است.همچنین از تجربیات گذشته و تاریخ معاصر میهنمان آموخته‌ایم که سیاست صدور بحران بخش جداناپذیری از سیاست‌های کلی رژیم آخوندی است. فشارهای داخلی و بین المللی و بویژه وجود بحران عظیم نارضایتی عمومی در داخل، قفل بزرگ بر مذاکرات و تله اتمی و بویژه چشم انداز تیره و تاریک خروج از آن، افت درآمدهای مالی حکومت و بویژه بهای نفت، بیکاری، تورم و بحران‌های اقتصادی، جملگی اکنون خامنه ای را وادار نموده تا در مراحل آخر عمر خود دست به قماری دیگر بزند. قماری که براساس آن می‌باید مردم میهنمان یکبار دیگر با تحمل سختی‌ها و مصائب هرچه بیشتر بهای آن را بپردازند. به یقین دخالت‌های مستقیم رژیم آخوندی در کشورهای مسلمان و همجوار، تنها بخش کوچکی از مطامع حکومت را برای اعمال هژمونی بر کشورهای منطقه به نمایان می‌گذارد. تنها راه حل برون رفتن از چنین بحران‌های آخوند ساخته ای اتحاد عمل و همکاری میان مردم و نیروهای ضد بنیادگرا در این کشورها می‌باشد، همان امری که بکرات از سوی مقاومت ایران بدرستی بدان تاکید شده است. خانم رجوی در پیامی در این رابطه ضمن اشاره به" اتحاد عمل اجتناب ناپذیر" از سوی کشورهای عربی از جمله گفت: «ریشه بحران‌های این منطقه از جهان و کانون بنیادگرایی و صدور تروریسم و افراطی گری رژیم ضد بشری آخوندی است و هیچ راه حلی جز قاطعیت در مقابل این رژیم و خلع ید از آن در منطقه و سرنگونی رژیم ولایت فقیه در ایران ندارد».اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت 6 فروردین 13947 فروردین 1394
ولی‌فقیه طلسم شکسته هفته گذشته و پس از مهندسی "انتصابات خبرگان رهبری" سفره دل را باز کرد و آنچه را که نباید علنی می‌کرد، سرانجام و به‌ناچار علنی نمود. خامنه‌ای که در چنبره‌ای از بحران‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی گیر افتاده، به‌خوبی در این سخنرانی به گوشه‌ای از بن‌بست نظام آخوندی و به‌ویژه هر آنچه را که وی تاکنون در سبد "مذاکرات اتمی" با کشورهای 5 بعلاوه یک گذاشته برملا نمود. سخنانی که از یک‌سو مبین " دلهره" شدید مقام معظم رهبری از سرانجام این تونل بی‌پایان بود و از سوی دیگر "دل‌دردی شدید" به نبود آلترناتیو برای فردای پس از "شکست مذاکرات" در دیکتاتوری ولی‌فقیه. زیرا وی به‌خوبی می‌داند که اگر در این برهه و با عقب‌نشینی‌های گسترده و هرچه بیشتر رژیم اش نتواند به توافق برسد، حال جامع و یا نیمه جامع، دیگر فرصتی برای جبران و برداشتن تحریم‌ها که به‌واقع کمر اقتصادی و مالی رژیم را شکسته است، باقی نخواهد ماند. لذا به راین منطق و گذشته از تمامی هارت‌وپورت‌هایی که صرفاً مصرف داخلی و برای دل‌خوش کردن دلواپسان نظام دارد، خامنه‌ای اکنون بر سر یک "دوراهی" تصمیم‌گیری قرار دارد.بر این سیاق وی یا باید تصمیم نهایی را بر سر "نوشیدن جام زهر" آن‌هم تا قطره آخر بگیرد و یا همان خط بی دنده و ترمز را با چشم‌انداز تحریم‌های شدیدتر و باز شدن جبهه‌های بیشتری علیه نظام آخوندی به جان‌ودل بخرد.ولی‌فقیه ارتجاع در این رابطه گفت: «موشکافی دقیق آشکار می‌کند که علت آسیب‌هایی که به خاطر تحریم متحمل شده‌ایم، وابستگی به نفت و اقتصاد دولتی و عدم حضور مردم در متن اقتصاد است... همیشه در آستانه زمان تعیین‌شده برای پایان مذاکرات، لحن خود را سخت‌تر، تندتر و خشن می‌کنند تا اهداف خود را محقق کنند».خبرگزاری حکومتی ایلنا 21 اسفند 1393 این سخنان در وهله نخست به‌خوبی اعتراف بالاترین معمار وضعیت وخیم رژیم به عدم جایگاه مردمی و نفرت و دوری عمومی از چنین دیکتاتوری هار مذهبی است. وی به‌خوبی می‌داند که "خانه‌نشینی بی‌بی از بی چادری است". به شهادت فاکت ها و واقعیت‌های سخت روزمره، خامنه‌ای کاملاً درست می‌گوید که مردم درصحنه حضور ندارند؛ زیرا این رژیم اساساً فاقد مشروعیت و پایگاه اجتماعی است. رژیمی که تنها و تنها به یمن "سرکوب خونین، ترور، بلوا و با شکنجه و اعدام و بگیروببندهای پلیسی و امنیتی" بر کشور حاکم است، نظام فاسد و پوسیده‌ای که چپاول و تاراج اموال ملی در سرلوحه امور خود قرار داده و بقول معروف اکنون از "اوجب واجبات" میان باندهای حکومتی شده است و رژیمی که در اساس جمهوریت را به ملعبه‌ای برای اعمال دیکتاتوری مذهبی تبدیل کرده و به مردم میهنمان اعلان‌جنگ داده است، به‌یقین دارای جایگاهی در میان مردم نیست. از سوی دیگر سخنان خامنه‌ای بیان آن روی سکهٔ "دل‌درد" بین‌المللی و منطقه‌ای رژیمی است که اکنون در دالان‌ها و راهروهای مجامع جهانی در بدر به دنبال به دست آوردن دل ارباب بی‌مروت دنیا است. تیک‌تیک زمان به‌یقین به نفع ویکتوری مذهبی نیست؛ زیرا رژیم آخوندی اکنون نه‌تنها با مردم و مقاومت ایران درگیر است، بلکه ابعاد و تأثیرات افشاگری‌های شورای ملی مقاومت از پنهان‌کاری‌های اتمی رژیم برای ساخت بمب اتمی، چشم و گوش‌های بسیاری از قانون‌گذاران و سیاستمداران را در جای‌جای این گیتی برای به چالش کشیدن هرگونه مماشاتی با دیکتاتوری خامنه‌ای بازکرده است.برای نمونه نامه 47 سناتور آمریکایی به سران رژیم آخوندی و کشیدن خطوط قرمز برای یک توافق احتمالی و همچنین حمایت یک اکثریت دوحزبی شامل 250 تن دیگر از مجلس نمایندگان این کشور از این اقدام نمادین، به‌خوبی چشم‌انداز و آینده تیره و تاریک برای "رهبر انقلاب" و تاکتیک تلاش برای "لغو فوری تحریم‌ها" را روشن کرده است. در این نامه سرگشاده خطاب به سران رژیم آخوندی قانون‌گذاران آمریکا ازجمله نوشته‌اند: «با مشاهده روند مذاکرات هسته‌ای دریافتیم که کاملاً متوجه نظام ما و قانون اساسی ما نشده باشید. هرآن چه که به تصویب کنگره نرسد، صرفاً یک توافق اجرایی است. رئیس‌جمهور بعدی می‌تواند چنین توافقنامه‌ای را با یک چرخش قلم باطل کند و کنگره آینده می‌تواند مفاد این توافقنامه را هرزمانی تغییر دهد». به‌هرحال به تائید "دوست و دشمن" تأثیرات افشاگری‌های اخیر مقاومت ایران راه بدان جا برده که طرف‌های مماشات‌گر در گفتگوهای اتمی با رژیم آخوندی، اکنون در یک عقب‌نشینی آشکار خواهان "کشاندن" توافق احتمالی به شورای امنیت ملل متحد بدون دادن هرگونه تضمینی شده‌اند. در این رابطه سخنگوی وزارت خارجه آمریکا (تلویزیون رژیم آخوندی 2 اسفند 1393) ضمن تائید ضمنی محتوی نامه سرگشاده 47 سناتور، در این رابطه می‌گوید: «ارجاع مسئله ایران به شورای امنیت به معنی رأی‌گیری فوری دراین‌باره نیست، مسلماً برداشتن تحریم‌ها چگونگی زمان‌بندی و فرایند آن‌یک بازگشت به عقب است و هنوز دراین‌باره تصمیمی گرفته نشده. برداشتن تحریم‌هایی که اعضای شورای امنیت تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل تصویب کرده‌اند، مستلزم اقدام جدید این شورا تحت فصل هفتم است، اما لغو تحریم‌های آمریکا نیازمند اقدام کنگره در زمان مناسب است، شورای امنیت نمی‌تواند کنگره را به لغو تحریم‌های آمریکا ضد ایران مجبور کند. ما به دنبال توافق غیر الزام‌آور با ایران هستیم که به‌کارگیری دوباره تحریم‌ها را بر ضد تهران راحت‌تر می‌کند». درحالی‌که رژیم آخوندی در رسانه‌های حکومتی چنین تبلیغ می‌کند که گوئیا موضوع کشاندن توافق‌نامه احتمالی به شورای امنیت خواسته تیم مذاکره‌کننده رژیم بوده است، اما به‌یقین موضع‌گیری اخیر وزارت خارجه آمریکا و طرح کشاندن توافق احتمالی به شورای امنیت، تعریف آن روی سکهٔ " امنیتی " بودن پروژه‌های اتمی رژیم آخوندی برای جهانیان را نیز دارد. در این رابطه سایت حکومتی جوان آنلاین وابسته به بسیج و سپاه پاسداران (20 اسفند 1393) می‌نویسد: «تصمیم کنونی تیم مذاکره‌کننده نظام درباز کردن پای شورای امنیت سازمان ملل به توافق هسته‌ای را باید تله حقوقی با ابعاد بین‌المللی دانست که می‌تواند هزینه‌های فراوانی را به جمهوری اسلامی تحمیل کند؛ یعنی اینکه پذیرفته‌ایم این پرونده مخل صلح جهانی و تجاوز آشکار به صلح است، یعنی امری که در طول 10 سال غربی‌ها درصدد اثبات آن هستند، درنتیجه ما خود آن را پذیرفته و بر آن صحه گذاشته‌ایم». در چنین مختصاتی و با اوج‌گیری جبهه‌بندی‌ها در سطح بین‌المللی علیه هرگونه سیاست مماشات با دیکتاتوری آخوندی، وضعیت پرونده اتمی و احتمال دستیابی به توافقی جامع نیز بسیار بغرنج شده و خود از وجود یک قطب‌بندی جدید در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی خبر می‌دهد. این امر به‌یقین وضعیت را برای خامنه‌ای طلسم شکسته بسیار دشوار خواهد کرد؛ زیرا اهرم فشارها اکنون به‌گونه‌ای است که خامنه‌ای را منطقاً برای رسیدن به یک توافق نهایی وادار به "عقب‌نشینی‌های" هرچه بیشتری می‌نماید. اوضاع درهم‌برهم رفته مذاکرات اتمی و به‌ویژه سخنان اخیر ولی‌فقیه زهر خورده بر سر نوشیدن و یا نه نوشیدن این "بار گران" و همچنین وضعیت ناروشن رسیدن به یک توافق احتمالی و به‌ویژه کشاندن آن به شورای امنیت حکایت همان مثل قدیمی ما ایرانیان است که می‌گوید:«اگر خر نیاید به نزدیک بار، تو بار گران را به نزدیک خر بیار».24 اسفند 1393

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان