01222021جمعه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
برگزاری شکوهمند کهکشان آزادی آنهم در شرائطی که ویروس مرگبار کرونا تمامی این کره خاکی را درگیر خود و به تبع آن مجموعه فعالیت های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و تجاری را قفل نموده، به یقین «شاهکاری» بی نظیر می باشد.
تنها چند ساعت به برگزاری پرشکوه کهکشان باقی نمانده است، اما با نیم نگاهی به صحنه داخلی و بین المللی اکنون می توان به این واقعیت رسید که خامنه ای یکبار دیگر برای برهم زدن این گردهمایی بزرگ که به یقین در نوع خود بی سابقه می باشد، شکست سنگینی را متحمل شده است. دلیل آن نیز بسیار روشن است، زیرا حکومت با راه انداختن موج دستگیری های کور و صدور و یا اجرای احکام اعدام علیه فرزندان میهن امان، تلاش داشت تا این واقعه بزرگ را تحت شعاع خود قرارداده و بدین سان بر مقبولیت مجاهدین و طرح ۱۰ ماده ای خانم رجوی، خاک بپاشد.توفان بزرگ ایرانیان در شبکه های مجازی علیه حکم اعدام سه تن از قیام آفرینان که بنابرداده های بین المللی به مرز ۶ میلیون رسیده است، همان مشت محکم مردم و مقاومت ایران علیه جباریت رژیم آخوندی و ادله ای بر وجود «همبستگی ملی» برای ایرانی آزاد، دمکراتیک و حاکمیت مردمی می باشد.در چنین شرائطی و در حالیکه رژیم آخوندی اکنون زیر ضرب جامعه بین المللی قرارگرفته و دیپلمات تروریست آن، اسدالله اسدی ، بدلیل آمریت در توطئه بمب گذاری علیه گردهمایی بزرگ ایرانیان در سال ۲۰۱۸ در ویلپنت پاریس، در مقابل یک دادگاه ذیصلاح خارجی تحت پیگرد و محااکمه قراردارد،  ایرانیان به پیشواز کهکشان ازادی مردم ایران می روند. بقول بیانیه ۳۱ شخصیت برجسته در ایالات متحده «زمان حسابرسی از رژیم اخوندی فرا رسیده است».این مهمترین وجه از شکست رژیم و دستگاه بشدت روحیه باخته آخوندها در مقابله با تنها هماورد خود است. ولی فقیه طلسم شکسته که اکنون به منفورترین فرد در میان رهبران جهان تبدیل شده، به اشتباه براین باور بود که با راه انداختن اعدام های فله ای، دستگیری های کور و ایجاد فضای رعب و وحشت، خواهد توانست تا کشتی به گل نشسته نظام را از بحران ها و توفان های پیش رو به سلامت به ساحل نجات برساند.براین اساس خامنه ای از هفته ها قبل با راه اندازی انواع و اقسام توطئه ها علیه اشرفیان قهرمان و نیز بکارگیری شبکه های اطلاعاتی رژیم در آلبانی از طریق عوامل دست نشانده، گوشه هایی از استیصال و درماندگی حاکمیت را به نمایش گذاشت. همچنین وجود پاندمی کرونا و گسترش این بیماری مرگبار در شهرهای کشور که اکنون بنابرداده های مقاومت ایران جان بیش از «۷۱ هزار» هموطن امان را گرفته است ، خود عاملی گردید تا خیال حاکمیت از برگزری هرگونه تجمع اعتراضی ، حال در صحنه های داخل کشور و یا شبکه های مجازی را غیر ممکن تلقی نماید.بهرهرحال در چنین شرائطی ایرانیان آزاده و اشرف نشانان با وجود کرونا، و تبعات مخرب این بیماری و با وجود سایه ترور و اعدام و سرکوب به پیشواز گردهمایی کهکشان می روند. جود خیل گسترده حامیان مقاومت ایران و بویژه شخصیت های برجسته سیاسی، مذهبی، حقوق بشری، علمی، فرهنگی و اجتماعی و نیز ایرانیان تشنه آزادی از سراسرجهان و نیز مواضع صریح آنان برای شرکت در این گردهمایی بزرگ، خود مبین وجود بهترین صف بندی ملی و بین المللی علیه دیکتاتوری ولی فقیه می باشد.
با شدت گرفتن تحولات در کشور مصیب زده سوریه و در حالیکه نیروهای سپاه پاسداران در این کشور متحمل ضربات نظامی شدیدی طی ماه های اخیر شده اند، خامنه ای دست به انعقاد یک قرارداد همه جانبه «دفاعی، امنیتی و نظامی» با بشار اسد خون ریز زده است. به یقین نخستین هدف اصلی برای دیکتاتوری مذهبی حاکم بر میهن امان، سفت کردن جای پا در سوریه و حفظ موقعیت بشدت لرزان نیروی تروریستی قدس می باشد. براین منطق ولی فقیه تلاش دارد تا نخست ضمن حفظ «چهره» خونین و مالین خود در میان نیروهای زهوار درفته و روحیه باخته رژیم که اکنون آماج حملات گسترده هوایی و پهپادی اسرائیل قرار دارند، همچنان در ساختارهای نظامی و امنیتی این کشور ایفا گر نقش باشد.باید اذعان نمود که وضعیت در دمشق و برخلاف تمامی تبلیغات رژیم آخوندی بسیار شکننده می باشد، این واقعیت نیز بدلیل علائم چرخشی است که اکنون از سوی دو طرف مهم معادله یعنی روسیه و ترکیه انجام گرفته است. برای نمونه روسیه اکنون به این واقعیت رسیده که بدون مشارکت تمامی نیروهای مخالف و حتی اپوزیسیون مسلح، امکان ایجاد هرگونه ثبات در سوریه غیر ممکن بوده و آینده ای به مانند «افغانستان» در دهه نود میلادی به انتظارش نشسته است. برای منطق در پرهیز از یک جنگ فرسایشی که انتهای تونل آن روشن نیست، باید به این چرخش استراتژیک رسید. براین اساس سیاست میان مدت کرملین برای عبور از بحران، دیگر تنها بر قدرت نظامی و شکست طرف های مقابل استوار نشده، بلکه فراتر از آن رسیدن به نوعی «وحدت» میان دمشق و اپوزیسیون مسلح در مناطق مختلف این کشور می باشد.منافع بلند مدت روسیه نیز برای تبدیل سوریه به یک «سرپل» استراتژیک در حاشیه دریای مدیترانه که منطقا می تواند دروازه های «امنیتی و اقتصادی» را بروی اقتصاد ضعیف و شکننده این کشور باز نماید، در سیاست نوین مسکو، نقش ویژه ای بازی می کنند. سخن رسیدن به نوعی آرامش و ایجاد ثبات، حتی بدون بشار اسد می باشد که النهایه به تضعیف و حتی کوتاه شدن دستان رژیم آخوندی راه خواهند برد. چنین وضعیتی نیز برای ترکیه وجود دارد، زیرا این کشور نیز گذشته از مطامع بلند پروازانه آنکارا برای الحاق بخشی از خاک سوریه به خود، نیاز شدیدی به ایجاد آرامش در کنار مرزها و به تبع آن صدور سرمایه و بازسازی شهرهای بشدت ضربه خورده این کشور را دارد. براین منطق دو طرف این معادله یعنی روسیه و ترکیه به لحاظ سیاست های میان و بلند مدت نه تنها به یکدیگر نزدیک شده اند، بلکه فراتر از آن به نوعی «اتحاد عمل» در مقابل هرج و مرج و ادامه این وضعیت بحرانی رسیده اند، امری که اکنون وضعیت را برای آخوندها، با تمامی سرمایه گذاری هایشان، بسیار دشوار و پیچیده کرده است.همچنین باید اذعان داشت که بازنده اصلی در این دور از بازی و ورق خوردن برگ ها، کسی بغیر از جمهوری آخوندی نیست. دلیل آن نیز علاوه بر شکست های نظامی و دریافت ضربات سنگین هوایی و پهپادی و به تبع آن خروج اجباری بخش عمده ای از نیروهای ضربه خورده رژیم از سوریه، تاکید رژیم آخوندی بر ادامه بحران و سیاست «جنگ داخلی» در سوریه می باشد. سخن از واقعیتی است که در سیاست های کشورگشایانه رژیم برای بلیعدن منطقه تنیده شده است، بطوریکه هرگونه «صلح و آرامش» در جای جای منطقه خاورمیانه، بطور خاص اکنون در سوریه و یا عراق، به معنای ریختن آب بر آتش افروزی های ولایت فقیه محسوب می شود. سرمایه گذاری های کلان حکومت آخوندی برای راه اندازی نیروهای نیابتی و بنیادگرا تحت پوش لشکرهای «فاطمیون، عماریون، زینبیون و حزب الله» با فرماندهی نیروی تروریستی قدس که عمدتا از نیروهای بنیادگرا از لبنان، افغانستان، پاکستان، عربی و عراق تکشیل شده اند، نشان از این واقعیت را دارند که خامنه ای با اهرم «زور» تلاش دارد تا دمشق را به تصرف خود در آورد. براین اساس تنها طی ده سال گذشته رژیم آخوندی علاوه بر «نفت مجانی»، قریب «۳۰ میلیارد دلار» برای حفظ بشار اسد خون ریز سرمایه گذاری کرده است. حفظ بشار اسد در دمشق برای خامنه ای به مثابه حفظ «خاک ریزی» برای دفاع از حاکمیت در تهران می باشد. به این واقعیت نیز پیشتر آخوند طائب، از مسئولان اصلی سپاه در بیت خامنه ای در بهمن ۱۳۹۱ اینگونه اعتراف کرده بود: «سوریه استان سی و پنجم و یک استان استراتژیک برای ماست. اگر دشمن به ما هجوم کند و بخواهد سوریه یا خوزستان را بگیرد اولویت با این است که ما سوریه را نگه داریم چون اگر سوریه را نگه داریم می‌توانیم خوزستان را هم پس بگیریم اما اگر سوریه را از دست بدهیم تهران را هم نمی‌توانیم نگه داریم». بدین سان ملاحظه می شود که نگاه خامنه ای به سوریه اساسا نگاهی «امنیتی» با هدف حفظ قدرت در تهران می باشد. خامنه ای اکنون با وجود بحران سرنگونی در ایران و وضعیت بشدت لرزان رژیم در داخل با پتانسیل انفجاری جامعه، نیاز شدیدی به سفت کردن کمر بند «امنیتی» در خارج از مرزها را دارد. قرارداد اخیر میان تهران و دمشق که بخشی از آن سامانه های موشکی را در بر میگیرد و تماما خلاف قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت مل متحد می باشد، تلاشی است برای حفظ و حفاظت از نیروی بشدت ضربه خورده تروریستی قدس در این کشور. به یقین این قرارداد، نه در راستای همکاری های مشترک، بلکه در راستای «رقابت» برسر خوان یغما و «بود و نبود» بشار اسد صورت گرفته است.
در فردای سقوط معمر قذافی مردم کشور بحران زده لیبی براین باور بودند که روزگاری خوش و آینده ای مملو از آزادی و آبادانی در انتظار انان می باشد. اما با نیم نگاهی به روند طی شده طی یک دهه گذشته و شدت گرفتن بحران و جنگ های داخلی در این کشور، به یقین می توان اذعان نمود که آن آرزوها ، خواب و خیالی بیش نبوده است. دراین راستا و با برروز دومین جنگ داخلی در لیبی، اکنون این کشور را نه تنها به میدان رقابت برای زور آزمایی سیاسی، بلکه فراتر از آن صحنه نبردی خونین میان کشورهای منطقه و فرامنطقه ای تبدیل کرده است.یک نمونه این دخالت ها در سرزمینی که بر روی دریایی از منابع طبیعی مانند نفت قرار دارد، همان ورود دیکتاتوری ولی فقیه به صحنه منازعات می باشد، زیرا اساس و بنیان لیبی برپایه «شش قبیله» بزرگ استوار گردیده که در فردای سرنگونی معمر قذافی، هیچکدام حاضر به مصالحه و قبول یک قدرت مرکزی نیرومند نگردیده و براین اساس زمینه های یک جنگ فرسایشی و داخلی را در سایه دخالت های خارجی، پایه گذاری کردند. دراین راستا نیز شاهد هستیم که رژیم آخوندی با گسیل نیروهای نیابتی خود مانند «حزب الله، عصائب و حشد الشعبی و یا نیروهای جهادی از سوریه» و نیز گسیل نیرو تحت عنوان «کارمندان هلال احمر» که تماما ازسوی نیروی تروریستی قدس حمایت می شوند، برآتش جنگ میان قبایل و گروه ها در لیبی افزوده است. پیشتر یک فرمانده ارتش ملی لیبی (سایت العربیه ۲۷ مارس ۲۰۱۹) در سخنانی تاکید کرده بود: «اسناد آشکاری از اقدام‌های این کشورها و برخی از رهبران گروه‌های تروریستی وجود دارد. مردم لیبی وجود ساختاری مسلح در خیابان همچون حزب‌الله در لبنان را نمی‌پذیرند». سخن از شکافی است که اکنون میان «دولت وفاق ملی» در طرابلس و «ژنرال حفتر» یا همان «ارتش ملی» ایجاد گردیده و در سایه این شکاف ولی فقیه نیز تلاش دارد تا نقش مخرب خود را برای برهم زدن تعادل قوا و النهایه بدست گرفتن بخشی از قدرت سیاسی در این کشور ایفا نماید. این همان سیاست مخربی است که رژیم آخوندی پیشتر در لبنان، سوریه و عراق و یا اکنون در یمن در پیش گرفته است، یعنی با حضور خزنده نظامی و بکارگیر نیروهای تروریستی ، به بهم خوردن تعادل سیاسی در پایتخت، دست یابد. دراین رابطه سایت حکومتی دیپلماسی ایرانی وابسته به وزارت خارجه رژیم (۱۱ تیر ۱۳۹۹) در گزارشی از دیدار اخیر محمد جواد ظریف، ماله کش اعظم نظام، از ترکیه می نویسد: «موسسه دفاع از دموکراسی ها در واشنگتن با اشاره به حضور ایران در لیبی می گوید که ایران از طریق استقرار عناصر طرفدار خود یا تزریق پول و سلاح، در نقاطی از کشورهای خاورمیانه که حکومت مرکزی بر آنها سیطره ندارد نفوذ می کند».ترجمان این جملات به معنای تلاش آخوندها برای دستیابی به آبهای گرم مدیترانه و شکل دادن هلال شیعه می باشد. وجود مناطق گسترده نفتی و یا صدها کیلومتر مرز دریایی با اتحادیه اروپا برنقش ژئوپلیتیک این کشور و حرص طرف های درگیر از جمله رژیم آخوندی نیز افزوده است.  براین اساس دیکتاتوری خامنه ای در قدم نخست با اتخاذ سیاست حمایت از دولت وفاق ملی، منطقه نفوذ خود را در سایه همکاری با ترکیه گسترش داده است. سیاست کوتاه مدت رژیم در این منطقه بحرانی نخست دور زدن تحریم ها به کمک ترکیه می باشد ودر میان مدت نیز ایجاد پایگاه های نظامی و شکل دادن به نیروهای بنیادگرای تحت حمایت خود. یک نمونه از این همکاری را در ارسال سلاح با کشتی «شهرکرد» می توان رویت نمود. از آنجائیکه این کشتی در لیست تحریم های آمریکا قراردارد، رئیس دولت وفاق ملی در هراس ار تبعات آن، اعلام کرد که از «ماهیت محموله های» این کشتی اطلاع نداشته و لذا آن را در بندر مصراته توقیف نمود. بکارگیری «موشک‌های دهلاویه». ساخت صنایع سپاه در جنگ های داخلی لیبی که بنابر داده ای رسانه ای با این کشتی حل گردیده اند، ادله ای بر دخالت های آشکار رژیم اخوندی در این کشور و دامن زدن به جنگ داخلی می باشد. همچنین بنابرداده های بین المللی، ولی فقیه تلاش دارد تا با هردو جناح درگیر در لیبی ، چه در«خفا و یا آشکار» همکاری نظامی، تسلیحاتی و کمک های مالی نماید. هراس آخوندها از قدرت گرفتن ترکیه در لیبی و از طریق دولت وفاق ملی است. از سوی دیگر حضور و دفاع عمده کشورهای حاشیه خلیج فارس از ژنرال حفتر نیز مطلوب خامنه ای و رقابت های منطقه ای وی نمی باشد. براین منطق بازی با هردو طرف و راه اندازی سیاست «برد- باخت» هردو گروه درگیر، در دراز مدت بسود مطامع آخوندی تا شکل گیری نیروهای شبه نظامی و دست نشانده آنها در لیبی می باشد.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان