12022021پنج شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
س از شکست فضاحت بار اتمی و تن دادن به تسلیم نامه وین، زیگزاک باند های متخاصم رژیم در زمینه سیاست منطقه ای و به ویژه گسیل سراسیمه وزیر خارجه دولت آخوند روحانی به سوریه و لبنان خبر از آن می دهد که چنته «مقام معظم» در این دو کشور به چه میزان در حال خالی شدن است. به ویژه شکست های نظامی زنجیره ای رژیم در سوریه و یمن و ابراز تنفر مردم عراق از مالکی مزدور و دست نشانده ی خامنه ای در خیابان های این کشور و همچنین وجود ترمزی به نام قطعنامه ۲۲۳۱ از سوی شورای امنیت اکنون نیاز بنیادگرایی حاکم بر میهنمان را بر دمیدن بر شیپور صدور ترویسم و شدت بخشیدن به این سیاست دوچندان نمایان می کند. مضافا برآن نیز باید به رشد فشارها ی اجتماعی و مقاومت ایران بر کلیت نظام و موقعیت بسیار ضربه خوردن ولی فقیه در دوران پسا زهرخوران بخوبی گویای این نیاز بر صدور بحران به خارج از مرزها می باشد. در چنین شرایطی به یقین اعلام چند باره صدور تروریسم آنهم پس از توافق اتمی که بر سیاق آن قرار است طی چند ماه آینده قریب ۱۰۰ میلیارد دلار از اموال بلوکه شده رژیم آزاد گردد، به خوبی نشان دهنده چشم انداز تصمیمی بسیار مخرب از سوی حامیان سیاست مماشات می باشد؛ زیرا اکنون جهانیان و به ویژه مردم تحت ستم بنیادگرایی در منطقه به عینه می بینند که چگونه خلیفه ارتجاع و پدرخوانده و بانکدار تروریسم به طرز وحشیانه ای کشورهای همسایه را آماج بمب و ترور و بلوا و جنگ قرارداده است. ایضا نیز مردم ایران نه تنها هر روز نظاره گر «دیوارنگاره‌ای در تهران که در آن، چهره محمد منیف اشمر و علی منیف اشمر اعضای حزب‌الله لبنان که هر دو در عملیات بمب‌گذاری انتحاری کشته شدند» می باشند، بلکه شاهد و گواه این حقیقت هستند که از این اموال بلوکه شده ذره ای در راستای بهبود وضعیت ومعیشتی و اقتصادی کشور قرار نخواهد گرفت و تمامی این پول ها یا در جیب گشاد آخوند های دزد و چپاولگر مفقود و یا خرج باند های تروریستی در منطقه خواهد شد.در این رابطه دیکتاتوری ولایت فقیه در سایه بی عملی و سکوت سیاست مماشات و امتیازات فراوانی که تا به امروز از این سیاست مخرب دریافت کرده است، آشکارا از طرحی به نام «سيستم يكپارچه‌ سازي مسلمانان توسط انقلاب اسلامي» سخن می گوید. از ذات رژیم آخوندی می دانیم که تروریسم در کنار نقض شدید حقوق بشر همواره یکی از پایه های اصلی سیاست های استراتژیک حکومت را تشکیل می دهد. براین منطق یکبار دیگر این سخن مقاومت ایران به اثبات رسیده است که رژیم به طور هم زمان و پس از سرکشیدن جام زهر اتمی به یقین به سوی این دو سیاست مخرب روی خواهد آورد.هم ابعاد سرکوب خونین و موج جدید اعدام ها در دولت آخوند روحانی و هم میزان نقل و انتقالات تروریستی از سوی نیروی تروریستی قدس در جای جای منطقه بخوبی بر این نظریه مهر تائید میزنند. موج جدید ترور که رژیم در منطقه براه انداخته است، اکنون خود را در دستگیری باند های ترور وابسته به نیروی تروریستی قدس در بحرین، کویت، سوریه و یمن به نمایش گذاشته است. ابعاد دخالت های دیکتاتوری ولی فقیه در این رابطه بحدی است که برای نمونه تلویزیون العربیه (23 مرداد 1394) با اشاره به سیاست صدور ترور از سوی رژیم آخوندی گزارش کرد: «وزارت کشور کویت اعلام کرد دستگاههای امنیتی این کشور مقادیر زیادی تسلیحات و مهمات را که از عراق قاچاق شده و در نزدیکی مرزهای این کشور مخفی شده بود کشف کرده است. دستگاههای امنیتی کویت در همین رابطه سه نفر که گمان می‌رود وابسته به حزب‌الله لبنان هستند دستگیر کرده است. منابع دیگری گفتند هسته تروریستی دستگیر شده وابسته به حزب‌الله هستند که توسط رژیم ایران حمایت می‌شود». پیش تر از آن نیز رسانه های بین المللی از دستگیری تروریستهای صادراتی و آموزش دیده دیکتاتور زهر خورده در تهران به همراه انبوهی سلاح و مواد منفجره در بحرین خبرداده بودند. به گزارش سایت مجاهدین خلق (۴ مرداد ۱۳۹۴): «وزارت کشور بحرین ۳ مرداد ۹۴ اعلام کرد که مقامات این کشور تلاش برای قاچاق مواد منفجره بسیار خطرناک و سلاحهای اتوماتیک و مهمات از طریق دریا به داخل این کشور را خنثی کرده‌اند و دو نفر را دستگیر کرده‌اند که یکی از آنها در ایران آموزش دیده است».ابعاد تروریسم رژیم تنها به مرزهای غربی و کشورهای خاورمیانه بسنده نمی کند، بلکه اکنون به مرزهای شرقی و اسیای میانه نیز مانند کشورهمسایه افغانستان نیز رسیده است. دراین رابطه به گزارش خبرگزاری بخدی افغانستان «قیس حسن، رئیس کمیسیون مواصلات و مخابرات مجلس نمایندگان این کشور با انتقاد شدید از اعزام غیر قانونی نیرو به عراق و سوریه توسط ایران گفته است اسنادی را به دست آورده که نشان می دهد، ایران برای انتقال «افراد مشکوک» که بیشتر شان نقاب پوش هستند، هواپیمای آریانا مربوط به دولت افغانستان را به خدمت گرفته است.قیس حسن گفت: «این هواپیما از سوی شرکت ایرانی به نام ماهان سپهر اجاره شده و در جریان یک ماه بارها به عراق پرواز کرده و افرادی را تحت تدابیر شدید امنیتی به عراق انتقال داده است». بهرحال از هر منظر که به صحنه منطقه ای بنگریم، وجود بازوان خونین رژیم آخوندی در کشورهای همسایه را بخوبی می توان مشاهده کرد. حال سوال اینجاست که بواقع با چنین سیاست مخربی چه باید کرد. آیا دادن امتیاز و ادامه سیاست سکوت و مماشات که تا به امروز جریان داشته است، پاسخگوی این روند مخرب است؟ به یقین پاسخ به این سوال منفی است. راهکار همانگونه که خانم رجوی بکرات اعلام کرده است «تنها راه مقابله با رژيم ولايت فقيه و برون از بحران، خلع يد از رژيم آخوندها در سراسر منطقه و سرنگوني آن در ايران است».همچنین در راستای است که ارسال پرونده های تروریستی رژیم آخوندی به شورای امنیت ملل متحد و اقدام متحد جامعه بین المللی علیه آن معنی و مفهوم واقعی خود را بیان می کند.
. کمتر روزی است که در منطقه بحرانی خاورمیانه گوشه‌هایی از ابعاد صدور تروریسم از سوی ابوداعش حاکم بر تهران نمایان نشود از تاریخچه سی‌وشش‌ساله دیکتاتوری آخوندی حاکم بر میهنمان می‌دانیم که اساس سیاست‌های راهبردی ولایت‌فقیه بر سه‌پایه نقض حقوق بشر، صدور تروریسم و بنیادگرایی استوار است. سخن از سیاست‌های استراتژیکی است که دیکتاتوری مذهبی از طریق آنها و به‌موازات سرکوب خونین دگر اندیشان و مخالفان داخلی، در منطقه خاورمیانه و به‌تازگی در شاخ آفریقا دست به لشکرکشی و کشورگشایی زده است. سیاستی که بقول ولی‌فقیه طلسم شکسته از «اوجب واجبات» و در راستای رویای راه‌اندازی خلافت ارتجاعی است. خامنه‌ای که در بن‌بست مذاکرات اتمی در لرزان‌ترین موقعیت ممکن قرارگرفته است، اکنون بر سرعت صدور بحران تروریسم و کشورگشایی در منطقه افزوده است. ارسال سلاح و مهمات، راه‌اندازی و کپی‌سازی بسیج ضد مردمی، دخالت‌های مستقیم نیروی تروریستی قدس در کشورهای منطقه و حمایت‌های مالی, لجستیک و سیاسی از نیروهای بنیادگرا و تروریستی تنها بخش کوچکی از این سیاست را به نمایش می‌گذارد. پیش‌تر نیز آخوند سعیدی، نماینده ولی‌فقیه ارتجاع در سپاه پاسداران طی سخنانی در تلویزیون حکومتی (3 بهمن 1393) به سیاست صدور تروریسم در کشورهای منطقه این‌چنین اعتراف کرده بود: «بسيج خيلي جاي خودش رو پیداکرده در لبنان شكل گرفت بسيج در غزه شكل گرفت بسيج در سوريه شكل گرفت بسيج در عراق هم در حال شكل‌گيرييه. بازگشايي جبهه جديد در كرانه باختري كه بخش عمده‌اي از فلسطين است حتماً در دستور كار خواهد بود و اين امر بخشي از واقعيت جديدي است كه به‌تدريج رخ عيان خواهد كرد».ترجمان این سخنان اعلام رسمی همان سیاست مخرب و کشورگشایانت رژیم آخوندی تحت صدور تروریسم است که امروز چهره خشن و سرکوبگرانه خود را در جای‌جای منطقه خاورمیانه به نمایش گذاشته است. چهره‌ای که در آن بمب‌گذاری، ترور دگراندیشان، صدور بلوا، جنگ، برادرکشی و خون‌ریزی را در آن به‌خوبی می‌توان به ثبت رساند. همچنین نگاهی به آمار تلفات روبه رشد نیروی تروریستی قدس در جنگ‌های داخلی سوریه، عراق و یمن نیز مهر تائید دیگری بر طرح و برنامه‌های تروریستی و بنیادگرایانه رژیم آخوندی دارد. پاسدار شمخانی دبیر شورای امنیت ملی حکومت در مراسم تشیع جنازه یکی از فرماندهان سپاه بنام تقوی در عراق طی سخنانی (8 دی‌ماه 1393) آشکارا به سیاست صدور تروریسم و بنیادگرایی این‌چنین اعتراف کرده بود: «شایعه‌پراکنان بیمار این روزها می‌گویند ما را چه‌کار به این‌که در عراق و سوریه چه می‌گذرد؛ اگر تقوی‌ها در سامرا خون ندهند ما باید در سیستان، آذربایجان، شیراز و اصفهان خون بدهیم... . تقوی و تقوی‌ها امروز برای این خون می‌دهند که قبل از آن‌که ما در تهران خون دهیم باید در سامرا دفاع کرد و خون داد». ولی‌فقیه ارتجاع با این سیاست تلاش دارد تا «اهرم» فشار مناسبی برای مذاکرات و باج‌خواهی از جامعه بین‌الملل به دست آورد و بدین‌سان به چرخش و توازنی در مذاکرات اتمی دست یابد؛ اما خامنه‌ای و مجموعه دیپلمات تروریست‌های حکومتی به‌خوبی می‌دانند که حنای سیاست صدور بلوا، بمب‌گذاری و بنیادگرایی اکنون به یمن افشاگری‌های مقاومت ایران و پایداری یاران بی‌قرار ما در رزمگاه لیبرتی که به ائتلاف بزرگ منطقه‌ای علیه مطامع خلیفه ارتجاع راه برده است، دیگر رنگ و لعاب و آن راهگشایی دهه‌های گذشته را ازدست‌داده است. سخن از سیاستی استراتژیک است که در فردای مرگ خمینی و با گل نشستن ماشین جنگ ضد میهنی هشت‌ساله به دست رزمندگان ارتش آزادی، به‌عنوان سیاست پایه‌ای رژیم آخوندی برای مقابله با بحران‌های مرگبار داخلی و بین‌المللی در دستور کار حکومت قرارگرفته. به‌یقین ابعاد این سیاست مخرب قابل‌پیشگیری می‌بود, به‌شرط آنکه مماشات گران در دوران رفسنجانی و آخوند شیاد خاتمی سیاست و تجارت را با یکدیگر قاتى نمی‌کردند.در این راستا هفته گذشته کشور همسایه بحرین آخرین نمونه سیاست صدور تروریسم رژیم آخوندی را با کشف مواد منفجره و وسایل ساخت بمب این‌چنین برملا نمود. به گزارش خبرگزاری رویتر (28 خرداد 1394): فرمانده پليس بحرين گفت: «تکنیک‌های بكار گرفته‌شده در توليد اين مواد منفجره مشابهت‌های روشن و واضحي با شیوه‌های گروه‌های آلت دست سپاه پاسداران دارد. فرمانده پليس بحرين گفت: مواد کشف‌شده شامل مواد منفجره قوي، چاشنی‌های انفجاري، مدار بندی‌های الكتريكي پيشرفته، مواد شيميايي و تلفن‌های موبايل می‌باشند. او گفت پيچيدگي مواد کشف‌شده نشان‌دهنده كار حرفه‌ای و پشتيباني از جانب كشورهاي خارجي است. او اضافه كرد؛ افراد دستگیرشده تلاش داشتند اين مواد را به عربستان نيز منتقل نمايند». همچنین وزارت خارجه آمریکا در آخرین گزارش خود و تنها کمتر از ده روزبه موعد توافق احتمالی اتمی میان کشورهای 5 بعلاوه یک با دیکتاتوری خامنه‌ای یک‌بار دیگر رژیم ولایت‌فقیه را «حامی تروریسم» معرفی کرد؛ بنابراین گزارش (سایت مجاهدین خلق 30 خرداد 1394): رژیم ایران از طریق نیروی قدس به حمایت از گروه‌های تروریسم در جهان ادامه می‌دهد. تینا کیدانو سفیر آمریکا در امور مبارزه با تروریسم گفت: نگرانی ما در مورد رژیم ایران به قوت خوب باقی است. حزب‌الله و دیگر گروه‌های تروریستی به نیابت از رژیم ایران عمل می‌کنندوی تأکید کرد: مذاکرات اتمی مانع نمی‌شود که ما بگوییم رژیم ایران حامی تروریسم است. ما مجازات‌هایی را علیه این رژیم اعمال کرده‌ایم که مربوط به تروریسم است و این مجازات‌ها تغییر نکرده‌اند. در مورد سپاه پاسداران هم مجازات‌ها به قوت خود باقی است». با هر منظر که به سیاست‌های مخرب رژیم آخوندی در منطقه بنگریم, به‌یقین به مخرج مشترک صدور تروریسم در سایه بنیادگرایی خواهیم رسید. موقعیت لرزان خامنه‌ای در پی شکست‌های مستمر و شقه و شکاف در درون نظام آخوندی باوجود اخبار مربوط به بیماری شدید خامنه‌ای، اکنون چشم‌انداز سیاست‌های استراتژیک ولی‌فقیه را هرچه بیشتر تیره‌وتار کرده و دیکتاتوری را با تمامی تلاش‌های باند رفسنجانی – روحانی برای متقاعد کردن خامنه‌ای به خوردن جام زهر اتمی و در پی آن جام‌های زهر بعدی, به‌یقین با بن‌بست‌های جدی روبرو کرده است. بقول خانم رجوی:راه‌حل نهايي در:1- خلع يد و خارج كردن رژيم ايران از سوريه، عراق و يمن2- و مهمتر از آن، در تغيير رژيم در ايران است. رژيم بنيادگرا در ايران بايد تغيير كند چون اين رژيم يك چتر سياسي و سرچشمه ايدئولوژيكي و پشتوانه لجستيكي و مالي براي بنيادگراها و تروريسم در جهان امروز است و اگر نفوذ ويرانگر ملاها نبود، عراق، سوريه، يمن و لبنان، امروز در ثبات و آرامش بودند. فراموش نكنيد كه با سرنگوني رژيم ايران، شبه‌نظاميان تحت فرمان سپاه قدس نظير حزب‌الله لبنان، انصار الله حوثي در يمن و گروه‌های چندگانه در عراق، در جا منهدم و نابود مي‌شوند و فضاي حياتي براي گروه‌های بنيادگرا از القاعده تا داعش تا سايرين از بين مي‌رود».30 خرداد 1394
شنبه گذشته تاریخی ترین و بی سابقه ترین گردهمایی ایرانیان، با حضور فعال و پرشور یاران و اعضاء خانواده بزرگ مقاومت ایران و تمامی آنانیکه برای دمکراسی، حقوق بشر، کرامت انسانی و رهایی از بنیادگرایی هار مذهبی و بویژه خلیفه ارتجاع حاکم برمیهنمان دلبسته اند، با پیروزی درپاریس برگزار شد. ایرانیان، صرفنظر از هرقوم و ملیتی و گذشته از هر دین و آئین و مرام و عقیده و مسلکی متحدا به مریم رجوی و آرمانهای انسانی او، به دیدگاه های ارزشمند و جهانشمول وی و همچنین به برنامه ده ماده ای مقاومت ایران برای فردای ایران آزاد آری گفتند و خواهان سرنگونی این رژیم ضد بشری شدند. همچنین موج خروشان عاشقان آزادی در مراسم بزرگ امسال ایرانیان در ویلپنت پاریس بواقع قابل وصف نیست. سخن از ایرانیان آزاده، اشرف نشانان و حامیان جهانی مقاومت ایران است که مشتاقانه خود را از چهارسوی جهان به پاریس رساندند تا دیگر بار با تمامی ارزشهای مقاومت ایران، با خیل شهدا و زندانیان سیاسی، با یاران بیقرارمان در رزمگاه لیبرتی و با مردم تحت ستم میهنمان تجدید عهد کنند. تجدید عهدی با مریم رجوی برای ایرانی عاری از سلاح اتمی ورساندن پیام تاریخی « نه » به خامنه ای پلید، این خلیفه ارتجاع و آدمخوار و تمامی باندهای اندرونی و بیرونی رژیم و همچنین به سیاست مخربی بنام مماشات. « شرايط بحراني رژيم، در شكستهاي خامنه‌اي و در تنزل موقعيت او ديده مي‌شود. خامنه‌اي در يکپارچه‌سازي هيأت حاكمه رژيمش شکست‌خورده است. تن‌دادن او به روي كار آمدن آخوند روحاني، نمود اين شكست است. اما اين شكست، در وهلة اول نه به‌خاطر تحريمهاي بين‌المللي بود و نه بر اثر بحران اقتصادي، بلكه مهمترين علت، مقاومت و قيام شما مردم ايران بوده است.حالا ولي فقيه و رئيس‌جمهور رژيم روزانه در حال تيغ‌كشيدن به روي يكديگرند و اين جنگ گرگها، در مرحلة پاياني است. رفسنجاني آشكارا به شورايي‌شدن ولايت‌فقيه فراخوان مي‌دهد. در خبرگان ارتجاع، براي اولين بار يك قطب رقيب ولايت فقيه پا گرفته است، باند مدافعان خامنه‌اي به ميزان زيادي شقه و تجزيه‌شده است، يعني محوري كه بايد رژيم را در تنش و توفان، حفظ كند، خودش لرزان است» (بخش هایی از سخنرانی مریم رجوی 13 خرداد 1394) همچنین حضور فعال بیش از 600 تن از نمایندگان، سیاستمداران، اندیشمندان و فعالان حقوق بشر از سراسر گیتی در این میتینگ بزرگ که به باور بسیاری از کارشناسان و ناظران مسائل ایران، سنگ بنایی برای تحولی جدی در رابطه با دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران است، خود مبین آگاهی و بیداری وجدان های انسانی است.نمایندگان ملت های جهان متحدا بر دو نکته ی اساسی تاکید نمودند. نخست بر اعتبار سازمان مجاهدين بعنوان یک اپوزيسيون معتبر و سپس به رسمیت شمردن و مذاکره با شورای ملی مقاومت ایران به مثابه آلترناتیو تاثیرگذار در روند آتی تحولات ایران.شرکت گسترده نمایندگان جامعه بین المللی همچنین پاسخ محکمی از سوی جامعه جهانی به یاوه گوئی های رژیم ولایت فقیه در رابطه با مقاومت ایران و بویژه تبلیغات از بام تا شام رژیم مبنی بر «عدم استقبال عموم در داخل و خارج از مجاهدین و شورای ملی مقاومت» می باشد. در این صحنه پرشکوه جا دارد تا از حضور فعال انسان های شریف و آزاده ازکشورهای اسلامی و عربی و بویژه از خلق مظلوم سوریه نام ببریم که در همبستگی با مردم ایران آن روی دیگر سکه همبستگی خلق های منطقه را به تصویر کشیدند. انسان های دردمند از جور ستم بنیادگرایی هار مذهبی و دیکتاتوری که اکنون این منطقه استراتژیک در جهان را به یمن حمایت های مالی، لجستیک و نظامی ابوداعش حاکم برایران، به خاک خون کشانده است.آنان در سیمای مقاومت ایران و در اهداف و برنامه های انسانی و دمکراتیک مجاهدین بدنبال راه حل برون رفتن از این بحران هستند، راه حلی بومی منشعب از 50 سال مبارزات آزادیخواهانه در دو نظام استبدادی و سرکوبگر برای رهایی از جنگ و خون ریزی و برادر کشی.نگاهی به صحنه یمن، عراق و بویژه سوریه و بشار اسد، حاکم خون ریز آن، پاسخ به دلائل وجودی این نیاز و همچنین جستجو برای دستیابی به همبستگی خلق ها را بهتر به تصویر می کشد. بقول خانم رجوی: «اميدواريم كه خامنه اي در كنار اسد در دادگاه جنايي بين المللي به جرم ارتكاب جنايت در حق 300 هزار تن از فرزندان مردم سوريه، محاكمه شود». بهرحال با این میتینگ پرشکوه یکبار دیگر حقانیت و محبوبیت مقاومت ایران برای بسیاری به اثبات رسید. همچنین بسیاری از ناباوران دنیای سیاست اکنون به یقین رسیده اند که «ام القرای تروریسم» اکنون در ضعیف ترین و بحرانی ترین دوران حکومت خودکامه خود بسر میبرد. خامنه ای امروز بازنده اصلی این تحولات است و در بن بستی خود ساخته به لحاظ اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، داخلی و بین المللی در تله افتاده است. فضای شدید «امنیتی – نظامی» در کشور، سرکوب خونین حقوق بشر و افزایش اعدام ها در دوران آخوند روحانی به بیش از 1800 اعدام، شکاف در بالای حاکمیت و عدم مشروعیت در پائین و همچنین وجود مقاومت سازمان یافته و و کار کشته و آماده، به این بن بست ضریب زده است و میدان هرگونه حرکت از ولی فقیه شقه شقه شده را سلب کرده است. دراین کارزار است که چشم انداز پیروزی مقاومت و مردم ایران هرروز شفاف تر و روشن تر از گذشته می شود.24 خرداد 1394

پاسخ کلوخ‌انداز سنگ است

منتشرشده در مقالات و نظرات
21 ارديبهشت 1394
در پی تلاش یک مأمور اطلاعات آخوندی برای تعرض به فریناز خسروی، دختر جوان دلیری که با قربانی کردن جان خود وجدان‌های بسیاری را بیدار نمود، موج گسترده‌ای از خشم و تنفر عمومی علیه بنیاد فاسد ولایت‌فقیه در بسیاری از شهرهای ایران به‌ویژه مهاباد به راه افتاده است. در اعتراض به این اقدام تنفرانگیز که به‌یقین تنها از دیدگاه زن‌ستیز آخوندی برمی‌خیزد، مردم و جوانان دلیر این شهر در یک خیزش همگانی پاسخ کوبنده‌ای به دستگاه جور و فساد خامنه‌ای دادند.تعرض به زنان و دختران آزاده میهنمان بخشی از سیاست رسمی آخوندهای شریر است. همان حکومتی که در زندان‌ها به ‌طور سیستماتیک دختران و نوباوگان مبارز و مجاهد را مورد تعرض و تجاوز جسمی و روحی قرار می‌دهد، اکنون برای گرفتن انتقام از مردم و ایجاد جو رعب و وحشت، چنین شیوه‌هایی را به خیابان‌ها و اماکن عمومی بسط داده است.در این رابطه شورای ملی مقاومت در اطلاعیه‌ای ازجمله می‌نویسد: «خیزش مردم دلیر مهاباد در اعتراض به جان سپردن فریناز خسروانی یک دختر 26 ساله، از کارکنان هتل تارا، صورت گرفت که در روز 14 اردیبهشت ‌ماه به‌ منظور مقابله با تعرض یک مأمور اطلاعات آخوندی و برای فرار از دست او به‌ ناچار خود را از طبقه چهارم هتل به پایین پرت کرد و در دم جان سپرد. فریناز خسروانی، لیسانس کامپیوتر با اشتغال در این هتل خانواده خود را سرپرستی می‌کرد». مردم خشمگین مهاباد طی درگیری‌های گسترده با نیروهای سرکوبگر انتظامی بخش‌هایی از هتل تارا، یکی از مراکز اطلاعات رژیم در این شهر را به همراه تعدادی از خودروهای مزدوران به آتش کشیدند. خیزش بزرگ مردم به‌جان‌آمده در این خطه که اکنون به شهرهای دیگر استان کشیده است، به‌یقین زنگ‌های خطر را برای متولیان دیکتاتوری مذهبی به صدا درآورده است. اوج این فشارهای اجتماعی را به‌خوبی می‌توان در سخنان هراس آلود آخوند اژه ای سخنگوی دستگاه قضائیه حکومت به‌خوبی دید. وی با اعتراف به وجود این عمل شنیع مأمور اطلاعاتی حکومت و در پاسخ به اين سؤال که اعتراف متهم اين پرونده که معاون اجتماعی ناجا از آن خبر داده، چه بوده است ازجمله گفت: «اجمالاً اينکه تقصير دارد، در اين قضيه فی‌الجمله روشن است، ولی فعلاً بايد اجازه بدهيم موضوع رسيدگی و جزئيات روشن شود». (سایت حکومتی عصر ایران 19 اردیبهشت 1394) همچنین هراس و دلواپسی حکومت سرکوبگر به حدی است که خامنه‌ای سراسیمه دست به بسیج گسترده نیروهای وحشت‌زده خود از شهرهای مختلف استان زده و عملا «حکومت‌نظامی اعلام‌نشده‌ای» را در این شهر برپا نموده است. سنگ بزرگ مردم مهاباد بر سر و روی نیروهای سرکوبگر رژیم با شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و«مرگ بر بسیجی» همان پاسخی است که یقین در زیرپوست بسیاری از شهرهای میهنمان و در میان اقشار گسترده‌ی مردم، کارگران، دانشجویان و معلمان آزاده نهفته است. در این رابطه خانم مریم رجوی طی پیامی ازجمله: «از مردم مهاباد به خاطر اين حركت اعتراضي تقدير كرد و از عموم مردم و جوانان خواست به حمايت از آنان قيام كنند.خانم رجوي گفت: رژيم زن‌ ستیز آخوندي با همه مزدوران و مأموران فاسدش، در مقابل عزم زنان و مردان ايران به ‌شدت ناتوان است و از آنان می‌هراسد. وي از زنان و جوانان ايران خواست تا در مقابل تعرضات ايادي رژيم، به ‌ويژه عليه زنان و دختران شريف ميهنمان به اعتراض برخيزند و اجازه ندهند كه عرض و ناموس و جان‌های جوانان ايران این‌چنین قرباني جنایت‌های اين رژيم شود». جوهر و مضمون این خیزش مردمی را به‌یقین باید در اوج نارضایتی عمومی علیه تمامیت دیکتاتوری فساد و چپاولگر ولی‌فقیه جستجو نمود. به‌ ویژه آنکه همزمان با این خیزش بزرگ، شهرهای مختلف میهنمان شاهد اعتراض سراسری و گسترده معلمان و حرکات اعتراضی کارگران آزاده است. همان قشر شریف و مورد اعتماد مردم که با شعارهای خود « می‌زنم فریاد، هرچه بادا باد» به‌خوبی فریاد حق‌ طلبانه و آزادی‌ خواهانه بسیاری از مردم را به گوش دیکتاتور حاکم بر پایتخت رساندند. خیزش‌های اخیر مردم به‌ جان ‌آمده در شهرهای مختلف کلیت رژیم و به‌ ویژه شخص رهبر را به چالشی برای تعین و تکلیف کشانده و آن را به‌شدت به هراس دوچندان انداخته است. وضعیت رژیم به‌قدری بحرانی است که خامنه‌ای در سخنانی برای جمعی از بسیجیان و دلواپسان نظام آخوندی، چشم‌انداز تیره تار حکومت را این ‌چنین تعریف می‌کند: «کشور درگیر جنگ سیاسی است، درگیر جنگ اقتصادی است، درگیر جنگ امنیتی است و بالاتر از همه درگیر جنگ فرهنگی است؛ یعنی یک جنگ است؛ یعنی این را اگر کسی نداند، آن‌وقت خواب خواهد ماند؛ اگر کسی نداند خواب خواهد ماند.همین‌قدر که ندانید دشمن درصدد حمله است و این حمله از کجا است و چگونه است، باید مطمئن باشید شکست می‌خورید؛ باید بدانید که دشمن چه‌کار می‌کند. امروز صحنه‌ی کشور این است».(سایت حکومتی خراسان نیوز 19 اردیبهشت 1394) بله تنها کسی که در وهله نخست معنا و مفهوم این حرکات اعتراضی و خیزش‌های مردمی را به‌ خوبی فهمیده است، همان ولی ‌فقیه طلسم شکسته است. این خامنه‌ای است که روزی چند بار از "دشمن" (بخوانیم همان مردم و مقاومت ایران) حتی با افزایش وحشیانه دستگیری‌ها و اعدام‌ها و به‌ویژه پس از زهر خوران لوزان که اکنون آمار آن به 150 نفر رسیده است، تودهنی می‌خورد. هراس خامنه‌ای از دشمن و جنگ تمام ‌عیار مردم قابل‌فهم است، وی همان دیکتاتوری است که هستی و نیستی این میهن را در قمار اتمی به تاراج داده و دست‌آخر با زانوان خونین بهای آن را می‌خواهد با افزایش سرکوب، اعدام و تعرض به زنان و دختران میهنمان از جیب مردم ایران بپردازد. اما به‌یقین مردم ایران به یمن پایداری و استقامت اشرفیان قهرمان در زندان لیبرتی معنی و مفهوم مقاومت و آن سخن زیبای «فریاد می‌زنم، هرچه بادا باد» را به‌خوبی دریافت کرده‌اند. بسترهای بزرگ اجتماعی که اکنون به حرکت درآمده‌اند به‌ زودی به‌ مانند زلزله‌ای علیه بنیان دستگاه جبار حکومتی به راه خواهند افتاد و پاسخ آن کلوخ‌انداز را با سنگ و مشتی آهنین خواهند داد.این جبر زمان است و هیچ دیکتاتوری را از آن گریزی نیست.19 اردیبهشت 1394

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان