01212021پنج شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
همیاری سیمای آزادی هر ساله آینه تمام نمای قدرت و عظمت جنبشی است که پرچم استقلال خود را تنها بر پایه کمک های اشرف نشانان و حامیان خود که سر در گرو آزادی میهن دارند به اهتزاز در میاورد. این پرچم سالیان سال است
مقدمه کاخ سفید از روز هشتم آوریل ۲۰۱۹ سپاه پاسداران را در استانه چهلمین سالروز تاسیس آن درلیست سازمان های تروریستی قرار داد. پدیده ای در نوع خود نو و  بی  سابقه. این برای نخستین بار است که یک نیروی نظامی متعلق به یک دولت رسمی توسط ایالات متحده به لیست سازمان های تروریستی اضافه می شود.

رنسانس اسلامی

منتشرشده در مقالات و نظرات
10 فروردين 1398
رنسانس یا دورهٔ نوزایی و یا تجدید حیات، به دوره ای از تاریخ گفته میشود که درآن اروپا با روی آوردن به اصلاحات مذهبی، با شتاب و سرعتی دو چندان به تحولات علمی شگرف و پیشرفتهای عظیم هنری دست یافت. این دوره محصول بلا فصل گذار از قرون وسطی بود ، که دورانی بسیار سیاه و تاریک بشمار میاید.
درمقاله قبلی موضوع «بن بست جهانی و راه حل توحیدی» مورد  کنکاش قرار گرفت، که موجب واکنشهای متفاوتی شد که بیشتر ناشی از برداشتهای اشتباه و شاید هم به اندازه کافی روشن نبودن نوشتار و ساختار آن بود. از سویی دیگر فهم ارتباط بین یک تئوری علمی بنام بی نظمی و یک موضوع بسیار پیچیده مانند توحید در یک مقاله قابل بررسی همه جانبه نیست. این مقاله در صدد است که با نوشتاری ساده اساس مطلب را بیان نموده و ارتباط میان اصل توحید که یک نظریه مذهبی است را با یک نظریه علمی توضیح دهد . برای درک بهتر این مطلب ، مقاله به بخشهای کوچک و قابل فهم تقسیم شده است، که سرفصل مطالب به شرح ذیل میباشد.  ۱ـ پیش فرض اولیه : جهانی داریم بحرانی ، بی نظم و آشفته از همه نظر ۲ـ علت اصلی بی نظمی و بحرانهای موجود ۳ـ بن بست و نابودی نتیجه قطعی روند کنونی ۴ـ پاسخی به شرایط کنونی از منظر تئوری بی نظمی ۵ـ پاسخی به شرایط کنونی از منظر توحید ۶ـ مکانیزمهای مقابله با سرمایداری ۷ـ مکانیزمهای مقابله با حرص انسانی ۸ـ شهراشرف و اشرفیان الگویی مناسب برای تغییر ۹ـ نتیجه گیری ۱ـ پیش فرض اولیه ، جهانی داریم بحرانی و بی نظم  در قدم اول به این نکته اشاره شد که بشریت معاصر در چنبره ای از تضادهای لاینحل و چالشهای پیچیده گیر کرده است. محققین در همه زمینه ها هشدارهای جدی میدهند که اگر روند زندگی بشری به همین روال پیش برود آینده انسان بر روی کره خاکی در هاله ای از ابهام قرار میگیرد و نسل بعدی امکان خوبی برای زندگی نخواهد داشت. با یک نگاه کوتاه میتوان به این واقعیت پی برد که آدمی در همه زمینه های سیاسی، اقتصادی ، اجتماعی و محیط زیستی درگیر معضلات بغرنجی است که به هیچ وجه برون رفتی از آن ندارد. تنها  فقط در یک زمینه است که ما هنوز درحال  رشد و پیشرفت هستیم و آنهم دنیای علم و تکنولوژی است که به کمک فن آوری اطلاعات هر روز عرصه های جدیدتری کشف میشود. ۲ـ علت اصلی بی نظمی و بحرانهای موجود امروزه برای همه اندیشمندان به خوبی روشن شده که علت اصلی نا هنجاری های اجتماعی و جهانی ، نه عدم آگاهی و یا کمبود علم است و نه حاکمیت مذهبی مانند قرون وسطی و نه دیکتاتوری های ایدئولوژیکی مانند بلوک شرق سابق است. علت اصلی همه این تضادها در دو چیز نهفته است: ۱ـ حرص و طمع انسانی ۲ـ مصرف گرایی بی حد و مرز سیستم سرمایداری این دو علت متاسفانه در هم ضرب شده و سرعت بیشتری به روند تخریب جهان میدهند. این دو عامل،  علت اساسی و بنیادی خیلی از مشکلات هستند و تا این دو موضوع بصورت پایه ای حل نشوند بقیه مسائل از قبیل جنگ ، فقر، نابرابری جهانی و تخریب محیط زیست هم حل نخواهند شد. راه حل این معضل از منظر تئوریک بسیارساده است و پاسخ به آن در دو مقوله نهفته است اول در کنترل طمع انسانی و سپس محدود کردن سیستم سرمایداری است. اگر چه این راه حل در تئوری بسیار ساده بنظر میاید ، اما بخوبی قابل فهم است که در صحنه عمل با پیچدگیهای اجرایی متعدد مواجه خواهد گشت. برای مثال پر واضح است که طمع انسانی ویژگی است که در ذات انسان نهفته است و ما هیچ امکانی نداریم که از طرق علمی یا متدهای روانشناختی آنرا بگونه ای اساسی تغییر دهیم،  به قول شاعر «عالم شدن چه آسان ـ‌ آدم شدن چه مشکل» در مورد محدود کردن سیستم سرمایداری و یا تغییر ان هم همین گونه است . تا به حال بشریت نتوانسته روشی و یا راه کار مناسبی برای کنترل سیستم سرمایه داری ارائه دهد. بالاتر از ان ما حتی آلترناتیوی هم نداریم که جایگزین این سیستم قرار بگیرد. در مجموع پر واضح است که این دو مقوله آنچنان پیچیده، بغرنج و در هم تنیده هستند که هیچ راه حلی در حال حاضر در دسترس نیست و راه حلهای ساده و کلاسیک هم تا به حال هیچ دستاوردی نداشته اند. ۳ـ بن بست و نابودی نتیجه قطعی روند کنونی اگر مبانی ای که در بالا ذکر شد، درست باشند و بشریت در شرایط بحرانی که رو به افزایش نیزهست ، بدون هیچ گونه  آلترناتیوی و یا راه کار مشخصی به پیش میرود، فقط یک نتیجه منطقی میتوان گرفت و آن اینست که بن بست و نابودی نهایت این مسیر است. انسان به دلیل ناتوانیهای خود، درکنترل رفتارهای سود جویانه و همچنین ناتوانی در کنترل سیستمی که زالو صفتانه  شیره جان انسانها و طبیعت را  می مکد ، بلاتردید نابودی را در چشم انداز آینده خود رقم میزند. در این شرایط معضلی بنام بنیاد گرایی مذهبی نیز این روند را شتابان تر کرده و با ایجاد آشوبهای پیاپی بر شدت آشفتگی های جهانی میافزاید. ۴ـ پاسخی به شرایط کنونی از منظر تئوری بی نظمی از نقطه نظر تئوری بی نظمی ، در هر بی نظمی یک نظم نهفته قرار دارد . هر زمان که سیستمهای دینامیکی به نقطه اشباع خود میرسند، علائم و سیگنالهای بی نظمی از خود ساطع میکنند . اگر این سیگنالها مستمر و مداوم باشند دو پیام دارند. اول اینکه مکانیزمها و روشهای قدیمی برای برخورد با چالشهای جدید کارایی خود را از دست داده اند. دوم اینکه شرایط برای تولد پدیده جدیدی در حال اماده شدن است که شرایط موجود را به شرایط مطلوب تغییر دهد در این شرایط به دلایلی که نمیدانیم شتابدهنده هایی بوجود میایند که دنیای کهن  را به  جهانی جدید تبدیل مینمایند. به این شتاب دهنده ها اثر پروانه ای میگویند. اثر پروانه ای باعث میشود که  سرعت کنش و واکنشها انقدر افزایش یابند تا پدیده های جدیدی بوجود بیایند. در این شرایط است که بی نظمی موجود به نظمی برتر و بالاتر تبدیل میگردد. این روند و قانونمندی در گذشته بوده و در حال حاضر هم هست. دانشمندان حوزه فیزیک نظری مانند ادوارد لورنس فقط فرمول و قانونمندی های ریاضی آنرا کشف کردند. به صورت تجربی از انفجار اولیه  تا به حال سرنوشت ماده بر این مبنا استوار بوده که دورانهای مادون را پشت سر گذاشته و مدارهای جدیدی از پیچیدگی های معین ، مجرد و متافیزیکی را بوجود بیاورد. ماده غلطان و پر خروش ،  روان در بستر زمان همواره بن بست را شکسته و جهانی نو را از دل جهان کهنه بیرون کشیده. موقعیت کنونی  جهان از خیلی جهات دارای ویژگیهای دوران بن بست است که نوید تولدی جدید را میدهد.  ۵ـ پاسخی به شرایط کنونی از منظر توحید خداوند در قران در آیات متعددی به صراحت به این نکته بسیار مهم اشاره میکند که این جهان را بیهوده نیافریده (سوره ۳۸ ایه۲۷  وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا. و آسمان و زمين و آنچه را در بين آنهاست بيهوده نيافريديم) و هدفی در پشت خلقت جهان و انسان نهفته است ؛ و تا وقتی این هدف میسر نگردیده قاعدتا در چهارچوب نظریه توحیدی نمیتوان از نابودی زمین صحبت کرد. اگر ما از این منظر به شرایط آشفته جهان نظر بیافکنیم،  قطعا به نتیجه ای که متخصصین زیست محیطی  مبنی بر نابودی کره خاکی رسیده اند ،  نمیرسیم. بلکه بیشتر تاکید بر پایان دوره ای و ایجاد دوره جدیدی است که در آن انسان به درجه بالاتری از آگاهی رسیده و توانایی های بیشتری برای حل مشکلات خودش کسب می نماید. تکامل همواره بن بست ها را شکسته و از درون آستین خود راه حلهای جدیدی را بیرون آورده و این پروسه در چهار میلیارد سال حیات جهان وجود داشته و همواره تکرار شده تا ماده به پیچید گی کنونی رسیده است. و این پروسه هنوز هم ادامه دارد. از حد خاک تا بشر چند هزار منزلست        ـ      شهر به شهر بردمت بر سر ره نمانمت هیچ مگو و کف مکن سر مگشای دیگ را   ـ   نیک بجوش و صبر کن زانک همی‌پرانمت (مولوی غزل ۳۲۲)  ۶ـ مکانیزمهای مقابله با سرمایداری همان طور که در بالا اشاره شد، تلاش انسانها ، گروه ها و احزاب مخالف سیستم سرمایداری برای کنترل ان تا کنون بی نتیجه مانده، و اینطور به نظر میرسد که  برای مقابله با قدرت و تسلط سرمایداری باید از توان بیشتری برخوردار باشیم که این در حال  حاضر غیر ممکن است. ناتوانی بشری اما بدین معنی نیست که این سیستم میتواند تا به ابد ادامه حیات دهد. اگر چه قدرت انسانی برای تقابل کم است اما طبیعت بسیار قدرتمند و تواناست و در نهایت هزینه سود جویی سرمایداری را آنقدر افزایش میدهد که ضرر و زیانی که به آن میرساند بیشتر از سودی است که از آن دریافت میکند. وقتی این تعادل به هم بخورد، پارادایم وجودی سرمایداری زیر سوال میرود. زیست شناسان در حوزه طبیعی اصطلاحی بسیار زیبا و دقیق دارند که همین  واقعیت را نشان میدهد. آنها میگویند هر آنچه را که ما با زور از طبیعت میگیریم طبیعت دیر یا زود با قدرت از ما پس میگیرد. هم اکنون نیز شاهد این قدرت نمایی طبیعت میباشیم. تغییرات جوی و افزایش دمای زمین چنان آسیب بزرگی به جهان و انسان وارد میکند که دیر یا زود انسان مجبور به بازنگری در رفتار خود خواهد شد. نهایتا سوالی اساسی با این مضمون به میان میاید که فاز بعد از سرمایداری چه ویژگیهای باید داشته باشد و انسان چگونه میتواند خود را با آن منطبق نماید؟   ۷ـ مکانیزمهای مقابله با حرص انسانی یافتن راه حل برای تغییر انسان در مقابل مکانیزمهای مهار سرمایه داری بسیار پیچیده تر و بغرنجتر است . به گونه ای که در این تغییر ، ذات انسان باید عوض گردد و تا این خصوصیت تغییر نکرده ،  ویژگی طمع انسانی از بین نخواهد رفت. بنابراین مسئله باید از ریشه حل شود و ریشه در خلقت ناقص انسان است. خدا در قران به صراحت به نکته اشاره کرده که انسان یاغی و طاغی است وقتی که خود را بی نیاز می بیند. كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى براستی که انسان سرکش و مغرور می‌شود چون خود را بى‌نياز مى‌بيند یاغیگری انسانی در درجه اول ناشی از حس طمع بیش از اندازه اوست. از اینرو میتوان گفت که ذات انسان تنها بدست خالق انسان قابل تصحیح است و تا وقتی خداوند نخواهد ویژگیهای ذاتی ما به سمت درستی تغییرنخواهند کرد. اما خدا چه زمانی ما را از رحمت بی پایان خودش بهرمند میکند وبه ما یاری میرساند تا وپژگیهای نامناسب خود را تغییر دهیم ؟ زمانی که انسان به آن درجه از فهم ، اگاهی و رشد فکری و احساسی رسیده باشد، که بداند حرص و طمع سرچشه تمامی بدی هاست و راه حل ان در فهم درست یکی از پایه ای ترین اصول مذاهب توحیدی است که همانا تقوا میباشد (هدی اللمتقین) . تقوا به معنی توانایی و قدرت پیشگیری از زیاده روی ها است .تقوا همان مکانیزمی است که انسان را قادر میسازد تا حرص و طمع خود را کنترل نماید. و این شرط لازم برای دریافت کمک خداوند است. وَ قالَ رَبُّکمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکمْ  : مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم در این شرایط است که در سایه لطف و فضل خداوند و هدایت او، روح تشنه انسانی سیراب گشته و امیال انسانی تحت کنترل درآمده و انسان به توانایی تشخیص نیازهای حقیقی خود از نیازهای کاذب دست مییابد. ۸ـ شهراشرف و اشرفیان الگویی مناسب برای تغییر و اما گذشته از تئوری ها و فرضیه ها ، باید نمونه عملی و عینی ای که قابل تجربه ، باز تکرار و نیز قابل استناد  باشد را ارائه نمود، تا بتوان از آن بعنوان یک الگو و نقطه آغاز یک تغییر بهره گرفت. همانطور که در بالا اشاره شد لطف خدا وقتی شامل حال ما میشود که انسان به نقصانهای ذاتی و کاستی های روحی خود آگاهی یافته و مستمرا و با جدیدت در تلاش برای رفع این نواقص باشد .  مجاهدان اشرفی اولین تلاش و کوشش در این زمینه را بصورت تجربی و قابل سنجش در صحنه عمل نشان داده اند. در شهر اشرف زیباترین اتفاقی که افتاده همین است. هر کس که تجربه بودن با انسانهای ساخته شده در شهر اشرف را داشته است، کاملا این موضوع را دیده و لمس کرده که با چه خلوص نیت و عاری از هرگونه منفعت شخصی هر روز در راستای صیقل روحی خود هرچه بیشتر به آرمانهای توحیدی چنگ میزنند. و این آن الگویی است که جهانیان با بهره گیری از آن میتوانند دگرگونی ها را  سمت و سو و شتاب دهند تا شرایط آشوبناک کنونی را به نظمی نوین تغییر دهند. نتیجه گیری دنیای ما هر روز بیشتر از پیش در بی نظمی فرو میرود و برای برون رفت از آن باید چاره ای  جست. پیدا کردن راه حل و چاره اما قبل از هر چیز معطوف به شناخت علت آن است . علت شرایط آشوبناک جهان  در گام نخست ناشی از حرص انسانی و در درجه دوم رشد غیر طبیعی و سرطانی سیستم سرمایه داری است . برای عبور از سرمایه داری به نظر میرسد ما انسانها از توان کافی برخوردار نیستیم ولی طبیعت رقیب پر قدرتی است که میتواند پنجه در پنجه این نظام انداخته و آنرا مهار کند و در نقطه ای خاص و تاریخی تمامی سودهای ناشی ازاستثمار انسان و طبیعت را  تبدیل به زیان برای ان نماید. برای حل مسئله انسانی اما باید ذات انسان عوض شود که این مهم تنها در حیطه قدرت و عظمت خالق انسان است. او خود انسان را اینگونه آفریده و خود باید مکانیزم تغییر را نیز ایجاد نماید، «تا که از جانب معشوق نباشد کششی  ـ  کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد.»  به شرط اینکه انسان به ان درجه از رشد و آگاهی برای این تغییرات بنیادین رسیده باشد. خوشبختانه به نظر میرسد که امروز اشرفیان اولین نمونه های این تغییر به صورت حقیقی و واقعی هستند. و اگر نگرش توحیدی مجاهدین بخواهد به عنوان نقشه مسیر عمل کند باید بتواند تجربه گران قیمت اشرف را در خارج از دستگاه کوچک و آزمایشگاهی خود ارائه دهد. در دورانی كه تغییرات مداوم ، تصادفی و بدون نظم هستند ، لازم است كه شیوه های تفكر سنتی را در هم بشکنیم تا بتوانیم  تغییرات را به نفع خود به كار بگیریم . ما در حالی وارد عصر منطق  متا کلاسیک میشویم که اولین جوانه های این توانایی تغییر انسانی در مجاهدین اشرفی نمایان شده است. پرویز مصباحی آلمان ۲۵/۱۲/۲۰۱۸   

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان