01162021شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
جهانی که در آن زندگی میکنیم هر روز بیشتر از پیش در ورطه بی نظمی و آشوب فرو میرود. چشم انداز آینده هم نیز در شرایط کنونی بسیار تیره و تار است. امواج سخت دریای متلاطم حوادث جهانی، خبر از وقایع تلخی میدهد که ما هنوز از ابعاد فاجعه بار آن نا آگاه هستیم.
بعد از خروج آمریکا از برجام، تمامی نگاه ها متوجه رژیم ملاها شد تا عکس العمل آنها را در قبال تحریم های خرد کننده ای که در راه است ، مشاهد کنند. در شعارها خیلی شنیده ایم که گفته بودند اگر آمریکا برجام را پاره کند ما انرا آتش میزنیم. حالا نوبت محک این قدرت نمایی هستیم که آیا دستگاه ولایت توان و قدرت  اجراء کردن این شعار را دارد یا نه؟ آنها در یک عمل نمایشی ـ احساسی پرچم امریکا در صحن مجلس را به آتش کشیدند تا کنون جهان بیش از این عمل کودکانه چیزی را مشاهد نکرده است. بگذریم که اساسا رژیم نمیتواند از برجام خارج شود زیرا در آنصورت  پرونده‌ آخوندها به شورای امنیت رفته و مکانیسم ماشه نیز عمل خواهد کرد. وقتی از شعار های سطحی و توخالی عوامل تبلیغاتی رژیم عبور کنیم و به عمق مسئله نظر بیافکنیم  بخوبی خواهیم دید که آخوندها در خلوت و در پشت درهای بسته کار و برنامه دیگری را برای عبور از این شرایط پر خطر در دست اجراء دارند. برنامه و اقداماتی که در شرایط حساس این زمان برای رژیم ملاها بسیار حیاتی است، به گونه ای که مرگ و حیات انها به موفقیت این طرح و برنامه دارد. از رو ما شاهد آن بودیم که دستگاه دیپلماسی ملاها به سرعت وارد عمل شد، که با یک اقدام سیاسی و با برنامه ریزی معین و هدفی مشخص تا انجا که ممکن است برجام را با پشتیبانی شرکای اروپایی خود نجات دهد. از اینروسفر محمد جواد ظریف در رأس  یک هيئت  بلندپایه سیاسی و اقتصادی به چین ، روسیه و اروپا ، به منظور رایزنی درباره شرایط حفظ برجام آغاز شد.  این که دستاورد این سفر دقیقا چه بوده قابل تامل است، زیرا نتیجه این سفر موقعیت رژیم را نشان میدهد که در کجای مدار سیاسی قرار گرفته است ، چقدر قدرت مقابله و کنش گری دارد و از چه حمایتهایی اقتصادی – سیاسی برخوردار میباشد. در اینکه در مذاکرا ت  پشت پرده  موضوعات در چه سطحی بررسی شده اند ، ما از ان خبر دقیقی نداریم، ولی از خبرها و گزارشها برمی اید که کاسه گدایی ظریف بعد از بازگشت به ایران خالی تراز آن بود که رژیم  در برنامه های خود روی آن حساب باز کرده بود. ـ گفتگو میان ایران وچین: شواهد وقرائن نشان میدهند که نهایت گفتگوها بین ایران و چین در شرایط بروز تحریمها و راهکارهای مقابله با آن در این خلاصه میشود «نفت در برابر کالا» . با توجه به اینکه در آینده ای نه چندان دور تبادلات ارزی از طریق سیستم بانکی میسر نخواهد بود، رژیم برای حل مشکلات معیشتی جامعه میبایستی موضوع واردات کالا به ایران را انگونه حل کند که کشور به مرز قحطی نرسد.  راه حل پیشنهادی چین طبق الگوی چند سال قبل همانطور که گفته شد«نفت در برابر کالا» است ، که این راه حل أساسا مشکل اصلی رژیم که نیاز شدید مالی است را حل نمیکند. ـ گفتگو ایران با اتحادیه اروپا  در سفر ظریف به اتحادیه اروپا و مذاکره با وزیران امور خارجه انگلیس، آلمان، فرانسه و فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی نیز بقولی میگویند قرار بود که تازه ترین تحولات و موضوعات مربوط به توافق هسته‌ای ایران و پنج کشور بدون حضور آمریکا بررسی شود. که البته مضمون آن این بود که ملاها از اروپا تضمین میخواستند. البته دستگاه دیپلماسی آخوندها در هیچ کجا دقیق مشخص نکرده که این تضمین چیست وایا اروپا میتواند أساسا این تضمین را حتی اگر بخواهد به ایران بدهد یا نه؟ و در مقابل اروپاییها از ایران چه چیزی را مطالبه میکنند؟ واقعیت صحنه اما کاملا روشن است تضمینی که رژیم در پی آن است به روابط تجاری برمیگردد که برای آنها غیر ممکن است. دولتها اروپایی نمیتوانند شرکتهای خود را مجبور به تجارت با ریسک بالا با ایران بکنند ، مگر اینکه هزینه ریسک را درصورت رای دادگاههای آمریکا قبول کنند، که این در منطق تجارت غیر قابل تصور است. بخاطر همین امر است که تمامی شرکتهای غول پیکر  اروپایی یکی بعد از دیگری قراردادهای خود با ایران را ملغی کرده و عطای تجارت با ایران را به لقایش بخشیده اند. در ضمن برای اروپا از نقطه نظر اقتصادی به هیچ وجه منطقی نیست، که حجم تجاری ۷۵۰ میلیاردی خود با امریکا را به نفع رابطه با ایران بهم بزند. ـ رژیم درمانده و راه حلها پیش رو در شرایط بحرانی و معادلات پیچیده،  رژیم ورشکسته آخوندی  به نظر میرسد که به انتهای راه خود رسیده وهیچ راه حلی برای برون رفت از این مخمصه ای که مقاومت ایران آنرا برای ملاها بوجود آورده ندارد. سردمداران حاکمیت جهل و جنایت هر شب با ترس از سرنگونی به خواب میروند و با نگرانی از سقوط از خواب برمیخیزند. این است عاقبت نظام ستم که به نام اسلام در چهل سال اخیر بر مردم ما حکم راند و بجای عدالت شقاوت را جایگزین کرد. حالا وقت حسابرسی است و موقع پاسخگویی است. بقول قران:‌ الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَلَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ (ملک و حکومت با کفر برقرار می ماند ولی با ظلم دوامی نخواهد داشت ) بگذریم از اینکه این حکومت هم تجسم مطلق کفر و هم نماد مطلق ظلم است نتیجه گیری بیهوده نیست اگر بگویم که بعد از سفرهای بی نتیجه ظریف و همچنین سخنان"مایک پامپئو"، وزیر امور خارجه امریکا در "بنیاد هریتج" واشینگتن با عنوان «پس از توافق: یک استراتژی جدید ایران» ما یکدقم دیگر به تغییر بزرگ نزدیکتر شده ایم،  زیرا که رژیم ملاها با تمامی شعاره های هژمونی طلبانه و رجرخوانی های تو خالی هیچ چیز در دست ندارد که با تحریمهای کشنده آمریکا مقابله کند. کاسه گدایی ظریف که در این سفر خالی ماند،  نشان از این دارد که رژیم در نقطه ضعف کامل با آینده ای هولناک قرار گرفته. از اینرو میتوان شرایط پیش رو را در صورت ادامه فشارها اینگونه بیان کرد: وضعیت اقتصاد شکننده به مرز فروپاشی خواهد رسید تضادهای درونی رژیم افزایش جهش گون پیدا میکند وجدال گرگها به مرحله جدیدی میرسد. دستگاه صدور ارتجاع با چالشهای مهلکی در منطقه مواجه خواهد شده و مواضع بدست آورده را در نبود پشتوانه مالی از دست خواهد داد تضاد اصلی که همانا رودرویی مردم و مقاومت با دستگاه حاکمیت است وارد فاز جدیدی خواهد شد که توازن قوا را بسود مردم و مقاومت  تغییر خواهد داد. این زمان مناسبترین زمان است که نیروی پیشتاز ظرف کنش گری لازم برای نیروهای مقاومت هم در درون و هم در برون  ایران را برای گذار از این مرحله خطیر آماده کند، زیرا فاز تغییر بزرگ هم اکنون کلید خورده است و ما در میان و بطن آن قرار داریم. پرویز مصباحی آلمان ۲۳/۰۵/۲۰۱۸
  بعد از اعلام ترامپ مبنی بر خروج از برجام ، گمانه زنی های زیادی در محافل سیاسی در باب این موضوع شروع شد،  که روند تحولات ایران و منطقه به چه سمتی میرود،؟ رژیم ملایان چگونه و در چه سطحی و با چه ابزاری به این حرکت آمریکا واکنش نشان خواهد داد؟ اروپا چه سیاستی در قبال ایران و امریکا و نهایتا برجام در پیش میگرد آیا چشم از منافع کلان اقتصادی ـ‌سیاسی خود با آمریکا می پوشاند و کاملا در جهت سیاست مماشات با ملاها رفته و از آنان حمایت میکند و یا نه بر اساس منافع استراتژیک خود نهایتا هم جهت با سیاستهای امریکا میشود؟ آیا ما با یک درگیری نظامی  با ابعاد ناشناخته و غیر قابل کنترل در منطقه مواجه میشویم و یا اینکه بعد از گذشت سالیان زیاد ، سیاست تغییر رژیم در صدر برنامه ها قرار میگیرد و کفه ترازو از سوی سیاست مماشات به سمت تغییرات بنیادین میچرخد ؟‌ و خیلی سوالهای دیگر که البته بجا و مهم هستند زیرا ما در فازی جدید و چید مانی نو قرار گرفته ایم که آبستن حوادث بسیار مهمی است. قبل از هر چیز ، اگر نخواهیم وارد جزییات اتفاقات موجود بشویم،  میتوانیم در واقع به چهار موضوع اصلی که واقعیت های ملموس بیرون از ما هستند اشاره کنیم و بر مبنای آنها سمت و سوی فرآیندی را که از سوی امریکا کلید خورده  دریابیم و جایگاه ، موقعیت و نقش رژیم و نیروهای برانداز را در آن ارزیابی نماییم. با خروج امریکا از برجام کلیه نیروهای سیاسی وارد فاز جدیدی شده اند،  که قانونمند های خاص خود را دارد. صحنه سیاسی قبلی هم خورده و چیدمان جدیدی در حال شکل گیری است، زمین بازی زمین جدیدی است که دارای پیچیدگی های ویژه خود میباشد. حکومتها ، سازمانها و گروهها همه باید در روش و منش خود تغییراتی کیفی ایجاد کنند. زیرا دیگربا الگوهای قدیمی نمیتوان در فاز جدید حرکت و به پیش رفت. رژیم ملاها جبراً باید  یک تصمیم جدی ، بدون شکاف و استراتژیک در قبال این موضوع بگیرد و نمیتواند همچون گذشته یکی به نعل و یکی به میخ بزند. مسیر یک جهته شده و دیگر جایی برای شیادی های همیشگی رژیم وجود ندارد. در فاز جدید اصلاح طلبی جریانی سوخته  و کارتی از دور خارج شده است که ولی فقیه دیگر نمیتواند با آن بازی کند، در نتیجه راه کارهای جدیدی را در دستور کار خود قرار خواهد داد. اروپا باید در ظرف مدت کوتاهی موضع خودش را روشن نموده و سیاست جدیدی که دیگر نه بر اساس مماشات است طراحی و برنامه ریزی نماید و به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا حاضر است مراودات تجاری ۷۵۰ میلیاردی خود با امریکا را فدای معاملات ۲۵ میلیاردی خود با رژیم بکند یا نه. و اما مردم ایران،  مقاومت و تمامی آنهایی که بدنبال تغییرات بنیادین و عبور از ارتجاع مذهبی هستند باید کمربندهای خود را محکم ببندند ، زیرا طوفانی سهمگین  و طغیانی عظیم در راه است. ویژگیهای فاز جدید بعد از برجام در اینکه شرایط بعد از خروج  آمریکا از برجام با شرایط قبل از آن دارای تفاوت کیفی میباشد،  برهیچ کارشناسی در حوزه سیاسی پوشیده نمیباشد.  شرایط جدید تمامی بازیگران سیاسی تاثیر گذار را با چالشهای پیچیده ای مواجه میکند و آنها را مجبور مینماید که نقشه مسیر خود را از نو ترسیم نموده و در چهار چوبی کاملا جدید با طرحی نو حرکت کنند. هر نیرویی که به بازنگری روشها و ابزارهای مناسب این مرحله جدید دست نزند و خود را منطبق با شرایط نکند ، در پیچ و خمهای راه از صحنه یا حذف ، یا به نیرویی مرده و حاشیه ای تبدیل خواهد شد.  در شرایط جدید باید به سه سوال پایه ای پاسخ داد بازنده اصلی این تغییر بزرگ کیست؟ برنده اصلی این تغییر بزرگ چه نیرویی میتواند باشد؟ چالشها و تهدیدهای هر کدام از بازیگران این صحنه کدام است؟ بازنده اصلی در وضعیت جدید به نظر میرسد که بازنده اصلی تغییرات استراتژیک کنونی، رژیم استبدادی ملاها میباشد، زیرا این رژیم تا به حال در پناه سیاست مماشات و چشم پوشیهای عمدی جناح مماشات گر جهانی توانسته به حیات ننگین خود ادامه داده و در دو عرصه بشرح زیر بدون اینکه با مانع جدی روبرو شود جولان بدهد. سرکوب داخلی بسط  و گسترش تروریزم منطقه ای (صدور انقلاب ) در شرایط بغرنج جدید و بر اساس تمامی شواهد موجود میتوان این واقعیت را به روشنی دید که اگر تحریم های کمر شکنی که امریکا در دو پریود زمانی سه ماهه و شش ماهه در دست برنامه ریزی دارد ، بدون شکاف و بدون اینکه جای بازی  و راه فرار به رژیم بدهد به مرحله اجرا در بیایند و از آن طریق تمامی مجاری اقتصادی و شریانهای مالی رژیم را ببندد، رژیم مجبور خواهد که در قدم اول در حوزه سیاستهای «بسط منطقه ای خودش» تغییر ایجاد کند. زیرا نبود پشتوانه قوی مالی باعث میشود که سیاستهای انبساطی به بن بست شدید برخورده و جای خود را به سیاست انقباضی  بدهد. این موضوع  به منزله تیر خلاصی بر تمامی پروژه های سلطه طلبانه رژیم در منطقه و نیز زهری مهلک در کام تمامیت دستگاه حاکمیت است. بنابر این دستگاه نظامی رژیم که بر پایه « بسط عمق استراتژیک » بنا شده مجبور میشود که به سیاست انقباضی روی آورده و سنگر دفاعی خود را در مرزهای ایران ببندد. این تغییر سیاست از هر ضربه نظامی برای رژیم خطرناکتر است.   در سیاست داخلی، رژیم در فاز جدید با بحرانهای اجتماعی باز هم سهمگین تری مواجه خواهد شد. تحریم های کمر شکن آمریکا شریان اقتصادی رژیم را بسته  و از اینرو دستگاه سرکوب با کاهش شدید بودجه مواجه میشود. اگر این موضوع تیغ سرکوب را کند نماید،  رژیم مجبور به عقب نشینی در مقابل مردم است و این به معنی پایان حاکمیت غصب شده است. زیرا رژیمی که بر دو پایه سرکوب داخلی و  صدور تروریزم و ارتجاع مذهبی استوار است ، اگر در این دو حوزه کنش گری خود را از دست بدهد دیگر جایی برای جولان دادن ندارد.  به همین دلیل است  که اطاق فکرهای رژیم و همچنین دستگاههای مماشات غربی برای انحراف از اصل موضوع که تغییر رژیم میباشد،  به طرح « ایجاد ترس در مردم از احتمال رویارویی نظامی و جنگ»  میپردازند. آنها به این توهم دامن میزنند که ما وارد فاز نظامی خواهیم شد و احتمال درگیری رو در رو افزایش مییابد. البته هر عاقلی میداند که گزینه جنگ برای همه طرفها درگیر آخرین گزینه است. زیرا تا وقتی که آمریکا میتواند با ابراز فشار اقتصادی ، سیاستهای کلان رژیم را تغییر دهد، نیازی به استفاده از ابزار نظامی ندارد زیرا هرگونه اقدام نظامی هم ریسک و هم هزینه بالایی به دنبال میاورد. آمریکا در مذاکرات برجام به خوبی دریافت که وقتی ملاها زیر فشار مضاعف قرار بگیرند «با پای خونین» نیز برسر میز مذاکره می نشینند و حتی از «حق مسلم هسته ای خود» هم میگذرند و حاضر میشوند با دستان خود سانتریفیوژها را در زیر بتون دفع نمایند. حاکمیت آخوندی به کرات نشان داده که برای حفظ حاکمیت خویش حاضر است از تمامی به « اصطلاح  خط قرمزهای » ترسیم نموده عبور کند. اما اگر رژیم بخواهد گزینه نظامی با آمریکا را انتخاب کند، به خوبی میداند که با اتش بازی میکند و گور خود را بدست خود میکند. زیرا  ملاها بر این نکته اشراف کامل دارند که نه تنهای از وضعیت مالی و نظامی خوبی برای مقابله برخوردار نیستند بلکه بیش از هر چیز با توجه به قیام دیماه ۹۶ از عدم پایگاه و پشتوانه مردمی خود نیز اگاه میباشند. خط و مشی دستگاههای تحلیلی و اطلاعاتی رژیم  تا کنون این بوده است که  «شعار و سایه جنگ را همیشه باید نگه داشت ولی از خود جنگ باید پرهیز کرد». نیروی  پیشتاز ، مقاوم و برانداز هم در همه جا گفته و بر این نکته تاکید کرده است که راه حل گذار از رژیم ملاها نه جنگ و نه مماشات است. بلکه این وظیفه مردم و نیروی پیشتاز آن است که امر سرنگونی را محقق نمایند و آزادی و دمکراسی را به ایران باز گردانند. چالشهای مردم و نیروی پیشتاز و برانداز برای تمامی نیروهایی که بدنبال سرنگونی هستند کاملا واضح است که زمان به سرعت به ضرر رژیم پوسیده پیش میرود. سرعت تغییر و تحولات چنان شتابان شده که تغییری بنیادین را در چشم انداز قرار داده است. تا به امروز هیچگاه شرایط برای عبور از جمهوری جهل و جنایت تا این اندازه فراهم نبوده. اما یک سوال عینی هم در اینجا مطرح است که آیا  این شتاب تحولات ما را بسوی یک انقلاب کنترل شده با رهبری مشخص میبرد یا به سمت یک سقوط فاجعه بار غیر قابل کنترل؟ این را البته تحولات آینده مشخص میکند، تحولاتی که مسئولیت ما را در شناساندن و جا انداخت آلترناتیو افزایش میدهد. نتیجه گیری آمریکا اگر در برنامه تحریم های کمر شکن خود جدی باشد و راههای  فرار رژیم را از هر سو ببندد، حاکمیت مجبور میشود که دو راه را در پیش بگیرد . یا باید به خواسته های آمریکا که شامل  انهدام موشکها و کنار گذاری برنامه موشکی، اجازه دادن به نیروهای بین المللی برای بازدید از مراکز نظامی و در نهایت کنار گذاشتن سیاستهای نفوذ در خاورمیانه  تن بدهد. و یا باید روش مقابله و رویارویی را پیش گیرد که شاید به یک فاجعه منجر شود. که احتمال این تابلو در حال حاضر بسیار ضعیف است ولی غیر ممکن نیست. با توجه به هریک از دو تابلوی فوق ،نیروی پیشتاز و برانداز  نه تنها  باید الگویی نو و جدید برای انطباق با شرایط موجود در پیش روی نیروهای خود بگذارد،  بلکه ظرف و ابزار مناسب کنش گری را نیز ایجاد نماید تا این آلترناتیو ، که بهای اصلی مبارزه در مقابل رژیم را تا به امروز پرداخته است،  به مردم ایران و جهان بهتر شناسانده شود. پرویز مصباحی آلمان 14.05.18

رعشه سرنگونی

منتشرشده در مقالات و نظرات
17 دی 1396
اتشی که زیر خاکستر جامعه بود در طی دو روز گذشته سر برآورد و خشم فرو خورده خلق در چهاردهه قبل را تمام عیار به نمایش گذاشت. چند روز پس از آن‌که شهرهای مشهد و نیشابور شاهد تجمع‌های اعتراضی با عنوان «اعتراض به گرانی» بودند دامنه آن به سرعت به دیگر شهرهای میهن اسیرمان گسترش یافت. جوانان ایرانی با بکارگیری ماهرانه شبکه‌های اجتماعی شعاع جغرافیایی این اعتراضات را به کرمانشاه، تهران، قوچان، اصفهان، رشت، اهواز ،  قم و دیگر شهرها نیز گسترش دادند. تجمعات اعتراضی این دو روز، ویژگیهایی دارند که باید بصورت دقیقی بررسی شوند ولی دو خصوصیت خیلی برجسته هستند که باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرند. ۱ـ سرعت گسترش تظاهرات  که خیلی چشم گیر است ۲ـ شتابی که در رادیکال شدن شعارها دیده میشود غیر قابل تصور است تصور این که در طی فقط دو روز مهمترین شهرهای وطنمان شاهد راهپیمایی تمامی اقشار ملت باشد کمی برای تحلیل کردن سخت است، اما باید با خوشحالی گفت که واقعیت دارد وخشم اتشین مردم در حال فوران است. در کنار سرعت بسط تظاهرات شتاب رادیکال شدن شعارها نشان ازنقطه عطفی میدهد که بیانگر این واقعیت است که «مرحله مطالبات صنفی» صرف به إتمام رسیده و مرحله سیاسی شدن خواسته ها اغاز شده. نمونه هایی از این شعارها که در ظرف کمتر از ۲۴ ساعت در خیابانها سر داده شده تصدیق کننده این واقعیت است. سوریه را رها کن / فکری به حال ما کن یا مرگ یا آزادی زندانی سیاسی آزاد باید گردد ملت گدایی می‌کند، آخوند خدایی می‌کند نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم مرگ بر روحانی در قدم اول این تحول چشمگیررا باید تبریک گفت هم  به مردم و هم به مقاومت سرفراز ان که سالیان زیادی منتظر این چنین موقعیتهای استثنایی است تا در یک کمینگاه تاریخی ارتجاع مذهبی را از صحنه سیاسی و اجتماعی ایران محو کند. فاکتهای واقعی و عینی برگرفته شده از این راهپیماییها نشان قوی از تغییر دوران دارد، دورانی که رژیم به هر سوی که برود  و هر سیاست فریبکارانه ای را مد نظر قرار دهد راه به تشدید  تضادهای درونی ان میبرد وتمامیت رژیم را در مقابل چالشهای اجتماعی ضربه پذیرتر میکند. رژیم اخوندی اگر بخواهد پاسخگوی مطالبات اقتصادی مردم باشد (که نمیتواند) باید از هزینه جنگهای منطقه ای که سرسام اور نیزهستند بکاهد. در این صورت «عمق استراتژی منطقه ای» خود را در مقابل حریف اصلی از دست میدهد و با کاهش هژمونی منطقه ای مواجه خواهد شد. و اگر نخواهد هژمونی خود را از دست بدهد لاجرم نمیتواند به مطالبات مردم پاسخ دهد در این صورت تضادهای اجتماعی روز به روز عمیقتر و کشنده تر میشوند. این  شرایط برای حاکمیت اخوندها به معنی «بن بست استراتژیکی» است که  فساد سرتا پای انرا فرا گرفته است. در کشاکش جنگ سهمگینی که درمقابل حاکمیت ارتجاعی قرار دارد دو موضوع دیگر هم هست که اصلی ترین راههای فرار رژیم را بشدت مسدود میکند. اول اینکه در صحنه جهانی سیاست مماشات به گل نشسته و اصحاب معامله با پایان دوران اوباما به آخر خط رسیده اند ، از این رو مردم ما دیگر نباید شعار بدهند «اوبا اوبا تو با اونایی یا با ما».  در صحنه داخلی نیز شیادانی که به نام «اصلاح طلب» رهبری جنبش ۸۸ را بسرقت بردند و نهایتا انرا به انحراف کشاندند این بار غایب صحنه هستند که بسیار جای خوشحالی است. در این مرحله و با این ویژگیهایی که برشمرده شد ، رعشه سرنگونی به جان تمامی جناحهای رژیم بخصوص ولی فقیه طلسم شکسته افتاده است، رعشه ای که بزودی به امید خدا با سازماندهی نیروی پیشتازو استقامت مردم ایران  تبدیل به تکانه های سرنگونی خواهد شد. البته که این یک قطعیت تکاملی است که تمامی ظالمان و قصابان تاریخ گور خود را بدست خود میکنند. و طبق ایه قران عذابی عظیم برای انها در راه است. وَ إِذا قيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ (سوره بقره این ۱۱) و هنگامی که به آنان گفته شود: «در زمین فساد نکنید» می گویند: «ما فقط اصلاح کننده ایم !» وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقَابِ(سوره  الرعد ایه ۶) مسلماً پروردگارت سخت کیفر است. رژیمی که چهار دهه بنام اسلام کفر را گسترش داده ، به نام کرامت انسانی شرارت را بسط داده، بنام میهن پرستی وطن فروشی کرده، بنا م ازادی استبداد را حاکم کرده. حالا باید منتظر عذابی که خدا و خلق خدا برای ان تهیه دیده باشد. پرویز مصباحی آلمان 29.12.17

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان