05312020یکشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
در حالیکه منطقه خلیج فارس در التهاب شدید سیاسی فرو رفته و هر لحظه امکان شعله کشیدن لهیب سوزان جنگ بیشتر میشود. و درحالیکه هر روز شرایط خاورمیانه علیه رژیم آخوندی ملتهب‌تر می‌شود، وترس مرگ سرتا پای نظام را در بر گرفته است و نفس های پاسداران و بسیجی های درحال ریزش درسینه حبس شده است که چه خواهد شد؟ و مقامات تصمیم گیرنده رژیم بین جنگ و مذاکره کدام را برمی گزینند؟ بالاترین نقطه تصمیم گیری نظام علی خامنه‌ای روز سه‌شنبه ۲۴ اردیبهشت به صحنه آمد تا ترس افتاده به جان مقامات و نیروهایش را بر طرف کند. او طی سخنانی که در دیدار با مقامات کشوری و لشکری نظام بیان کرد مذاکره با آمریکا را «سم» خواند.و گفت: «جنگی به وقوع نمی ‌پیوندد و مذاکره ایی هم در میان نخواهد بود !» قبل از اینکه به شق «نه جنگ و نه مذاکره » بپردازیم که چه میزان واقعی است و در صورت فرض تحقق چنین شقی چه کسی بازنده و چه کسی برنده آن خواهد بود ؟ خالی از لطف نیست که داستان «خر ژان بوریدان» را نقل کنم. ژان بوریدان ۱۳۰۰-۱۳۵۸ فیلسوف تاثیرگذار فرانسوی و از متکلمان قرون وسطی است که در سده چهاردهم می‌زیست. تمثیل خر ژان بوریدان در مباحث مربوط به «انگیزهٔ عمل» به کار می‌رفت، داستان از این قرار است که: خری تشنه و گرسنه را بین دو کپه علف و آب می‌گذارند که هر دو یکسان ودارای یک کیفیت است و هر دو به یک اندازه از خر فاصله دارد.خر نمی‌تواند از میان دو گزینه با جذابیتِ یکسان یکی را انتخاب کند. به همین دلیل حیوان مردد و درحالت عدم تصمیم گیری سرانجام از تشنگی و گرسنگی تلف می‌شود. ژان بوریدان گفته بود: «میل و اراده وقتی با امری که دارای دو شق است روبه رو می‌شود آن چیز را که عقل ارجح می‌داند انتخاب می‌کند. به عبارت دیگر انسان در مواجهه با دو خط مشی آنرا اختیار می‌کند که به نظر او برای وی متضمن خیر برتر است. اما وقتی دو چیز یکسان باشد نخواهد توانست یکی را بر دیگری ترجیح دهد واین تردید و دو دلی رهنمون او به مرگ است.با استفاده از این مسئله می‌گویند ترجیح بلامرجح محال است.یعنی انتخاب بین دو چیز یکسان که بر هم برتری ندارد محال است. کارل مارکس فیلسوف آلمانی نیز در کتاب «هیجدهم برومر ناپلئون بناپارت»؛ گوشه‌ای به مثال خر ژان بوریدان زده‌است و تفسیر دیگری از آن بدین مضمون میدهد: «نه خری که میان دو دسته علف گیر کرده باشد و نداند کدام لذیذتر است، بلکه حالت خری که میان دو چماق مانده و می‌خواهد بداند کدام یک از آن دو دردناک‌تر است.» (نقل از منابع اینترنتی) نه مذاکره نه جنگ! حالت ولی فقیه نظام دقیقا به حالت خر ژان بوریدان البته به تفسیر مارکس! می ماند که در دو راهی مرگ به تردید است که کدام را انتخاب کند. با این تفاوت که اگر خر ژان بوریدان عقلانیت به خرج می داد! و به تصادف هم که شده یکی از دو گزینه را انتخاب میکرد زنده ماندنش حتمی بود! در حالیکه برای ولی فقیه نظام تهدید مضاعف مرگ در انتخاب هریک از گزینه ها است.و عدم انتخابش هم یعنی همین گزینه نه مذاکره و نه جنگ نیز به ضعیف شدن و مرگ تدریجی اش راه میبرد . البته او در محاسبات خود با انتخاب نکردن یکی از دو گزینه جنگ یا مذاکره که به یک اندازه او را به سقوط نزدیک میکند خواسته است همچنان زمان بخرد تا شاید در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا از جانب جریان استمالت برایش فرجی حاصل شود. اما با توجه به شرایط تحریم ها و در لیست تروریستی قرار گرفتن اهرم اصلی بقایش یعنی سپاه و به صفر نزدیک شدن صدور نفت؛ دیگر رمقی برایش نمی ماند که خود را تا انتخابات آمریکا بکشاند. زیرا اگر غیر از این می بود و رژیم در خود توانایی عبور از این بحران را می دید نیازی به این شاخ و شانه کشیدن و الدروم های بزرگتر از دهانش مثل خروج تدریجی و تعیین ضرب الاجل دوماهه برای اتحادیه اروپا نداشت و بطریق اولی با تهدید به بستن تنگه هرمز نیروی نظامی مهیب امریکا را به خلیج فارس نمی کشاند همچنانکه نیازی به ایجاد تشنج و انفجار در نفتکش های آب های بحرین نداشت. واقعیت این است که با استمرار شرایط پسا تحریم حاضر؛ و نیز در شرایطی که نیروی نظامی آمریکا بر بالای سر رژیم حضور دارد دو مولفه بلافصل زیر که تا همین امروز هم خود را نشان داده است ؛ میتوان به خوبی دید: 1-رژیم روز به روز از نظر درآمد ارزی لاغرتر و تکیده تر میشود و این معنایی جز خالی شدن خزانه و درنتیجه بسته شدن منابع و منافذش در تامین مالی نیروهای سرکوبگرش در داخل و نیروهای تروریستی اش در منطقه نیست. به عبارت دیگر هزینه ایی برای سرکوب داخلی و تروریزم وتوسعه طلبی خارجی نخواهد داشت یا به حداقل ممکن می رسد. به اعتراف خود روحانی درمراسم افطار 21 اردیبهشت توجه کنید: «من در زمان جنگ تحمیلی هم مسولیت داشتم ولی مشکلات کنونی کشور با آن زمان قابل مقایسه نیست. زیرا در زمان جنگ تحمیلی ما مشکل مراودات بانکی با جهان نداشتیم و با مشکلی در فروش نفت به دنیا روبرو نبودیم. ولی الان هر دو مشکل دست ‌و پای اقتصاد کشور را بسته است.» (نقل از حمید رضا جلایی پور روزنامه نگارنظام .) 2- ترس و رعب بسیار شدیدی ناشی ازحضور نیروهای نظامی آمریکایی در دل نیروها و کارگزاران و مقامات رژیم ایجاد شده است . به جای توضیح اضافه کافی است به اعترافات امامان جمعه و دیگر آخوندها و مقامات ریز و درشت توجه کنید تا این مفهوم بخوبی روشن شود: «هیچکس نباید از هیبت ظاهری، تشرها و هیاهوهای امریکا بترسد! ولی فقیه نظام در دیدار با مقامات کشوری و لشکری 24 اردیبهشت » «آی امت اسلامی نترسید، آی مسئولان نترسید قوه مجریه نترسید، آی مجلسی‌ها نترسید!» (آخوند ماندگاری-۲۰ اردیبهشت۹۸) . «آقای روحانی! اجازه دهید بدون تعارف بگویم؛ برخی وزرای شما بریده‌اند!» (نقوی حسینی نماینده مجلس -۱۷ اردیبهشت). نتیجه : برآیند این دو مولفه البته برای مردم ایران و میهن در زنجیر بسیار میمون و مبارک است وآن ریزش گسترده و ضعیف شدن کیفی سپاه (اگر فرونپاشد) و دیگر نیروهای سرکوبگر رژیم است . (به اعتراف آخوند حسینی-۲۰ اردیبهشت)توجه کنید: «فضای سنگین تهاجم دشمن اثر گذاشته و عده‌ای با ایجاد شایعات دشمن ریزش می‌کنند. » استمرار فشار حداکثری و خرد کننده بر رژیم جبهه مردم و مقاومت ایران، یعنی قیام و کانونهای شورشی را در تعادل‌قوای بسا بالاتری قرار میدهد و بیش از پیش قیام و انفجار اجتماعی ملت ایران را در پی خواهد داشت . فرین و کانونهای شورشی، برای جارو کردن نظام را طلب می‌کند. نعمت فیروزی 26 اردیبهشت 98 برابر با 16 می 2019

اپیدمی حماقت

منتشرشده در مقالات و نظرات
21 فروردين 1398
بعضی حماقت را ناهنجاری در رفتا و گفتار دانسته اند . بسیاری هم حماقت را کمبود هوش معنی کرده اند . در این نگرش، حماقت را میتوان کند ذهنی و کم ‌استعدادی فرد یا افرادی هم تلقی کرد . بعضی به اشتباه حماقت را به معنای نادانی بکار برده اند.

اژدهای ولایت در تله

منتشرشده در مقالات و نظرات
21 فروردين 1398
سرانجام پس از کش و قوس های بسیار و گمانه زنی های فراوان ؛ کاخ سفید با انتشار بیانیه مطبوعاتی از قول رئیس جمهوری آمریکا اعلام کرد : «امروز من رسما طرح دولت خود را برای اضافه کردن سپاه پاسداران و از جمله نیروی قدس به سازمان های تروریستی خارجی اعلام می کنم. »
یک تحول مهم در ایران رخ داده است . آن نیروی کانون های شورشی است .واحد هایی که از اعضا وهواداران مقاومت ایران تشکیل شده است. آن ها از میان نسل جوان و آزادیخواه ایران برخاسته اند. در یک سال اخیر کانون های شورشی فعالیت ضد رژیم را در ده ها شهر ایران گسترش داده اند.    (مریم رجوی در مجلس فرانسه 2 اسفند 97) مروری بر ظهور چند مفهوم درادبیات سیاسی درقرن 14 و 15و 16 تحولات فکری عصررنسانس«نوزایی» تغييراتى عظيم وبي سابقه در وضع اقتصادى واجتماعى و رشد علوم وافكار دركليه مظاهر زندگى ملل غرب پديد میآورد .با رشد شهرنشینی طبقه بورژوا در کنار اشراف فئودال و دهقانان ظهورمی کند. با انقلاب صنعتی و بوجود آمدن کارخانه ها بورژوازی گسترش یافته وطبقه سرمایه دارو طبقه کارگرشکل می گیرد. دراوایل قرن هجدهم که تجارت جهانی میشود با کشف و تسخیر سرزمین های دیگرتوسط اروپا مفهوم «استعمار» ظهورمی کند و به پدیدار شدن امپراطوری هایی در سراسر جهان می شود. درنیمه دوم قرن هجدهم با طلوع انقلاب های آمریکا و فرانسه ؛ تغییرات سیاسی اجتماعی اساسی در اروپا به وقوع می پیوندد. در انقلاب فرانسه واژه «آزادی» متولد میشود. با تولد کلمه آزادی و درستایش آن، مکتب‌های سیاسی و ادبی در قرنهای 19 و 20، شکل میگیرند. پیشرفت نظام سرمایه داری جمعیت بیشتر و بیشتری از مردم را تحت تسلط خود می گیرد وطبقه کارگر گسترش می یابد . این گسترش سود کلان نصیب صاحبان سرمایه میکند. فاصله طبقاتی وفقر درجوامع؛ بیشتر افزایش می یابد. در نیمه دوم قرن 19 فیلسوفی المانی به نام مارکس افزایش فاصله طبقاتی را ناشی از کارو دسترنج فرو دستان (کارگران و زحمتکشان) در فرآیند تولید می داند که توسط سرمایه داربه غارت برده میشود وآن را در تئوری «ارزش اضافی» فرموله می کند ؛ بدین ترتیب مفهوم «استثمار» ظهور میکند. تلاش برای نفی استثمار و برابری در کنارآزادی هدف اصلی اندیشمندان و پیشگامان و روشنفکران می شود .توده های محروم و ستمدیده نسبت به حقوق خود آگاه می شوند ؛ مبارزه علمی و علم مبارزه به عرصه دانش بشر راه می یابد . راه ها؛ شیوه ها و استراتژی های مختلف مبارزه کشف وتئوری های آن ها تدوین می شود. در مسیر کاربست تئوری به عمل؛ بشر به اهرم و کلید مهمی در تغییر اجتماعی دست می یابد وآن ضرورت «سازماندهی وتشکیلات »؛ است. اتحادیه ها ؛ سندیکاها؛ تشکل ها و سازمان های انقلابی و سیاسی؛ کانون های شورش و ارتش های رهاییبخش یکی بعد از دیگری متولد می شود. استعمار عقب می نشیند چهره عوض می کند؛ کهنه آن میرود و استعمارنو جایگزین می شود . سرانجام بعد از دو جنگ جهانی در قرن بیستم مفهوم و منشور «حقوق بشر» با 30 ماده از خرابه ها وخون 70 میلیون قربانی متولد میشود . یکی از مواد آن مقاومت ملت ها برای حقوق سلب شده و نبرد قهر آمیز و مسلحانه آنان علیه حاکمان ستمکار را برسمیت می شناسد. در نیمه دوم قرن بیستم موج جنبش های آزادیبخش بسیاری از کشورها را در بر می گیرد . انقلابی فداکار چه گوارا درسهای مبارزه خود را تحت عنوان «کانون انقلابی شورشی» تدوین و به پیشتازان مبارزه هدیه می کند . آزادی؛ ودموکراسی بسیاری از سرزمین ها را تسخیر می کند وبر تخت می نشیند .استبداد و استعمار از بسیاری از سرزمین ها گریخته یا در حال گریز است .. مبارزه برای آزادی وعدالت همچنان ادامه دارد ........ سیر مبارزه درایران ایران کهن میهن بزرگ؛ بیش از یک قرن است که خون فشان و خستگی ناپذیر ره پیمای مبارزه برای آزادی وعدالت در ادامه همین مسیراست . جدال و نبرد برای آزادی در ایران زمین از مشروطه آغاز شد .ازنقاط عطف قیام های شیخ محمد خیابانی و کلنل محمد تقی خان پسیان و سردار جنگل و نهضت ملی به رهبری پیشوای کبیر محمد مصد ق عبور کرد تا به انقلاب 22 بهمن 1357 می رسد. به سرقت رفتن انقلاب بهمن 57 توسط خمینی و شبکه آخوندی ؛ نبرد برای آزادی را وارد مرحله جدیدی میکند . این نبرد پس از کش و قوس دو سال و نیمه توسط سازمان مجاهدین از سرفصل 30 خرداد سال 60 آغاز میگردد . در 30 تیر یک ماه پس از آغاز نبرد شورای ملی مقاومت ایران متشکل از گروهها وشخصیت ها با گرایشات وتفکرات مختلف به عنوان آلترناتیو رژیم آخوندی تشکیل و به مردم ایران و جهان معرفی می شود. جنبش مقاومت با 4 دهه نبرد و مقاومت تمام عیار در برابر ملایان جنایت پیشه از فراز و نشیب بسیاری عبور میکند. حقیقت مسلمی که زیر پرده سیاه شیطان سازی آخوندها و امدادهای غیبی استعمار؛ از چشم بسیاری از نسل جوان امروزمیهن پوشیده مانده است ؛ این است که دیکتاتوری مذهبی حاکم بطور خودبخودی درسراشیب سرنگونی که مهره ها و خرمهره های خودش امروز به آن اعتراف میکنند؛ قرار نگرفته است . برخلاف صنعت آلترناتیو سازی با فوتوشاپ که این روزها و بعد از قیام دیماه 96 در دنیای مجازی رشدی قارچ گونه یافته است ؛ آلترناتیوی حقیقی وجود داشته وبا برنامه و استراتژی مشخصی بوده است که در این 4 دهه؛ جانانه و تمام عیار درگیر وچنگ درچنگ با احتناق سیاه و نفس گیر آخوندی بوده و ضربات اساسی بر آن وارد کرده است . آلترناتیوی مسئولیت پذیر و البته سازش ناپذیر که ازآغاز؛ مبارزه و نبرد؛ حرفه اش و آزادی وبرابری؛ هدفش بوده و با بکار بستن تجارب مبارزات دیگر جنبش های رهاییبخش ؛ از مراحل مختلف نبرد در شهر و جنگل و کوه تا منطقه آزاد شده درقسمتی ازخاک میهن و سرانجام تشکیل ارتش آزادی در کنار مرزهای میهن؛ عبور کرده و پرچم مقاومت را برافراشته نگاه داشته و دشمن ضد بشری را به نقطه فروپاشی فعلی کشانده است . مسیری که الترناتیو شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین در این سالیان پیموده اند ؛ فصول مختلفی دارد که پرداحتن به آن مجال و جای دیگری می طلبد . در این نوشته بسیار خلاصه به فصل آخر این مسیر که اکنون در جریان است می پردازیم . تولد کانون های شورشی به مثابه هم استراتژی هم تاکتیک «-   یک نیروی نامنظم با همه کوچکی اش می تواند در یک نبرد نابرابر بر ارتشی منظم پیروز شود.» «-  ما نباید به انتظار پیش آمدن موقعیت انقلابی بنشینیم چنین موقعیتی را خود میتوانیم به وسیله یک کانون انقلابی پدید آوریم .» «- یک کانون شورشی کوچک میتواند به عنوان یک موتور کوچک ؛ موتور بزرگ یعنی جامعه را به حرکت درآورد. »                                        (ارنستو چه گوارا انقلابی محبوب آمریکای لاتین.)   سه سال قبل از انتقال مجاهدین از لیبرتی وعراق به آلبانی؛ درحالیکه بازوی اصلی مقاومت (ارتش آزادی بخش ) در زیر موشک های نیروی تروریستی قدس و مزدوران عراقیش بود . و در حالیکه دشمنان و عقبه خارجه نشین آن در تدارک وآماده سازی برگزاری جشن نابودی آن بودند و در حالیکه رهبری مقاومت و جبهه دوستان در دعا و تلاش برای انتقال سالم آنان به محل امن بودند . درحالیکه تعادل قوای واقعی صحنه حکایت از به محاق رفتن جنبش مقاومت برای لا اقل یک دوره تاریخی میکرد؛ مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران طرح تبدیل ارتش آزادی به ارتش قیام را پی ریزی می کرد؛ در تیرو مرداد ۹۲ در اشرف و لیبرتی در بارهٔ کانونهای شورشی و نقش ارتش آزادی گفت: « بعد از خروج از لیست تروریستی به لحاظ خطی و استراتژیک، اگر بپرسید ارتش قیام با ارتش آزادی چه چیز فرق کرده است، می گویم این دو تبدیل به یک چیز و در حقیقت دو روی یک سکه شده است… هر دو در یکدیگر ادغام شده است.… حتی اگر تیمها و یکانهای پراکنده هم باشند، باز هم در چارچوب تئوری جنگ آزادیبخش نوین و ارتش آزادیبخش ملی است. واقعیت این است که در مرحله سرنگونی هر اشرفی هرجا که باشد یک کانون استراتژیک نبرد سرنگونی برپا می‌کند. بدین ترتیب هزار اشرف (کانون شورشی)هم استراتژی است وهم تاکتیک است چرا که درهر کجا و توسط هر هسته کوچک به‌مثابه یک جزء و یک مرحله کوچک از یک استراتژی بزرگ می‌تواند به اجرا درآید» . استراتژی کانونهای شورش در کادر و چارچوب همین ارتش آزادی، به مقاومت و مردم ایران این امکان را می‌دهد که در زمان مناسب برای تحقق امر سرنگونی وارد عمل بشوند و بتوانند یک حاکمیت مردمی را که خواست تمام مردم ایران است، در ایران برقرار کنند. یک سال بعد از قیام دیماه 96 با گسترش کانون های شورش در همه شهرهای میهن درستی گفته رهبر مقاومت (کانون شورشی هم استراتژی و هم تاکتیک) گواهی شده است. بیلان یک ساله و بویژه چند ماه اخیر این کانون ها حکایت از گسترش کمی (دراکثر شهرها) و کیفی (کارکرد آن در سمت دهی به قیام) دارد. شدت و شتاب فعالیت این کانون ها که در روز بیش از 20 مرکز سرکوب را هدف حملات خود قرار میدهند گویای شجاعت و رویکرد تهاجمی جوانان پیشتازمیهن است. نقش کانون های شورشی از زبان دشمن برای درک بهتر نقش و جایگاه کانون های شورش بهتراست از زبان دشمن بشنویم: سایت بهارستان متعلق به پاسداران 6شهریور 97 نوشت : کیفی ترین تحول صورت گرفته ؛ وصل عقبه کانون ها به رهبری آنان است در حال حاضر خط دهی اصلی این کانون های شورشی توسط مسعود رجوی در قالب پیام به کانون های شورشی صورت می گیرد. در یک نمونه دیگر سایت بهارستان میگوید: «آنها کانونهای شورشی را بعد نا آرامیهای اخیر تشکیل دادند که هم قدرت تکثیر نیرویی دارند و هم از پنانسیل جایگزینی لیدرهای صحنه برخوردار هستند». یا «در این روزها مجاهدین تلاش میکنند که آشوبها و نا آرامیها را به سوی کانونهای شورشی سمت و سو بدهند تا جای پایی ایجاد کرده و همانطور که عادت دارند به تشکیلات و روابطی دست پیدا کنند و این چیزیست که ما در اروپا انتظار آنرا نداشتیم». در تاریخ 24مرداد پاسدار علی زارعی از سران سپاه گفت: سازمان مجاهدین با اهرم هایش که همان کانون های شورشی باشند با شعار عجیب «وای به روزی که مسلح شویم» به آتش افکنی در میان نسل جوان مشغولند. سایت حکومتی قابوس نامه 28 شهریور97 نوشت: نبض بسیاری از نا آرامی های کشور در دست مجاهدین است . آنان به سازماندهی جوانان می پردازند وبقول خودشان از آنان کانون شورشی درست میکنند. از این پیشتر ولی فقیه رژیم چند روز بعد از قیام دیماه شخصا به صحنه شتافت و بطورصریح وبه زبان آخوندی به مجاهدین به عنوان یکی از اضلاع توطئه اشاره کرد و بعد هم شورای عالی امنیت رژیم را مامور به انتقام از مجاهدین کرد. آینده نزدیک بیشتر گواهی خواهد داد چگونه کانون های شورشی ؛ تدارک ارتش قیام پیش برده و قیام مردمی را رقم زده و سرنگونی محتوم رژیم را محقق میکند. طلای ناب حقیقت را تنها آنانی می یابند که در پی آن؛ کوره راههای پرخطر و بی شماررا درنوردند و از شکست نهراسند وبه ضرورت حیاتی آزادی و عدالت اجتماعی برای انسان و جامعه عمیقا باور داشته باشند . نعمت فیروزی 16 مارس 2019 26 اسفند97

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان