12062019جمعه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
یک تحول مهم در ایران رخ داده است . آن نیروی کانون های شورشی است .واحد هایی که از اعضا وهواداران مقاومت ایران تشکیل شده است. آن ها از میان نسل جوان و آزادیخواه ایران برخاسته اند. در یک سال اخیر کانون های شورشی فعالیت ضد رژیم را در ده ها شهر ایران گسترش داده اند.    (مریم رجوی در مجلس فرانسه 2 اسفند 97) مروری بر ظهور چند مفهوم درادبیات سیاسی درقرن 14 و 15و 16 تحولات فکری عصررنسانس«نوزایی» تغييراتى عظيم وبي سابقه در وضع اقتصادى واجتماعى و رشد علوم وافكار دركليه مظاهر زندگى ملل غرب پديد میآورد .با رشد شهرنشینی طبقه بورژوا در کنار اشراف فئودال و دهقانان ظهورمی کند. با انقلاب صنعتی و بوجود آمدن کارخانه ها بورژوازی گسترش یافته وطبقه سرمایه دارو طبقه کارگرشکل می گیرد. دراوایل قرن هجدهم که تجارت جهانی میشود با کشف و تسخیر سرزمین های دیگرتوسط اروپا مفهوم «استعمار» ظهورمی کند و به پدیدار شدن امپراطوری هایی در سراسر جهان می شود. درنیمه دوم قرن هجدهم با طلوع انقلاب های آمریکا و فرانسه ؛ تغییرات سیاسی اجتماعی اساسی در اروپا به وقوع می پیوندد. در انقلاب فرانسه واژه «آزادی» متولد میشود. با تولد کلمه آزادی و درستایش آن، مکتب‌های سیاسی و ادبی در قرنهای 19 و 20، شکل میگیرند. پیشرفت نظام سرمایه داری جمعیت بیشتر و بیشتری از مردم را تحت تسلط خود می گیرد وطبقه کارگر گسترش می یابد . این گسترش سود کلان نصیب صاحبان سرمایه میکند. فاصله طبقاتی وفقر درجوامع؛ بیشتر افزایش می یابد. در نیمه دوم قرن 19 فیلسوفی المانی به نام مارکس افزایش فاصله طبقاتی را ناشی از کارو دسترنج فرو دستان (کارگران و زحمتکشان) در فرآیند تولید می داند که توسط سرمایه داربه غارت برده میشود وآن را در تئوری «ارزش اضافی» فرموله می کند ؛ بدین ترتیب مفهوم «استثمار» ظهور میکند. تلاش برای نفی استثمار و برابری در کنارآزادی هدف اصلی اندیشمندان و پیشگامان و روشنفکران می شود .توده های محروم و ستمدیده نسبت به حقوق خود آگاه می شوند ؛ مبارزه علمی و علم مبارزه به عرصه دانش بشر راه می یابد . راه ها؛ شیوه ها و استراتژی های مختلف مبارزه کشف وتئوری های آن ها تدوین می شود. در مسیر کاربست تئوری به عمل؛ بشر به اهرم و کلید مهمی در تغییر اجتماعی دست می یابد وآن ضرورت «سازماندهی وتشکیلات »؛ است. اتحادیه ها ؛ سندیکاها؛ تشکل ها و سازمان های انقلابی و سیاسی؛ کانون های شورش و ارتش های رهاییبخش یکی بعد از دیگری متولد می شود. استعمار عقب می نشیند چهره عوض می کند؛ کهنه آن میرود و استعمارنو جایگزین می شود . سرانجام بعد از دو جنگ جهانی در قرن بیستم مفهوم و منشور «حقوق بشر» با 30 ماده از خرابه ها وخون 70 میلیون قربانی متولد میشود . یکی از مواد آن مقاومت ملت ها برای حقوق سلب شده و نبرد قهر آمیز و مسلحانه آنان علیه حاکمان ستمکار را برسمیت می شناسد. در نیمه دوم قرن بیستم موج جنبش های آزادیبخش بسیاری از کشورها را در بر می گیرد . انقلابی فداکار چه گوارا درسهای مبارزه خود را تحت عنوان «کانون انقلابی شورشی» تدوین و به پیشتازان مبارزه هدیه می کند . آزادی؛ ودموکراسی بسیاری از سرزمین ها را تسخیر می کند وبر تخت می نشیند .استبداد و استعمار از بسیاری از سرزمین ها گریخته یا در حال گریز است .. مبارزه برای آزادی وعدالت همچنان ادامه دارد ........ سیر مبارزه درایران ایران کهن میهن بزرگ؛ بیش از یک قرن است که خون فشان و خستگی ناپذیر ره پیمای مبارزه برای آزادی وعدالت در ادامه همین مسیراست . جدال و نبرد برای آزادی در ایران زمین از مشروطه آغاز شد .ازنقاط عطف قیام های شیخ محمد خیابانی و کلنل محمد تقی خان پسیان و سردار جنگل و نهضت ملی به رهبری پیشوای کبیر محمد مصد ق عبور کرد تا به انقلاب 22 بهمن 1357 می رسد. به سرقت رفتن انقلاب بهمن 57 توسط خمینی و شبکه آخوندی ؛ نبرد برای آزادی را وارد مرحله جدیدی میکند . این نبرد پس از کش و قوس دو سال و نیمه توسط سازمان مجاهدین از سرفصل 30 خرداد سال 60 آغاز میگردد . در 30 تیر یک ماه پس از آغاز نبرد شورای ملی مقاومت ایران متشکل از گروهها وشخصیت ها با گرایشات وتفکرات مختلف به عنوان آلترناتیو رژیم آخوندی تشکیل و به مردم ایران و جهان معرفی می شود. جنبش مقاومت با 4 دهه نبرد و مقاومت تمام عیار در برابر ملایان جنایت پیشه از فراز و نشیب بسیاری عبور میکند. حقیقت مسلمی که زیر پرده سیاه شیطان سازی آخوندها و امدادهای غیبی استعمار؛ از چشم بسیاری از نسل جوان امروزمیهن پوشیده مانده است ؛ این است که دیکتاتوری مذهبی حاکم بطور خودبخودی درسراشیب سرنگونی که مهره ها و خرمهره های خودش امروز به آن اعتراف میکنند؛ قرار نگرفته است . برخلاف صنعت آلترناتیو سازی با فوتوشاپ که این روزها و بعد از قیام دیماه 96 در دنیای مجازی رشدی قارچ گونه یافته است ؛ آلترناتیوی حقیقی وجود داشته وبا برنامه و استراتژی مشخصی بوده است که در این 4 دهه؛ جانانه و تمام عیار درگیر وچنگ درچنگ با احتناق سیاه و نفس گیر آخوندی بوده و ضربات اساسی بر آن وارد کرده است . آلترناتیوی مسئولیت پذیر و البته سازش ناپذیر که ازآغاز؛ مبارزه و نبرد؛ حرفه اش و آزادی وبرابری؛ هدفش بوده و با بکار بستن تجارب مبارزات دیگر جنبش های رهاییبخش ؛ از مراحل مختلف نبرد در شهر و جنگل و کوه تا منطقه آزاد شده درقسمتی ازخاک میهن و سرانجام تشکیل ارتش آزادی در کنار مرزهای میهن؛ عبور کرده و پرچم مقاومت را برافراشته نگاه داشته و دشمن ضد بشری را به نقطه فروپاشی فعلی کشانده است . مسیری که الترناتیو شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین در این سالیان پیموده اند ؛ فصول مختلفی دارد که پرداحتن به آن مجال و جای دیگری می طلبد . در این نوشته بسیار خلاصه به فصل آخر این مسیر که اکنون در جریان است می پردازیم . تولد کانون های شورشی به مثابه هم استراتژی هم تاکتیک «-   یک نیروی نامنظم با همه کوچکی اش می تواند در یک نبرد نابرابر بر ارتشی منظم پیروز شود.» «-  ما نباید به انتظار پیش آمدن موقعیت انقلابی بنشینیم چنین موقعیتی را خود میتوانیم به وسیله یک کانون انقلابی پدید آوریم .» «- یک کانون شورشی کوچک میتواند به عنوان یک موتور کوچک ؛ موتور بزرگ یعنی جامعه را به حرکت درآورد. »                                        (ارنستو چه گوارا انقلابی محبوب آمریکای لاتین.)   سه سال قبل از انتقال مجاهدین از لیبرتی وعراق به آلبانی؛ درحالیکه بازوی اصلی مقاومت (ارتش آزادی بخش ) در زیر موشک های نیروی تروریستی قدس و مزدوران عراقیش بود . و در حالیکه دشمنان و عقبه خارجه نشین آن در تدارک وآماده سازی برگزاری جشن نابودی آن بودند و در حالیکه رهبری مقاومت و جبهه دوستان در دعا و تلاش برای انتقال سالم آنان به محل امن بودند . درحالیکه تعادل قوای واقعی صحنه حکایت از به محاق رفتن جنبش مقاومت برای لا اقل یک دوره تاریخی میکرد؛ مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران طرح تبدیل ارتش آزادی به ارتش قیام را پی ریزی می کرد؛ در تیرو مرداد ۹۲ در اشرف و لیبرتی در بارهٔ کانونهای شورشی و نقش ارتش آزادی گفت: « بعد از خروج از لیست تروریستی به لحاظ خطی و استراتژیک، اگر بپرسید ارتش قیام با ارتش آزادی چه چیز فرق کرده است، می گویم این دو تبدیل به یک چیز و در حقیقت دو روی یک سکه شده است… هر دو در یکدیگر ادغام شده است.… حتی اگر تیمها و یکانهای پراکنده هم باشند، باز هم در چارچوب تئوری جنگ آزادیبخش نوین و ارتش آزادیبخش ملی است. واقعیت این است که در مرحله سرنگونی هر اشرفی هرجا که باشد یک کانون استراتژیک نبرد سرنگونی برپا می‌کند. بدین ترتیب هزار اشرف (کانون شورشی)هم استراتژی است وهم تاکتیک است چرا که درهر کجا و توسط هر هسته کوچک به‌مثابه یک جزء و یک مرحله کوچک از یک استراتژی بزرگ می‌تواند به اجرا درآید» . استراتژی کانونهای شورش در کادر و چارچوب همین ارتش آزادی، به مقاومت و مردم ایران این امکان را می‌دهد که در زمان مناسب برای تحقق امر سرنگونی وارد عمل بشوند و بتوانند یک حاکمیت مردمی را که خواست تمام مردم ایران است، در ایران برقرار کنند. یک سال بعد از قیام دیماه 96 با گسترش کانون های شورش در همه شهرهای میهن درستی گفته رهبر مقاومت (کانون شورشی هم استراتژی و هم تاکتیک) گواهی شده است. بیلان یک ساله و بویژه چند ماه اخیر این کانون ها حکایت از گسترش کمی (دراکثر شهرها) و کیفی (کارکرد آن در سمت دهی به قیام) دارد. شدت و شتاب فعالیت این کانون ها که در روز بیش از 20 مرکز سرکوب را هدف حملات خود قرار میدهند گویای شجاعت و رویکرد تهاجمی جوانان پیشتازمیهن است. نقش کانون های شورشی از زبان دشمن برای درک بهتر نقش و جایگاه کانون های شورش بهتراست از زبان دشمن بشنویم: سایت بهارستان متعلق به پاسداران 6شهریور 97 نوشت : کیفی ترین تحول صورت گرفته ؛ وصل عقبه کانون ها به رهبری آنان است در حال حاضر خط دهی اصلی این کانون های شورشی توسط مسعود رجوی در قالب پیام به کانون های شورشی صورت می گیرد. در یک نمونه دیگر سایت بهارستان میگوید: «آنها کانونهای شورشی را بعد نا آرامیهای اخیر تشکیل دادند که هم قدرت تکثیر نیرویی دارند و هم از پنانسیل جایگزینی لیدرهای صحنه برخوردار هستند». یا «در این روزها مجاهدین تلاش میکنند که آشوبها و نا آرامیها را به سوی کانونهای شورشی سمت و سو بدهند تا جای پایی ایجاد کرده و همانطور که عادت دارند به تشکیلات و روابطی دست پیدا کنند و این چیزیست که ما در اروپا انتظار آنرا نداشتیم». در تاریخ 24مرداد پاسدار علی زارعی از سران سپاه گفت: سازمان مجاهدین با اهرم هایش که همان کانون های شورشی باشند با شعار عجیب «وای به روزی که مسلح شویم» به آتش افکنی در میان نسل جوان مشغولند. سایت حکومتی قابوس نامه 28 شهریور97 نوشت: نبض بسیاری از نا آرامی های کشور در دست مجاهدین است . آنان به سازماندهی جوانان می پردازند وبقول خودشان از آنان کانون شورشی درست میکنند. از این پیشتر ولی فقیه رژیم چند روز بعد از قیام دیماه شخصا به صحنه شتافت و بطورصریح وبه زبان آخوندی به مجاهدین به عنوان یکی از اضلاع توطئه اشاره کرد و بعد هم شورای عالی امنیت رژیم را مامور به انتقام از مجاهدین کرد. آینده نزدیک بیشتر گواهی خواهد داد چگونه کانون های شورشی ؛ تدارک ارتش قیام پیش برده و قیام مردمی را رقم زده و سرنگونی محتوم رژیم را محقق میکند. طلای ناب حقیقت را تنها آنانی می یابند که در پی آن؛ کوره راههای پرخطر و بی شماررا درنوردند و از شکست نهراسند وبه ضرورت حیاتی آزادی و عدالت اجتماعی برای انسان و جامعه عمیقا باور داشته باشند . نعمت فیروزی 16 مارس 2019 26 اسفند97
هر قدر بیشتر به تاریخ  معاصر میهن مان نظر کنیم این نکته را بیشتر درمی یابیم  که دیکتاتوری ها زمانی فرو ریخته اند که مقاومت  وقیام مردمی در داخل سر انجام خواست خود را به حامیان بین المللی دیکتاتورها تحمیل کرده و اجماع بین المللی را به کرسی نشانده است.
«تمام دیکتاتور‌ها با یک اسطوره می‌آیند اسطوره دشمن...آنها دشمن را مظهر شیطان و شر مطلق و دستگاه جبار خودشان را نجیب زاده مادرزاد و نمونه اخلاق وعدالت و تمام خوبی های عالم ؛ معرفی می کنند. » برگرفته از کتابی به نام «نقد و تحلیل جباریت »اثرروان‌شناس معروف ضد فاشیسم مانس اشپربر .

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان